بازارسال شده از saber.soori
سلام رفقا
من یه مجموعهای رو راه انداختم برای آموزش موسیقی به نام "سوریا"
سازهایی که فعلا آموزش میدیم : عود، تنبک، تنبور، سنتور، نی، تار، سهتار، دف، گیتار کلاسیک و گیتار پاپ هست و بزودی موسیقی کودک هم راهاندازی میکنیم.
آموزشها با کیفیت بالا و تماما توسط اساتید بِرَند، مجرب و با سابقه انجام میشه.
علاوه بر آموزش حضوری، امکان آموزش بصورت غیر حضوری (آنلاین) هم فراهمه.
در کنار آموزش خدمات زیر هم ارائه میشه:
فروش و مشاوره خرید ساز
کوک تخصصی ، تعمیر یا تعویض ساز
فروش لوازم جانبی: کاور ساز، مضراب، سیم، تیونر، پایه ساز و...
آدرس مجموعه: خیابان ستار خان، محدوده چهارراه خسرو
سایت آموزشگاه: sooriamusic.ir
شماره تماس : ۰۹۱۲۸۷۳۵۱۳۵
اگه کسی از دوستاتون هم علاقهمنده، خوشحال میشم که معرفش باشید.
دمتون گرم و از همراهیتون ممنونم
۲
۶:۴۵
از زبانِ ذَرّه/ ایرج رضایی ( تأمّلاتی در حوزهٔ ادب و فرهنگ و هنر)
سلام رفقا
من یه مجموعهای رو راه انداختم برای آموزش موسیقی به نام "سوریا"
سازهایی که فعلا آموزش میدیم : عود، تنبک، تنبور، سنتور، نی، تار، سهتار، دف، گیتار کلاسیک و گیتار پاپ هست و بزودی موسیقی کودک هم راهاندازی میکنیم.
آموزشها با کیفیت بالا و تماما توسط اساتید بِرَند، مجرب و با سابقه انجام میشه.
علاوه بر آموزش حضوری، امکان آموزش بصورت غیر حضوری (آنلاین) هم فراهمه.
در کنار آموزش خدمات زیر هم ارائه میشه:
فروش و مشاوره خرید ساز
کوک تخصصی ، تعمیر یا تعویض ساز
فروش لوازم جانبی: کاور ساز، مضراب، سیم، تیونر، پایه ساز و...
آدرس مجموعه: خیابان ستار خان، محدوده چهارراه خسرو
سایت آموزشگاه: sooriamusic.ir
شماره تماس : ۰۹۱۲۸۷۳۵۱۳۵
اگه کسی از دوستاتون هم علاقهمنده، خوشحال میشم که معرفش باشید.
دمتون گرم و از همراهیتون ممنونم
صابر سوری نه فقط استادی چیرهدست در ساز عود است؛ بل در راستی و درستی و نیکسرشتی، و خلقوخو و مِهر و مدارا و وفا و مردمی، زبانزد همهٔ کسانی است که از نزدیک او را دیدهاند و شناختهاند. صفایی در وجودش هست و طراوت و شور و سُروری که در همان نخستین دیدار، بیننده را مجذوب خود میکند. افزون بر همه اینها، در کار موسیقی و در امر آموزش این فنّ شریف، شایستگی و اعتنا و اهتمامی تام و تمام دارد. از حمایتش دریغ نورزیم.
@irajrezaie
@irajrezaie
۱۰۰
۷:۱۱
بیش از هر چیز از چه متنفرید که نمیخواهید بار دیگر چشمتان بدان بیفتد؟
از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارتاند. از جماعت اوباش، چه بهصورت فردیتی محض یا بهصورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بیعدالتی، و از آن بدتر، از بیعدالتی که به نام عدالت روا میشود. از بردگی، زندان، ترس، فقر، و البته از مرگ...، سیاست، بیماری-خواه جسمی یا روحی-، خزندگان، زنگ تلفن در دیرگاه شب، یا سحرگاه...، اعدام، سخنرانیِ فیدل کاسترو...
چه چیزهایی را دوست دارید؟
زندگی، زندگی در یک دموکراسی، جزایر، توفانی استوایی را از دور تماشا کردن،...خانهام، ادبیات، تماشای یک فیلم قدیمی در تلوزیون. بالاتر از همه، بعضی لحظات خاص فیلمهای سینمایی: دیدن باران در یک فیلم، باران استوایی، اما بدون آنکه خرابی و نگرانی بهبار بیاورد. مرتعها و بیابانهای فیلمهای وسترن، گفتگوی سانچو با دون کیشوت، رؤیاها و رویاهای سینمایی، شعر انگلیسی شکسپیر، نثر شتابکار همینگوی، نثر عفیفنمای بورخس، روشناییهای شهر در بعضی نوشتههای فیتزجرالد، موسیقی باخ، بتهوون، و موتسارت. چند دهکده در جنوب اسپانیا، لندن، و البته خاطراتم از هاوانا.
هفت صدا/ ترجمهٔ نازی عظیما/ انتشارات آگاه/ ۱۳۵۷.(مصاحبه ریتا گیبرت با کابررا اینفانته( ۱۹۲۹–۲۰۰۵)، نویسندهٔ کوبایی)
@irajrezaie
از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارتاند. از جماعت اوباش، چه بهصورت فردیتی محض یا بهصورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بیعدالتی، و از آن بدتر، از بیعدالتی که به نام عدالت روا میشود. از بردگی، زندان، ترس، فقر، و البته از مرگ...، سیاست، بیماری-خواه جسمی یا روحی-، خزندگان، زنگ تلفن در دیرگاه شب، یا سحرگاه...، اعدام، سخنرانیِ فیدل کاسترو...
چه چیزهایی را دوست دارید؟
زندگی، زندگی در یک دموکراسی، جزایر، توفانی استوایی را از دور تماشا کردن،...خانهام، ادبیات، تماشای یک فیلم قدیمی در تلوزیون. بالاتر از همه، بعضی لحظات خاص فیلمهای سینمایی: دیدن باران در یک فیلم، باران استوایی، اما بدون آنکه خرابی و نگرانی بهبار بیاورد. مرتعها و بیابانهای فیلمهای وسترن، گفتگوی سانچو با دون کیشوت، رؤیاها و رویاهای سینمایی، شعر انگلیسی شکسپیر، نثر شتابکار همینگوی، نثر عفیفنمای بورخس، روشناییهای شهر در بعضی نوشتههای فیتزجرالد، موسیقی باخ، بتهوون، و موتسارت. چند دهکده در جنوب اسپانیا، لندن، و البته خاطراتم از هاوانا.
@irajrezaie
۱۳۵
۷:۵۲
گوش را اکنون ز غفلت پاک کن/ استماعِ هجرِ آن غمناک کن آن زکاتی دان که غمگین را دهی/ گوش را چون پیش دستانش نهی بشنوی غمهای رنجورانِ دل/ فاقهٔ جان شریف از آب و گِل خانهٔ پُردود دارد پُر فَنی/ مر ورا بگشا ز اِصغا روزنی گوشِ تو او را چو راهِ دَم شود/ دودِ تلخ از خانهٔ او کم شود غمگساری کن تو با ما ای رَوی/ گر به سوی ربِّ اعلا میروی مولانا (دفتر سوم مثنوی)
@irajrezaie
@irajrezaie
۱۰۸
۴:۴۷
بازارسال شده از رنگ و درنگ
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟معشوق همین جاست بیایید بیایید!
معشوق تو همسایه و دیوار به دیواردر بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورتِ بیصورتِ معشوق ببینیدهم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتیدیک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتیداز خواجهٔ آن خانه نشانی بنمایید
یک دستهٔ گل کو اگر آن باغ بدیدید؟یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟
با این همه آن رنجِ شما گنج شما بادافسوس که بر گنجِ شما پرده شمایید!
مولانا
معشوق تو همسایه و دیوار به دیواردر بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورتِ بیصورتِ معشوق ببینیدهم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتیدیک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتیداز خواجهٔ آن خانه نشانی بنمایید
یک دستهٔ گل کو اگر آن باغ بدیدید؟یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟
با این همه آن رنجِ شما گنج شما بادافسوس که بر گنجِ شما پرده شمایید!
۳
۹:۱۵
بازارسال شده از رنگ و درنگ
۳
۹:۱۵
۵۶
۳:۳۰
از زبانِ ذَرّه/ ایرج رضایی ( تأمّلاتی در حوزهٔ ادب و فرهنگ و هنر)
تصویر
دوست دانشورم، دکتر حسین حسینی، راهکارهای سنکا برای کنترل خشم را به ترتیب زیر آورده است:
۱. اول اینکه از آنچه خشمگینمان میکند، کمی فاصله بگیریم و در افقی بزرگتر به آن بنگریم. چه بسا خشممان بیاهمیت به نظر برسد و فروکش کند.۲. خطاپذیریِ همهی انسانها از جمله خودمان را در نظر بگیریم و گمان نکنیم یک طرف پاک است و یکسو پلید.۳. الگوهایی مانند سقراط یا کاتویِ کِهین را پیش چشم بیاوریم و ببینیم چگونه ناملایمات و تحقیرها را تحمل کردند و خشمگین نشدند.۴. بدانیم ایستادن در مقابل بدی میتواند از روی حقخواهی باشد نه از روی خشم.۵. آثار شومِ خشم را تصور کنیم که چگونه دولتها را یکشبه به باد داده است، پدران را به خاک سیاه نشانده، زوجها را جدا کرده و اموال افراد نامدار را اکنون به پای مزایده کشانده است بیآنکه اثری از صاحبانشان مانده باشد.۶. درنگ، قویترین درمانِ خشم است و زودباوری، بزرگترین عاملِ این شرِ جنونآمیز. پس صبر کنیم و سعی کنیم قبل از هر تصمیمی تأمل داشته باشیم.۷.بدانیم که خشم و انتقام، نشانِ بزرگی نیست و نشان ضعف و تحریکپذیری است.۸. بیشتر از تواناییمان وظایفی به عهده نگیریم که ما را خسته و خشمگین میکند و مشوش و فرسوده میسازد.۹. با کسانی نشست و برخاست کنیم که آرام و سهلگیرند چون به رنگِ همنشینانمان درمیآییم.۱۰. از گرسنگی و تشنگی مدام پرهیز کنیم.۱۱. مرگ را به یاد بیاوریم که چگونه بر عداوتهایی که دیریست سرسختانه بر آن میپاییم، نقطهیِ پایان خواهد گذاشت. زودا که مرگ به میان ما خواهد آمد و سختترین ستیزهها را فرو خواهد نشاند. پس چرا به هنگام زندگیِ به این کوتاهی، سزاوار عشق دیگران و پس از مرگ، شایستهی تأسف ایشان نباشیم؟ اندکی کناره بگیر، بنگر که مرگ است که سر میرسد تا تو را با آنها که از ایشان خشمگینی، یکسان کند. پس بگذارید زمانی که در تابوت آرمیدهایم، هیچکس از ما متنفر نباشد.
(جا دارد یادآوری کنم که این یازده راهکار برای کنترل خشم، به صورت پراکنده در کتاب سنکا آمده بود. آقای دکتر حسین حسینی عزیز، که خود دستی در ترجمه و تألیف و تدریس متون فلسفی دارد، با دقت نظر و تیزبینی خاص خود، این موارد را از کتاب استخراج و به ترتیبی که میبینید دستهبندی و ارائه کرده است. از ایشان سپاسگزارم.)
@irajrezaie
۱. اول اینکه از آنچه خشمگینمان میکند، کمی فاصله بگیریم و در افقی بزرگتر به آن بنگریم. چه بسا خشممان بیاهمیت به نظر برسد و فروکش کند.۲. خطاپذیریِ همهی انسانها از جمله خودمان را در نظر بگیریم و گمان نکنیم یک طرف پاک است و یکسو پلید.۳. الگوهایی مانند سقراط یا کاتویِ کِهین را پیش چشم بیاوریم و ببینیم چگونه ناملایمات و تحقیرها را تحمل کردند و خشمگین نشدند.۴. بدانیم ایستادن در مقابل بدی میتواند از روی حقخواهی باشد نه از روی خشم.۵. آثار شومِ خشم را تصور کنیم که چگونه دولتها را یکشبه به باد داده است، پدران را به خاک سیاه نشانده، زوجها را جدا کرده و اموال افراد نامدار را اکنون به پای مزایده کشانده است بیآنکه اثری از صاحبانشان مانده باشد.۶. درنگ، قویترین درمانِ خشم است و زودباوری، بزرگترین عاملِ این شرِ جنونآمیز. پس صبر کنیم و سعی کنیم قبل از هر تصمیمی تأمل داشته باشیم.۷.بدانیم که خشم و انتقام، نشانِ بزرگی نیست و نشان ضعف و تحریکپذیری است.۸. بیشتر از تواناییمان وظایفی به عهده نگیریم که ما را خسته و خشمگین میکند و مشوش و فرسوده میسازد.۹. با کسانی نشست و برخاست کنیم که آرام و سهلگیرند چون به رنگِ همنشینانمان درمیآییم.۱۰. از گرسنگی و تشنگی مدام پرهیز کنیم.۱۱. مرگ را به یاد بیاوریم که چگونه بر عداوتهایی که دیریست سرسختانه بر آن میپاییم، نقطهیِ پایان خواهد گذاشت. زودا که مرگ به میان ما خواهد آمد و سختترین ستیزهها را فرو خواهد نشاند. پس چرا به هنگام زندگیِ به این کوتاهی، سزاوار عشق دیگران و پس از مرگ، شایستهی تأسف ایشان نباشیم؟ اندکی کناره بگیر، بنگر که مرگ است که سر میرسد تا تو را با آنها که از ایشان خشمگینی، یکسان کند. پس بگذارید زمانی که در تابوت آرمیدهایم، هیچکس از ما متنفر نباشد.
(جا دارد یادآوری کنم که این یازده راهکار برای کنترل خشم، به صورت پراکنده در کتاب سنکا آمده بود. آقای دکتر حسین حسینی عزیز، که خود دستی در ترجمه و تألیف و تدریس متون فلسفی دارد، با دقت نظر و تیزبینی خاص خود، این موارد را از کتاب استخراج و به ترتیبی که میبینید دستهبندی و ارائه کرده است. از ایشان سپاسگزارم.)
@irajrezaie
۶۵
۳:۳۷
از زبانِ ذَرّه/ ایرج رضایی ( تأمّلاتی در حوزهٔ ادب و فرهنگ و هنر)
دوست دانشورم، دکتر حسین حسینی، راهکارهای سنکا برای کنترل خشم را به ترتیب زیر آورده است: ۱. اول اینکه از آنچه خشمگینمان میکند، کمی فاصله بگیریم و در افقی بزرگتر به آن بنگریم. چه بسا خشممان بیاهمیت به نظر برسد و فروکش کند. ۲. خطاپذیریِ همهی انسانها از جمله خودمان را در نظر بگیریم و گمان نکنیم یک طرف پاک است و یکسو پلید. ۳. الگوهایی مانند سقراط یا کاتویِ کِهین را پیش چشم بیاوریم و ببینیم چگونه ناملایمات و تحقیرها را تحمل کردند و خشمگین نشدند. ۴. بدانیم ایستادن در مقابل بدی میتواند از روی حقخواهی باشد نه از روی خشم. ۵. آثار شومِ خشم را تصور کنیم که چگونه دولتها را یکشبه به باد داده است، پدران را به خاک سیاه نشانده، زوجها را جدا کرده و اموال افراد نامدار را اکنون به پای مزایده کشانده است بیآنکه اثری از صاحبانشان مانده باشد. ۶. درنگ، قویترین درمانِ خشم است و زودباوری، بزرگترین عاملِ این شرِ جنونآمیز. پس صبر کنیم و سعی کنیم قبل از هر تصمیمی تأمل داشته باشیم. ۷.بدانیم که خشم و انتقام، نشانِ بزرگی نیست و نشان ضعف و تحریکپذیری است. ۸. بیشتر از تواناییمان وظایفی به عهده نگیریم که ما را خسته و خشمگین میکند و مشوش و فرسوده میسازد. ۹. با کسانی نشست و برخاست کنیم که آرام و سهلگیرند چون به رنگِ همنشینانمان درمیآییم. ۱۰. از گرسنگی و تشنگی مدام پرهیز کنیم. ۱۱. مرگ را به یاد بیاوریم که چگونه بر عداوتهایی که دیریست سرسختانه بر آن میپاییم، نقطهیِ پایان خواهد گذاشت. زودا که مرگ به میان ما خواهد آمد و سختترین ستیزهها را فرو خواهد نشاند. پس چرا به هنگام زندگیِ به این کوتاهی، سزاوار عشق دیگران و پس از مرگ، شایستهی تأسف ایشان نباشیم؟ اندکی کناره بگیر، بنگر که مرگ است که سر میرسد تا تو را با آنها که از ایشان خشمگینی، یکسان کند. پس بگذارید زمانی که در تابوت آرمیدهایم، هیچکس از ما متنفر نباشد. (جا دارد یادآوری کنم که این یازده راهکار برای کنترل خشم، به صورت پراکنده در کتاب سنکا آمده بود. آقای دکتر حسین حسینی عزیز، که خود دستی در ترجمه و تألیف و تدریس متون فلسفی دارد، با دقت نظر و تیزبینی خاص خود، این موارد را از کتاب استخراج و به ترتیبی که میبینید دستهبندی و ارائه کرده است. از ایشان سپاسگزارم.) @irajrezaie
سخن سعدی در گلستان را هم که مربوط به آثار شوم خشم است، میتوان به سخنان سنکا اضافه کرد. این که بدانیم:
«آتشِ خشم، اول در خداوندِ خشم اُفتد؛ پس آنگه زبانهٔ آن به خصم رسد یا نرسد.»@irajrezaie
«آتشِ خشم، اول در خداوندِ خشم اُفتد؛ پس آنگه زبانهٔ آن به خصم رسد یا نرسد.»@irajrezaie
۶۲
۳:۳۸
7452509775740215043_1515475103240002.mp3
۰۴:۳۹-۴.۲۶ مگابایت
۷۶
۱۱:۱۱