پنج باور غلط درباره نوآوری که رهبران کسبوکار را گرفتار میکند
۱. نوآوری مساوی است با فناوریهای جدید و تحقیقوتوسعه.واقعیت: فناوری ممکن است در نوآوری نقش داشته باشد یا نداشته باشد.
۲. نوآوری یعنی یافتن ایدههای همهچیزتمام!واقعیت: پیدا کردن ایدهی خوب ساده است. بخش سخت نوآوری، فرایند شکلدهی و جرحوتعدیل ایده است.
۳. نوآوری مساوی است با پدیدآوردن محصولات و خدماتی که مشتریان دوست داشته باشند.واقعیت:بدون داشتنِ مدل کسبوکاری که سودآور و قابل افزایش مقیاس باشد، حتی بهترین محصولات هم کمکم محو میشوند.
۴. نوآوری نبوغ خلاقانهای است که آموختنی نیست.واقعیت:نوآوری جادوگری نیست؛ هنر و علمِ قابل یادگیری است.
۵. نوآوری همان کسبوکار و استراتژی مرسوم است.واقعیت:آنچه در گذشته نتیجهبخش بوده برای آینده مناسب نیست.
ای بت به سرِ مسیح اگر ترساییخواهم که به نزد ما تو بیترس آییگه چشم ترم به آستین خشک کنیگه بر لب خشک من لبِ تر سایی!#مِهسَتی_گنجوی@invinciblecompany
۱. نوآوری مساوی است با فناوریهای جدید و تحقیقوتوسعه.واقعیت: فناوری ممکن است در نوآوری نقش داشته باشد یا نداشته باشد.
۲. نوآوری یعنی یافتن ایدههای همهچیزتمام!واقعیت: پیدا کردن ایدهی خوب ساده است. بخش سخت نوآوری، فرایند شکلدهی و جرحوتعدیل ایده است.
۳. نوآوری مساوی است با پدیدآوردن محصولات و خدماتی که مشتریان دوست داشته باشند.واقعیت:بدون داشتنِ مدل کسبوکاری که سودآور و قابل افزایش مقیاس باشد، حتی بهترین محصولات هم کمکم محو میشوند.
۴. نوآوری نبوغ خلاقانهای است که آموختنی نیست.واقعیت:نوآوری جادوگری نیست؛ هنر و علمِ قابل یادگیری است.
۵. نوآوری همان کسبوکار و استراتژی مرسوم است.واقعیت:آنچه در گذشته نتیجهبخش بوده برای آینده مناسب نیست.
۲۲۴
۳:۳۵
(داخل پرانتز)
هر روز صبح در دل پیچیدگیها و ابهامهایی چشم باز میکنیم که نه قرار است تمام شوند و نه شبیه دیروز باشند.در چنین وضعیت آشوبناکی، چند راه پیش رو داریم:یا کورکورانه بجنگیم و در نهایت خسته، زخمی و بینتیجه بمانیم؛یا تسلیم شویم و همهچیز را به بخت و اقبال بسپاریم.اما به گمانم راهِ نجات نه جنگ است و نه تسلیم.راه نجات «رقص و انطباق» است.باید برای آینده چند سناریو داشت.باید گاهی در لحظه تصمیم گرفت.جا خالی داد؛ ایستاد و چرخید.و گاهی هم ابهام را در آغوش کشید!آنقدر باید انعطاف داشته باشیم که ریتم زندگی دوباره با ما همراه شود.
آمدهام که تا به خود، گوشکشان کشانمتبیدل و بیخودت کنم، در دل و جان نشانمتصید منی شکارِ من، گرچه ز دام جستهایجانب دام باز رو، وَر نروی بِرانمتگوی منی و میدوی، در چوگان حکمِ مندر پی تو همی دَوم، گرچه که میدوانمت#مولانا@invinciblecompany
هر روز صبح در دل پیچیدگیها و ابهامهایی چشم باز میکنیم که نه قرار است تمام شوند و نه شبیه دیروز باشند.در چنین وضعیت آشوبناکی، چند راه پیش رو داریم:یا کورکورانه بجنگیم و در نهایت خسته، زخمی و بینتیجه بمانیم؛یا تسلیم شویم و همهچیز را به بخت و اقبال بسپاریم.اما به گمانم راهِ نجات نه جنگ است و نه تسلیم.راه نجات «رقص و انطباق» است.باید برای آینده چند سناریو داشت.باید گاهی در لحظه تصمیم گرفت.جا خالی داد؛ ایستاد و چرخید.و گاهی هم ابهام را در آغوش کشید!آنقدر باید انعطاف داشته باشیم که ریتم زندگی دوباره با ما همراه شود.
۵۹۵
۸:۱۶
اولین گام در سبد اکتشاف، طراحی و شکلدهی به ایده کسبوکاریمان است.درست است که نقطه شروع معمولا مبتنی بر شهود، روندها و فرصتهای بازار است، اما سروشکل دادن به یک مدل کسبوکارِ موفق متکی بر شواهد و بینشهای حاصل از آزمودن فرضیات است.یادمان نرود که طراحی یک مدل کسبوکار روی کاغذ لزوما به این معنا نیست که ایدهمان نتیجهبخش خواهد بود.ایده زمانی جان میگیرد که مدل کسبوکار را در دنیای واقع بیازماییم و اعتباربخشی کنیم تا یک «ستارهی در حال طلوع» متولد شود.برای طراحی نوآورترِ مدل کسبوکار هم میتوان از الگوهای معرفیشده در شکل بالا بهره گرفت.
ز سوز عشق تو زآنگونه دوش تن میسوختكه هر نفس ز تَف سینه پیرهن میسوختدرون سینه چنان در گرفته بود آتشكه آه در جگر و ناله در دهن میسوختحدیث هجر تو در نامه ثبت میکردمسپندوار نُقَط بر سر سخن میسوخت#زیب_النسا
@invinciblecompany
@invinciblecompany
۲۰۲
۱۲:۰۱
طراحی درستِ مدل کسبوکار یعنی فراتر رفتن از رقابت بر سر محصول، خدمت یا قیمت؛یعنی خلق مدلهای کسبوکاریِ سودآور، پایدار و مقاوم در برابر تغییرات و برهمخوردن بازار.
پس از آن باید مفروضاتی را که درباره ایده کسبوکاریمان بدیهی پنداشتهایم، بهطور نظاممند بیازماییم تا ریسک و عدمقطعیت ایده کاهش یابد.
برای آشنایی عمیقتر با چرخه طراحی و آزمودن مدل کسبوکار، کتاب «آزمودن ایدههای کسبوکار» نوشته الکساندر اُستروالدر و دیوید بِلَند را بخوانید.
لینک کتاب در سایت انتشارات آریاناقلم:https://aryanaghalam.com/book/testing-business-ideas/
در شهر یکی کس را، هشیار نمیبینمهر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانهجانا! به خرابات آ، تا لذت جان بینیجان را چه خوشی باشد، بیصحبت جانانه؟تو وقف خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِیزین وقف به هشیاران، مسپار یکی دانه#مولانا
@invinciblecompany
پس از آن باید مفروضاتی را که درباره ایده کسبوکاریمان بدیهی پنداشتهایم، بهطور نظاممند بیازماییم تا ریسک و عدمقطعیت ایده کاهش یابد.
برای آشنایی عمیقتر با چرخه طراحی و آزمودن مدل کسبوکار، کتاب «آزمودن ایدههای کسبوکار» نوشته الکساندر اُستروالدر و دیوید بِلَند را بخوانید.
@invinciblecompany
۱۵۵
۱۰:۲۰
(داخل پرانتز) منحنی سوگ «الیزابت کوبلر راس» به ما یادآوری میکند که پذیرشِ فقدان، فرآیندی عمیق و زمانبر است که هر انسانی به شیوه منحصربهفردش با آن کنار میآید.در کلاسهای «تحول دیجیتال چابک»، این منحنی را به دنیای سازمانها میآورم تا چگونگی مواجهه افراد با «تغییر» و تاثیر ناگزیر احساساتشان بر عملکرد را تشریح کنم. پذیرش فرآیندهای نو درست مانند سوگ به زمان نیاز دارد. تحول پیش از آنکه ساختارها را دگرگون کند، انسانها را به چالش میکشد. به همین دلیل است که مدیریت تغییر بیش از هر چیز به درک عمیق و همدلی صمیمانه نیاز دارد.
گه ملحد و گه دهری و کافر باشدگه دشمن خلق و فتنهپرور باشدباید بچشد عذاب تنهایی رامردی که ز عصر خود فراتر باشد!#شفیعی_کدکنی@invinciblecompany
۱۸۶
۶:۵۹
۱۸۶
۶:۵۹
(داخل پرانتز)
در مواجهه با نقصها و ضعفهای دیگران، اگر از دامِ منیت و سوگیری رها باشیم، سر یک دوراهی هم میمانیم:آیا باید با وجود احساس ناخوشایندی که ممکن است در طرف مقابل ایجاد شود، نقدمان را بیان کنیم؟یا برای ناراحت نکردن او، از گفتنِ واقعیت صرفنظر کنیم؟
گفتنِ این که کسی دارد اشتباه میکند همیشه کار سادهای نیست.ما نمیخواهیم احساسات دیگران را جریحهدار کنیم و دوست نداریم به چشم آدمی بیملاحظه دیده شویم.اما هر بار که اشتباهی را نادیده میگیریم، خشمِ فروخوردهای درونمان جمع میشود که کمکم نه فقط از رفتارِ او، بلکه از خودِ او هم دلزده میشویم.
راهحل، نه توجیه و همراهی با خطاست و نه سکوت و بازخورد ندادن. چنین سکوتی نشانه شفقت نیست، بلکه ما را به آدمی دورو تبدیل میکند؛ کسی که لبخند میزند اما در دلش گلایه دارد.در مقابل، بیپردهگویی، پرخاشگری و تحقیر هم راه درستی نیست.آنچه باید تمرین کنیم، صراحتِ همراه با همدلی است؛اینکه بتوانیم حقیقت را هر چند تلخ بگوییم، بیآنکه حرمتِ کسی را بشکنیم.#صراحت_تمام_عیار
هر که افتاد ز پا، خاکنشین من بودمهر کـه آمد به زمین، نقشِ زمیــن من بودمشوق، سرخیل صف اهل نیازم کرده استسجـدهای هر که ترا کرد، جبین من بــودمراز خود کرد وصیت همه با من مجنونبر سـر او نفـــس بازپـسین من بــــــودم#سلیم_تهرانی
@invinciblecompany
در مواجهه با نقصها و ضعفهای دیگران، اگر از دامِ منیت و سوگیری رها باشیم، سر یک دوراهی هم میمانیم:آیا باید با وجود احساس ناخوشایندی که ممکن است در طرف مقابل ایجاد شود، نقدمان را بیان کنیم؟یا برای ناراحت نکردن او، از گفتنِ واقعیت صرفنظر کنیم؟
گفتنِ این که کسی دارد اشتباه میکند همیشه کار سادهای نیست.ما نمیخواهیم احساسات دیگران را جریحهدار کنیم و دوست نداریم به چشم آدمی بیملاحظه دیده شویم.اما هر بار که اشتباهی را نادیده میگیریم، خشمِ فروخوردهای درونمان جمع میشود که کمکم نه فقط از رفتارِ او، بلکه از خودِ او هم دلزده میشویم.
راهحل، نه توجیه و همراهی با خطاست و نه سکوت و بازخورد ندادن. چنین سکوتی نشانه شفقت نیست، بلکه ما را به آدمی دورو تبدیل میکند؛ کسی که لبخند میزند اما در دلش گلایه دارد.در مقابل، بیپردهگویی، پرخاشگری و تحقیر هم راه درستی نیست.آنچه باید تمرین کنیم، صراحتِ همراه با همدلی است؛اینکه بتوانیم حقیقت را هر چند تلخ بگوییم، بیآنکه حرمتِ کسی را بشکنیم.#صراحت_تمام_عیار
@invinciblecompany
۳۵۴
۵:۰۶
چقدر ارزشمند است که در سازمانهایمان فقط به مرزهای خشکِ شرح وظایف بسنده نکنیم و قدمی فراتر بگذاریم.منظورم «رفتار شهروندی سازمانی» است:تبلورِ نوعدوستی، فداکاری، جوانمردی، نزاکت و وجدان کاری در اتمسفر محیط کار.رفتارهایی بهظاهر کوچک و داوطلبانه که بیهیچ چشمداشتی انجام میشوند، اما اثری عمیق بر رضایت شغلی، سلامت روان و پویایی فرهنگ سازمانی میگذارند. این خردهرفتارها نهتنها روحیه تیمی را تقویت و استرس را مهار میکنند، بلکه به کارها معنا بخشیده و حس تعلق را زنده نگه میدارند.در این مسیر دپارتمان سرمایههای انسانی نقش دیدهبان و باغبان را دارد تا این رفتارها را شناسایی، آبیاری و تشویق کند.رهبران سازمان نیز با اعتمادسازی و الهامبخشی میتوانند این روحیه داوطلبانه را به بخشی جداییناپذیر و پایدار از دیانای فرهنگ سازمانی تبدیل کنند.#OrganizationalCitizenshipBehaviour#EmployeeExperience
از ضعف به هر جا که نشستیم وطن شدوز گریه به هر سو که گذشتیم چمن شدجان دگرم بخش که آن جان که تو دادیچندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد#طالب_آملی
@invinciblecompany
@invinciblecompany
۱۹۷
۵:۴۸
منحنی رشد مدل کسبوکار
هیچ مدل کسبوکاری برای همیشه رشد نمیکند. با گذر زمان و در اثر تغییرات بازار، فناوری و رفتار مشتری، توانایی آن برای خلق و کسب ارزش کاهش مییابد. از اینرو سازمانهای موفق، مدلهای کسبوکار خود را در چرخهای مستمر مدیریت میکنند.
منحنی رشد مدل کسبوکار چارچوبی برای مدیریت این چرخه در هفت مرحله است:
۱. کشف | یافتن مشتری و مسئلهنقطه آغاز، یافتن یک مسئله واقعی است؛ اما مهمتر از آن، شناسایی مشتریانی است که واقعا با این مسئله مواجهاند و حاضرند برای آن راهحلی دریافت کنند.
۲. طراحی | کشف راهحلدر این مرحله، راهحل و ارزش پیشنهادی بهصورت تکرارشونده طراحی و آزمایش میشود. با استفاده از نمونههای اولیه و آزمایشهای سریع، بررسی میکنیم که آیا راهحل پیشنهادی برای مشتری جذاب و ارزشمند است و آیا حاضر است برایش هزینه بپردازد.
۳. رشد | اعتبارسنجی خلق ارزشاکنون باید مشخص شود آیا مدل کسبوکار واقعا میتواند برای مشتری ارزش خلق کند و در بازار تقاضای واقعی ایجاد کند. افزایش تعداد مشتریان واقعی نشانهای از نزدیک شدن به تناسب محصول–بازار است.
۴. عملیاتیسازی | اعتبارسنجی تحویل ارزشپس از اثبات ارزش پیشنهادی، نوبت به ساختن موتور عملیاتی کسبوکار میرسد. منابع، شرکا، فعالیتها و ساختار هزینهها باید بهگونهای سازماندهی شوند که کسبوکار بتواند ارزش را بهشکلی پایدار و کارآمد به مشتری تحویل دهد.
۵. توسعه | مقیاسدادن به مدلمدل کسبوکار اعتبارسنجی شده و اکنون آماده است تا از یک کسبوکار نوپا به موتور رشد تبدیل شود. تمرکز بر افزایش ظرفیت، توسعه بازار، تقویت فروش و گسترش عملیات برای پاسخگویی به تقاضای بازار است.
۶. پایدارسازی | حفظ موتور رشدمدل وارد مرحله بلوغ شده است. چالش اصلی دیگر اثبات مدل نیست، بلکه حفظ رشد، افزایش بهرهوری و جلوگیری از فرسایش ارزشآفرینی آن در طول زمان است. در این مرحله باید بازار، مشتری و مدل کسبوکار بهطور مستمر پایش و بهینه شوند.
۷. واگذاری | بازاستفاده و ترکیب مجددهر مدل کسبوکاری سرانجام به نقطهای میرسد که باید متوقف، واگذار یا بازآفرینی شود. اما پایان یک مدل، الزاما به معنای دور ریختن تمام داراییهای آن نیست. میتوان مشتریان، فناوری، دادهها، قابلیتها، شرکا یا سایر اجزای ارزشمند آن را در مدلهای جدید به کار گرفت.
منحنی رشد مدل کسبوکار یک پیام کلیدی برای مدیران دارد: نباید منتظر ماند تا یک مدل کسبوکار به پایان عمر خود برسد و سپس به فکر نوآوری افتاد. سازمانهای آیندهنگر، همزمان مدلهای کسبوکار امروز را رشد و پایدار میکنند، مدلهای فردا را میآزمایند و برای مدلهای پس از فردا آماده میشوند.
گر زِ غمت شکست دل، راز تو فاش کی شودگنج نهفتهتر شود، خانه اگر خراب شدبند سکوت هیچگه، از لب بیهنر مجویقابل مهر کی شود، شیشه که بیشراب شد!#کلیم_کاشانی
@invinciblecompany
هیچ مدل کسبوکاری برای همیشه رشد نمیکند. با گذر زمان و در اثر تغییرات بازار، فناوری و رفتار مشتری، توانایی آن برای خلق و کسب ارزش کاهش مییابد. از اینرو سازمانهای موفق، مدلهای کسبوکار خود را در چرخهای مستمر مدیریت میکنند.
منحنی رشد مدل کسبوکار چارچوبی برای مدیریت این چرخه در هفت مرحله است:
۱. کشف | یافتن مشتری و مسئلهنقطه آغاز، یافتن یک مسئله واقعی است؛ اما مهمتر از آن، شناسایی مشتریانی است که واقعا با این مسئله مواجهاند و حاضرند برای آن راهحلی دریافت کنند.
۲. طراحی | کشف راهحلدر این مرحله، راهحل و ارزش پیشنهادی بهصورت تکرارشونده طراحی و آزمایش میشود. با استفاده از نمونههای اولیه و آزمایشهای سریع، بررسی میکنیم که آیا راهحل پیشنهادی برای مشتری جذاب و ارزشمند است و آیا حاضر است برایش هزینه بپردازد.
۳. رشد | اعتبارسنجی خلق ارزشاکنون باید مشخص شود آیا مدل کسبوکار واقعا میتواند برای مشتری ارزش خلق کند و در بازار تقاضای واقعی ایجاد کند. افزایش تعداد مشتریان واقعی نشانهای از نزدیک شدن به تناسب محصول–بازار است.
۴. عملیاتیسازی | اعتبارسنجی تحویل ارزشپس از اثبات ارزش پیشنهادی، نوبت به ساختن موتور عملیاتی کسبوکار میرسد. منابع، شرکا، فعالیتها و ساختار هزینهها باید بهگونهای سازماندهی شوند که کسبوکار بتواند ارزش را بهشکلی پایدار و کارآمد به مشتری تحویل دهد.
۵. توسعه | مقیاسدادن به مدلمدل کسبوکار اعتبارسنجی شده و اکنون آماده است تا از یک کسبوکار نوپا به موتور رشد تبدیل شود. تمرکز بر افزایش ظرفیت، توسعه بازار، تقویت فروش و گسترش عملیات برای پاسخگویی به تقاضای بازار است.
۶. پایدارسازی | حفظ موتور رشدمدل وارد مرحله بلوغ شده است. چالش اصلی دیگر اثبات مدل نیست، بلکه حفظ رشد، افزایش بهرهوری و جلوگیری از فرسایش ارزشآفرینی آن در طول زمان است. در این مرحله باید بازار، مشتری و مدل کسبوکار بهطور مستمر پایش و بهینه شوند.
۷. واگذاری | بازاستفاده و ترکیب مجددهر مدل کسبوکاری سرانجام به نقطهای میرسد که باید متوقف، واگذار یا بازآفرینی شود. اما پایان یک مدل، الزاما به معنای دور ریختن تمام داراییهای آن نیست. میتوان مشتریان، فناوری، دادهها، قابلیتها، شرکا یا سایر اجزای ارزشمند آن را در مدلهای جدید به کار گرفت.
منحنی رشد مدل کسبوکار یک پیام کلیدی برای مدیران دارد: نباید منتظر ماند تا یک مدل کسبوکار به پایان عمر خود برسد و سپس به فکر نوآوری افتاد. سازمانهای آیندهنگر، همزمان مدلهای کسبوکار امروز را رشد و پایدار میکنند، مدلهای فردا را میآزمایند و برای مدلهای پس از فردا آماده میشوند.
@invinciblecompany
۹۰
۱۰:۰۹
لاجیک و چالش بازار کامپیوترهای شخصی
در سال ۲۰۱۲ مردم بیشتر به سراغ گوشی تلفنهمراه و تبلت رفتند و بازار کامپیوترهای شخصی دچار افول شد.لاجیتک که از گذشته بر این صنعت متکی بود، باید تغییری بنیادین به خود میدید.برَکِن دَرِل، مدیرعامل وقت شرکت، تمرکز سبد محصولات را بر لوازم فردی و سازمانیای منتقل کرد که از رشد رایانش ابری و ابزارهای متصل منتفع میشدند.شرکت با استخدام طراح ارشد نوکیا، تفکر طراحی را در کانون توجه خود و سبد محصولاتش قرار داد.استراتزی شرکت، دوری از غولهایی چون اپل، گوگل و آمازون و رفتن به سراع تولید لوازم جانبی رایانش ابری بود.۱. لاجیتک به سراغ تملک استارتاپهایی چون سایتک پرو فلایت (کنترلر شبیهساز پرواز)، آسترو گیمینگ (لوازم جانبی کنسول بازی)، جِیبِرد (پوشافزارهاص صوتیِ بیسیم برای ورزشکاران) و بلو مایکروفونز (میکروفونهای حرفهای) رفت.۲. کسبوکار لایفسایز را که راهحلی برای برگزاری کنفرانسهای ویدیوی بود به صورت شرکت مستقلی درآورد.۳. از صنعت تولید ماوس دست کشید.
@invinciblecompany
در سال ۲۰۱۲ مردم بیشتر به سراغ گوشی تلفنهمراه و تبلت رفتند و بازار کامپیوترهای شخصی دچار افول شد.لاجیتک که از گذشته بر این صنعت متکی بود، باید تغییری بنیادین به خود میدید.برَکِن دَرِل، مدیرعامل وقت شرکت، تمرکز سبد محصولات را بر لوازم فردی و سازمانیای منتقل کرد که از رشد رایانش ابری و ابزارهای متصل منتفع میشدند.شرکت با استخدام طراح ارشد نوکیا، تفکر طراحی را در کانون توجه خود و سبد محصولاتش قرار داد.استراتزی شرکت، دوری از غولهایی چون اپل، گوگل و آمازون و رفتن به سراع تولید لوازم جانبی رایانش ابری بود.۱. لاجیتک به سراغ تملک استارتاپهایی چون سایتک پرو فلایت (کنترلر شبیهساز پرواز)، آسترو گیمینگ (لوازم جانبی کنسول بازی)، جِیبِرد (پوشافزارهاص صوتیِ بیسیم برای ورزشکاران) و بلو مایکروفونز (میکروفونهای حرفهای) رفت.۲. کسبوکار لایفسایز را که راهحلی برای برگزاری کنفرانسهای ویدیوی بود به صورت شرکت مستقلی درآورد.۳. از صنعت تولید ماوس دست کشید.
@invinciblecompany
۴۳
۱۱:۱۸