خصوصي (1) 13.m4a
۰۹:۱۲-۱۳.۰۵ مگابایت
اصل دوم - نفي تابعيت مضاعف - دلايل ايجاد
۳۳۵
۱۴:۴۰
خصوصي(1) 14.m4a
۰۷:۴۷-۱۱.۰۹ مگابایت
مشكلات ناشي از تابعيت مضاعف
۳۳۶
۱۶:۲۵
خصوصي(1) 15.m4a
۰۸:۴۰-۱۲.۳۷ مگابایت
راههای رفع تابعیت مضاعف - تابعیت موثر
۳۳۶
۲۰:۲۸
خصوصي (1) 16.m4a
۱۱:۵۸-۱۷.۰۹ مگابایت
اصل سوم - تغییرپذیری تابعیت - تاثیر اراده در تغییر تابعیت
۲۰۵
۱۵:۱۵
1- آیا سهراب از بدو تولد ایرانی محسوب میشود؟ خیر، صرف ایرانی بودن مادر در چارچوب ماده ۹۷۶ بهتنهایی موجب ایرانی بودن خودکار سهراب از بدو تولد نمیشود.ماده ۹۷۶ قانون مدنی در بند ۲ مقرر میکند:کسانی که پدر آنها ایرانی است، اعم از اینکه در ایران یا در خارج متولد شده باشند.پس اصل در تابعیت اصلی ایران، سیستم خون پدری است.در پرونده حاضر:پدر سهراب تبعه کشور الف است؛مادر او ایرانی است؛بنابراین شرط بند ۲ ماده ۹۷۶ که ایرانی بودن پدر است، وجود ندارد.در نتیجه، صرف ایرانی بودن مادر، طبق ماده ۹۷۶، برای ایرانی شدن خودکار سهراب از بدو تولد کافی نیست.
البته قانون جدید مربوط به فرزندان حاصل از مادر ایرانی و پدر خارجی، امکان تحصیل تابعیت ایران را پیشبینی کرده است؛ اما این موضوع با تابعیت اصلی از بدو تولد فرق دارد.
بنابرایناز حیث تابعیت اصلی سهراب ایرانی محسوب نمیشود.از حیث امکان تحصیل تابعیت، ممکن است بعداً از طریق قانون خاص، وضعیت او تغییر کند.سهراب از بدو تولد و بر اساس قواعد تابعیت اصلی ایران، ایرانی نیست.
البته قانون جدید مربوط به فرزندان حاصل از مادر ایرانی و پدر خارجی، امکان تحصیل تابعیت ایران را پیشبینی کرده است؛ اما این موضوع با تابعیت اصلی از بدو تولد فرق دارد.
بنابرایناز حیث تابعیت اصلی سهراب ایرانی محسوب نمیشود.از حیث امکان تحصیل تابعیت، ممکن است بعداً از طریق قانون خاص، وضعیت او تغییر کند.سهراب از بدو تولد و بر اساس قواعد تابعیت اصلی ایران، ایرانی نیست.
۴۸
۲۰:۰۰
2- آیا شرایط بند ۵ ماده ۹۷۶ در مورد سهراب محقق شده است یا خیر؟ اثر اقامت او تا ۱۹ سالگی چیستبله، شرایط بند ۵ ماده ۹۷۶ در مورد سهراب محقق شده است.بند ۵ ماده ۹۷۶ قانون مدنی ناظر به اشخاصی است که:در ایران متولد شدهاند،پدر آنها تبعه خارجی است،و بلافاصله پس از رسیدن به ۱۸ سال تمام، لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند.اکنون این شرایط را درباره سهراب بررسی میکنیم:۱. تولد در ایرانسهراب در ایران متولد شده است.پس شرط اول محقق است.۲. پدر خارجیپدر سهراب تبعه کشور الف است، و کشور الف او را تبعه خود نمیشناسد.پس شرط دوم نیز محقق است.۳. اقامت یکسال پس از ۱۸ سالگیسهراب تا ۱۹ سالگی در ایران اقامت داشته است.یعنی بعد از رسیدن به ۱۸ سالگی، دستکم یک سال دیگر در ایران مانده است.پس شرط سوم نیز محقق شده است.
اثر اقامت تا ۱۹ سالگیاین اقامت صرفاً یک امر واقعی و عادی نیست؛ بلکه عنصر حقوقی تعیینکننده برای تحقق بند ۵ است.قانونگذار با این شرط میخواهد نشان دهد که فرد فقط در ایران متولد نشده،بلکه پس از رسیدن به سن رشد نیز پیوند مستمر و واقعی با ایران داشته است.بنابراین، اقامت سهراب تا ۱۹ سالگی در ایران، مستقیما شرط بند ۵ را تکمیل میکند.
بند ۵ اساسا درباره پدر خارجی سخن میگوید و ایرانی بودن یا نبودن مادر را شرط نکرده است.پس ظاهرا ایرانی بودن مادر مانع اعمال بند ۵ نیست و با توجه به مفاد سؤال، سهراب مشمول بند ۵ ماده ۹۷۶ میشود و اقامت او تا ۱۹ سالگی در ایران، شرط قانونی مقرر را تکمیل میکند.
اثر اقامت تا ۱۹ سالگیاین اقامت صرفاً یک امر واقعی و عادی نیست؛ بلکه عنصر حقوقی تعیینکننده برای تحقق بند ۵ است.قانونگذار با این شرط میخواهد نشان دهد که فرد فقط در ایران متولد نشده،بلکه پس از رسیدن به سن رشد نیز پیوند مستمر و واقعی با ایران داشته است.بنابراین، اقامت سهراب تا ۱۹ سالگی در ایران، مستقیما شرط بند ۵ را تکمیل میکند.
بند ۵ اساسا درباره پدر خارجی سخن میگوید و ایرانی بودن یا نبودن مادر را شرط نکرده است.پس ظاهرا ایرانی بودن مادر مانع اعمال بند ۵ نیست و با توجه به مفاد سؤال، سهراب مشمول بند ۵ ماده ۹۷۶ میشود و اقامت او تا ۱۹ سالگی در ایران، شرط قانونی مقرر را تکمیل میکند.
۴۵
۲۰:۱۳
توجه داشته باشید این مسئله محل اختلاف و بحث می باشد، اگر سؤال را صرفا با متن بند ۵ بخوانیم:چون سهراب در ایران متولد شده و پدرش خارجی است و تا ۱۹ سالگی در ایران بوده،میشود گفت ظاهرا شرایط بند ۵ را دارد.اما اگر سؤال را در بستر واقعی و حقوق فعلی بخوانیم:چون مادر ایرانی است و برای این دسته، قانون خاص ۱۳۹۸ و پس از آن راهحل ویژه داده،بهتر است گفته شود بند ۵ مبنای اصلی و مناسب این پرونده نیست و مسیر درست قانون خاص است.
از حیث ظاهر بند ۵ ماده ۹۷۶، سهراب بهسبب تولد در ایران، پدر خارجی و اقامت حداقل یکسال پس از ۱۸ سالگی، واجد شرایط آن به نظر میرسد؛ اما چون او فرزند مادر ایرانی و پدر خارجی است، در عمل و در نظام فعلی حقوق ایران، مبنای اصلی و متناسب برای احراز یا اعطای تابعیت، قانون اصلاحی خاص درباره فرزندان زنان ایرانی است، نه اتکای اصلی به بند ۵.
از حیث ظاهر بند ۵ ماده ۹۷۶، سهراب بهسبب تولد در ایران، پدر خارجی و اقامت حداقل یکسال پس از ۱۸ سالگی، واجد شرایط آن به نظر میرسد؛ اما چون او فرزند مادر ایرانی و پدر خارجی است، در عمل و در نظام فعلی حقوق ایران، مبنای اصلی و متناسب برای احراز یا اعطای تابعیت، قانون اصلاحی خاص درباره فرزندان زنان ایرانی است، نه اتکای اصلی به بند ۵.
۴۲
۲۰:۱۹
3- با توجه به اینکه کشور الف او را تبعه خود نمیشناسد، اصل نفی بیتابعیتی چه نقشی در تحلیل وضعیت سهراب دارد؟ آیا این اصل بهتنهایی برای شناسایی تابعیت ایرانی او کافی است؟ اصل نفی بیتابعیتی نقش مهم حمایتی و تفسیری دارد، اما بهتنهایی برای شناسایی تابعیت ایرانی کافی نیست.اصل نفی بیتابعیتی یکی از اصول بنیادین حقوق تابعیت است.مقتضای این اصل آن است که نظام حقوقی باید تا حد امکان از وضعیتی جلوگیری کند که شخص فاقد هرگونه تابعیت بماند.
در پرونده سهراب:کشور الف او را تبعه خود نمیشناسد؛اگر ایران هم او را ایرانی نداند، او ممکن است در وضعیت بیتابعیتی قرار گیرد.نقش اصل نفی بیتابعیتیاین اصل میتواند در تفسیر قواعد تابعیت مؤثر باشد؛ یعنی:در موارد تردید، تفسیری که مانع بیتابعیتی شود، ترجیح داده میشود، قانونگذار نیز باید مقررات تابعیت را بهگونهای تنظیم کند که از بیتابعیتی پیشگیری شود.اما باید دقت کرد که این اصل منبع مستقل ایجاد تابعیت نیست؛ یعنی صرف اینکه فرد در خطر بیتابعیتی باشد، برای ایرانی شناختن او کافی نیست مگر اینکه نص قانونی وجود داشته باشد.در پرونده سهراباگر بند ۵ ماده ۹۷۶ یا هر مبنای قانونی دیگر احراز شود، اصل نفی بیتابعیتی میتواند این نتیجه را تقویت کند اما خود اصل بهتنهایی تابعیت ایرانی را ایجاد نمیکند.بنابراین اصل نفی بیتابعیتی در تحلیل وضعیت سهراب نقش حمایتی و تفسیری دارد ولی بهتنهایی کافی برای شناسایی تابعیت ایرانی نیست و باید مستند قانونی وجود داشته باشد.
در پرونده سهراب:کشور الف او را تبعه خود نمیشناسد؛اگر ایران هم او را ایرانی نداند، او ممکن است در وضعیت بیتابعیتی قرار گیرد.نقش اصل نفی بیتابعیتیاین اصل میتواند در تفسیر قواعد تابعیت مؤثر باشد؛ یعنی:در موارد تردید، تفسیری که مانع بیتابعیتی شود، ترجیح داده میشود، قانونگذار نیز باید مقررات تابعیت را بهگونهای تنظیم کند که از بیتابعیتی پیشگیری شود.اما باید دقت کرد که این اصل منبع مستقل ایجاد تابعیت نیست؛ یعنی صرف اینکه فرد در خطر بیتابعیتی باشد، برای ایرانی شناختن او کافی نیست مگر اینکه نص قانونی وجود داشته باشد.در پرونده سهراباگر بند ۵ ماده ۹۷۶ یا هر مبنای قانونی دیگر احراز شود، اصل نفی بیتابعیتی میتواند این نتیجه را تقویت کند اما خود اصل بهتنهایی تابعیت ایرانی را ایجاد نمیکند.بنابراین اصل نفی بیتابعیتی در تحلیل وضعیت سهراب نقش حمایتی و تفسیری دارد ولی بهتنهایی کافی برای شناسایی تابعیت ایرانی نیست و باید مستند قانونی وجود داشته باشد.
۴۲
۲۰:۲۴
4- در صورت شناسایی تابعیت کشور ب مسئله تابعیت مضاعف مطرح میشود و در صورت تعارض، دادگاه میتواند به تابعیت مؤثر رجوع کند.
اگر سهراب هم تابعیت ایران را داشته باشد و هم تابعیت کشور ب را تحصیل کرده باشد او دارای تابعیت مضاعف خواهد بود.
حقوق ایران از جهت نظری، تابعیت مضاعف را مطلوب نمیداند و در نظام داخلی فرد ایرانی را همچنان ایرانی تلقی میکند.یعنیگرفتن تابعیت خارجی، بهخودیخود موجب زوال تابعیت ایرانی نمیشود؛زوال تابعیت ایران نیازمند تشریفات قانونی است.پس اگر سهراب تابعیت کشور ب را گرفته باشد این امر لزوما او را از تابعیت ایران خارج نمیکند.بنابراین، اگر ایران او را ایرانی بشناسد و کشور ب نیز تابعیتش را اعطا کرده باشد، او در وضعیت تابعیت مضاعف قرار میگیرد.
تابعیت مؤثردر مواردی که لازم باشد از میان تابعیتهای متعدد، یکی برای حل تعارض انتخاب شود، ممکن است به تابعیت مؤثر رجوع شود.تابعیت مؤثر یعنی تابعیتی که با پیوند واقعیتر شخص ارتباط دارد.معیارهای تابعیت مؤثر:محل اقامت واقعیمرکز زندگی خانوادگیمحل اشتغالمنافع اقتصادیمدت و استمرار ارتباط با هر کشور و ...در پرونده سهراب:تولد در ایران،اقامت تا ۱۹ سالگی در ایران،و ایرانی بودن مادر،همگی میتوانند نشانههایی از پیوند مؤثر با ایران باشند.
البته اگر دادگاه بخواهد تابعیت مؤثر را احراز کند، باید همه اوضاع و احوال را در مجموع بسنجد.
اگر سهراب هم تابعیت ایران را داشته باشد و هم تابعیت کشور ب را تحصیل کرده باشد او دارای تابعیت مضاعف خواهد بود.
حقوق ایران از جهت نظری، تابعیت مضاعف را مطلوب نمیداند و در نظام داخلی فرد ایرانی را همچنان ایرانی تلقی میکند.یعنیگرفتن تابعیت خارجی، بهخودیخود موجب زوال تابعیت ایرانی نمیشود؛زوال تابعیت ایران نیازمند تشریفات قانونی است.پس اگر سهراب تابعیت کشور ب را گرفته باشد این امر لزوما او را از تابعیت ایران خارج نمیکند.بنابراین، اگر ایران او را ایرانی بشناسد و کشور ب نیز تابعیتش را اعطا کرده باشد، او در وضعیت تابعیت مضاعف قرار میگیرد.
تابعیت مؤثردر مواردی که لازم باشد از میان تابعیتهای متعدد، یکی برای حل تعارض انتخاب شود، ممکن است به تابعیت مؤثر رجوع شود.تابعیت مؤثر یعنی تابعیتی که با پیوند واقعیتر شخص ارتباط دارد.معیارهای تابعیت مؤثر:محل اقامت واقعیمرکز زندگی خانوادگیمحل اشتغالمنافع اقتصادیمدت و استمرار ارتباط با هر کشور و ...در پرونده سهراب:تولد در ایران،اقامت تا ۱۹ سالگی در ایران،و ایرانی بودن مادر،همگی میتوانند نشانههایی از پیوند مؤثر با ایران باشند.
البته اگر دادگاه بخواهد تابعیت مؤثر را احراز کند، باید همه اوضاع و احوال را در مجموع بسنجد.
۴۸
۲۰:۲۸