کلا از کانسپت روز دختر و روز پسر و روز فلان و بهمان خوشم نمیاد از این روزهای تبریک گفتنی درواقع. فقط روز پدر و مادر و شاید شغل آدم تبریک داشته باشه، مثلا روز حسابدار، پزشک، معلم، مهندس و... دیگه روز دختر و پسر چیه؟ اونم چندتا چندتا؟ خواستی علاقهات رو ثابت کنی بیمناسبت کادو میدادی، چمیدونم بیمناسبت میتونستی پیام بدی قربون صدقه بری. همش دنبال بهونهان بخدا.
۱.۴K
۱۴:۴۳
هیچوقت متوجه نشدم اینکه میگن اگه ۲۱روز و ۴۰ روز و چمیدونم ۶۰ روز و فلان یه کاری رو انجام بدی، عادت میشه برات یعنی چی؟ من اگه کاری رو شش ماه بیوقفه هم انجام بدم و فقط یکی دو روز فاصله بیفته دیگه انجامش نمیدم. نه که نخوام، نمیتونم، نمیشه. حداقل تا الان که اینطور بوده به امید اینکه هروقت بزرگ شدم خوب شم!
🫶۶۳
۱.۳K
۱۴:۴۸
۱.۲K
۱۵:۱۳
این کامنتارو پای ویدیوی یه دختر ایرانی دبیرستانی که تو آمریکا درس میخونه دیدم. نمونههای زیادی هم قبلا دیده بودم که واقعا باعث تعجب و شگفتیه. کاش توانایی اینو داشتم که به تکتک این بچهها بگم که اولا آمریکا سه مدل مدرسه داره؛ پاپلیک اسکول که تقریبا معادلش میشه مدرسه دولتی ما تو ایران، مدرسه چارتر که نیمه دولتیه، حدودا مثل مدارس هیئتامنایی ما، نوع سوم هم پرایوت اسکول که همون مدرسه خصوصیه که اینجا هم داریم. اون مدارس دولتی و تقریبا رایگان از خصوصیا خیلی معمولیترن، خیلی زیاد؛ اما یه تفاوت مهم با ما دارن، اونم اینه که در آمریکا نهاد متمرکزی مثل آموزش و پرورش کنترل مدارس رو به عهده نداره؛ ساده بخوابم بگم یعنی ایالت به ایالت قوانین و شرایط و امکانات متفاوته. دولت فدرال نظارت محدود داره و دولت ایالتی استانداردهای کلی رو مشخص میکنه و درنهایت منطقه آموزشی(تقریبا مثل اداره آ.پ شهرستان) کنترل حوزه خودش رو به دست میگیره. یعنی شرایط کسی که تو نیویورک میره مدرسه دولتی با اونی که تو کالیفرنیاست فرق داره.
حالا چند نکته دیگه هم وجود داره...
حالا چند نکته دیگه هم وجود داره...
۱.۲K
۱۵:۱۳
یک نکته اینه که دانشآموز ایرانی میاد یه پرایوت اسکول خیلی اعیونی رو با یه مدرسه ساده دولتی تو کشور خودش مقایسه میکنه. دراصل باید اون مدرسه گرون آمریکایی رو مثلا با مدرسه شهیدمهدوی و سلام و... مقایسه کنی تا به درک درست برسی!
مورد بعدی اینه مگه سیستم حکومتی راستگرا نمیخواستین؟ خیلی خب سیستم سرمایهداری همینه دیگه، هرکی پول بیشتری داره میره مدرسه گرونتر، هیچ فرقی هم نداره کجا باشی.
حالا اگه اون مسئله مختلط بودن پسر و دختر مدنظر بعضیاست، درباره اون نظری ندارم. اما میتونم با پروندههای جناییای که خوندم و روابط رقابتی و داستانهایی که ذیل همین اختلاط، چه ماجراها که نساخته. یعنی درباره درست و غلطش حرفی ندارم اما تا حد زیادی مطمئنم اگه اینجا هم اون شکلی بود، بعد چندسال بسیاری از دخترا آرزو میکردن کنار پسرا نباشن! کیفیت آموزشی هم که اگه یه گشت و گذار تو محتواهایی که خود آمریکاییا میسازن ببینید متوجه میشید، حداقل درباره اون مدارس دولتی به شناخت مناسبی میرسید.
مورد بعدی اینه مگه سیستم حکومتی راستگرا نمیخواستین؟ خیلی خب سیستم سرمایهداری همینه دیگه، هرکی پول بیشتری داره میره مدرسه گرونتر، هیچ فرقی هم نداره کجا باشی.
حالا اگه اون مسئله مختلط بودن پسر و دختر مدنظر بعضیاست، درباره اون نظری ندارم. اما میتونم با پروندههای جناییای که خوندم و روابط رقابتی و داستانهایی که ذیل همین اختلاط، چه ماجراها که نساخته. یعنی درباره درست و غلطش حرفی ندارم اما تا حد زیادی مطمئنم اگه اینجا هم اون شکلی بود، بعد چندسال بسیاری از دخترا آرزو میکردن کنار پسرا نباشن! کیفیت آموزشی هم که اگه یه گشت و گذار تو محتواهایی که خود آمریکاییا میسازن ببینید متوجه میشید، حداقل درباره اون مدارس دولتی به شناخت مناسبی میرسید.
۱.۲K
۱۵:۳۳
تو ایران، تحصیل تا پایه نهم اجباریه، یعنی اگه پدر و مادری بچه رو نفرستن درس بخونه و محرومش کنن، کارشون غیرقانونیه و مجازات داره..ما که نه دقیقا سیستم چپ داریم نه راست، آموزش دولتی باید در دسترس همه باشه. هرکی هم پول بیشتری داشت بره خصوصی. شرایط این شکلیه. اما واقعا نقد جدی و به جاییه که مدرسههای دولتی باید خیلی خیلی خیلی بهتر از این حرفا باشن، چندسال اخیر هم اقداماتی انجام شده و امیدوارم روندش سریعتر و جدیتر بشه...کتابهای درسی هم قبلا انتقاد کردم و دربارهشون گفتم. ناامید هم نیستم البته!
اینجا یه پرانتز باز کنم برای اشاره به آمار تیراندازی و کشتار مدارس آمریکا و البته گریزی داشته باشیم به مدارس کرهجنوبی مثلا. با اون میزان وحشتناک قلدری و جوی که بین بچههاست. مدرسههای اعیونی در کنار مدلهای جنگلیش! فیلم و سریالم که زیاد ساختن دربارهاش.
حالا اصل حرفم اینه که مدتیه به طور جدی همه دارن دست به دست هم میدن که جایگاه آموزش و مدرسه و دانشآموز و معلم رو تو ایران پایین بیارن. قصه پر غصهایه و چرا و چطور و چگونهاش هم بماند.
اما اگر هم بنا به مقایسه است، از آ.پ گرفته تا مدیر و معاون و معلم و بعد دانشآموز و خانوادهها بهتره خودشون رو با سیستم ژاپن و یا بهتر از اون کشورهای اسکاندیناوی مقایسه کنن. اونطور که به بچهها مسئولیت پذیری آموزش داده میشه. اینجا اگه به دانشآموز بگی نیمکت خودتو تمیز کن، فردا مامانش میاد میگه مگه بچهام کلفته؟
اینجا یه پرانتز باز کنم برای اشاره به آمار تیراندازی و کشتار مدارس آمریکا و البته گریزی داشته باشیم به مدارس کرهجنوبی مثلا. با اون میزان وحشتناک قلدری و جوی که بین بچههاست. مدرسههای اعیونی در کنار مدلهای جنگلیش! فیلم و سریالم که زیاد ساختن دربارهاش.
حالا اصل حرفم اینه که مدتیه به طور جدی همه دارن دست به دست هم میدن که جایگاه آموزش و مدرسه و دانشآموز و معلم رو تو ایران پایین بیارن. قصه پر غصهایه و چرا و چطور و چگونهاش هم بماند.
اما اگر هم بنا به مقایسه است، از آ.پ گرفته تا مدیر و معاون و معلم و بعد دانشآموز و خانوادهها بهتره خودشون رو با سیستم ژاپن و یا بهتر از اون کشورهای اسکاندیناوی مقایسه کنن. اونطور که به بچهها مسئولیت پذیری آموزش داده میشه. اینجا اگه به دانشآموز بگی نیمکت خودتو تمیز کن، فردا مامانش میاد میگه مگه بچهام کلفته؟
۱.۲K
۱۵:۴۴
اینم پست یه دختر ایرانی که تو فرانسه میره پرایوت اسکول. نوشته بود باید کفش پاشهدار بپوشیم حتما! یه بار یکی از بچهها کتونی پوشیده بود، برگردوندنش خونه، کفشش رو عوض کنه و برگرده. یا یه قانون دیگه ناخنهای همیشه مانیکور شده است اجباریه، لاک نهها، مانیکور و بلند هم نباید باشه.
حالا هر مدرسهای هرجای دنیا قوانین خودش رو داره، اما مسئله اون قانونپذیریه که بچهها آموزش میدن. ولی خب کلا نگرش و ذهنیت ایرانی خیلی متفاوته در این زمینه و نمیدونم چرا!
حالا هر مدرسهای هرجای دنیا قوانین خودش رو داره، اما مسئله اون قانونپذیریه که بچهها آموزش میدن. ولی خب کلا نگرش و ذهنیت ایرانی خیلی متفاوته در این زمینه و نمیدونم چرا!
۱.۲K
۱۶:۱۲
-
۱K
۱۹:۲۹
شما یکبار بیتعصب و دگماندیشی، قشنگ این گفتههارو بخون، ببین چقدر چنین فکر و نگاهی زیبا، درست و نشانه روح متعالی گوینده است:
[همینجا اشاره بکنم به این بناهای باستانىِ مربوط به قبل از اسلام؛ تخت جمشید و بقیهی چیزهائی که در این استان هست. انسان از دو نظر ممکن است به این مراکز باستانی نگاه کند؛ اینها را باید از هم تفکیک کرد. یک نگاه این است که اینها متعلق به جباران تاریخ بوده. هر کدامی که نگاه میکنیم، به یک نحوی به یکی از جباران تاریخ و طاغوتهای بشری ارتباط پیدا میکند. بله، از این جهت نگاه منفی به اینها هست. غالب متدینین و انسانهائی که نفرت طبیعی از استبداد و از جباریت دارند، با این دید وقتی به این بناهای باستانی نگاه میکنند، طبعاً برای آنها جاذبهای ندارد. لیکن یک جنبهی دیگر هم وجود دارد و آن این است که این بناها محصول سرپنجهی هنرمند ایرانی است؛ محصول فکر راقی و روشنبین ایرانی است در سالها و قرنها پیش از این؛ این جنبهی مثبت قضیه است.
همهی بناهائی که از لحاظ تاریخی - چه در اینجا، چه در اصفهان، چه در بقیهی نقاط کشور - وجود دارد، از این قبیل است. درست است که جباران استفاده کردند، اما خالق و آفرینندهی این مجموعهها کیست؟ ذهن ایرانی است، سرانگشت هنرمند ایرانی است، روحیهی بلندنظر ایرانی است، ابتکار و ذوق ایرانی است؛ این برای یک ملت افتخار است. با این دید وقتی نگاه بکنیم، میبینیم اینها مثبت است؛ چه تخت جمشید، چه بقیهی مناطق دیگر. اینها را نشان بدهید.
در دنیا از چیزهائی که جنبهی افتخارآمیز هم خیلی ندارد، گاهی اوقات به عنوان مفاخر تاریخی استفاده میکنند. آن کسانی که مفاخر تاریخی را ندارند، برای خودشان خلق میکنند! ما این همه مفاخر تاریخی داریم، این همه چیزهائی که مایهی تفاخر تاریخی ملت ایران است، اعتماد به نفس ملت ایران است؛ چرا اینها را نشان ندهیم؟
یک نفری برای من نقل میکرد، میگفت رفته بودیم یونان؛ ما را به مراکز گردشگری گوناگون میبردند و آنها را به ما نشان میدادند؛ از جمله به نقطهای بردند، گفتند اینجا همانجائی است که سپاهیان ایرانی آمدند اینجا، از ما شکست خوردند. مردم را به یک بیابان خالی میبرند و نشان میدهند که اینجا آنجائی است که ایرانیها در آن دوره لشکرکشی کردند و در اینجا شکست خوردند. یک فضای خالی را نشان میدهند، یک مدّعای تاریخی را با یک فضای خالی اثبات میکنند. خب، اینجا نزدیکی کازرون - آنطوری که شنیدم- مجسمهی والرین است، امپراتور روم، که زانو زده در مقابل پادشاه ایران. خیلی خب، اینجا را بروید نشان بدهید؛ این به آن در! این همه نقاط مثبتی که میتواند گذشتهی ما را نشان بدهد.
[همینجا اشاره بکنم به این بناهای باستانىِ مربوط به قبل از اسلام؛ تخت جمشید و بقیهی چیزهائی که در این استان هست. انسان از دو نظر ممکن است به این مراکز باستانی نگاه کند؛ اینها را باید از هم تفکیک کرد. یک نگاه این است که اینها متعلق به جباران تاریخ بوده. هر کدامی که نگاه میکنیم، به یک نحوی به یکی از جباران تاریخ و طاغوتهای بشری ارتباط پیدا میکند. بله، از این جهت نگاه منفی به اینها هست. غالب متدینین و انسانهائی که نفرت طبیعی از استبداد و از جباریت دارند، با این دید وقتی به این بناهای باستانی نگاه میکنند، طبعاً برای آنها جاذبهای ندارد. لیکن یک جنبهی دیگر هم وجود دارد و آن این است که این بناها محصول سرپنجهی هنرمند ایرانی است؛ محصول فکر راقی و روشنبین ایرانی است در سالها و قرنها پیش از این؛ این جنبهی مثبت قضیه است.
همهی بناهائی که از لحاظ تاریخی - چه در اینجا، چه در اصفهان، چه در بقیهی نقاط کشور - وجود دارد، از این قبیل است. درست است که جباران استفاده کردند، اما خالق و آفرینندهی این مجموعهها کیست؟ ذهن ایرانی است، سرانگشت هنرمند ایرانی است، روحیهی بلندنظر ایرانی است، ابتکار و ذوق ایرانی است؛ این برای یک ملت افتخار است. با این دید وقتی نگاه بکنیم، میبینیم اینها مثبت است؛ چه تخت جمشید، چه بقیهی مناطق دیگر. اینها را نشان بدهید.
در دنیا از چیزهائی که جنبهی افتخارآمیز هم خیلی ندارد، گاهی اوقات به عنوان مفاخر تاریخی استفاده میکنند. آن کسانی که مفاخر تاریخی را ندارند، برای خودشان خلق میکنند! ما این همه مفاخر تاریخی داریم، این همه چیزهائی که مایهی تفاخر تاریخی ملت ایران است، اعتماد به نفس ملت ایران است؛ چرا اینها را نشان ندهیم؟
یک نفری برای من نقل میکرد، میگفت رفته بودیم یونان؛ ما را به مراکز گردشگری گوناگون میبردند و آنها را به ما نشان میدادند؛ از جمله به نقطهای بردند، گفتند اینجا همانجائی است که سپاهیان ایرانی آمدند اینجا، از ما شکست خوردند. مردم را به یک بیابان خالی میبرند و نشان میدهند که اینجا آنجائی است که ایرانیها در آن دوره لشکرکشی کردند و در اینجا شکست خوردند. یک فضای خالی را نشان میدهند، یک مدّعای تاریخی را با یک فضای خالی اثبات میکنند. خب، اینجا نزدیکی کازرون - آنطوری که شنیدم- مجسمهی والرین است، امپراتور روم، که زانو زده در مقابل پادشاه ایران. خیلی خب، اینجا را بروید نشان بدهید؛ این به آن در! این همه نقاط مثبتی که میتواند گذشتهی ما را نشان بدهد.
۴۴۹
۱۱:۴۵