لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربیا
۱۱۹ عضو

انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی

مشاهده در وب بله
۲۳ تیر
بخش سوم و پایانی مصاحبه‌ی خانم امل نبهانی
9_* با گسترش هوش مصنوعی و ابزارهای ترجمه‌ی ماشینی، آینده‌ی ترجمه‌ی ادبی را چگونه می‌بینید؟ آیا ترجمه‌ی ادبی را می‌توان صرفاً به انتقال زبان فروکاست، یا هم‌چنان امری خلاقانه، تفسیری و انسانی باقی خواهد ماند؟*
به گمانم هر نسل، با ظهور فناوری تازه‌ای، این نگرانی را تجربه کرده است که آیا ماشین جای انسان را خواهد گرفت یا نه. درباره ترجمه هم همین پرسش بارها مطرح شده و امروز با گسترش هوش مصنوعی، جدی‌تر از گذشته است. من نه نگاه آخرالزمانی به این موضوع دارم و نه خوش‌بینی بی‌قیدوشرط.هوش مصنوعی می‌تواند دستیار بسیار خوبی باشد. در جست‌وجوی منابع، بررسی معادل‌ها، مقایسه نسخه‌ها یا حتی یکدست‌سازی بعضی اصطلاحات، بی‌شک به مترجم کمک خواهد کرد. اما ترجمه ادبی، در جایی آغاز می‌شود که زبان از انتقال معنا فراتر می‌رود.من بارها هنگام ترجمه، ساعت‌ها روی یک جمله مکث کرده‌ام؛ نه به این دلیل که معنایش را نمی‌دانستم، بلکه چون می‌خواستم ببینم نویسنده در آن جمله چه معنا و لحنی را پنهان کرده است، ریتم آن چگونه است، آیا شخصیت این جمله را با خشم گفته یا با حسرت، و آیا اگر واژه‌ای را عوض کنم، موسیقی پنهان آن از بین می‌رود یا نه. این‌ها مسائلی نیست که صرفاً با دانستن دو زبان حل شوند.از طرف دیگر، هر ترجمه، نوعی خوانش است. کافی است ترجمه‌های مختلف یک اثر کلاسیک را کنار هم بگذاریم؛ مثلاً ترجمه‌های گوناگون از دن کیشوت یا برادران کارامازوف. همه درست‌اند، اما هیچ‌کدام شبیه دیگری نیستند. دلیلش این است که مترجم، پیش از آنکه واژه‌ها را ترجمه کند، متن را می‌خواند، تفسیر می‌کند و با آن وارد گفت‌وگو می‌شود.بنابراین فکر می‌کنم آینده ترجمه ادبی، آینده رقابت انسان و ماشین نیست؛ آینده همکاری آن‌هاست. اما مسئولیت نهایی، همچنان بر عهده مترجم خواهد بود؛ چون آنچه خواننده را با یک رمان پیوند می‌دهد، فقط معنی جمله‌ها نیست، بلکه جانِ جمله‌هاست.
10_ از نگاه شما، ترجمه‌ی رمان‌های عربی چه نقشی در شکل‌گیری گفت‌وگوی میان دو فرهنگ ایرانی و عربی داشته است؟ آیا ادبیات می‌تواند کلیشه‌های تاریخی و سیاسی را به چالش بکشد و افق تازه‌ای برای فهم متقابل ملت‌ها بگشاید؟
فکر می‌کنم یکی از بدشانسی‌های دو فرهنگ ایرانی و عربی این بوده که در دهه‌های اخیر، بیشتر از طریق سیاست با یکدیگر گفت‌وگو کرده‌اند تا از طریق ادبیات. سیاست، ناگزیر جهان را به دوگانه‌های ساده تقلیل می‌دهد؛ اما ادبیات، درست برعکس، پیچیدگی انسان را آشکار می‌کند.بسیاری از خوانندگان ایرانی، وقتی اولین‌بار رمانی از نجیب محفوظ، غسان کنفانی یا عبدالرحمن منیف را می‌خوانند، متوجه می‌شوند که دغدغه شخصیت‌های این آثار، چندان با دغدغه‌های خودشان بیگانه نیست. عشق، خانواده، مهاجرت، ترس، امید، شکست، خاطره و آرزوی زندگی بهتر، مرز جغرافیایی نمی‌شناسند.یکی از زیباترین تجربه‌هایی که بعد از انتشار ترجمه‌هایم داشتم، پیام‌هایی بود که از خوانندگان دریافت می‌کردم. بعضی‌ها نوشته بودند تا پیش از خواندن این رمان‌ها، تصور دیگری از جامعه عرب داشتند. این برای من، شاید ارزشمندتر از هر نقد و جایزه‌ای بود. چون احساس کردم ادبیات، آرام و بی‌سروصدا، کاری را انجام داده که گاهی سال‌ها گفت‌وگوهای رسمی از انجامش ناتوان بوده‌اند.البته نباید از ادبیات انتظار معجزه داشت. یک رمان نمی‌تواند اختلاف‌های تاریخی یا سیاسی را حل کند. اما می‌تواند تصویری انسانی از «دیگری» به ما بدهد و این، نقطه آغاز هر گفت‌وگوی واقعی است.من همیشه آرزو کرده‌ام روزی برسد که خواننده ایرانی، همان‌قدر که مارکز، کوندرا یا ساراماگو را می‌شناسد، با منیف، الطیب صالح، جبرا ابراهیم جبرا یا ابراهیم الکونی نیز آشنا باشد. نه از سر همسایگی، بلکه چون این نویسندگان نیز بخشی از ادبیات بزرگ جهان‌اند.
11_ اگر بخواهید یک توصیه به مترجمان جوان داشته باشید، آن توصیه صرفاً درباره‌ی فن ترجمه خواهد بود یا درباره‌ی نوع نگاه به ادبیات، جامعه و مسؤولیت فرهنگی مترجم نیز سخن خواهید گفت؟
اگر فقط درباره فن ترجمه حرف بزنم، بخش مهمی از ماجرا را نادیده گرفته‌ام. فن ترجمه را می‌شود آموخت؛ با تمرین، با خواندن، با تجربه. اما آنچه یک مترجم را می‌سازد، فقط مهارت زبانی نیست؛ نوع نگاه او به جهان است.به مترجمان جوان همیشه می‌گویم بیش از آنکه ترجمه کنند، بخوانند. نه فقط رمان، بلکه تاریخ، فلسفه، جامعه‌شناسی، خاطرات، سفرنامه و شعر. مترجمی که فقط ادبیات بخواند، دیر یا زود دچار تکرار می‌شود. هر رمان، حاصل برخورد ده‌ها جریان فکری و تاریخی است و مترجم باید بتواند این لایه‌ها را ببیند.نکته دیگر، صبر است. امروز سرعت انتشار کتاب بسیار زیاد شده و گاهی این تصور به وجود آمده که مترجم هرچه بیشتر ترجمه کند، موفق‌تر است. من با این نگاه موافق نیستم. بعضی کتاب‌ها باید ماه‌ها در ذهن مترجم بمانند
undefined۱

۲۰۵

۲۳:۴۸

تا زبانشان پیدا شود.و شاید مهم‌تر از همه، فروتنی است. مترجم نباید فراموش کند که واسطه است، نه صاحب اثر. هرچه حضور مترجم کمتر به چشم بیاید و صدای نویسنده روشن‌تر شنیده شود، به گمان من، ترجمه موفق‌تر است.در عین حال، مسئولیت مترجم فقط در برابر نویسنده نیست؛ در برابر خواننده و فرهنگ خودش هم مسئول است. هر ترجمه، خواه‌ناخواه، تصویری از یک جامعه و یک ادبیات به زبان مقصد منتقل می‌کند. این مسئولیت، چیزی فراتر از دقت در واژه‌هاست و شاید به همین دلیل، ترجمه را همیشه کاری اخلاقی هم دانسته‌ام.توصیه دیگرم به مترجمان جوان این است که برای شروع آثار نویسندگانی را ترجمه کنند که در قید حیات هستند. این کار چند مزیت دارد. اول اینکه امکان ارتباط با خود نویسنده را خواهند داشت و درصورت مواجه شدن با هرگونه ابهام در ترجمه می‌توانند با نویسنده تبادل نظر و پرسش و پاسخ داشته باشند. دومین مزیت این کار این است که نویسندگان عرب اغلب از دغدغه‌ها و مسائل روز و جاری در کشورهای خود می‌نویسند و از به‌روزترین و جدیدترین اصطلاحات و ترکیبات زبانی‌شان بهره می‌برند. این امر به مترجم جوان کمک می‌کند بهتر و عمیق‌تر با جهان فکری نویسنده و محیط زندگی‌اش ارتباط برقرار کند.
12_** اگر امروز قرار باشد تنها یک رمان عربی را برای معرفی به نسل جوان ایرانی انتخاب کنید، آن رمان کدام است و چرا؟ فکر می‌کنید آن اثر چه پرسشی را پیش روی خواننده‌ی امروز ایران قرار می‌دهد؟**
چنین انتخابی برایم آسان نیست؛ چون هر دوره از ادبیات عرب، صدای ویژه خودش را دارد. اما اگر ناچار باشم فقط یک اثر را پیشنهاد کنم، همچنان مدن‌الملح عبدالرحمن منیف را انتخاب می‌کنم.شاید این انتخاب به خاطر سال‌هایی باشد که با این رمان زندگی کرده‌ام، اما دلیل اصلی چیز دیگری است. منیف یکی از معدود نویسندگانی است که توانسته درباره لحظه‌ای بنویسد که یک جامعه، در فاصله‌ای کوتاه، با ثروتی عظیم و تغییری شتاب‌زده روبه‌رو می‌شود؛ تغییری که فقط اقتصاد را دگرگون نمی‌کند، بلکه حافظه، روابط انسانی، اخلاق و حتی معنای خانه را تغییر می‌دهد.آنچه این رمان را برای خواننده امروز ایران مهم می‌کند، فقط روایت تاریخ کشورهای نفت‌خیز نیست. پرسشی است که در سراسر اثر جریان دارد: توسعه، اگر انسان را از گذشته، از طبیعت و از خودش جدا کند، آیا هنوز می‌توان آن را پیشرفت نامید؟این، پرسشی است که فقط به جهان عرب تعلق ندارد. بسیاری از جوامع، از جمله جامعه ما، به شکل‌های مختلف با آن روبه‌رو بوده‌اند و هستند.در نهایت، فکر می‌کنم ارزش یک رمان بزرگ، در پاسخ‌هایی که می‌دهد نیست؛ در پرسش‌هایی است که سال‌ها بعد از خواندنش همچنان در ذهن ما باقی می‌ماند. مدن‌الملح برای من از همین جنس آثار است. هر بار که به آن بازمی‌گردم، احساس می‌کنم کتاب تغییر نکرده، اما من خواننده دیگری شده‌ام. شاید این، دقیق‌ترین تعریفی باشد که بتوان از ادبیات بزرگ ارائه داد.
undefined۱

۲۶۷

۲۳:۴۸

۲۳ مرداد
thumbnail
مصاحبه‌ی دوم

دومین مصاحبه‌ی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عرب اختصاص دارد به آقای سید محمد آل مهدی مترجم کتاب‌های حوزه‌ی اندیشمندان جهان عرب.
آقای سید محمد آل مهدی از مترجمان ایرانی فعال در حوزه‌ی علوم انسانی، تاریخ و فلسفه است که بیشتر آثارش در زمینه‌ی نقد سنت و اندیشه‌ی عربی ترجمه شده‌اند.
وی از نخستین مترجمان ایرانی می‌باشد که کتاب‌های محمد عابدالجابری را به فارسی زبان معرفی کرده است. بیشتر کارهای ایشان بر روی متفکران مراکش تمرکز دارد.
برخی از کتاب‌هایی که ایشان به فارسی ترجمه کرده‌اند عبارت‌اَند از:
۱_ نقد عقل عربی: محمد عابد الجابری
۲_ ما ومیراث فلسفی‌مان: محمد عابد الجابری
۳_عقلانیتِ اخلاقی عربی و تأثیر سنت خسروانی: محمد عابد الجابری
۴_ سقراط‌هایی از گونه‌ای دیگر: محمد عابد الجابری
۵_ مفهوم تاریخ، واژه‌ها و روش‌ها:عبدالله عروی
۶_ سنت و مدرنیته: محمد عابد الجابری
۷_خوانشی نوین ازفلسفه‌ی مغرب و اندلس: محمد عابد الجابری
۸_ نقد سنت: عبدالإله بلقزیز

در ادامه به گفت‌وگوی با آقای آل‌مهدی می‌پردازیم.


undefined Bale |Eitaa |Telegram |Website
undefined۱
undefined۱

۱۷۰

۲۳:۰۴

*بخش اولدرود و عرض ادب خدمت جناب آقای آل‌مهدی از این‌که دعوت انجمن ایرانی زبان و ادبیات عرب را پذیرفتید و در این گفت‌وگو حضور یافتید، صمیمانه سپاس‌گزاریم.
1_ در آغاز اگر ممکن است به اختصار خودتان را معرفی بفرمایید؛ از پیشینه‌ی تحصیلی، حوزه‌های پژوهشی و این‌که از چه زمانی به‌طور حرفه‌ای در عرصه‌ی ترجمه، به‌ویژه ترجمه‌ی متون فلسفی و علوم انسانی، فعالیت داشته‌اید؟*
بنده از عشق به مولوی، متنبی وحافظ به فلسفه رسیدم. نوجوانیم این گونه سپری شد. تا اینکه علامه محمد تقی جعفری برای جلساتی به اهواز دعوت شدند ایشان میهمان خانه پدری‌ام بودند. واز آن پس وتحت تاثیر این بزرگوار به درد فلسفه خوانی مبتلا شدم. دیوانه‌وار می‌خواندم به گونه‌ای که درسن بیست وسه سالگی شروع به نوشتن کتابچه‌هایی در حوزه‌ی فلسفه برای نوجوانان شدم که نخستین‌شان باعنوان " نگرشی کوتاه به فلسفه‌ی افلاطون " با تیراژ سه هزار نسخه ودومی‌نشان باعنوان " نگرشی کوتاه به فلسفه‌ی ارسطو " با تیراژ پنج هزار در سال ۵۶ منتشر شد اما سومی اجازه انتشار نیافت.چند سال درحال وهوای انقلاب گذشت تا اینکه سال هشتاد ودو تصمیم به ترجمه گرفتم وسال هشتاد وپنج ترجمه نخستین کتاب از جابری را به پایان رساندم که هشتاد وهفت منتشر شد. آشنایی من با جابری ودیگر اندیشمندان مغربی از گذر همکلاسی‌یان مراکشی در دانشگاه دمشق بود. ودیگر اندیشمندان مغربی از گذر همکلاسی‌یانم در دانشگاه بین المللی دمشق بود. همان‌گونه که بارها گفته‌ام فقط دریک حوزه وتنها از اندیشمندان مغربی ترجمه می‌کنم وتا کنون هیجده کتاب ترجمه کرده‌ام که دوتا در دست انتشار ویکی را مشغول ویرایش هستم.

2_ در انتخاب آثار برای ترجمه چه معیارهایی را در نظر می‌گیرید؟ آیا انتخاب یک کتاب را صرفاً بر اساس ارزش علمی آن انجام می‌دهید یا نسبت آن با مسائل فکری و اجتماعی امروز ایران و جهان عرب نیز برای‌تان اهمیت دارد؟

طبعا آنچه احساس می‌کنم در شرایط فعلی به خواندنش می‌ارزد به شرطی که در حوزه‌ی مطالعاتیم باشد ترجمه می‌کنم. در شرایطی که نقش بیش ازحد سنت سوال برانگیز می شود، نقد سنت را ترجمه می‌کنم وآن زمان که گفتگو وشنیدن سخن دیگری ضعیف می‌شود ،مشروعیت اختلاف، را وزمانی که برخی از عزیزان یک طرفه به قاضی می‌روند و آن چنان با این رشد برخورد می‌کنند. خوانشی دیگر از زندگی وفلسفه‌ی ابن رشد را ترجمه می‌کنم.

3_ کتاب اخیری که ترجمه کردید به نام " نقد سنت " از بلقزیز، «سنت» را چگونه مفهوم‌پردازی می‌کند؟ این تلقی چه تفاوت‌هایی با برداشت‌های رایج از سنت در میان اندیشمندان ایرانی و عرب دارد؟ آیا نویسنده سنت را صرفاً میراثی تاریخی می‌داند یا آن را امری زنده، پویا و درگیر با مناسبات قدرت، هویت و تغییرات اجتماعی تلقی می‌کند؟

بلقزیز آثار بسیاری دارد. او معمولا هرچند اثر خود را به موضوع یا حتی عنوان معینی اختصاص می‌دهد. العرب والحداثه نیز عنوان سه جلد از کتاب‌های اوست که دوجلد آن یکی به نام عرب ومدرنیته ودیگری نقد سنت را بنده ترجمه کرده‌ام.عروی بر آن است که سنت صرفا مجموعه‌ای از متون یا آثار یا میراث تاریخی و فقط آنچه به جای مانده نیست. بلکه سنت هم امروزه نیز در زندگی اندیشه وسیاست ما حضور فعال دارد ودارای سه لایه‌ی تاریخی که شامل میراث فقهی، کلامی، فلسفی، ادبی وفرهنگی است که از گذشته به ما رسیده است ولایه‌ی معرفتی که دستگاه فکری وشیوه‌های استدلالی است و هنوز ذهن ما را شکل می‌بخشد. ودر آخر لایه‌های اجتماعی سیاسی است که در نهادهای دینی، آموزشی، فرهنگ عمومی دولت وحتی روابط قدرت باز تولید می‌شود.طبعا برداشت اندیشمندان عرب با انچه در میان اندیشندان این مرز وبوم رایچ است تفاوت دارد. تا آنجا که عقلم قد می‌دهد و با علم متواضعی که در این باره دارم وامیدوارم درست باشد. بیشتر عزیزان ما سنت را مجموعه‌ای از آثار وباورها ونهادهایی می‌دانند که یا باید حفظ شوند یا اصلاح گردند. اما با نگاه‌های متفاوتی که مثلا شریعتی وسروش وطباطبایی دارند. به هرحال سنت اغلب موضوعی معرفتی یا تاریخی می ماند در حالی که دست کم در این کتاب نه یک شیء تاریخی بلکه یک فرایند تاریخی زنده است. که همواره درمیدان قدرت، هویت، سیاست وفرهنگ باز تواید وباز تفسیر می‌شود.

undefined Bale |Eitaa |Telegram |Website

۱۹۹

۲۳:۱۰

۲ شهریور
بخش دوم مصاحبه با آقای سید محمد آل مهدی
4 _ انگیزه‌ی اصلی شما از ترجمه‌ی این کتاب چه بود؟ به نظر شما این اثر کدام مسأله یا خلأ نظری را در فضای فکری ایران برجسته می‌کند و چه پرسش‌های تازه‌ای را پیش روی خوانندگان قرار می‌دهد؟
بله انگیزه‌ام این بود که هرچند نا چیز نقشی در داد وستد میان دو فرهنگ ایفا کنم البته پیش از این نیز بارها گفنه بودم وبه قولی: گفته ام این را ولی بار دگر شد مکرر بهر تاکید خبراما بخش دوم سوال: طبعا خوانندگان ایرانی مانند دیگر خوانندگان ممکن است خلأهای نظری داشته باشند یکی از این خلأها نبود گفت وگوی انتقادی و روشمند با سنت که بلفزیز در این کتاب آن را برجسته کرده و ما را به آن دعوت می‌کند. متأسفانه بخش مهمی از مباحث روشنفکری در کشور ما میان دو رویکرد سنت‌گرایی مطلق وغرب‌گرایی افراطی در نوسان‌اند، به عبارتی برخورد با سنت بیشتر دفاع یا نفی بود و کمتر موضوعی جهت تحلیل علمی وانتقادی، از این رو بلقزیز در این کتاب ما را به شناخت ساختارهای معرفتی تاریخی سنت دعوت می‌کند و بر آن است بدون فراهم آوردن امکان بازسازی‌شان نمی‌توان به بازسازی ونوسازی هویت رسید. به عبارتی مسأله دفاع از سنت وحفظ آن یانفی آن نیست بلکه چگونگی مواجهه با آن است. باید حداکثر تلاشمان را بکنیم تا با نقدی عقلانی وتاریخی و روشمند، سنت را از مانعی در برابر توسعه به عاملی در خدمت نوسازی وباز سازی هویت تبدیل کنیم.
5 _ اگر از منظر جامعه‌شناختی و فلسفی به مفهوم سنت بنگریم، مهم‌ترین وجوه اشتراک و افتراق سنت، به‌ویژه سنت دینی و فرهنگی، میان ایران و جوامع عربی چیست؟ این تفاوت‌ها چه تأثیری بر فرآیند نوسازی، هویت جمعی و مواجهه با مدرنیته داشته‌اند؟
هردو، ایران وجهان عرب گوناگونی بسیار دارند. چگونه می توان تجارب کشورهای مصر، تونس، لبنان، عراق، عربستان و مراکش را یکی دانست. همان‌طور که ایران در دوره‌های مختلف تاریخی تجاربی متفاوت داشته است.با این وجود مفهوم سنت در هر دو شبکه‌ای از حافظه‌ی تاریخی، ارزش‌ها نهادها و نوع نگاه به جهان وشیوه‌های فهم آن است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. اما مهمترین وجه اشتراک‌شان در سنت و مدرنیته این‌که دین نقش مهمی در مشروعیت سیاسی و اخلاق عمومی داشته و مدرنیته در هر دو بیشتر وارداتی بوده تا برآمده از تحولی تدریجی. از این رو همیشه ورود آن با تنش همراه بوده است.تفاوت دوره‌ها در ایران و تفاوت کشورها در جهان عرب جامعه شناسان را برآن داشته— البته تا آنجا که اطلاع دارم و امیدوارم درست باشد— که امروزه بیشتر از مدرنیته‌ی چندگانه سخن بگویند تا الگویی واحد. و اما اگر از منظر فلسفی به موضوع نگاه شود حرف و حدیث بسیار به دنبال دارد و هر یک از فلاسفه‌ی شرق وغرب در این باره فراوان سخن گفته‌اند. برای نمونه گادامر نه تنها سنت را مانع اندیشیدن نمی‌داند بلکه آن را به عنوان افقی معرفی می‌کند که فهم ما از جهان را ممکن می‌سازد. برخی نیز به عکس سنت را مانع پیشرفت و رسیدن به مدرنیته می‌دانند و برخی دیگر برخوردی گزینشی دارند و می‌گویند بیایید انچه را از سنت که با امروزمان می‌خواند برجسته سازیم.

6 _ لطفاً کمی درباره‌ی بالقزیز و پروژه‌ی فکری ایشان توضیح دهید. اندیشه‌ی او در کدام سنت فلسفی یا جامعه‌شناختی قابل طبقه‌بندی است و آثارش چه نسبتی با مباحثی هم‌چون مدرنیته، عقلانیت، سنت و نقد فرهنگ برقرار می‌کند؟
بلقزیز اندیشمند مغربی سال ۱۹۵۰ میلادی در مراکش به دنیا آمد و تحصیلات دانشگاهی خود را تا سطح دکترا در دانشگاه محمد پنجم به پایان رساند. او تاکنون نزدیک به پنجاه اثر دارد. ودر همه‌ی این آثار افکار و مفاهیم را بدیهیاتی مسلم و اصولی انکار ناپاذیر ندانسته و با چشمانی جستجوگر کاویده است. او نه با فلسفه‌ی تحلیلی آن چنان سر و کار دارد و نه با فلسفه‌ی قاره‌ای، می‌توان او را در سنت فلسفه‌ی اجتماعی و فلسفه‌ی سیاسی معاصر عرب جای داد و چون همواره تلاش کرده نشان دهد مفاهیمی چون سنت ومدرنیته، دولت وعقلانیت در بستر تاریخ و ساختار اجتماعی شکل گرفته‌اند و دگرگون شده‌اند می‌توان او را بیش از هر سنت جامعه شناختی به جامعه‌شناسی تاریخ وجامعه شناسی معرفت نزدیک دانست.

7_* ترجمه‌ی متون فلسفی و علوم انسانی تنها انتقال واژگان نیست، بلکه انتقال یک دستگاه مفهومی است. از نظر شما مهم‌ترین چالش مترجم در مواجهه با مفاهیم پیچیده و زمینه‌مند چیست؟*
ترجمه اساسا کار ساده‌ای نیست اجازه دهید بگویم طاقت‌فرسا است، چون می‌خواهی روحی را در پیکری دیگر جای دهی. مهمترین چالش در انتقال دستگاه مفهومی آگاه نبودن به متن است. بنده معتقدم حوزه‌ی ترجمه باید حوزه‌ی تخصص مترجم باشد. مترجم، سنت فکری نویسنده، شرایط نگارش کتاب و اهدافی که نویسنده در نگاشتن آن دنبال می‌کرده را باید بداند. اگر به ساختارگرایی جابری وتاریخ‌گرایی عروی آشنا نباشید و ندانید اثارشان در چه شرایط و به چه
undefined۱

۱۲۶

۲۳:۱۰

منظور نگاشته شدند ترجمه خوبی از از آنان ارائه نخواهید داد. می‌گویم خوب چون ترجمه عالی به نظرم وجود ندارد. افزون براین‌ها با ادبیات نویسنده آشنا باشید. عروی کوتاه و قدری مشکل می‌نویسد او یا در دانشگاه درس داده یا دیپلمات بوده اما جابری درس دادن را از مدارس ابتدایی و سپس دبیرستان شروع کرده وسپس راهی دانشگاه شده است ازاین رو شرح بسیار می‌دهد و با حوصله‌ی هرچه بیشتر قضایا را می‌شکافد. وانگهی خود مفاهیم در میان برخی اندیشندان عرب متفاوت‌اَند. همه می‌گویند التراث یا الحداثه یا العقل و العقلانیه والعقلنه، در حالی‌که هر کدام از این واژگان یکسان چیزی را مراد می‌کنند.
8_* در ترجمه‌ی مفاهیم فلسفی و جامعه‌شناختی چگونه میان وفاداری به متن اصلی و روانی و فهم‌پذیری برای مخاطب فارسی‌زبان تعادل برقرار می‌کنید؟*
در حد توانایی تلاش می کنم میان ظرافت معنا و روانی متن تعادلی برقرار کنم. امیدوارم تاکنون در انجام این امر تاحدی موفق شده باشم. طبعا در بعضی موارد ابهام موجود را با نوشتن جمله معترضه در کنار آن یا با زیر نویس رفع می‌کنم. همه اندیشمندان مراکشی یکسان نمی‌نویسند، برای نمونه العروی قدری مشکل‌تر از جابری و بلقزیز می‌نویسد اما متون نورالدین افایه از متون عروی هم مشکل‌تر است مترجم چاره‌ای ندارد جز این‌که هر چه بیشتر با متن آشنا وبر دو زبان مبدأ ومقصد مسلط باشد.

undefined Bale |Eitaa |Telegram |Website
undefined۱

۱۸۰

۲۳:۱۰

۱۳ شهریور
بخش سوم و ڀایانی مصاحبه با ٱقای سید محمد ٱل مهدی
6_ بیشتر آثاری را که ترجمه کرده‌اید حوزه علوم انسانی و فلسفه می‌باشد آیا در طول این مسیر با متن‌هایی مواجه شده‌اید که ترجمه‌ی آن بسیار سخت باشد تا جایی که فهم آن برای مخاطب فارسی زبان دشوار شود. در چنین شرایطی چه کاری کرده‌اید و چگونه آن متن را روان و قابل فهم و درک ترجمه کرده‌اید؟

بنده فقط در حوزه‌ی فلسفه و تنها از اندیشمندان مغربی ترجمه می‌کنم با این حال بارها با دشواری‌هایی رو به رو شده‌ام. ببیند مفهوم تاریخ جلد دوم را سومین بار است که این روزها دارم ویرایش می‌کنم. ببخشید واقعا حوصله می‌خواهد در این کتاب واژه تقلید گاهی به معنای سنت و اغلب به معنای پیروی آمده است. برای تشخیص معنای درست آن باید بسیار دقیق بود. در پاسخ به بخش دیگر سوا‌لتان : بله تلاش می‌کنم ترجمه روان باشد. سال‌ها تدریس کردم وقدری با ساده‌گویی آشنایم و مایلم هر که قدری با فلسفه آشنا باشد ترجمه‌هایم را بفهمد.

10_ به نظر شما هوش مصنوعی چه مزایا و معایبی برای حوزه‌ی ترجمه و نهضت ترجمه در آینده خواهد داشت؟و توصیه‌ی شما به عنوان مترجمی که سالیان درازی است که قلم می‌زنید در رابطه با استفاده از این ابزار به کسانی که در آغاز این کار هستند چیست؟


اگر کارمترجم فقط انتقال واژگان باشد بی‌گمان من و دیگر مترجمان امروز آخرین نسل مترجمان هستیم اما اگر انتقال افق یک اندیشه از زبانی به زبان دیگر باشد حالا حالاها هستیم. شاید مترجمی که کارش پژوهشگری نباشد وفقط به برگردان واژگان بسنده کند هوش مصنوعی دستیار خوبی برای او خواهد بود. بله مترجمین تازه کار می‌توانند آنجا که به مشکلی برخوردند از هوش مصنوعی بپرسند اما فراموش نکنند که با هوش مصنوعی به بحث بنشینند و هیچ‌گاه کاملا به آن اعتماد نکنند. به نظر بنده گفتگوی مترجم با متن به مراتب مهم‌تر از گفتوگو با هوش مصنوعی است به شرطی که مترجم با متن کاملا آشنا باشد واگر آشنا نبود ببخشید، باز هم ببخشید بهتراست ترجمه نکند.*


11_ خوانش متون فارسی چقدر می‌تواند به مترجمان کمک کند و شما در جایگاه یک مترجم متون اندیشه‌ی جهان عرب چه کتاب‌های فارسی را به مترجمان معرفی می‌کنید تا با خواندن آن بتوانند توانایی دانش زبانی و نیز بینشی خود را در این عرصه بالا ببرند؟

بنده چون پیش از تحصیل در رشته‌ی زبان انگلیسی و ادبیات فارسی خوانده بودم به خودی خود قدری با متون قدیم فارسی آشنا بودم. بارها گفته‌ام من از شعر به فلسفه رسیدم به هرحال آشنایی با زیان مقصد جز از راه خواندن متون آن زبان میسر نیست. از متون کهن کلیله و دمنه، قابوس نامه، گلستان و بوستان سعدی، دیوان حافظ، دیوان سعد سلمان خواندن‌شان ضروری است. افزون براین‌ها در هر حوزه‌ای که ترجمه می‌کنید خواندن متون آن حوزه را باید بخوانید. مثلا درحوزه‌ی فلسفه متون فارابی و ابن سینا گرچه جز دانشنامه علایی همه به عربی است ولی احصا العلوم فارابی و اشارات وتنبیهات ابن سینا ومشکاه الانوار غزالی و تهافت التهافت ابن رشد خواندنی است.
12 _ به عنوان پرسش آخر این‌که شما کدام اندیشمند جهان عرب را بیشتر از همه برای جامعه‌ی امروز ایران توصیه می‌کنید که کتاب‌های‌اش مطالعه شود و چرا؟
بنده درمقامی نیستم که نویسنده‌ای را به عزیزان اهل مطالعه توصیه کنم. طبعا مایلم هرچه ترجمه می‌کنم خوانده شود. اما روی هم رفته می‌شود گفت که هر زمانی یکی از کشورهای عرب مطرح می‌شود. برای نمونه زمانی متفکرین شامات که بعدها سه متفکر برجسته‌ی آنان به مصر مهاجرت کردند حرف اول را می‌زدند. بعد نوبت به مصری‌ها رسید اما امروز - اگر اشتباه نکنم -اندیشمندان مغرب وتونس حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.



undefined Bale |Eitaa |Telegram |Website

۱۱۰

۲۳:۲۰

۱۴ شهریور
thumbnail
undefinedاطلاعیه عضویت سالانه انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی
undefinedايميل انجمن جهت ارسال درخواست و فيش واريزى: [info@arabiciran.ir]

● شماره کارت: 5859837000073243● شماره حساب: 0143379523● شماره شبا: IR190180000000000143379523
#اطلاعیه
undefined Bale | Eitaa | Telegram | Website‌

۱۴۳

۰:۱۰

۱۵ شهریور
thumbnail
undefined انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی برگزار می‌کند...
undefined کارگاه مسئله‌شناسی در پژوهش از انتخاب موضوع تا نگارش پژوهش علمی
undefined مدرسدکتر فرامرز میرزائی● عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس● سردبیر مجله‌ علمی پژوهشی الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها
undefined چهارشنبه، ۲۵ شهریور ۱۴۰۵undefined ساعت ۱۳–۱۶undefined دانشگاه تربیت مدرس
undefined هزینه ثبت‌نامundefined دانشجویان: ۵۰۰ هزار تومانundefined اساتید: ۱ میلیون تومانundefined اعضای انجمن از ۲۰% تخفیف برخوردارند.
undefined جهت ثبت‌نام، به آدرس ایمیل زیر پیام دهید:pr.arabiciran@gmail.com

undefined Bale | Eitaa | Telegram | Website

۱۹۳

۶:۵۹

۲۲ شهریور
thumbnail
undefined گام تازه برای تقویت ارتباط ایران با جهان عرب؛
«پساجنگ» محور همکاری‌های مشترک شد

undefined راه‌های ارتباطی با انجمن:
● ایميل: info@arabiciran.ir
● شماره تماس: 09352974460


undefined #گزارش_تصویریundefined #آخرین_اخبارundefined #فعالیت_های_انجمن
undefined Bale | Eitaa | Telegram | Website
undefined۱

۶۶

۱۲:۱۶