لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشکده تهرانا
۱.۱ هزار عضو

اندیشکده تهران

اندیشکده تهران
در تهران پیرامون سیاست، اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۸ تیر
thumbnail
undefinedاقتصاد، عامل پیروزی‌های ترقی‌خواهان در آمریکا بوده است، نه ایدئولوژیundefinedبروکینگز
#تهران_ریویو#مطالعات_آمریکا
undefinedبرخی از انتخابات مقدماتی اخیر حزب دموکرات در کنگره باعث شده است گروهی از ناظران به این نتیجه برسند که، همان‌طور که یکی از تحلیلگران سیاسی گفته است، «حزب حالا دیگر حزب برنی است». نامزدهایی که از سوی سناتور برنی سندرز، نماینده الکساندریا اوکاسیو-کورتز (دموکرات از نیویورک) و شهردار نیویورک، زهران ممدانی ــ حمایت شده‌اند، مجموعه‌ای از موفقیت‌های پی‌درپی به دست آورده‌اند. در ماه ژوئن، چندین قانون‌گذار مستقر کنگره آمریکا در واشنگتن دی‌سی، شهر نیویورک و دنور، توسط رقبای مترقی و شورشی شکست خوردند.
undefinedشورشیان در برابر تشکیلات حاکم، نه چپ در برابر مرکز
undefinedبا این حال، این برداشت اصل ماجرا را از دست می‌دهد. در مجموع، انتخابات مقدماتی ۲۰۲۶ داستان تقابل «مرکز در برابر چپ» نبوده است. بلکه بیشتر داستان تقابل «شورشیان در برابر تشکیلات حاکم»، «خارجی‌ها در برابر درون‌حزبی‌ها»، «پوپولیست‌ها در برابر نخبگان» و «مبارزان در برابر سازش‌کاران» بوده است. فرد پیروز در پنسیلوانیا یک آتش‌نشان است. پیروز اوهایو یک کارگر صنعت آهن است. برنده مونتانا یک آتش‌نشان سابق جنگل است. پلاتنر یک پرورش‌دهنده صدف است. همه آنها چهره‌هایی تازه در سیاست هستند. در سراسر کشور، بدنه رأی‌دهندگان حزب دموکرات از نامزدهای احتمالی خود در واشنگتن می‌خواهند با نظم سیاسی موجود مقابله کنند.
undefinedمسئله اقتصاد است، نه ایدئولوژی
undefinedنظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهند که دموکرات‌ها با فاصله‌ای قابل توجه، میانه‌گرایی را بر چپ‌گرایی ترجیح می‌دهند؛ تفاوتی که میان نژاد، جنسیت یا طبقه اجتماعی چندان تغییر نمی‌کند. این یافته‌ها با موفقیت سیاستمداران نسبتاً میانه‌رویی مانند روی کوپر در کارولینای شمالی و ابیگیل اسپنبرگر در ویرجینیا نیز همخوان است و نشان‌دهنده چرخشی چشمگیر نسبت به تنها چند سال پیش است.
undefinedبا این حال، مقیاس چپ–راست ابزاری بسیار خام و ناکافی برای سنجش هویت ایدئولوژیک است. مطابق نظرسنجی‌ها دموکرات‌ها و مستقل‌ها همچنان تمایل دارند از سیاست‌های مترقی در مسائل روزمره و اقتصادی مانند مراقبت‌های درمانی و اشتغال حمایت کنند. چیزی که آنها از آن عقب‌نشینی کرده‌اند، شور و اشتیاق اوایل دهه ۲۰۲۰ نسبت به موضوعاتی است که می‌توان آنها را با برچسب «ووک» مورد حمله قرار داد.
undefinedعدم بزرگ‌نمایی محبوبیت ترقی‌خواهان
undefinedامروزه همین دیدگاه‌ها ــ که در محافل دانشگاهی محبوب‌اند اما در میان عموم مردم چندان طرفدار ندارند ــ معمولاً به عنوان نشانه‌هایی از چپ‌گرایی افراطی و نخبه‌گرایی شناخته می‌شوند. بخش بزرگی از جذابیت پلاتنر، و همچنین ممدانی در نیویورک، جاش تورک در آیووا، باب بروکس در پنسیلوانیا و چندین پوپولیست دیگر مورد حمایت سندرز و اوکاسیو-کورتز، در تأکید آنها بر «آدم معمولی» و مسائل اقتصادی است، نه مسائل فرهنگی.
undefinedدر هر صورت، نباید طغیان مترقی-پوپولیستی-ضد تشکیلات را بیش از حد بزرگ جلوه داد. کارنامه حمایت‌های سندرز و اوکاسیو-کورتز تقریباً به اندازه پیروزی، شکست نیز داشته است و پیروزی‌های آنها عمدتاً ــ هرچند نه به‌طور کامل ــ در مناطق به‌شدت مترقی مانند شهر نیویورک یا واشنگتن دی‌سی رخ داده است. همچنین بخشی از این پیروزی‌ها را می‌توان به برتری مالی اولیه ناشی از شبکه‌های ملی جذب کمک‌های مالی نسبت داد؛ شبکه‌هایی که هم از حمایت تشکیلات دموکرات و هم جناح سندرز بهره می‌برند.
undefinedموفقیت مشروط ترقی‌خواهان در آینده
undefinedبا این حال، پرسش اصلی در ماه نوامبر احتمالاً این نخواهد بود که آیا رأی‌دهندگان از گرایش‌های به اصطلاح کمونیستی پوپولیست‌های دموکرات روی‌گردان می‌شوند یا نه؛ بلکه این خواهد بود که آیا آنها می‌توانند اعتبار خود را به عنوان نمایندگان طبقه کارگر زیر فشار رقابت حفظ کنند یا خیر. آیا پلاتنر همچنان به عنوان یک پرورش‌دهنده صدف و کهنه‌سرباز جنگی مبارز دیده خواهد شد، یا به عنوان فارغ‌التحصیل یک مدرسه شبانه‌روزی نخبگانی؟ آیا ویلگاس همچنان تصویر پسر سخت‌کوش مهاجرانی را حفظ خواهد کرد که با مدیکید بزرگ شده است، یا به عنوان یک استاد علوم سیاسی فعال سیاسی معرفی خواهد شد؟
undefinedدموکرات‌ها در چرخه‌های انتخاباتی اخیر تا حد زیادی رأی‌دهندگان سفیدپوست طبقه کارگر را به جمهوری‌خواهان واگذار کردند. حال، نسل جدیدی از سیاستمداران دموکرات به دنبال بازپس‌گیری هویتی است که نزدیک به دو قرن تعریف‌کننده این حزب بوده است؛ هویتی که شایان توجه است در بخش بزرگی از این دوره، به دموکرات‌ها برتری ملی می‌داد. اینکه آیا آنها در پاییز امسال کنترل کنگره را به دست خواهند گرفت، بسیار کمتر به لحن ایدئولوژیک آنها و بسیار بیشتر به میزان محبوبیت رئیس‌جمهور بستگی خواهد داشت.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/1000
undefined۲

۳۲۳

۱۵:۵۲

۱۹ تیر
thumbnail
undefinedجهش بعدی قیمت نفت زودتر از انتظار معامله‌گران رخ خواهد دادundefinedاویل پرایس
#جنگ_رمضان#اکوتهران
undefinedقیمت‌ نفت پس از توافق ایالات متحده و ایران بر سر چارچوبی برای بازگشایی تنگه هرمز، به سطوح پیش از جنگ بازگشت و با بازگشت جریان نفت خاورمیانه به بازار، تحلیلگران، بانک‌های سرمایه‌گذاری و معامله‌گران انتظار مازاد عرضه جهانی نفت را دارند و معتقد هستند که قیمت‌ها به سمت ۶۰ دلار در هر بشکه در حال حرکت است و به نظر می‌رسد بازار معاملات آتی نیز برداشت مشابهی دارد. مسئله اما پیچیده‌تر از این است.
undefinedتوافقی در کار نیست
undefinedبا این حال، بیشتر این پیش‌بینی‌های قیمتی بر این فرض استوار است که یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران یک توافق واقعی و پایدار است، در حالی که چنین نیست. هیچ نشانه‌ای از پیشرفت در این مسیر، دست‌کم به صورت علنی، دیده نمی‌شود و وضعیت می‌تواند هر لحظه، با بازگشت تنش‌ها رو به وخامت برود. ایران از تلاش خود برای اعمال کنترل دائمی بر عبور از تنگه هرمز، از جمله از مطالبه «هزینه خدمات» در ازای عبور امن از این گلوگاه و در هماهنگی با ایران، دست نکشیده است.
undefinedدر همین حال، تردد از تنگه به آهستگی در حال بازیابی است، اما مالکان و اپراتورهای کشتیرانی همچنان نسبت به عبور محتاط هستند. پایین نگه داشتن قیمت نفت، به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا، می‌تواند انگیزه‌ای کافی برای دولت این کشور جهت پیگیری توافق باشد. با این حال، این کار اصلا آسان نخواهد بود و به احتمال زیاد نیازمند امتیازدهی است. افزون بر این، برنامه هسته‌ای ایران تا این لحظه مورد گفتگوی جدی قرار نگرفته است.
undefinedمعامله‌گران تاکید دارند که بازار به‌خوبی با بدترین اختلال عرضه در تاریخ کنار آمد. اما این کنار آمدن متاثر از چند مولفه بود: اول اینکه دولت‌ها، از جمله دولت آمریکا، با آزادسازی ذخایر راهبردی خود، سطح موجودی‌ را به پایین‌ترین سطح در چند دهه اخیر رساندند. دوم اینکه چین، به محض جهش قیمت‌ها در روزهای ابتدایی جنگ، خرید نفت خام از بازار نقدی را متوقف کرد. برآورد می‌شود پکن تا آغاز درگیری در ۲۸ فوریه بیش از ۱.۳ میلیارد بشکه نفت خام در ذخایر تجاری و راهبردی خود انباشته داشت. سوم اینکه پیش از آغاز جنگ میلیون‌ها بشکه نفت در نفتکش‌های مستقر در دریا ذخیره شده بود.
undefinedکاهش در ذخایر راهبردی
undefinedدرگیری و توقف جریان نفت در تنگه هرمز، ذخایر راهبردی نفت را در همه کشورها (به جز ذخایر عظیم چین) تحلیل برده است و عملا هیچ حاشیه اطمینانی خارج از چین برای جبران اختلال بعدی باقی نمانده است. بازسازی ذخایر زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود و بخشی از تقاضای پیش رو به حساب می‌رود و تحلیل‌هایی که از افت قیمت حرف می‌زنند، مفروض‌شان باز بودن تنگه هرمز است.
undefinedبه باور برخی تحلیلگران، باقی‌مانده ذخایر نفت کشورها برای خنثی کردن یک جهش بزرگ دیگر در قیمت‌ها کافی نخواهد بود. تحلیلگران موسسه انرژی اسپکتس در پایان ژوئن اعلام کردند بازار نفت با توجه به پایین بودن سطح ذخایر و موجودی انبار، همچنان به‌شدت در معرض شوک بعدی قرار دارد. آنها تاکید دارند که کاهش واردات نفت خام چین در نهایت متحول خواهد شد، چرا که تنها بخشی از این افت ماهیتی ساختاری دارد.
undefinedدر همین حال، ذخایر نفت خام آمریکا، از جمله ذخیره راهبردی نفت، در پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۸۵ قرار دارد و به گفته انرژی اسپکتس هیچ حاشیه‌ای برای جذب بازگشت تقاضا باقی نمانده است. موسسه مطالعات انرژی آکسفورد نیز معتقد است که کاهش موجودی در سطح جهانی به این معناست که قیمت‌های آتی ممکن است بیشتر مستعد جهش باشند.
undefinedبازگشت تقاضای چین
undefinedبازگشت چین به خرید محموله‌های نقدی نیز یکی از تحولات مهم بازار خواهد بود. واردات نفت چین در ژوئن برای چهارمین ماه متوالی کاهش یافت و ورود نفت خام دریابرد به چین به رقمی حدود ۶ میلیون بشکه در روز رسید. بر اساس داده‌های ورتکسا این رقم، پایین‌ترین رقم واردات دستکم از سال ۲۰۱۶ است. رئیس بخش تحلیل بازار منطقه اروپا، خاورمیانه و آفریقا در ورتکسا، معتقد است که علیرغم تغییرات ساختاری تقاضا در چین، این روند در نهایت معکوس خواهد شد.
undefinedبازسازی ذخایر در آسیا به طور کلی فرایندی تدریجی است نه یک موج ناگهانی خرید و تا زمانی که ذخایر بازسازی نشده‌اند، هرگونه نوسان رفت و برگشتی در تنش‌ها، مذاکرات و تحریم‌های مربوط به جنگ ایران و آمریکا، بازار نفت را در معرض اختلالی دیگر و قیمت نفت را در معرض جهشی دیگر قرار خواهد داد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/1001

۱.۲K

۱۵:۴۲

۲۰ تیر
thumbnail
undefinedوزن یک انتخاب؛ هه‌وی و قاعده نانوشته دیپلماسی چین
#تحلیل_کوتاه
undefinedحضور هه‌وی در مراسم تشییع رهبر ایران را می‌توان نشانه‌ای از رویکرد چندلایه پکن در مدیریت روابط با تهران دانست. چین در این مراسم نه در سطح عالی‌ترین رهبران حزبی خود حاضر شد و نه به نمایندگی در سطحی صرفاً تشریفاتی بسنده کرد، بلکه شخصیتی را برگزید که در سلسله‌مراتب سیاسی چین جایگاهی ملی اما معتبر دارد؛ انتخابی که هم بیانگر اهمیت روابط دوجانبه و هم نشان‌دهنده احتیاط دیپلماتیک و محاسبه‌گری سنتی سیاست خارجی چین است.جایگاه هه‌وی در سلسله‌مراتب قدرت چین
undefinedدرک اهمیت انتخاب هه‌وی مستلزم شناخت جایگاه او در ساختار قدرت چین است. وی یکی از ۱۴ نائب‌رئیس کمیته دائمی کنگره ملی خلق، رئیس حزب دموکراتیک دهقانان و کارگران چین (یکی از هشت حزب متحد حزب کمونیست) و رئیس جمعیت صلیب سرخ چین است و به عنوان فرستاده ویژه پکن در مراسم حضور یافت. اگرچه کمیته دائمی کنگره ملی خلق عالی‌ترین نهاد قانونگذاری چین به شمار می‌رود، اما باید آن را از کمیته دائمی دفتر سیاسی حزب کمونیست، به عنوان هسته اصلی تصمیم‌گیری کشور، متمایز دانست. هه‌وی در سلسله‌مراتب غیررسمی این نهاد در جایگاهی میانی (8 از 14) قرار دارد؛ به این معنا که از بسیاری از چهره‌های فرهنگی، قومی و نمادین جایگاه بالاتری دارد، اما پایین‌تر از اعضای دفتر سیاسی و کادرهای باسابقه حزبی قرار می‌گیرد. از این رو، او را می‌توان در زمره رهبران ملی چین دانست که هرچند از مقامات بلندپایه کشور محسوب می‌شوند، اما در هسته مرکزی قدرت حزب کمونیست حضور ندارند.
undefinedهه وی به عنوان تکنوکرات جبهه متحد
undefinedاز منظر ویژگی‌های فردی، هه‌وی بیش از آنکه یک ایدئولوگ حزبی باشد، یک تکنوکرات ارشد و مورد اعتماد نظام چین و از چهره‌های شاخص جبهه متحد محسوب می‌شود. سابقه فعالیت او در حوزه سلامت، امور اجتماعی و دیپلماسی عمومی، همراه با ریاست جمعیت صلیب سرخ چین، تصویری از یک مدیر سیاسی با پیشینه تخصصی و غیرایدئولوژیک ارائه می‌دهد. او در حلقه نظریه‌پردازان ایدئولوژیک حزب کمونیست قرار ندارد، اما به عنوان رهبر یکی از احزاب متحد حزب کمونیست، بخشی از سازوکار سیاسی و نهادی نظام چین به شمار می‌آید.
undefinedمنطق انتخاب پکن
undefinedبررسی رویه دیپلماسی تشریفاتی چین نشان می‌دهد که پکن از یک الگوی سلسله‌مراتبی در تعیین سطح نمایندگی خود بهره می‌گیرد. در مراسم‌هایی که اهمیت بین‌المللی یا دوجانبه بیشتری دارند، مانند تشییع لی کوان یو در سال ۲۰۱۵ و ملکه الیزابت دوم در سال ۲۰۲۲، معاون رئیس‌جمهور چین به عنوان فرستاده ویژه شی اعزام شد. در مواردی دیگر، مانند مراسم ترحیم امیر کویت در سال ۲۰۲۳ و تشییع رهبر معظم انقلاب در سال 2026، این مأموریت به معاونان کمیته دائمی مجلس ملی خلق سپرده شد. در این چارچوب، انتخاب وی را می‌توان بخشی از الگوی ابراز احترام به طرف مقابل دانست، بی‌آنکه مستلزم اعزام عالی‌ترین رهبران حزب کمونیست باشد.
undefinedچنین انتخابی به چین امکان می‌دهد ضمن تأکید بر اهمیت روابط با ایران، از ایجاد این تصور که روابط دوجانبه به بالاترین سطح ممکن ارتقا یافته است، پرهیز کند و در عین حال انعطاف دیپلماتیک خود را در قبال سایر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ نماید. از این منظر، استفاده از مقاماتی در جایگاه وی، علاوه بر انتقال پیام‌های رسمی و ابراز همدردی، بستری مناسب برای حفظ توازن در پیام‌رسانی سیاسی و جلوگیری از ایجاد حساسیت‌های دیپلماتیک فراهم می‌آورد.
undefinedپیام‌های منطقه‌ای و بین‌المللی
undefinedاین انتخاب چند پیام مهم در بر دارد. نخست، تأکید بر استمرار روابط راهبردی ایران و چین که در سال‌های اخیر با توافق همکاری ۲۵ ساله، همکاری‌های انرژی و هماهنگی در برخی سازوکارهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس اهمیت بیشتری یافته است. دوم، نمایش رویکرد متوازن چین در غرب آسیا که بر حفظ روابط نزدیک با ایران، در کنار پرهیز از ورود به صف‌بندی‌های پرهزینه منطقه‌ای و سوء برداشت از همبستگی ایدئولوژیک آشکار میان حزب کمونیست چین و ایران استوار است. سوم، انتخاب مقام قانونگذار ارشد به جای رهبر حزبی بلندپایه، نشان‌دهنده تلاش پکن برای بهره‌گیری از روابط راهبردی غیرائتلافی، ظرفیت نهادهای دولتی و دیپلماسی پارلمانی در سیاست خارجی و ارائه تصویری چندلایه از ساختار حکمرانی چین است.
undefinedجمع بندی
undefinedدر مجموع، اعزام هه‌وی را باید تصمیمی دقیق و حساب‌شده در چارچوب سنت دیپلماتیک چین دانست؛ تصمیمی که از یک سو اهمیت ژئوپلیتیکی ایران و تمایل پکن به حفظ روابط راهبردی با تهران را منعکس می‌کند و از سوی دیگر بیانگر تلاش چین برای ایجاد توازن میان ابراز همبستگی سیاسی و پرهیز از ارسال پیام‌هایی است که بتواند به معنای ارتقای بیش از حد سطح تعهدات سیاسی و نمادین تعبیر شود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/1002
undefined۴
undefined۱

۴۴۶

۱۴:۳۳

۲۲ تیر
thumbnail
undefined«خشم حماسی» چقدر خرج روی دست ارتش آمریکا گذاشت؟ undefinedمرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)
#جنگ_رمضان#تهران_ریویو
undefinedبرآورد هزینه‌های جنگ اخیر ایالات متحده علیه ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، نشان می‌دهد که مجموع هزینه‌های مستقیم وزارت دفاع آمریکا حدود ۴۰ میلیارد دلار (در بازه ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار) بوده است. این برآورد که توسط CSIS ارائه شده، مبتنی بر شش دسته اصلی هزینه است که صرفاً هزینه‌های افزوده نسبت به بودجه عادی را دربر می‌گیرد. در ادامه، این شش دسته به تفکیک همراه با ارقام مربوطه بررسی می‌شوند.
undefinedهزینه‌های استقرار و جابه‌جایی نیروها
undefinedنخستین مورد، هزینه‌های استقرار و جابه‌جایی نیروهاست که حدود ۰.۱۷ میلیارد دلار برآورد شده است. این هزینه شامل انتقال نیروها، تجهیزات و ایجاد پایگاه‌های عملیاتی در منطقه است. بخش عمده هزینه‌های جابه‌جایی در بودجه عادی لحاظ شده بود، اما افزایش نرخ پروازها و ایجاد زیرساخت‌های جدید، هزینه‌های اضافی ایجاد کرد. بازگشت نیروها احتمالا هزینه کمتری خواهد داشت، زیرا به‌صورت تدریجی انجام می‌شود.
undefinedمهمات
undefinedدومین و بزرگ‌ترین مؤلفه، مهمات با رقم ۲۶.۱ میلیارد دلار است. استفاده گسترده از موشک‌های گران‌قیمت (از جمله تاماهاوک و سایر تسلیحات دوربرد) باعث شد این بخش سهم اصلی را به خود اختصاص دهد. در مجموع بیش از ۱۳٬۶۰۰ مهمات علیه بیش از ۱۳٬۰۰۰ هدف شلیک شد. با این حال، در ادامه جنگ و با دستیابی به برتری هوایی، استفاده از مهمات ارزان‌تر افزایش یافت که باعث کاهش هزینه روزانه شد.
undefinedافزایش شدت عملیات
undefinedسومین مولفه، هزینه‌های ناشی از افزایش شدت عملیات است که حدود ۰.۷۵ میلیارد دلار برآورد شده است. این هزینه‌ها شامل افزایش پروازها، حضور طولانی‌تر ناوها در دریا و پرداخت مزایای اضافی به نیروهاست. با این حال، به دلیل اینکه بسیاری از این هزینه‌ها از پیش در بودجه لحاظ شده بودند، افزایش نهایی محدود باقی ماند. تخمین‌ها بر اساس افزایش حدود ۱۰ درصدی هزینه‌های عملیاتی در دوره درگیری فعال انجام شده است.
undefinedخسارات و تلفات تجهیزات
undefinedچهارم، خسارات و تلفات تجهیزات در بازه ۱.۸ تا ۳.۵ میلیارد دلار قرار دارد. این بخش عمدتاً شامل از دست رفتن هواپیماها—به‌ویژه پهپادها—است. در مجموع حدود ۴۲ فروند هواگرد آسیب دیده یا نابود شده‌اند. دامنه برآورد به دلیل تفاوت در روش جایگزینی تجهیزات (جایگزینی کامل یا حذف موارد در حال بازنشستگی) متغیر است.
undefinedخسارت به پایگاه‌ها و زیرساخت‌ها
undefinedپنجم، خسارت به پایگاه‌ها و زیرساخت‌ها بین ۴ تا ۹.۴ میلیارد دلار تخمین زده شده است. حملات موشکی و پهپادی ایران، با وجود رهگیری بخش عمده آن‌ها، خسارات قابل توجهی به تأسیسات وارد کرد. تحلیل تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد صدها ساختمان آسیب دیده‌اند. عدم دسترسی کامل به داده‌های تصویری باعث شده این برآورد با عدم قطعیت همراه باشد.
undefinedسایر هزینه‌ها
undefinedششم، سایر هزینه‌های وزارت دفاع حدود ۱.۵ میلیارد دلار است. این بخش عمدتاً شامل افزایش هزینه سوخت (۱.۴ میلیارد دلار) به دلیل رشد قیمت‌ها و نیز هزینه‌های امنیتی و اضافه‌کاری (حدود ۰.۱ میلیارد دلار) است. افزایش قیمت سوخت کل ساختار وزارت دفاع را تحت تأثیر قرار داده، نه فقط نیروهای مستقر در میدان. علاوه بر این، حدود ۱ میلیارد دلار هزینه اضافی نیز به سایر نهادهای دولتی آمریکا (مانند امنیت داخلی و امور کهنه‌سربازان) تحمیل شده است.
undefinedجمع‌بندی
undefinedدر مجموع، این شش دسته هزینه نشان می‌دهد که بار مالی جنگ عمدتاً ناشی از مصرف مهمات و سپس خسارات زیرساختی بوده است، در حالی که سایر هزینه‌ها سهم محدودتری دارند. در مقایسه با سایر برآوردها، رقم CSIS در میانه طیف قرار دارد. برخی برآوردها ارقام پایین‌تری ارائه داده‌اند زیرا خسارات پایگاه‌ها را لحاظ نکرده‌اند، در حالی که برخی دیگر با در نظر گرفتن اثرات اقتصادی گسترده‌تر، ارقام بسیار بالاتری ارائه می‌دهند. در نهایت، اختلاف اصلی میان برآوردها به روش محاسبه هزینه‌های عملیاتی و دامنه هزینه‌های لحاظ‌شده بازمی‌گردد. این تحلیل نشان می‌دهد که ساختار هزینه‌ای جنگ مدرن، به‌ویژه در درگیری‌های کوتاه‌مدت و پرشدت، به‌شدت به مصرف مهمات پیشرفته و هزینه‌های زیرساختی وابسته است. در عین حال، کاهش شدت درگیری و جایگزینی تسلیحات ارزان‌تر می‌تواند به‌سرعت منحنی هزینه را تعدیل کند. با پایان نسبی درگیری، چالش اصلی اکنون نه میدان نبرد، بلکه تأمین مالی این هزینه‌ها در ساختار بودجه‌ای ایالات متحده است.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/1003
undefined۳
undefined۱

۷۳۶

۱۵:۳۳

۲۴ تیر
thumbnail
undefinedچرا حماس دولت‌داری در غزه را رها کرد؟
#مطالعات_اسرائیل#تحلیل_کوتاه
undefinedمحمدحسین پورعلی اقبالی
undefinedحماس روز ۱۵ تیر رسما اعلام کرد که دولت خود در غزه را منحل کرده و آماده است تا قدرت را به کمیته تکنوکرات واگذار کند، امری که تحقق آن در مذاکرات صلح غزه مورد تاکید قرار گرفته بود. علی شعث، از مقامات سابق تشکیلات خودگردان فلسطین و رئیس کمیته تکنوکرات مستقر  در قاهره نیز اعلام کرد که کمیته ۱۵ نفره او آماده است تا به محض فراهم شدن منابع و شرایط لازم، فعالیت خود در غزه را رسماً آغاز کند.  undefinedحماس و دولت‌داری در غزه
undefinedحماس از ابتدای به قدرت رسیدن در غزه در سال ۲۰۰۷، بارها از تشکیل دولت‌های تکنوکرات حمایت کرده است. به عنوان مثال، این جنبش در سال ۲۰۰۷ و هنگام تاسیس دولت وحدت ملی و نیز در توافقات چند مرحله‌ای قاهره میان فتح و حماس، موافقت خود با تاسیس دولت تکنوکرات را اعلام کرد. به طور کلی، حماس پس از کسب قدرت سیاسی در غزه با چالشی جدی مواجه شده بود که طبق آن، این جنبش یا باید بر اداره غزه و رفع نیازهای مردم آن متمرکز می‌شد و یا مشابه حزب‌الله لبنان پیش از سال ۲۰۱۵، به عنوان یک گروه مقاومت، به مقابله با اقدامات تجاوزکارانه اسرائيل می‌پرداخت. این دو هدف با یکدیگر ناسازگار بود. چرا که اگر حماس می‌خواست دست به حکومتداری بزند، باید ملاحظات خاص این حوزه را رعایت می‌کرد و همین مسئله سبب می‌شد تا دست این گروه در عرصه نظامی بسته شود. به همین دلیل، علیرغم چالش‌های دولت‌داری برای حماس در فقدان توافق سیاسی با تشکیلات خودگردان و فتح، چاره‌ای جز تداوم دولت‌داری در غزه وجود نداشت.  undefinedکمیته تکنوکرات
undefinedپس از طوفان الاقصی و با جدی شدن مذاکرات پایان جنگ، طرح‌های مختلفی در خصوص دولت آینده غزه پس از اتمام جنگ مطرح شد. در این چارچوب، اداره غزه توسط حماس، اسرائیل و تشکیلات خودگردان هر کدام مخالفانی داشت و عملاً امکان تحقق هیچ یک از این سناریو‌ها ممکن نبود. به همین جهت، پیشنهاد تشکیل کمیته تکنوکرات فلسطینی از جانب مصر ارائه شد و در نهایت تمامی طرف‌ها با آن موافقت کردند. مطابق مذاکرات، این کمیته نباید وابسته به هیچ سازمان یا حزبی باشد و فقط باید از متخصصان تشکیل شود تا بتواند به بازسازی زیرساخت‌ها و ارائه خدمات عمومی در غزه بپردازد. بر همین اساس، ۱۵ نفر از متخصصان فلسطینی غیر سیاسی موظف شدند تا با تشکیل کمیته‌ای، عملاً عهده‌دار اداره نوار غزه شوند. در واقع از یک سو به دلیل فشارهای رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر، با توجه به هماهنگی و رایزنی حماس با سایر گروه های فلسطینی، این جنبش تصمیم گرفت تا امر حکومتداری را به کمیته تکنوکرات واگذار کند.  undefinedچرا الان؟
undefinedمقامات حماس در اظهارات خود بارها اذعان داشته‌اند که هدف از انحلال دولت، گرفتن بهانه از دست اسرائیل برای اجرای تعهدات در طرح صلح غزه و فشار بر این رژیم جهت آغاز بازسازی و انتقال کمک‌های مالی به غزه است. علاوه بر این، یکی از طرح‎های اصلی اسرائیل برای غزه پس از ۷ اکتبر، تقسیم این باریکه به دو بخش بود که یکی توسط مزدوران وابسته به رژیم صهیونیستی اداره شود و اداره بخش دیگر نیز همچنان بر عهده حماس باشد. بر همین اساس، اکنون رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند تا با حمایت از مزدوران وابسته به خود در مناطقی که تحت اشغال ارتش اسرائیل است، محاصره اقتصادی را در این مناطق کاهش داده و زمینه را برای کوچ ساکنان غزه از مناطق تحت کنترل حماس به این مناطق فراهم کند. رژیم در تلاش است تا از این طریق، حمایت مردمی از حماس را به حداقل برساند و با ارائه دو الگوی زندگی در مناطق امن تحت سیطره نیروهای وابسته به اسرائیل و زندگی در مناطق تحت محاصره و بمباران زیر نظر حماس، کاری کند که خود مردم غزه به تدریج حماس را کنار گذاشته و حمایت از این گروه را متوقف کنند. اما به نظر می‌رسد حماس با انحلال دولت وابسته به خود، تلاش کرد تا این طرح صهیونیستی را باطل کند. لازم به ذکر است که توصیه برخی از کشورها نظیر قطر، مصر و ترکیه نیز در اتخاذ این تصمیم از جانب حماس بی‌تاثیر نبوده است. undefined مطابق شواهد و قرائن موجود، واگذاری اداره نوار غزه به کمیته تکنوکرات، واقعیت‌های میدانی در نوار غزه را تغییر نداده و حماس به دلیل برخورداری از سلاح، در عمل همچنان حاکم واقعی غزه باقی خواهد ماند. اما در صورتی که اقدامات کمیته تکنوکرات با سران حماس هماهنگ نباشد، این امر می‌تواند به تکرار سناریوی لبنان، یعنی تقابل دولت با مقاومت، اینبار در غزه منتهی شود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/1004
undefined۳

۴۸۰

۸:۴۱

thumbnail
undefinedچرا آذربایجان برای اروپا و آمریکا اهمیت پیدا کرده است؟ undefined️مرکز سیاستگذاری کاسپین
#اکوتهران #انرژی
undefinedتعاملات سطح بالای بی‌سابقه در متن و حاشیه مهم‌ترین مجمع سالانه انرژی آذربایجان، نمایانگر رشد تمایل در شرکت‌ها و بازیگران دولتی برای تعمیق حضور خود در منطقه خزر است. در جریان نشست‌های هفته انرژی باکو در ابتدای ماه ژوئن قریب به ۲۰ توافقنامه جدید به ارزش ۷.۵ میلیارد دلار با حضور چهره‌های سرشناس صنعت انرژی و سرمایه‌گذاران صنعتی منعقد شد و همزمان، یک هیئت آمریکایی برای برگزاری نخستین دور از گفتگوهای اقتصادی ایالات متحده و آذربایجان وارد این کشور شد. این مجموعه تحولات، نقش رو به گسترش آذربایجان را در تحقق اهداف کلیدی اتصال منطقه‌ای و تعمیق همکاری با کشورهای غربی برجسته می‌سازد.
undefinedهفته انرژی باکو
undefinedهمچون سنوات گذشته، هفته انرژی باکو امسال نیز میزبان شرکت‌های بزرگ خارجی بود که در میان آنها می‌توان به اکسون‌موبیل، بی پی، شورون، توتال و شل اشاره کرد. بسیاری از این شرکت‌ها در گذشته نیز پروژه‌هایی را با سوکار، شرکت نفت دولتی آذربایجان، و بوتاش، شرکت نفت دولتی ترکیه، به انجام رسانده‌اند. همزمان، یک هیئت آمریکا به ریاست کیلب اور، معاون وزارت خارجه ایالات متحده در امور اقتصادی، بازرگانی و انرژی در این رویداد مشارکت کرد.
undefinedفشارهای ژئوپلتیکی و منازعات، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا جنگ آمریکا و ایران، دسترسی غرب را به منابع هیدروکربنی به شدت محدود کرده و در نتیجه آن، نقش آذربایجان در تامین نفت و گاز کشورهای اروپایی رو به افزایش است. سوکار با خرید دو پالایشگاه شرکت ایتالیانا پترولی، حضور خود را در بخش پایین‌دست بازارهای انرژی اروپا تقویت کرده است و با افزایش مشارکت‌های آمریکایی و اروپایی در بخش انرژی منطقه خزر، اعمال نفوذ دولت آذربایجان بر تجارت بین‌منطقه‌ای هیدروکربن‌ها تداوم خواهد داشت.
undefinedگفتگوی اقتصادی آذربایجان و ایالات متحده
undefinedعلاوه بر معاون وزارت خارجه ایالات متحده، بخش قابل‌توجهی از شرکت‌های آمریکایی نیز در این گفتگوها مشارکت داشتند. گفتگوی مورد اشاره، اولین نشست از این جنس بود و در چارچوب منشور مشارکت راهبردی امضا شده در جریان سفر معاون رئیس‌جمهور جی دی ونس به باکو انجام پذیرفت. طرف آذری در این گفتگوها بر اهمیت تداوم همکاری در حوزه‌های حمل‌ونقل، لجستیک و زیرساخت‌های دیجیتال برای تقویت مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی و همچنین کریدور میانی تاکید داشت و طرف آمریکایی نیز وعده داد تا به آذربایجان برای تثبیت نقش خود به عنوان گره مرکزی کریدور میانی برای انتقال انرژی به اروپا و سایر نقاط جهان کمک کند. همزمان وعده‌هایی برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی آذربایجان و توسعه مشارکت‌ها با اکسون موبیل و شورون ارائه شده است. در همین اثنا نیز توافقنامه‌های جدیدی برای اکتشاف با این کشورها منعقد شد.
undefinedتوافق‌های نفتی
undefinedدر حاشیه هفته انرژی باکو، سوکار، توتال انرژی، ایکس آر جی و بوتاش ترکیه، یک توافقنامه ۱۵ ساله برای خرید گاز طبیعی از میدان آبشورون در دریای خزر امضا کردند. بر این اساس، آذربایجان از سال ۲۰۲۹ رقم ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز از طریق خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم و با نرخ سالانه ۲.۲۵ میلیارد متر مکعب به ترکیه تحویل خواهد داد. توافق اولیه توسعه این میدان در سال ۲۰۰۹ میان توتال و سوکار با سهم ۵۰ درصدی امضا شد. بعدتر، شرکت ادنوک در اوت ۲۰۲۳ به کنسرسیوم پیوست و با کاهش سهم طرف‌های اولیه به ۳۵ درصد، ۳۰ درصد از سهام در اختیار ادنوک قرار گرفت. فاز نخست توسعه این میدان روزانه حدود ۴.۲ میلیون متر مکعب گاز و 13 هزار بشکه میعانات تولید می‌کند. در مرحله بعدی توسعه این میدان، برای تولید سالانه بیش از ۴ میلیارد متر مکعب تا سال ۲۰۲۹ هدف‌گذاری شده است.
undefinedهمانطور که اشاره شد ارزش توافقنامه‌های امضا شده در این اجلاس، به حدود ۸ میلیارد دلار رسید. اکسون و سوکار برای توسعه منابع غیرمتعارف در دریای خزر، شورون و سوکار برای بررسی ظرفیت‌های تولید بیشتر، و شل و سوکار برای همکاری در پروژه‌های بالادستی گاز به توافق رسیدند. بی پی نیز قرار است با اجرای پروژه فشارافزایی سکوی شاه دنیز، تولید ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز اضافی را میسر سازد. این شرکت همچنین به دو بلوک نفتی جدید در حوضه خزر دسترسی یافت و از اول ژوئیه، اپراتوری خط لوله باکو-تفلیس-جیحان را که در آن سهمی 30 درصدی دارد، به سوکار واگذار خواهد کرد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/1005

۷۳۹

۱۵:۱۹

۲۸ تیر
thumbnail
undefinedایران نظم کشتی‌رانی تنگه هرمز را به قبل جنگ بازنخواهد گرداندundefinedundefinedمؤسسه واشنگتن
#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedاز زمانی که ایالات متحده در ۱۷ ژوئن برای پایان دادن به جنگ با ایران یک یادداشت تفاهم امضا کرد، شمار عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز افزایش یافت. چند روز پس از اعلام این توافق، سازمان بین‌المللی دریانوردی سازمان ملل از اجرای طرحی گسترده برای تخلیه صدها کشتی و هزاران دریانورد که در خلیج فارس گرفتار شده بودند خبر داد. با این حال، این تحولات مثبت به معنای بازگشت ــ چه فوری و چه تدریجی ــ به نظم سنتی کشتیرانی در تنگه هرمز نبود.
undefinedتنگه به وضعیت گذشته باز نخواهد گشت
undefinedتعداد عبور کشتی‌ها همچنان بسیار کمتر از سطح پیش از جنگ جریان داشت. مهم‌تر از آن، وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز و اطراف آن همچنان به دلیل تهدیدهای مداوم ایران و خطر مین‌های دریایی در مسیر سنتی، بی‌ثبات و پرمخاطره است. از زمانی که در آستانه امضای یادداشت تفاهم شدت درگیری‌ها کاهش یافت، برخی کشتی‌ها از دو مسیر جایگزین استفاده کرده‌اند: یکی در امتداد سواحل عمان و دیگری از داخل آب‌های ایران. اما سپس نیروهای ایرانی به یک کشتی حمله کردند و هشدار دادند که استفاده از مسیرهایی که مورد تأیید تهران نیست، ممنوع است.
undefinedاقدامات تهران نشان می‌دهد که ترتیبات سنتی حاکم بر تنگه هرمز عملاً فروپاشیده و نظام جدیدی در حال شکل‌گیری است که هدف آن تثبیت کنترل ایران بر این گذرگاه دریایی است. مگر آنکه شرایط به‌طور اساسی تغییر کند، این تحول احتمالاً موقتی نخواهد بود. بازگشت به نظم پیش از جنگ، مهم‌ترین اهرم فشار باقی‌مانده ایران را از میان خواهد برد.
undefinedنظام دو مسیره‌ای که اکنون در معرض تهدید است
undefinedهمان‌گونه که اشاره شد، با کاهش تنش‌های نظامی، برخی کشتی‌ها دوباره از تنگه هرمز عبور کردند، اما عمدتاً از مسیرهای سنتی ورود و خروج استفاده نکردند؛ یعنی از طرح جداسازی ترافیک دریایی که دهه‌ها پیش توسط ایران و عمان پیشنهاد شد و در سال ۱۹۶۸ به تصویب سازمان بین‌المللی دریانوردی رسید.
undefinedمسیرهای قدیمی که از مرکز تنگه عبور می‌کنند، در حال حاضر ناامن هستند و احتمالاً در آینده نزدیک نیز همین وضعیت ادامه خواهد داشت، زیرا گزارش‌ها از وجود مین‌های دریایی در این منطقه حکایت دارند. مرکز مشترک اطلاعات دریایی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که عملیات فعال مین‌روبی همچنان ادامه دارد. ابهام درباره این تهدید مین‌ها باعث خواهد شد کشتی‌ها همچنان از دو مسیر جدیدی که در دوران جنگ شکل گرفت استفاده کنند.
undefinedرقابت میان دو مسیر در تنگه
undefinedمسیر نخست از داخل آب‌های ایران عبور می‌کند و به «مسیر شمالی» معروف شده است. نهاد مدیریت آبراه خلیج فارش (PGSA) که در دوران جنگ توسط ایران ایجاد شد و تحت تحریم آمریکا قرار دارد، مختصات این مسیر را منتشر کرده و آن را «مسیر جدید و ایمن کشتیرانی» برای ورود و خروج از تنگه معرفی کرده است. مسیر دوم که «مسیر جنوبی» نامیده می‌شود، در امتداد سواحل عمان قرار دارد. چندین کشتی با راهنمایی ایالات متحده از این مسیر برای ورود و خروج از منطقه استفاده کرده‌اند.
undefinedداده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد که هر دو مسیر شمالی و جنوبی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. با این حال، هیچ‌یک از این دو مسیر جدید هنوز نتوانسته‌اند به حجم تردد مسیر سنتی برسند؛ مسیری که پیش از جنگ به طور متوسط روزانه حدود ۱۳۸ کشتی از آن عبور می‌کرد. با توجه به اینکه بازگشت به مسیر سنتی در آینده نزدیک امکان‌پذیر نیست، احتمالاً رفتارهای تهاجمی ایران ادامه خواهد یافت.
undefinedایران دریافته است که کنترل تردد کشتی‌ها در یکی از مهم‌ترین آبراه‌های بین‌المللی چه میزان قدرت و نفوذ به آن می‌دهد. حتی پیش از جنگ نیز تهران بارها توانایی خود را در آزار، توقیف یا حمله به کشتی‌های تجاری در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و حتی دریای عرب نشان داده بود. با توجه به این سابقه و تأثیر آن بر تجارت دریایی، به احتمال زیاد تهران در مذاکرات آینده نیز از اهرم تنگه هرمز برای تثبیت نظم جدید دریانوردی استفاده خواهد کرد.
undefinedایالات متحده و شرکای منطقه‌ای‌اش باید با اتخاذ سیاست‌های جدید مانع از انحصار ایران در مدیریت عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز شوند. در اولویت نخست، لازم است دستورالعمل‌های روشن و هماهنگی برای حفظ ایمنی کشتی‌ها و مقابله با تهدیدهای ایران ارائه شود. همچنین، شناسایی و پاکسازی مین‌های دریایی باید هرچه سریع‌تر انجام گیرد، زیرا تداوم این تهدید بازگشت به مسیر سنتی کشتیرانی را به تأخیر انداخته و به ایران امکان می‌دهد نظم دریایی مطلوب خود را تثبیت کند.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1006
undefined۲

۳۸۶

۱۴:۰۶

۲۹ تیر
thumbnail
undefinedچرا دیدار ترامپ-نتانیاهو انجام نشده است؟
#تحلیل_کوتاه#آمریکا #اسرائیل undefinedچند روز پس از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا و شکل‌گیری مجموعه‌ای از اختلافات رسانه‌ای میان برخی مقامات آمریکایی و اسرائیلی، دفتر نخست‌وزیری اسرائیل طی بیانیه ای اعلام کرد بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، طی تماسی تلفنی توافق کردند که در آینده‌ای نزدیک، در آمریکا با یکدیگر دیدار کنند. تحولات پیرامون این دیدار احتمالی اکنون ابعاد جدیدی یافته است.
undefined پس از مرگ لیندسی گراهام، اعلام شد نتانیاهو  با سفر به ایالت کارولینای جنوبی جهت شرکت در مراسم خاکسپاری این سناتور آمریکایی، در حاشیه این مراسم با ترامپ دیدار خواهد کرد. دستیاران نتانیاهو در چند روز بعد به خبرنگاران گفتند که او قصد دارد به آمریکا سفر کند و روز دوشنبه با ترامپ دیدار کند. صبح پنج‌شنبه، دفتر نتانیاهو اعلام کرد که سفر برنامه‌ریزی‌شده به دلیل به تعویق افتادن مراسم خاکسپاری گراهام لغو شده است. مقامات آمریکایی اما اصل دیدار را هنوز تایید نکرده‌اند و حتی گفته شده نتانیاهو پاسخ مثبتی دریافت نکرده است.
undefinedمطابق آخرین نظرسنجی‌ها، ۸۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی با تفاهم ایران و آمریکا مخالفت کرده و آن را در تضاد با منافع رژیم صهیونیستی ارزیابی کردند. همچنین ۶۳ درصد نیز معتقد بودند که پایان جنگ با ایران در شرایط فعلی با منافع اسرائيل سازگار نبوده و یک پیروزی مهم برای ایران به شمار می‌رود. این نظرسنجی‌ها کاهش بی‌سابقه محبوبیت نتانیاهو و ترامپ نزد افکار عمومی اسرائيل را نشان می‌دهد. این مسئله باعث شده زمانبندی سیاسی نتانیاهو و ترامپ برای حمله به ایران در تضاد با یکدیگر قرار گیرد. گر چه خود ترامپ اکنون تفاهم‌نامه را پایان یافته اعلام کرد اما به نظر می‌رسد این تضاد زمانبندی سیاسی اختلافاتی را میان آنها بوجود آورده است.
undefinedاز سویی دیگر این گمانه‌زنی وجود دارد که تصمیم به لغو سفر ممکن است ناشی از ارزیابی نتانیاهو مبنی بر این باشد که با تشدید حملات آمریکا، ایران ممکن است با حمله به اسرائیل تلافی کند و بنابراین نتانیاهو می‌خواهد در اسرائیل حضور داشته باشد.
undefinedهمزمان با نشست ناتو در آنکارا و اعلام خبرهایی مبنی بر قصد ترامپ برای فروش جنگنده‌های اف-۳۵ به ترکیه نتانیاهو اظهارنظرهایی انتقادآمیز درباره این موضوع کرد. در واقع او در مصاحبه‌های با فاکس نیوز و سی ان ان، تلاش کرده تا با تاثیرگذاری بر ترامپ، در روند مذاکرات میان مقامات ترکیه و آمریکا اخلال ایجاد کند.  اکنون گفته می‌شود انتقادات نتانیاهو یکی از دلایل عدم موافقت ترامپ با دیدار با او بوده است.
undefinedبا این وجود به نظر می‌رسد ترامپ تلاش دارد با اهداف انتخاباتی فاصله‌ای میان خود و نتانیاهو ایجاد کند. نتانیاهو اکنون در واشنگتن هم در میان دموکرات‌ها و هم در میان حلقه نزدیک ترامپ و پایگاه طرفداران ماگا به شدت نامحبوب است. مقامات متعدد آمریکایی، از جمله جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، نتانیاهو را متهم کرده‌اند که پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه‌ای درباره جنگ با ایران مطرح کرده که به نتیجه نرسیده است.
undefinedآنچه که اکنون مشخص است، اختلافات جزئی ترامپ و نتانیاهو در برخی پرونده‌ها (نظیر تفاهم با ایران و برنامه مرحله بعدی جنگ و فروش جنگنده به ترکیه) و نیز منافع متضاد آن‌ها درباره زمانبندی‌های سیاسی سبب شده است تا فاصله‌ای میان آنها نمایش داده شود. البته این به معنای عدم دیدار طی روزهای آتی نخواهد بود و احتمالاْ با برنامه‌ریزی دو طرف برای رعایت ملاحظات بهره‌برداری سیاسی دیر یا زود انجام خواهد شد. با این وجود چنین اختلافاتی هرگز نباید به شکاف آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران تفسیر شود چه این که چنین تفسیری و حساب باز کردن روی آن طی سال‌های اخیر شاید یکی از عوامل مهم غافلگیری‌های پیاپی بوده است.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1007
undefined۲

۴۷۳

۶:۱۶

thumbnail
undefined«کریدور ترامپ» در ارمنستان به واقعیت نزدیک‌تر می‌شودundefined️اوراسیانت
#اکوتهران
undefinedدولت ارمنستان در ۱۶ ژوئیه با تصویب لایحه‌ای جدید، نقش این کشور را در توسعه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین المللی» موسوم به «تریپ» رسمیت بیشتری ببخشید. مذاکرات درباره احداث این مسیر، به عنوان یک گره و نقطه کلیدی در پروژه کریدور میانی، از قبل در جریان بوده است و این لایحه، در حقیقت دستورالعمل‌های توسعه‌ای مشخص شده در توافق چارچوب امضا شده میان مقامات ایالات متحده و ارمنستان درباره «تریپ» را در ارمنستان مصوب می‌سازد. در این چارچوب، به طور خاص درباره ساختار مالکیت و عملیات نکاتی مطرح شده است.
undefinedساختار مالکیت و عملیات
undefinedدر خصوص مالکیت، مقرر است که ایالات متحده ۷۴ درصد از سهام پروژه «تریپ» را در اختیار داشته باشد و باقی سهام متعلق به دولت ارمنستان باشد. پس از طی دوره اول قرارداد (49 سال) و در صورت تمدید مجدد (برای دوره 50 ساله) سهم طرف ارمنستانی به 50 درصد افزایش خواهد یافت.
undefinedدرباره ساختار عملیات، شرکت قصد دارد مدلی موسوم به «فرانت‌آفیس-بک‌آفیس» را اجرایی کند که در آن، اپراتورهای ثالث در بخش ارتباط برون‌سازمانی (فرانت‌آفیس) خدمات‌رسانی را اداره کنند و دولت ارمنستان در بخش درون‌سازمانی (بک‌آفیس) کنترل‌های امنیتی و مرزی را برعهده داشته باشد. این الگو به طور خاص برای ایجاد عبور بدون مانع در عین حفظ حقوق حاکمیتی ارمنستان طراحی شده است و یک نهاد تازه تاسیس با نام «شرکت توسعه تریپ» قرارداد اجاره ای ۴۹ ساله برای ساخت و بهره برداری از این مسیر ترانزیتی دریافت خواهد کرد. (لینک داده‌های تکمیلی)
undefinedپیش از رای گیری کابینه، آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، مفاد این لایحه را تشریح کرد و مسئولیت‌های دولت ارمنستان را برای تضمین اجرای توافق چارچوبی توضیح داد. وی تاکید کرد که این لایحه، در حقیقت هیچ بند جدیدی را شامل نمی‌شود و کاملا با توافق چارچوب امضا شده در ژانویه میان آمریکا-ارمنستان و همچنین توافق صلح موقت امضا شده در اوت 2025 میان ارمنستان و آذربایجان در کاخ سفید، سازگار است و «تریپ» به عنوان محور اصلی این توافق صلح در نظر گرفته می‌شود.
undefinedاین لایحه اکنون برای بررسی حقوقی به دادگاه قانون اساسی ارمنستان ارجاع خواهد شد و در صورت تایید دادگاه، لایحه برای رای گیری به پارلمان ارسال می شود. آرارات میرزویان اشاره کرد که پیش از آغاز ساخت و ساز، باید دو توافق دیگر (یعنی توافق سهامداران و اساسنامه شرکت توسعه «تریپ» مورد مذاکره قرار گیرند و امضا شوند.
undefinedانتصاب «کنستانتین سوکولوف»
undefinedدر همین حال، وزارت خارجه آمریکا، «کنستانتین سوکولوف»، سرمایه‌دار و فعال بخش خصوصی مستقر در شیکاگو را به ریاست یک صندوق سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری دولتی منصوب کرده است که مقرر است با هدف حمایت از توسعه کریدور میانی، بالاخص کریدور «تریپ» فعالیت کند.
undefinedبه گزارش گاردین، سوکولوف در سن‌پترزبورگ روسیه متولد شده و در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ایالات متحده مهاجرت کرده است. وی از جمله حامیان مالی مهم و کلان در پروژه شخصی ترامپ برای ساخت سالن رقص در بال شرقی کاخ سفید بوده است. گاردین تاکید دارد که همچون سوکولوف، بسیاری از حامیان مالی این پروژه، بعدها نقش‌ها و کرسی‌های مشورتی دولتی یا مناصب رسمی دریافت کرده اند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1008
undefined۱

۱۲۶

۸:۱۵

thumbnail
undefinedترس اسرائيل از قدرت گیری جریان ضد صهیونیستی در آمریکا
#تحلیل_کوتاه#مطالعات_اسرائیل
undefinedمحمدحسین پورعلی اقبالی
undefinedبه گزارش وال استریت ژورنال، دولت نتانیاهو قصد دارد تا با اختصاص بودجه‌ای به ارزش ۵۰ میلیون دلار، وجهه تخریب شده اسرائیل در آمریکا را از طریق فعالیت‌های رسانه‌ای بهبود بخشیده و آن را بازسازی کند. این مسئله به این دلیل رخ می‌دهد که پس از وقوع عملیات طوفان‌الاقصی و حملات متقابل اسرائيل به نوار غزه که با کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان همراه شد، افکار عمومی آمریکا و سایر کشورهای غربی به شدت نسبت به این مسئله موضع گرفته و به مخالفت با اقدامات رژیم اسرائيل در غزه پرداختند. در این راستا، جامعه آمریکا خواستار توقف حمایت‌های نظامی گسترده دولت این کشور از اسرائیل شد.
undefinedافزایش حملات به یهودیان
undefinedمطابق جدیدترین نظرسنجی آژانس خبری آسوشیتد پرس ، حدود ۳۰ درصد از یهودیان آمریکایی اظهار داشته‌اند که در سال گذشته، خود یا یکی از اعضای خانوادشان حداقل یکبار با معضلاتی نظیر نظیر حملات فیزیکی، توهین کلامی یا حمله به اموال مواجه شده‌اند. در نظرسنجی مشابهی که توسط جنبش مبارزه با یهودستیزی انجام شده است نیز، حدود ۵۷ درصد از یهودیان آمریکایی، یعنی حدود ۳.۵ میلیون یهودی اظهار داشته‌اند که در سال گذشته با اقدامات یهودستیزانه مواجه شده‌اند. همین مسئله سبب شده است تا بسیاری از یهودیان ساکن آمریکا از پوشیدن لباس‌های مذهبی خود در محیط‌های عمومی یا علنی کردن یهودی بودنشان، احساس ترس داشته باشند. به همین دلیل، اکنون ۳۶ درصد از دیاسپورای یهودی در آمریکا نسبت به زندگی در این کشور احساس خطر کرده و در این بین، یهودیان مذهبی بیشتر از یهودیان سکولار در آمریکا احساس ناامنی دارند. در این چارچوب، اکنون حدود ۶۰ درصد از یهودیان اظهار داشته‌اند که نسبت به پیش از وقوع نبرد ۷ اکتبر، این افراد احساس امنیت کمتری در آمریکا می‌کنند.
undefinedافزایش نفرت از اسرائيل
undefinedمطابق نظرسنجی موسسه گالوپ، همراهی جامعه آمریکا با رژیم صهیونیستی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شکل بی‌سابقه‌ای کاهش یافته است. مطابق این نظرسنجی، پیش از ۷ اکتبر، ۵۴ درصد جامعه آمریکا از دولت اسرائیل حمایت می‌کردند، اما مطابق نتایج آخرین نظرسنجی این موسسه، اکنون نرخ حمایت از دولت اسرائيل در آمریکا به پایین‌ترین سطح خود یعنی ۳۶ درصد رسیده است. همچین این نظرسنجی بیان می‌دارد که برای اولین بار حمایت از فلسطین در آمریکا از حمایت از اسرائيل پیشی گرفته و اکنون حدود ۴۱ درصد از جامعه آمریکا از فلسطینیان حمایت می‌کنند. نکته قابل توجه در این نظرسنجی این است که در میان افراد زیر ۳۵ سال، تنها ۹ درصد از اقدامات اسرائيل در غزه حمایت کرده و تنها ۶ درصد نیز نگاه مثبتی نسبت به نتانیاهو دارند.
undefinedبازتاب در عرصه سیاسی
undefinedپس از وقوع حوادث مربوط به ۷ اکتبر، اعتراضات مردمی نسبت به سفر مقامات دولتی اسرائيل به آمریکا به شدت افزایش یافته و درصد بالایی از جامعه ایالات متحده خواهان توقف شراکت و همکاری این کشور‌ با رژیم اسرائیل هستند. همین مسئله سبب شده تا انتقاد از عملکرد چهره‌های سیاسی طرفدار اسرائیل نیز به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یابد. همچنین در میان چهره‌های سیاسی، گرایش جامعه آمریکا به افراد منتقد اسرائیل به شدت افزایش یافته است. در این بین، حتی بخشی از طیف محافظه کار آمریکا و افرادی نظیر تاکر کارلسون، استیو بنون و کندیس اوونز نیز که سابقاً از حامیان ترامپ به شمار می‌رفتند، اکنون به جرگه منتقدین حمایت از اسرائيل پیوسته‌اند. این امر سبب شده است که حتی در جنبش ماگا نیز، اختلافاتی بر سر مغایرت شعار «اول آمریکا» با حمایت از اسرائيل به وجود بیاید. در جریان چپ نیز، رویکرد ضد صهیونیستی ترقی‌خواهانی نظیر زهران ممدانی و الکساندریا کورتز کاملاً مشهود است.
undefined افزایش نفرت از یهودیان در جوامع غربی خصوصاً ایالات متحده سبب شده است تا اکنون اولاً یهودیان ساکن این کشورها به موجب اقدامات یهودستیزانه احساس امنیت کمتری داشته و ثانیاً اقبال به جریان‌های سیاسی زاویه‌دار با اسرائيل افزایش یابد. همین مسئله سبب شده تا برخی چهره‌های سیاسی با شعارهای ضد صهیونیستی در اروپا و آمریکا به قدرت برسند. حتی اکنون با افزایش تحرکات جریان‌های افشاگر، هزینه همکاری با لابی صهیونیستی آیپک در ایالات متحده به شدت افزایش یافته است. تداوم این روند تبعاً می‌تواند با انزوای سیاسی هرچه بیشتر اسرائیل همراه شود. اما مقابله با تشدید این روند در آمریکا، اکنون به امری حیاتی برای اسرائیل تبدیل شده است. چرا که در صورت تداوم این روند، امکان به قدرت رسیدن جریان‌های ضد صهیونیستی در ایالات متحده در سال‌های آتی افزایش یافته و این امر می‌تواند متحد اصلی اسرائيل را از این رژیم دور کند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1009

۳۳۷

۱۶:۲۶