ساختمان اداری و صنعتی آریا صنعتاستودیو معماری نبیکو (کیوان عزیزی، علی سخی)
فرم پروژه، ساده و هندسی است؛ بدنهای مکعبی و هماهنگ با زبان صنعتی محیط که از طریق تضاد در دو لایه حجمی، واجد معنا میشود: یکی، صلب و مات با رنگ قرمز خالص که عملکردهای مدیریتی و خصوصیتر را در برمیگیرد؛ و دیگری، شفاف و سازهنما که بخشهای اداری عمومیتر را تعریف میکند. این تضاد، نه برای تقابل، بلکه برای بیان مفهومی از شفافیت عملکردی و پیوستگی ارتباطی در فضای اداری و صنعتی بهکار رفته است. ...
[عکس: استودیو عکاسی معماری نیل]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
فرم پروژه، ساده و هندسی است؛ بدنهای مکعبی و هماهنگ با زبان صنعتی محیط که از طریق تضاد در دو لایه حجمی، واجد معنا میشود: یکی، صلب و مات با رنگ قرمز خالص که عملکردهای مدیریتی و خصوصیتر را در برمیگیرد؛ و دیگری، شفاف و سازهنما که بخشهای اداری عمومیتر را تعریف میکند. این تضاد، نه برای تقابل، بلکه برای بیان مفهومی از شفافیت عملکردی و پیوستگی ارتباطی در فضای اداری و صنعتی بهکار رفته است. ...
[عکس: استودیو عکاسی معماری نیل]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۱۳۰
۹:۲۹
معماری سبز، مسئلهای صرفا اخلاقی و بروندیسیپلینی نیست!علیرضا تغابنی
مدتی است که میتوان از دوگانه جعلی «معماری خودبسنده/معماری اخلاقی» فاصله گرفت، چرا که به نظر میآید این دوقطبی در فضای معماری معاصر، تقلیلدهنده و ناکافی است؛ چون هم از لحاظ تئوریک، نسبت به بسیاری از لایهها و ایدههای بینابینی یا ایدههای متفاوت، نابیناست، و هم اینکه نمیتواند بسیاری از جریانها و تمرینهای عملی معتبر را در درون خود جای دهد.
با همین منطق، خواندن معماری سبز بر پایه این دوقطبی، و به شکلی که صرفا مسئلهای اخلاقی و بروندیسیپلینی باشد و مسائل بنیادی معماری را به درجات دو و چندم اهمیت تقلیل دهد، هماکنون چندان دقیق به نظر نمیرسد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
مدتی است که میتوان از دوگانه جعلی «معماری خودبسنده/معماری اخلاقی» فاصله گرفت، چرا که به نظر میآید این دوقطبی در فضای معماری معاصر، تقلیلدهنده و ناکافی است؛ چون هم از لحاظ تئوریک، نسبت به بسیاری از لایهها و ایدههای بینابینی یا ایدههای متفاوت، نابیناست، و هم اینکه نمیتواند بسیاری از جریانها و تمرینهای عملی معتبر را در درون خود جای دهد.
با همین منطق، خواندن معماری سبز بر پایه این دوقطبی، و به شکلی که صرفا مسئلهای اخلاقی و بروندیسیپلینی باشد و مسائل بنیادی معماری را به درجات دو و چندم اهمیت تقلیل دهد، هماکنون چندان دقیق به نظر نمیرسد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۱۰۳
۱۰:۴۴
ویلای تهیوارشرکت طرح و ساخت ازنو (سولماز تاتاری، احسان توسلی)
سرزندگی باطنی نهفته در برنامه ویلا و میل به پرسهزدن، سرککشیدن، کنجکاوی، کشفکردن، دیدزدنهای بازیگوشانه و دورهمیهای مختلف در آن، همه و همه، بهانههای خوبی برای خلق اتمسفری فعال و رمزآلود هستند.
ویلای تهیوار با تمایلاتی اینچنینی، در جعبهای نسبتا منظم و ایستا، شروع به رشدکردن کرد، و بهواسطه گشودگی در دو جبهه و بستهبودن در دو سمت دیگر، تیپولوژی ترکیبی برونگرا ــ درونگرا را برگزید؛ بنای برونگرایی که با ترکیب فضاهای پر و خالی، حیاطهای داخلی و فضاهای میانی متنوعی را در آغوش خود جای داده است. ...
[عکس: محمدحسین حمزهلویی]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
سرزندگی باطنی نهفته در برنامه ویلا و میل به پرسهزدن، سرککشیدن، کنجکاوی، کشفکردن، دیدزدنهای بازیگوشانه و دورهمیهای مختلف در آن، همه و همه، بهانههای خوبی برای خلق اتمسفری فعال و رمزآلود هستند.
ویلای تهیوار با تمایلاتی اینچنینی، در جعبهای نسبتا منظم و ایستا، شروع به رشدکردن کرد، و بهواسطه گشودگی در دو جبهه و بستهبودن در دو سمت دیگر، تیپولوژی ترکیبی برونگرا ــ درونگرا را برگزید؛ بنای برونگرایی که با ترکیب فضاهای پر و خالی، حیاطهای داخلی و فضاهای میانی متنوعی را در آغوش خود جای داده است. ...
[عکس: محمدحسین حمزهلویی]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۱۱۵
۹:۴۹
ویلا یک ماشین منظر حداکثری و یک ماشین زیست درونی حداقلی است!آرش بصیرت
ویلا تلاشی است برای به حداقل رساندن ابعاد تمامی عرصههای درونی، به نفع رفتن به تهی پیرامونی (منظر بیرونی).
ویلا امکانی است برای راهرفتن، نه نشستن، و البته امکانی است برای لمدادن. ویلا در برخورد با بدن انسان، میتواند فاصله معناداری با زیست درونشهری تن او داشته باشد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
ویلا تلاشی است برای به حداقل رساندن ابعاد تمامی عرصههای درونی، به نفع رفتن به تهی پیرامونی (منظر بیرونی).
ویلا امکانی است برای راهرفتن، نه نشستن، و البته امکانی است برای لمدادن. ویلا در برخورد با بدن انسان، میتواند فاصله معناداری با زیست درونشهری تن او داشته باشد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۹۹
۹:۵۷
باغ سیباستودیو معماری الای (مریم سلامی)
این پروژه که در خارج از شهر تهران، در بستر باغی با درختان بید و در میان دو تالار موجود در باغ ساخته شده، ساختمانی یکطبقه برای سرویسدهی به مهمانان تالارها در حین برگزاری مراسم است که به عنوان یک لابی و پیشورودی جذاب برای بخش اداری عمل میکند و نیز فضایی دکوراتیو برای خدمات عکاسی مشتریان فراهم میآورد. ...
[عکس: محمدحسین حمزهلویی]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
این پروژه که در خارج از شهر تهران، در بستر باغی با درختان بید و در میان دو تالار موجود در باغ ساخته شده، ساختمانی یکطبقه برای سرویسدهی به مهمانان تالارها در حین برگزاری مراسم است که به عنوان یک لابی و پیشورودی جذاب برای بخش اداری عمل میکند و نیز فضایی دکوراتیو برای خدمات عکاسی مشتریان فراهم میآورد. ...
[عکس: محمدحسین حمزهلویی]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۹۲
۹:۴۳
روشهاى مختلف تولید تئوری معمارى در طول تاریخنشید نبیان
۱. بعضا، نتایج پژوهش سازمانهاى آموزشى و مدارس معمارى، و گفتمان در جریان این موسسات، منشا تولید تئورى معمارى بوده است.
۲. گاه، مانیفستهاى معماران حرفهاى راه خود را به عنوان تئورى، به گفتمان رایج معمارى باز کردهاند.
۳. در شرایط خاص، مجموعه تمرینهاى اعضاى نسلی از معماران که در یک عرصه فضایى و زمانى مشترک، به حرفهایگرى مشغول بودهاند، توسط تاریخپژوهى که داراى فاصله انتقادى از مجموعه این کنشها بوده، تئوریزه و به عنوان تئورى نسلى خاص از معماران یک سرزمین، تدوین شده است، البته به شرط آن که فعالیتهاى این نسل داراى تداوم معنیدار، به لحاظ وقایعنگارى و تاریخپژوهى باشد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۱. بعضا، نتایج پژوهش سازمانهاى آموزشى و مدارس معمارى، و گفتمان در جریان این موسسات، منشا تولید تئورى معمارى بوده است.
۲. گاه، مانیفستهاى معماران حرفهاى راه خود را به عنوان تئورى، به گفتمان رایج معمارى باز کردهاند.
۳. در شرایط خاص، مجموعه تمرینهاى اعضاى نسلی از معماران که در یک عرصه فضایى و زمانى مشترک، به حرفهایگرى مشغول بودهاند، توسط تاریخپژوهى که داراى فاصله انتقادى از مجموعه این کنشها بوده، تئوریزه و به عنوان تئورى نسلى خاص از معماران یک سرزمین، تدوین شده است، البته به شرط آن که فعالیتهاى این نسل داراى تداوم معنیدار، به لحاظ وقایعنگارى و تاریخپژوهى باشد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۸۸
۱۱:۴۴
ساختمان چندمنظوره نعیماستودیو طراحی ازنو (رضا حبیبی، ملیحه شیرزاد)
این ساختمان در ابتدا، مخروبهای بیش نبود؛ جسمی بیجان و سیهفام که از سالهای دور به اغما رفته بود؛ یادگاری از دوره پهلوی دوم و متعلق به دهه ۳۰. روزگاری، خانه بود و امروز، بیخانمان؛ بنایی ارزشمند که محل آمدوشد معتادان و بیخانمانها شده بود.
با اینکه ساختمان تحمل وزن خود را نداشت و در مرز گسستن بود، اما روح داشت، روحی زنگارگرفته در قفس؛ یادگاری از روزهای گذشته بود که میخواست نفسی تازه در آن دمیده شود تا بتواند بار دیگر زندگی کند. ...
[عکس: استودیو دید]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
این ساختمان در ابتدا، مخروبهای بیش نبود؛ جسمی بیجان و سیهفام که از سالهای دور به اغما رفته بود؛ یادگاری از دوره پهلوی دوم و متعلق به دهه ۳۰. روزگاری، خانه بود و امروز، بیخانمان؛ بنایی ارزشمند که محل آمدوشد معتادان و بیخانمانها شده بود.
با اینکه ساختمان تحمل وزن خود را نداشت و در مرز گسستن بود، اما روح داشت، روحی زنگارگرفته در قفس؛ یادگاری از روزهای گذشته بود که میخواست نفسی تازه در آن دمیده شود تا بتواند بار دیگر زندگی کند. ...
[عکس: استودیو دید]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۹۱
۱۵:۲۵
دو دیدگاه غالب در تفسیر معماری[نگاهی به مقاله «معماری انتقادی در میانه فرهنگ و فرم» از مایکل هیز]
مایکل هیز مسئله اصلی در تفسیر معماری را دوگانگی بنیادین میان دو دیدگاه غالب معرفی میکند:
۱. معماری به مثابه ابزار فرهنگرویکردی که معماری را صرفا ابزاری در خدمت فرهنگ و بازتابی از نیروهای اجتماعی و اقتصادی میداند.
۲. معماری به مثابه فرم خودآیینرویکردی که معماری را یک فرم مستقل و نظامی خودبسنده و جدا از جهان خارج در نظر میگیرد.
هیز بر این باور است که هر دو دیدگاه، در نهایت، معماری را از توانایی واقعیاش برای کنشگری فرهنگی خلع میکنند. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
مایکل هیز مسئله اصلی در تفسیر معماری را دوگانگی بنیادین میان دو دیدگاه غالب معرفی میکند:
۱. معماری به مثابه ابزار فرهنگرویکردی که معماری را صرفا ابزاری در خدمت فرهنگ و بازتابی از نیروهای اجتماعی و اقتصادی میداند.
۲. معماری به مثابه فرم خودآیینرویکردی که معماری را یک فرم مستقل و نظامی خودبسنده و جدا از جهان خارج در نظر میگیرد.
هیز بر این باور است که هر دو دیدگاه، در نهایت، معماری را از توانایی واقعیاش برای کنشگری فرهنگی خلع میکنند. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۹۳
۱۲:۴۲
خانه کوبیکدفتر معماری و ساخت مرز زیستن (ساسان توکلی، شقایق جامی)
فرم کلی بنا در این پروژه بازسازی، الهامگرفته از سقف شیبدار خانه پیشین است؛ اما اینبار، سقف عنصری صرفا عملکردی نیست، بلکه بهعنوان مولفهای موثر در خلق فضا و شکلدهی به نمای پروژه، ایفای نقش میکند.
با گسترش ایده سقف، ساختاری با صفحات شیبدار شکل گرفته که در عین سادگی، توانسته است نیازهای فضایی کارفرما را برآورده سازد؛ از جمله، تراسهای عمیق و مسقف با عملکردی اقلیمی و زیباییشناسانه. ...
[عکس: محمدحسن اتفاق]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
فرم کلی بنا در این پروژه بازسازی، الهامگرفته از سقف شیبدار خانه پیشین است؛ اما اینبار، سقف عنصری صرفا عملکردی نیست، بلکه بهعنوان مولفهای موثر در خلق فضا و شکلدهی به نمای پروژه، ایفای نقش میکند.
با گسترش ایده سقف، ساختاری با صفحات شیبدار شکل گرفته که در عین سادگی، توانسته است نیازهای فضایی کارفرما را برآورده سازد؛ از جمله، تراسهای عمیق و مسقف با عملکردی اقلیمی و زیباییشناسانه. ...
[عکس: محمدحسن اتفاق]
مطالعه پروژه در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۹۱
۱۱:۲۷
بدبینی در معماری میتواند منشا تفکر انتقادی باشد!علی دارابزاد
مانفردو تافوری با رد ایده «خودبسندگی معماری» در نسبت با سرمایهداری، معماری را در بطن تضادهای ایدئولوژیک تحلیل میکرد. آثار او ناظر بر نوعی یاس فلسفی، اما مولد بود؛ نوعی عدم رضایت ساختمند که به تولید مفهوم میانجامید.
همین منطق را میتوان در نگاه ژاک دریدا نیز دید، فیلسوفی که با دقت بدبینانه به سازوکار معنا، بنیان نظری «دیکانستراکشن» را بنا نهاد؛ رویکردی که بعدها تاثیر مستقیمی بر گفتمان معماری داشت و امثال برنارد چومی، پیتر آیزنمن و حتی دنیل لیبسکیند را تحت تاثیر قرار داد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
مانفردو تافوری با رد ایده «خودبسندگی معماری» در نسبت با سرمایهداری، معماری را در بطن تضادهای ایدئولوژیک تحلیل میکرد. آثار او ناظر بر نوعی یاس فلسفی، اما مولد بود؛ نوعی عدم رضایت ساختمند که به تولید مفهوم میانجامید.
همین منطق را میتوان در نگاه ژاک دریدا نیز دید، فیلسوفی که با دقت بدبینانه به سازوکار معنا، بنیان نظری «دیکانستراکشن» را بنا نهاد؛ رویکردی که بعدها تاثیر مستقیمی بر گفتمان معماری داشت و امثال برنارد چومی، پیتر آیزنمن و حتی دنیل لیبسکیند را تحت تاثیر قرار داد. ...
مطالعه نوشته در «معمار ایرانی»@iranianarchitect_ir
۳۷
۱۶:۲۸