لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشکده تهرانا
۱.۱ هزار عضو

اندیشکده تهران

اندیشکده تهران
در تهران پیرامون سیاست، اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.
مشاهده در وب بله
۲۲ مهر
thumbnail
undefined آیا آرژانتین و بریتانیا بر سر فالکند وارد جنگ خواهند شد؟
#تحلیل_کوتاه#آرژانتین #بریتانیا
undefinedدر ماه‌های اخیر، بحث حاکمیت بر جزایر فالکند میان بریتانیا و آرژانتین افزایش یافته است. طبق شواهد میلی در فرآیندی بلندمدت، آرژانتین را برای بازپس‌گیری جزایر آماده می‌کند. مواضع مقامات آمریکایی و اسرائیلی نیز بر آتش مسئله فالکند دمیده است. چند هفته پیش، ترامپ از احتمال تغییر رویکرد آمریکا در قبال مسئله جزایر و حمایت از آرژانتین سخن گفت. براساس اسناد افشاشده از پنتاگون نیز آمریکا واگرایی از بریتانیا در مورد فالکند را یکی از گزینه‌های مجازات عدم همراهی در جنگ با ایران می‌بیند. بن گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، نیز از به‌رسمیت‌شناختن جزایر به‌عنوان خاک آرژانتین حمایت کرده است.
undefinedتاریخچه مناقشه بر سر فالکند
undefinedدر سال ۱۷۶۴، فرانسه نخستین سکونتگاه اروپایی را در غرب جزایر ایجاد کرد و بریتانیا نیز در ۱۷۶۵ در بخش شرقی آن مستقر شد. در سال ۱۷۶۷، فرانسه در پی اعتراض اسپانیا، سکونتگاه خود را به این کشور واگذار کرد و اسپانیا نام آن به «پورتو سولداد» تغییر داد. در ۱۷۷۰، نیروهای اسپانیایی بریتانیایی‌ها را بیرون راندند، اما بریتانیا در پی توافق ۱۷۷۱ به پایگاه خود بازگشت. این کشور در ۱۷۷۴ نیروهایش را خارج کرد، ولی با برجای گذاشتن لوحی، بر تداوم ادعای حاکمیت خود تأکید کرد.
undefinedپس از استقلال، آرژانتین با استناد به اصل جانشینی دولت‌ها، ادعای حاکمیت بر جزایر را مطرح کرد. در ۱۸۳۱، توقیف کشتی‌های آمریکایی توسط لوئیس ورنت به حمله ناو لکسینگتون به جزایر و تضعیف حضور آرژانتین انجامید. در ۳ ژانویه ۱۸۳۳، بریتانیا نیروهای آرژانتینی را وادار به ترک جزایر کرد و اداره آن را در دست گرفت. در ۱۹۸۲، آرژانتین برای بازپس‌گیری جزایر اقدام نظامی کرد که تسلیم‌شدن آرژانتین پایان یافت.
undefinedخاویر میلی و بازکردن مجدد پرونده فالکلند
undefinedاز زمان جنگ ۱۹۸۲، بریتانیا و آرژانتین بدون درگیری نظامی دیگری به ادعای حاکمیت بر جزایر ادامه دادند که چهار دهه صلح سرد میان دو کشور ایجاد کرد. اکنون دولت راست‌گرای خاویر میلی در چشم‌انداز بلندمدت آمریکا، بازگرداندن جزایر به آرژانتین را می‌بیند. در ماه‌های اخیر، لحن رئیس‌جمهور آرژانتین در مورد فالکلند تندتر شده است. میلی در سخنرانی سوم سپتامبر، از بادهای تغییر به نفع آرژانتین در مورد جزایر سخن گفت.
undefinedدر این راستا، دولت میلی لایحه‌ای به کنگره ارائه کرده که تحریم شرکت‌های بهره‌بردار از منابع اطراف جزایر را تشدید می‌کند و نقش ارتش در حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی را گسترش می‌دهد. در مسیر حقوقی، میلی در ۲۸ سپتامبر دستور آغاز داوری علیه بریتانیا طبق پیوست هفتم کنوانسیون حقوق دریاها را صادر کرد و به لندن دو هفته مهلت داد عملیات را متوقف کند؛ هرچند متوقف نشد.
undefinedدر بُعد نظامی، آرژانتین ۲۴ فروند F-16 دست‌دوم از دانمارک به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار خریداری کرده است. همچنین میلی اعلام کرد بودجه وزارت دفاع را افزایش می‌دهد تا «پایگاه دریایی یکپارچه» در تیرا دل فوئگو ساخته شود. این پایگاه در بلندمدت برای افزایش کنترل آرژانتین بر اقیانوس اطلس جنوبی و قطب جنوب اهمیت دارد، هرچند فعلاً توان تازه‌ای برای عملیات علیه فالکلند ایجاد نمی‌کند.
undefinedانتظار می‌رود میلی از ظرفیت همگرایی با ترامپ برای تقویت ارتش آرژانتین استفاده کند. دو سال آخر ترامپ برای آرژانتین کلیدی است؛ زیرا افراد محدودی در آمریکا هستند که مایل به تقویت روابط نظامی با آرژانتین و تغییر موضع در مورد فالکلند باشند. چه‌بسا رئیس جمهور بعدی موجب پایان ماه عسل آمریکا و آرژانتین شود. در این میان باید به اسرائیل نیز توجه کرد، زیرا با توجه به وخامت روابط تل‌آویو با اروپا، اسرائیل می‌تواند انگیزه بالایی برای کمک به آرژانتین داشته باشد.
undefinedاهمیت فالکند
undefinedاهمیت جزایر برای هر دو کشور ترکیبی از تمامیت ارضی، لجستیک و منابع بالقوه نفتی است. در حال حاضر، فالکلند ارزش اقتصادی پایینی دارد و مهم‌ترین حوزه تجاری فعال در آن شیلات است. هنوز تخمین دقیقی از منابع نفتی جزایر وجود ندارد و استخراجی هم انجام نشده است. گزارش‌های مختلف، منابع نفتی را بین ۵۰۰ میلیون تا ۱.۷ میلیارد بشکه تخمین زده‌اند. به این دلایل، ارزش اقتصادی جزایر در آینده مشخص خواهد شد. علاوه بر این، فالکلند نقش پشتیبان لجستیکی برای حضور بریتانیا در قطب جنوب دارد.  undefinedمناقشه فالکلند پس از چهار دهه، بار دیگر در حال ایجاد تنش میان آرژانتین و بریتانیا است. میلی با ترکیب فشار دیپلماتیک، اقدامات حقوقی و تقویت تدریجی توان نظامی، برای بازپس‌گیری جزایر زمینه‌چینی می‌کند. تحقق این هدف در کوتاه‌مدت بعید است و آرژانتین همچنان از نظر نظامی با محدودیت‌های جدی مواجه و به تقویت ارتش توسط آمریکا یا اسرائیل نیازمند است.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1072
undefined۱
undefined۱

۲۱۶

۹:۱۴

thumbnail
#تحلیل_کوتاه#عراق #سوریه
undefinedمحمدعلی حسن نیا
 undefinedخروج نیروهای آمریکایی از سوریه در فوریه ۲۰۲۶ و سپس خروج کامل از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، دو تحول متوالی بودند که در زمان و مکان به هم پیوستند و یک کریدور استراتژیک از غرب عراق از طریق شرق سوریه تا جنوب این کشور شکل دادند. لایه نظارتی نظامی بر این کریدور به شدت تضعیف شده و خلأ ایجادشده را نیروهای مقاومت اسلامی پر کرده‌اند.
undefinedانتقال پایگاه التنف و خلأ نظارتی
undefinedپایگاه التنف در مثلث مرزی سوریه، عراق و اردن قرار دارد و در سال ۲۰۱۶ توسط آمریکا و ائتلاف بین‌المللی تأسیس شد. این پایگاه طولانی‌مدت وظیفه نظارت بر صحرای شرقی سوریه و مسدود کردن کریدور زمینی محور مقاومت را بر عهده داشت. در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶، وزارت دفاع سوریه اعلام کرد که ارتش این کشور پایگاه التنف را از آمریکایی‌ها تحویل گرفته و در منطقه صحرایی التنف در مرز سوریه، عراق و اردن مستقر شده است.
undefinedارزش استراتژیک التنف نه در تعداد نیروهای مستقر در آن، بلکه در موقعیت جغرافیایی آن بود. این پایگاه دقیقاً بر کوتاه‌ترین مسیر زمینی انتقال نیرو و تجهیزات از عراق به سوریه قرار داشت. حضور طولانی‌مدت آمریکا در آن، عملاً یک سد فیزیکی ایجاد کرده بود. با از بین رفتن این سد، آزادی عمل محور مقاومت در شرق سوریه به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
undefinedاستقرار نیروهای مقاومت در الانبار و مرزها
 undefinedهمزمان با خروج آمریکا، استقرار نیروهای مقاومت اسلامی در استان الانبار در غرب عراق سرعت گرفته است. منابع امنیتی عراقی گزارش داده‌اند که آمریکا فعالیت‌های شناسایی هوایی و زمینی خود را بین پایگاه التنف و گذرگاه الولید از سر گرفته و همزمان حضور نیروهای مقاومت در مناطق مرزی تقویت شده است.
undefinedحشد الشعبی، به ویژه جناح‌های نزدیک به محور مقاومت مانند کتائب حزب‌الله و جنبش النجباء، پس از خروج آمریکا صراحتاً از خلع سلاح خودداری کردند. این گروه‌ها نه تنها سلاح‌های خود را حفظ کرده‌اند، بلکه زنجیره فرماندهی مستقل از ساختار دولت عراق را نیز همچنان در اختیار دارند.
undefinedوضعیت سوریه
undefinedدر سمت سوریه، دولت انتقالی به رهبری احمد الشرع در سپتامبر ۲۰۲۶ مذاکرات محرمانه‌ای با حزب‌الله لبنان با میانجیگری ترکیه برگزار کرد. محورهای اصلی این مذاکرات شامل امنیت مرزی، کنترل کانال‌های قاچاق سلاح و سرنوشت شبکه‌های باقی‌مانده حزب‌الله در جنوب سوریه بود. با این حال، این مذاکرات به هیچ توافق الزام‌آوری منجر نشد. اما هنوز موقعیتی وجود ندارد و احمد الشرع بارها نشان داده قابل اعتماد نیست.
undefinedمقاومت عراق: ستون فقرات وحدت الساحات در شامات
undefined در توازن قدرت محور مقاومت، جایگاه نیروهای مقاومت عراقی به طور چشمگیری ارتقا یافته است. حزب‌الله لبنان در درگیری‌های طولانی با اسرائیل متحمل خسارات سنگینی شد. سقوط سوریه نیز محور مقاومت را از یک متحد کلیدی در سطح دولتی محروم کرد. در این زمینه، نیروهای مقاومت عراقی به توانمندترین نیروی محور مقاومت در منطقه شامات (شرق مدیترانه) تبدیل شده اند، بنابراین به سمت خلع سلاح نخواهد رفت.
undefinedهشدار استراتژیک برای اسرائیل و معضل الشرع
undefinedنهادهای نظامی اسرائیل وضعیت نیروهای مقاومت عراقی را با دقت زیر نظر دارند. یکی از چالش‌های اصلی پیش روی سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل، وسعت جغرافیایی عراق است، از حومه بغداد تا صحرای غربی هم‌مرز با سوریه، فاصله‌ها زیاد و شناسایی دقیق مراکز فعالیت و انبارهای سلاح دشوار است.
undefinedاین وضعیت یک زنگ خطر جدی برای اسرائیل است. نیروهای مقاومت عراقی از یک سو در خارج از برد مستقیم حملات زمینی اسرائیل قرار دارند و از سوی دیگر از توانایی حملات دوربرد علیه اسرائیل برخوردارند. این ترکیب، یک تهدید استراتژیک جدید ایجاد کرده که با تهدید حزب‌الله یا یمن متفاوت است.
undefinedبرای دولت انتقالی سوریه، وضعیت به همان اندازه پیچیده است. اگر الشرع تصمیم بگیرد در لبنان وارد جنگ شود، با با خطر ورود عراق روبرو خواهد شد. توانایی مقاومت عراقی برای ورود به خاک سوریه و ایجاد پایگاه در محور التنف یا دیرالزور دیگر یک مسئله نظری نیست. کنترل الشرع بر جنوب سوریه از ابتدا محدود بوده و مناطق مرزی تقریباً در وضعیت خلأ قرار دارند. هرگونه نفوذ از سمت عراق می‌تواند به یک چالش امنیتی جدی برای دولت سوریه تبدیل شود.
undefinedخروج نیروهای آمریکایی از عراق و سوریه، کریدور زمینی محور مقاومت را از یک لایه جاسوسی کلیدی محروم کرده است. نیروهای مقاومت در غرب عراق و نزدیک گذرگاه‌های مرزی مستقر شده‌اند و مسیرهای ورود به سوریه بازگشایی شده است. این ترکیب، سناریوی نفوذ تدریجی به سمت مرز اسرائیل را امکان‌پذیر می‌سازد؛ سناریویی که نه فوری و نه قطعی، اما قابل تحقق ارزیابی می‌شود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1073
undefined۳

۲۵۱

۱۴:۳۰

۲۳ مهر
thumbnail
undefinedآینده مبهم آلمان؛ دولت نامحبوب و راست افراطی قدرتمند
#تحلیل_کوتاه#مطالعات_اروپا #آلمان
undefinedعلی محبی
undefinedنظام سیاسی آلمان پس از ۱۹۴۵ که بر پایه ثبات و بایکوت احزاب افراطی بنا شده بود، در پاییز ۲۰۲۶ سنگین‌ترین بحران خود را تجربه می‌کند.نتایج سه انتخابات ایالتی اخیر چرخش جدی رأی‌دهندگان از احزاب میانه به رادیکال را نشان می‌دهد. برای نخستین‌بار در تاریخ جمهوری فدرال، یک سیاستمدار از حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در اوایل اکتبر ۲۰۲۶ به ریاست پارلمان ایالتی زاکسن-آنهالت انتخاب شد. در سوی مقابل، حزب دموکرات مسیحی (CDU) به رهبری فریدریش مرتس برای اولین بار نتوانست حد نصاب ۵ درصد را برای ورود به پارلمان مکلنبورگ-فورپومرن کسب کند و در برلین نیز عملکرد ضعیفی داشت. این نتایج همراه با افت شدید محبوبیت مرتس، زمزمه‌های تعویض صدراعظم و بی‌ثباتی ائتلاف حاکم را پررنگ کرده است.
undefinedفرسایش احزاب حاکم و صعود بی‌سابقه آلترناتیو برای آلمان
undefinedکمتر از ۱۶ ماه از انتخابات فوریه ۲۰۲۵ و تشکیل دولت ائتلافی میان اتحادیه دموکرات مسیحی و حزب سوسیال‌دموکرات می‌گذرد. در آن انتخابات، دموکرات مسیحی حدود ۲۸.۵ درصد، آلترناتیو برای آلمان ۲۰.۸ درصد و سوسیال‌دموکرات ۱۶.۴ درصد رأی داشتند. با این حال، محبوبیت امروز آلترناتیو برای آلمان به ۲۸ تا ۳۰ درصد، دموکرات مسیحی به ۱۸ تا ۲۰ درصد و سوسیال‌دموکرات به ۱۳ تا ۱۵ درصد رسیده است. این ریزش حدود ۱۳ درصدی ائتلاف حاکم و کسب نزدیک به ۴۴ درصد رأی آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت و انتخاب فردی از این حزب به ریاست پارلمان آنجا نشان‌دهنده تضعیف راهبرد دیوار آتشین است.
undefinedبحران محبوبیت و زمزمه جانشینی مرتس
undefinedاصرار صدراعظم بر تداوم اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بحث‌برانگیز در کنار ناتوانی در جلب اعتماد افکار عمومی، بر بحران افزوده و موجب ریزش شدید محبوبیت او از ۴۳ درصد در ژوئیه ۲۰۲۵ به ۱۶ درصد در سپتامبر ۲۰۲۶ شده است. تزلزل موقعیت او تا جایی پیش رفت که لغو ناگهانی سفر دیپلماتیک او به مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک جهت مدیریت بحران برلین، به نماد علنی ضعف قدرت مانور او تبدیل شد. این وضعیت موجب شده تا هم‌حزبی‌های مرتس عملا به گزینه «تعویض صدراعظم» فکر کند. سناریویی که اگرچه نخبگان دموکرات مسیحی جهت نجات حزب به آن می‌اندیشند، اما هیچکدام از رقبای مرتس انجام این کار را به نفع خود نمی‌بینند.
undefinedسه سناریو برای آینده برلین
undefinedانتخابات زودهنگام (نامحتمل): اولین سناریو شکست ائتلاف و اعلام انتخابات زودهنگام است اما به دلیل اینکه حزب آلترناتیو دست بالا را در نظرسنجی‌ها دارد، هیچ‌یک از احزاب ائتلافی تمایلی به فروپاشی دولت ندارند. بنابراین احزاب ائتلاف برای بقای خود ناچار به حفظ ظاهر و ادامه همکاری هستند.
undefinedتعویض صدراعظم بدون فروپاشی دولت (کم‌احتمال): اگرچه صحبت از تعویض صدراعظم در درون دموکرات مسیحی مطرح است و نام هندریک ووست به‌عنوان جایگزین اصلی مطرح شده است. با این حال نخبگان حزب می‌دانند که تعویض مرتس بدون موافقت خود او و عدم اجماع بر سر جانشین تنها منجر به بی‌ثباتی و کاهش محبوبیت بیشتر می‌شود و با توجه به قدرت بالای مرتس در ساختار حزب و عدم تمایل او به کناره‌گیری، تغییر او بدون تمایل خودش در کوتاه‌مدت بسیار بعید است.
undefinedتداوم وضعیت فعلی (محتمل‌ترین سناریو): محتمل‌ترین مسیر این است که مرتس در سمت خود بماند و دولت با اصلاحات نیمه‌کاره و اختلافات داخلی به حیات خود ادامه دهد. در این حالت، بسته اصلاحات اقتصادی و اجتماعی یا کند پیش می‌رود یا تعدیل می‌شود، نارضایتی عمومی افزایش می‌یابد و خطر اعتراضات و اعتصابات گسترده‌تر می‌شود. به عبارتی، دولت نه سقوط می‌کند و نه احیا می‌شود، بلکه به شکل فرسوده و کم‌اثر ادامه می‌یابد.
undefinedجمع‌بندی
undefinedرشد احزاب رادیکال و سقوط احزاب میانه تنها یک بحران داخلی نیست، بلکه نشانه فرسایش الگوی وحکمرانی احزاب میانه در غرب است. شکست مرتس در مهار راست افراطی و بی‌اثری «دیوار آتشین» اثبات می‌کند که راهبرد طرد سیاسی بدون پاسخ به نارضایتی‌های ساختاری اقتصادی، نتیجه معکوس داده و جریانات چپ و راست افراطی را از یک جریان حاشیه‌ای به نیروی تعیین‌کننده تبدیل کرده است. این بحران داخلی، می‌تواند توان رهبری آلمان در اتحادیه اروپا را تضعیف کند. برلینی که درگیر بقای روزمره و اختلافات درون‌حزبی شود، توانایی اعمال قدرت، هدایت معماری امنیتی پس از جنگ اوکراین و رهبری استراتژیک اروپا را از دست خواهد داد؛ امری که موازنه قدرت در قاره سبز را به نفع جریان‌های پوپولیست و رادیکال تغییر می‌دهد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1075
undefined۲
undefined۱

۲۵۷

۱۴:۳۴

۲۴ مهر
thumbnail
undefined خطوط لوله نفت و گاز در آسیای مرکزی
#اکوتهران#نفت
undefinedآسیای مرکزی از زمان استقلال جماهیر پنج‌گانه، برای گذار از زیرساخت‌های دوره شوروی به شبکه‌ای با مسیرهای متنوع صادراتی تلاش کرده است. ترکمنستان و قزاقستان، به‌عنوان صادرکنندگان اصلی انرژی منطقه، با توسعه خطوط انتقال به چین، روسیه و ایران، نقش مهمی داشته‌اند. بااین‌حال، صادرات منطقه همچنان به چند مسیر محدود وابسته است و پروژه‌های جدید با موانع متعددی مواجه‌اند. حمله اوکراین به پایانه صادراتی قزاقستان در نووروسیسک، آسیب‌پذیری مسیر روسیه را آشکار و توجه قزاقستان را به تقویت مسیر چین جلب کرد. ترکمنستان نیز به دنبال ایجاد مسیرهای جدید است. جنگ اوکراین و تحولات تنگه هرمز نیز توجه اروپا را به منابع انرژی منطقه افزایش داده است.
undefinedخطوط لوله گاز در آسیای مرکزی
undefinedخطوط لوله سه‌گانه گاز ترکمنستان-چین (B، Aو C) مهم‌ترین اتصال گازی منطقه‌اند. ظرفیت سالانه خطوط A و B هرکدام ۱۵ و خط C حدود ۲۵ میلیارد مترمکعب است؛ بنابراین، ظرفیت مجموع آن‌ها به ۵۵ میلیارد مترمکعب می‌رسد. این خطوط بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ راه‌اندازی شدند و از طریق ازبکستان و قزاقستان، گاز ترکمنستان را به چین منتقل می‌کنند. هزینه احداث آن‌ها بین ۱۴ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
undefinedشبکه آسیای مرکزی–مرکز (CAC) نیز ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان را به روسیه متصل می‌کند و ظرفیت اسمی بخش اصلی آن سالانه ۶۰ میلیارد مترمکعب است. بااین‌حال، خرید گاز ترکمنستان از سوی گازپروم در میانه سال ۲۰۲۴ متوقف شده است. بخشی از شبکه از سال ۲۰۲۳ برای انتقال گاز روسیه به ازبکستان استفاده می‌شود که حجم آن در سال ۲۰۲۴ به ۵.۶ میلیارد مترمکعب رسید.
undefinedایران و ترکمنستان نیز دو خط گازی دارند: کربچه–کردکوی با ظرفیت سالانه ۸ میلیارد مترمکعب، احداث‌شده در سال ۱۹۹۷، و دولت‌آباد–سرخس–خانگیران با ظرفیت ۱۲.۵ میلیارد مترمکعب، راه‌اندازی‌شده در سال ۲۰۱۰. ظرفیت اسمی مجموع این دو خط ۲۰ میلیارد مترمکعب است، اما استفاده از آن‌ها در سال‌های اخیر کمتر از ظرفیت طراحی بوده است.
undefinedاتصالات نفتی آسیای مرکزی
undefinedمهم‌ترین مسیر صادرات نفت منطقه، خط لوله کنسرسیوم خط لوله کاسپین (CPC) است که نفت غرب قزاقستان را از طریق روسیه به نووروسیسک منتقل می‌کند. این خط به طول ۱۵۱۱ کیلومتر در سال ۲۰۰۱ راه‌اندازی شد. توسعه آن طی سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷، با سرمایه‌گذاری ۵.۴ میلیارد دلاری، ظرفیت را به حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش داد. صادرات متوسط روزانه آن در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه بود. حملات اوکراین، آسیب‌پذیری این مسیر را آشکار کرده‌اند.
undefinedخطوط آتیراو–سامارا و کنکیاک–اورسک نیز در صادرات نفت قزاقستان به روسیه نقش دارند. خط نخست با ظرفیت ۳۵۰ هزار بشکه در روز، در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰۰ هزار بشکه نفت منتقل کرد؛ اما خط دوم که ظرفیت تاریخی آن ۱۳۵ هزار بشکه در روز بوده، به مرمت نیاز دارد.
undefinedخط لوله قزاقستان–چین، مسیر جایگزین صادرات نفت به شرق است. مسیر آتاسو–آلشنکو در سال ۲۰۰۶ راه‌اندازی شد و ظرفیت آن به ۴۰۰ هزار بشکه در روز رسید. در سال ۲۰۲۴، حدود ۱.۲ میلیون تن نفت قزاقستان و ۱۰ میلیون تن نفت روسیه از این مسیر به چین صادر شد. همچنین ظرفیت خط کنکیاک–قومکول، راه‌اندازی‌شده در سال ۲۰۰۹، قرار است به ۴۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد.
undefinedطرح‌های آتی و در دست احداث
undefinedخط لوله ترکمنستان–افغانستان–پاکستان–هند (تاپی)، مهم‌ترین پروژه گازی جنوب آسیای مرکزی است. این خط با طول ۱۸۱۴ کیلومتر و ظرفیت سالانه ۳۳ میلیارد مترمکعب طراحی شده است. بخش ترکمنستانی آن تکمیل شده و ساخت بخش افغانستان از سال ۲۰۲۴ آغاز شده است. آغاز انتقال گاز برای سال ۲۰۲۷ اعلام شده، اما تکمیل مسیر همچنان با ابهام مواجه است.
undefinedپروژه خط D شبکه آسیای مرکزی–چین نیز قرار است با عبور از ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان، سالانه ۳۰ میلیارد مترمکعب به ظرفیت صادرات گاز منطقه بیفزاید. مشکلات متعدید اجرای آن را به تأخیر انداخته‌اند، بااین‌حال، پروژه همچنان مطرح است.
undefinedخط لوله ترانس‌کاسپین نیز برای انتقال گاز ترکمنستان از بستر دریای خزر به جمهوری آذربایجان و سپس کریدور جنوبی پیشنهاد شده است، اما این طرح همچنان احداث نشده است.
undefined شبکه خطوط لوله آسیای مرکزی در حال تنوع‌یابی است، اما قزاقستان همچنان در صادرات نفت به مسیر روسیه و ترکمنستان در صادرات گاز به مسیر چین وابستگی بالایی دارند. پروژه‌های جدید با هدف دسترسی به بازارهای جنوب آسیا، چین و اروپا طراحی شده‌اند؛ بااین‌حال، تأمین مالی، امنیت مسیرها، دسترسی به بازار و ملاحظات ژئوپلیتیکی همچنان مهم‌ترین موانع تنوع‌بخشی به صادرات انرژی منطقه هستند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedبرای مطالعه متن کامل مقاله بر لینک زیر کلیک کنید!undefined
https://institutetehran.com/art/1076
undefined۲

۲۳۱

۷:۵۶

۲۵ مهر
thumbnail
undefinedپوتین و ترامپ هر کدام از توافق گازوئیلی چه بدست می آورند؟
#تحلیل_کوتاه#روسیه #اوکراین#آمریکا
undefinedمیلاد رضایی
ترامپ در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، پس از گفت‌وگو با پوتین، اعلام کرد روسیه ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به‌صورت فوری، ۵۰۰ هزار تن در نوامبر و یک میلیون تن بلافاصله پس از آن عرضه خواهد کرد. او همچنین از عرضه سه میلیون تن دیگر، مشروط به وضعیت پالایشگاه‌های روسیه، خبر داد؛ وعده‌ای که مجموع محموله‌ها را به حدود ۴٫۸ میلیون تن می‌رساند. هم‌زمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم گازوئیل روسیه را تا آوریل ۲۰۲۷ موقتاً معلق کرد.
undefinedانگیزه‌های پوتین و ترامپ
undefinedانگیزه ترامپ از این اقدام کاملا داخلی است. توافق در شرایط جهش قیمت سوخت و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای اعلام شد. ترامپ حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه را مقصر معرفی می‌کند، اما شواهد نشان می‌دهد جنگ با ایران اثر بسیار بیشتری بر اختلال عرضه داشته است. از این منظر، افزایش عرضه روسیه برای واشینگتن راهی برای کاهش فشار فوری بازار و مهار پیامدهای سیاسی گرانی سوخت است.
در مقابل، دستاورد پوتین فراتر از فروش گازوئیل است. مسکو بخشی از صادرات ممنوع‌شده خود را از سر می‌گیرد و هم‌زمان برای آمریکا انگیزه‌ای ایجاد می‌کند تا با حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه مخالفت کند. به این ترتیب، واشینگتن در موضوع امنیت این تأسیسات عملاً در کنار مسکو قرار می‌گیرد. بنابراین، روسیه بدون ارائه هیچ‌گونه امتیازی در مسئله جنگ، از کاهش فشار تحریم‌ها بهره‌مند می‌شود. undefinedواکنش اوکراین
undefinedواکنش اوکراین نیز بازتاب همین پیامد سیاسی است. زلنسکی توافق را «هدیه به پوتین» خواند و اعلام کرد اگر روسیه حملات به زیرساخت‌های انرژی اوکراین را متوقف کند، کی‌یف نیز پالایشگاه‌های روسیه را هدف قرار نخواهد داد. این موضع، پیشنهاد توقف متقابل حملات است، نه پذیرش توقف یک‌جانبه عملیات اوکراین.
undefinedبااین‌حال، بعید است که کی‌یف حملات را کاملاً متوقف کند. پالایشگاه‌ها از مؤثرترین اهرم‌های فشار اوکراین هستند و حملات از جولای بخش بزرگی از ظرفیت پالایشی روسیه را از کار انداخته‌اند. در عین حال، اوکراین نمی‌تواند هزینه تقابل با واشینگتن را نادیده بگیرد، زیرا به تسلیحات آمریکا و فشار تحریمی این کشور بر روسیه وابسته است. امضای اخیر لایحه تحریم روسیه و تأیید بزرگ‌ترین قرارداد تسلیحاتی با اوکراین، اهمیت حمایت واشینگتن را برای کی‌یف بیشتر می‌کند. در نتیجه، محتمل‌ترین سناریو ادامه حملات به شکلی گزینشی‌تر است. حمله مستقیم به پایانه‌ها و بنادر صادراتی که محموله‌های این توافق از آن‌ها عبور می‌کنند، تنش با آمریکا را بالا می‌برد. احتمالا اوکراین سعی می‌کند با حمله به زنجیره مصرف داخلی گازوئیل در روسیه، به صورت غیرمسقتیم به صادرات این کشور فشار وارد کند. undefinedاین توافق تا چه میزان می‎تواند مشکل را حل کند؟
undefinedتوان واقعی توافق برای حل مشکل عرضه محدود است. نخستین مانع، کمبود در خود روسیه است. میزان پالایش نفت در این کشور در ژوئن به پایین‌ترین سطح در بیش از بیست سال رسید و تولید گازوئیل نزدیک به ۳۰ درصد افت کرد. در چنین شرایطی، تأمین تعهد اولیه در بازه‌ای کوتاه می‌تواند دشوار باشد؛ به‌ویژه آنکه دولت روسیه تأمین نیاز کشاورزان و بخش حمل‌ونقل پیش از زمستان را در اولویت قرار داده است.
undefinedمانع مهم‌تر آن است که بحران عرضه به روسیه محدود نمی‌شود. از فوریه تا اوت، صادرات خالص گازوئیل خلیج فارس و روسیه در مجموع حدود ۶٫۷ میلیون تن در ماه کاهش یافته که ۷۳ درصد آن به خلیج فارس مربوط است. در مقابل، سهم روسیه حدود یک‌چهارم بوده است. بنابراین، حتی افزایش صادرات روسیه نیز تنها بخشی از شکاف عرضه را پوشش می‌دهد و اختلال اصلی ناشی از تحولات خلیج فارس همچنان باقی می‌ماند.
undefinedافزون بر این، اجرای توافق به همان زیرساخت‌هایی وابسته است که همچنان در معرض حمله قرار دارند. تحویل محموله‌های بعدی به وضعیت پالایشگاه‌های روسیه مشروط است  و ادامه حملات اوکراین می‌تواند حجم واقعی عرضه را کاهش دهد. در نتیجه، وعده‌ای که قرار است بازار را آرام کند، خود به تحولات جنگ وابسته است و تضمینی برای تحقق کامل آن وجود ندارد.
undefinedاین توافق شاید قیمت‌ها را اندکی تعدیل کند، اما اثر اصلی آن سیاسی است. واشینگتن فرصتی برای کاهش کوتاه‌مدت فشار بازار به دست می‌آورد، درحالی‌که روسیه بدون امتیاز متقابلی از تخفیف تحریم‌ها بهره‌مند می‌شود، با اسم ترامپ از پالایشگاه‌های خود محافظت می‌کند و هم‌زمان، زمینه اختلاف میان واشینگتن و کی‌یف بر سر یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار بر مسکو تقویت می‌شود. به همین دلیل، دستاورد سیاسی توافق برای روسیه بزرگ‌تر از اثر آن بر توازن عرضه و تقاضای گازوئیل در ایالات متحده است.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1077
undefined۱
undefined۱

۲۳۷

۸:۰۶

thumbnail
undefinedوضعیت دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای
undefinedعرفان علمشاهی
#کنگرهـ2026#تعقیب_روند#مطالعات_آمریکای_شمالی
undefinedکمتر از یک ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است. انتخابات میان‌دوره‌ای امسال برای تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا برگزار خواهد شد. چیزی که سرنوشت انتخابات را تعیین می‌کند، حوزه‌های انتخاباتی چرخشی (مجلس نمایندگان) و ایالت‌های چرخشی (سنا) است.
undefinedبروزرسانی وضعیت انتخابات سنا
undefinedدر مقایسه با دو ماه گذشته (بروزرسانی قبلی) وضعیت دموکرات‌ها بهتر شده است. حزب دموکرات نه تنها در میانگین نظرسنجی‌های هر هفت ایالت چرخشی پیشتاز شده‌ بلکه ایالت جمهوری‌خواه کانزاس را نیز رقابتی کرده و در آن اندکی پیشتاز است. افزون بر این، نامزدهای دموکرات یا مستقل در سه ایالت جمهوری‌خواه نبراسکا، فلوریدا و کارولینای جنوبی نیز تقویت شده‌اند، هرچند نامزدهای جمهوری‌خواه همچنان جلوتر هستند. ایالت جمهوری‌خواه داکوتای جنوبی نیز برای مدتی در معرض خطر از سمت نامزد مستقل بود؛ اما اکنون جمهوری‌خواهان وضعیت باثباتی دارند و می‌توان آن‌ها را پیروز دانست. وضعیت نظرسنجی‌ها در یازده ایالت مذکور (۸ چرخشی + ۳ ایالت جمهوری‌خواه در خطر) به شرح زیر است:undefinedایالت‌های چرخشی
undefinedمِین (ME): پیشتازی دموکرات‌هاتروی جکسون: ۴۹٪ - سوزان کالینز: ۴۶٪
undefinedاوهایو (OH): پیشتازی دموکرات‌هاشرود براون: ۴۸٪ - جان هیوستد: ۴۴٪
undefinedمیشیگان (MI): پیشتازی دموکرات‌هاعبدل السید: ۴۸٪ - مایک راجرز: ۴۵٪
undefinedآیووا (IA): پیشتازی دموکرات‌هاجاش تورِک: ۴۶٪ - اشلی هینستون: ۴۵٪
undefinedتگزاس (TX): پیشتازی دموکرات‌هاجیمز تالاریکو: ۴۸٪ - کن پکستون: ۴۵٪
undefinedآلاسکا (AK): پیشتازی دموکرات‌هامری پلتولا: ۴۷٪ - دن سالیوان: ۴۴٪
undefinedکارولینای شمالی (NC): پیشتازی دموکرات‌هاروی کوپر: ۵۱٪ - مایکل واتلی: ۴۱٪
undefinedکانزاس (KS): پیشتازی دموکرات‌هاآدام همیلتون: ۴۶٪ - جان مارشال: ۴۵٪
undefinedایالت‌های جمهوری‌خواه در معرض خطر:
undefined نبراسکا (NE): پیشتازی جمهوری‌خواهانپیت راکیت: ۴۶٪ - دن آزبورن (مستقل): ۴۵٪
undefinedفلوریدا (FL): پیشتازی جمهوری‌خواهاناشلی مودی: ۴۹٪ - آنجی نیکسون: ۴۳٪
undefined کارولینای جنوبی (SC): پیشتازی جمهوری‌خواهاندارلین گراهان: ۴۶٪ - آنی اندروز: ۴۴٪undefinedبا وجود نتایج نظرسنجی‌ها، باید دو نکته را ملاحظه کرد. نخست، در سال‌های اخیر نظرسنجی‌های آمریکایی غالباً در آرای جمهوری‌خواهان کم‌برآوردی داشته‌اند. دوم، باید سناریوهای بهتر یا بدترشدن وضعیت دموکرات‌ها در نتیجه وضعیت تورمی آمریکا را در نظر داشت. به همین خاطر، نتیجه انتخابات سنا در سه سناریو توضیح داده خواهد شد:
undefinedسناریوی کاملاً خوش‌بینانه برای دموکرات‌ها: شکست جمهوری‌خواهان در تمامی ایالت‌های مذکور در نتیجه تورم افسارگسیخته و تشدید مشکلات اقتصادی مردم آمریکا
undefinedدموکرات‌ها: ۵۵ کرسی🟣مستقل‌ها: ۱ کرسیundefinedجمهوری‌خواهان ۴۴ کرسی
undefinedسناریوی واقع‌بینانه: وضعیت فعلی نظرسنجی‌ها، با در نظرگرفتن حدود ۲٪ کم‌برآوردی نظرسنجی‌ها در وضعیت جمهوری‌خواهان
undefinedدموکرات‌ها: ۵۲ کرسیundefinedجمهوری‌خواهان: ۴۸ کرسی
undefinedسناریوی بدبینانه برای دموکرات‌ها: خطای بالاتر نظرسنجی‌ها در کم‌برآوری جمهوری‌خواهان به علاوه کاهش قیمت سوخت
undefinedدموکرات‌ها: ۵۰ کرسیundefinedجمهوری‌خواهان: ۵۰ کرسی
undefinedدر این سناریو، جمهوری‌خواهان اکثریت را نگه خواهند داشت؛ زیرا در وضعیت رأی‌گیری برابر، رئیس سنا - که معاون رئیس جمهور است - حق رأی پیدا می‌کند.
undefinedوضعیت انتخابات مجلس نمایندگان
undefinedیکی از راه‌های سنجش وضعیت انتخابات مجلس نمایندگان، بررسی نظرسنجی‌هایی است که از تمام مردم آمریکا گرفته می‌شود. میانگین نظرسنجی‌های عمومی نشان می‌دهند که ۴۹٪‌ از مردم آمریکا در انتخابات میان‌دوره‌ای قصد دارند به حزب دموکرات و ۴۱٪ نیز قصد دارند به حزب جمهوری‌خواه رأی بدهند. این فاصله ۸ درصدی حکایت از شانس بالای دموکرات‌ها برای کسب اکثریت مجلس نمایندگان را دارد.
undefinedرسیدن به اکثریت مجلس نیازمند کسب حداقل ۲۱۸ کرسی است. طبق میانگین تمامی مدل‌های انتخاباتی، اکنون دموکرات‌ها ۲۲۰ کرسی و جمهوری‌خواهان ۲۰۰ کرسی را تصاحب کرده‌‎اند. وضعیت ۱۵ کرسی نیز نامشخص است. سایت Decision Desk وضعیت را ۲۳۵ در برابر ۲۰۰ به نفع دموکرات‌ها و سایت FiftyPlusOne هم ۲۳۵ به ۱۹۳ (7 کرسی وضعیت نامشخص) ارزیابی کرده‌اند.
undefinedدر بازارهای شرط‌بندی نیز وضعیت دموکرات‌ها به مراتب بهتر است. در سایت Kalshi، دموکرات‌ها ۹۰٪ و در PolyMarket نیز ۹۱٪ شانس کسب اکثریت مجلس را دارند. می‌توان از هم‌اکنون دموکرات را پیروز مجلس نمایندگان دانست.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1080
undefined۱

۳۰۹

۱۴:۳۵

۲۶ مهر
thumbnail
undefinedآیا نتانیاهو با ورود به جنگی جدید، انتخابات را به تعویق خواهد انداخت؟
#تحلیل_کوتاه#مطالعات_اسرائیل
undefinedبنابر مصوبه کنست، انتخابات پارلمانی رژیم اسرائيل در روز سه شنبه ۵ آبان برگزار خواهد شد و بر همین اساس، اکنون احزاب و جریان‌های سیاسی در اسرائيل کمتر از ۹ روز فرصت دارند تا وضعیت خود در افکار عمومی اسرائيل را بهبود بخشیده و سبد رای خود را تقویت کنند.
undefinedوضعیت نامطلوب ائتلاف نتانیاهو در نظرسنجی‌ها
undefinedمطابق آخرین نظرسنجی‌های انتخاباتی، ائتلاف دولتی فعلی به رهبری نتانیاهو از وضعیت خوبی در میان افکار عمومی جامعه اسرائيل برخوردار نبوده و این مسئله می‌تواند منجر به شکست این بلوک سیاسی در انتخابات آتی شود. آخرین نتایج نظرسنجی‌های معتبر اسرائیلی تعداد کرسی‌های جریان ائتلاف دولتی در انتخابات آتی را بین ۴۹ تا ۵۵ کرسی ارزیابی کرده‌اند که کسب این تعداد کرسی به معنی ناکامی قطعی این جریان در تشکیل دولت خواهد بود.
undefinedاز طرفی اکنون در میان احزاب همپیمان نتانیاهو نیز اختلافاتی به وجود آمده و برخی چهره‌ها نظیر بن گویر و عوفر وینتر با انتقاد از عملکرد نتانیاهو، احتمال جدایی خود از ائتلاف با نخست وزیر فعلی را مطرح کرده‌اند. حتی در میان احزاب حریدی نیز، اکنون بر سر ائتلاف با نتانیاهو در انتخابات آتی، تردیدهایی به وجود آمده است. مجموع این مسائل سبب شده است تا اکنون نتانیاهو بیش از پیش نگران سرنوشت سیاسی خود در فردای انتخابات باشد.
undefinedاحتمال تعویق انتخابات
undefinedیکی از ابزار نتانیاهو برای جلوگیری از شکست، تلاش برای تعویق برگزاری انتخابات خواهد بود. مطابق قوانین اسرائيل و اظهارات رئیس کمیته مرکزی انتخابات، در صورت وقوع شرایط اضطراری، اگر امکان برگزاری انتخابات فراهم نباشد، امکان تعویق انتخابات تا موعدی که شرایط برگزاری آن مهیا شود، وجود خواهد داشت.
undefinedبر اساس ماده ۹ قانون پایه کنست، تمدید دوره فعالیت پارلمان فراتر از موعد قانونی فقط در صورت وجود شرایط ویژه‌ای که مانع برگزاری انتخابات در زمان مقرر شوند، امکان پذیر است. این تصمیم باید در قالب قانون و با رای موافق دو سوم از اعضای کنست تصویب شود. بلافاصله پس از رفع شرایط اضطراری، انتخابات باید برگزار شود.
undefinedبنابراین در این چارچوب، دولت می‌تواند با اعلام وضعیت اضطراری خواستار تشکیل جلسه فوق‌العاده کنست برای بررسی تمدید دوره شود و در صورت تصویب این قانون با موافق دو سوم اعضا، کمیته مرکزی انتخابات مکلف می‌شود تا با بررسی وضعیت امنیتی، زمان فراهم شدن شرایط برای برگزاری انتخابات را اعلام کند.
undefinedسابقه تعویق انتخابات در اسرائيل
undefinedدر سال ۱۹۷۳ و پس از وقوع عملیات یوم کیپور، برگزاری انتخابات پارلمانی رژیم اسرائیل به مدت ۲ ماه به تعویق افتاد. پس از عملیات طوفان‌الاقصی نیز، برگزاری انتخابات شهرداری‌ها به مدت ۴ ماه به تعویق افتاد. بنابراین ممکن است با ورود دوباره اسرائيل به جنگی جدید، انتخابات آتی این رژیم نیز برای مدتی به تعویق بیفتد.
undefinedریسک ورود به جنگی جدید
undefinedتعویق انتخابات زمانی می‌تواند برای نتانیاهو سودمند باشد که او بتواند با کسب دستاوردی بزرگ، سبد رای خود را تقویت کرده و خواسته‌های همپیمانان خود را برآورده سازد. اما در صورتی که نتانیاهو با ورود به جنگی جدید، در کسب دستاوردهای قابل توجه ناکام بماند و حتی بار دیگر اراضی اشغالی درگیر تهدیدات امنیتی فرسایشی شود، نه تنها وضعیت سبد رای او بهبود نخواهد یافت،‌ بلکه ممکن است آرای فعلی او نیز دچار ریزش شود.
undefinedبه همین دلیل، اکنون ورود به جنگی جدید با ریسک بسیار بالایی برای نتانیاهو همراه خواهد بود؛ مگر اینکه او به این جمع بندی برسد که توان ورود ضربه نهایی به یکی از دشمنان خود خصوصاً ایران را دارد و یا دشمن توان پاسخگویی قاطعی به حملات رژیم اسرائيل را نخواهد داشت. تبعاً در غیر این صورت، ورود به جنگی جدید به سود نتانیاهو نخواهد بود.
undefinedپس از وقایع ۷ اکتبر، اعتبار ناشی از وجهه امنیتی نتانیاهو به شدت نزد افکار عمومی رژیم اسرائيل کاهش یافت و این امر سبب شد تا نتانیاهو برای بازسازی وجهه امنیتی خود، دست به تشدید تنش در جبهه‌های مختلف بزند. اما عدم کسب دستاورد محسوس برای رژیم اسرائیل در طی این جنگ‌ها سبب شد تا سبد رای نتانیاهو بیش از پیش دچار ریزش شود. به همین دلیل، اکنون هیچ تضمینی وجود ندارد که ورود دوباره رژیم اسرائیل به جنگی جدید، بتواند موقعیت نتانیاهو در افکار عمومی اسرائيل را تقویت کند. اما در صورتی که نتانیاهو احساس کند که غیر از ورود به جنگی جدید، راهی برای پیروزی در انتخابات برای او وجود ندارد، ممکن است دست به انتحار زده و با حمله احتمالی به ایران، تمام تلاش خود را برای کسب دستاورد ویژه و بهبود وضعیت خود در افکار عمومی اسرائیل به کار گیرد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1081
undefined۳
undefined۱

۲۶۹

۱۴:۱۲

۲۷ مهر
thumbnail
undefined الزیدی: تهران یا واشنگتن؛ موازنه‌گری نامتقارن تحت فشار
#مقاله_تحلیلی#عراق
undefinedسیدرضا قزوینی
undefinedعملکرد علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، از آغاز به کار دولتش با دقت در تهران و واشنگتن بررسی شده است. مخالفت دونالد ترامپ با نامزدی نوری المالکی و حمایت از گزینه جایگزین، نگرانی‌هایی درباره فاصله گرفتن بغداد از موازنه‌گری سنتی میان ایران و آمریکا ایجاد کرد. بااین‌حال، عملکرد الزیدی را نمی‌توان صرفاً چرخشی کامل به سوی واشنگتن دانست؛ بلکه شواهد بیشتر از الگویی به نام «موازنه‌گری نامتقارن تحت فشار» حکایت دارند.
undefinedالزیدی و آمریکا
undefinedالزیدی که پیشینه‌ای اقتصادی و مدیریتی داشته و از پایگاه حزبی مستقلی برخوردار نبود، پس از مخالفت آمریکا با نامزدی المالکی به نخست‌وزیری رسید. گزارش‌هایی نیز درباره تهدید واشنگتن به توقف انتقال دلار به بغداد برای کنار رفتن المالکی منتشر شد. این شرایط نشان می‌دهد که دولت جدید از ابتدا با فشارهای آمریکا مواجه بوده است.
undefinedنخستین سفر خارجی الزیدی به واشنگتن، اهمیت روابط دوجانبه با آمریکا در دولت جدید را آشکار می‌کند. در جریان این سفر، دو طرف درباره خروج نیروهای باقی‌مانده آمریکا تا ۳۰ سپتامبر و ضرورت پیشبرد روند خلع سلاح مقاومت گفت‌وگو کردند. این تحولات نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای محدود کردن نفوذ بازیگران نزدیک به ایران است.
undefinedاهرم‌های فشار آمریکا
undefinedمهم‌ترین ابزار فشار واشنگتن، وابستگی اقتصاد عراق به سازوکارهای مالی تحت نظارت آمریکاست. گزارش‌ها از توقف ارسال محموله‌های اسکناس دلار به بغداد از اواخر فوریه و تعهد عراق برای جلوگیری از دسترسی گروه‌های مقاومت به این منابع مالی حکایت داشتند. اگرچه پس از دیدار الزیدی با ترامپ خبرهایی در خصوص آغاز مجدد ارسال دلار منتشر شد، اما تحریم بانک توسعه عراق نشان داد که همراهی بغداد با آمریکا لزوماً به پایان فشارهای مالی منجر نمی‌شود.
undefinedپرونده خلع سلاح گروه‌های مقاومت نیز محدودیت‌های دولت را آشکار کرد. الزیدی این موضوع را از اهداف اصلی دولت خود اعلام کرد، اما ضرب‌الاجل ۳۰ سپتامبر محقق نشد و تکمیل فرایند به ژوئن ۲۰۲۷ موکول شد. همچنین کتائب حزب‌الله و جنبش نجباء به مخالفت با این مسئله پرداختند. الزیدی نیز بر ادامه مذاکرات با گروه‌های مقاومت و پرهیز از رویارویی نظامی با آنان تأکید داشته است.
undefinedفشار خارجی و هزینه‌های داخلی
undefinedپرونده پرواز شرکت‌های ایرانی، نمونه‌ای از نحوه مواجهه دولت الزیدی با فشار خارجی و هزینه‌های داخلی آن است. پس از اعلام تحریم‌های آمریکا، گزارشاتی درباره توقف خدمات به پروازهای ایرانی در فرودگاه‌های عراق منتشر شد. اگر چه دولت عراق رسما مسئولیت توقف پروازها را برعهده نگرفت، اما منابعی در نجف از صدور دستور توقف خدمات از دفتر نخست‌وزیر خبر دادند.
undefinedاین مسئله منجر به بروز اعتراضاتی در نجف و کربلا شده و برخی جریان‌های سیاسی نیز به‌ شدت از این تصمیم انتقاد کردند. پس از افزایش فشارهای داخلی، الزیدی برای اخذ معافیت از واشنگتن اقدام کرده و معافیت‌هایی برای فرودگاه نجف و شرکت‌های ایرانی اعلام شد. این روند نشان می‌دهد که دولت ابتدا در برابر فشار خارجی همراهی کرده، اما پس از هزینه‌های داخلی، کوشیده تا دامنه اجرای محدودیت‌ها را کاهش دهد.
undefinedتلاش برای حفظ روابط با تهران
undefinedدر مقابل، الزیدی برای حفظ روابط با تهران نیز تلاش کرده است. سفر او به ایران پس از دیدار با ترامپ، با امضای اسناد همکاری همراه شد. حضور الزیدی در مراسم تشییع رهبر شهید در عراق نیز در همین چارچوب ارزیابی می‌شود. بااین‌حال، سنجش واقعی سطح روابط دو کشور به میزان تداوم همکاری‌ها در شرایط فشار وابسته است.
undefinedتبیین رفتار الزیدی و چشم‌انداز روابط
undefinedرفتار الزیدی را می‌توان از سه منظر توضیح داد. نخست، تمایل سیاسی او به آمریکا که در سفر واشنگتن، توافقات اقتصادی و برخی اقدامات امنیتی نمود یافته است؛ هرچند این شواهد برای اثبات هم‌سویی کامل کافی نیستند. دوم، اجبار ساختاری ناشی از وابستگی عراق به نظام مالی بین‌المللی که ممکن است همراهی با واشنگتن را به ضرورتی برای اداره کشور تبدیل کند. سوم، نقش چارچوب هماهنگی شیعی که ضمن حمایت از دولت، در برابر تصمیم‌های دارای هزینه‌های سیاسی و اجتماعی، محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند.
undefinedعملکرد الزیدی، بیش از آن‌که به سود تهران باشد، با خواسته‌های واشنگتن هم‌جهت بوده است. بااین‌حال، این وضعیت به معنای هم‌سویی کامل با آمریکا نیست. الزیدی در حوزه‌هایی که واشنگتن اهرم فشار مؤثرتری دارد، بیشتر همراهی کرده و در موضوعات دارای هزینه داخلی بالا، به تعدیل تصمیم‌ها روی ‌آورده است. پایداری این راهبرد به توانایی بغداد در ایجاد تعادل میان فشار خارجی، نیازهای اقتصادی و محدودیت‌های داخلی بستگی دارد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedبرای مطالعه متن کامل مقاله بر لینک زیر کلیک کنید!undefined
https://institutetehran.com/art/1082
undefined۲

۱۶۳

۱۵:۰۰

۲۸ مهر
thumbnail
undefinedمنع حجاب در جمهوری آذربایجان؛‏ از ریشه‌های داخلی تا ابعاد خارجی
#مقاله_تحلیلی#مطالعات_قفقاز#آذربایجان
undefinedاحسان فلاحی
undefinedاعتراضات اخیر در جمهوری آذربایجان عمدتاً حول محدودیت‌های پوشش در مدارس شکل گرفته و منجر به کنترل شبکه‌های اجتماعی و بازداشت تعداد زیادی از معترضان شده است.
undefinedشرح رویداد
undefinedدر ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، هیئت وزیران آذربایجان مصوبه شماره ۳۰۹ را درباره اصلاح مقررات لباس فرم مدارس دولتی تصویب کرد. مصوبه بدون نام‌بردن صریح از حجاب، پوشش ناسازگار با لباس متحدالشکل را ممنوع و تعیین الزامات را به شوراهای مدارس واگذار کرد. برخی مدارس این بند را به ممنوعیت حجاب تعبیر کرده‌اند. در ۶ اکتبر نیز مصوبه شماره ۳۲۵ درباره پوشش سکولار معلمان تصویب شد.
undefinedبا اجرای مقررات، گزارش‌هایی در خصوص جلوگیری از ورود دختران و معلمان محجبه به کلاس‌ها منتشر شد. در چند شهر از جمله باکو، دانش‌آموزان دختر و پسر کلاس‌ها را تحریم کردند و شعار «حجاب مانع تحصیل نیست» سر دادند. انتشار تصاویر اعتراضات، به محدودیت شبکه‌های اجتماعی و بازداشت فعالان انجامید.
undefinedسابقه تاریخی
undefinedاین نخستین بحران حجاب در مدارس آذربایجان نیست. در دسامبر ۲۰۱۰، اعلام الزام لباس متحدالشکل از سوی وزیر آموزش به‌عنوان ممنوعیت حجاب تفسیر شد؛ حدود هزار نفر در باکو تجمع کردند و شماری بازداشت شدند. اعتراضات در سال ۲۰۱۱ نیز ادامه یافت. دولت نیز آن زمان بر اجرای لباس فرم، نه ممنوعیت حجاب، تأکید داشت. اکنون محدودیت‌ها بر تصمیم‌های مکتوب دولت استوار است و معلمان را نیز دربر می‌گیرد.
undefinedاستدلال موافقان و مخالفان مصوبه ۳۰۹
undefinedدولت و موافقان می‌گویند مدرسه محل آموزش عمومی است و نباید عرصه تمایزات مذهبی یا رقابت ایدئولوژیک باشد. به‌زعم آنان، لباس متحدالشکل می‌تواند تفاوت‌های ظاهری میان دانش‌آموزان را کاهش دهد. وزارت کشور نیز بازداشت‌ها را نه ناشی از برخورد با مذهب، بلکه به دلیل اخلال در نظم عمومی و آسیب به مدارس اعلام کرده است.
undefinedمخالفان، مقررات مبهم را تلاشی برای جلوگیری عملی از حجاب می‌دانند. آنان منع ورود محجبه‌ها را نشانه آن می‌دانند که لباس فرم بهانه محدودیت است. حجاب بخشی از هویت شخصی است و دولت نباید افراد را مجبور به انتخاب بین اعتقادات دینی و حق تحصیل کند. منتقدان می‌گویند دولت با برجسته‌کردن گزاره خطر افراط‌گرایی مذهبی، تلاش دارد تا اعتراض‌ها را امنیتی و به تهدید خارجی منتسب می‌کند.
undefinedابعاد خارجی اعتراضات: رویکرد ترکیه، ایران و اسرائیل
اعتراضات اخیر در جمهوری آذربایجان، علاوه بر ابعاد داخلی، می‌تواند در چارچوب رقابت منطقه‌ای بر سر نفوذ سیاسی و مذهبی نیز بررسی شود.
undefinedترکیه؛ دفاع از آزادی مذهبی و چالش حاکمیت ملی باکو: محدودیت حجاب اکنون به اختلافی جدی میان آذربایجان و ترکیه تبدیل شده است. مشاور رئیس‌جمهور ترکیه در ۱۲ اکتبر جلوگیری از ورود دانش‌آموزان محجبه را غیرقابل‌قبول خواند. حزب حاکم آذربایجان این اظهارات را پوپولیستی خواند و درخصوص مداخله ترکیه در امور داخلی آذربایجان هشدار داد. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه نیز در سفر ۱۵ اکتبر خود به آذربایجان خواستار حل این مشکل از طریق گفت‌وگو شد.
undefinedایران؛ نگرانی از نفوذ مذهبی و خطر امنیتی‌شدن بحران: باکو نسبت به فعالیت مذهبی ایران بسیار حساس است. علی رغم سکوت مسئولان ایرانی، اما رسانه‌های ایرانی بر آزادی مذهبی و حق آموزش افراد محجبه تأکید کرده‌اند. مجمع ملی سازمان‌های غیردولتی آذربایجان در ۱۱ اکتبر رسانه‌های ایران را به «حملات اطلاعاتی» علیه آذربایجان متهم کرد؛ سفارت ایران این اتهامات را رد کرد. شواهد قابل اتکایی از دخالت ایران در اعتراضات وجود ندارد؛ بااین‌حال، باکو نگران نفوذ گفتمان مورد حمایت ایران در میان معترضان است.
undefinedتبدیل اعتراضات به ریسک ژئوپلیتیکی برای اسرائیل: منافع اسرائیل در جمهوری آذربایجان عمدتاً به همکاری‌های امنیتی، انرژی و قرابت جغرافیایی آذربایجان به ایران مربوط می‌شود. تشدید اختلافات آذربایجان با ترکیه و ایران ممکن است غیرمستقیم به سود اسرائیل باشد، اما پیوند خوردن محدودیت حجاب به رابطه دولت آذربایجان با اسرائیل می‌تواند هزینه سیاسی همکاری باکو و تل‌آویو را افزایش دهد. بنابراین اسرائیل می‌کوشد ضمن حفظ همکاری، با معرفی‌شدن به‌عنوان عامل محدودیت‌ها مقابله کند.
undefinedاعتراضات آذربایجان صرفاً درباره حجاب نیست، بلکه کشمکشی بر سر مرزهای هویت مجاز در فضای عمومی تحت حاکمیت دولتی توتالیتر است. دولت می‌کوشد از مسیر آموزش نظم نمادین مطلوب خود را بازتولید کند، اما مقاومت اجتماعی چالش‌های این رویکرد را آشکار می‌سازد. حضور دختران باحجاب و بی‌حجاب و پسران در اعتراضات نشان می‌دهد مسئله به مقاومت در برابر تحمیل‌های دولتی ارتباط یافته است.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedبرای مطالعه متن کامل مقاله بر لینک زیر کلیک کنید!undefined
https://institutetehran.com/art/1083
undefined۱
undefined۱

۱۸۶

۱۳:۰۶

۲۹ مهر
thumbnail
undefinedچگونه معادله جنگ یمن از حملات یک طرفه ریاض به پاسخ متقابل صنعا تحول یافت؟
#تحلیل_کوتاه#یمن
undefinedاحمد حاجی صادقیان
 undefinedاظهارات ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی، در نشست مطبوعاتی اخیر، تصویری قابل توجه از وضعیت جدید میدان نبرد در یمن ارائه می دهد. المالکی مدعی شد که جنبش انصارالله در دور جدید درگیری ها، در مجموع ۲۲۳۹ پرتابه شامل ۱۱۰۴ موشک بالستیک و ۱۱۳۵ پهپاد به سمت اهدافی در عمق خاک عربستان شلیک کرده است. وی همچنین مدعی شد که انصارالله از ۹ مهرماه تاکنون ۲۰ حمله موشکی به فرودگاه بین المللی ریاض انجام داده و حملات این جنبش به فرودگاه های سعودی، ۱۹ کشته و ۳۶۴ زخمی برجای گذاشته است.
undefinedدر واکنش به این اظهارات، یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، اعلام کرد که عربستان سعودی از آغاز عملیات موسوم به «طوفان قاطعیت» علیه یمن، طی ۱۲ سال گذشته بیش از ۲۷۴ هزار و ۳۰۲ حمله هوایی علیه خاک این کشور انجام داده است. وی همچنین از بیش از ۲۳۵۰ حمله موشکی و هوایی عربستان در دوره اخیر درگیری خبر داد. کنار هم قرار دادن این ارقام، تصویری از تغییر شرایط جنگ و دگرگونی نسبت حملات دو طرف ارائه می دهد؛ تغییری که نمی توان آن را صرفا به افزایش شمار حملات موشکی و پهپادی محدود کرد.
undefinedتغییر در وضعیت جنگ
undefinedدر بخش عمده ای از سال های گذشته، جنگ یمن در شرایطی دنبال می شد که عربستان با اتکا به برتری هوایی و امکانات گسترده نظامی خود، حملات مستمری را علیه مناطق مختلف یمن انجام می داد. در مقابل، نیروهای صنعا با وجود فشار نظامی گسترده، در تلاش بودند توان دفاعی خود را حفظ کنند و ظرفیت پاسخگویی به حملات را توسعه دهند. در آن مقطع، هزینه اصلی عملیات های نظامی بر مردم و زیرساخت های یمن تحمیل می شد و عربستان از امکان اجرای حملات گسترده برخوردار بود.
undefinedاما آمارهای اعلام شده درباره دور جدید درگیری ها، از شرایط متفاوتی حکایت دارد. بر اساس ادعاهای دو طرف، انصارالله توانسته است حملات عربستان به خاک یمن را با مجموعه ای از عملیات موشکی و پهپادی پاسخ دهد. به این ترتیب، اگر در سال های گذشته ریاض می توانست جنگ را عمدتا به داخل خاک یمن محدود کند، اکنون با وضعیتی مواجه است که در آن، عمق سرزمینی عربستان نیز از پیامدهای درگیری مصون نمانده است. اهمیت این تحول در تغییر معادله هزینه های جنگ قرار دارد؛ چرا که ادامه حملات سعودی دیگر به معنای تحمیل یک طرفه هزینه ها به نیروهای صنعا نیست و می تواند با پاسخ متقابل در عمق خاک عربستان همراه شود.
undefinedافزایش توان رزم انصارالله
 undefinedاین تغییرات تنها به عرصه حملات موشکی و پهپادی محدود نمی شود. همزمان با افزایش توان انصارالله برای هدف قرار دادن اهدافی در عمق خاک سعودی، نیروهای صنعا در میدان زمینی نیز موفق شده اند پیشروی هایی را به ثبت برسانند و مواضع مهمی را در اطراف تعز و حاشیه باب المندب در اختیار بگیرند. این تحولات نشان می دهد که نیروهای صنعا همچنان از ظرفیت پیشروی و تثبیت موقعیت خود برخوردارند و ارزیابی وضعیت جنگ، بدون توجه به تحولات زمینی در کنار حملات متقابل، تصویری ناقص از شرایط ارائه خواهد کرد.
undefinedنگرانی عربستان
undefinedدر همین چارچوب، تاکید ترکی المالکی بر تسلیحات انصارالله قابل توجه است. وی در کنار اشاره به شمار موشک ها و پهپادهای شلیک شده، از تجهیز این جنبش به موشک های بالستیک، پهپادها و شناورهای بدون سرنشین ابراز نگرانی کرد و مدعی شد که قدرت های منطقه ای در تامین این تجهیزات نقش دارند. طرح این ادعاها نشان می دهد که توان تسلیحاتی انصارالله به یکی از محورهای اصلی نگرانی عربستان تبدیل شده است. با این حال، تاکید بر منشا تسلیحات، واقعیت تغییر شرایط میدان نبرد را از میان نمی برد. پرسش اساسی این است که چرا پس از سال ها حملات گسترده نظامی، نیروهای صنعا همچنان توانسته اند مقاومت خود را حفظ کنند و اکنون به حملات عربستان پاسخ دهند.
undefinedدر نهایت، اظهارات المالکی را باید در کنار آمار اعلام شده از سوی یحیی سریع و تحولات میدانی یمن ارزیابی کرد. در حالی که عربستان طی ۱۲ سال گذشته حملات گسترده ای را علیه این کشور انجام داده، انصارالله توانسته است ظرفیت پاسخگویی خود را توسعه دهد و معادله جنگ را از وضعیت حملات یک طرفه به شرایطی نزدیک تر به رویارویی متقابل تغییر دهد. نگرانی ریاض از موشک ها، پهپادها و شناورهای بدون سرنشین نیروهای صنعا نیز در همین چارچوب قابل فهم است: ادامه جنگ دیگر به معنای امکان حمله و تحمیل هزینه به یک طرف، بدون مواجهه با پاسخ طرف مقابل نیست.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
سایت: https://institutetehran.com/art/1084
undefined۳

۶۴

۱۳:۴۱