هوش مصنوعی رفتاری در بازی: وقتی بازی میفهمه چطور بازی میکنی
یه بازی رو تصور کن که بعد از چند دقیقه، متوجه میشه تو ترجیح میدی محتاطانه پیش بری تا تهاجمی — و بدون هیچ تنظیمات دستی، خودش سختی، دیالوگها و حتی طراحی مأموریتها رو باهات تطبیق میده. این دیگه یه رویای دور نیست؛ بهش میگن DNA رفتاری بازیکن.
اطلاعات دقیق:
- این سیستمها با یادگیری ماشین روی دستگاه (On-device ML) کار میکنن — یعنی دادهی بازیکن لازم نیست برای پردازش به سرور ارسال بشه- تحلیل بر اساس الگوی تصمیمگیری واقعی بازیکنه: چقدر ریسک میکنه، کجا مکث میکنه، از چه سلاح یا استراتژیای بیشتر استفاده میکنه- برخلاف سیستمهای سنتی «سختی آسان/متوسط/سخت»، این مدل بهجای تغییر یه عدد، کل تجربه (روایت، محیط، ریتم بازی) رو تطبیق میده- این رویکرد بخشی از یه روند بزرگتره: در ۲۰۲۶ هوش مصنوعی از یه ابزار جانبی به یه بخش اصلی از خط تولید بازی تبدیل شده — از طراحی محتوا گرفته تا تجربهی زندهی بازیکن
کاربرد عملی: اگه داری یه بازی با Unity میسازی، میتونی با ثبت دادههای ساده (زمان تصمیمگیری، نرخ مرگ، الگوی حرکت) یه سیستم سطح پایین از تطبیق پویا بسازی — قبل از اینکه سراغ مدلهای پیچیدهی یادگیری ماشین بری.
چالش کوچک
:اگه بازیت الان یه سیستم سختی ثابت داره، فکر کن چه یه دادهی رفتاری ساده (مثل تعداد مرگ در هر مرحله) میتونه باعث تغییرش بشه.
#Game_Development #AI #بازی_سازی
@iran_skill | دنبال کن و ایده بگیر
یه بازی رو تصور کن که بعد از چند دقیقه، متوجه میشه تو ترجیح میدی محتاطانه پیش بری تا تهاجمی — و بدون هیچ تنظیمات دستی، خودش سختی، دیالوگها و حتی طراحی مأموریتها رو باهات تطبیق میده. این دیگه یه رویای دور نیست؛ بهش میگن DNA رفتاری بازیکن.
- این سیستمها با یادگیری ماشین روی دستگاه (On-device ML) کار میکنن — یعنی دادهی بازیکن لازم نیست برای پردازش به سرور ارسال بشه- تحلیل بر اساس الگوی تصمیمگیری واقعی بازیکنه: چقدر ریسک میکنه، کجا مکث میکنه، از چه سلاح یا استراتژیای بیشتر استفاده میکنه- برخلاف سیستمهای سنتی «سختی آسان/متوسط/سخت»، این مدل بهجای تغییر یه عدد، کل تجربه (روایت، محیط، ریتم بازی) رو تطبیق میده- این رویکرد بخشی از یه روند بزرگتره: در ۲۰۲۶ هوش مصنوعی از یه ابزار جانبی به یه بخش اصلی از خط تولید بازی تبدیل شده — از طراحی محتوا گرفته تا تجربهی زندهی بازیکن
چالش کوچک
#Game_Development #AI #بازی_سازی
۴۲
۶:۴۳
PM2: چرا سرور نباید هیچوقت به تنهایی رها بشه
هر برنامهای، هر چقدر هم خوب نوشته شده باشه، بالاخره یه روز کرش میکنه. یه خطای پیشبینینشده، یه حافظهی پر، یه درخواست عجیب — فرقی نمیکنه چقدر مراقب بودی. سوال اصلی این نیست که «آیا کرش میکنه؟»، سواله اینه: «وقتی کرش کرد، کی متوجه میشه و کی دوباره بلندش میکنه؟»
اگه جواب این سواله «خودم، وقتی بیدار شدم»، یعنی سرورت یه نقطهضعف بزرگ داره.
فلسفهی پشت این نوع ابزارها:یه برنامهی در حال اجرا نباید به یه انسان وابسته باشه که مدام چکش کنه. باید یه لایهی نظارتی مستقل داشته باشه که مسئولیت زنده نگه داشتنش رو بر عهده بگیره — دقیقاً مثل یه سیستم ایمنی که بدون دستور مغز، خودش به تهدید واکنش نشون میده.
مزایا و قابلیتهای کامل PM2:
- راهاندازی خودکار بعد از کرش: اگه برنامه بمیره، PM2 خودش دوباره اجراش میکنه — بدون دخالت انسان
- Cluster Mode: با یه دستور، به تعداد هستههای پردازنده، چند نمونه از برنامه همزمان اجرا میشه و بار بینشون تقسیم میشه
- Zero-Downtime Reload: موقع آپدیت کد، میتونی برنامه رو بدون قطعی حتی یک ثانیهای، بهروزرسانی کنی — نمونهها یکییکی جایگزین میشن
- مدیریت لاگ: تمام خروجیها و خطاهای برنامه، خودکار ذخیره و قابل مشاهدهست، بدون نیاز به تنظیم دستی
- مانیتورینگ زنده: مصرف CPU و حافظهی هر پروسه، لحظهبهلحظه قابل مشاهدهست (`pm2 monit`)
- راهاندازی خودکار بعد از ریاستارت سرور: با `pm2 startup` و `pm2 save`، حتی اگه کل سرور خاموش و روشن بشه، برنامهها خودشون دوباره اجرا میشن
- *مدیریت متغیرهای محیطی: میتونی چند نسخه از یه برنامه (مثلاً محیط توسعه و پروداکشن) رو با تنظیمات جدا مدیریت کنی
- پشتیبانی از فایل تنظیمات
(ecosystem.config.js):* بهجای دستورات پراکنده، تمام تنظیمات پروژه رو تو یه فایل نگه میداری و با یه دستور همهچیز رو اجرا میکنی
مثال عملی:یه API با Express داری که قراره روی سرور واقعی بمونه. بهجای `node app.js`، با `pm2 start app.js -i max` اجراش میکنی — همزمان چند نمونه اجرا میشه، اگه یکی کرش کرد بقیه سرپا میمونن، و خودش دوباره بلندش میکنه.
چالش کوچک
:اگه یه برنامه داری که مستقیم با `node app.js` اجراش میکنی، فکر کن اگه همین الان کرش کنه، چقدر طول میکشه متوجه بشی؟
#PM2 #NodeJS #برنامه_نویسی
@iran_skill | دنبال کن و ایده بگیر
هر برنامهای، هر چقدر هم خوب نوشته شده باشه، بالاخره یه روز کرش میکنه. یه خطای پیشبینینشده، یه حافظهی پر، یه درخواست عجیب — فرقی نمیکنه چقدر مراقب بودی. سوال اصلی این نیست که «آیا کرش میکنه؟»، سواله اینه: «وقتی کرش کرد، کی متوجه میشه و کی دوباره بلندش میکنه؟»
اگه جواب این سواله «خودم، وقتی بیدار شدم»، یعنی سرورت یه نقطهضعف بزرگ داره.
فلسفهی پشت این نوع ابزارها:یه برنامهی در حال اجرا نباید به یه انسان وابسته باشه که مدام چکش کنه. باید یه لایهی نظارتی مستقل داشته باشه که مسئولیت زنده نگه داشتنش رو بر عهده بگیره — دقیقاً مثل یه سیستم ایمنی که بدون دستور مغز، خودش به تهدید واکنش نشون میده.
مزایا و قابلیتهای کامل PM2:
- راهاندازی خودکار بعد از کرش: اگه برنامه بمیره، PM2 خودش دوباره اجراش میکنه — بدون دخالت انسان
- Cluster Mode: با یه دستور، به تعداد هستههای پردازنده، چند نمونه از برنامه همزمان اجرا میشه و بار بینشون تقسیم میشه
- Zero-Downtime Reload: موقع آپدیت کد، میتونی برنامه رو بدون قطعی حتی یک ثانیهای، بهروزرسانی کنی — نمونهها یکییکی جایگزین میشن
- مدیریت لاگ: تمام خروجیها و خطاهای برنامه، خودکار ذخیره و قابل مشاهدهست، بدون نیاز به تنظیم دستی
- مانیتورینگ زنده: مصرف CPU و حافظهی هر پروسه، لحظهبهلحظه قابل مشاهدهست (`pm2 monit`)
- راهاندازی خودکار بعد از ریاستارت سرور: با `pm2 startup` و `pm2 save`، حتی اگه کل سرور خاموش و روشن بشه، برنامهها خودشون دوباره اجرا میشن
- *مدیریت متغیرهای محیطی: میتونی چند نسخه از یه برنامه (مثلاً محیط توسعه و پروداکشن) رو با تنظیمات جدا مدیریت کنی
- پشتیبانی از فایل تنظیمات
(ecosystem.config.js):* بهجای دستورات پراکنده، تمام تنظیمات پروژه رو تو یه فایل نگه میداری و با یه دستور همهچیز رو اجرا میکنی
مثال عملی:یه API با Express داری که قراره روی سرور واقعی بمونه. بهجای `node app.js`، با `pm2 start app.js -i max` اجراش میکنی — همزمان چند نمونه اجرا میشه، اگه یکی کرش کرد بقیه سرپا میمونن، و خودش دوباره بلندش میکنه.
چالش کوچک
#PM2 #NodeJS #برنامه_نویسی
۴۲
۱۷:۲۵
نادیدهگرفتن مدتزمان: چرا طول یه تجربه تقریباً هیچ اهمیتی نداره
فرض کن دو تا فیلم دیدی. یکی ۹۰ دقیقه بود، یکی ۳ ساعت. هر دو یه صحنهی فوقالعاده وسط داشتن و هر دو با یه پایان قوی تموم شدن. حالا بگو کدومش رو بهتر به یاد داری؟
جواب اکثر آدمها اینه: فرقی نمیکنه. و دقیقاً همین، خودِ پدیدهایه که ازش حرف میزنیم.
فلسفهی پشت این پدیده:مغز انسان برای ثبت خاطرات، از یه میانگینگیری ساده استفاده نمیکنه. بهجاش، فقط چند لحظهی کلیدی رو نگه میداره و بقیهی زمان — هرچقدر هم طولانی بوده — عملاً پاک میشه. این یعنی مدتزمان یه تجربه، تقریباً هیچ نقشی تو خاطرهای که ازش میمونه نداره. بهش میگن Duration Neglect.
مثالهای ملموستر:
- تعطیلات: یه سفر ۳ روزه با یه غروب فوقالعاده و یه شام خانوادگی گرم، همونقدر خوب یادت میمونه که یه سفر ۱۰ روزه با همون کیفیت لحظات — انگار ۷ روز اضافه اصلاً وجود نداشتن- ویزیت پزشک: پژوهشهای واقعی نشون دادن بیمارانی که یه پروسهی پزشکی طولانیتر داشتن ولی چند دقیقهی آخرش کمدردتر بود، کل تجربه رو «بهتر» از کسایی که پروسهی کوتاهتری داشتن ولی پایانش دردناک بود به یاد میآوردن- بازی ویدیویی: یه بازی ۵ ساعته با یه باس فایت هیجانانگیز وسط و یه پایانبندی قوی، معمولاً بهتر از یه بازی ۲۰ ساعتهی یکنواخت با پایان ضعیف به یاد میمونه — طول بازی عملاً امتیاز نمیگیره- جلسهی کاری: یه جلسهی یکساعتهی خستهکننده که با یه تصمیم روشن و مشخص تموم میشه، مثبتتر از یه جلسهی نیمساعته که مبهم و بینتیجه تموم شده به خاطر میمونه
نتیجهی عملی:وقتی داری یه محصول، خدمت، یا حتی یه رویداد طراحی میکنی، وقتت رو صرف کوتاهکردن «طول» تجربه نکن — صرف طراحی چند لحظهی قوی و یه پایان خوب کن. مغز کاربر همونا رو میشمره، نه ساعتشمار.
چالش کوچک
:یه تجربهی اخیرت (سفر، فیلم، محصول) رو یادت بیار — طولش یادته یا فقط چند لحظهی خاصش؟
#روانشناسی_شناختی #Duration_Neglect #هنر_و_فناوری
@iran_skill |
دنبال کن و ایده بگیر
فرض کن دو تا فیلم دیدی. یکی ۹۰ دقیقه بود، یکی ۳ ساعت. هر دو یه صحنهی فوقالعاده وسط داشتن و هر دو با یه پایان قوی تموم شدن. حالا بگو کدومش رو بهتر به یاد داری؟
جواب اکثر آدمها اینه: فرقی نمیکنه. و دقیقاً همین، خودِ پدیدهایه که ازش حرف میزنیم.
فلسفهی پشت این پدیده:مغز انسان برای ثبت خاطرات، از یه میانگینگیری ساده استفاده نمیکنه. بهجاش، فقط چند لحظهی کلیدی رو نگه میداره و بقیهی زمان — هرچقدر هم طولانی بوده — عملاً پاک میشه. این یعنی مدتزمان یه تجربه، تقریباً هیچ نقشی تو خاطرهای که ازش میمونه نداره. بهش میگن Duration Neglect.
مثالهای ملموستر:
- تعطیلات: یه سفر ۳ روزه با یه غروب فوقالعاده و یه شام خانوادگی گرم، همونقدر خوب یادت میمونه که یه سفر ۱۰ روزه با همون کیفیت لحظات — انگار ۷ روز اضافه اصلاً وجود نداشتن- ویزیت پزشک: پژوهشهای واقعی نشون دادن بیمارانی که یه پروسهی پزشکی طولانیتر داشتن ولی چند دقیقهی آخرش کمدردتر بود، کل تجربه رو «بهتر» از کسایی که پروسهی کوتاهتری داشتن ولی پایانش دردناک بود به یاد میآوردن- بازی ویدیویی: یه بازی ۵ ساعته با یه باس فایت هیجانانگیز وسط و یه پایانبندی قوی، معمولاً بهتر از یه بازی ۲۰ ساعتهی یکنواخت با پایان ضعیف به یاد میمونه — طول بازی عملاً امتیاز نمیگیره- جلسهی کاری: یه جلسهی یکساعتهی خستهکننده که با یه تصمیم روشن و مشخص تموم میشه، مثبتتر از یه جلسهی نیمساعته که مبهم و بینتیجه تموم شده به خاطر میمونه
نتیجهی عملی:وقتی داری یه محصول، خدمت، یا حتی یه رویداد طراحی میکنی، وقتت رو صرف کوتاهکردن «طول» تجربه نکن — صرف طراحی چند لحظهی قوی و یه پایان خوب کن. مغز کاربر همونا رو میشمره، نه ساعتشمار.
چالش کوچک
#روانشناسی_شناختی #Duration_Neglect #هنر_و_فناوری
۵۸
۱۶:۴۱
ایجنتهای کدنویس؛ نسل جدید ابزارهای برنامهنویسی
تا همین یکی-دو سال پیش، ابزارهای هوش مصنوعی برنامهنویسی فقط یه پیشنهاد خط بعدی کد رو بهت میدادن — و تصمیم نهایی همیشه با خودت بود. حالا یه نسل جدید اومده که فرق اساسی داره: ایجنت (Agent).
فرق ایجنت با ابزار معمولی:یه ابزار معمولی جواب میده. یه ایجنت عمل میکنه. خودش کدبیس رو میخونه، برنامه میریزه، چند فایل رو همزمان ویرایش میکنه، دستور اجرا میکنه، تست میگیره، و نتیجه رو بررسی میکنه.
دو ایجنت متنباز که همین الان میتونی امتحان کنی:
OpenCode — ایجنت ترمینالی، مستقل از ادیتور خاص، حتی روی سرور از راه دور هم قابل اجراست. بدون هیچ کلید پولی، این مدلها رو میتونی ازش استفاده کنی:- چندین مدل رایگان از OpenRouter (لیستشون میچرخه، ولی معمولاً شامل DeepSeek، Qwen و Grok Code Fast میشه)- هر مدلی که با Ollama بهصورت محلی رو سیستم خودت اجرا کنی (مثل Qwen 2.5 Coder یا Llama 3.1) — کاملاً آفلاین
Cline — اکستنشن VS Code، ایجنت-محور، قبل از اعمال تغییرات یه پلن نشونت میده که تأیید کنی. مدلهای رایگانش بهصورت دورهای عوض میشن — لیست ثابتی نداره، ولی همیشه یه سری مدل رایگان با سقف مصرف مشخص تو انتخابگر مدل (با برچسب FREE) در دسترسه.
*نکتهی مهم: لیست مدلهای رایگان دائم ثابت نیست — قبل از شروع کار، از داخل خود ابزار چک کن کدوم مدل الان رایگانه.
چالش کوچک
:*یه فایل کد قدیمی و بههمریخته از پروژهی خودت پیدا کن و به ایجنت بگو: «این فایل رو بدون تغییر رفتارش، تمیز و خواناتر کن.» نتیجه رو با نسخهی اصلی مقایسه کن و تو کامنتها بگو چقدر خوب عمل کرد.
#Cline #OpenCode #برنامه_نویسی
@iran_skill |
دنبال کن و ایده بگیر
تا همین یکی-دو سال پیش، ابزارهای هوش مصنوعی برنامهنویسی فقط یه پیشنهاد خط بعدی کد رو بهت میدادن — و تصمیم نهایی همیشه با خودت بود. حالا یه نسل جدید اومده که فرق اساسی داره: ایجنت (Agent).
فرق ایجنت با ابزار معمولی:یه ابزار معمولی جواب میده. یه ایجنت عمل میکنه. خودش کدبیس رو میخونه، برنامه میریزه، چند فایل رو همزمان ویرایش میکنه، دستور اجرا میکنه، تست میگیره، و نتیجه رو بررسی میکنه.
دو ایجنت متنباز که همین الان میتونی امتحان کنی:
OpenCode — ایجنت ترمینالی، مستقل از ادیتور خاص، حتی روی سرور از راه دور هم قابل اجراست. بدون هیچ کلید پولی، این مدلها رو میتونی ازش استفاده کنی:- چندین مدل رایگان از OpenRouter (لیستشون میچرخه، ولی معمولاً شامل DeepSeek، Qwen و Grok Code Fast میشه)- هر مدلی که با Ollama بهصورت محلی رو سیستم خودت اجرا کنی (مثل Qwen 2.5 Coder یا Llama 3.1) — کاملاً آفلاین
Cline — اکستنشن VS Code، ایجنت-محور، قبل از اعمال تغییرات یه پلن نشونت میده که تأیید کنی. مدلهای رایگانش بهصورت دورهای عوض میشن — لیست ثابتی نداره، ولی همیشه یه سری مدل رایگان با سقف مصرف مشخص تو انتخابگر مدل (با برچسب FREE) در دسترسه.
*نکتهی مهم: لیست مدلهای رایگان دائم ثابت نیست — قبل از شروع کار، از داخل خود ابزار چک کن کدوم مدل الان رایگانه.
چالش کوچک
#Cline #OpenCode #برنامه_نویسی
۷۵
۲۳:۳۲
Bayad Barkhast Ringtone_03.mp3
۰۰:۵۴-۱.۲۵ مگابایت
باید برخاست نسخه پیانو
یک پیانیست عراقی نسخه پیانو باید برخاست را ساخته است که میتوان برای زنگ گوشی استفاده کرده.
@iran_skill | دنبال کن و ایده بگیر
یک پیانیست عراقی نسخه پیانو باید برخاست را ساخته است که میتوان برای زنگ گوشی استفاده کرده.
۴۹
۱۵:۲۱
*Plane؛ ابزار مدیریت پروژه که خودت میزبانش هستی
هر تیمی که یه پروژهی واقعی مدیریت میکنه (چه یه استارتاپ، چه یه تیم کوچیک بازیسازی)، بالاخره به یه ابزار مثل Jira یا Linear نیاز پیدا میکنه. ولی این ابزارها یه مشکل مشترک دارن: دادهی پروژهات روی سرور یه شرکت دیگهست، و معمولاً هزینهی ماهانهی سرانه دارن.
Plane یه جایگزین متنباز و خوداستقراره — یعنی میتونی رو سرور خودت نصبش کنی، دادهت دست خودته، و هزینهی سرانهای هم نداره.
چرا این تفاوت مهمه:
- برای تیمهایی که دادهی پروژهشون حساسه یا نمیخوان به یه سرویس خارجی وابسته باشن، خوداستقرار بودن یه شرط جدیه، نه یه ترجیح
- هزینهش فقط سرور خودته — نه اشتراک ماهانهی سرانه که با اضافه شدن هر عضو تیم بیشتر میشه
- کاملاً متنبازه — یعنی میتونی رفتارش رو با نیاز واقعی تیمت تنظیم کنی، نه برعکس
ساختاری که واقعاً کار میکنه:
تجربهی واقعی یه تیم کوچیک روی یه پروژهی بازیسازی نشون داد ساختار درست تو Plane اینجوریه:
- Module رو بر اساس فیچر قابلتحویل تعریف کن (مثلاً «کارت ویژهی تبادل»، «سیستم آموزش») — نه بر اساس تخصص. یه ماژول باید یه خط پایان واقعی داشته باشه
- Label رو برای تخصص (طراحی/برنامهنویسی/هنر) بذار، ولی هیچوقت ساختار اصلی رو روش نساز — چون یه ماژول به اسم «برنامهنویسی» هیچوقت «تموم» نمیشه
- Cycle رو بازهی زمانی دوهفتهای بذار که چندین ماژول رو همزمان قطع میکنه — سوالش اینه: «این دو هفته چی تحویل میدیم؟» نه «کل این فیچر کجاست؟»
- وابستگیهای واقعی بین اعضای تیم رو (مثلاً طراح باید سندش رو تموم کنه تا برنامهنویس شروع کنه) با رابطهی «Blocked by» ثبت کن — نه یه توافق شفاهی که جایی نوشته نشده
نتیجهی عملی:*اگه تیمت الان از یه اکسل یا یه گروه تلگرام برای مدیریت کارها استفاده میکنه، Plane یه قدم جدی به سمت ساختارمند شدنه — بدون اینکه مجبور باشی دادهت رو بدی دست یه شرکت دیگه.
اگه تیم داری بگو شما چجوری کارهاتون رو مدیریت میکنید؟
#Project_Management #Self_Hosted #برنامه_نویسی
@iran_skill |
دنبال کن و ایده بگیر
هر تیمی که یه پروژهی واقعی مدیریت میکنه (چه یه استارتاپ، چه یه تیم کوچیک بازیسازی)، بالاخره به یه ابزار مثل Jira یا Linear نیاز پیدا میکنه. ولی این ابزارها یه مشکل مشترک دارن: دادهی پروژهات روی سرور یه شرکت دیگهست، و معمولاً هزینهی ماهانهی سرانه دارن.
Plane یه جایگزین متنباز و خوداستقراره — یعنی میتونی رو سرور خودت نصبش کنی، دادهت دست خودته، و هزینهی سرانهای هم نداره.
- برای تیمهایی که دادهی پروژهشون حساسه یا نمیخوان به یه سرویس خارجی وابسته باشن، خوداستقرار بودن یه شرط جدیه، نه یه ترجیح
- هزینهش فقط سرور خودته — نه اشتراک ماهانهی سرانه که با اضافه شدن هر عضو تیم بیشتر میشه
- کاملاً متنبازه — یعنی میتونی رفتارش رو با نیاز واقعی تیمت تنظیم کنی، نه برعکس
ساختاری که واقعاً کار میکنه:
تجربهی واقعی یه تیم کوچیک روی یه پروژهی بازیسازی نشون داد ساختار درست تو Plane اینجوریه:
- Module رو بر اساس فیچر قابلتحویل تعریف کن (مثلاً «کارت ویژهی تبادل»، «سیستم آموزش») — نه بر اساس تخصص. یه ماژول باید یه خط پایان واقعی داشته باشه
- Label رو برای تخصص (طراحی/برنامهنویسی/هنر) بذار، ولی هیچوقت ساختار اصلی رو روش نساز — چون یه ماژول به اسم «برنامهنویسی» هیچوقت «تموم» نمیشه
- Cycle رو بازهی زمانی دوهفتهای بذار که چندین ماژول رو همزمان قطع میکنه — سوالش اینه: «این دو هفته چی تحویل میدیم؟» نه «کل این فیچر کجاست؟»
- وابستگیهای واقعی بین اعضای تیم رو (مثلاً طراح باید سندش رو تموم کنه تا برنامهنویس شروع کنه) با رابطهی «Blocked by» ثبت کن — نه یه توافق شفاهی که جایی نوشته نشده
نتیجهی عملی:*اگه تیمت الان از یه اکسل یا یه گروه تلگرام برای مدیریت کارها استفاده میکنه، Plane یه قدم جدی به سمت ساختارمند شدنه — بدون اینکه مجبور باشی دادهت رو بدی دست یه شرکت دیگه.
اگه تیم داری بگو شما چجوری کارهاتون رو مدیریت میکنید؟
#Project_Management #Self_Hosted #برنامه_نویسی
@iran_skill |
۵۱
۱۷:۱۳
ادیسه نولان؛ انسان، جهان و خدا
کریستوفر نولان در «اودیسه» داستان هومر را بازسازی نکرده؛ او وضعیت انسان را روایت کرده است. او سیر حیات انسان را در شکل ساختاری که در جانِ ادیان ابراهیمی حک شده است نشان میدهد.
انسان:اودیسئوس نماینده انسانی است که صدای درونیاش به او میگوید قتل و تجاوز بد است. اما او با حیله — همان اسب تروا — از این حد عبور میکند تا بقای تمدن و خودش را تضمین کند. او پیروز میشود، اما انسانیت خود را میفروشد. بعد از عبور، نمیداند چرا زنده بماند و به چه قیمتی. حالا دنبال توبه است. دنبال قربانی. دنبال گفتگو برای تحلیل اشتباه خودش. دنبال طلب بخشش و دنبال بازگشت به انسانِ قبل از تجاوز.
جهان:جهان فیلم، جهانی است که قانون دارد. «قانون زئوس» — همان قاعده طلایی — میگوید با دیگران همانگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار کنند. اما وقتی اودیسئوس این قانون را میشکند، جهان به هم میریزد. سربازانش خوک میشوند و ساحره میگوید: «این حقیقت شماست.» نه مجازات بیرونی؛ آشکار شدن حقیقت درونی. قربانی گوسفند، توجه به دفن مردگان، و انتهای فیلم — روبهرو شدن با عواقب همان تجاوزات. این جهان، جهانی است که تاوان میگیرد.
خدا:نولان نشان میدهد که انسان بدون آن نمیتواند زندگی کند. قهرمانش نمیتواند از محاکمه فرار کند، نمیتواند از ندای فطرت فرار کند، نمیتواند از احساس گناه فرار کند. این گناه مفهومی یونانی نیست؛ محصول سرشت این موجود است.سرشتی که از بودن و نبودن در نسبت با معیار هایی که از لحظه خلقتش با او بوده برداشت اخلاقی میکند
دنبال کن و ایده بگیر
| @iran_skill
کریستوفر نولان در «اودیسه» داستان هومر را بازسازی نکرده؛ او وضعیت انسان را روایت کرده است. او سیر حیات انسان را در شکل ساختاری که در جانِ ادیان ابراهیمی حک شده است نشان میدهد.
انسان:اودیسئوس نماینده انسانی است که صدای درونیاش به او میگوید قتل و تجاوز بد است. اما او با حیله — همان اسب تروا — از این حد عبور میکند تا بقای تمدن و خودش را تضمین کند. او پیروز میشود، اما انسانیت خود را میفروشد. بعد از عبور، نمیداند چرا زنده بماند و به چه قیمتی. حالا دنبال توبه است. دنبال قربانی. دنبال گفتگو برای تحلیل اشتباه خودش. دنبال طلب بخشش و دنبال بازگشت به انسانِ قبل از تجاوز.
جهان:جهان فیلم، جهانی است که قانون دارد. «قانون زئوس» — همان قاعده طلایی — میگوید با دیگران همانگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار کنند. اما وقتی اودیسئوس این قانون را میشکند، جهان به هم میریزد. سربازانش خوک میشوند و ساحره میگوید: «این حقیقت شماست.» نه مجازات بیرونی؛ آشکار شدن حقیقت درونی. قربانی گوسفند، توجه به دفن مردگان، و انتهای فیلم — روبهرو شدن با عواقب همان تجاوزات. این جهان، جهانی است که تاوان میگیرد.
خدا:نولان نشان میدهد که انسان بدون آن نمیتواند زندگی کند. قهرمانش نمیتواند از محاکمه فرار کند، نمیتواند از ندای فطرت فرار کند، نمیتواند از احساس گناه فرار کند. این گناه مفهومی یونانی نیست؛ محصول سرشت این موجود است.سرشتی که از بودن و نبودن در نسبت با معیار هایی که از لحظه خلقتش با او بوده برداشت اخلاقی میکند
دنبال کن و ایده بگیر
۲۱
۲۳:۰۴
فعالیت کم کانال هنر و تکنولوژی
کم مطلب کار میکنم چون وقت آزاد کمی دارم(که مایه شرم منه)،چیز هایی رو میزارم که فهمیدمش و تجربهاش کردم،من اینجا از هنر و تکنولوژی میگم ولی ضبط صوت نیستم،من صدای خودم رو دارم و سعی میکنم از هنر و تکنولوژی به واسطه چیز هایی که دیدم و میبینم،با نگاه و صدای خودم حرف بزنم.
دنبال کن و ایده بگیر
| @iran_skill
کم مطلب کار میکنم چون وقت آزاد کمی دارم(که مایه شرم منه)،چیز هایی رو میزارم که فهمیدمش و تجربهاش کردم،من اینجا از هنر و تکنولوژی میگم ولی ضبط صوت نیستم،من صدای خودم رو دارم و سعی میکنم از هنر و تکنولوژی به واسطه چیز هایی که دیدم و میبینم،با نگاه و صدای خودم حرف بزنم.
دنبال کن و ایده بگیر
۱۹
۲۳:۰۴
جایزه؛مسابقه دعوت از دوستان
یه مسابقه داریم،شما هر کسی رو که میشناسید و فکر میکنید به محتوای کانال علاقه داره با معرفی و ارسال پیوند وارد کانالش میکنید.بعد لیست آیدی تمام کسانی که از طریق شما با کانال آشنا شدن رو برام ارسال میکنید(به شناسه موجود در بیو کانال).هر کسی که بیشترین تعداد رو تونسته باشه وارد کانال کنه برنده مسابقه میشه.
جایزه:جلد اول و دوم کتاب سه دیدار از مرحوم نادر ابراهیمی
مهلت مسابقه تا ۱۵ مهرماه
دنبال کن و ایده بگیر
| @iran_skill 
یه مسابقه داریم،شما هر کسی رو که میشناسید و فکر میکنید به محتوای کانال علاقه داره با معرفی و ارسال پیوند وارد کانالش میکنید.بعد لیست آیدی تمام کسانی که از طریق شما با کانال آشنا شدن رو برام ارسال میکنید(به شناسه موجود در بیو کانال).هر کسی که بیشترین تعداد رو تونسته باشه وارد کانال کنه برنده مسابقه میشه.
مهلت مسابقه تا ۱۵ مهرماه
دنبال کن و ایده بگیر
۳۰
۲۳:۰۵