لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفتپ
۱.۹ هزار عضو

پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت

ارتباط با پژوهشگاه | ادمین: @IsdsacIsdsac
شماره تماس: ۸۸۸۰۲۴۷۷ _ ۸۸۸۰۱۱۴۷
لینک‌ها:
ایتا: https://eitaa.com/instituteofsdsبله: @instituteofsds
تلگرام: https://t.me/instituteofsdsوبسایت: https://isdsac.ir/
آدرس: تهران، خیابان حافظ رودسر شرقی، پلاک ۷
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۷ تیر
thumbnail
undefinedپرهیز از شتاب‌زدگی علمی
#دکتر_حسابی#شتاب‌زدگی_علمی
____________________‌‌
undefined @instituteofsds
undefined۱

۱۳۲

۱۰:۴۸

thumbnail
واکاوی ماهیت حقوقی یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا در پرتو قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
تعیین ماهیت حقوقی اسناد بین‌المللی موسوم به «یادداشت تفاهم»، به‌ویژه در مناسبات حساس سیاسی و امنیتی همچون تفاهمات احتمالی ایران و آمریکا، از مناقشه‌برانگیزترین مسائل حقوق اساسی است. پرسش محوری آن است که آیا صرف انتخاب این عنوان می‌تواند سندی را از تشریفات مقرر در اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی (لزوم تصویب مجلس شورای اسلامی) خارج سازد، یا معیار اصلی، محتوا و میزان تعهدآوری آن برای دولت است.
با تحلیل قانون اساسی، نظریۀ تفسیری شماره ۹۹۹۳ شورای نگهبان و رویه‌های حقوقی، به این جمع‌بندی می‌رسیم که عنوان، فاقد اثر تعیین‌کننده بوده و هر سند متضمن تعهد، اصولاً مشمول تصویب مجلس است و صلاحیت‌های استثنایی اصول ۱۱۰ و ۱۷۶، جز در موارد محدود، جایگزین این قاعده عام نمی‌شوند. بر اساس نظریۀ تفسیری شورای نگهبان، هر سند بین‌المللی که برای دولت جمهوری اسلامی ایران تعهد ایجاد کند، صرف‌نظر از نام، مشمول اصول ۷۷ و ۱۲۵ خواهد بود.
قانون اساسی با هدف تضمین نظارت دموکراتیک، عناوین مختلف معاهدات را احصا کرده و ملاک اصلی را «تعهدآوری» قرار داده است. بنابراین، تغییر نام به «یادداشت تفاهم» نمی‌تواند محتوای الزام‌آور را از مسیر تصویب مجلس دور کند. تمایز میان تعهد حقوقی و سیاسی نیز در تحلیل داخلی کافی نیست؛ هرگاه سندی رفتار دولت را مقید سازد و ترتیبات متقابل اجرایی یا محدودیت در رفتار آتی ایجاد کند، دیگر صرف عنوان مانع شمول تشریفات قانونی نیست.
در دفاع از خروج چنین اسنادی از صلاحیت مجلس، به دو مستند استناد می‌شود: بند ۵ اصل ۱۱۰(اعلان جنگ و صلح در اختیار رهبری) و اصل ۱۷۶(شورای عالی امنیت ملی). تحلیل حقوقی نشان می‌دهد که «اعلان صلح» مفهومی استثنایی و ناظر به تصمیم‌های حاکمیتی خاص است و هر توافق کاهش تنش یا تنظیم رفتار متقابل مصداق آن نیست؛ تفسیر موسع عملاً بخش وسیعی از تعهدات بین‌المللی را از نظارت مجلس خارج می‌کند که با روح قانون اساسی ناسازگار است. همچنین، اصل ۱۷۶ جایگاه شورای عالی امنیت ملی را در هماهنگی و سیاست‌گذاری تعریف می‌کند و صلاحیت آن طریقیت دارد، نه آنکه بتواند جایگزین صلاحیت تقنینی مجلس در تصویب اسناد تعهدآور گردد.
تفکیک قوا و حاکمیت قانون اقتضا می‌کند که این اصول به‌گونه‌ای تفسیر شوند که با یکدیگر جمع شوند، نه آنکه یکی به ابزاری برای تعطیل دیگری تبدیل شود. تشخیص تعهدآور بودن سند نیز نمی‌تواند به‌طور انحصاری در نهادی خارج از مجلس انجام شود. در صورت تردید، مجلس مرجع طبیعی و اولیه بررسی است.
استناد به رویه‌های گذشته مبنی بر انعقاد برخی یادداشت تفاهم‌ها بدون تصویب مجلس، فاقد ارزش حقوقی است، زیرا بسیاری از آن‌ها اسناد فنی و غیرتعهدآور بوده‌اند و تکرار تخلف احتمالی رویه‌ای مشروعیت‌زا ایجاد نمی‌کند.
اذن سیاسی مقامات عالی برای مذاکره نیز به‌معنای تصویب حقوقی مفاد سند نیست و میان «اجازه انجام اقدام» و «تصویب قانونی تعهد» تفاوت وجود دارد. تجربه برجام نشان داد که حتی در بالاترین سطح ملاحظات امنیتی، امکان جمع نقش رهبری، شورای عالی امنیت ملی و مجلس وجود دارد و حذف مجلس نه مطلوب است و نه اجتناب‌ناپذیر.
undefined در نتیجه، ماهیت حقوقی یادداشت تفاهم تابع عنوان آن نیست. هر سند تعهدآور بین‌المللی، بر پایه اصول ۷۷ و ۱۲۵ و نظریۀ شورای نگهبان، باید به تصویب مجلس برسد. خطر اصلی، تثبیت رویه‌ای است که با تغییر نام یا تفاسیر موسع از اختیارات استثنایی، راه را برای دور زدن قانون اساسی هموار کند. حراست از نظم حقوق اساسی ایجاب می‌کند هیچ تعهد مهم بین‌المللی خارج از مسیرهای پیش‌بینی‌شده الزام‌آور نشود.
پی‌نوشت: این یادداشت خلاصه‌ای است از مقاله‌ای که با همین عنوان در ماه‌نگار دیده‌بان امنیت ملی، شمارۀ 164(تیرماه 1405) به زودی منتشر خواهد شد.
#یادداشت_تفاهم#ایران_و_آمریکا#قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی_ایران
برگرفته از پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی____________________‌‌undefined @instituteofsds

۱۴۱

۱۴:۵۹

۲۸ تیر
thumbnail
#حدیث_روز____________________‌‌undefined @instituteofsds

۱۱۸

۴:۴۷

تشديد ادراک غرب از امکان هسته اي شدن ايران.pdf

۹۱۴.۴۶ کیلوبایت

تشدید ادراک غرب از امکان هسته‌ای شدن ایران

- در ماه‌های منتهی به ژوئن ۲۰۲۶، در حاشیه تشدید تنش‌های منطقه‌ای، مجموعه‌ای از روایت‌ها و ادعاهای رسانه‌ای در فضای تحلیلی غرب شکل گرفت که محور آن‌ها احتمال دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای یا نمایش آن بود. این روایت‌ها نه از سطح اسناد رسمی یا تأیید نهادهای دولتی، بلکه از زنجیره‌ای از اظهارات تحلیلگران مستقل آغاز شد و سپس در برخی رسانه‌های غیرجریان اصلی بازتاب یافت. در این چهارچوب، موضوع هسته‌ای ایران از سطح «توان بالقوه و آستانه‌ای» فراتر رفت و در برخی گزارش‌ها به سطح «وجود سلاح عملیاتی» یا «نمایش قدرت هسته‌ای» ارتقا داده شد؛ هرچند این ادعاها با واکنش‌های رسمی و تکذیب‌های متعدد مواجه شدند.- برآیند طیفی از تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در نگاه رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی، مسئله هسته‌ای ایران دیگر صرفاً به سطح غنی‌سازی یا ظرفیت فنی محدود نمی‌شود، بلکه به تعامل پیچیده‌ای میان توانمندی، اراده سیاسی و محیط امنیتی منطقه‌ای گره‌ خورده است. - برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تحولات اخیر به‌جای کاهش اهمیت گزینه هسته‌ای، به بازتولید و تقویت آن در سطوح مختلف فکری و سیاسی در ایران منجر شده است. به‌ویژه، افزایش ادراک تهدید، کاهش اعتماد به ترتیبات امنیتی خارجی و تجربه مستقیم درگیری نظامی، هم در میان بخشی از نخبگان و هم در سطح گفتمان عمومی، زمینه را برای بازنگری در محدودیت‌های پیشین فراهم کرده است. افزایش سطح آسیب‌پذیری در برابر حملات خارجی، کاهش کارآمدی بازدارندگی متعارف و تجربه درگیری‌های مستقیم، همگی این برداشت را تقویت کرده‌اند که تنها شکل پایدار بازدارندگی ممکن است در سطح هسته‌ای تعریف شود یا دست‌کم نزدیکی دائمی به آن را توجیه کند.
#پرونده_هسته‌ای_ایران#اتحادیه_اروپا#هراس‌افکنی
برگرفته از پژوهشکدۀ ابرار معاصر تهران____________________‌‌undefined @instituteofsds

۱۲۰

۷:۱۴

thumbnail
undefined مفهوم‌شناسی
برتری شناختی یعنی توانایی فهم سریع‌تر، دقیق‌تر و عمیق‌تر محیط از رقباست......
#مفهوم_شناسی#برتری_شناختی____________________‌‌
undefined @instituteofsds
undefined۲
undefined۱

۱۰۳

۱۱:۱۹

صورت‌بندی مسئله اصلی در تنگه هرمز.pdf

۳۷۰.۶ کیلوبایت

undefinedصورت‌بندی مسئله اصلی در تنگه هرمز
طرح‌های تفکیک ترافیک دریایی (Traffic Separation Scheme-TSS) یکی از مهم‌ترین ابزارهای فنی حقوق دریانوردی برای تأمین ایمنی کشتیرانی بین‌المللی به شمار می‌آیند. این مسیرها با هدف کاهش احتمال برخورد کشتی‌ها، ساماندهی عبور و مرور دریایی و افزایش امنیت ناوبری طراحی می‌شوند و پس از بررسی‌های تخصصی در سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) به عنوان مسیرهای رسمی کشتیرانی اعلام می‌شوند. در خصوص تنگه هرمز نیز مسیرهای کنونی، بر اساس پیشنهاد مشترک ایران و عمان در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی طراحی و در سال ۱۹۶۸ در چارچوب سازمان بین‌المللی دریانوردی مورد تصویب قرار گرفت. طبیعی است که این ترتیبات، متناسب با واقعیات فنی و امنیتی همان دوره شکل گرفته بودند؛ دوره‌ای که تهدیدهای امنیتی منطقه، ماهیت و گستره‌ای کاملاً متفاوت با شرایط امروز داشت.
اکنون بیش از پنج دهه از شکل‌گیری آن ترتیبات می‌گذرد. در این فاصله، محیط امنیتی خلیج فارس دستخوش تغییرات بنیادین شده است. افزایش حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، تحول ابزارهای جنگی، گسترش تهدیدهای نامتقارن و در نهایت وقوع درگیری‌های نظامی در مجاورت تنگه هرمز، این آبراه را در موقعیتی متفاوت از گذشته قرار داده است. صرف‌نظر از هرگونه قضاوت سیاسی درباره این تحولات، نمی‌توان انکار کرد که واقعیت‌های امنیتی امروز، با واقعیت‌های امنیتی زمان تصویب طرح تفکیک ترافیک دریایی یکسان نیست.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه بین‌المللی برای عبور کشتی‌ها نیست، بلکه بخشی از محیط امنیت ملی کشور نیز محسوب می‌شود. اگر دولت ساحلی به این جمع‌بندی برسد که ترتیبات موجود، در شرایط جدید، امکان بهره‌برداری از این آبراه برای تهدید امنیت ملی آن را فراهم می‌کند، این پرسش به وجود می‌آید که آیا حقوق بین‌الملل ظرفیت بازاندیشی در این ترتیبات را دارد یا خیر؟ آیا قواعد موجود صرفاً برای تضمین آزادی دریانوردی طراحی شده‌اند یا آنکه امنیت دولت ساحلی نیز به عنوان یکی از عناصر مؤثر در امنیت همان آبراه باید مورد توجه قرار گیرد؟
undefined برای مطالعه متن کامل یادداشت، به فایل PDF پیوست مراجعه فرمایید.
#تنگه_هرمز#عبور_و_مرور_دریایی#حقوق_بین‌الملل
برگرفته از پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی____________________‌‌undefined @instituteofsds

۱۱۲

۱۵:۱۵

۲۹ تیر
thumbnail
#حدیث_روز____________________‌‌
undefined @instituteofsds

۹۴

۴:۲۴

thumbnail
undefinedمرگ علوم اجتماعی در ایران، یا خفقان در جرگه‌ی جامعه‌شناسان همیشه‌منتقد؟
undefinedدر بحرانی‌ترین و پیچیده‌ترین برهه‌ی تاریخ معاصر برای ایران و حتی منطقه و جهان، آن‌گاه که میلیون‌ها انسان در تهران، قم، نجف و کربلا به صحنه آمدند و حماسه‌ای کم‌نظیر در تشیع امام شهید خود آفریدند، انتظار می‌رفت #علوم_اجتماعی_ایران، به‌مثابه‌ی قطب‌نمای فهم، وارد میدان شود.
undefinedاما آنچه رخ داد، چیزی فراتر از غیبت چند قلم و چهره بود: غیبت یک گفتمان تحلیلی منسجم از سوی جریان‌های فکری که همواره داعیه‌ی نقد، پرسشگری و شناخت جامعه را دارند.
undefinedآیا این اساتیدِ این جریان زنده‌اند، یا در اثنای جنگ با غایت آمال ایشان از میان ما رفته‌اند؟
undefined مشاهده کامل گزارش پژوهشی
#علوم_اجتماعی#ایران#جامعه_شناسان#سوگیری
برگرفته از پژوهشکدۀ حکمرانی فرهنگی و اجتماعی____________________‌‌undefined @instituteofsds
undefined۱
undefined۱

۸۹

۷:۰۱

thumbnail
undefined ضرورت تحلیل تقاطعی در تحولات اخیر ایران
عبور از نگاه تک‌بعدی به سوی تحلیل‌های "تقاطعی"؛ تنها راه برای درک پیچیدگی‌های امروز و تقویت نقش نظارتی ملت است. برای حل بحران‌ها، ما به نگاهی چندوجهی نیاز داریم که سیاست، اقتصاد و جامعه را همزمان تحلیل کند.
#تحلیل_تقاطعی #آینده_پژوهی#تحولات_سیاسی#جمهوری_اسلامی_ایران#اینفوگرافی
____________________‌‌undefined @instituteofsds
undefined۲
undefined۲

۲۲۹

۱۱:۲۳

thumbnail
undefined از روایت تشییع و انسجام تا روایت جنگ و اختلاف
undefinedدر روزهایی که تشییع میلیونی، تصویری روشن از انسجام ملی، همبستگی اجتماعی و پیوند عمیق مردم با هویت تاریخی و انقلابی‌شان به نمایش گذاشت، انتظار می‌رفت این سرمایه عظیم اجتماعی به مبنایی برای تقویت وحدت ملی و بازخوانی قدرت ایران تبدیل شود. اما آنچه به‌تدریج در فضای رسانه‌ای و سیاسی پررنگ شد، عبور از #روایت_تشییع و ورود به #روایت_جنگ بود؛ روایتی که خیلی زود، به جای تمرکز بر عناصر قدرت و همبستگی، در دوقطبی موافقان و مخالفان مذاکره و اختلافات داخلی متوقف شد.
undefinedمسأله اصلی این است: جنگ را روایت کنیم و به نقطه اختلاف برسیم، یا تشییع را روایت کنیم و به نقطه اتحاد؟ البته روشن است که روایت جنگ نیز اگر درست، هوشمندانه و ملی باشد، می‌تواند به انسجام، اقتدار و تصویر پیروزی منتهی شود؛ اما تجربه ما نشان می‌دهد که معمولا در روایت جنگ، خیلی زود در نقطه ضعف می‌ایستیم، دنبال مقصر می‌گردیم و به جای تقویت جبهه درونی، ناخواسته بر شکاف‌ها می‌افزاییم. این مسیر نه فقط گرهی از شرایط فعلی باز نمی‌کند، بلکه گره‌های تازه‌ای هم می‌سازد.
undefinedدر مقابل، روایت تشییع، حامل دلالت‌هایی است که نباید زیر سایه دوقطبی‌های سیاسی و رسانه‌ای پنهان شود. اهمیت این تشییع را دست‌کم در سه سطح می‌توان فهمید:
undefined دلالت ملی و جامعه‌شناختیundefinedاین تشییع، پیش از هر چیز، یک نشانه روشن از زنده بودن پیوند ملت با #هویت_جمعی، با آرمان‌ها، و با ساخت سیاسی کشور است. حضور میلیونی مردم فقط یک واکنش احساسی نبود؛ یک پیام اجتماعی صریح بود مبنی بر اینکه جامعه ایران، در لحظات سرنوشت‌ساز، همچنان ظرفیت همگرایی، همدلی و وحدت حول امر ملی و انقلابی را دارد. از این منظر، تشییع یک عامل وحدت‌بخش است؛ یک لحظه فشرده از انسجام ملی که می‌تواند شکاف‌های روزمره را موقتا به حاشیه براند و «ما»یِ جمعی را دوباره احیا کند.
undefined دلالت منطقه‌ای و راهبردیundefinedاین تشییع فقط در مرزهای ایران معنا پیدا نمی‌کند. بازتاب آن در منطقه و همراهی‌ها و همدلی‌هایی که در کشورهای پیرامونی دیده شد، نشان داد جمهوری اسلامی ایران همچنان از #عمق_راهبردی مؤثری برخوردار است. این حضور و این همدلی منطقه‌ای، تصویر روشنی از دامنه نفوذ معنوی، سیاسی و عاطفی ایران در محیط پیرامونی ارائه می‌دهد. به بیان دیگر، تشییع، صرفا بدرقه یک فرمانده یا یک چهره ملی نیست؛ بازنمایی یک شبکه گسترده از پیوندهای منطقه‌ای است که قدرت ایران را فقط در سطح سخت‌افزاری تعریف نمی‌کند، بلکه در لایه اجتماعی و تمدنی نیز نشان می‌دهد.
undefined دلالت تمدنی و تاریخیundefinedاهمیت این واقعه، صرفا به اکنون محدود نمی‌شود. این تشییع، تکیه‌گاه هویتی و عقبه تاریخی یک ملت را نیز آشکار می‌کند. جامعه‌ای که برای شهید، مقاومت، وفاداری و فداکاری چنین منزلتی قائل است، در حقیقت دارد از حافظه تاریخی و بنیان تمدنی خود سخن می‌گوید. این صحنه‌ها، صرفا صحنه‌های سوگواری نیستند؛ صحنه‌های بازتولید هویت‌اند. در این سطح، تشییع به ما یادآوری می‌کند که ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ یک تاریخ، یک حافظه، و یک سنت ریشه‌دار از ایستادگی و وفاداری است.
undefinedاز همین‌جاست که باید مراقب بود این دلالت‌های مهم، تحت‌الشعاع روایت جنگ قرار نگیرد؛ آن هم روایتی که خیلی زود به #دوقطبی‌سازی موافقان و مخالفان مذاکره فروکاسته می‌شود. تقلیل چنین حادثه بزرگی به مجادلات سیاسی روز، در واقع نادیده گرفتن همان ابعاد ملی، منطقه‌ای و تمدنی است که تشییع آشکار کرده است. این دوقطبی‌سازی نه تنها کمکی به فهم موقعیت نمی‌کند، بلکه سرمایه اجتماعیِ برآمده از این حضور عظیم را نیز فرسایش می‌دهد.
undefinedدشمن نیز دقیقا از همین تصویر می‌ترسد: از تصویر انسجام، از تصویر قدرت، از تصویر ملتی که در لحظه لازم، پشت آرمان، نظام و رهبری خود می‌ایستد. طبیعی است که تلاش کند با تکرار جنایت، با #عملیات_روانی، با جابه‌جا کردن اولویت‌ها و با دامن زدن به اختلافات داخلی، این سرمایه بزرگ را تضعیف کند؛ هم انگیزه خونخواهی را به انفعال بکشاند، هم هزینه ایستادگی را برجسته سازد، و هم اجازه ندهد قدرت‌نمایی ایران به صدر خبرها تبدیل شود. در لایه‌ای عمیق‌تر نیز می‌کوشد فرصت اتحاد ملی ذیل پرچم ولایت را از کشور بگیرد.
#مراسم_تشییع_رهبر_شهید#فضای_رسانه‌ای#انسجام_ملی
برگرفته از پژوهشکدۀ حکمرانی فرهنگی و اجتماعی____________________‌‌undefined @instituteofsds

۵۹

۱۴:۵۵