لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشکده ایران‌نگر | INIا
۱۱۳ عضو

اندیشکده ایران‌نگر | INI

اندیشکده ایران نگر
مطالعات سیاست، امنیت و جامعه
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۳ تیر
thumbnail
undefined بازنمایی حماسه تشییع در رسانه های فارسی زبان خارج نشین
#یادداشت_کوتاه #سیاسی #رسانه #تشییع_رهبری
undefined️ در روزهای گذشته، مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی در ایران و عراق به عنوان مهمترین خبر، توجه محافل رسانه ای داخلی و خارجی را به خود جلب کرد. نحوه تفسیر این حادثه بزرگ و بازنمایی آن در رسانه های فارسی زبان معاند موضوعی است که مطالعه آن در کنار واکاوی رویه ثابت این رسانه ها برای تأثیرگذاری بر مخاطبان و جهت دهی به خوانش آنها اهمیت می یابد. می توان محورهای اصلی بازنمایی حماسه تشییع رهبر شهید در این رسانه ها را در محورهای ذیل خلاصه کرد:
undefined️ کوچک نمایی حماسه تشییع: این رسانه ها کوشیدند با برجسته سازی موضوعات حاشیه ای نظیر فراخوان چندباره رضا پهلوی (اقدام برای آزادی ایران) و اجتماعات محدود اپوزیسیون در خارج از کشور، از اهمیت این حادثه بزرگ کاسته و آن را فاقد ارزش خبری معرفی کنند.
undefined️ برجسته سازی مطالبه انتقام: رسانه های فارسی زبان معاند نسبت به برجسته سازی مطالبه انتقام و خون خواهی عزاداران مراسم تشییع اقدام کردند تا نزد مخاطبان خود نوعی نفرت توأم با وحشت از این جمعیت ایجاد کنند و از سوی دیگر به مخاطبان خارجی خود درباره سست بودن هرگونه تفاهم و توافق با جمهوری اسلامی ایران هشدار داده باشند.
undefined️ سیگنال به مخاطب خاص: با توجه به سابقه این رسانه ها (خصوصاً ایران اینترنشنال) در گرا دادن به دشمن اسرائیلی- امریکایی درباره اهدافی خاص، در جریان حماسه تشییع، تکرار چندباره احتمال حضور رهبر انقلاب اسلامی در مراسم تدفین رهبر شهید در حرم مطهر رضوی (ع) قابل تأمل بود.
undefined️ اغراق در هزینه های مراسم: به رغم تلاش همه جانبه این رسانه ها برای کوچک نمایی حادثه تشییع، اما همزمان تلاش همه جانبه ای از سوی آنها در ارتباط با ابعاد هزینه های این مراسم صورت گرفت تا با مانور بر مشکلات اقتصادی کنونی، این مراسم به عنوان یک حادثه حکومتی و ضد مردمی شناخته شود که تنها برای مردم هزینه، فشار و مزاحمت ایجاد کرده است.
undefined️ توهین به رهبری شهید: همچنین شیوه مستمر این رسانه ها در تاکتیک توهین به رهبری شهید در این ایام نیز ادامه یافت و به صورت مستقیم و غیرمستقیم، تلاش مضاعفی برای قدسیت زدایی از رهبر شهید و مراسم تشییع ایشان صورت پذیرفت.
undefined️ دامن زدن به شایعات: رسانه های فارسی زبان، آیین تشییع رهبری شهید را تلاش حکومت برای تحمیل سوگواری اجباری به مردم خوانده و با گزارش های توهّم آمیز و غیرواقعی، مدعی فشار به شهروندان برای حضور در این مراسم شدند.
undefined️ دعوت به ناهنجاری های ضد ارزش: نهایتاً آنکه این رسانه ها از مخاطبان خود در ایران خواستند تا با نادیده گرفتن فضای سوگ جمعی و حرمت آیین تشییع، ناهنجاری های ضد ارزش منافی این آیین را در پیش گیرند تا اقتدار حاکمیت را از این طریق دچار فرسایش نموده و جمعیت سوگوار را آزرده کنند.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute
undefined۲
undefined۱

۱۳۵

۲۱:۲۶

۱۵ تیر
thumbnail
undefined تشییع به مثابه ظرفیت نهادی: از ثبات سازی تا غلبه روایت
#یادداشت_کوتاه #اجتماعی #رسانه#تشییع_رهبری
undefined️ تشییع یک عالم دینی همواره در فقه شیعه به مثابه یک الگو و نماد جایگاه فقاهت ایشان مورد توجه بوده است. اما تشییع یک رهبر اسلامی که جدا از نقش فقاهت، جایگاه تنظیم گر سیاسی و اجتماعی داشته است یک ظرفیت کلیدی و راهبردی برای نظام سیاسی محسوب می شود. از این رو جایگاه رهبری شهید انقلاب فراتر از یک جایگاه فردی، یک ظرفیت نهادی در جهت دهی به رفتار نیروهای سیاسی، اجتماعی و ایستادگی در مقابل روایت های ضد ایرانی محسوب می شود.
undefined️ از این رو کارکردهای یک تشییع در ایران در کنار یک سوگواری آیینی، کارکردهای نهادی ثبات ساز داشته است که این کارکرد ها رو به صورت زیر می توان نشان داد:
undefined️ نخستین کارکرد این مراسم، مهار اضطراب اجتماعی و مدیریت «بحران جانشینی» است. نمایش وحدت و گستردگی حضور مردم، به مثابه پیامی به ناظران داخلی و خارجی، نشان‌دهنده استحکام پیوند میان امت و امامت (یا حاکمیت) است.
undefined️ دوم، این رخداد در میدان «غلبه روایت» تعیین‌کننده است. مراسم تشییع، بستری برای بازتولید گفتمانِ رسمی و تثبیت حافظه تاریخی است. حاکمیت با بسیج نمادها، آیین‌ها و حضور توده‌ها، روایتی از «تداوم مسیر» ارائه می‌دهد که در آن، مشروعیت رهبرِ درگذشته به جانشین یا نهادهای بازمانده منتقل می‌شود. در واقع، این مراسم تنها وداع با گذشته نیست، بلکه تثبیتِ آینده‌ای است که حاکمیت ترسیم کرده است.از سوی دیگر روایت تشییع بر محاسبات اپوزیسیون تاثیرگذار است و میزان اشتباه آنها درمورد جامعه ایرانی را به تصویر می کشد.
undefined️ این ظرفیت نهادی، با تبدیل سوگ شخصی به همبستگی سیاسی، خلأ احتمالی ناشی از فقدان رهبر را با «حضور عینی مردم» پر می‌کند. بدین ترتیب، نظام سیاسی نه تنها از آزمون مرگ رهبر عبور می‌کند، بلکه با بهره‌گیری از فضای احساسی و نمادینِ مراسم، به بازتولید قدرت و تثبیت روایت خود در میان افکار عمومی می‌پردازد.
undefined️ لذا موارد زیر در پساتشییع می تواند آن را فرصتی باشکوه تبدیل کند:● اصالت بخشی به حضور مردم و نه تقلیل گرایی● گره زدن روایت تشییع به افق های آینده● مهار قطبی سازی در آیین ملی● حفظ خصلت مردمی و مدنی و مکتبی بودن به جای دولتی شدن
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute

۱۸۴

۱۸:۵۷

۱۹ تیر
thumbnail
undefined امنیت کریدورها و محاصره امنیتی ایران در پساجنگ رمضان
#یادداشت_کوتاه #امنیتی #جنگ
undefined️ در بحبوحه تشییع رهبر شهید ایران، آمریکا سطح عملیات امنیتی و نظامی خود را از محدوده تنگه هرمز به سمت نقاط شمالی ایران و کریدورهای مهم اقتصادی برده است. حمله به پل آق تکه خان در آق قلا جدا از محدود کردن یک کریدور ارتباطی استراتژیک و اقتصادی در ارتباط ایران به شرکای چینی_روسی، پیام های خاص محاصره امنیتی صادر می کند.
undefined️ به عبارتی قطع کریدورها یعنی خشک شدن ورودی ارز؛ این اتفاق باعث سقوط ارزش پول ملی و ایجاد ناآرامی‌های معیشتی در داخل می‌شود که مستقیماً «امنیت داخلی» را تضعیف می‌کند.
undefined️ به دنبال این مساله امنیت داخلی، براورد طرف مقابل است که گمان می برد که اگر این مسیرها قطع شوند، ایران از نظر لجستیک نظامی (تأمین قطعات، مواد اولیه صنایع دفاعی و سوخت) در محاصره قرار می‌گیرد و قدرت مانور نظامی‌اش محدود به منابع داخلی می‌شود.
undefined️ به نظر می رسد مساله اعتبار سیاسی و مشروعیت در داخل نیز یکی از اهداف پنهان این حملات است. حملات موشکی، پهپادی یا خرابکاری‌های امنیتی در طول این مسیر طولانی، می‌تواند زنجیره تأمین کالاهای اساسی و صادرات نفت را در راستای پیشبرد پروژه امنیتی نارضایتی سازی در داخل تحت تاثیر قرار دهد.
undefined️ تلاش برای تغییر ذهنیت شهروندان از مساله تشییع به سوی مسائل دیگر را از دیگر اهداف این حملات می توان تلقی کرد تا از این طریق تقابل، شهروندان در وضعیت ترس دائمی همچنان قرار داشته باشند. از سوی دیگر تقویت دوقطبی تشییع_ دفاع و بی تفاوت نشان دادن مسئولان به دفاع سرزمینی یکی از اهداف جنگ روانی این اقدام نظامی در شرایط کنونی است.
undefined️ نهایتا مهمترین هدف آمریکا از این حمله را می توان تشدید پروژه امنیتی فراتر از تنگه هرمز درنظر گرفت که می تواند بر امنیت ملی ایران تاثیر بگذارد.پدافند غیرعامل در برابر حملات سایبری به سیستم‌های گمرکی و تقویت توان پهپادی/موشکی برای حفاظت از محورهای مواصلاتی و ایستگاه‌های ریلی، از حیاتی‌ترین اقدامات برای حفظ این شریان‌های حیات‌بخش است. هماهنگی سریع با همسایگان و همچنین روایت سازی مناسب برای ایجاد امنیت پایدار در میان مردم اقدامی فوری در شرایط کنونی در جهت خنثی کردن اهداف بعدی است.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute

۴۶

۱۲:۴۳

۲۰ تیر
thumbnail
undefined افق گشایی آیین تشییع برای سیاست داخلی ایران
#یادداشت_کوتاه #سیاسی #تشییع_رهبری
undefined️ حماسه حضور بی سابقه مردمی در آیین تشییع امام شهید، یک حادثه تاریخی و چه بسا سرنوشت ساز برای جامعه و سیاست ایران است. ظرفیت های فراخ مراسم تشییع نشان می دهد که نه تنها اهداف راهبردی تحمیل جنگ رمضان تحقق نیافته، بلکه بالعکس، افق های جدیدی از انفتاح برای جامعه و سیاست ایرانی مهیّا می شود. از مهمترین مظاهر این حماسه ملی باید به موارد ذیل اشاره کرد:
undefined️ بازترمیم شکاف های جمعی: اگر تلاش دشمن در یک سال گذشته سرمایه گذاری بر تشدید شکاف های اجتماعی در ایران بود، حماسه تشییع بار دیگر این واقعیت را تفهیم نمود که همبستگی ملی در ایران، حول مفاهیم و معانی مشترک برقرار است و تنوع حضور نقش ها در این آیین، انعکاس گر کثرتی است که پیرامون وحدت گردهم آمده و به ضرورت خلق یک تصویر جمعی هم افزا باور دارد. همین مزیت می تواند بزرگترین اهرم بازدارندگی در برابر احتمال تجاوزی دیگر باشد.
undefined️ استمرار سیاست خیابانی: این حماسه یادآوری می کند که سیاست خیابانی در ایران علی الدوام استمرار خواهد داشت. استثنای دی ماه 1404 دیگر به یک قاعده تحمیلی از سوی دشمن تبدیل نخواهد شد و اپوزیسیون با وجود ظرفیت های سیاست خیابانی کنونی، فرصت عرض اندامی مجدد را نمی یابد. این مزیت بیش از هر چیز محصول شهادت رهبری است که در دوران زعامت خویش، خودآگاهی تاریخی مردم ایران را مطالبه می کرد و اکنون با خون خود، این میراث بزرگ را به یادگار گذاشته است.
undefined️تجلی گری راهبرد صلح طلبی منطقه ای: برگزاری آیین تشییع تاریخی در عراق به موازات ایران، فرصت های منطقه ای و پیرامونی را نیز توسعه می بخشد. این رویداد نشان می دهد که اتصال، پیوند و همگرایی ایران با کشورهای منطقه و همجوار، نه یک آرزوی دوردست، بلکه یک عرصه تحقق یافته است و اعراب می توانند با دست کشیدن از خصومت ورزی، به نهج صلح طلبانه جامعه ایران سلام کنند.
undefined️ اثبات ظرفیت کارآمدی اجرایی: برگزاری حماسه تشییع با ابعاد بی سابقه اخیر این واقعیت را به همگان یادآوری کرد که ظرفیت های مدیریتی و اجرایی کشور تا چه میزان وسیع و قابل توجه است. این موفقیت در اجرا خود به روشنی گویای کارآمدی سیستمی است که دشمن و رسانه های آن در طول سال های گذشته به کرّات درباره ناکارآمدی و بن بست آن نواها سر داده بودند. اگر این عزم و اراده در سایر عرصه ها نیز به کار گرفته شود، بسیاری از مشکلات به ظاهر لاینحل، از جمله در حوزه اقتصاد، مرتفع می گردد.
undefined️ دشمن و چالش پایگاه اجتماعی باثبات نظام: آیین تشییع تاریخی امام شهید همچنین برای همه این واقعیت را برای چندمین بار به نمایش درآورد که ساختار سیاسی و قانونی در جمهوری اسلامی ایران، متکی به یک پایگاه اجتماعی گسترده است که اساساً قابل انکار و نفی نیست. اکنون اپوزیسیون بدنام باید به این پرسش پاسخ دهد که در قبال این بخش گسترده از جامعه چه برنامه و رویکردی داشته و دارد؟ همچنین دشمنان جهانی و منطقه ای به چه تصوری خود را در برابر این جمعیت عظیم قرار داده و در پیشبرد اهدافش با ناکامی محض روبرو شده اند؟ این نمایش پایگاه عظیم مردمی به دوستان ایران دلگرمی داد و نشان داد که واقعیت های میدانی آینده، نه با توییت های سیاستمدار کج فکر و متوهّم، بلکه با اراده پولادین یک مکتب الهام بخش و پیروان آن تعیین می شود.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute
undefined۱

۶۵

۱۳:۳۱

۲۲ تیر
thumbnail
جنگ شناختی در میدان تجمعات ملی

#یادداشت_کوتاه #اجتماعی #جنگ
undefined️ در پساجنگ رمضان، تجمعات ملی به یک الگوی وحدت ساز در جهت ارتقاء سرمایه اجتماعی و تثبیت امنیت ملی در برابر جنگ نظامی و شناختی دشمن تجربه شده است. اما همواره هر پدیده سیاسی و امنیت ساز در معرض قرار گرفتن و رویارویی با الگوهای رقیب مخرب قرار دارد. جنگ شناختی یکی از این الگوها و میدان هایی است که بر تصویر، اذهان و عملکرد حاضرین در تجمعات می تواند اثرات مثبت یا منفی داشته باشد. هر چه قدر این مواجهه شناختی به سمت تقویت سرمایه اجتماعی برود از میزان غلبه روایت رقیب می کاهد و برعکس.
undefined️ جنگ شناختی، برخلاف جنگ‌های سنتی که بر تسخیر جغرافیا تمرکز دارند، به دنبال تسخیر «قله‌های ذهن» است. در میدان تجمعات ملی، جایی که هیجان، هویت‌خواهی و هم‌گرایی در اوج قرار دارد، جنگ شناختی نه با گلوله، بلکه با «روایت» و «تصویر» پیش می‌رود. از این رو چگونگی ساختن تصویر ایران در پساجنگ یکی از مهمترین الگوهای جنگ روایتی و شناختی در پساجنگ است که به صورت فعال کانون های تجمعات را هدف قرار داده است.
undefined️ اگر چه ایران در پس از برگزاری مراسم تشییع رهبری شهید انقلاب، مجددا در دامنه یک جنگ تازه با دامنه محدود عملیاتی قرار گرفته است که می تواند هر لحظه به جنگ فراگیر ختم شود، اما بر مبنای رویکرد شناختی نیز کشور وارد مرحله ای شده است که نیازمند طرح واره های تازه و تاثیرگذار در حوزه انسجام، همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی است. اهمیت تجمعات ملی در این شرایط در این است که دیگر ما با مرحله نیاز به تثبیت روایت رو به رو شده ایم و نه ساخت روایت. در واقع در این دوره ساخت روایت در کوتاه مدت پاسخگو نیست بلکه تثبیت روایت شکل گرفته است که شهروندان را در برابر رقیب ایمن می کند. لذا روایت ساخته شده از اعتماد و سرمایه اجتماعی در جنگ 40 روزه اکنون باید تثبیت شود و عملیات های شناختی در این زمینه هم نقش سازنده و هم تاثیر مخرب دارند.
undefined️ عوامل شناختی تخریب کننده این روایت انسجام را می توان در اقدامات شناختی زیر که توسط مخالفین ساخته می شود دید: ● «مهندسی ادراک از طریق تقطیع واقعیت»● ترور شخصیت جمعی با برچسب‌زنی» «سرریز اطلاعات کاذب در لحظه»
undefined️ در نهایت جنگ شناختی در تجمعات ملی، نبردی برای فروپاشی «روایتِ وحدت‌بخش» است. پیروزِ این میدان کسی نیست که جمعیت بیشتری دارد، بلکه کسی است که «تفسیرِ نهایی» از آن تجمع را در اذهان عمومی حک می‌کند. برای مقابله با این جنگ، تقویت «سواد رسانه‌ای» و «دقت در زاویه نگاه»، تنها سپر دفاعی در برابر این تهاجم نامرئی است.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute

۴۵

۹:۴۶

۲۳ تیر
thumbnail
undefined تاب‌آوری یا عادی‌سازی تهدید؟
مقایسه روایت جنگ ۱۲ روزه و حملات اخیر؛ آیا ادراک تهدید در حال تغییر است؟
#یادداشت_کوتاه #اجتماعی #جنگ
undefined️ در ماه‌های اخیر، همزمان با تداوم تنش‌های امنیتی، این گزاره بارها مطرح شده است که کاهش حساسیت افکار عمومی نسبت به حملات و رخدادهای امنیتی، نشانه‌ای از افزایش تاب‌آوری جامعه است؛ جامعه‌ای که دیگر با هر تهدید دچار التهاب و آشفتگی نمی‌شود. این تحلیل، اگرچه در نگاه نخست امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما یک پرسش اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: آیا هر کاهش حساسیتی را باید به حساب تاب‌آوری گذاشت، یا ممکن است بخشی از آن، نشانه عادی‌سازی تهدید باشد؟
undefined️ در ادبیات امنیت ملی، این دو مفهوم تفاوتی بنیادین دارند. تاب‌آوری به معنای حفظ انسجام، آرامش و توان ادامه زندگی در شرایط تهدید است، بدون آنکه خود تهدید از نظرها پنهان شود. اما عادی‌سازی تهدید زمانی رخ می‌دهد که جامعه، رسانه‌ها و حتی بخشی از تصمیم‌گیران، حضور مستمر تهدید را به‌عنوان یک وضعیت معمول بپذیرند و حساسیت خود را نسبت به آن از دست بدهند. جامعه تاب‌آور، هوشیار است؛ جامعه‌ای که تهدید را عادی می‌پندارد، ممکن است دیگر آن را به‌درستی ادراک نکند.
undefined️ مقایسه روایت جنگ ۱۲ روزه با رخدادهای چند شب اخیر، نمونه‌ای قابل تأمل از این وضعیت است. در آغاز جنگ ۱۲ روزه، با حملات به تهران، ترور فرماندهان ارشد و آغاز رویارویی مستقیم، فضای رسانه‌ای کشور به‌طور کامل تحت تأثیر تحولات امنیتی قرار گرفت. رسانه‌های رسمی و مخالف، با وجود تفاوت‌های جدی در روایت، یک نقطه اشتراک داشتند؛ هر دو این رخدادها را در صدر دستورکار خود قرار داده بودند و افکار عمومی نیز آنها را به‌عنوان یک نقطه عطف امنیتی دنبال می‌کرد.
undefined️ اما در حملات اخیر به برخی زیرساخت‌های جنوب کشور و شهادت تعدادی از رزمندگان، سطح توجه و حساسیت به‌مراتب کمتر بوده است. این تفاوت را نمی‌توان صرفاً با تفاوت در ابعاد یا گستره عملیات توضیح داد. آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تغییر در سطح ادراک تهدید است؛ گویی بخشی از فضای رسانه‌ای و افکار عمومی، این‌گونه رخدادها را دیگر خارج از وضعیت عادی تلقی نمی‌کند.
undefined️ در این میان، خطر آنجاست که عادی‌شدن تهدید، با تاب‌آوری اشتباه گرفته شود. تاب‌آوری زمانی ارزشمند است که جامعه ضمن حفظ آرامش، همچنان نسبت به تهدید حساس، مطالبه‌گر و آماده باشد. اما اگر کاهش حساسیت به کاهش ادراک تهدید منجر شود، دیگر با یک نقطه قوت مواجه نیستیم، بلکه با فرسایش تدریجی یکی از مؤلفه‌های امنیت ملی روبه‌رو هستیم.
undefined️ جنگ‌های امروز، بیش از آنکه بر پیروزی‌های برق‌آسا استوار باشند، بر فرسایش تدریجی اراده، ذهن و ادراک طرف مقابل بنا شده‌اند. در چنین الگویی، موفقیت تنها در وارد کردن ضربه نیست؛ بلکه در عادت دادن جامعه به تکرار ضربات نیز معنا پیدا می‌کند. اگر هر حمله جدید، کمتر از حمله قبلی دیده شود و هر خسارت، سریع‌تر از حافظه عمومی حذف شود، این روند می‌تواند به بخشی از راهبرد دشمن برای کاهش هزینه عملیات‌های محدود اما مستمر تبدیل شود.
undefined️ از این منظر، مسئله اصلی نه مقایسه جنگ ۱۲ روزه با حملات اخیر، بلکه هشداری درباره یک روند است؛ روندی که اگر میان «تاب‌آوری» و «عادی‌سازی تهدید» مرز روشنی ترسیم نشود، ممکن است آرامش ظاهری جامعه، به بهای کاهش حساسیت امنیتی آن تمام شود. امنیت پایدار، نه با هراس عمومی سازگار است و نه با بی‌تفاوتی؛ بلکه بر پایه جامعه‌ای شکل می‌گیرد که هم آرامش خود را حفظ می‌کند و هم تهدید را همواره به‌درستی می‌بیند و درک می‌کند.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute
undefined۱

۲۵

۸:۳۶

۲۴ تیر
thumbnail
undefined فضیلتِ انعطاف، مخاطره‌ی فشار
بازخوانی تحول تجمعات شبانه در پرتو امنیت ملی
#یادداشت_کوتاه #امنیتی #جنگ
undefined️ تجمعات شبانه که از نخستین شب‌های جنگ آغاز شدند و همچنان ادامه دارند، از معدود پدیده‌هایی هستند که توانسته‌اند متناسب با تحولات کشور، دستورکار خود را تغییر دهند. بررسی این پدیده نه از منظر موافقت یا مخالفت با اصل برگزاری آن، بلکه از زاویه نسبت میان مطالبه اجتماعی و الزامات امنیت ملی اهمیت دارد. زیرا یک کنش جمعی می‌تواند هم‌زمان که به تقویت انسجام و قدرت ملی کمک می‌کند، در شرایطی دیگر بر دامنه پیچیدگی‌های تصمیم‌گیری بیفزاید.
undefined️ در روزهای ابتدایی جنگ، مهم‌ترین نیاز کشور حفظ امنیت روانی و جلوگیری از ایجاد احساس فروپاشی و بی‌ثباتی بود. تجمعات شبانه در این مرحله، بیش از هر چیز کارکرد انسجام‌بخش داشتند. نمایش حضور اجتماعی، تقویت روحیه عمومی و ارسال پیام ایستادگی به دشمن، مهم‌ترین نقش این تجمعات بود. در این مقطع، این اجتماعات با یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی یعنی انسجام داخلی هم‌راستا بودند. اما اگر در همان مرحله، مطالبه واکنش‌های فوری و احساسی جایگزین این کارکرد می‌شد، آیا نتیجه‌ای جز محدود شدن گزینه‌های تصمیم‌گیران داشت؟
undefined️ با طولانی شدن جنگ، محور تجمعات از «اعلام حضور» به «مطالبه‌گری» تغییر کرد. شعارهایی مانند پاسخ قاطع‌تر، خونخواهی شهدا و حفظ اقتدار نظامی برجسته شدند. این مطالبات می‌توانستند با افزایش هزینه دشمن و تقویت بازدارندگی، بخشی از قدرت ملی را افزایش دهند. اما هم‌زمان مرز ظریفی میان حمایت اجتماعی و محدود کردن آزادی عمل تصمیم‌گیران شکل گرفت. آیا آنچه افکار عمومی در شرایط جنگ، قاطعیت می‌داند، همیشه همان اقدامی است که در محاسبات راهبردی بیشترین منفعت را برای کشور دارد؟
undefined️ با آغاز مذاکرات، میدان مواجهه از عرصه نظامی به عرصه دیپلماسی منتقل شد و تجمعات نیز موضوع اصلی خود را تغییر دادند. حفظ خطوط قرمز، صیانت از دستاوردهای جنگ و جلوگیری از عقب‌نشینی، به محور مطالبات تبدیل شد. این رویکرد می‌توانست پشتوانه اجتماعی مذاکرات و عامل افزایش قدرت چانه‌زنی باشد. اما آیا اگر هرگونه انعطاف تاکتیکی، پیشاپیش به عنوان عقب‌نشینی تعبیر شود، بخشی از توان مانور دیپلماتیک کشور از بین نمی‌رود؟ آیا قدرت مذاکره فقط در داشتن خطوط قرمز خلاصه می‌شود یا توان حرکت هوشمندانه در چارچوب همان خطوط نیز بخشی از قدرت ملی است؟
undefined️ در مرحله تشییع رهبر شهید، ادبیات خونخواهی و انتقام به محور اصلی تجمعات تبدیل شد. این تغییر، از یک سو به حفظ سرمایه نمادین شهدا، تقویت همبستگی و انتقال پیام عدم فراموشی هزینه‌های جنگ کمک کرد. اما از سوی دیگر، بار دیگر مسئله زمان و شیوه پاسخ را به یک پرسش امنیتی تبدیل کرد. آیا تحقق خونخواهی الزاماً به پاسخ فوری وابسته است یا ممکن است منافع ملی، زمان‌بندی و روش دیگری را اقتضا کند؟
undefined️ مرور این تحولات نشان می‌دهد نقطه قوت اصلی تجمعات شبانه، توانایی تطبیق با شرایط جدید بوده است. این انعطاف، زمانی به سرمایه امنیت ملی تبدیل می‌شود که میان «مطالبه هدف» و «تعیین روش تحقق آن» تفاوت گذاشته شود و حمایت اجتماعی، به جای محدود کردن دامنه انتخاب تصمیم‌گیران، پشتوانه‌ای برای تصمیم‌های راهبردی باشد.
undefined️ در نهایت، مسئله اصلی نه حذف این اجتماعات است و نه بی‌اعتنا ماندن به مطالبات مطرح‌شده در آنها. مسئله، ایجاد سازوکاری برای تبدیل انرژی اجتماعی به قدرت ملی است؛ به گونه‌ای که جامعه بتواند صدای خود را در دفاع از منافع کشور بیان کند و هم‌زمان، تصمیم‌گیران نیز از انعطاف لازم برای انتخاب بهترین مسیر در شرایط پیچیده امنیتی برخوردار باشند.
undefined اندیشگده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute

۴۳

۸:۲۲

۲۷ تیر
thumbnail
undefined بحران تصمیم در شرایط جنگی

#یادداشت_کوتاه #سیاسی #جنگ
undefined️ ایجاد "دولت فروپاشیده" یا "حاکمیت درمانده"، یکی از نقاط هدف دشمن از مجموعه فشارهای همه جانبه در سال های اخیر در ارتباط با کشور ما بوده است. اگر بپذیریم که راهبرد تضعیف ایران به عنوان یک نقطه عزیمت در اتخاذ سیاست های خصمانه محوریت داشته، ایجاد دولت فروپاشیده، یک مقدمه مهم و ضروری برای اجرای این راهبرد از سوی دشمن قلمداد می شود. چه بسا هدف گرفتن عناصر اصلی حاکمیت در دو جنگ اخیر در سطوح لشکری و کشوری، تلاشی برای تحقق این مقدمه مهم بوده که متأسفانه تا حدودی نیز به نتیجه رسیده است.
undefined️ از مشخصات اصلی یک دولت فروپاشیده یا در آستانه ی آن، ضعف نظام تصمیم گیری و قدرت حاکمیت در اتخاذ سیاست های جامعی است که مسیر آینده را طراحی نموده و به آن جهت دهد. یک دولت فروپاشیده بنا به مجموعه ای از عوامل از این ظرفیت محروم خواهد شد که از موضع قدرت، به نیازهای مبرم و پیش رو پاسخ داده و به سرعت در مسیر مدیریت و حل چالش ها گام بردارد. در چنین وضعیتی آنچه که بیش از هر چیز مشهود است، تبدیل شدن سیاست به عرصه هم آوردی و رقابت گروههای مختلف ذی نفع و ذی نفوذ و انعکاس آن در مجموعه مناسبات اجتماعی، اقتصادی و ... است که پیامدهای مخربی در عرصه های گوناگون می آفریند. از جمله این پیامدها می توان به محورهای ذیل اشاره کرد:
● تبعیت حاکمیت از جهت دهی و سیاستگذاری محافل دیگر● شکل گیری فضای بی اعتمادی میان جامعه و حاکمیت به سبب سیاست های سردرگم کننده● تشدید شکاف های اجتماعی به واسطه تصور بخش هایی از جامعه درباره تأثیرگذاری بخش های دیگر بر سیاست های کلان ● تثبیت انگاره دشمن درباره فروپاشیدگی سامان سیاسی و اجتماعی● بسته شدن دریچه های امید و افق گشایی در آینده به روی جامعه.
undefined️ این وضعیت همچنین به فرسایشی شدن مناسبات جمعی و استهلاک توانایی های کشور انجامیده و هرگونه قدرت پیش بینی پذیری را از عاملان اجتماعی سلب می کند. برای رهایی از این وضعیت، نقش ارکان حاکمیتی و خصوصاً پرسوناژها در جهت احیای قدرت دولت و اعاده توان تصمیم سازی بیش از هر عامل دیگری پررنگ و برجسته است. طبیعی است ریسک پذیری در این شرایط برای قبول مسئولیت و اتخاذ تصمیمات راهبردی دشوار خواهد بود. اما برای عبور از این وضعیت گریزی هم از این ریسک پذیری نیست.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute

۲۲

۱۰:۲۷

۲۸ تیر
thumbnail
undefined تهدیدِ تأخیر
چگونه ساختارهای تأمین امنیت، مهم‌ترین منبع قدرت را به رقیب واگذار می‌کنند؟
#یادداشت_کوتاه #حکمرانی #امنیت
undefined️ اگر قرار باشد مهم‌ترین منبع قدرت در جهان امروز را تنها در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه نه «ثروت» است، نه «فناوری» و نه حتی «تسلیحات»؛ آن کلمه زمان است. قدرت واقعی، توانایی تصرف زمان است؛ اینکه چه کسی زودتر تهدید را تشخیص می‌دهد، زودتر تصمیم می‌گیرد و زودتر اقدام می‌کند. در رقابت‌های امروز، فاصله میان «اطلاع»، «تصمیم» و «اقدام»، همان فاصله میان پیروزی و شکست است.
undefined️ شاید به همین دلیل است که فناوری تا این اندازه ارزشمند شده است. ارزش فناوری صرفاً به پیچیدگی آن نیست؛ بلکه به توانایی آن در ذخیره زمان بازمی‌گردد. از اینترنت و هوش مصنوعی گرفته تا سامانه‌های فرماندهی، حمل‌ونقل و اتوماسیون، همه یک مأموریت مشترک دارند؛ کوتاه کردن زمان تصمیم‌گیری و اقدام. فناوری، در نهایت، ابزاری برای خریدن زمان است؛ زیرا در جهان امروز، هر کس زمان را از دست بدهد، قدرت را از دست داده است.
undefined️ این قاعده البته تازه نیست. تاریخ را که ورق بزنیم، بارها می‌بینیم که فرماندهان، دولت‌ها و تمدن‌ها بیش از آنکه قربانی کمبود منابع شوند، قربانی تأخیر شده‌اند. در میدان نبرد، گاهی چند ساعت زودتر اقدام کردن، ارزشی بیش از چند لشکر نیروی تازه‌نفس داشته است. امروز نیز همین منطق پابرجاست؛ فقط میدان رقابت از جغرافیا به اقتصاد، رسانه، فناوری و حکمرانی گسترش یافته است.
undefined️ با این حال، یکی از تله‌های مزمن در نظام تصمیم‌گیری ما، بی‌اعتنایی به ارزش زمان است. در کشور ما گاهی فرآیند تصمیم‌گیری از خود بحران طولانی‌تر می‌شود. تهدید شکل می‌گیرد، روایت رقیب تثبیت می‌شود، افکار عمومی جهت پیدا می‌کند، هزینه‌ها افزایش می‌یابد و فرصت‌ها یکی پس از دیگری از دست می‌روند؛ اما تصمیم همچنان میان جلسات، استعلام‌ها، شوراها و لایه‌های مختلف تصمیم‌گیری در گردش است. وقتی تصمیم به مرحله اجرا می‌رسد، میدان دیگر همان میدان سابق نیست.
undefined️ ریشه این مشکل را نباید فقط در افراد جست‌وجو کرد؛ بلکه باید در ساختارهایی دید که قرار است امنیت را حفظ کنند، اما در عمل، مهم‌ترین منبع قدرت یعنی «زمان» را مستهلک می‌کنند. تعدد مراجع تصمیم‌گیر، زنجیره‌های طولانی تأیید، غلبه ملاحظات متعدد، ترس از پذیرش مسئولیت و ترجیح ندادن سرعت بر قطعیت، همگی یک پیامد مشترک دارند؛ واگذاری زمان به رقیب. در چنین ساختاری، تعلل نه یک استثنا، بلکه یک رویه است.
undefined️ در محیط امنیتی، تأخیر هرگز یک وضعیت خنثی نیست. هر ساعت تعلل، فرصت بیشتری برای دشمن فراهم می‌کند تا روایت خود را تثبیت کند، آرایشش را تغییر دهد، عملیات روانی خود را کامل کند و هزینه اقدام متقابل را افزایش دهد. به همین دلیل، تصمیم دیرهنگام در بسیاری از مواقع، تفاوت چندانی با تصمیم اشتباه ندارد. رقیب لازم نیست همیشه از ما قوی‌تر باشد؛ کافی است سریع‌تر باشد.
undefined️ اصلاح این وضعیت، صرفاً با توصیه به مدیران برای جسورتر بودن ممکن نیست. مسئله، بیش از آنکه فردی باشد، ساختاری است. تا زمانی که ساختارهای تصمیم‌گیری، سرعت را هم‌وزن دقت ندانند، مسئولیت تأخیر را به رسمیت نشناسند و امکان تصمیم‌گیری سریع و اصلاح تصمیم را فراهم نکنند، این چرخه ادامه خواهد داشت. ساختاری که از اشتباه بیش از تأخیر بترسد، دیر یا زود هر دو را تجربه خواهد کرد.
undefined️ در جهان امروز، قدرت پیش از آنکه در میدان نبرد سنجیده شود، در اتاق‌های تصمیم‌گیری سنجیده می‌شود. کشوری که زمان را در ساختارهای خود هدر می‌دهد، پیش از آنکه از بیرون شکست بخورد، بخشی از قدرتش را در درون از دست داده است. بزرگ‌ترین مزیتی که می‌توان به رقیب واگذار کرد، نه یک سرزمین، نه یک فناوری و نه یک منبع اقتصادی؛ بلکه زمان است.
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute
undefined۱

۲۸

۷:۴۰

۲۹ تیر
thumbnail
undefined معمای توسعه در عصر بقا؛ گذار به الگوی امنیتِ توسعه‌بنیان
#یادداشت_کوتاه #امنیتی #دولت
undefined️ در مسیر پرفراز و نشیب حکمرانی، ایران همواره میان دو قطب «استراتژی بقا» و «ضرورت توسعه» در نوسان بوده است؛ تضادی که نه صرفاً یک چالش اقتصادی، بلکه یک پارادوکس ساختاری در سیاست‌گذاری است.استراتژی بقا که بخش بزرگی از توان نهادی و مالی کشور را به خود معطوف کرده، عمدتاً بر «امنیت‌محوری»، «بازدارندگی منطقه‌ای» و «خودکفایی دفاعی» استوار است. این رویکرد در کوتاه‌مدت، ایران را در منطقه‌ای پرآشوب به یک بازیگر تعیین‌کننده تبدیل کرده و هزینه‌های تهاجم مستقیم را برای رقبا به شدت بالا برده است. با این حال، تداوم این نگاه، منجر به تداوم تحریم‌های فلج‌کننده و انزوای بین‌المللی شده که خود، مانع بزرگ جذب سرمایه و انتقال تکنولوژی است.
undefined️ با این وجود آغاز جنگ های کوتاه مدت آمریکا و اسرائیل علیه ایران، استراتژی های دفاعی کوتاه مدت را نیز دستخوش تحول کرده است که با توجه به ترکیبی شدن جنگ و درگیر شدن اقتصاد به مثابه کانون ترکیب شده بی ثباتی، باید گذار از ابزار کوتاه مدت بقا، به راهبرد امنیت توسعه بنیان تغییر جهت پیدا کرد. اگر چه این گذار نیازمند تثبیت یک وضعیت امن است، اما اجتناب از آن و تاخیر در آغاز این راهبرد، وخامت حکمرانی را در پیش خواهد شدات.
undefined️ ایرانِ فردا نمی‌تواند با ابزارهای امنیتیِ دهه ۹۰ میلادی، در فضایِ پیچیده‌یِ قرن ۲۱ ثبات یابد. بقای و ثبات واقعی نه در «توقفِ زمان» برای حفظ وضع موجود، بلکه در «شتاب‌بخشی به توسعه» برای تبدیل شدن به کنشگری است که جهان نمی‌تواند نادیده‌اش بگیرد. توسعه، در اینجا نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه تنهاترین راهِ بازسازیِ قدرتِ ملی و امنیتِ راهبردی است.
راهبردِ پیشنهادی:
گذار از بقا به توسعه، نیازمندِ «تغییرِ دکترینِ امنیتِ ملی» است. امنیت باید از «حفاظت در برابر تغییر» به «قدرت برای تغییر» تبدیل شود. این یعنی:
۱. امنیتِ هم‌افزا: تعریفِ امنیت در گرویِ «ثباتِ منطقه‌ای» نه «تنشِ مدیریت‌شده».
۲. تصمیم گیری راهبردی: ورودِ نخبگان به فرآیند تصمیم‌گیری برای کاهش خطاهای محاسباتی.
۳. تغییرِ هویتِ امنیتی: گذار از «دولتِ امنیتی» به «دولتِ توسعه‌گرایِ امنیت ساز».۴. همراستا کردن: هم راستا کردن توانمندی های زیربنایی و تمدنی با الزامات جدید بر مبنای منطق ایران آینده
undefined اندیشکده ایران نگرundefined️ @iran_negar_institute

۶۷

۱۶:۴۶