لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل آرش رئیسی‌نژاد آ
۲.۵ هزار عضو

آرش رئیسی‌نژاد

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۴ تیر
اینجا بغداد، شهر هزارویکشب، در میانه گرمای جنگ سرد است؛ بغدادی که زیر سیطره سلطنت غربگرای هاشمی است و ملک فیصل دوم، نواده شریف حسین بن علی هاشمی، شریف مکه و پادشاه پیشین حجاز، بر آن حکم می‌راند.
با این حال، امواج پان عربیسم به رهبری جمال عبدالناصر امرای عرب را به وحشت انداخته بود. تا اینکه برخی از افسران عراقی به رهبری ‌ عبدالکریم قاسم⁩ در کودتایی خونین سلطنت هاشمی را سرنگون کرده و ملک فیصل و نخست وزیرش، نوری سعید، را کشته و جنازه‌شان را مثله کردند.
عراق اما دچار ‌ خفگی ژئوپلیتیک⁩ بود: کشوری صادرکننده نفت با دسترسی دشوار به آب‌های آزاد. کرانه باریک ۸۲ km خلیج فارس تنها دروازه خروجی بود که آنهم توسط ایرانِ نزدیک به آمریکا کنترل می‌شد. اینجا بود که ‌ منطق ژئوپلیتیک⁩ و ‌ ایدئولوژی⁩ موجب شد تا قاسم ایران را ‌ دشمن⁩ ببیند و مدعی خوزستان شود!
گرچه ایران ۱۷ روز پس از کودتا رژیم جدید را به رسمیت شناخته بود، قاسم اما ‌ اروند⁩ را بخش جدایی‌ناپذیر عراق دانسته و تهدید کرد «اگر حقوق عراق در این آبراه مطابق میل دولت این کشور حل و فصل نشود، حتی آن حاشیه ۵ کیلومتری که در عهدنامه ۱۹۳۷ (۱۳۱۶) به ایران واگذار کردیم، پس خواهیم گرفت!»
اندکی بعدتر، در ۱۱ آذر ۱۳۳۸، قاسم مدعی شد «عثمانی‌ها محمره (خرمشهر) را که بخشی از خاک عراق بوده (آن زمان کشور عراق وجود نداشت) به ایران تحویل دادند ولی ما آن را برمی‌گردانیم.» پس از این بود که قاسم از تجزیه طلبان عربی و حتی طایفه جوانرودی به رهبری ‌ حسین بیگ⁩ در ایران ‌پشتیبانی کرد. اینجا بود که ایران از کردهای عراق به رهبری ‌ ملا مصطفی بارزانی⁩ حمایت کرد. این آغاز اتحاد ایران با کردهای عراق بود.
شکست در ‌ جنگ کردی⁩ از قدرت قاسم کاست. تا اینکه در کودتایی با نام ‌ انقلاب رمضان⁩ و به رهبری دوست پیشین خود ‌ عبدالسلام عارف⁩ سرنگون شد و قاسم⁩ تیرباران شد. و این سرنوشت کسانی بوده که چشم به خاک ایران داشته و دارند!
‏۶۸ سال پیش در چنین روزی، سلطنت هاشمی عراق در کودتایی خونین سرنگون شد؛ کودتایی که رخداد برسازنده عینی⁩ برای شاه فراهم کرد. گر چه رخداد برسازنده روانی⁩ شاه اشغال ایران بدست متفقین بود که ذهن شاه را تا پایان دوران پادشاهیش تسخیر کرد؛ این کودتای عراق بود که ایران پهلوی را درگیر خاورمیانه ساخت. شاه همه روندهای منطقه‌‌ای را از دریچه این دو رخداد می‌دید تا بدانجا که نوع حکمرانی، برخورد با مخالفین، تأکید بر خرید جنگ افزارها و برداشتش از توسعه را تحت تأثیر قرار داد!
منبع:شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، نشر نی، ۱۴۰۲
@Iran_Simorq
undefined۱۶

۸۲۷

۱۱:۴۵

thumbnail
کودتای خونین عبدالکریم قاسم علیه ملک فیصل دوم هاشمی
@Iran_Simorq
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۱.۳K

۱۱:۴۵

thumbnail
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۱.۳K

۱۱:۴۵

thumbnail
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۱.۳K

۱۱:۴۵

thumbnail
undefined۵
undefined۱
undefined۱

۱.۲K

۱۱:۴۵

۳۱ تیر
بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی: رقابت بر سر عناصر کمیاب
در حالی که جهان برای تأمین مواد معدنی حیاتی مورد نیاز فناوری سبز، خودروهای برقی و صنایع دفاعی رقابت می‌کند، آسیای مرکزی به میدان اصلی «بازی بزرگ» جدید تبدیل شده است. مقاله Foreign Policy  این رقابت شدید میان آمریکا، چین، روسیه، اروپا و کشورهای خلیج فارس را بررسی کرده است.
توافق کلیدی آمریکا و ازبکستان (فوریه ۲۰۲۶)در مهم‌ترین اقدام، دولت آمریکا با ازبکستان Joint Investment Framework امضا کرد. این توافق که توسط DFC (مؤسسه مالی توسعه آمریکا) هدایت می‌شود، سرمایه‌گذاری در کل زنجیره ارزش مواد معدنی حیاتی (اکتشاف، استخراج، پردازش و فراتر از آن) را اولویت می‌دهد. پیشنهاد تشکیل شرکت سرمایه‌گذاری مشترک آمریکا-ازبکستان (Joint Investment Holding Co.) برای پروژه‌های معدنی و زیرساختی آینده نیز مطرح شده. مقامات آمریکایی این توافق را «تاریخی» نامیده‌اند و هدف آن کاهش وابستگی به چین است
نشست ترامپ و تفاهم‌نامه‌های چندجانبهقبل از این توافق، ترامپ در نوامبر ۲۰۲۵ میزبان رهبران پنج کشور آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) بود. پس از آن، آمریکا در نشست معدنی ۲۰۲۶، ۱۱ تفاهم‌نامه (MoU) با کشورهای مختلف از جمله ازبکستان امضا کرد تا زنجیره تأمین مواد معدنی را تقویت کند.
اقدامات اتحادیه اروپا (نوامبر ۲۰۲۵)در سومین مجمع اقتصادی اتحادیه اروپا-آسیای مرکزی در ازبکستان، ۶ توافق عمده امضا شد. سه مورد از آن‌ها مستقیماً به مواد معدنی حیاتی (Critical Raw Materials) مربوط است:مدرن‌سازی داده‌های زمین شناسی برای جذب سرمایه‌گذاران خصوصی. ایجاد زنجیره تأمین شفاف. توافق ۳ میلیون یورویی (حدود ۳.۴ میلیون دلار) با بانک بازسازی و توسعه اروپا (EBRD) برای توسعه استخراج پایدار مواد معدنی در منطقه.
تفاهم‌نامه عربستان و قزاقستان (ژوئن ۲۰۲۶)عربستان سعودی و قزاقستان تفاهم‌نامه‌ای برای همکاری معدنی امضا کردند که شامل تبادل دانش اکتشاف، فناوری‌های مرتبط و سرمایه‌گذاری‌های مشترک است.
چین و ازبکستان پروژه Talco Gold:
سرمایه‌گذاری مشترک چینی-تاجیک (شرکت Tibet Huayu Mining و Talco Gold). استخراج و فرآوری آنتیموان و طلا در معدن Saritag. ظرفیت: پردازش ۱.۵ میلیون تن سنگ معدنی در سال، تولید حدود ۲.۲ تن طلا و ۱۶٬۰۰۰ تن آنتیموان فلزی در سال. این پروژه چین را به یکی از بازیگران اصلی تولید آنتیموان (تاجیکستان حدود ۲۵٪ عرضه جهانی) تبدیل کرده است
چرا مهم است؟قزاقستان: دارای ۲۱ ماده معدنی حیاتی از لیست اتحادیه اروپا. قرقیزستان: سومین ذخایر بزرگ آنتیموان جهان. ازبکستان: ذخایر مس و شروع تولید لیتیوم و مولیبدن.

زمینه و اهمیت استراتژیک :
آسیای مرکزی دارای ذخایر عظیم است: ۳۹٪ ذخایر منگنز جهان، ۳۱٪ کروم، و ذخایر قابل توجه آنتیموان، مس، لیتیوم و مولیبدن. این مواد برای باتری، پنل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی و فناوری‌های دفاعی حیاتی هستند و تقاضای جهانی برای آن‌ها تا سال ۲۰۴۰ به طور فزاینده رشد خواهد کرد.چین همچنان بر پالایش این مواد تسلط دارد (حدود ۷۰٪ بازار)، اما رقبا تلاش می‌کنند زنجیره تأمین را متنوع کنند. روسیه این اقدامات غرب را تهدیدی برای حوزه نفوذ خود می‌داند.
https://foreignpolicy.com/2026/07/20/great-game-central-asia-rare-earths/
@Iran_Simorq
undefined۲

۸۳۰

۷:۰۵

آرش رئیسی‌نژاد:از تفاهم موقت تا بازگشت تنش‌ها: ارزیابی پیامدهای بازار انرژی آمریکاتفاهم موقت میان ایران و ایالات متحده در کوتاه‌مدت بخشی از فشار فوری بر بازار انرژی آمریکا را کاهش داد، اما نتوانست ساختار بازار را به شرایط پیش از بحران بازگرداند. پس از کاهش تنش‌ها، قیمت نفت خام، قیمت خرده‌فروشی سوخت و انتظارات مربوط به کمبود فوری عرضه تا اندازه‌ای تعدیل شد. بااین‌حال، داده‌های بازار نشان می‌دهد که این بهبود عمدتاً در بخش نفت خام مشاهده شد و بازار فرآورده‌های پالایشی، به‌ویژه بنزین و گازوئیل، همچنان تحت فشار باقی ماند.بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت از حدود ۹۶.۹ دلار در هر بشکه در هفته منتهی به ۵ ژوئن به ۷۰.۵ دلار در هفته منتهی به ۳ ژوئیه کاهش یافت؛ یعنی افتی در حدود ۲۷ درصد. قیمت نفت برنت نیز در همین دوره از نزدیک به ۹۹ دلار به کمتر از ۷۰ دلار در هر بشکه رسید. این کاهش نشان می‌دهد که تفاهم موقت و کاهش خطر اختلال فوری در هرمز توانست بخش مهمی از حق بیمه ژئوپلیتیکی موجود در بازار نفت خام را تخلیه کند.کاهش قیمت نفت خام به بازار خرده‌فروشی آمریکا نیز منتقل شد. متوسط قیمت بنزین معمولی در آمریکا که در ماه مه به حدود ۴.۴۹ دلار در هر گالن رسیده بود، تا ۶ ژوئیه به ۳.۷۸ دلار کاهش یافت؛ یعنی حدود ۱۶ درصد افت. قیمت متوسط همه انواع بنزین نیز از بیش از ۴.۶ دلار در نیمه دوم ماه مه به حدود ۳.۹ دلار در اوایل ژوئیه رسید. این کاهش یکی از مهم‌ترین کانال‌هایی بود که از طریق آن تفاهم موقت فشار بر درآمد واقعی خانوارها و تورم انرژی آمریکا را کاهش داد.بااین‌حال، افت قیمت نفت خام بسیار شدیدتر از کاهش قیمت فرآورده‌های پالایشی بود. برای مثال، در فاصله ۵ ژوئن تا ۱۰ ژوئیه، قیمت WTI بیش از ۲۷ درصد کاهش یافت، اما قیمت نقدی بنزین معمولی در ساحل خلیج مکزیک تنها از حدود ۳.۰۷ دلار به ۳.۰۴ دلار در هر گالن رسید؛ کاهشی کمتر از یک درصد. این تفاوت نشان می‌دهد که کاهش هزینه نفت خام به‌طور کامل به قیمت فرآورده‌ها منتقل نشد و تنگنای اصلی بازار به‌تدریج از عرضه نفت خام به عرضه بنزین، گازوئیل و ظرفیت پالایش منتقل شده بود.مهم‌ترین شاخص این وضعیت، افزایش شدید کرک‌اسپرد بود. کرک‌اسپرد تفاوت میان ارزش فرآورده‌های پالایشی و هزینه نفت خام ورودی به پالایشگاه را اندازه‌گیری می‌کند و به‌طور تقریبی نشان‌دهنده حاشیه سود پالایش است. در اواسط ژوئیه، کرک‌اسپرد معیار ۳-۲-۱ آمریکا به حدود ۶۹.۷ دلار در هر بشکه رسید و برای چند روز متوالی رکوردهای جدیدی ثبت کرد. این سطح بسیار بالا نشان می‌دهد که قیمت بنزین و به‌ویژه گازوئیل نسبت به نفت خام افزایش بیشتری داشته و تفاهم موقت نتوانسته است فشار موجود در بازار فرآورده‌های نفتی را برطرف کند.علت اصلی بالا ماندن کرک‌اسپرد، کاهش عرضه جهانی فرآورده‌های پالایشی، اختلال در صادرات خاورمیانه و روسیه، محدودیت ظرفیت پالایش و تقاضای بالای جهانی برای سوخت تولیدشده در آمریکا بود. گازوئیل به مهم‌ترین عامل افزایش حاشیه پالایش تبدیل شد؛ زیرا عرضه فرآورده‌های میان‌تقطیر در بازار جهانی محدودتر از عرضه نفت خام باقی ماند. در نتیجه، پالایشگاه‌های آمریکایی انگیزه بیشتری برای تولید و صادرات گازوئیل پیدا کردند و این امر بخشی از ظرفیت تولید بنزین برای بازار داخلی را محدود کرد.وضعیت ذخایر نیز نشان می‌دهد که آرامش ایجادشده پس از تفاهم، بر پایه حاشیه امنیت بالایی قرار نداشت. ذخایر بنزین آمریکا تا اواسط ژوئیه به حدود ۲۱۰.۵ میلیون بشکه کاهش یافت؛ یعنی بیش از ۴۲ میلیون بشکه کمتر از اواخر فوریه و پایین‌ترین سطح فصلی از سال ۲۰۱۲. ذخایر گازوئیل نیز با وجود افزایش هفتگی به حدود ۱۰۲ میلیون بشکه، همچنان به‌طور محسوسی پایین‌تر از میانگین‌های تاریخی قرار داشت.بنابراین، اثر تفاهم موقت بر بازار انرژی آمریکا نامتقارن بود. در بخش نفت خام، خطر اختلال فوری کاهش یافت و قیمت‌ها به‌طور محسوس پایین آمدند. در بازار خرده‌فروشی نیز قیمت بنزین برای چند هفته کاهش یافت و بخشی از فشار بر خانوارها تخلیه شد. اما در بخش فرآورده‌های پالایشی، پایین بودن ذخایر، محدودیت عرضه جهانی، افزایش صادرات آمریکا و ظرفیت محدود پالایش موجب شد قیمت بنزین و گازوئیل با سرعت بسیار کمتری کاهش یابد.
این تفاوت برای تورم آمریکا اهمیت زیادی دارد. قیمت نفت خام به‌طور مستقیم در سبد مصرف خانوار ظاهر نمی‌شود، اما بنزین و گازوئیل مستقیماً بر هزینه زندگی و تولید اثر می‌گذارند. افزایش قیمت بنزین فشار مستقیمی بر مصرف‌کنندگان ایجاد می‌کند، در حالی که افزایش قیمت گازوئیل از طریق حمل‌ونقل، کشاورزی، ساخت‌وساز، خدمات لجستیکی و توزیع کالا به قیمت طیف گسترده‌ای از محصولات منتقل می‌شود.
به همین دلیل، بالا ماندن کرک‌اسپرد می‌تواند موجب شود که حتی پس از کاهش قیمت نفت، تورم انرژی و هزینه
undefined۱

۷۳۴

۷:۰۶

حمل‌ونقل با تأخیر بیشتری کاهش یابد.ازاین‌رو، پاسخ به پرسش اصلی دو بخش دارد : بله، تفاهم موقت توانست فشار فوری ناشی از احتمال کمبود نفت خام و جهش قیمت انرژی را کاهش دهد. کاهش حدود ۲۷ درصدی قیمت WTI و افت نزدیک به ۱۶ درصدی قیمت بنزین معمولی از اوج ماه مه، شواهد روشنی از این اثر کوتاه‌مدت هستند.اما تفاهم نتوانست فشار ساختاری بر بازار انرژی آمریکا را از میان ببرد .ثبت کرک‌اسپرد نزدیک به ۷۰ دلار در هر بشکه، کاهش ذخایر بنزین به پایین‌ترین سطح فصلی از سال ۲۰۱۲ و باقی ماندن قیمت سوخت در سطوحی بسیار بالاتر از سال قبل نشان می‌دهد که بازار فرآورده‌ها همچنان شکننده باقی مانده بود.
اثر بازگشت تنش‌ها بر بازار انرژی آمریکابازگشت تنش‌ها در تنگه هرمز تنها چند هفته پس از تفاهم موقت، به بازارها نشان داد که توافق نتوانسته است ریشه‌های منازعه را برطرف کند. در نتیجه، فعالان بازار تفاهم را نه یک سازوکار پایدار، بلکه وقفه‌ای کوتاه در یک بحران حل‌نشده ارزیابی کردند. این برداشت موجب شد حق بیمه ژئوپلیتیکی بار دیگر به قیمت نفت، فرآورده‌های پالایشی، بیمه دریایی و هزینه حمل‌ونقل بازگردد.واکنش قیمت نفت سریع بود. در ۱۲ ژوئیه و پس از تشدید دوباره درگیری‌ها، قیمت نفت برنت بیش از ۹ درصد افزایش یافت و به حدود ۸۳.۳ دلار در هر بشکه رسید. چند روز بعد، با گسترش تنش‌ها، برنت به بیش از ۸۸ دلار و WTI به حدود ۸۲.۸ دلار رسید. هر دو شاخص در طول یک هفته حدود ۱۶ درصد افزایش یافتند.بازگشت تنش‌ها علاوه بر افزایش قیمت، جریان واقعی تجارت را نیز تحت تأثیر قرار داد. در ۱۶ ژوئیه تنها سه کشتی کالایی از تنگه هرمز عبور کردند که پایین‌ترین تعداد روزانه از ماه مه بود. در همان روز، هیچ نفتکش بسیار بزرگ یا کشتی حامل LNG از تنگه عبور نکرد. این کاهش تردد به بازار نشان داد که خطر اختلال تنها یک تهدید لفظی نیست و می‌تواند به محدودیت واقعی حمل‌ونقل و عرضه تبدیل شود.بازگشت تنش‌ها به‌ویژه در بازاری رخ داد که ذخایر فرآورده‌های آن پایین و حاشیه پالایش آن در سطحی بی‌سابقه قرار داشت. به همین دلیل، شوک جدید می‌تواند اثر بیشتری بر قیمت بنزین و گازوئیل داشته باشد. در شرایطی که پالایشگاه‌ها از تولید و صادرات گازوئیل سود بالایی به دست می‌آورند، افزایش مجدد تقاضای جهانی می‌تواند انگیزه صادرات را تقویت کرده و عرضه بنزین در بازار داخلی آمریکا را محدودتر سازد. این امر احتمال افزایش بیشتر قیمت خرده‌فروشی سوخت را بالا می‌برد.بازگشت بحران همچنین می‌تواند روند بهبود اعتماد مصرف‌کنندگان را معکوس کند. قیمت متوسط بنزین که از حدود ۴.۴۹ دلار در ماه مه به میانگین ۳.۸۶ دلار در فاصله اواخر ژوئن تا نیمه ژوئیه کاهش یافته بود، یکی از عوامل بهبود نسبی اعتماد مصرف‌کنندگان محسوب می‌شد. افزایش مجدد قیمت سوخت می‌تواند این بهبود را تضعیف کرده و بار دیگر انتظارات تورمی خانوارها را افزایش دهد.اثر دوم، تشدید دوباره کرک‌اسپرد است. اگر نفت خام و فرآورده‌ها هر دو گران شوند، اما قیمت گازوئیل و بنزین به دلیل کمبود جهانی سریع‌تر افزایش یابد، حاشیه پالایش همچنان بالا خواهد ماند. این وضعیت برای پالایشگاه‌های آمریکا سودآور است، اما برای مصرف‌کنندگان و صنایع وابسته به سوخت نتیجه معکوس دارد. ازاین‌رو، بازگشت تنش ممکن است هم‌زمان سود بخش پالایش را افزایش دهد و فشار تورمی بر خانوارها، حمل‌ونقل و تولید را تشدید کند.اثر سوم، کاهش کارایی سیاست‌های مداخله‌ای دولت آمریکاست. آزادسازی ذخایر راهبردی می‌تواند بخشی از کمبود نفت خام را جبران کند، اما تأثیر مستقیمی بر محدودیت ظرفیت پالایش، کمبود گازوئیل، حق بیمه جنگ یا هزینه حمل‌ونقل ندارد. بنابراین، حتی اگر دولت بتواند از جهش شدید قیمت نفت جلوگیری کند، ممکن است نتواند به همان سرعت قیمت بنزین و گازوئیل را کنترل کند.در مجموع، بازگشت تنش‌ها نشان می‌دهد که کاهش فشار پس از تفاهم موقت، عمیق و پایدار نبوده است. تفاهم توانست برای مدتی حق بیمه ریسک نفت خام را کاهش دهد، اما نتوانست ذخایر فرآورده‌ها را بازسازی کند، ظرفیت پالایش را افزایش دهد یا حافظه ریسک بازار را از میان ببرد. به همین دلیل، بازار در برابر دور جدید بحران با حاشیه امنیت کمتری مواجه است و می‌تواند سریع‌تر و شدیدتر واکنش نشان دهد.
نتیجه اصلی آن است که تفاهم موقت برای بازار انرژی آمریکا بیشتر به یک وقفه تنفسی شباهت داشت تا حل ساختاری بحران. بازگشت سریع تنش‌ها می‌تواند کاهش قبلی قیمت نفت و بنزین را معکوس کند، کرک‌اسپرد را در سطوح بی‌سابقه نگه دارد، ذخایر داخلی را بیشتر کاهش دهد، صادرات فرآورده‌های آمریکا را افزایش دهد و از طریق بنزین، گازوئیل و هزینه حمل‌ونقل، فشار تورمی تازه‌ای بر اقتصاد آمریکا وارد سازد.
@Iran_Simorq
undefined۲

۱.۱K

۷:۰۶

۱ مرداد
thumbnail
تهدید اخیر ترامپ مبنی بر اینکه حملات آینده ایران در تنگه هرمز می‌تواند موجب حملات آمریکا به زیرساخت‌های حیاتی ایران شود، همان منطق استراتژیک را بازتاب می‌دهد که ما در مقاله اخیرمان درباره آن بحث کردیم. بیش از یک ماه پیش و در میانه گفتگوهای اسلام‌آباد، استدلال کردیم که اگر دور دیگری از درگیری شکل بگیرد، بعید است شبیه دور قبلی باشد. به جای اتکا عمده بر حملات حذف رهبری، مرحله بعدی احتمالاً به شکل جنگ زیرساختی خواهد بود؛ جنگی که شبکه‌های برق، تأسیسات انرژی، شبکه‌های حمل‌ونقل، سامانه‌های آب و دیگر زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار می‌دهد تا به‌تدریج ظرفیت حکمرانی، تاب‌آوری اقتصادی و ثبات اجتماعی را تضعیف کند. استدلال ما این بود که میدان نبرد از اهداف نظامی به بنیان‌های دولت مدرن منتقل می‌شود؛ استراتژی که خطر ایجاد چرخه‌ای خطرناک از تشدید متقابل در سراسر خلیج فارس را دارد، با پیامدهای گسترده برای اقتصاد جهانی.
https://peacediplomacy.org/2026/06/15/the-next-phase-of-the-iran-war-infrastructure-as-the-battlefield/
@Iran_Simorq
undefined۷
undefined۴
undefined۱

۵۱۳

۹:۲۲

thumbnail
undefined۷
undefined۴
undefined۱

۵۱۳

۹:۲۲