بازارسال شده از گسترده تبلیغاتی ترابایت
پدر شوهرم خیلی مرد جذابی بود همیشه به من لطف داشت بیشتر از بقیه.. حتی دختراش بهم محبت میکرد
اون روز رفته بودم خونه پدرشوهرم مادرشوهرم رفته بود خونه خواهرش در شهرستان منم رفتم تا شب که پدرشوهرم از شرکت میاد شام اماده کنم ولی بهش چیزی نگفتم نزدیکای ساعت نه شب بود هنوز نیومده بود تو آشپزخونه بودم که یهو در باز شد صدای پدرشوهرم میاومد که همراه دخترش اومد دستپاچه شدم پشت یخچال ایستادم که یهو پدرشوهرم با حرفی که زد حالت تهوع گرفتم تموم تنم لرزید ..

ble.ir/join/DNBVWbYHfible.ir/join/DNBVWbYHfible.ir/join/DNBVWbYHfi
اون روز رفته بودم خونه پدرشوهرم مادرشوهرم رفته بود خونه خواهرش در شهرستان منم رفتم تا شب که پدرشوهرم از شرکت میاد شام اماده کنم ولی بهش چیزی نگفتم نزدیکای ساعت نه شب بود هنوز نیومده بود تو آشپزخونه بودم که یهو در باز شد صدای پدرشوهرم میاومد که همراه دخترش اومد دستپاچه شدم پشت یخچال ایستادم که یهو پدرشوهرم با حرفی که زد حالت تهوع گرفتم تموم تنم لرزید ..
ble.ir/join/DNBVWbYHfible.ir/join/DNBVWbYHfible.ir/join/DNBVWbYHfi
۱
۱۳:۳۹
بازارسال شده از تـرانــه ایــرانـی 🎵
*من آرمین هستم تو سردخانه بیمارستان امام رضا تبریز کار میکنم کارم اینه که متوفیان تحویل از بخش میگیرم و بعد تحویل خانواده هاشون میدم یه روز دم اذان غروب جنازه پسر جوانی آوردن همکارم پاشد کارهاشون انجام بده یهو گوشیش زنگ خورد کارشو سپرد به من رفت بیرون کسی هم نبود فقط من بودم و جنازه پسر جون تو دلم افسوس میخورد یهو یه نسیم خیلی خنکی بهم خورد فک کردم پنجره بازه نگاه کردم دیدم نیست بیخیال شدم کاور جنازه رو آماده کردم برگشتم سمت جنازه دیدم که........ble.ir/join/FrMtQ6C2vtble.ir/join/FrMtQ6C2vtble.ir/join/FrMtQ6C2vt
۱
۱۳:۳۹
یادش بخیر خونهی مادربزرگ و بساط چای که همیشه آماده بود...
خاطرات شیرین گذشته در کانال ایـران نوستـالژی

@Iran_Nostalgy
@Iran_Nostalgy
خاطرات شیرین گذشته در کانال ایـران نوستـالژی
۳۵
۱۶:۳۳
بازارسال شده از تبلیغات گسترده نعنا
جوانی نزد مرحوم یونس اردبیلی آمد و گفت مادرم را دو روز پیش دفن کردم هنگامی که خواستم صورت او را روی خاک بگذارم کیف کوچکی که اسناد و مدارک و مقداری پول و چک هایی در آن بوده از جیبم میان قبر افتاده آیا اجازه میدهید نبش قبر کنیم تا مدارک را برداریم؟
ایشان فرمود همان قسمت قبر را که می دانید مدارک درآنجاست بشکافید و مدارک را بردارید و نامه ای برای او نوشت .
هنگام نبش قبر ........
ادامه این داستان واقعی در لینک زیر
ble.ir/join/7v6daUDgz4
ble.ir/join/7v6daUDgz4
۱
۱۶:۳۵
بازارسال شده از تـرانــه ایــرانـی 🎵
ble.ir/join/7v6daUDgz4
ble.ir/join/7v6daUDgz4
۱
۱۶:۳۵
بازارسال شده از مجموعه تبلیغاتی تهران مدیا
۱
۱۷:۳۴
بازارسال شده از تـرانــه ایــرانـی 🎵
۱
۱۷:۳۴