لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل صنعت و اقتصاد ص
۱۱۶ عضو

صنعت و اقتصاد

به روزترین مباحث تحلیلی، صنعتی و اقتصادی ایران و جهان
t.me/industromyble.ir/industromy
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۲ مرداد
thumbnail
undefined پیرترین و جوان‌ترین اقتصادهای جهان
undefined در بین 20 اقتصاد بزرگ جهان، کشور ژاپن با میانگین سن 48.6 سال پیرترین و هند با میانگین 28.7 سال، جوان‌ترین اقتصاد بزرگ دنیا می‌باشد.
بعد از ژاپن کشورهای آلمان، ایتالیا، اسپانیا و کره جنوبی در فهرست اقتصادهای پیر قرارگرفته‌اند و کشورهای ترکیه، مکزیک، عربستان و اندونزی نیز جزو اقتصادهای بزرگ جوان‌ محسوب می‌شوند.
کشورهای چین و آمریکا نیز با فاصله کمی با یکدیگر در شرایط متوسط سنی جای دارند ولی با توجه به شرایط جمعیتی در چین، احتمال پیرتر شدن این کشور بالا می‌باشد.
#اقتصادجهان #اقتصادمنطقه
@industromy
undefined۱

۱۹۸

۶:۵۵

thumbnail
undefined کاهش تورم در آمریکا
undefined تورم سالانه در ایالات‌متحده کاهش یافته و به 3.4 درصد رسیده است.
#اقتصادجهان #تورم
@industromy
undefined۲

۱۹۰

۷:۱۱

undefined تورم و هندسه تصمیم گیری
undefined رامین خسرو خاور

undefined تورم، اين واژه ساده كه روزگاری تنها يادآور افزايش اعداد بر تابلوهای قيمت بود، امروز چهره‌ای پيچيده، نامرئی و چندلايه به خود گرفته است. تورم ديگر يك پديده پولی صرف نيست؛ تورم معماری ذهنها را دگرگون ميكند، هندسه تصميمها را ميفشارد و فضای اقتصادی را به زمينی ناهموار و لغزان بدل ميسازد. در روزگاری نه چندان دور، اقتصاد ايران به مثابه فضايی اقلیدسی بود؛ خطوط روشن، فاصله‌ها قابل اندازه‌گيری و مسيرها برای مديران و سرمايه‌گذاران آشكار. اما اكنون، با عبور نرخ تورم به اعداد سه رقمی، آن نظم ساده و اطمينان‌بخش به خاطره‌ای دور تبديل شده است.
اقتصاد امروز بيش از آنكه خطی و قابل پيش‌بينی باشد، به فضايی ريمانی شباهت دارد؛ فضايی كه در آن خطوط راست خميده‌اند، فاصله‌ها تابع انحنا هستند و كوتاهترين مسير لزوما مستقيمترين مسير نيست. در چنين فضايی، تصميم‌گيری ديگر حركت بر جاده‌ای هموار نيست؛ عبور از سرزمينی است كه هر لحظه شكل خود را تغيير ميدهد. ارزشها پيش از غروب رنگ ميبازند، نرخها پيش از طلوع دگرگون ميشوند و افقها پيش از رسيدن محو ميگردند. در اين شرايط، هنر مديريت ديگر انتخاب ميان خوب و بهتر نيست؛ هنر گريز از بد و بدتر است.
تورم سه رقمی تنها قدرت خريد مردم را نمي‌فرسايد؛ معادلات توليد، سرمايه‌گذاری و حتی اخلاق اقتصادی را نيز دگرگون ميكند. سرمايه‌ای كه بايد در مسير نوآوری جاری شود، در مرداب نگرانی از فردا متوقف ميماند. هر طرح توسعه‌ای كه ديروز منطقی مينمود، امروز در ابهام و فردا در معرض شكست است. فاصله ميان درآمد و هزينه كش مي‌آيد و شعاع برنامه‌ريزی كوتاهتر و كوتاهتر ميشود. اعتماد ميان فروشنده و خريدار تنگتر ميگردد و هر تصميم اقتصادی شبيه عبور از پلی است كه بخشی از آن هنوز ساخته نشده است؛ گامی كه برميداری، ممكن است بر هوا فرود آيد.
اما چرا اقتصاد ايران به اين نقطه رسيده است؟ ريشه‌های تورم سه رقمی را بايد در چند محور جستجو كرد: رشد بی‌مهار نقدينگی، كسری بودجه مزمن، خلق پول بانكی، ناترازی بانكها، بی‌ثباتی سياستگذاری، ضعف توليد و وابستگی به واردات. اين عوامل همان نيروهايی هستند كه فضا را از حالت اقلیدسی خارج كرده و آن را به هندسه‌ای پرپيچ و خم بدل ساخته‌اند؛ هندسه‌ای كه در آن هيچ نقطه‌ای ثابت نيست و هيچ فاصله‌ای قابل اعتماد.
راه مهار تورم، نه در شعار، بلكه در بازسازی هندسه اقتصاد نهفته است. نخستين گام، مهار نقدينگی است؛ نقدينگی همان سيال نامرئی است كه اگر از ظرف خود بيرون بزند، همه چيز را با خود ميبرد. برای مهار آن، بايد خلق پول بانكی محدود شود، اضافه‌برداشتها متوقف گردد، ترازنامه بانكها شفاف شود و بانك مركزی استقلال واقعی بيابد. بانك مركزی تا زمانی كه صندوق اضطراری دولت باشد، نميتواند تورم را مهار كند. استقلال نهادی، شفافيت و پاسخگويی، ضرورت است نه انتخاب.
گام دوم، مهار كسری بودجه است. كسری بودجه مادر تورم است و تا زمانی كه دولت بيش از درآمدش خرج ميكند، تورم همچون سايه‌ای سنگين بر سر اقتصاد باقی خواهد ماند. اصلاح يارانه‌های پنهان، كاهش هزينه‌های غيرضروری، گسترش پايه‌های مالياتی بدون فشار بر توليد و جلوگيری از فرار مالياتی، اجزای اصلی اين اصلاح‌اند. انضباط مالی واقعی، نه با بخشنامه، بلكه با تعهد سياسی ممكن ميشود.
گام سوم، بازسازی اعتماد عمومی است. تورم تنها پديده‌ای پولی نيست؛ پديده‌ای روانی و اجتماعی نيز هست. اگر مردم باور نكنند كه سياستها موثر است، هر افزايش كوچك قيمت به موجی از افزايشهای بعدی بدل ميشود. اعتماد، همان خط مستقيم در هندسه اقتصاد است؛ اگر اين خط كج شود، هيچ سياستی كارگر نمي‌افتد. ثبات در تصميمها، حذف سياستهای ناگهانی، شفافيت در بيان واقعيتها و صداقت در گفتار، ابزارهای بازسازی اين اعتمادند.
برای مهار رشد نقدينگی، بايد استقراض دولت از بانك مركزی متوقف شود، خلق پول بانكی محدود گردد، اوراق بدهی با نرخ واقعی منتشر شود، نقدينگی به سمت توليد هدايت گردد و دولت با افزايش بهره‌وری، از چاقی مزمن خود بكاهد. بازار سرمايه بايد مقصد نقدينگی باشد، نه بازارهای سفته‌بازی. هر واحد توليدی كه خاموش ميشود، نقدينگی بی‌پشتوانه‌ای در اقتصاد رها ميشود.
#اقتصادایران #تورم
ble.ir/industromy
undefined۱

۱۴۹

۷:۲۰

۲۶ مرداد
بازارسال شده از صنعت و اقتصاد
thumbnail
undefined صنعت و اقتصاد
undefined به روزترین مباحث تحلیلی، صنعتی و اقتصادی ایران و جهان
جهت عضویت در کانال قدیمی تلگرام، لطفا کلیک نمایید.

@industromy

۱

۱۶:۲۹

۳۱ مرداد
undefined جنگ با جنگ !

undefined علیرضا مهدیه


undefined در دنیای امروز و همانند دیروز جنگ بسیار است و اما باعث خوشبختی است که تفکرات ضد جنگ با شدت بیشتری افزایش داشته و مردم دانسته‌اند که جنگ بی‌خانمانی دارد و دیرتر به خانه جنگ‌طلبان می‌رسد و اگر هم برسد، کمتر زحمت و نکبتی برای‌شان خواهد داشت. جنگ فقط نمی‌کشد، ویران نمی‌کند و فقط نابودی و تباهی ندارد، جنگ انسان را به جنگ با انسانیت می‌کشاند و جنگ با انسانی که او هم بیشتر به دنبال ماندن است تا کشتن. زمانی در تمدن بشری، کولوسئوم بزرگ‌ترین معبد بود و در آنجا قدرت و جنگ پرستش می‌شد و در همانجا بود که گلادیاتورها ساخته شدند و بر هویت انسان تاخته شد. معابد جنگی هنوز هم هستند و گلادیاتورهایی که چه بخواهند و بجنگند و چه نخواهند و نجنگند، کشته خواهند شد.
گفت‌وگویی از ریچارد سوم وجود دارد که شکسپیر می‌نویسد هیچ حیوان درنده خویی نیست که بویی از شفقت نبرده باشد و من بویی از شفقت نبرده‌ام، پس حیوان نیستم‌! یعنی حیوان نیستیم و خود انسانیم و بویی از شفقت نبرده‌ایم‌! پس بیاییم و به جای جنگ، با خود جنگ بجنگیم و شفقت انسانی را توسعه دهیم و حتی از بشریتی که جنگ می‌آفریند، دفاع کنیم.
بشری که سالیان درازیست که در جنگ است و طی همه این سال‌ها درگیر و همنشین بمب‌های مختلف بوده و حتی همین انسان به ظاهر انسان دوست، بمب و بمب‌افکن‌ ساخته و هنوز می‌سازد تا به بمب‌های دیگر صلح برسد و به بهانه دفاع، انسانیت را بمباران کند. آدمی که یاد گرفته دست از هراس بردارد و به بمب عشق بورزد و آتش‌هایی بیافریند که بس نیستند و هرگز هم بس نشدند. آتش بمب‌هایی که از شیمیایی تا هسته‌ای و هدایت‌‌شونده، از ابتدا قصدشان کشتن بوده و قراری هم برای بودن و ماندن بشریت نداشتند و تنها قدرت تخریب زندگی انسان بوده که مهم بوده است.
همان انسانی که قرن‌هاست بمب می‌سازد و در قرن جدید به جایی رسیده که با بمب و تهدیدات آن، بیشتر بمب‌بازی می‌کند تا بمب‌سازی و همان بشری که از ابتدای میدان رقابت‌ها و مهارت‌ها، جنگ افروز بوده و جنگ آورده و مصائب آن را نیز برده و بشریتی که اصولا در اولویت‌های بازدارندگی نبوده و در همه راهبردهای جنگاورانه بازداشت شده است و انسانیتی که حالا با بمب‌ بزرگی تنها مانده ولی فقط انفجار نیست که می‌تواند به این ابتذال پایان دهد و باید به راه بهتری اندیشید و رسید.
راهی که جز توسعه و رسیدن به صلحی پایدار نیست و جنگی که باید با همه جنگ‌ها و جنگ‌طلبی‌ها داشت و صلح واقعی جهانی را جایگزین بی‌صلحی در دنیا کرد.
صلح فعلی جهانی شعاری بوده که به اندازه همان شاخه زیتون سبک است و زورش هیچ وقت به حتی بحث‌ها و شعارهای بزرگ‌تر ضد صلح هم نرسیده و عملا تاثیر خاصی بر اعمال بی‌صلح در دنیا نداشته است؛ زورش به آمریکا نرسید که از پسر کوچک هیروشیما تا مرد چاق ناگاساکی را ساخت و از عامل نارنجی تا عوامل ناپالم، فسفری و خوشه‌ای را بر سر عالم فرود آورد.
زورش به روسیه نرسید که با به ظاهر شعارهای ملی، مهم‌ترین جنگ حال ‌حاضر را در اوکراین آغاز کرد و میلیون‌ها انسان بی‌گناه و کم گناه را به کام مرگ و آوارگی کشاند. زورش به چین نرسید که با تمام تاریخ مستعمرگی و بی آزاری، به حتی مردم خودش رحم نمی‌کند و از اویغور تا تبتی و از مسلمان تا کمی منتقد را می‌آزارد و می‌گریزاند.
زورش به اسرائیل نرسید که به تمام اراضی هم راضی نیست و با شعار عادی‌سازی، بیشتر می‌سوزاند تا بسازد و هنوز بر خاکسترهای سوخته غزه، بمب می‌افکند. زورش به بنیادگرایی‌های جهان هم نرسیده و نمی‌رسد که به نام خلق و اسلام و عدالت، چه به روز انسان و ایمان و حقیقت آورده‌ و می‌آورند و چه فجایعی ساخته‌اند که شاید، تمام کبوترها و زیتون‌ها را بسوزاند و نشانی جز سیاهی و تباهی، باقی نگذارد ..
باری، نسل ما اخبار جنگ را زیاد شنیده و می‌شنود و کردار انسانی را می‌بیند که صلح‌دوست بوده اما برای صلح هم می‌جنگد و همین پدیده جنگ است که خارج از دفاع از خاک و میهن، هیچ دفاعی برای ماهیت خود باقی نگذاشته و باید با نگاهی دیگر به سراغش رفت و جنگ با جنگ را جهانی کرد ..
#جهان#انسان
ble.ir/industromy
undefined۹
undefined۲

۹۷۵

۷:۵۴

۹ شهریور
thumbnail
undefined طی ۱۰ سال گذشته، دلار بیش از ۵۰ برابر و طلا حدود ۱۶۵ برابر رشد داشته است
#اقتصادایران #تورم
@industromy
undefined۱

۳۶۲

۱۷:۲۷

thumbnail
undefined سرانه خودرو در کشورها
undefined کشورهای کوچک و ثروتمند اروپایی، بیشترین تراکم خودرو به ازای جمعیت را به خود اختصاص داده‌اند و کشورهایی مانند سان‌مارینو و موناکو در صدر این رتبه‌بندی ایستاده‌اند.
در میان قدرت‌های اقتصادی، آمریکا با ۷۶۰، ایتالیا با ۷۴۰، سوئیس با ۷۲۰ و ژاپن با ۵۷۰ خودرو به ازای هر ۱۰۰۰ نفر، بیشترین نرخ مالکیت خودرو را به ثبت رسانده‌اند.
ایران نیز با ثبت ۲۴۵ خودرو به ازای هر ۱۰۰۰ نفر، رتبه‌ای بالاتر از کشورهایی مانند اندونزی و هند دارد.
#صنعت_خودرو #ایران
@industromy
undefined۲

۱۸۹

۱۷:۳۱

thumbnail
undefined تورم رسمی مرداد اعلام شد
undefined بانک مرکزی شاخص تورم نقطه به نقطه در مرداد سال ۱۴۰۵ را ۸۴.۴ درصد اعلام کرد. این درحالیست که این شاخص در ماه گذشته ۸۳.۹ درصد و در مرداد سال گذشته، ۴۱ درصد بوده است.
#اقتصادایران #تورم
@industromy
undefined۱

۶۵

۱۷:۳۵

undefined گوش شنوا، دست توانا
undefined حسین سلاح‌ورزی

undefined دولت چهاردهم به نیمه راه رسیده است. انصاف نیست تحریم، جنگ، بحران‌های منطقه‌ای و انبوه مشکلات به‌جامانده از گذشته را در ارزیابی عملکرد آن نادیده بگیریم. این دولت در دو سالی دشوار و کم‌سابقه کار کرده است.
اما شرایط سخت نمی‌تواند توضیح همیشگی هر ناکامی باشد. دولت‌ها برای اداره همین روزهای دشوار انتخاب می‌شوند.
امروز در انرژی، صنعت، معیشت و برخی مسائل اجتماعی، ضعف‌هایی دیده می‌شود که نمی‌توان از کنارشان گذشت. کارخانه‌ای که برق و گاز ندارد، بنگاهی که میان تصمیم‌های متناقض سرگردان است و خانواده‌ای که هر ماه بخشی از قدرت خریدش را از دست می‌دهد، بیش از توضیح و همدلی، منتظر تصمیم و نتیجه است.
از رئیس‌جمهور بارها شنیده‌ایم که دولت آماده شنیدن نظرهاست؛ هرکس راهکاری دارد ارائه کند و هرکس بهتر می‌تواند، وارد میدان شود. این روحیه ارزشمند است، اما یک پرسش جدی باقی می‌ماند: بعد از شنیدن چه اتفاقی می‌افتد؟
ایران با کمبود راه‌حل روبه‌رو نیست. درباره اصلاح بودجه، ناترازی انرژی، سیاست ارزی، محیط کسب‌وکار و حمایت از معیشت مردم، سال‌هاست گزارش و پیشنهاد نوشته شده است. مشکل اصلی، نداشتن نسخه نیست؛ ناتوانی در انتخاب، تصمیم‌گیری و اجرای منسجم است.
مردم به دولت اختیار، بودجه و سازمان نداده‌اند که فقط شنونده باشد. دولت باید از میان پیشنهادها انتخاب کند، مسئول هر کار را مشخص سازد، مدیر ناموفق را تغییر دهد و بابت نتیجه پاسخ‌گو باشد.
گوش شنوا امتیاز رئیس‌جمهور است و باید آن را قدر دانست؛ اما کشور فقط با گوش شنوا اداره نمی‌شود. دست توانا هم لازم است؛ دستی که تصمیم بگیرد، هماهنگ کند، تغییر دهد و گرهی واقعی از زندگی مردم باز کند.
در پایان چهار سال، کسی نخواهد پرسید دولت چند نظر شنید؛ پرسش این خواهد بود که چند مسئله را واقعا حل کرد.
#ایران #توسعه
ble.ir/industromy
undefined۱

۴۷

۱۷:۳۸

۱۲ شهریور
undefined دلارگری و ریال‌زنی !
undefined علیرضا مهدیه

undefined اسکناس آمریکایی سال‌هاست که در ایران حرف می‌زند و اگر حرف اول را هم نزند، حرف‌های بسیاری می‌زند که اول تا آخر همه چیز را می‌تواند تغییر دهد. اول شخص تورم در ایران دلار است و اصل اصول تورم‌خواهی و تورم‌سازی؛ روندی با ماهیت دلارگری. همان دلار‌گری که با شعار دلارزدایی، ریال‌زدایی می‌کند و خود را به همه چیز ربط داده و می‌دهد و تاثیر بیشتر می‌خواهد و فقر و سقوط بیشتری می‌سازد. همان دلار‌گری که گرایش به دلار و نگاه زمانبند به نموداری چابک، آن‌ را به اصلی‌ترین شاخص اقتصادی کشور تبدیل کرده است. همان دلار‌گری که در آن فقط بحث پول و سرمایه نیست، متغیر کلان اقتصادی و سیاسی هم هست که هر روز چاق‌تر می‌شود و هیچ رژیمی هم نمی‌شناسد. همان دلار‌گری که دلار در آن بیشتر ایرانیست تا آمریکایی و حتی در کاهش قدرت خرید جهانی دلار، قدرتمندتر می‌شود و زمین و زمان دولتی و خصوصی را می‌خرد و می‌فروشد.
دلاری که در بدترین عملکرد خود طی پنج دهه گذشته جای گرفته ولی در ایران شرایط فرق دارد و جریان دلار‌گری آن را به عرش رسانده‌ است. همان دلار‌گری که بنجامین هم در آن فقط یک عکس است و می‌تواند طرفدار تیم دلار‌گری ایران شود، قدرت ائتلاف خویش را بیفزاید و قدرت ایران و ایرانی را بگیرد و هر روز بیشتر از دیروز، کاهش دهد.
و در مقابل و در برابر همین دلارگری، این ریال‌زنی هست که قرار دارد و پول ایرانی را می‌زند و پایین‌تر می‌کشد و گرایش‌های کمتر به ریال را در همه چیز، رشد می‌دهد. ریالی که سال‌های زیادیست که نه صرفا در حجم و اندازه، بلکه در ارزش و مقبولیت در حال کوچک و کوچک‌تر شدن است و قدرت خرید آن روالی دارد که کمتر خریدی را می‌شود با ریال داشت و به قدرت تبدیل کرد. ریالی که حالا در برابر دلار به کوچک‌ترین نرخ تاریخی خود رسیده و به رکوردی دست یافته که سخت می‌شود باور کرد و توان آن را داشت که ادامه این روند را در سال‌جاری، تصور کرد.
ریالی که هنوز تورم بالا، نوسان شدید و تشدید تحریم‌ها را بالاتر از خود دارد و هر روز پایین‌تر می‌آید و سیاست‌هایی که حد و ثباتی ندارند و بیشتر از همه، ارز ملی را می‌زنند. ریالی که به جای دلار، زدوده می‌شود و دلاری که به جای ریال، زاده می‌شود و هر روز بزرگ‌تر از قبل بوده و ثروت‌های ریالی را می‌سوزاند و دود می‌کند و ریالی که بیشتر می‌سوزد و ما مجبوریم که در کنارش بسازیم و ما هم بسوزیم و به شرایطی رسیدیم که از زدودن به سوی زدن پیش می‌رویم و می‌رویم که بیشتر از قبل، پول ملی را از طول و عرض ببریم و ریال‌زدایی را رشد داده و ریال‌زنی را هم به سایر زدن‌های ملی، بیفزاییم.
باری، کشوری که نفت، محصولات نفتی و ذخایر و منابع داشته و دارد و با فروش آن و تبدیل آن به ارز، اموراتش را تا به امروز گذرانده و با همان ارز و مدیریت و در حقیقت سوءمدیریت ارزش آن به یکی از متورم‌ترین کشورهای جهان تبدیل شده است، درگیر جریانی بوده که در آن ریال را می‌زنند و دلار را پروبال می‌دهند. همین جریان، یکی از محرک‌ها و متحرک‌های اصلی تورم در ایران بوده و هست و تمام تورم‌های تاریخی کشور به همین جریان مرتبط و متصل بوده‌اند.
تورمی که رسمی و غیررسمی آن بالاتر از بسیاری از کشورهای دنیاست و نقطه به نقطه آن، تمام نقاط حساس پروژه‌ها و ایده‌ها و طرح‌ها را به لرزه وا می‌دارد و طرح‌های توجیهی شگرف را هم در ایران غیرموجه می‌سازد. و تورمی که با بازوهایی چون شوک‌های ارزی، مالیات تورمی، پایه پولی و نقدینگی به قوایی رسیده که با جریان فوق نه مهارشدنی هست و نه قراری برای مهارش گذاشته شده است. قراری که باید بتواند دلار و ریال را مدیریت کند و روابط مستقیم و غیرمستقیم آنها را کنترل نموده و در زمانی که تحریم‌های بیشتر باعث کاهش عایدی و افزایش نرخ‌های ارزی می‌شود، تفکر و تعقل را جایگزین توهم نماید.
#اقتصادایران #ایران
ble.ir/industromy
undefined۱۰
undefined۳

۱.۲K

۱۳:۳۷