آیا امشب نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان،سیبل موشکهای ایران خواهند شد؟
قالیباف یک جمله گفت؛ جملهای کوتاه، اما سنگین. گفت دست نیروهای مسلح باز است. همین. گاهی تاریخ با همین چند کلمه مسیرش را عوض میکند. وقتی از «باز بودن دست» سخن گفته میشود، یعنی زمان تردید گذشته است و میدان، بیش از آنکه چشم به میزهای مذاکره داشته باشد، به تحولات روی خاک و آسمان دوخته شده است.
این سخن را نمیتوان تنها یک موضعگیری معمولی دانست. بوی تصمیم از آن به مشام میرسد. بوی آن لحظهای که سیاست، جای خود را به معادلات سختتر میدهد. لحظهای که پاسخ، دیگر صرفاً یک پیام نیست؛ یک اقدام است.
اگر دامنه پاسخ ایران از مرزهای متعارف فراتر رود و جنوب لبنان را نیز دربرگیرد؛ اگر مواضع اسرائیل در سرزمینهای اشغالی لبنان به بخشی از میدان پاسخ تبدیل شوند، آنگاه با یک تحول راهبردی روبهرو خواهیم بود. تحولی که تنها به معنای یک عملیات نظامی نیست؛ بلکه به معنای تثبیت این گزاره است که جغرافیای نبرد را دیگر تلآویو به تنهایی تعیین نمیکند.
چنین رخدادی برای محور مقاومت یک پیروزی راهبردی خواهد بود. زیرا برای نخستین بار پس از سالها، معادله از دفاع صرف عبور میکند و به مرحله بازطراحی میدان میرسد. میدان دیگر فقط محل مقاومت در برابر فشار نیست؛ محل تحمیل اراده نیز هست.
و اگر این مسیر ادامه یابد، معنای سیاسی آن از معنای نظامیاش کمتر نخواهد بود. زیرا هر گسترش میدانی در لبنان، دیر یا زود به مسئله قدرت در بیروت گره میخورد. آنجا که جنگ و سیاست به هم میرسند و گلوله، سایه خود را بر صندوق رأی میاندازد.
شاید به همین دلیل باشد که آن جمله کوتاه، بیش از آنکه یک اعلام موضع باشد، شبیه اعلام آغاز مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن، نه فقط سرنوشت یک نبرد، که سرنوشت موازنه قدرت در لبنان نیز میتواند دستخوش تغییر شود.
https://ble.ir/IRANMA2026
https://ble.ir/IRANMA2026
۸۴
۱۸:۱۹
فصل تنبیه دولت خائن لبنان فرا رسیده است؟
رئیسجمهور لبنان عون خطاب به ایران و حزبالله:این کشور شما نیست؛ کشور ماست. این وظیفه ماست. دخالت در کشور ما وظیفه شما نیست.
مردم ما کشته میشوند؛ خانههای ما ویران میشوند. ایران لبنان را به عنوان اهرم چانهزنی در مذاکرات خود با ایالات متحده استفاده میکند. این غیرقابل قبول است.
حزبالله باید بفهمد که راه دیگری جز نشستن و گفتگو وجود ندارد. هیچ راه دیگری برای حل این مشکل و نجات آنچه باقی مانده نیست، جز از طریق مذاکره و دیپلماسی.
پ.ن
عون همه پلهای پشت سرش را خراب کرده است. تعارف را کنار گذاشته، نقاب را برداشته و آنچه را سالها در پرده گفته میشد، آشکارا بر زبان رانده است.
لبنان را به دو نیم کردهاند: یا حزبالله، یا آنان که نانشان در سفره واشنگتن و تلآویو است. گویی دیگر جایی برای میانهروی و مصالحه نگذاشتهاند؛ یا این سوی میدان، یا آن سوی میدان.
از این سخنان بوی دشمنی میآید؛ بوی خیانت به مردمی که سالها زیر آتش اسرائیل ایستادند. این زبان، زبان وحدت ملی نیست؛ زبان شکاف است، زبان درگیری است، زبان کشاندن لبنان به پرتگاه یک فتنه تازه.
نظمی تازه در منطقه در حال تولد است؛ نظمی که با تغییر برخی حاکمیتها توسط مقاومت همراه خواهد بود. و شاید نخستین گام آن، همین لبنان باشد. آنان که امروز حزبالله را از لبنان میخواهند بگیرند، چه بسا فردا خود را ناچار ببینند که لبنان را به حزبالله واگذار کنند. باذنالله.
https://ble.ir/IRANMA2026
پ.ن
https://ble.ir/IRANMA2026
۱۱۲
۱۸:۲۵
7 نکته درباره توافق اولیه: تیم مذاکره کننده «بدون لکنت» از توافق دفاع کند
درخصوص توافق اولیه میان ایران و آمریکا درجهت پایان بخشیدن به جنگ، چندنکته قابل اشاره است:
1) هر مذاکره سیاسی-امنیتی بهویژه در زمانیکه طرفین آن روابطی تعارضآمیز را تجربه کردهاند برمبنای بیاعتمادی است و زمانی امکان توافق وجود دارد که علاوه بروجود اراده سیاسی، طرفین از مواضع اولیه اعلامیشان عدول کرده باشند. بهنظر یکی از عوامل موثر بر این تفاهم، فهم با تاخیر ترامپ از عدم امکان تحقق خواستههای خود ازطریق نظامی و پرهزینه بودنشان است. در نتیجه «ظاهرا» از بازی با حاصل جمع صفر (برد-باخت) بهسمت بازی با حاصل جمع مثبت رفته است. هر توافقی نتیجه بده-بستان و حاوی نه الزاما بهترین گزینهها، بلکه مفاد تامین کننده منافع پایه طرفین است.
2) یکی از بزرگترین دستاوردهای جنگ اخیر در امتداد جنگ12روزه، تقویت انسجام ملی است. هر رفتار و حرکتِ موجب آسیب به این مهم، در اصل امنیت ملی کشور را بهمخاطره میاندازد. از اینرو، ترسیم تصویر یک بازیگر «شکست خورده» یا «مستعمره شده» بهواسطه توافق احتمالی، درراستای ادعای پیروزی ترامپ در شرایطی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی بهاهداف اعلامیشان در جنگ دست نیافتند. این کار باعث حس سرخوردگی در میان حامیان پا به میدانِ نظام نیز میشود. البته ضمن توضیح به دلنگرانان واقعی؛ باید توجه کردکه برخلاف هیاهوی اقلیتی اکثریتنما، غالب مردم از تدابیر نظام و دولت در «پایان دادن به جنگ» و وضعیت تعلیقیِ پرهزینه حاکم بر کشور حمایت میکنند. بنابراین تیم مذاکره کننده باید «بدون لکنت» از این توافق دفاع کند.
3) نباید تصور کرد این توافق اولیه و حتی نهاییِ احتمالی بهمعنای پایان مناقشه ایران با آمریکا (با یا بدون ترامپ) و بهطور خاص با رژیم اسرائیل (با یا بدون نتانیاهو) است. ادامه مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی کاری سختتر و پیچیدهتر، همراه با تهدیدها و لفاظیهای جدید وتکراری خواهد بود و تضمینی هم برای تحقق قطعی آن نیست. باید برای این فضا و مدیریت آن در داخل و خارج آماده بود.
4) چالش با ترامپِ دمدمی و کاسبپیشه در اجرای توافق، تفسیر آن، انجام تعهدات و... همچنان ادامه پیدا میکند. همانطور که مکر نتانیاهو برای به چالش کشیدن توافق و بر هم زدن آن قابل پیشبینی است. البته در تفاوت با دوره برجام، رژیم صهیونیستی در تخریب دیپلماسی تنهاتر از گذشته خواهد بود. مهم، استفاده از فرصت جدید برای رفع ضعفها و تقویت کشور در همه عرصهها و آمادگی برای نقض گسترده و حتی احتمال کنار گذاشتن آن از سوی آمریکا و برخورد دوباره در آینده است. باید در این دوران بر زمینههایی تمرکز کرد که باایجاد منافع مشترک، احتمال برخورد مجدد رابه میزان زیادی کم میکنند.
5) برخی کشورهای عربی برخلاف دوره پسابرجام، ناشی از تحمل هزینههای زیاد در جنگ اخیر تمایلشان بر تداوم توافق خواهد بود. ازسویدیگر حیات سیاسی نتانیاهو، همچنان وابسته به درگیری و چالشزایی بیرونی است. او ضربه به ایران و نیز ایده «اسرائیل بزرگ» را رها نکرده و نمیکند. مقابله بااین ایده درکنار «تامین ثبات منطقهای» میتواند چارچوبهای اولیه برای شروع بازسازی روابط با اعراب جنوبی و نیز تسری آن بهدیگر همسایگان باشد.
6) ضمن غافل نبودن از مدیریت روابط بااروپا بهخصوص ازمنظر نقش انگلیس و فرانسه در شورای امنیت مبتنی بر تحولات ژئوپلتیکی نوین، پیشبرد وتعمیق عملیاتی روابط ایران با چین حائز اهمیت است. با تغییر نگاه و برداشت پکن به تهران پس از دو جنگ اخیر، و رفع تردیدها درباره پایداری و ثبات سیستم بهویژه پس از جنگ مستقیم و سنگین با آمریکا، فرصتهای نوینی برای همکاریهای گسترده دوجانبه و منطقهای میان دوکشور مهیا شده است که باید آنهارا غنیمت شمرد.
7) در کنار «مهربانی عملی با مردم» و «گشودن راه برای جوانان و ایدههای نو و خلاق»، «استفاده از ظرفیت چهرههای ملیِ باتجربه و کنار نشستهِ سیاسی،اقتصادی،مدیریتی و بینالمللی داخلی برای تقویت نظام مدیریتی، ارتباطی با جامعه و نیز بهبود مناسبات خارجی»؛ «رویکرد متمایز و ملموس در جلب و جذب ایرانیانِ خارج از کشور با اولویت چهرههای شناخته شده و موثرِ ضدجنگ»، «تداوم بهرهگیری از ظرفیتهای خلاقانه رسانهای غیررسمیِ دوران جنگ برای ارائه پیام بهجهان بیرون»، «یاری همگان به دولت» و مهمتر ازهمه «اقدامات فوری برای کاهش فشارهای معیشتی و اقتصادی به مردم» در زمانی که آثار جنگ و محاصره بهزودی خودنمایی خواهند کرد،میتوانند جزو تدابیر دوره کنونی فارغ از توافق یا عدم آن باشند.
دکتر مهدی علیخانی
https://ble.ir/IRANMA2026
درخصوص توافق اولیه میان ایران و آمریکا درجهت پایان بخشیدن به جنگ، چندنکته قابل اشاره است:
1) هر مذاکره سیاسی-امنیتی بهویژه در زمانیکه طرفین آن روابطی تعارضآمیز را تجربه کردهاند برمبنای بیاعتمادی است و زمانی امکان توافق وجود دارد که علاوه بروجود اراده سیاسی، طرفین از مواضع اولیه اعلامیشان عدول کرده باشند. بهنظر یکی از عوامل موثر بر این تفاهم، فهم با تاخیر ترامپ از عدم امکان تحقق خواستههای خود ازطریق نظامی و پرهزینه بودنشان است. در نتیجه «ظاهرا» از بازی با حاصل جمع صفر (برد-باخت) بهسمت بازی با حاصل جمع مثبت رفته است. هر توافقی نتیجه بده-بستان و حاوی نه الزاما بهترین گزینهها، بلکه مفاد تامین کننده منافع پایه طرفین است.
2) یکی از بزرگترین دستاوردهای جنگ اخیر در امتداد جنگ12روزه، تقویت انسجام ملی است. هر رفتار و حرکتِ موجب آسیب به این مهم، در اصل امنیت ملی کشور را بهمخاطره میاندازد. از اینرو، ترسیم تصویر یک بازیگر «شکست خورده» یا «مستعمره شده» بهواسطه توافق احتمالی، درراستای ادعای پیروزی ترامپ در شرایطی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی بهاهداف اعلامیشان در جنگ دست نیافتند. این کار باعث حس سرخوردگی در میان حامیان پا به میدانِ نظام نیز میشود. البته ضمن توضیح به دلنگرانان واقعی؛ باید توجه کردکه برخلاف هیاهوی اقلیتی اکثریتنما، غالب مردم از تدابیر نظام و دولت در «پایان دادن به جنگ» و وضعیت تعلیقیِ پرهزینه حاکم بر کشور حمایت میکنند. بنابراین تیم مذاکره کننده باید «بدون لکنت» از این توافق دفاع کند.
3) نباید تصور کرد این توافق اولیه و حتی نهاییِ احتمالی بهمعنای پایان مناقشه ایران با آمریکا (با یا بدون ترامپ) و بهطور خاص با رژیم اسرائیل (با یا بدون نتانیاهو) است. ادامه مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی کاری سختتر و پیچیدهتر، همراه با تهدیدها و لفاظیهای جدید وتکراری خواهد بود و تضمینی هم برای تحقق قطعی آن نیست. باید برای این فضا و مدیریت آن در داخل و خارج آماده بود.
4) چالش با ترامپِ دمدمی و کاسبپیشه در اجرای توافق، تفسیر آن، انجام تعهدات و... همچنان ادامه پیدا میکند. همانطور که مکر نتانیاهو برای به چالش کشیدن توافق و بر هم زدن آن قابل پیشبینی است. البته در تفاوت با دوره برجام، رژیم صهیونیستی در تخریب دیپلماسی تنهاتر از گذشته خواهد بود. مهم، استفاده از فرصت جدید برای رفع ضعفها و تقویت کشور در همه عرصهها و آمادگی برای نقض گسترده و حتی احتمال کنار گذاشتن آن از سوی آمریکا و برخورد دوباره در آینده است. باید در این دوران بر زمینههایی تمرکز کرد که باایجاد منافع مشترک، احتمال برخورد مجدد رابه میزان زیادی کم میکنند.
5) برخی کشورهای عربی برخلاف دوره پسابرجام، ناشی از تحمل هزینههای زیاد در جنگ اخیر تمایلشان بر تداوم توافق خواهد بود. ازسویدیگر حیات سیاسی نتانیاهو، همچنان وابسته به درگیری و چالشزایی بیرونی است. او ضربه به ایران و نیز ایده «اسرائیل بزرگ» را رها نکرده و نمیکند. مقابله بااین ایده درکنار «تامین ثبات منطقهای» میتواند چارچوبهای اولیه برای شروع بازسازی روابط با اعراب جنوبی و نیز تسری آن بهدیگر همسایگان باشد.
6) ضمن غافل نبودن از مدیریت روابط بااروپا بهخصوص ازمنظر نقش انگلیس و فرانسه در شورای امنیت مبتنی بر تحولات ژئوپلتیکی نوین، پیشبرد وتعمیق عملیاتی روابط ایران با چین حائز اهمیت است. با تغییر نگاه و برداشت پکن به تهران پس از دو جنگ اخیر، و رفع تردیدها درباره پایداری و ثبات سیستم بهویژه پس از جنگ مستقیم و سنگین با آمریکا، فرصتهای نوینی برای همکاریهای گسترده دوجانبه و منطقهای میان دوکشور مهیا شده است که باید آنهارا غنیمت شمرد.
7) در کنار «مهربانی عملی با مردم» و «گشودن راه برای جوانان و ایدههای نو و خلاق»، «استفاده از ظرفیت چهرههای ملیِ باتجربه و کنار نشستهِ سیاسی،اقتصادی،مدیریتی و بینالمللی داخلی برای تقویت نظام مدیریتی، ارتباطی با جامعه و نیز بهبود مناسبات خارجی»؛ «رویکرد متمایز و ملموس در جلب و جذب ایرانیانِ خارج از کشور با اولویت چهرههای شناخته شده و موثرِ ضدجنگ»، «تداوم بهرهگیری از ظرفیتهای خلاقانه رسانهای غیررسمیِ دوران جنگ برای ارائه پیام بهجهان بیرون»، «یاری همگان به دولت» و مهمتر ازهمه «اقدامات فوری برای کاهش فشارهای معیشتی و اقتصادی به مردم» در زمانی که آثار جنگ و محاصره بهزودی خودنمایی خواهند کرد،میتوانند جزو تدابیر دوره کنونی فارغ از توافق یا عدم آن باشند.
https://ble.ir/IRANMA2026
۱۰۲
۹:۵۴
آشکار شدن ابعاد جدیدی از دیپلماسی و مذاکره ضعیف
مذاکراتی که نتوانست حقوق مردم ایران در تنگه هرمز را تأمین کند و شروط رهبری را محقق کند....
رخنه در تنگه هرمز/ مسیر عمانی-آمریکایی چگونه منجر به از دست رفتن برتری ایران در تنگه هرمز خواهد شد؟
پیش از جنگ رمضان، تردد کشتیها در تنگه هرمز از طریق مسیری موسوم به طرح جداسازی ترافیک (TSS) مدیریت میشد؛ یک مسیر مرکزی با ظرفیت روزانه حدود ۱۳۰ کشتی که تحت نظارت سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) قرار داشت. اما با وقوع درگیریها، مسیر سنتی (TSS) عملاً غیرقابل استفاده شد. (مسیر قرمز روی نقشه)
با ناامن شدن مسیر سنتی عبور و مرور، ایران یک مسیر جایگزین و البته «موقت» برای عبور اعلام کرد و نهاد مدیریت تنگه خلیج فارس (PGSA) را برای انجام هماهنگیهای مرتبط با این مساله راهاندازی و معرفی کرد. این مسیر که در شمال مسیر سنتی (TSS) قرار دارد، در آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی واقع شده و اعمال حاکمیت بر آن، جزو حقوق بدیهی ایران است. (مسیر آبی روی نقشه)
اما در روز گذشته، عمان در اقدامی خطرناک اعلام کرده که مسیر «موقت» دیگری با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و با حمایت آمریکا نیز به مسیرهای جاری در تنگه هرمز اضافه میشود. بر اساس نامه اداره آبنگاری ملی عمان، این کریدور در جنوب طرح جداسازی ترافیک (TSS) و در آبهای ساحلی عمان تعریف شده است. (مسیر سبز روی نقشه)
بیانیه مشترک ایران و عمان به صراحت بر حاکمیت و حقوق حاکمیتی دو کشور بر آبهای سرزمینیشان در تنگه هرمز تأکید دارد. با این حال، کریدور جنوبی که توسط عمان و با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و تحت حمایت آشکار آمریکا ایجاد شده، عملاً سیستمی موازی را در تنگه هرمز به وجود آورده است که به هیچ عنوان تحت نظارت ایران نیست.
بر اساس جدیدترین رویههای عبور از تنگه هرمز که توسط مرکز اطلاعات دریایی مشترک (JMIC) اعلام شده، کشتیها میتوانند به طور شبانهروزی از کریدور جنوبی استفاده کنند، مشروط بر اینکه سیستم شناسایی خودکار (AIS) روشن، رادارها فعال، چراغهای ناوبری روشن و ارتباطات استاندارد (VHF) برقرار باشد.
اما نکته اساسی در این مسیر، آن است که برای عبور از آن به کشتیها توصیه میشود که با بخش هماهنگی و هدایت دریایی نیروی دریایی آمریکا (NCAGS) هماهنگ شوند، اما «این هماهنگی اجباری نیست». این بدان معناست که آمریکا با حفظ حضور نظامی خود در تنگه هرمز، ادعاهای ایران درباره مداخله در خلیج فارس را رد کرده و خود را در حال ارائه یک خدمت داوطلبانه نشان خواهد داد و نه یک حضور تحمیلی نظامی. در همین راستا، سنتکام نیز اعلام کرده که کریدور جنوبی، عبوری «عاری از هرگونه ادعا، الزام یا مانع خودسرانه» فراهم میکند.
اهمیت این اتفاق وقتی بیشتر میشود که مواضع متعدد مقامات آمریکایی درباره تصرف یا حضور در تنگه هرمز بازخوانی شود. شاید مهمترین این مواضع را بتوان گفتههای روزهای اخیر ترامپ دانست که صریحاً تعریف عوارض در تنگه هرمز را «توسط آمریکا» و «برای آمریکا» خواند و کشور خود را «فرشته نگهبان» تنگه هرمز نامید.
نکته مهم دیگر آن است که وزارت خزانهداری آمریکا، روز هفتم خرداد ماه و در حین تبادل پیامهای سیاسی، نهاد مدیریت تنگه خلیج فارس (PGSA) را با ادعای ارتباط با نهادهای تروریستی در لیست تحریم قرار داده است. این اتفاق هرگونه تبادل مالی و حاکمیتی با این نهاد را در آینده نزدیک با چالش روبرو خواهد کرد و به طور طبیعی، عبور و مرور را به کریدور عمانی-آمریکایی منتقل خواهد کرد.
نکته کلیدی که این کریدور را به چالشی مستقیم برای ایران تبدیل میکند، تأکید صریح عمان بر عبور «بدون اعمال هیچ گونه عوارضی» است. عمان در بیانیه خود تصریح کرده که این اقدام را «بر اساس مسئولیتهای خود در قبال تنگه هرمز و مطابق با تعهد مستمر خود به حقوق بینالملل و حقوق دریاها برای تضمین آزادی ناوبری در تنگه بدون اعمال هیچ گونه عوارض» انجام میدهد و برای این عبور رایگان، هیچ محدودیت زمانی ذکر نکرده است.
با وجود آن که عبور از کریدور شمالی در آبهای ایران نیز فعلاً رایگان است اما اقدام خطرناک مسقط برای ایجاد کریدور عمانی-آمریکایی، در عمل با حفظ حضور نظامی آمریکا بدون قبول مسئولیتهای حقوقی و امنیتی، مسیر تردد را نیز به سوی کریدور جنوبی هدایت خواهد کرد چرا که علاوه بر آزادی تردد و رایگان بودن عبور، نیازمند اخذ مجوز از یک نهاد تحریمی هم نیست.
تصمیم عمان آن هم یک روز پس از دیدار با مقامات ایرانی در مسقط،نشان از ضعف مفرط تیم مذاکره کننده ایرانی در احقاق منافع مردم ایران و تحقق شروط رهبر انقلاب دارد.https://ble.ir/IRANMA2026
مذاکراتی که نتوانست حقوق مردم ایران در تنگه هرمز را تأمین کند و شروط رهبری را محقق کند....
۹۶
۱۹:۳۳
علیاکبر ولایتی مشاور امور بینالملل رهبر انقلاب درباره تنگه هرمز، خطاب به کشورهای منطقه و جهان گفت:
https://ble.ir/IRANMA2026
۸۲
۲۰:۳۸
صنعاء در انتظار فرود دومین هواپیمای ایرانی
جنگ جبههی مقاومت از یمن زمینی میشود؟
در حالی که صنعاء از نظر امنیتی و مردمی برای استقبال از دومین پرواز غیرنظامی شرکت هواپیمایی «ماهان» آماده میشود، روزنامه «الاخبار» به نقل از منابع خود گزارش داده است که انصارالله در حال بررسی استفاده از اهرم تنگه بابالمندب برای اعمال فشار بر عربستان است.
بر اساس این گزارش، قرار است به سازمان ملل و طرف سعودی مهلتی برای رفع همه محدودیتهای اعمالشده بر تردد دریایی در بنادر یمن داده شود و در صورت بیپاسخ ماندن این مهلت، محدودیتهای مشابهی بر تردد دریایی عربستان در دریای سرخ و تنگه بابالمندب اعمال شود.
در همین رابطه، خالد الشائف، مدیر فرودگاه بینالمللی صنعاء، نیز از انجام ترتیبات جدید برای ازسرگیری تردد هوایی در این فرودگاه خبر داد و گفت این مقدمات شامل مقاصد جدید پروازی است. وی همچنین تأکید کرد برقراری پرواز میان صنعاء و تهران اقدامی قانونی است.
پ.ن
اهمیت این خبر، بسیار فراتر از برقراری یک مسیر هوایی میان تهران و صنعاء است. یمن بیش از یک دهه است که زیر یکی از سختترین محاصرههای منطقه قرار دارد؛ محاصرهای که هدف آن، منزوی کردن کامل انصارالله از طریق بستن راههای زمینی، دریایی و هوایی بود.
اولین پرواز ماهان، که برای انتقال هیأتی از رهبران انصارالله به تهران انجام شد، نشان داد که این محاصره دیگر نفوذناپذیر نیست. اکنون، دومین پرواز از یک اقدام استثنایی عبور کرده و به نشانهای از شکلگیری یک مسیر پایدار تبدیل شده است؛ مسیری که اگر استمرار یابد، یکی از مهمترین ابزارهای فشار عربستان را عملاً بیاثر خواهد کرد.
نکته مهمتر، همزمانی این تحول با هشدار انصارالله درباره بابالمندب است. اگر در سالهای گذشته عربستان با محاصره، هزینه جنگ را بر یمن تحمیل میکرد، امروز انصارالله نیز با تکیه بر موقعیت راهبردی بابالمندب، این توان را پیدا کرده است که هزینه فشارها را به رقبای خود منتقل کند.
به همین دلیل، پروازهای تهران–صنعاء را نباید صرفاً یک رویداد حملونقلی دانست؛ این پروازها نشانه تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنگ یمن هستند. شکستن محاصره هوایی از یک سو و افزایش قدرت بازدارندگی انصارالله در دریای سرخ از سوی دیگر، بیانگر آن است که معادلات جنگ دیگر مانند گذشته یکطرفه نیست و یمن بهتدریج از موضع دفاع صرف، به موقعیتی برای تحمیل هزینه و تغییر قواعد بازی نزدیک میشود.
https://ble.ir/IRANMA2026
جنگ جبههی مقاومت از یمن زمینی میشود؟
https://ble.ir/IRANMA2026
۴۵
۱۲:۳۶
اهرم هستهای؛
زبان تازه ایران برای پاسخ به واشنگتن
رسانههای غربی، با تکیه بر چند تصویر ماهوارهای، دوباره عَلَم کردهاند که ایران در دل کوه، مشغول ساختن یک تأسیسات هستهای زیرزمینی است؛ همان قصه همیشگی که هر بار از نو بستهبندی میشود و به خورد افکار عمومی میدهند.
پ.ن
این خبر، نشانه آغاز فشاری است که ایران میخواهد از دریچه پرونده هستهای بر آمریکا وارد کند. در این میدان، هستهای فقط سانتریفیوژ و اورانیوم نیست؛ اهرم فشار موثر است. اهرمی که هم هزینهاش از بسیاری گزینههای دیگر کمتر است و هم اثرش بیشتر.
از فردا، آن شغال زرد، پشت میزِ قمار سیاست، توییت روی توییت خواهد نوشت؛ از «بدعهدی ایران» خواهد گفت، انگار نه انگار که خود، معمار همین بدعهدیها بوده است.باید منتطر زوزهاش باشیم.
چه بهتر! بگذار بداند در برابر ایران هر کنشی، واکنشی دارد. اگر قرار باشد تفاهمنامه را یکطرفه بشکنند، پاسخ هم یکطرفه نخواهد ماند.باید بداند ایران بدعهدی را با زبان گل پاسخ نمیدهد.
آمریکا بیش از هر چیز، روی پرونده هستهای حساس است؛ همان زخمی که با کوچکترین اشاره، خواب از چشم سیاستمداران واشنگتن میرباید. پس ایران میتواند حفظ وضع موجود در این پرونده و خودداری از هرگونه محدودیت یا اقدام اعتمادساز تازه را تا رسیدن به نتیجه نهایی، مشروط به خروج اسرائیل از جنوب لبنان کند. آنوقت، اگر این گره باز شود، نتانیاهو نه فقط در مرزهای شمالی، که در میدان سیاست داخلی خود نیز زخمی عمیق خواهد خورد؛ زخمی که میتواند بهایش را در سقوط درانتخابات بپردازد.
https://ble.ir/IRANMA2026
زبان تازه ایران برای پاسخ به واشنگتن
پ.ن
https://ble.ir/IRANMA2026
۶۰
۱۲:۴۱
https://ble.ir/IRANMA2026
۴۲
۲۰:۵۴
تیر خلاص بر عمر سیاسی ترامپ و نتانیاهو
برای ترامپ.
برای نتانیاهو.
https://ble.ir/IRANMA2026
۶۴
۲۰:۵۹
جنگ پردهها را کنار زد...
- جنگ به ما نشان داد که وحشیهای آدم خوار آنطور که فکر میکردیم زیاد نبودند...
- جنگ به ما نشان داد که ما که دلمان برای وطنمان و اسلاممان می تپد آنطور که فکر میکردیم کم نبودیم...
- جنگ به ما نشان داد که جمهوری اسلامی آنطور که میگفتند ضعیف نبود...
- جنگ به ما نشان داد که جمهوری اسلامی آنطور که میگفتند دروغگو نبود...
- جنگ به ما نشان داد که دشمنان جمهوری اسلامی، دروغگوترین، پست ترین و بی شرم ترین بودند...
- جنگ به ما نشان داد که آمریکا، اسرائیل و تمام طاغوت های شیطانی، آنطور که ما را ترسانده بودند قوی نبودند...
- جنگ به ما نشان داد که این نیروی ایمان است که میجنگد نه ارتش افسانه ای و برتری هوایی و الحق که لِلَّـهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...
- جنگ، وقتی که سرّی ترین نقاط دشمن را هدف گرفتیم، به ما نشان داد که كانَ اللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً...
- جنگ، وقتی که دهها سال تلاش برای ایران هراسی در عرض چند هفته به عزت و اعتبار برای ایران تبدیل شد، به ما نشان داد که فَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً...
- جنگ، وقتی بیداری هزاران نفر به خاطر ریخته شدن خون رهبر و شهدا را دیدیم، به ما برتری خون در برابر شمشیر را نشان داد...
- جنگ حضور دست خدا در چیدن دقیق وقایعِ به هم پیوستهی تاریخ از دهم محرم سال ۶۱ تا امروز را به ما نشان داد...
- جنگ وقوع معجزات را به ما نشان داد...جنگ به ما کربلا را نشان داد...جنگ به ما عاشورا را نشان داد...جنگ آیه های قرآن را زنده در برابر چشمانمان به ما نشان داد...جنگ هر آنچه لازم داشتیم را به ما نشان داد...
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
آنها میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند! حالآنکه خداوند، کاملکنندۀ نور خویش است، هرچند کافران از آن کراهت داشته باشند! صف/۸
https://ble.ir/IRANMA2026
- جنگ به ما نشان داد که وحشیهای آدم خوار آنطور که فکر میکردیم زیاد نبودند...
- جنگ به ما نشان داد که ما که دلمان برای وطنمان و اسلاممان می تپد آنطور که فکر میکردیم کم نبودیم...
- جنگ به ما نشان داد که جمهوری اسلامی آنطور که میگفتند ضعیف نبود...
- جنگ به ما نشان داد که جمهوری اسلامی آنطور که میگفتند دروغگو نبود...
- جنگ به ما نشان داد که دشمنان جمهوری اسلامی، دروغگوترین، پست ترین و بی شرم ترین بودند...
- جنگ به ما نشان داد که آمریکا، اسرائیل و تمام طاغوت های شیطانی، آنطور که ما را ترسانده بودند قوی نبودند...
- جنگ به ما نشان داد که این نیروی ایمان است که میجنگد نه ارتش افسانه ای و برتری هوایی و الحق که لِلَّـهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...
- جنگ، وقتی که سرّی ترین نقاط دشمن را هدف گرفتیم، به ما نشان داد که كانَ اللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً...
- جنگ، وقتی که دهها سال تلاش برای ایران هراسی در عرض چند هفته به عزت و اعتبار برای ایران تبدیل شد، به ما نشان داد که فَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً...
- جنگ، وقتی بیداری هزاران نفر به خاطر ریخته شدن خون رهبر و شهدا را دیدیم، به ما برتری خون در برابر شمشیر را نشان داد...
- جنگ حضور دست خدا در چیدن دقیق وقایعِ به هم پیوستهی تاریخ از دهم محرم سال ۶۱ تا امروز را به ما نشان داد...
- جنگ وقوع معجزات را به ما نشان داد...جنگ به ما کربلا را نشان داد...جنگ به ما عاشورا را نشان داد...جنگ آیه های قرآن را زنده در برابر چشمانمان به ما نشان داد...جنگ هر آنچه لازم داشتیم را به ما نشان داد...
آنها میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند! حالآنکه خداوند، کاملکنندۀ نور خویش است، هرچند کافران از آن کراهت داشته باشند! صف/۸
https://ble.ir/IRANMA2026
۲۰
۱۵:۳۸