ب (تصور بیاساسی که گاهی درباره سازمان بریکس هم مطرح میشود) جز آنکه پس از مدتی ایران را به عضوی منفعل و ناهمراه سازمان تبدیل کند و از پیگیری اهداف خود بازدارد، آوردهای برای کشور نخواهد داشت. خود اعضای این سازمان هم روابط گستردهای با مهمترین متحدان آمریکا دارند که مشخصا در منطقه غرب آسیا میتوان به روابط چین، روسیه و هند با عربستان سعودی، امارات و رژیم صهیونیستی اشاره کرد. این روابط گسترده مهر تاییدی بر این نکته است که سازمان شانگهای قصد دارد تا با انعطافپذیری بالا و برجستهسازی اشتراکات، سهم بیشتری از کیک امنیت، تجارت و فناوری جهان را از آن خود کند و در پی تعارض با بخشی دیگر از اعضای نظام بینالملل نیست.
نکته کلیدی دیگر، درک سوگیری سیاست خارجی چین و اهداف این کشور بیرون و درون سازمان است. چین نقطه اشتراک قدرتهای سیاسی(مشترک با روسیه) و اقتصادی(مشترک با هند) سازمان شانگهای است و منویات آن به عنوان یگانه قدرت در حال تبدیل به یک قدرت بزرگ، دستور کار و خطمشی سازمان را ریلگذاری میکند، چنان که گسترش روابط تجاری و مسائل اقتصادی در سازمان شانگهای هم به میل چین و بهرغم تمایل روسیه اتفاق افتاد. فارغ از اینکه چین توانایی یا قصد به چالش کشیدن جدی آمریکا و معرفی خود به عنوان قطب جدید را دارد یا خیر، آنچه مسلم است آنکه در آینده کوتاهمدت و میانمدت چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. برعکس، ظهور ترامپ این فرصت را به چین داد که خود را به عنوان پرچمدار چندجانبهگرایی معرفی کند و در این بین حقوق بینالملل و سازمانهای بینالمللی را هم در خدمت پیشبرد این هدف به کار گیرد. نقطه تلاقی منویات چین و سازمان شانگهای، طرح ابتکار حکمرانی جهانی از سوی رهبر چین در اجلاس سران SCO بود و دو اصل اساسی از مجموع پنج اصل مطروح در این ابتکار یعنی پایبندی به حاکمیت قانون بینالمللی و پایبندی به چندجانبهگرایی موضوعی است که در بیانیه نشست اخیر با تاکید بیشتر در دستور کار SCO قرار گرفت.
این دو اصل روشن میسازد که اولا هدف چین در حال حاضر بازی در زمینی است که آمریکای پسااوباما آن را خالی گذاشت و نه تبدیل شدن به شوروی دوم و ثانیا تصریح میکند که چین به دنبال تقویت نهادهای مجری قوانین بینالمللی است. بیانیه مشترک مهم دفاتر نمایندگی چین، روسیه و ایران درباره انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ را نیز باید از همین دریچه نگریست.
چین تفسیر حقوقی قدرتهای غربی را ناقض قوانین بینالمللی و رویههای حقوقی شورای امنیت میداند و اهمیت این بیانیه برای چین در درجه اول دفاع از این قوانین است، چنان که پیش از این به هر شش قطعنامه ضد ایرانی رای مثبت داده بود و آن قطعنامهها را هم در جهت تحکیم قوانین بینالملل میدانست. از نگاه چین حتی کاهش استفاده از دلار و افزایش سهم ارزهای داخلی برای مراودات بینالمللی هم نه از بابت مقابله با آمریکا و ضربه زدن به غرب بلکه به عنوان تقویت فضای چندقطبی و عادلانهتر و جلوگیری از تخریب این فضا از طرف ایالاتمتحده تفسیر میشود. به علاوه اینکه چین پیش از این صراحتا هر اقدامی را که باعث احیای فضای جنگ سردی شود مذموم دانسته بود. لذا اصرار بر طرح موضوعاتی نظیر ایجاد NPT جدید با تجمیع اعضای شانگهای نه تنها مسموع نخواهد بود بلکه با مخالفت چین که از قضا در ایران پراهمیتترین همکار سیاسی اقتصادی امنیتی کشور تلقی میشود روبهرو خواهد شد و حاصلی جز برهم خوردن تمرکز داخلی نخواهد داشت.
با در نظر گرفتن ضروریات و شروط عنوان شده و با توجه به پیشنهادهای ایران و بستر فراهم شده در توافقات میان اعضای سازمان، میتوان امیدوار بود که کشور در سطح کلان نگاه درست به این سازمان مهم و اثرگذار را یافته و میتواند بر این اساس گامهای موثر و مثبتی در جهت کسب حداکثری منافع ایران در عرصه سازمان همکاری شانگهای بردارد
فرصتها و تهدیدهای پیشرو
محمدامین ناطقیراد*انتشار بیانیه مشترک پایانی بیستوچهارمین نشست شورای نخستوزیران سازمان همکاری شانگهای (SCO) در مسکو، نقطه عطفی در مرحله عملیاتی این سازمان پس از اجلاس سران در تیانجین محسوب میشود
حضور هیات عالیرتبه ایران به سرپرستی محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، بر اهمیت راهبردی این نشست برای تهران تاکید دارد. این بیانیه صرفا یک سند دیپلماتیک نیست؛ بلکه نقشه راه اجرایی است که نحوه تعامل اعضا را در سه حوزه کلیدی تعریف میکند: توسعه اقتصادی منطقهای، تقویت انسجام امنیتی جمعی و پیشبرد تدریجی یک نظم جهانی مبتنی بر چندقطبیگرایی عادلانه.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران تحت فشارهای ساختاری و اقتصادی نظام بینالملل است، SCO به مثابه یک شریان حیاتی برای حفظ منافع ملی و تحقق اهداف توسعه بلندمدت عمل میکند.
با کاوش در مفاد کلیدی بیانیه، فرصتها و چالشهای متصور برای ایران را در حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و فناوریهای نوظهور، به ت
نکته کلیدی دیگر، درک سوگیری سیاست خارجی چین و اهداف این کشور بیرون و درون سازمان است. چین نقطه اشتراک قدرتهای سیاسی(مشترک با روسیه) و اقتصادی(مشترک با هند) سازمان شانگهای است و منویات آن به عنوان یگانه قدرت در حال تبدیل به یک قدرت بزرگ، دستور کار و خطمشی سازمان را ریلگذاری میکند، چنان که گسترش روابط تجاری و مسائل اقتصادی در سازمان شانگهای هم به میل چین و بهرغم تمایل روسیه اتفاق افتاد. فارغ از اینکه چین توانایی یا قصد به چالش کشیدن جدی آمریکا و معرفی خود به عنوان قطب جدید را دارد یا خیر، آنچه مسلم است آنکه در آینده کوتاهمدت و میانمدت چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. برعکس، ظهور ترامپ این فرصت را به چین داد که خود را به عنوان پرچمدار چندجانبهگرایی معرفی کند و در این بین حقوق بینالملل و سازمانهای بینالمللی را هم در خدمت پیشبرد این هدف به کار گیرد. نقطه تلاقی منویات چین و سازمان شانگهای، طرح ابتکار حکمرانی جهانی از سوی رهبر چین در اجلاس سران SCO بود و دو اصل اساسی از مجموع پنج اصل مطروح در این ابتکار یعنی پایبندی به حاکمیت قانون بینالمللی و پایبندی به چندجانبهگرایی موضوعی است که در بیانیه نشست اخیر با تاکید بیشتر در دستور کار SCO قرار گرفت.
این دو اصل روشن میسازد که اولا هدف چین در حال حاضر بازی در زمینی است که آمریکای پسااوباما آن را خالی گذاشت و نه تبدیل شدن به شوروی دوم و ثانیا تصریح میکند که چین به دنبال تقویت نهادهای مجری قوانین بینالمللی است. بیانیه مشترک مهم دفاتر نمایندگی چین، روسیه و ایران درباره انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ را نیز باید از همین دریچه نگریست.
چین تفسیر حقوقی قدرتهای غربی را ناقض قوانین بینالمللی و رویههای حقوقی شورای امنیت میداند و اهمیت این بیانیه برای چین در درجه اول دفاع از این قوانین است، چنان که پیش از این به هر شش قطعنامه ضد ایرانی رای مثبت داده بود و آن قطعنامهها را هم در جهت تحکیم قوانین بینالملل میدانست. از نگاه چین حتی کاهش استفاده از دلار و افزایش سهم ارزهای داخلی برای مراودات بینالمللی هم نه از بابت مقابله با آمریکا و ضربه زدن به غرب بلکه به عنوان تقویت فضای چندقطبی و عادلانهتر و جلوگیری از تخریب این فضا از طرف ایالاتمتحده تفسیر میشود. به علاوه اینکه چین پیش از این صراحتا هر اقدامی را که باعث احیای فضای جنگ سردی شود مذموم دانسته بود. لذا اصرار بر طرح موضوعاتی نظیر ایجاد NPT جدید با تجمیع اعضای شانگهای نه تنها مسموع نخواهد بود بلکه با مخالفت چین که از قضا در ایران پراهمیتترین همکار سیاسی اقتصادی امنیتی کشور تلقی میشود روبهرو خواهد شد و حاصلی جز برهم خوردن تمرکز داخلی نخواهد داشت.
با در نظر گرفتن ضروریات و شروط عنوان شده و با توجه به پیشنهادهای ایران و بستر فراهم شده در توافقات میان اعضای سازمان، میتوان امیدوار بود که کشور در سطح کلان نگاه درست به این سازمان مهم و اثرگذار را یافته و میتواند بر این اساس گامهای موثر و مثبتی در جهت کسب حداکثری منافع ایران در عرصه سازمان همکاری شانگهای بردارد
محمدامین ناطقیراد*انتشار بیانیه مشترک پایانی بیستوچهارمین نشست شورای نخستوزیران سازمان همکاری شانگهای (SCO) در مسکو، نقطه عطفی در مرحله عملیاتی این سازمان پس از اجلاس سران در تیانجین محسوب میشود
حضور هیات عالیرتبه ایران به سرپرستی محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، بر اهمیت راهبردی این نشست برای تهران تاکید دارد. این بیانیه صرفا یک سند دیپلماتیک نیست؛ بلکه نقشه راه اجرایی است که نحوه تعامل اعضا را در سه حوزه کلیدی تعریف میکند: توسعه اقتصادی منطقهای، تقویت انسجام امنیتی جمعی و پیشبرد تدریجی یک نظم جهانی مبتنی بر چندقطبیگرایی عادلانه.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران تحت فشارهای ساختاری و اقتصادی نظام بینالملل است، SCO به مثابه یک شریان حیاتی برای حفظ منافع ملی و تحقق اهداف توسعه بلندمدت عمل میکند.
با کاوش در مفاد کلیدی بیانیه، فرصتها و چالشهای متصور برای ایران را در حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و فناوریهای نوظهور، به ت
۴۸
۵:۲۱
فصیل بررسی خواهیم کرد تا راهبردهای لازم برای بهرهبرداری حداکثری از این سند اجرایی ترسیم شود.
ژئوپلیتیک و تثبیت جایگاه ایران در هژمونی در حال تغییر
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اصول نفی سلطه یکجانبه، تقویت همکاریهای منطقهای و احترام متقابل بوده است. حضور مقتدرانه و تاثیرگذار در سطح اجرایی SCO (نخستوزیران)، این سیاست را در مهمترین مجمع اوراسیایی تایید میکند. این امر مستقیما تلاشهای غرب برای حفظ و تشدید انزوای دیپلماتیک تهران را باطل میسازد. ایران با این حضور، خود را به عنوان یک قطب منطقهای غیرقابل چشمپوشی در غرب آسیا و اوراسیا تثبیت مینماید و به مشروعیت نفوذ خود در حوزههای ژئوپلیتیک چون آسیای مرکزی و قفقاز افزوده است.
بیانیه به طور مشخص بر اصلاح ساختارهای بینالمللی، به ویژه سازمان ملل و نهادهای مالی جهانی، در جهت تضمین نمایندگی بیشتر کشورهای در حال توسعه تاکید دارد. این بند، مستقیما با اهداف بلندمدت ایران برای دستیابی به تعادل قدرت جهانی و کاهش نفوذ دولتهای هژمونیک در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و امنیتی همسو است. ایران میتواند از ظرفیت اجماعی SCO برای طرح مطالبات خود در مجامع جهانی استفاده کند.
درخواست برای پیوستن جامعه بینالمللی به ابتکار «وحدت جهانی برای جهانی عادلانه، وفاق و توسعه»، بستری برای همافزایی با کشورهای همسو در خارج از سازمان نیز فراهم میآورد.
تاکید بیانیه بر رد قاطع رویکردهای مبتنی بر بلوکبندی و مقابلهجویانه در حل مسائل، یک فرصت راهبردی برای ایران است. این موضع، به تهران اجازه میدهد تا روابط استراتژیک و عمیق خود را با روسیه و چین در چارچوب همکاریهای منطقهای و تجاری پیش ببرد، در حالی که از اتهام پیوستن کامل به یک ائتلاف مشخص فاصله بگیرد. این فضا به ایران امکان مانور دیپلماتیک بیشتری در تعامل با بازیگران میانی مانند هند و کشورهای خاورمیانه میدهد.
ژئواکونومیک و رونق اقتصادی در سایه تحریمها
ایران، به عنوان یگانه عضو دارای دسترسی مستقیم به آبهای آزاد جنوبی (خلیج فارس و دریای عمان) در موقعیتی بینظیر برای ایفای نقش محوری در کریدورهای حملونقل زمینی SCO قرار دارد. اجرای کامل راهبرد توسعه SCO تا سال ۲۰۳۵ مستلزم سرمایهگذاری گستردهتر در زیرساختهای مشترک است. برای ایران، این به معنای افزایش قابلتوجه درآمدهای ترانزیتی از طریق عوارض جادهای و ریلی است که از حجم تبادلات تجاری اوراسیایی حاصل میشود. تمرکز بر اجرای این راهبرد، باید شامل تسریع در نهاییسازی پروژههای اتصال ریلی با قزاقستان، ترکمنستان و روسیه باشد.
مهمترین چالشهای اقتصادی
مهمترین چالش اقتصادی ایران، وابستگی شدید به نظام مالی تحت سلطه غرب است. بیانیه با تاکید بر اصلاح حاکمیت مالی جهانی و تقویت نقش کشورهای در حال توسعه در نهادهای مالی بینالمللی، یک پنجره فرصت باز میکند. ایران باید فعالانه پیگیری کند تا پلتفرمهای مالی داخلی SCO، مانند شورای تجاری SCO و بستر کنسرسیوم بانکی بینکشوری که اجرای آن در این نشست مورد تاکید قرار گرفت، به مکانیسمی عملی برای تسویه حسابهای منطقهای فراتر از دلار یا یورو تبدیل شوند. این امر، نه تنها مسیر تجارت را تسهیل میکند، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای اعمال فشار خارجی علیه ایران را خنثی میسازد.
خواستار شدن نظام تجارت چند جانبه باز، شفاف، عادلانه و بدون تبعیض برای ایران به معنای ایجاد یک منطقه تجاری حائل در برابر سیاستهای حمایتگرایانه و تحریمهای یکجانبه است. ایران میتواند با تکیه بر مزیتهای تولیدی خود در بخشهایی مانند پتروشیمی، کشاورزی و صنایع خاص با حذف موانع تعرفهای در چارچوب SCO، سهم خود را از بازار بزرگ اوراسیا به میزان چشمگیری افزایش دهد.
همکاریهای امنیتی و چالشهای منطقهای
بیانیه بر تسریع در تدوین اسناد تنظیمکننده عملکرد مراکز تخصصی، به ویژه مرکز عمومی مقابله با چالشها و تهدیدهای امنیتی SCO و مرکز مبارزه با مواد مخدر SCO تاکید میکند. برای ایران، این موضوع دو پیامد حیاتی دارد. پیامد اول مقابله با تروریسم است. همکاری عملیاتی و اطلاعاتی در چارچوب رسمی SCO، به ایران کمک میکند تا با شبکههای تروریستی که ممکن است از مناطق حساس مرزی (به ویژه افغانستان) نشأت بگیرند، با پشتیبانی اطلاعاتی و فنی سایر اعضا مقابله کند.
پیامد دوم، کنترل مواد مخدر است که با توجه به اینکه افغانستان محور اصلی تولید مواد مخدر است، فعالسازی مرکز مبارزه با مواد مخدر SCO میتواند به شکلگیری جبههای متحد برای مدیریت این بحران در مرزهای شرقی ایران منجر شود که تاثیر مستقیمی بر امنیت داخلی دارد.
حضور ایران در سطح معاون اول رئیسجمهور در این نشست اجرایی نشاندهنده تعهد عملی به سازمان است. پیگیری مستمر برای تسریع در تدوین این اسناد امنیتی حیاتی است تا اطمینان حاصل شود که ملاحظات و منافع
ژئوپلیتیک و تثبیت جایگاه ایران در هژمونی در حال تغییر
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اصول نفی سلطه یکجانبه، تقویت همکاریهای منطقهای و احترام متقابل بوده است. حضور مقتدرانه و تاثیرگذار در سطح اجرایی SCO (نخستوزیران)، این سیاست را در مهمترین مجمع اوراسیایی تایید میکند. این امر مستقیما تلاشهای غرب برای حفظ و تشدید انزوای دیپلماتیک تهران را باطل میسازد. ایران با این حضور، خود را به عنوان یک قطب منطقهای غیرقابل چشمپوشی در غرب آسیا و اوراسیا تثبیت مینماید و به مشروعیت نفوذ خود در حوزههای ژئوپلیتیک چون آسیای مرکزی و قفقاز افزوده است.
بیانیه به طور مشخص بر اصلاح ساختارهای بینالمللی، به ویژه سازمان ملل و نهادهای مالی جهانی، در جهت تضمین نمایندگی بیشتر کشورهای در حال توسعه تاکید دارد. این بند، مستقیما با اهداف بلندمدت ایران برای دستیابی به تعادل قدرت جهانی و کاهش نفوذ دولتهای هژمونیک در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و امنیتی همسو است. ایران میتواند از ظرفیت اجماعی SCO برای طرح مطالبات خود در مجامع جهانی استفاده کند.
درخواست برای پیوستن جامعه بینالمللی به ابتکار «وحدت جهانی برای جهانی عادلانه، وفاق و توسعه»، بستری برای همافزایی با کشورهای همسو در خارج از سازمان نیز فراهم میآورد.
تاکید بیانیه بر رد قاطع رویکردهای مبتنی بر بلوکبندی و مقابلهجویانه در حل مسائل، یک فرصت راهبردی برای ایران است. این موضع، به تهران اجازه میدهد تا روابط استراتژیک و عمیق خود را با روسیه و چین در چارچوب همکاریهای منطقهای و تجاری پیش ببرد، در حالی که از اتهام پیوستن کامل به یک ائتلاف مشخص فاصله بگیرد. این فضا به ایران امکان مانور دیپلماتیک بیشتری در تعامل با بازیگران میانی مانند هند و کشورهای خاورمیانه میدهد.
ژئواکونومیک و رونق اقتصادی در سایه تحریمها
ایران، به عنوان یگانه عضو دارای دسترسی مستقیم به آبهای آزاد جنوبی (خلیج فارس و دریای عمان) در موقعیتی بینظیر برای ایفای نقش محوری در کریدورهای حملونقل زمینی SCO قرار دارد. اجرای کامل راهبرد توسعه SCO تا سال ۲۰۳۵ مستلزم سرمایهگذاری گستردهتر در زیرساختهای مشترک است. برای ایران، این به معنای افزایش قابلتوجه درآمدهای ترانزیتی از طریق عوارض جادهای و ریلی است که از حجم تبادلات تجاری اوراسیایی حاصل میشود. تمرکز بر اجرای این راهبرد، باید شامل تسریع در نهاییسازی پروژههای اتصال ریلی با قزاقستان، ترکمنستان و روسیه باشد.
مهمترین چالشهای اقتصادی
مهمترین چالش اقتصادی ایران، وابستگی شدید به نظام مالی تحت سلطه غرب است. بیانیه با تاکید بر اصلاح حاکمیت مالی جهانی و تقویت نقش کشورهای در حال توسعه در نهادهای مالی بینالمللی، یک پنجره فرصت باز میکند. ایران باید فعالانه پیگیری کند تا پلتفرمهای مالی داخلی SCO، مانند شورای تجاری SCO و بستر کنسرسیوم بانکی بینکشوری که اجرای آن در این نشست مورد تاکید قرار گرفت، به مکانیسمی عملی برای تسویه حسابهای منطقهای فراتر از دلار یا یورو تبدیل شوند. این امر، نه تنها مسیر تجارت را تسهیل میکند، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای اعمال فشار خارجی علیه ایران را خنثی میسازد.
خواستار شدن نظام تجارت چند جانبه باز، شفاف، عادلانه و بدون تبعیض برای ایران به معنای ایجاد یک منطقه تجاری حائل در برابر سیاستهای حمایتگرایانه و تحریمهای یکجانبه است. ایران میتواند با تکیه بر مزیتهای تولیدی خود در بخشهایی مانند پتروشیمی، کشاورزی و صنایع خاص با حذف موانع تعرفهای در چارچوب SCO، سهم خود را از بازار بزرگ اوراسیا به میزان چشمگیری افزایش دهد.
همکاریهای امنیتی و چالشهای منطقهای
بیانیه بر تسریع در تدوین اسناد تنظیمکننده عملکرد مراکز تخصصی، به ویژه مرکز عمومی مقابله با چالشها و تهدیدهای امنیتی SCO و مرکز مبارزه با مواد مخدر SCO تاکید میکند. برای ایران، این موضوع دو پیامد حیاتی دارد. پیامد اول مقابله با تروریسم است. همکاری عملیاتی و اطلاعاتی در چارچوب رسمی SCO، به ایران کمک میکند تا با شبکههای تروریستی که ممکن است از مناطق حساس مرزی (به ویژه افغانستان) نشأت بگیرند، با پشتیبانی اطلاعاتی و فنی سایر اعضا مقابله کند.
پیامد دوم، کنترل مواد مخدر است که با توجه به اینکه افغانستان محور اصلی تولید مواد مخدر است، فعالسازی مرکز مبارزه با مواد مخدر SCO میتواند به شکلگیری جبههای متحد برای مدیریت این بحران در مرزهای شرقی ایران منجر شود که تاثیر مستقیمی بر امنیت داخلی دارد.
حضور ایران در سطح معاون اول رئیسجمهور در این نشست اجرایی نشاندهنده تعهد عملی به سازمان است. پیگیری مستمر برای تسریع در تدوین این اسناد امنیتی حیاتی است تا اطمینان حاصل شود که ملاحظات و منافع
۴۷
۵:۲۱
امنیتی ایران در طراحی ساختارها و پروتکلهای عملیاتی این مراکز لحاظ شده و تصمیمگیریها صرفا تحت تاثیر بازیگران دیگر نباشد.
تاکید بر اجرای مصوبات مرتبط با اضافه شدن زبان انگلیسی به زبانهای رسمی در نهادهای دائمی SCO و ایجاد واحدهای ترجمه، یک گام مهم در تسهیل ارتباطات فنی و تخصصی است.
این امر شکافهای زبانی را در مذاکرات اقتصادی، فنی و علمی کاهش داده و امکان تعامل مستقیم و موثرتر بین کارشناسان ایرانی با همتایان روسی، چینی، هندی و آسیای مرکزی را فراهم میسازد.
فناوریهای نوظهور و آینده توسعه
ایران نیازمند جهش در بخشهای فناوریهای راهبردی مانند هوش مصنوعی، انرژیهای نو و امنیت سایبری برای عبور از چالشهای اقتصادی است. تمرکز SCO بر توسعه فناوریهای جدید، فرصتی است که ایران در چارچوب توافقات دوجانبه با چین و روسیه و سازوکارهای چندجانبه SCO به دسترسیهای فنی و علمی مورد نیاز دست یابد؛ دسترسیهایی که در حالت عادی به دلیل محدودیتهای اعمالشده از سوی غرب، غیرممکن مینماید.
تایید نقش شهرهایی مانند چینگدائو به عنوان پایتخت فرهنگی و تاکید بر نقش شهرها در توسعه منطقهای، نشان میدهد که جنبههای حکمرانی نرم و توسعه شهری در دستور کار اجرایی قرار دارد. ایران میتواند از تجربیات کشورهای عضو در مدیریت کلانشهرها، توسعه پایدار زیرساختهای شهری و مدیریت گردشگری منطقهای بهره ببرد.
بیانیه مشترک نخستوزیران، یک دستاورد مهم دیپلماتیک و اجرایی برای ایران محسوب میشود که اهداف سهگانه کشور را در حوزههای تقویت جایگاه ژئوپلیتیک، رونق اقتصادی از طریق ترانزیت و ارتقای امنیت عملیاتی تقویت میکند.
با این حال، نکته راهبردی نهایی این است که ایران باید در اجرای این اسناد، به ویژه در حوزه مالی و امنیتی، دقت کافی داشته باشد. هدف نباید تبدیل شدن به یک حلقه منفعل در یک بلوک اقتصادی-امنیتی تحت رهبری دو قدرت اصلی (مسکو و پکن) باشد. توازن میان تعهدات محوری SCO و حفظ استقلال عمل در سیاست خارجی و اقتصادی، شرط اساسی برای بهرهبرداری حداکثری ایران است. ریاست آتی قرقیزستان فرصت مناسبی خواهد بود تا ایران بر لزوم تمرکز بر منافع کشورهای در حال توسعه و کاهش تمرکز صرف بر دو قدرت بزرگ سازمان، تاکید مجدد نماید و نقش SCO را به عنوان یک مجمع واقعا چندجانبه تثبیت کند
اکنون زمان ورود قوه قضائیه است
منصور مظفری
هشتمین دوره المپیاد ورزشی کانونهای وکلای دادگستری کشور در کیش، که مقرر بود محفلی برای نمایش همبستگی و اخلاق حرفهای در میان مروجان نظم حقوقی باشد، به تراژدی خشونت و مدیریت بحران شکستخورده تبدیل شد. روایتهای منتشرشده از تیم اصفهان، بهویژه درگیریهای روز سوم که با ورود افراد مسلح به چاقو و قداره به سالن مسابقات همراه بود، بیش از هر چیز، نگرانکننده و شرمسارکننده است. این وقایع، نهتنها اعتبار برگزارکنندگان را زیر سؤال میبرد، بلکه سؤالات اساسیتری را درباره جایگاه اجتماعی و کنترل درونی صنف وکالت مطرح میکند. جایی که کارشناسان حقوقی، حافظان قانون اساسی و مدنی کشور هستند، انتظار میرود کوچکترین اختلاف، چه در لابی هتل و چه در زمین بازی، با توسل به منطق و ادب حرفهای حل شود.
با این حال، گزارشها حاکی از آن است که اعتراض به سوءمدیریتهای اولیه، ازجمله تأمیننشدن حداقل امکانات رفاهی مانند شام مناسب، با بیمبالاتی و حتی تهدید امنیتی پاسخ داده شده است. تهدید به اخراج از هتل و اشاره مستقیم برگزارکننده به حضور افراد مسلح از شهرهای دیگر، نه یک تدبیر امنیتی، بلکه نمایش عریان شکست اقتدار و نظم در خود رویداد بود. فاجعه در روز سوم به اوج رسید؛ جایی که پس از صدور احکام انضباطی و وعدههای توخالی مبنی بر برقراری امنیت از طرف مقامات، حمله سازمانیافته با سلاح سرد به یکی از شرکتکنندگان رخ داد و حاضران مجبور به پناهبردن به اتاق داوران شدند. غیبت پلیس در محل مسابقه، در شرایطی که تهدیدات امنیتی پیشتر اعلام شده بود، این تصور را تقویت میکند که این ناامنی نه اتفاقی، بلکه نتیجه یک نبود تعهد عامدانه در برابر حفظ جان و سلامت شرکتکنندگان بوده است. این تجربه دردناک را در مقابل رویدادهای مشابه مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه قرار دهید؛ چندین سال پیاپی است که این مرکز توانسته المپیادهای ورزشی را در اکثر رشتهها با حضور هزاران ورزشکار آقا و خانم عضو مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه از سراسر کشور، بدون کوچکترین حاشیهای برگزار کند؛ موفقیتی که ریشه در مدیریت جهادی و هماهنگ در رأس هیئتهای مدیره و در سیاستگذاریهای یکدست و هوشمندانه دارد. حال به نظر میرسد زمان آن رسیده است که ریاست قوه قضائیه با یک تصمیم ساختاری، کانونهای وکلای استانها را که به صورت پراکنده و جزیرهای فعالیت میکنند، تحت مدیریت واحد درآورد. مرکز وکلا، ک
تاکید بر اجرای مصوبات مرتبط با اضافه شدن زبان انگلیسی به زبانهای رسمی در نهادهای دائمی SCO و ایجاد واحدهای ترجمه، یک گام مهم در تسهیل ارتباطات فنی و تخصصی است.
این امر شکافهای زبانی را در مذاکرات اقتصادی، فنی و علمی کاهش داده و امکان تعامل مستقیم و موثرتر بین کارشناسان ایرانی با همتایان روسی، چینی، هندی و آسیای مرکزی را فراهم میسازد.
فناوریهای نوظهور و آینده توسعه
ایران نیازمند جهش در بخشهای فناوریهای راهبردی مانند هوش مصنوعی، انرژیهای نو و امنیت سایبری برای عبور از چالشهای اقتصادی است. تمرکز SCO بر توسعه فناوریهای جدید، فرصتی است که ایران در چارچوب توافقات دوجانبه با چین و روسیه و سازوکارهای چندجانبه SCO به دسترسیهای فنی و علمی مورد نیاز دست یابد؛ دسترسیهایی که در حالت عادی به دلیل محدودیتهای اعمالشده از سوی غرب، غیرممکن مینماید.
تایید نقش شهرهایی مانند چینگدائو به عنوان پایتخت فرهنگی و تاکید بر نقش شهرها در توسعه منطقهای، نشان میدهد که جنبههای حکمرانی نرم و توسعه شهری در دستور کار اجرایی قرار دارد. ایران میتواند از تجربیات کشورهای عضو در مدیریت کلانشهرها، توسعه پایدار زیرساختهای شهری و مدیریت گردشگری منطقهای بهره ببرد.
بیانیه مشترک نخستوزیران، یک دستاورد مهم دیپلماتیک و اجرایی برای ایران محسوب میشود که اهداف سهگانه کشور را در حوزههای تقویت جایگاه ژئوپلیتیک، رونق اقتصادی از طریق ترانزیت و ارتقای امنیت عملیاتی تقویت میکند.
با این حال، نکته راهبردی نهایی این است که ایران باید در اجرای این اسناد، به ویژه در حوزه مالی و امنیتی، دقت کافی داشته باشد. هدف نباید تبدیل شدن به یک حلقه منفعل در یک بلوک اقتصادی-امنیتی تحت رهبری دو قدرت اصلی (مسکو و پکن) باشد. توازن میان تعهدات محوری SCO و حفظ استقلال عمل در سیاست خارجی و اقتصادی، شرط اساسی برای بهرهبرداری حداکثری ایران است. ریاست آتی قرقیزستان فرصت مناسبی خواهد بود تا ایران بر لزوم تمرکز بر منافع کشورهای در حال توسعه و کاهش تمرکز صرف بر دو قدرت بزرگ سازمان، تاکید مجدد نماید و نقش SCO را به عنوان یک مجمع واقعا چندجانبه تثبیت کند
منصور مظفری
هشتمین دوره المپیاد ورزشی کانونهای وکلای دادگستری کشور در کیش، که مقرر بود محفلی برای نمایش همبستگی و اخلاق حرفهای در میان مروجان نظم حقوقی باشد، به تراژدی خشونت و مدیریت بحران شکستخورده تبدیل شد. روایتهای منتشرشده از تیم اصفهان، بهویژه درگیریهای روز سوم که با ورود افراد مسلح به چاقو و قداره به سالن مسابقات همراه بود، بیش از هر چیز، نگرانکننده و شرمسارکننده است. این وقایع، نهتنها اعتبار برگزارکنندگان را زیر سؤال میبرد، بلکه سؤالات اساسیتری را درباره جایگاه اجتماعی و کنترل درونی صنف وکالت مطرح میکند. جایی که کارشناسان حقوقی، حافظان قانون اساسی و مدنی کشور هستند، انتظار میرود کوچکترین اختلاف، چه در لابی هتل و چه در زمین بازی، با توسل به منطق و ادب حرفهای حل شود.
با این حال، گزارشها حاکی از آن است که اعتراض به سوءمدیریتهای اولیه، ازجمله تأمیننشدن حداقل امکانات رفاهی مانند شام مناسب، با بیمبالاتی و حتی تهدید امنیتی پاسخ داده شده است. تهدید به اخراج از هتل و اشاره مستقیم برگزارکننده به حضور افراد مسلح از شهرهای دیگر، نه یک تدبیر امنیتی، بلکه نمایش عریان شکست اقتدار و نظم در خود رویداد بود. فاجعه در روز سوم به اوج رسید؛ جایی که پس از صدور احکام انضباطی و وعدههای توخالی مبنی بر برقراری امنیت از طرف مقامات، حمله سازمانیافته با سلاح سرد به یکی از شرکتکنندگان رخ داد و حاضران مجبور به پناهبردن به اتاق داوران شدند. غیبت پلیس در محل مسابقه، در شرایطی که تهدیدات امنیتی پیشتر اعلام شده بود، این تصور را تقویت میکند که این ناامنی نه اتفاقی، بلکه نتیجه یک نبود تعهد عامدانه در برابر حفظ جان و سلامت شرکتکنندگان بوده است. این تجربه دردناک را در مقابل رویدادهای مشابه مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه قرار دهید؛ چندین سال پیاپی است که این مرکز توانسته المپیادهای ورزشی را در اکثر رشتهها با حضور هزاران ورزشکار آقا و خانم عضو مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه از سراسر کشور، بدون کوچکترین حاشیهای برگزار کند؛ موفقیتی که ریشه در مدیریت جهادی و هماهنگ در رأس هیئتهای مدیره و در سیاستگذاریهای یکدست و هوشمندانه دارد. حال به نظر میرسد زمان آن رسیده است که ریاست قوه قضائیه با یک تصمیم ساختاری، کانونهای وکلای استانها را که به صورت پراکنده و جزیرهای فعالیت میکنند، تحت مدیریت واحد درآورد. مرکز وکلا، ک
۴۶
۵:۲۱
ارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه با ظرفیت مدیریتی و تجربه اجرائی و اعضای متعهد بهویژه بانوان وکیل، کارشناس رسمی و مشاور خانواده میتواند نقش متولی واحد کانونها را بر عهده بگیرد و با استقرار مدیریت منسجم و حرفهای، نظم، شفافیت و اعتبار اجتماعی را به خانواده بزرگ وکالت مانند مرکز استوار کند. چنین اقدامی میتواند نقطه آغازی برای بازسازی اعتماد عمومی بیشتری به نهاد وکالت و ارتقای استانداردهای اخلاقی در میان نخبگان حقوقی کشور باشد.
من بمانم
رامین خسروخاور
در دنیای این روزهای ما، در روزگاری که بازار کساد است و دلها هم، در عصری که نان گران شده و امید ارزان، هنوز لبانی سرخ میشود و چهرهای روشن میشود.
در کوچههای خاموش فقر، رنگی بر لب مینشیند؛ نه از سر ناز، که از سر نیاز. نه برای فخر، بلکه برای فرار از اندوه.
آدمیان این عصر، هرچند توان خرید رؤیاهای خود را ندارند، اما هنوز دل خریدن لحظهای از سرخوشی را در سینه پنهان کردهاند. بهجای داراییهای بزرگ، جرقهای کوچک از زیبایی را برمیگزینند تا در آینه، امید را به رنگ تازه ببینند و با خود بگویند که زیبایی هنوز نمیمیرد.
این است شاخص خاموش این روزگار؛ معیاری که نه تورم را میسنجد و نه تولید را، بلکه روح انسان را در عصر تردید نشان میدهد.
هر بار که لبخندها روشنتر میشوند، بدان که سایه رنج سنگینتر شده است. و چه حیرت شیرینی است که زیبایی، فرزند تنگدستی شود.
آدمی حتی در عسرت، دل به زینت میسپارد؛ زیرا زیبایی نان روح است، نه کالای جسم. چون نان کم شود، روح به رنگ پناه میبرد و همان اندکرنگ، مرهمی میشود بر زخم روزگار،
برقی کوچک در شب یلدا.
لب، هرچند تهی از خوراک، به رنگ ایمان میآراید؛ شاید جهان با دیدن لبخند، اندوه را رها کند.
آدمی لب را روشن میکند تا خود را باور کند؛ تا در آینه تصویری از تابآوری بیند؛ تا بداند میتوان زیبا ماند، حتی اگر زندگی تلخ باشد.
زیبایی در این مقام، تظاهر نیست، تسلیم نیست، بلکه تجلی است؛ بیانی از شجاعت بیصدا و ایمانی که در رگ انسان جاری است.
لبخند، دعای دهان تنگدست است و رنگ، عصای روح در وادی نومیدی. هرچه جهان تیرهتر شود، لبها روشنتر خواهند شد؛ زیرا روشنایی همیشه در تضاد زاده میشود و امید از دل تنگی روییدن میگیرد، نه از رفاه.
آری، در روزگاری که صداها خاموشاند و بازار بیخریدار، لبی به رنگ گل خواهد شکفت تا جهان بداند انسان هنوز ایستاده است.
و چه باک اگر جیب تهی باشد، وقتی دل هنوز از رنگ ایمان لبریز است. فقر اگر تن را فروکاهد، روح را بیرنگ نمیتواند کرد و آدمی، تا لبخند میزند، همچنان ثروتمند است.
آری خدای بزرگ زیباست و زیبایی را دوست دارد.
سخنگوی محترم دولت با استدلال سخن بگوید
کیکاووس پورایوبی
زمانی که از خانم مهاجرانی، سخنگوی محترم دولت، خواسته میشود توضیح دهد چرا برای خودروهایی که تازه به چرخه ناوگان کشور افزوده میشوند کارت سوخت صادر نشده و شهروندی که با دهها مشکل، مشقتها و ریاضتهای اقتصادی و با بهرهگیری از وامهای پربهره بانکها، صاحب یک ماشین میشود، باید بنزین پنج هزار تومانی برای سوخت پرداخت کند؟
چون واقعا ایشان توضیحی ندارد تا جوابی مستدل ارائه کند، پاسخ میدهد این مسائل، موضوع درجه اول کشور و هیئت دولت نبوده و اکثر اعضای محترم دولت نظر دادند که ناوگان تازه تولید با هر قیمتی مانند خودروهای وارداتی، مناطق آزاد و... مشمول افزایش قیمت بنزین میشوند، سپس بیان میکند موضوع مهم معیشت مردم، تأمین مایحتاج عمومی شهروندان، تورم، حقوق کارکنان و... است. کمااینکه نمیداند افزایش قیمت سوخت ریختن بنزین بر روی تورم و همان معضلاتی است که دولتمردان با آن درگیر هستند. بله، قبول است سوخت، بنزین، گازوئیل و... در کشور هم مصرف بالایی دارند و هم قیمتشان ارزان است؛ این نقشه راه و ریلگذاری اشتباه قبلا در کشور صورت گرفته است، چون دولت وقت تصمیم گرفته بود افزایش سوخت بنزین و گازوئیل در کشور به صورت گام به گام انجام شود، اما مجلس وقت بدون بررسیهای لازم کارشناسی، انجام ارزیابی و آیندهنگری، صرفا در یک حرکت پوپولیستی بهاصطلاح خواستند به مردم و جامعه هدیه دهند، غافل از اینکه خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج. بالاخره گذشته هرچه بود، گذشت و اکنون نمیتوان به آن زمان برگشت، ولی برای آینده دوباره تصمیمات اشتباه را تکرار نمیکنند.
موضوع افزایش بنزین بهصورت موجوار همه دریا را مواج میکند؛ از تاکسیهای اینترنتی، حملونقل عمومی، جابهجایی کالا و خدمات تا خود کالاها، خدمات و معیشت مردم و... . آنوقت میگویند چیزهای دیگر در اولویت است؛ یعنی با افزایش بنزین، قیمت گوشت و مرغ، حبوبات، برنج، لبنیات، میوهجات و... کاهش پیدا میکند؟ یا دولت دستی بر امور دارد تا با اصلاح قیمت سوخت، پدیده محیط زیست، انرژی، وضعیت نابسا
رامین خسروخاور
در دنیای این روزهای ما، در روزگاری که بازار کساد است و دلها هم، در عصری که نان گران شده و امید ارزان، هنوز لبانی سرخ میشود و چهرهای روشن میشود.
در کوچههای خاموش فقر، رنگی بر لب مینشیند؛ نه از سر ناز، که از سر نیاز. نه برای فخر، بلکه برای فرار از اندوه.
آدمیان این عصر، هرچند توان خرید رؤیاهای خود را ندارند، اما هنوز دل خریدن لحظهای از سرخوشی را در سینه پنهان کردهاند. بهجای داراییهای بزرگ، جرقهای کوچک از زیبایی را برمیگزینند تا در آینه، امید را به رنگ تازه ببینند و با خود بگویند که زیبایی هنوز نمیمیرد.
این است شاخص خاموش این روزگار؛ معیاری که نه تورم را میسنجد و نه تولید را، بلکه روح انسان را در عصر تردید نشان میدهد.
هر بار که لبخندها روشنتر میشوند، بدان که سایه رنج سنگینتر شده است. و چه حیرت شیرینی است که زیبایی، فرزند تنگدستی شود.
آدمی حتی در عسرت، دل به زینت میسپارد؛ زیرا زیبایی نان روح است، نه کالای جسم. چون نان کم شود، روح به رنگ پناه میبرد و همان اندکرنگ، مرهمی میشود بر زخم روزگار،
برقی کوچک در شب یلدا.
لب، هرچند تهی از خوراک، به رنگ ایمان میآراید؛ شاید جهان با دیدن لبخند، اندوه را رها کند.
آدمی لب را روشن میکند تا خود را باور کند؛ تا در آینه تصویری از تابآوری بیند؛ تا بداند میتوان زیبا ماند، حتی اگر زندگی تلخ باشد.
زیبایی در این مقام، تظاهر نیست، تسلیم نیست، بلکه تجلی است؛ بیانی از شجاعت بیصدا و ایمانی که در رگ انسان جاری است.
لبخند، دعای دهان تنگدست است و رنگ، عصای روح در وادی نومیدی. هرچه جهان تیرهتر شود، لبها روشنتر خواهند شد؛ زیرا روشنایی همیشه در تضاد زاده میشود و امید از دل تنگی روییدن میگیرد، نه از رفاه.
آری، در روزگاری که صداها خاموشاند و بازار بیخریدار، لبی به رنگ گل خواهد شکفت تا جهان بداند انسان هنوز ایستاده است.
و چه باک اگر جیب تهی باشد، وقتی دل هنوز از رنگ ایمان لبریز است. فقر اگر تن را فروکاهد، روح را بیرنگ نمیتواند کرد و آدمی، تا لبخند میزند، همچنان ثروتمند است.
آری خدای بزرگ زیباست و زیبایی را دوست دارد.
کیکاووس پورایوبی
زمانی که از خانم مهاجرانی، سخنگوی محترم دولت، خواسته میشود توضیح دهد چرا برای خودروهایی که تازه به چرخه ناوگان کشور افزوده میشوند کارت سوخت صادر نشده و شهروندی که با دهها مشکل، مشقتها و ریاضتهای اقتصادی و با بهرهگیری از وامهای پربهره بانکها، صاحب یک ماشین میشود، باید بنزین پنج هزار تومانی برای سوخت پرداخت کند؟
چون واقعا ایشان توضیحی ندارد تا جوابی مستدل ارائه کند، پاسخ میدهد این مسائل، موضوع درجه اول کشور و هیئت دولت نبوده و اکثر اعضای محترم دولت نظر دادند که ناوگان تازه تولید با هر قیمتی مانند خودروهای وارداتی، مناطق آزاد و... مشمول افزایش قیمت بنزین میشوند، سپس بیان میکند موضوع مهم معیشت مردم، تأمین مایحتاج عمومی شهروندان، تورم، حقوق کارکنان و... است. کمااینکه نمیداند افزایش قیمت سوخت ریختن بنزین بر روی تورم و همان معضلاتی است که دولتمردان با آن درگیر هستند. بله، قبول است سوخت، بنزین، گازوئیل و... در کشور هم مصرف بالایی دارند و هم قیمتشان ارزان است؛ این نقشه راه و ریلگذاری اشتباه قبلا در کشور صورت گرفته است، چون دولت وقت تصمیم گرفته بود افزایش سوخت بنزین و گازوئیل در کشور به صورت گام به گام انجام شود، اما مجلس وقت بدون بررسیهای لازم کارشناسی، انجام ارزیابی و آیندهنگری، صرفا در یک حرکت پوپولیستی بهاصطلاح خواستند به مردم و جامعه هدیه دهند، غافل از اینکه خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج. بالاخره گذشته هرچه بود، گذشت و اکنون نمیتوان به آن زمان برگشت، ولی برای آینده دوباره تصمیمات اشتباه را تکرار نمیکنند.
موضوع افزایش بنزین بهصورت موجوار همه دریا را مواج میکند؛ از تاکسیهای اینترنتی، حملونقل عمومی، جابهجایی کالا و خدمات تا خود کالاها، خدمات و معیشت مردم و... . آنوقت میگویند چیزهای دیگر در اولویت است؛ یعنی با افزایش بنزین، قیمت گوشت و مرغ، حبوبات، برنج، لبنیات، میوهجات و... کاهش پیدا میکند؟ یا دولت دستی بر امور دارد تا با اصلاح قیمت سوخت، پدیده محیط زیست، انرژی، وضعیت نابسا
۴۷
۵:۲۱
مان آب، هوا و دهها عامل دیگر را سامان دهد و نقشه راه نوینی برای آینده کشور ترسیم کند؟ این گوی و این میدان؛ اگر فردای افزایش بنزین، قیمتها، اقلام، خدمات و زندگی برای مردم چند برابر نشد و تورم دوباره زبانه نکشید، پس حرف سخنگوی محترم حجت است و باید طلا گرفته شود، اما اگر برعکس شد، دوباره شهروندان باید تاوان تصمیمگیری خلقالساعه مدیران را بپردازند؟ دولت کسری بودجه دارد؛ کسری بودجهای که در طول سنوات گذشته روی هم تلنبار شده است. راهحل دستبردن در جیب شهروندان نیست؛ مطمئنا این افزایش قیمت به چرخه تولید یا توزیع عادلانه و منصفانه برنمیگردد، پس تصمیمی نگیریم که فردا برای بازپسگیری آن، تمام دستگاهها را مأمور کنیم و مانند فیلترینگ شبکههای اجتماعی نتوانیم کاری از پیش ببریم.
دود سیاه و تورم
از همین روزن گشوده به دود/ به پرستو، به گل، به سبزه درود (مشیری). کلانشهرهای ایران، بهویژه تهران، از آلودهترین شهرهای جهان به شمار میآیند. آسمان تهران را که نگاه کنی، دود سیاه همراه با سموم، فضای شهر را پوشانده و ریههای آدمها را نشانه رفته و خورشید از ورای دودهای کمرنگ و زرد، رخ مینماید.
محمدتقی فاضل میبدی
از همین روزن گشوده به دود/ به پرستو، به گل، به سبزه درود (مشیری).
کلانشهرهای ایران، بهویژه تهران، از آلودهترین شهرهای جهان به شمار میآیند. آسمان تهران را که نگاه کنی، دود سیاه همراه با سموم، فضای شهر را پوشانده و ریههای آدمها را نشانه رفته و خورشید از ورای دودهای کمرنگ و زرد، رخ مینماید. نفسکشیدن در این هوای زهرآگین یعنی مرگ تدریجی خودخواسته. تعداد بیماری و مرگ به خاطر آلودگی هوا رو به افزایش است و آمارهای وحشتناک اعلام میشود. چرا چنین شد؟ آیا همه اینها را باید به حساب تغییرات اقلیمی گذاشت؟ دولتمردان و متولیان در خلق این دودهای سیاه هیچ تقصیر یا قصوری ندارند؟ اینکه میگویند هیچ پدیدهای بدون علت نیست، باید دید چرا؟
سالهاست دلسوزان و کارشناسان داخل و خارج، به دولتها هشدار میدهند که مدیریت آب در کشور نادرست است و مافیای آب چیزی جز منافع خود را نمیشناسد. سالهاست دلسوزان محیط زیست راجع به جنگلزدایی در این کشور هشدار میدهند که تبرها را زمین بگذارید و نبُرید این درختان سر به فلک کشیده را که از بالا برای ما ابر میآفرینند و باران تولید میکنند. چرا تالابها خشکید، رودخانهها به تلی از خاک و کویر دگرگون شد، دریاچه ارومیه پس از میلیونها سال نمکزار شد! تاریخ آیا این بلاهای مرگآور را به حساب طبیعت میگذارد؟ یا به حساب نادانی و کمتوجهی مسئولان؟ علت پدیده ابر و باران در این کشور، عمدتا به دست کارناشناسان از بین رفته است. در دولت هشتساله احمدینژاد فریادها از حلقومها برآمد که حفر این چاههای بیرویه در ایران جا ندارد، خشکی سفرههای زیرزمینی یعنی فرونشست زمین و تهدید زندگی. دولت موعودگرا! با حفر هزاران چاه عمیق و نیمهعمیق، کرد آنچه را نباید میکرد. آقای دکتر پزشکیان، دود سیاه آسمان شهر را تیره کرده، شهردار ارزشی! تهران کارشناس ندارد. مردم دولت را میشناسند.
اگر کارشناس ندارید، متخصصان خارجی را به کمک بگیرید، (اطلبوا العلم ولو بالصین) همانطورکه بارها گفتهای، الان هنگام جنگهای ایدئولوژیک و دعواهای سیاسی نیست. پای حیات مردم در میان است. میدانم شما در ایجاد این هوای آلوده نقشی نداشتهاید، اما میتوانید با گفتوگو با کارشناسان از داخل و خارج، مشکل را کاهش دهید. آقای پزشکیان! در کنار این هوای سمآلود، تورم دردآلود حال مردم را گرفته است. چرا اینقدر گرانی؟! چرا بازار و اقتصاد به دست دلالان خونآشام افتاده؟ برنج و روغن و لبنیات و گوشت و سایر خوراکیها در کدام زمانی چنین افزایش نرخ داشته؟ مردم تاب این گرانیها را ندارند. چرا از عدل و داد و درایت خبری نیست؟ اقتصاد و صنعت و بازرگانی و کشاورزی را چه کسانی مدیریت میکنند؟ در گزینش افراد، در دولت وفاق، تخصص مقدم است یا مصلحت؟ آقای رئیسجمهور! دود و تورم مانند دو لبه قیچی جان مردم را میفشارد. با آن مقدار اختیاری که برایتان گذاشتهاند، مردم را از زیر خط فقر درآورید. و نصیحت فردوسی را بشنوید: بکوشید تا رنجها کم کنید/ دل غمگنان شاد و خرم کنید. چو شادی نباشد بکاهد روان/ خرد گردد اندر میان ناتوان.
راهکاری برای برونرفت از بحران هستهای
غلامرضا نظربلند
شرایط حساس و نگرانکننده جاری، در عین حال فرصتی فراهم کرده که با دوستان علاقهمند درباره فرمولهای فرضی برونرفت از بنبست مبتلابه کشور در قضیه هستهای همفکری و رایزنی کنیم. خروجی این شاید تضارب آرا نوعا از حیطه همان حلقه محدود دوستان فراتر نمیرود و انتشار عمومی نمییابد. پیشنهاد یکی از دوستان حقوقدان بینالمللی که چندده سال است با پروندههای متعدد و گوناگون حقوقی سروکار دارد و از شکل و ماهیت
از همین روزن گشوده به دود/ به پرستو، به گل، به سبزه درود (مشیری). کلانشهرهای ایران، بهویژه تهران، از آلودهترین شهرهای جهان به شمار میآیند. آسمان تهران را که نگاه کنی، دود سیاه همراه با سموم، فضای شهر را پوشانده و ریههای آدمها را نشانه رفته و خورشید از ورای دودهای کمرنگ و زرد، رخ مینماید.
محمدتقی فاضل میبدی
از همین روزن گشوده به دود/ به پرستو، به گل، به سبزه درود (مشیری).
کلانشهرهای ایران، بهویژه تهران، از آلودهترین شهرهای جهان به شمار میآیند. آسمان تهران را که نگاه کنی، دود سیاه همراه با سموم، فضای شهر را پوشانده و ریههای آدمها را نشانه رفته و خورشید از ورای دودهای کمرنگ و زرد، رخ مینماید. نفسکشیدن در این هوای زهرآگین یعنی مرگ تدریجی خودخواسته. تعداد بیماری و مرگ به خاطر آلودگی هوا رو به افزایش است و آمارهای وحشتناک اعلام میشود. چرا چنین شد؟ آیا همه اینها را باید به حساب تغییرات اقلیمی گذاشت؟ دولتمردان و متولیان در خلق این دودهای سیاه هیچ تقصیر یا قصوری ندارند؟ اینکه میگویند هیچ پدیدهای بدون علت نیست، باید دید چرا؟
سالهاست دلسوزان و کارشناسان داخل و خارج، به دولتها هشدار میدهند که مدیریت آب در کشور نادرست است و مافیای آب چیزی جز منافع خود را نمیشناسد. سالهاست دلسوزان محیط زیست راجع به جنگلزدایی در این کشور هشدار میدهند که تبرها را زمین بگذارید و نبُرید این درختان سر به فلک کشیده را که از بالا برای ما ابر میآفرینند و باران تولید میکنند. چرا تالابها خشکید، رودخانهها به تلی از خاک و کویر دگرگون شد، دریاچه ارومیه پس از میلیونها سال نمکزار شد! تاریخ آیا این بلاهای مرگآور را به حساب طبیعت میگذارد؟ یا به حساب نادانی و کمتوجهی مسئولان؟ علت پدیده ابر و باران در این کشور، عمدتا به دست کارناشناسان از بین رفته است. در دولت هشتساله احمدینژاد فریادها از حلقومها برآمد که حفر این چاههای بیرویه در ایران جا ندارد، خشکی سفرههای زیرزمینی یعنی فرونشست زمین و تهدید زندگی. دولت موعودگرا! با حفر هزاران چاه عمیق و نیمهعمیق، کرد آنچه را نباید میکرد. آقای دکتر پزشکیان، دود سیاه آسمان شهر را تیره کرده، شهردار ارزشی! تهران کارشناس ندارد. مردم دولت را میشناسند.
اگر کارشناس ندارید، متخصصان خارجی را به کمک بگیرید، (اطلبوا العلم ولو بالصین) همانطورکه بارها گفتهای، الان هنگام جنگهای ایدئولوژیک و دعواهای سیاسی نیست. پای حیات مردم در میان است. میدانم شما در ایجاد این هوای آلوده نقشی نداشتهاید، اما میتوانید با گفتوگو با کارشناسان از داخل و خارج، مشکل را کاهش دهید. آقای پزشکیان! در کنار این هوای سمآلود، تورم دردآلود حال مردم را گرفته است. چرا اینقدر گرانی؟! چرا بازار و اقتصاد به دست دلالان خونآشام افتاده؟ برنج و روغن و لبنیات و گوشت و سایر خوراکیها در کدام زمانی چنین افزایش نرخ داشته؟ مردم تاب این گرانیها را ندارند. چرا از عدل و داد و درایت خبری نیست؟ اقتصاد و صنعت و بازرگانی و کشاورزی را چه کسانی مدیریت میکنند؟ در گزینش افراد، در دولت وفاق، تخصص مقدم است یا مصلحت؟ آقای رئیسجمهور! دود و تورم مانند دو لبه قیچی جان مردم را میفشارد. با آن مقدار اختیاری که برایتان گذاشتهاند، مردم را از زیر خط فقر درآورید. و نصیحت فردوسی را بشنوید: بکوشید تا رنجها کم کنید/ دل غمگنان شاد و خرم کنید. چو شادی نباشد بکاهد روان/ خرد گردد اندر میان ناتوان.
غلامرضا نظربلند
شرایط حساس و نگرانکننده جاری، در عین حال فرصتی فراهم کرده که با دوستان علاقهمند درباره فرمولهای فرضی برونرفت از بنبست مبتلابه کشور در قضیه هستهای همفکری و رایزنی کنیم. خروجی این شاید تضارب آرا نوعا از حیطه همان حلقه محدود دوستان فراتر نمیرود و انتشار عمومی نمییابد. پیشنهاد یکی از دوستان حقوقدان بینالمللی که چندده سال است با پروندههای متعدد و گوناگون حقوقی سروکار دارد و از شکل و ماهیت
۴۷
۵:۲۱
اختلافات بین کشورها سر درمیآورد، به گمانم نمیبایست در آن محدوده کمشمار باقی میماند. از اینرو بر آن شدم تا آن را موضوع یادداشت حاضر قرار دهم؛ باشد تا مخاطبان پربسامدتری پیدا کند و احیانا مورد بحث و گفتوگو قرارگیرد و اهل فن با بارش فکری، آن را صیقل دهد و بهعنوان ایدهای پخته ارائه کند.
دوست حقوقدان بر این باور است که بحران هستهای و پیوستهای آن قابل مدیریت است و راهکارش، توسل به ابتکاری کموبیش رایج در زیستبوم حقوق بینالملل به اسم بیانیه یکجانبه کشورها (Unilateral Declaration of States) است. این نوع بیانیه که از جانب مقامی صلاحیتدار (رئیس کشور، رئیس دولت یا وزیر امور خارجه) به نمایندگی از کشور متبوعش صادر میشود، مواضع آن کشور را درباره برخی از مسائل متنازع فیه و چالشبرانگیز، با صراحت و بهروشنی، خطاب به یک یا چند کشور و گاه خطاب به جامعه بینالمللی (the International Community) اعلام کرده و از این طریق در بافتار حقوق بینالملل عرفی و حقوق معاهدات برای کشور صادرکننده بیانیه، حقوق و تعهداتی ایجاد میکند. این نوع سند در مواردی میتواند به اعتراضات و نگرانیهای دیگر دولتها پاسخی قانعکننده بدهد و بدون آنکه لزوما به مذاکرات دوجانبه یا چندجانبهای نیاز باشد، تمام یا برخی از تنشها و چالشها را منتفی و نگرانیهای دیگر دولتها را برطرف کند.
در موارد مهم، بیانیه رسما از مجاری دیپلماتیک نزد رئیس وقت شورای امنیت و رئیس وقت مجمع عمومی سازمان ملل متحد ثبت و نگهداری میشود. اگر کشورهای دیگر، بهویژه قدرتهای بینالمللی، به مندرجات بیانیه صادره اعتراضی نداشته باشند، بدون تشریفات رسمی دیگری، علاوه بر تعهداتی که کشور صادرکننده بیانیه آن را پذیرفته است، تمام یا برخی از حقوق مورد ادعای کشور صادرکننده اعلامیه نیز در چارچوب حقوق بینالملل تثبیت میشود. پس از جنگ دوم جهانی، برخی از کشورها، ازجمله اعضای دائم شورای امنیت و دیگر دولتها از این وسیله برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردهاند.
اعلامیه دولت مصر در سال ۱۹۵۷ خطاب به جامعه جهانی در رابطه با اپراتوری و مدیریت کانال سوئز و اعلامیه دولت فرانسه مبنی بر تعهد آن دولت به ادامهندادن آزمایشهای هستهای، از مصادیق اعلامیههای یکجانبه الزامآور به حساب میآیند. امعان نظر در چرایی و چیستی بیانیه یکجانبه کشورها، به شرح پیشگفته و مصادیق آن، بهویژه اعلامیه جمال عبدالناصر در مورد تعهدات و حقوق مصر نسبت به کانال سوئز، نوید آن را میدهد که این به نوعی راهکار حقوقی قابلیت پیادهسازی در پرونده هستهای را دارد؛ پروندهای که اگر مواجهه با بنبست نشده باشد، دستکم دوره برزخیای را میگذراند. این نویدبخشی قسما ازآنرو است که به شرح مندرج در یادداشت قبلی (پارادوکس مذاکره و دیپلماسی اجبار، شرق ۲۷ آبان ۴۰۳)، شوربختانه در وضعیت جاری حاکم بر سپهر سیاست جهانی، امکان مذاکره از ما سلب شده؛ چراکه دیپلماسی اجبار جای آن را گرفته است. فرمول موضوع بیانیه یکجانبه گو آنکه از دل هنجارهای حاکم بر بافتار حقوق بینالملل که نوعا دستساز غربیهاست برخاسته، اما در ضمن روزنه و پنجرهای هم به روی کسانی که زورگوییهای نظام سلطه را برنمیتابند، گشوده است. این نوع گشایش را کسانی میتوانند مورد بهرهبرداری قرار دهند که با آن بافتار آشنایی داشته باشند و فرصتهای موجود در ضمنیات آن را استخراج کنند و به اجرا درآورند. افزون بر این، خوشبختانه بیانیه یکجانبه کشورها برخلاف معاهده، نیازمند عمل متقابل یا پاسخ دولت دیگری نیست. لذا میتواند به صورت ضربهگیری در برابر یکجانبهگرایی مجموعه غرب عمل کند.
بیانیه یکجانبه دولت مصر در تاریخ ۲۶ جولای ۱۹۵۶ خطاب به جامعه جهانی که به موجب آن، دولت مصر خود را متعهد به آزادی رفت و آمد کشتیها در کانال سوئز در ازای اعمال کنترل حاکمیتی بر آن آبراه دانسته، از نمونههای بارز و موفق راهکار حقوقی مبتنی بر بیانیه یکجانبه کشورهاست که میتوان به نحوی از آن الگوبرداری کرد. این الگوبرداری به این شکل میتواند باشد که بالاترین مقام اجرائی جمهوری اسلامی بیانیهای صادر کند که در آن با تشریح دقیق، صحیح، سنجیده و مدلل و مستند مواضع هستهای و موشکی کشورمان، به جامعه جهانی اطمینان خاطر دهد که ایران خود را ملزم میداند که بهطور داوطلبانه، غنیسازی را تا مدتی معین در سطح پذیرفتهشده در برجام (۳/۶۷ درصد) محدود کند. مضافا برد موشکهای خود را به بیش از دو هزار کیلومتر افزایش ندهد (توجیه منطقی این برد از جفرافیای سرزمینی ایران نشئت میگیرد که فاصله برخی نقاط آن با یکدیگر کمتر از دو هزار کیلومتر نیست). تشریح و تبیین مستدل، مستند، روشن و شفاف و منطبق با واقعیات مواضع کشورمان راجع به موضوعات هستهای و موشکی طی بیانیهای رسمی توسط رئیسجمهور همراه با نشاندادن انعطافهایی درخصوص پرونده م
دوست حقوقدان بر این باور است که بحران هستهای و پیوستهای آن قابل مدیریت است و راهکارش، توسل به ابتکاری کموبیش رایج در زیستبوم حقوق بینالملل به اسم بیانیه یکجانبه کشورها (Unilateral Declaration of States) است. این نوع بیانیه که از جانب مقامی صلاحیتدار (رئیس کشور، رئیس دولت یا وزیر امور خارجه) به نمایندگی از کشور متبوعش صادر میشود، مواضع آن کشور را درباره برخی از مسائل متنازع فیه و چالشبرانگیز، با صراحت و بهروشنی، خطاب به یک یا چند کشور و گاه خطاب به جامعه بینالمللی (the International Community) اعلام کرده و از این طریق در بافتار حقوق بینالملل عرفی و حقوق معاهدات برای کشور صادرکننده بیانیه، حقوق و تعهداتی ایجاد میکند. این نوع سند در مواردی میتواند به اعتراضات و نگرانیهای دیگر دولتها پاسخی قانعکننده بدهد و بدون آنکه لزوما به مذاکرات دوجانبه یا چندجانبهای نیاز باشد، تمام یا برخی از تنشها و چالشها را منتفی و نگرانیهای دیگر دولتها را برطرف کند.
در موارد مهم، بیانیه رسما از مجاری دیپلماتیک نزد رئیس وقت شورای امنیت و رئیس وقت مجمع عمومی سازمان ملل متحد ثبت و نگهداری میشود. اگر کشورهای دیگر، بهویژه قدرتهای بینالمللی، به مندرجات بیانیه صادره اعتراضی نداشته باشند، بدون تشریفات رسمی دیگری، علاوه بر تعهداتی که کشور صادرکننده بیانیه آن را پذیرفته است، تمام یا برخی از حقوق مورد ادعای کشور صادرکننده اعلامیه نیز در چارچوب حقوق بینالملل تثبیت میشود. پس از جنگ دوم جهانی، برخی از کشورها، ازجمله اعضای دائم شورای امنیت و دیگر دولتها از این وسیله برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردهاند.
اعلامیه دولت مصر در سال ۱۹۵۷ خطاب به جامعه جهانی در رابطه با اپراتوری و مدیریت کانال سوئز و اعلامیه دولت فرانسه مبنی بر تعهد آن دولت به ادامهندادن آزمایشهای هستهای، از مصادیق اعلامیههای یکجانبه الزامآور به حساب میآیند. امعان نظر در چرایی و چیستی بیانیه یکجانبه کشورها، به شرح پیشگفته و مصادیق آن، بهویژه اعلامیه جمال عبدالناصر در مورد تعهدات و حقوق مصر نسبت به کانال سوئز، نوید آن را میدهد که این به نوعی راهکار حقوقی قابلیت پیادهسازی در پرونده هستهای را دارد؛ پروندهای که اگر مواجهه با بنبست نشده باشد، دستکم دوره برزخیای را میگذراند. این نویدبخشی قسما ازآنرو است که به شرح مندرج در یادداشت قبلی (پارادوکس مذاکره و دیپلماسی اجبار، شرق ۲۷ آبان ۴۰۳)، شوربختانه در وضعیت جاری حاکم بر سپهر سیاست جهانی، امکان مذاکره از ما سلب شده؛ چراکه دیپلماسی اجبار جای آن را گرفته است. فرمول موضوع بیانیه یکجانبه گو آنکه از دل هنجارهای حاکم بر بافتار حقوق بینالملل که نوعا دستساز غربیهاست برخاسته، اما در ضمن روزنه و پنجرهای هم به روی کسانی که زورگوییهای نظام سلطه را برنمیتابند، گشوده است. این نوع گشایش را کسانی میتوانند مورد بهرهبرداری قرار دهند که با آن بافتار آشنایی داشته باشند و فرصتهای موجود در ضمنیات آن را استخراج کنند و به اجرا درآورند. افزون بر این، خوشبختانه بیانیه یکجانبه کشورها برخلاف معاهده، نیازمند عمل متقابل یا پاسخ دولت دیگری نیست. لذا میتواند به صورت ضربهگیری در برابر یکجانبهگرایی مجموعه غرب عمل کند.
بیانیه یکجانبه دولت مصر در تاریخ ۲۶ جولای ۱۹۵۶ خطاب به جامعه جهانی که به موجب آن، دولت مصر خود را متعهد به آزادی رفت و آمد کشتیها در کانال سوئز در ازای اعمال کنترل حاکمیتی بر آن آبراه دانسته، از نمونههای بارز و موفق راهکار حقوقی مبتنی بر بیانیه یکجانبه کشورهاست که میتوان به نحوی از آن الگوبرداری کرد. این الگوبرداری به این شکل میتواند باشد که بالاترین مقام اجرائی جمهوری اسلامی بیانیهای صادر کند که در آن با تشریح دقیق، صحیح، سنجیده و مدلل و مستند مواضع هستهای و موشکی کشورمان، به جامعه جهانی اطمینان خاطر دهد که ایران خود را ملزم میداند که بهطور داوطلبانه، غنیسازی را تا مدتی معین در سطح پذیرفتهشده در برجام (۳/۶۷ درصد) محدود کند. مضافا برد موشکهای خود را به بیش از دو هزار کیلومتر افزایش ندهد (توجیه منطقی این برد از جفرافیای سرزمینی ایران نشئت میگیرد که فاصله برخی نقاط آن با یکدیگر کمتر از دو هزار کیلومتر نیست). تشریح و تبیین مستدل، مستند، روشن و شفاف و منطبق با واقعیات مواضع کشورمان راجع به موضوعات هستهای و موشکی طی بیانیهای رسمی توسط رئیسجمهور همراه با نشاندادن انعطافهایی درخصوص پرونده م
۴۸
۵:۲۱
ربوط و الزامآور دانستن محتویات آن بیانیه میتواند به تنویر افکار عمومی و اطمینانبخشی به آن کمک کند و به روابط عمومی (pr) میدان عرض اندام دهد. به خرجدادن چنین ابتکار عملی دستکم موجب کاهش فشار روی کشورمان میشود، بدون آنکه هزینهای برای آن ایجاد کند.
گذشت زمان؛ به سود ایران، به زیان اسرائیل
نادر کریمی جونی
نه فقط ترامپ و نتانیاهو که سایر رهبران غرب و بلکه جهان میدانند که احتمال توافق ایران با خواستهای ایالاتمتحده و آنچه از سوی واشنگتن بازگشت تهران به میز مذاکره خوانده میشود، امکانپذیر نیست. مفادی که اخیرا از سوی دونالد ترامپ به عنوان پیششرط شروع مذاکرات اعلام شده در واقع نتیجه مذاکرهای است که کاخ سفید میخواهد آن را راهبری کند. در این صورت و اگر تهران پیششرطهای اعلامی از سوی کاخ سفید را بپذیرد و به آن عمل کند، واقعا چه جایی برای مذاکره باقی میماند؟ محدود شدن برد موشکهای ایران، برچیدن تاسیسات و فعالیتهای هستهای و توقف فعالیتهای منطقهای و آنچه ایران محور مقاومت میخواند، همه آن چیزی است که دونالد ترامپ در ابتدای به قدرت رسیدن از ایران خواست و این خواست را در قالب نامهای خطاب به مقامات ارشد کشورمان، با تهران در میان گذاشت. حالا و پس از پایان جنگ با ایران در حالی که هنوز احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد، کاخ سفید دوباره پیششرطهای خود را برای آغاز مذاکره اظهار کرده است. البته آمریکاییها توضیح نمیدهند که اگر این پیششرطها از سوی ایران پذیرفته شود آنگاه چه چیزی برای گفتوگو وجود دارد؟ و از آن مهمتر اگر ایران این شرط را بپذیرد، ایالاتمتحده در مقابل چه چیزی به عنوان پاداش به تهران خواهد داد؟ اگر به سابقه موضوع بازگردیم، ایالاتمتحده گفته بود که در ازای پذیرش و اجرای این خواستهها، البته به ایران حمله نظامی نخواهد کرد اما اکنون حمله نظامی به ایران انجام شده و این پاداش دیگر محل اعتنا نیست. مگر اینکه واشنگتن اعلام کند اگر ایران به پیششرطهای واشنگتن تن دهد، حمله مجدد به این کشور صورت نخواهد گرفت.
پاسخ ایران که از زبان رهبر آن کشور بیان شد همپایه و در تقابل با خواستهای ترامپ بود و به همان اندازه اجرای آن از سوی واشنگتن ناممکن به نظر میرسید. چنانکه دست برداشتن حمایت از اسرائیل، به طور مطلق تحققناپذیر به نظر میرسد و به همین دلیل در حالی که هر دو طرف خواستهایی مطرح میکنند که اجرای آن ناممکن به نظر میرسد، چرا باید انتظار داشت که میان تهران-واشنگتن همگرایی یا حتی نزدیک شدن رخ دهد؟ روشن است که روند حاضر فقط میتواند به افزایش تنش و واگرایی یا در خوشبیانهترین حالت باقی ماندن همین فاصله موجود و شکاف فعلی منجر شود.
حالا اگر شکاف فعلی باقی بماند، تخاصم میان ایران و ایالاتمتحده یا به عبارت بهتر تخاصم میان ایران و رژیم صهیونیستی چگونه پیش میرود و در چه نقطهای پایان خواهد پذیرفت؟ در آخرین نمونه از نمایش تخاصم تلآویو علیه تهران، اخیرا جنگندههای اسرائیلی در حوالی مرزهای عراق و ایران مانور نمایشی برگزار کرده و حتی به مرزهای کشورمان نزدیک هم شدهاند. گزارشهایی نیز از نفوذ برخی پرندههای نظامی به داخل خاک ایران وجود دارد که کسی بهطور رسمی آن را تایید یا تکذیب نکرده است.
البته عراقیها وقوع چنین عملیات مانور را تکذیب کردهاند اما گزارشهای نظامی انجام این عملیات را تایید میکند. در واقع رژیم صهیونیستی با این مانور به تهران پیام داده است که تهدید همچنان وجود دارد. همزمان موساد، سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل در حساب کاربری خویش نوشت: «بازی وقتی شروع میشود که خیال جمهوری اسلامی در مطمئنترین حالت ممکن باشد. جنگ ۱۲روزه مثل یک بازی کودکانه به نظرتان خواهد رسید.»
در همین حال برخی مقامات اسرائیلی نیز تهدید میکنند که در جنگ احتمالی آینده علاوه بر نمادها و مقامات ممکن است برخی تاسیسات اقتصادی ایران نیز مورد هدف قرار گیرد. این تهدیدها همانقدر که ممکن است بلوف باشد و صهیونیستها برای فرار از ترس، فریادهای بلند بزنند، به همان اندازه هم ممکن است واقعیت باشد و مانند آغاز جنگ ۱۲روزه، نظامیان و سیاستمداران ایرانی غافلگیر شوند. با این حال مقامات ایرانی میگویند درسهایی که از جنگ ۱۲روزه گرفته شده، مانع از آن میشود که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده شود و برای بار دیگر برنامهریزان و مدافعان ایرانی غافلگیر شوند.
راهبردی که اکنون از سوی راهبردنویسان ایرانی اتخاذشده و پیش برده میشود خویشتنداری از دامن زدن به تنشها، افزایش قابلیتهای داخلی در منطقه و خرید زمان است. در واقع مساعی دیپلماتیک ایران چه در اشتراک و افزایش و تعمیق مناسبات با دوستان و همکاران و چه در مقابل سایرین و از جمله کشورهای متخاصم آن است که به تنشها دامن زده نشود. تهران همانطور که رییسجمهور پزشکیان چندی پیش تصریح کرد، به خوبی میداند که در جنگ اح
نادر کریمی جونی
نه فقط ترامپ و نتانیاهو که سایر رهبران غرب و بلکه جهان میدانند که احتمال توافق ایران با خواستهای ایالاتمتحده و آنچه از سوی واشنگتن بازگشت تهران به میز مذاکره خوانده میشود، امکانپذیر نیست. مفادی که اخیرا از سوی دونالد ترامپ به عنوان پیششرط شروع مذاکرات اعلام شده در واقع نتیجه مذاکرهای است که کاخ سفید میخواهد آن را راهبری کند. در این صورت و اگر تهران پیششرطهای اعلامی از سوی کاخ سفید را بپذیرد و به آن عمل کند، واقعا چه جایی برای مذاکره باقی میماند؟ محدود شدن برد موشکهای ایران، برچیدن تاسیسات و فعالیتهای هستهای و توقف فعالیتهای منطقهای و آنچه ایران محور مقاومت میخواند، همه آن چیزی است که دونالد ترامپ در ابتدای به قدرت رسیدن از ایران خواست و این خواست را در قالب نامهای خطاب به مقامات ارشد کشورمان، با تهران در میان گذاشت. حالا و پس از پایان جنگ با ایران در حالی که هنوز احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد، کاخ سفید دوباره پیششرطهای خود را برای آغاز مذاکره اظهار کرده است. البته آمریکاییها توضیح نمیدهند که اگر این پیششرطها از سوی ایران پذیرفته شود آنگاه چه چیزی برای گفتوگو وجود دارد؟ و از آن مهمتر اگر ایران این شرط را بپذیرد، ایالاتمتحده در مقابل چه چیزی به عنوان پاداش به تهران خواهد داد؟ اگر به سابقه موضوع بازگردیم، ایالاتمتحده گفته بود که در ازای پذیرش و اجرای این خواستهها، البته به ایران حمله نظامی نخواهد کرد اما اکنون حمله نظامی به ایران انجام شده و این پاداش دیگر محل اعتنا نیست. مگر اینکه واشنگتن اعلام کند اگر ایران به پیششرطهای واشنگتن تن دهد، حمله مجدد به این کشور صورت نخواهد گرفت.
پاسخ ایران که از زبان رهبر آن کشور بیان شد همپایه و در تقابل با خواستهای ترامپ بود و به همان اندازه اجرای آن از سوی واشنگتن ناممکن به نظر میرسید. چنانکه دست برداشتن حمایت از اسرائیل، به طور مطلق تحققناپذیر به نظر میرسد و به همین دلیل در حالی که هر دو طرف خواستهایی مطرح میکنند که اجرای آن ناممکن به نظر میرسد، چرا باید انتظار داشت که میان تهران-واشنگتن همگرایی یا حتی نزدیک شدن رخ دهد؟ روشن است که روند حاضر فقط میتواند به افزایش تنش و واگرایی یا در خوشبیانهترین حالت باقی ماندن همین فاصله موجود و شکاف فعلی منجر شود.
حالا اگر شکاف فعلی باقی بماند، تخاصم میان ایران و ایالاتمتحده یا به عبارت بهتر تخاصم میان ایران و رژیم صهیونیستی چگونه پیش میرود و در چه نقطهای پایان خواهد پذیرفت؟ در آخرین نمونه از نمایش تخاصم تلآویو علیه تهران، اخیرا جنگندههای اسرائیلی در حوالی مرزهای عراق و ایران مانور نمایشی برگزار کرده و حتی به مرزهای کشورمان نزدیک هم شدهاند. گزارشهایی نیز از نفوذ برخی پرندههای نظامی به داخل خاک ایران وجود دارد که کسی بهطور رسمی آن را تایید یا تکذیب نکرده است.
البته عراقیها وقوع چنین عملیات مانور را تکذیب کردهاند اما گزارشهای نظامی انجام این عملیات را تایید میکند. در واقع رژیم صهیونیستی با این مانور به تهران پیام داده است که تهدید همچنان وجود دارد. همزمان موساد، سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل در حساب کاربری خویش نوشت: «بازی وقتی شروع میشود که خیال جمهوری اسلامی در مطمئنترین حالت ممکن باشد. جنگ ۱۲روزه مثل یک بازی کودکانه به نظرتان خواهد رسید.»
در همین حال برخی مقامات اسرائیلی نیز تهدید میکنند که در جنگ احتمالی آینده علاوه بر نمادها و مقامات ممکن است برخی تاسیسات اقتصادی ایران نیز مورد هدف قرار گیرد. این تهدیدها همانقدر که ممکن است بلوف باشد و صهیونیستها برای فرار از ترس، فریادهای بلند بزنند، به همان اندازه هم ممکن است واقعیت باشد و مانند آغاز جنگ ۱۲روزه، نظامیان و سیاستمداران ایرانی غافلگیر شوند. با این حال مقامات ایرانی میگویند درسهایی که از جنگ ۱۲روزه گرفته شده، مانع از آن میشود که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده شود و برای بار دیگر برنامهریزان و مدافعان ایرانی غافلگیر شوند.
راهبردی که اکنون از سوی راهبردنویسان ایرانی اتخاذشده و پیش برده میشود خویشتنداری از دامن زدن به تنشها، افزایش قابلیتهای داخلی در منطقه و خرید زمان است. در واقع مساعی دیپلماتیک ایران چه در اشتراک و افزایش و تعمیق مناسبات با دوستان و همکاران و چه در مقابل سایرین و از جمله کشورهای متخاصم آن است که به تنشها دامن زده نشود. تهران همانطور که رییسجمهور پزشکیان چندی پیش تصریح کرد، به خوبی میداند که در جنگ اح
۴۸
۵:۲۱
تمالی دوستان فعلی هم به کمک کشورمان نمیآیند، چنانکه در جنگ گذشته هم نیامدند. از این بابت به عقب انداختن یک جنگ احتمالی و فرار از تقابل نظامی بهترین و امنترین گزینه است چراکه اگر منازعه دوباره به جنگ بینجامد، معلوم نیست سرنوشت آن به چه نقطهای ختم شود. در عین حال از افزایش توان نظامی و عملیاتی خود و همکارانش در منطقه غافل نشده است. پیروزی هواداران ایران در انتخابات مجلس عراق احتمالا بهترین خبر برای مقامات تهران بوده است چراکه در پرتو فعالیتهای سیاسی- نظامی هواداران جمهوری اسلامی ایران در عراق، سایر بازوهای منطقهای کشورمان میتوانند تقویت شوند. در نهایت ایران میخواهد دوره چهارساله زمامداری دونالد ترامپ که سال اول آن سپری شده است هرچه زودتر به پایان برسد تا از این ستون به ستون دیگر فرجی حاصل شود و خطرهای بالقوه و بالفعل کاهش پیدا کند.
در طرف مقابل هرچند کاخ سفید این روزها با دردسرهای زیاد و بزرگی مواجه است که تمرکز آن را بر موضوع ایران کاهش داده اما اوضاع در تلآویو اینگونه نیست و رهبران اسرائیلی میدانند که با رفتن ترامپ، آزادی عمل و توانایی آنان برای از بین بردن مهمترین و دشمن اصلی ایشان به طور حتم، کاهش پیدا میکند. از این بابت تلآویو مترصد آن است که شرایط لازم را برای از میان برداشتن و پایان دادن به موجودیت جمهوری اسلامی ایران فراهم کند. قابل درک است که گذشت زمان همانقدر که به نفع جمهوری اسلامی ایران پیش میرود و اهداف تهران را محقق میکند، به همان اندازه به زیان ایالاتمتحده و مخصوصا تلآویو است و تهدیدها علیه اسرائیل را افزایش میدهد.
گذشت زمان؛ به سود ایران، به زیان اسرائیل
نادر کریمی جونی
نه فقط ترامپ و نتانیاهو که سایر رهبران غرب و بلکه جهان میدانند که احتمال توافق ایران با خواستهای ایالاتمتحده و آنچه از سوی واشنگتن بازگشت تهران به میز مذاکره خوانده میشود، امکانپذیر نیست. مفادی که اخیرا از سوی دونالد ترامپ به عنوان پیششرط شروع مذاکرات اعلام شده در واقع نتیجه مذاکرهای است که کاخ سفید میخواهد آن را راهبری کند. در این صورت و اگر تهران پیششرطهای اعلامی از سوی کاخ سفید را بپذیرد و به آن عمل کند، واقعا چه جایی برای مذاکره باقی میماند؟ محدود شدن برد موشکهای ایران، برچیدن تاسیسات و فعالیتهای هستهای و توقف فعالیتهای منطقهای و آنچه ایران محور مقاومت میخواند، همه آن چیزی است که دونالد ترامپ در ابتدای به قدرت رسیدن از ایران خواست و این خواست را در قالب نامهای خطاب به مقامات ارشد کشورمان، با تهران در میان گذاشت. حالا و پس از پایان جنگ با ایران در حالی که هنوز احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد، کاخ سفید دوباره پیششرطهای خود را برای آغاز مذاکره اظهار کرده است. البته آمریکاییها توضیح نمیدهند که اگر این پیششرطها از سوی ایران پذیرفته شود آنگاه چه چیزی برای گفتوگو وجود دارد؟ و از آن مهمتر اگر ایران این شرط را بپذیرد، ایالاتمتحده در مقابل چه چیزی به عنوان پاداش به تهران خواهد داد؟ اگر به سابقه موضوع بازگردیم، ایالاتمتحده گفته بود که در ازای پذیرش و اجرای این خواستهها، البته به ایران حمله نظامی نخواهد کرد اما اکنون حمله نظامی به ایران انجام شده و این پاداش دیگر محل اعتنا نیست. مگر اینکه واشنگتن اعلام کند اگر ایران به پیششرطهای واشنگتن تن دهد، حمله مجدد به این کشور صورت نخواهد گرفت.
پاسخ ایران که از زبان رهبر آن کشور بیان شد همپایه و در تقابل با خواستهای ترامپ بود و به همان اندازه اجرای آن از سوی واشنگتن ناممکن به نظر میرسید. چنانکه دست برداشتن حمایت از اسرائیل، به طور مطلق تحققناپذیر به نظر میرسد و به همین دلیل در حالی که هر دو طرف خواستهایی مطرح میکنند که اجرای آن ناممکن به نظر میرسد، چرا باید انتظار داشت که میان تهران-واشنگتن همگرایی یا حتی نزدیک شدن رخ دهد؟ روشن است که روند حاضر فقط میتواند به افزایش تنش و واگرایی یا در خوشبیانهترین حالت باقی ماندن همین فاصله موجود و شکاف فعلی منجر شود.
حالا اگر شکاف فعلی باقی بماند، تخاصم میان ایران و ایالاتمتحده یا به عبارت بهتر تخاصم میان ایران و رژیم صهیونیستی چگونه پیش میرود و در چه نقطهای پایان خواهد پذیرفت؟ در آخرین نمونه از نمایش تخاصم تلآویو علیه تهران، اخیرا جنگندههای اسرائیلی در حوالی مرزهای عراق و ایران مانور نمایشی برگزار کرده و حتی به مرزهای کشورمان نزدیک هم شدهاند. گزارشهایی نیز از نفوذ برخی پرندههای نظامی به داخل خاک ایران وجود دارد که کسی بهطور رسمی آن را تایید یا تکذیب نکرده است.
البته عراقیها وقوع چنین عملیات مانور را تکذیب کردهاند اما گزارشهای نظامی انجام این عملیات را تایید میکند. در واقع رژیم صهیونیستی با این مانور به تهران پیام داده است که تهدید همچنان وجود دارد. همزمان موساد، سرویس اطلاعات خارجی اسرائی
در طرف مقابل هرچند کاخ سفید این روزها با دردسرهای زیاد و بزرگی مواجه است که تمرکز آن را بر موضوع ایران کاهش داده اما اوضاع در تلآویو اینگونه نیست و رهبران اسرائیلی میدانند که با رفتن ترامپ، آزادی عمل و توانایی آنان برای از بین بردن مهمترین و دشمن اصلی ایشان به طور حتم، کاهش پیدا میکند. از این بابت تلآویو مترصد آن است که شرایط لازم را برای از میان برداشتن و پایان دادن به موجودیت جمهوری اسلامی ایران فراهم کند. قابل درک است که گذشت زمان همانقدر که به نفع جمهوری اسلامی ایران پیش میرود و اهداف تهران را محقق میکند، به همان اندازه به زیان ایالاتمتحده و مخصوصا تلآویو است و تهدیدها علیه اسرائیل را افزایش میدهد.
نادر کریمی جونی
نه فقط ترامپ و نتانیاهو که سایر رهبران غرب و بلکه جهان میدانند که احتمال توافق ایران با خواستهای ایالاتمتحده و آنچه از سوی واشنگتن بازگشت تهران به میز مذاکره خوانده میشود، امکانپذیر نیست. مفادی که اخیرا از سوی دونالد ترامپ به عنوان پیششرط شروع مذاکرات اعلام شده در واقع نتیجه مذاکرهای است که کاخ سفید میخواهد آن را راهبری کند. در این صورت و اگر تهران پیششرطهای اعلامی از سوی کاخ سفید را بپذیرد و به آن عمل کند، واقعا چه جایی برای مذاکره باقی میماند؟ محدود شدن برد موشکهای ایران، برچیدن تاسیسات و فعالیتهای هستهای و توقف فعالیتهای منطقهای و آنچه ایران محور مقاومت میخواند، همه آن چیزی است که دونالد ترامپ در ابتدای به قدرت رسیدن از ایران خواست و این خواست را در قالب نامهای خطاب به مقامات ارشد کشورمان، با تهران در میان گذاشت. حالا و پس از پایان جنگ با ایران در حالی که هنوز احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد، کاخ سفید دوباره پیششرطهای خود را برای آغاز مذاکره اظهار کرده است. البته آمریکاییها توضیح نمیدهند که اگر این پیششرطها از سوی ایران پذیرفته شود آنگاه چه چیزی برای گفتوگو وجود دارد؟ و از آن مهمتر اگر ایران این شرط را بپذیرد، ایالاتمتحده در مقابل چه چیزی به عنوان پاداش به تهران خواهد داد؟ اگر به سابقه موضوع بازگردیم، ایالاتمتحده گفته بود که در ازای پذیرش و اجرای این خواستهها، البته به ایران حمله نظامی نخواهد کرد اما اکنون حمله نظامی به ایران انجام شده و این پاداش دیگر محل اعتنا نیست. مگر اینکه واشنگتن اعلام کند اگر ایران به پیششرطهای واشنگتن تن دهد، حمله مجدد به این کشور صورت نخواهد گرفت.
پاسخ ایران که از زبان رهبر آن کشور بیان شد همپایه و در تقابل با خواستهای ترامپ بود و به همان اندازه اجرای آن از سوی واشنگتن ناممکن به نظر میرسید. چنانکه دست برداشتن حمایت از اسرائیل، به طور مطلق تحققناپذیر به نظر میرسد و به همین دلیل در حالی که هر دو طرف خواستهایی مطرح میکنند که اجرای آن ناممکن به نظر میرسد، چرا باید انتظار داشت که میان تهران-واشنگتن همگرایی یا حتی نزدیک شدن رخ دهد؟ روشن است که روند حاضر فقط میتواند به افزایش تنش و واگرایی یا در خوشبیانهترین حالت باقی ماندن همین فاصله موجود و شکاف فعلی منجر شود.
حالا اگر شکاف فعلی باقی بماند، تخاصم میان ایران و ایالاتمتحده یا به عبارت بهتر تخاصم میان ایران و رژیم صهیونیستی چگونه پیش میرود و در چه نقطهای پایان خواهد پذیرفت؟ در آخرین نمونه از نمایش تخاصم تلآویو علیه تهران، اخیرا جنگندههای اسرائیلی در حوالی مرزهای عراق و ایران مانور نمایشی برگزار کرده و حتی به مرزهای کشورمان نزدیک هم شدهاند. گزارشهایی نیز از نفوذ برخی پرندههای نظامی به داخل خاک ایران وجود دارد که کسی بهطور رسمی آن را تایید یا تکذیب نکرده است.
البته عراقیها وقوع چنین عملیات مانور را تکذیب کردهاند اما گزارشهای نظامی انجام این عملیات را تایید میکند. در واقع رژیم صهیونیستی با این مانور به تهران پیام داده است که تهدید همچنان وجود دارد. همزمان موساد، سرویس اطلاعات خارجی اسرائی
۵۱
۵:۲۱
ل در حساب کاربری خویش نوشت: «بازی وقتی شروع میشود که خیال جمهوری اسلامی در مطمئنترین حالت ممکن باشد. جنگ ۱۲روزه مثل یک بازی کودکانه به نظرتان خواهد رسید.»
در همین حال برخی مقامات اسرائیلی نیز تهدید میکنند که در جنگ احتمالی آینده علاوه بر نمادها و مقامات ممکن است برخی تاسیسات اقتصادی ایران نیز مورد هدف قرار گیرد. این تهدیدها همانقدر که ممکن است بلوف باشد و صهیونیستها برای فرار از ترس، فریادهای بلند بزنند، به همان اندازه هم ممکن است واقعیت باشد و مانند آغاز جنگ ۱۲روزه، نظامیان و سیاستمداران ایرانی غافلگیر شوند. با این حال مقامات ایرانی میگویند درسهایی که از جنگ ۱۲روزه گرفته شده، مانع از آن میشود که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده شود و برای بار دیگر برنامهریزان و مدافعان ایرانی غافلگیر شوند.
راهبردی که اکنون از سوی راهبردنویسان ایرانی اتخاذشده و پیش برده میشود خویشتنداری از دامن زدن به تنشها، افزایش قابلیتهای داخلی در منطقه و خرید زمان است. در واقع مساعی دیپلماتیک ایران چه در اشتراک و افزایش و تعمیق مناسبات با دوستان و همکاران و چه در مقابل سایرین و از جمله کشورهای متخاصم آن است که به تنشها دامن زده نشود. تهران همانطور که رییسجمهور پزشکیان چندی پیش تصریح کرد، به خوبی میداند که در جنگ احتمالی دوستان فعلی هم به کمک کشورمان نمیآیند، چنانکه در جنگ گذشته هم نیامدند. از این بابت به عقب انداختن یک جنگ احتمالی و فرار از تقابل نظامی بهترین و امنترین گزینه است چراکه اگر منازعه دوباره به جنگ بینجامد، معلوم نیست سرنوشت آن به چه نقطهای ختم شود. در عین حال از افزایش توان نظامی و عملیاتی خود و همکارانش در منطقه غافل نشده است. پیروزی هواداران ایران در انتخابات مجلس عراق احتمالا بهترین خبر برای مقامات تهران بوده است چراکه در پرتو فعالیتهای سیاسی- نظامی هواداران جمهوری اسلامی ایران در عراق، سایر بازوهای منطقهای کشورمان میتوانند تقویت شوند. در نهایت ایران میخواهد دوره چهارساله زمامداری دونالد ترامپ که سال اول آن سپری شده است هرچه زودتر به پایان برسد تا از این ستون به ستون دیگر فرجی حاصل شود و خطرهای بالقوه و بالفعل کاهش پیدا کند.
در طرف مقابل هرچند کاخ سفید این روزها با دردسرهای زیاد و بزرگی مواجه است که تمرکز آن را بر موضوع ایران کاهش داده اما اوضاع در تلآویو اینگونه نیست و رهبران اسرائیلی میدانند که با رفتن ترامپ، آزادی عمل و توانایی آنان برای از بین بردن مهمترین و دشمن اصلی ایشان به طور حتم، کاهش پیدا میکند. از این بابت تلآویو مترصد آن است که شرایط لازم را برای از میان برداشتن و پایان دادن به موجودیت جمهوری اسلامی ایران فراهم کند. قابل درک است که گذشت زمان همانقدر که به نفع جمهوری اسلامی ایران پیش میرود و اهداف تهران را محقق میکند، به همان اندازه به زیان ایالاتمتحده و مخصوصا تلآویو است و تهدیدها علیه اسرائیل را افزایش میدهد.
سقوط وضعیت اقتصادی خانوارهای ایرانی
لطفعلی عاقلی
در ایران به مانند دیگر کشورها موقعیت یا وضعیت اقتصادی خانوارها متاثر از عوامل مختلفی نظیر درآمد یا ثروت خانوارها، تعداد شاغلان خانوارها، سطح سواد، نوع شغل، تجربه و مهارت سرپرستان خانوارها، فعالیتهای سرمایهگذاری خانوارها، شهرنشینی/ روستانشینی و سایر عوامل است. با این حال از آنجایی که پرداختن به همه این عوامل در یک تحلیل کوتاه مقدور نیست از متغیرهای تجمیع شده از جمله «درآمد سرانه»- به عنوان شاخص رفاه اقتصادی بر حسب واحدهای پولی- یا «سبد مصرفی نمونه»- به مثابه شاخص رفاه اقتصادی بر حسب واحدهای فیزیکی- استفاده میشود.
در ادبیات اقتصادی تعریف عام و همگانی در زمینه طبقه متوسط وجود ندارد. برای نمونه سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، طبقه متوسط را شامل خانوارهایی میداند که درآمد آنها بین ۷۵ تا ۲۰۰درصد میانه درآمد ملی قرار دارد. از سوی دیگر طبقه متوسط، دستهای از مردم است که در میانه طبقات اجتماعی بر حسب حرفه و شغل، درآمد، آموزش یا خاستگاه اجتماعی قرار دارند. با توجه به دو تعریف قبل، دهکهای درآمدی میتوانند طبقه متوسط را به نحو گویاتری مشخص کنند اما در این مورد هم اتفاق نظر وجود ندارد. به هر حال با توزیع تقریبا برابر سه دهک اول و سه دهک آخر میتوان دهکهای۴ تا ۷ را جزو طبقه متوسط در نظر گرفت. البته خوانندگان و تحلیلگران ممکن است موافق این تقسیمبندی نباشند. هدف بررسی تاثیر تورم بر وضعیت اقتصادی خانوارهاست. براساس نتایج طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری کشور در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۳، جدول ۱ تنظیم شده است.
جدول ۱: میانگین درآمد سالانه یک خانوار شهری(به میلیون ریال)
۱۳۹۸۱۴۰۳درآمد حقیقی*(تعدیل نسبت به ۱۳۹۸)سه دهک درآمدی پایین(۱ تا ۳)۱۷۴۵۱۱۹۸دهکهای میانی (۴ تا ۷)۲۹۶۱۴۶۵۲۸۲سه دهک درآمدی بالا (۸ تا ۱۰)۷۰۱۴۲۰۸۸۱۰
* تعدی
در همین حال برخی مقامات اسرائیلی نیز تهدید میکنند که در جنگ احتمالی آینده علاوه بر نمادها و مقامات ممکن است برخی تاسیسات اقتصادی ایران نیز مورد هدف قرار گیرد. این تهدیدها همانقدر که ممکن است بلوف باشد و صهیونیستها برای فرار از ترس، فریادهای بلند بزنند، به همان اندازه هم ممکن است واقعیت باشد و مانند آغاز جنگ ۱۲روزه، نظامیان و سیاستمداران ایرانی غافلگیر شوند. با این حال مقامات ایرانی میگویند درسهایی که از جنگ ۱۲روزه گرفته شده، مانع از آن میشود که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده شود و برای بار دیگر برنامهریزان و مدافعان ایرانی غافلگیر شوند.
راهبردی که اکنون از سوی راهبردنویسان ایرانی اتخاذشده و پیش برده میشود خویشتنداری از دامن زدن به تنشها، افزایش قابلیتهای داخلی در منطقه و خرید زمان است. در واقع مساعی دیپلماتیک ایران چه در اشتراک و افزایش و تعمیق مناسبات با دوستان و همکاران و چه در مقابل سایرین و از جمله کشورهای متخاصم آن است که به تنشها دامن زده نشود. تهران همانطور که رییسجمهور پزشکیان چندی پیش تصریح کرد، به خوبی میداند که در جنگ احتمالی دوستان فعلی هم به کمک کشورمان نمیآیند، چنانکه در جنگ گذشته هم نیامدند. از این بابت به عقب انداختن یک جنگ احتمالی و فرار از تقابل نظامی بهترین و امنترین گزینه است چراکه اگر منازعه دوباره به جنگ بینجامد، معلوم نیست سرنوشت آن به چه نقطهای ختم شود. در عین حال از افزایش توان نظامی و عملیاتی خود و همکارانش در منطقه غافل نشده است. پیروزی هواداران ایران در انتخابات مجلس عراق احتمالا بهترین خبر برای مقامات تهران بوده است چراکه در پرتو فعالیتهای سیاسی- نظامی هواداران جمهوری اسلامی ایران در عراق، سایر بازوهای منطقهای کشورمان میتوانند تقویت شوند. در نهایت ایران میخواهد دوره چهارساله زمامداری دونالد ترامپ که سال اول آن سپری شده است هرچه زودتر به پایان برسد تا از این ستون به ستون دیگر فرجی حاصل شود و خطرهای بالقوه و بالفعل کاهش پیدا کند.
در طرف مقابل هرچند کاخ سفید این روزها با دردسرهای زیاد و بزرگی مواجه است که تمرکز آن را بر موضوع ایران کاهش داده اما اوضاع در تلآویو اینگونه نیست و رهبران اسرائیلی میدانند که با رفتن ترامپ، آزادی عمل و توانایی آنان برای از بین بردن مهمترین و دشمن اصلی ایشان به طور حتم، کاهش پیدا میکند. از این بابت تلآویو مترصد آن است که شرایط لازم را برای از میان برداشتن و پایان دادن به موجودیت جمهوری اسلامی ایران فراهم کند. قابل درک است که گذشت زمان همانقدر که به نفع جمهوری اسلامی ایران پیش میرود و اهداف تهران را محقق میکند، به همان اندازه به زیان ایالاتمتحده و مخصوصا تلآویو است و تهدیدها علیه اسرائیل را افزایش میدهد.
لطفعلی عاقلی
در ایران به مانند دیگر کشورها موقعیت یا وضعیت اقتصادی خانوارها متاثر از عوامل مختلفی نظیر درآمد یا ثروت خانوارها، تعداد شاغلان خانوارها، سطح سواد، نوع شغل، تجربه و مهارت سرپرستان خانوارها، فعالیتهای سرمایهگذاری خانوارها، شهرنشینی/ روستانشینی و سایر عوامل است. با این حال از آنجایی که پرداختن به همه این عوامل در یک تحلیل کوتاه مقدور نیست از متغیرهای تجمیع شده از جمله «درآمد سرانه»- به عنوان شاخص رفاه اقتصادی بر حسب واحدهای پولی- یا «سبد مصرفی نمونه»- به مثابه شاخص رفاه اقتصادی بر حسب واحدهای فیزیکی- استفاده میشود.
در ادبیات اقتصادی تعریف عام و همگانی در زمینه طبقه متوسط وجود ندارد. برای نمونه سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، طبقه متوسط را شامل خانوارهایی میداند که درآمد آنها بین ۷۵ تا ۲۰۰درصد میانه درآمد ملی قرار دارد. از سوی دیگر طبقه متوسط، دستهای از مردم است که در میانه طبقات اجتماعی بر حسب حرفه و شغل، درآمد، آموزش یا خاستگاه اجتماعی قرار دارند. با توجه به دو تعریف قبل، دهکهای درآمدی میتوانند طبقه متوسط را به نحو گویاتری مشخص کنند اما در این مورد هم اتفاق نظر وجود ندارد. به هر حال با توزیع تقریبا برابر سه دهک اول و سه دهک آخر میتوان دهکهای۴ تا ۷ را جزو طبقه متوسط در نظر گرفت. البته خوانندگان و تحلیلگران ممکن است موافق این تقسیمبندی نباشند. هدف بررسی تاثیر تورم بر وضعیت اقتصادی خانوارهاست. براساس نتایج طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری کشور در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۳، جدول ۱ تنظیم شده است.
جدول ۱: میانگین درآمد سالانه یک خانوار شهری(به میلیون ریال)
۱۳۹۸۱۴۰۳درآمد حقیقی*(تعدیل نسبت به ۱۳۹۸)سه دهک درآمدی پایین(۱ تا ۳)۱۷۴۵۱۱۹۸دهکهای میانی (۴ تا ۷)۲۹۶۱۴۶۵۲۸۲سه دهک درآمدی بالا (۸ تا ۱۰)۷۰۱۴۲۰۸۸۱۰
* تعدی
۵۷
۵:۲۱
ل براساس نسبت شاخص قیمت مصرف کننده در سال۱۴۰۳(معادل ۷/۲۷۱) به همان شاخص در سال ۱۳۹۸ (معادل ۳/۵۲) صورت گرفته است.
براساس ارقام و توضیح ذیل جدول، اولا متوسط نرخ تورم در دوره ۱۴۰۳-۱۳۹۸ حدود ۳۹درصد بوده، ثانیا وضع درآمدی خانوارها در دهکهای درآمدی پایین بدتر شده و دهکهای میانی هم با کاهش درآمد خانوار اما به میزانی کمتر از دهکهای پایین مواجه شدهاند و ثالثا وضع درآمدی خانوارها در دهکهای درآمدی بالا بهبود یافته که البته طبیعی است زیرا این گروه علاوه بر حقوق و دستمزد، از درآمدهای غیرپولی، درآمد از مشاغل آزاد و سرمایهگذاری، اجاره املاک و مستغلات، خرید و فروش کالا و خدمات برخوردار هستند و ارزش ثروت آنها با افزایش نرخ تورم افزایش مییابد.
جابهجایی در هزینههای خانوارها مشکل دیگری بوده که در جامعه ایرانی در حال وقوع ا ست. در حالی که ترکیب سبد هزینه خانوارهای شهری در سال۱۳۹۸ عمدتا معطوف به سهم غالب هزینههای غیرخوراکی با میانگین ۳۵۷میلیون ریال بوده و اقلام خوراکی و دخانی حدود ۱۱۸میلیون ریال را به خود اختصاص داده بودند، در سال۱۴۰۳ هزینه غیرخوراکی حدود ۲۰۵۶میلیون ریال و هزینههای غیرخوراکی و دخانی حدود ۶۳۷میلیون ریال را تشکیل دادهاند.
به بیان دیگر هزینههای غیرخوراکی یک خانوار شهری در این مدت ۷۶/۵برابر و هزینههای خوراکی و دخانی حدود ۴۰/۵برابر شده است. ارقام مذکور حکایت از واقعیت دیگری هم دارد. نسبت هزینههای غیرخوراکی به خوراکی در این مدت بیشتر شده است.
در گروه هزینههای غیرخوراکی طیف گستردهای از کالاها و خدمات قرار دارند از جمله پوشاک و کفش، مسکن و اجارهبها و هزینههای واحد مسکونی(آب و فاضلاب، سوخت و روشنایی)، لوازم، اثاث و خدمات خانوار، خدمات خانگی، بهداشت و درمان و بیمههای درمانی، حملونقل و ارتباطات، تفریحات، سرگرمیها و خدمات فرهنگی، تحصیل و آموزش، خدمات شخصی و وسایل آرایشی، هزینههای سفر و اسکان، خدمات مالی و حقوقی، هزینههای مذهبی و سایر هزینهها. با دقت در اقلام هزینهای فوق، اثر تورم بر قیمت تمام کاالاها و خدمات ذکر شده قابل ردیابی است.
بیشتر افزایش هزینهها هم به اجارهبها و قیمت مسکن، هزینههای بهداشت و درمان، پوشاک و کفش، تحصیل و آموزش و تا حد زیادی به حمل ونقل و ارتباطات و سفر مربوط است. درخصوص هزینههای خوراکی و دخانی هم خانوارهای ایرانی (شهری یا روستایی) از سال۱۳۹۸ تاکنون تقریبا به طور مستمر شاهد افزایش افسارگسیخته قیمت مواد غذایی بودهاند.
جدول ۲ نیز براساس نتایج طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری کشور مرکز آمار ایران تنظیم شده است. براساس ارقام رسمی، هزینههای خوراکی و غیرخوراکی برای سه دهک هزینهای پایین، بیشتر افزایش یافته و تفاوت زیادی بین مجموع این هزینهها در هفت دهک بالاتر وجود ندارد.
میانگین هزینههای سالانه یک خانوار شهری(به میلیون ریال)
۱۳۹۸۱۴۰۳نسبت هزینه در سال ۱۴۰۳ به ۱۳۹۸سه دهک هزینهای پایین(۱ تا ۳)۴۸۴۰۴۴۲/۸دهکهای میانی(۴ تا ۷)۲۱۸۱۴۵۵۶۷/۶سه دهک هزینهای بالا(۸ تا ۱۰)۶۴۴۴۲۴۰۵۸/۶
از سوی دیگر باوجود افزایش درآمد خانوارها در دهکهای درآمدی بالا، هزینههای این گروه خیلی رشد نداشته است در حالی که گروه میانی(طبقه متوسط)، با کاهش درآمد حقیقی، سعی کرده سطح زندگی خود را کاهش ندهد.
براساس ارقام و توضیح ذیل جدول، اولا متوسط نرخ تورم در دوره ۱۴۰۳-۱۳۹۸ حدود ۳۹درصد بوده، ثانیا وضع درآمدی خانوارها در دهکهای درآمدی پایین بدتر شده و دهکهای میانی هم با کاهش درآمد خانوار اما به میزانی کمتر از دهکهای پایین مواجه شدهاند و ثالثا وضع درآمدی خانوارها در دهکهای درآمدی بالا بهبود یافته که البته طبیعی است زیرا این گروه علاوه بر حقوق و دستمزد، از درآمدهای غیرپولی، درآمد از مشاغل آزاد و سرمایهگذاری، اجاره املاک و مستغلات، خرید و فروش کالا و خدمات برخوردار هستند و ارزش ثروت آنها با افزایش نرخ تورم افزایش مییابد.
جابهجایی در هزینههای خانوارها مشکل دیگری بوده که در جامعه ایرانی در حال وقوع ا ست. در حالی که ترکیب سبد هزینه خانوارهای شهری در سال۱۳۹۸ عمدتا معطوف به سهم غالب هزینههای غیرخوراکی با میانگین ۳۵۷میلیون ریال بوده و اقلام خوراکی و دخانی حدود ۱۱۸میلیون ریال را به خود اختصاص داده بودند، در سال۱۴۰۳ هزینه غیرخوراکی حدود ۲۰۵۶میلیون ریال و هزینههای غیرخوراکی و دخانی حدود ۶۳۷میلیون ریال را تشکیل دادهاند.
به بیان دیگر هزینههای غیرخوراکی یک خانوار شهری در این مدت ۷۶/۵برابر و هزینههای خوراکی و دخانی حدود ۴۰/۵برابر شده است. ارقام مذکور حکایت از واقعیت دیگری هم دارد. نسبت هزینههای غیرخوراکی به خوراکی در این مدت بیشتر شده است.
در گروه هزینههای غیرخوراکی طیف گستردهای از کالاها و خدمات قرار دارند از جمله پوشاک و کفش، مسکن و اجارهبها و هزینههای واحد مسکونی(آب و فاضلاب، سوخت و روشنایی)، لوازم، اثاث و خدمات خانوار، خدمات خانگی، بهداشت و درمان و بیمههای درمانی، حملونقل و ارتباطات، تفریحات، سرگرمیها و خدمات فرهنگی، تحصیل و آموزش، خدمات شخصی و وسایل آرایشی، هزینههای سفر و اسکان، خدمات مالی و حقوقی، هزینههای مذهبی و سایر هزینهها. با دقت در اقلام هزینهای فوق، اثر تورم بر قیمت تمام کاالاها و خدمات ذکر شده قابل ردیابی است.
بیشتر افزایش هزینهها هم به اجارهبها و قیمت مسکن، هزینههای بهداشت و درمان، پوشاک و کفش، تحصیل و آموزش و تا حد زیادی به حمل ونقل و ارتباطات و سفر مربوط است. درخصوص هزینههای خوراکی و دخانی هم خانوارهای ایرانی (شهری یا روستایی) از سال۱۳۹۸ تاکنون تقریبا به طور مستمر شاهد افزایش افسارگسیخته قیمت مواد غذایی بودهاند.
جدول ۲ نیز براساس نتایج طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری کشور مرکز آمار ایران تنظیم شده است. براساس ارقام رسمی، هزینههای خوراکی و غیرخوراکی برای سه دهک هزینهای پایین، بیشتر افزایش یافته و تفاوت زیادی بین مجموع این هزینهها در هفت دهک بالاتر وجود ندارد.
میانگین هزینههای سالانه یک خانوار شهری(به میلیون ریال)
۱۳۹۸۱۴۰۳نسبت هزینه در سال ۱۴۰۳ به ۱۳۹۸سه دهک هزینهای پایین(۱ تا ۳)۴۸۴۰۴۴۲/۸دهکهای میانی(۴ تا ۷)۲۱۸۱۴۵۵۶۷/۶سه دهک هزینهای بالا(۸ تا ۱۰)۶۴۴۴۲۴۰۵۸/۶
از سوی دیگر باوجود افزایش درآمد خانوارها در دهکهای درآمدی بالا، هزینههای این گروه خیلی رشد نداشته است در حالی که گروه میانی(طبقه متوسط)، با کاهش درآمد حقیقی، سعی کرده سطح زندگی خود را کاهش ندهد.
۱۱۸
۵:۲۱