عکس پروفایل این امیر بگیرها

این امیر بگیره

۴ عضو
#پارت_1🧿🫀
روی تخت دراز کشیده بودم و به سقف خیره بودم
منتظر پری بودم که بیاد و باهم صحبت کنیمپری تنها دوستی بود که خیلی باهاش صمیمی بودم
تو حال و هوای خودم بودم که ناگهان در باز شد و پری مثل گاو اومد تو...
عین قورباغه از تخت پریدم پایین و با ترس گفتم:کره خر مگه اینجا طویلس؟ صد بار بهت گفتم اول در بزن بعد بیا تو ، شاید کار داشته باشم

نیششو باز کرد و چشکمی بهم زد و گفت:
+جوون خانمی مگه شما کارم دارید؟ افتخار بدین یبار باهم کار داشته باشیم

خاک تو سرت پری این حرفا چیه دختر؟ مگ پسری که چشم داری بهم؟

+ مگه حتما باید پسر باشم که رو همچین دافی نظر داشته باشم جیگر؟؟
از حرفش خندم گرفت جفتمون میدونسیم واسه چی میگفت:
تک خنده ای کردم و با عشوه گفتم : پری؟؟
+جونه پری خوشگلم ، بنال عزیزم
_جون به جونت کنن یه طویله گاوی ، فردا برای دانشگاه چی میپوشی؟  دستشو زد به کمرش و به افق خیره شد . انگار داشت فیزیک کوانتوم حل میکرد این بشر
_هووووی پری با تواما +مرگ چته تو؟ دارم فکر میکنم صبرکن دیگ
که یهو دستاشو به هم کوبید و با اشتیاق گفت:+فهمیدممممممم ، لباس
از حرفش تعجب کردم ، چرا انقد خنگ بود این دختر؟ خدایا خودت اینو شفا بده لطفا...

۹۲

۱۵:۳۱

#پارت_2🧿🫀
_باهوش نگفتم که میخوای برگ درختای جزیره سومالیو بپوشی ، کدوم لباستو میپوشی؟
+ اصلا به تو چه من چی میپوشم؟ به فکر لباسای خودت باش گوگولی
چشم قره ای بهش رفتم و از جام بلند شدم _من میرم برات یه شربتی بیارم کوفت کنی
سری تکون داد و گوشیشو از کیفش در اورد و مشغول ور رفتن با اون شد....
به سمت آشپز خونه حرکت کردم که مامان در حال پختن کیک برای عصرونه بود
قربونش برم کدبانوییه برای خودش و از هر انگشتش یه هنر میباره
عاشق پوست سفید و موهای خرماییش بودم که به منم به ارث رسیده و زیباییمو صدبرابر کرده
با فکرایی که تو سرم میچرخید ناخود آگاه لبخندی زدم . خاک تو سرت دریا چه فکرایی میکنی تو؟
خجالت بکش نره خر زشته. همینطور که به خودم فحش میدادم به ارومی  وارد آݜپزخونه شدم و دستامو از پشت گزاشتم روی چشمای مامان
اگه گفتی من کیم؟؟؟
دستشو گزاشت رو دستام و گفت:+تو عشق منی دریای مامان و با یه حرکت برگشت و بغلم کرد .بوسه ای روی موهای کاشت و منو به خودش بیشتر فشار داد
خودمو لوس کردم و باحالت بچه گونه ای گفتم:_ممنی من دوشنمه .تازه خاله پریا اومده باید براش شربت دلست تونیا
از بغلش منو کشوند بیرون و  با کف گیری که تو دستش بود زد تو سرم.

۹۲

۱۵:۳۴

#پارت_3🧿🫀
آخ مامان چرا میزنی؟؟ مگ چی گفتمممم

+صد بار بهت نگفتم مثل آدمیزاد صحبت کن دریا؟ مگه 8 سالته که اینجوری حرف میزنی .تو دیگه بزرگ شدی مامان جان

همونطور که سرمو میمالوندم ازش فاصله گرفتم و بوسه ای براش فرستادم و گفتم:
_تشم ممن جون

+تو آدم نمیشی دختر ، الحق که لنگه باباتی

از حرفش پقی زدم زیر خنده . بابام یه دلقلکی بود دومیش نیومده بود

مامان لطفا شربت بیار برای این گوریل آبی تا مارو بجای شامش نخورده

منتظر جوابش نشدم و به حالت دو رفتم سمت اتاقم. حتما الان تو دلش داره فحش میده که چرا من ادم نمیشم؟؟ واقعا خودمم نمیدونم .این حس بازیگوشی و شوخ طبعیم واقعا عجیبه
شونه ای بالا انداختم و در اتاقو باز کردمپری روی صندلی نشسته بود و همچنان مشۼول ور رفتن با گوشی کوفتیش بود
این دختر آخرش کور میشه از بس سرش تو گوشیه....

۹۲

۱۵:۳۴

#پارت_4🧿🫀
یعنی حتی متوجه  نشد که من وارد اتاق شدم و همچنان داشت به کار خودش ادامه میداد
خداکنه هرچه زودتر شوور کنه از دستش خلاص شم هوووف
پری عزیزم ؟

+هوم؟

قصد نداری سرتو از اون گوشی وامونده بیرون بیاری؟ خیرسرمون فردا اولین روز دانشگاست و هیچ کاری نکردیمممممم

+دریا چرا انقد استرس داری؟ تو فقط به پسرایی فک کن که فردا میخواییم موخشونو بزنیم. اوووف
گمشو فقط به فکر پسرایی

+ چیه نکنه انتظار داری به فکر درس و مشق باشم؟ همه میرن دانشگاه که شوور پیداکنن دیگه

  تورو نمیدونم ولی من قصد دارم بورسیه بگیرم و ادامه تحصیل بدم

+ شما که ماشالله پولدارین نیازی به بورسیه نداری اصن
درسته ولی من دوسدارم رو پای خودم وایستم پری .همین ماشینیم که بابا خریده به اجبار خودش بوده . چون نمیخواست برای رفت و آمد به مشکل بخورم، وگرنه قبول نمیکردم اصلا

+ خیلی خری دریا . اگه من به جای تو بودم اصلا درس نمیخوندم و با یه پسر مایه دار ازدواج میکردم

خوب دیگه هرکی طرز فکر خودشو داره گلم .ولی من...

حرفم تموم نشده بود که مامان با  تقه ای به در وارد شد پری که خیلی از مادرم حساب میبرد سریع بلند شد و مشغول سلام و احوال پرسی شدن
مامان سینی شربتو داد به دستم و از اتاق خارج شد. تو این هوا واقعا شربت حال میداد
شربت رو به پری تعارف کردم و نشستم سرجامهمونطور که مشغول خوردن بودم فکرم درگیر فردا بود.....

۹۳

۱۵:۳۴

#پارت_5🧿🫀
خدایا ینی میشه فردا یه پسر جنتلمن و جذاب تور کنم برای خودم؟؟
یکی که ماشینش از این جدیدا باشه . بدنش مثله رندی اورتون باشه ، بجای سیکس پک هفت تا پک داشته باشه ،چشماش کهربایی باشه، قد بلند اصلا  عالی میشه
داشتم به کارای خوب فکر میکردم که پری محکم زد پس گردنم
‌_ آخخخخ ننه کجایی که دخترتو کشتنننننن
+کجایی تو سه ساعته دارم صدات میکنم انگار نهانگار ، نکنه کر شدی دریا؟ وای خدا مرگم بده عروس ناقص العضو میگن بد شگونی میارهههه
خفه شو ببینم گردنم شکست ، داشتم به فردا فکر میکردم گوسفند، ببینم چه غلطی باید بکنم

+اوکی تا تو فکر میکنی منم برم خونه هزارتا کار دارم

اره برو شرت کم

مثل همیشه گونمو بوسیدو تند تند ازم خدافظی کردمنکه میدونم میخواد بره خونه با دوس پسراش ح رف بزنه عنتر خانوم
پری از دوران راهنمایی دوست پسر میگرفت و این رفتارش رو مخم بود
بگذریم ، بهتره برم کوله فردامو آماده کنم تا به مشکل برنخورم
جامدادی ، کلاسور ‌و چند تا برگه A4 رو انداختم تو کیفم و زیپشو بستم
خداکنه فردا روز خوبی باشه برام و کلی دوست جدید پیداکنم . البته بست فرندم ( دوست خوبم) فقط پریه چون از دوران ابتدایی باهم بودیم.....

۹۸

۱۵:۳۴

#پارت_6🧿🫀
ساعت حدود ۷ ونیم بود و حوصلم به شدت سر رفته بود 
بابا و دایان یه ساعت دیگه میومدن خونه تا شام بخوریم...
قربون داداش خوشگلم بشم مننننن که قراره تا ۲ماه دیگه داماد بشه
راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم
من دریا رادفر 19 ساله ، تک دختر مهندس رادفر هستم یه داداش خلو چل تر از خودم دارم که 26 سالشه و کلی دوسش دارم
از اندام و چهرم نگم براتون که عالیه اصننننن
چشم سبز ، لب گوشتی ، موهام بور و از همه مهم تر رنگ پوستم سفید
تعریف از خود نباشه یه پا جیگری هستم برای خودم
امسال به کوری چشم حسودا دانشگاه معماری قبول شدم و قراره برای ادامه تحصیلم به خارج کشور برم
البته اگه بتونم. چون خدایی درس خوندن ک.ون تنگی میخواد همونطور که میدونین:|
باس.ن مبارکمو تکون دادمو گوشی رو از پاتختی برداشتم تا ببینم کی بهم پیام داده
همینکه قفلو باز کردم فک میکنین چی دیدم؟؟ هیچ نره خری بهم پیام نداده بوووود هعییییی خدا سینگلی بد دردیه
تنها کسی که بهم پیام داده بود ایرانسل عزیز بود که به فکر بسته ی اینترنتم بود مبادا تموم نشه
توف تو این شانسم. بالاخره طرفه ماهم عروسی میشه که:\\\\
گوشیو پرت کردم رو تخت تا برم مستراب و ب.ش.اشم تو این زندگی که.....
undefined۱

۹۸

۱۵:۳۵