شی گِلی (احتمالاً اتاقک) تزئین شده با موزائیکدوره فرهنگی: دوره مفرغقدمت: حدود ۱۸۰۰ - ۲۵۰۰ پیشازمیلاد محل کشف: گورستان شهداد، شهرستان کرمان، استان کرماناندازه: ۱۱.۵ (درازا)، ۸.۱ (بلندا) سانتیمتر شماره کاوش اثر: ۴۲۳۸شماره اثر در موزه ملی ایران: ۱۰۲۲
در میان آثار فرهنگی متنوع گورستان شهداد، شی مکعبمربعشکل از گِل حرارتدیده یکی از آثار شاخص این محوطه به شمار میرود. این اثر با استفاده از قطعات بسیار کوچک سنگی به شیوه موزاییکی و در رنگهای سفید، سبز، آبی و قرمز و با ایجاد نقوش هندسی منحنی و چندضلعی تزئین شده است. این قطعات موزاییکی دو مستطیل بزرگ و کوچک را شکل دادهاند؛ مستطیل بزرگ در امتداد لبه و مستطیل کوچک در مرکز آن قرار گرفته است. هر دو مستطیل با ردیفی از سنگهای سفید محدود شدهاند. درون مستطیل کوچک نیز دو لوزی سفیدرنگ طراحی شده است. فضای درون لوزیها با سنگهای سبزرنگ و فضای بیرون آنها با سنگهای قرمزرنگ پوشانده شده و فاصله میان دو مستطیل نیز با نقوشی از نوارهای مارپیچی تزئین شده است. این نوارهای مارپیچی با حرکتهای زیر و رو اجرا شدهاند.این اثر ارزشمند از نخستین نمونههای موزاییک به شمار میرود که در آن قطعات سنگی با استفاده از گِل ساده بهعنوان مادۀ چسباننده در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. طرح منسجم و اجرای دقیق آن نیز بر اهمیت این اثر میافزاید. تفاوت این شیء با اتاقکهای گِلی کشفشده در این گورستان، در نداشتن بام منحنی و ابعاد بزرگتر آنهاست. از آنجا که عملکرد دقیق این اثر مشخص نیست، احتمال دارد در گروه اتاقکهای گِلی این گورستان قرار گیرد.سنگهای بهکاررفته در شکلگیری نقوش، عمدتاً از جنس فلینت (سنگ چخماق) همراه با کانی هایی از جمله کلسیت، کوارتز، اخرا و آزوریت هستند. تمامی قطعات سنگی با اندازههایی تقریباً یکسان انتخاب شده و سازنده با دقت فراوان آنها را در کنار یکدیگر و در بستر گِل قرار داده است. دسترسی به سنگ چخماق در این منطقه نسبتاً آسان بوده است؛ زیرا این نوع سنگ به مقدار فراوان در دشت شرقی شهداد، بهویژه در داخل مسیلها و مسیرهای آبرفتی، یافت میشود.نمونههایی از نقوش موزاییکی، که با کنار هم قرار دادن قطعات کوچک سنگی برای ایجاد اشکال و تصاویر پدید آمدهاند، بر روی برخی ظروف مکشوف از میانرودان، شوش و چغازنبیل نیز دیده شده است. این نمونهها که به حدود ۱۵۰۰ پ.م. تاریخگذاری شدهاند، از نظر شیوه اجرا و برخی طرحهای تزئینی با اثر حاضر قابل مقایسهاند.این اثر در جریان کاوشهای باستانشناختی مرکز باستانشناسی، به سرپرستی علی حاکمی، در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، از گور شماره ۳۵۶ در گورستان A شهداد کشف شد.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
در میان آثار فرهنگی متنوع گورستان شهداد، شی مکعبمربعشکل از گِل حرارتدیده یکی از آثار شاخص این محوطه به شمار میرود. این اثر با استفاده از قطعات بسیار کوچک سنگی به شیوه موزاییکی و در رنگهای سفید، سبز، آبی و قرمز و با ایجاد نقوش هندسی منحنی و چندضلعی تزئین شده است. این قطعات موزاییکی دو مستطیل بزرگ و کوچک را شکل دادهاند؛ مستطیل بزرگ در امتداد لبه و مستطیل کوچک در مرکز آن قرار گرفته است. هر دو مستطیل با ردیفی از سنگهای سفید محدود شدهاند. درون مستطیل کوچک نیز دو لوزی سفیدرنگ طراحی شده است. فضای درون لوزیها با سنگهای سبزرنگ و فضای بیرون آنها با سنگهای قرمزرنگ پوشانده شده و فاصله میان دو مستطیل نیز با نقوشی از نوارهای مارپیچی تزئین شده است. این نوارهای مارپیچی با حرکتهای زیر و رو اجرا شدهاند.این اثر ارزشمند از نخستین نمونههای موزاییک به شمار میرود که در آن قطعات سنگی با استفاده از گِل ساده بهعنوان مادۀ چسباننده در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. طرح منسجم و اجرای دقیق آن نیز بر اهمیت این اثر میافزاید. تفاوت این شیء با اتاقکهای گِلی کشفشده در این گورستان، در نداشتن بام منحنی و ابعاد بزرگتر آنهاست. از آنجا که عملکرد دقیق این اثر مشخص نیست، احتمال دارد در گروه اتاقکهای گِلی این گورستان قرار گیرد.سنگهای بهکاررفته در شکلگیری نقوش، عمدتاً از جنس فلینت (سنگ چخماق) همراه با کانی هایی از جمله کلسیت، کوارتز، اخرا و آزوریت هستند. تمامی قطعات سنگی با اندازههایی تقریباً یکسان انتخاب شده و سازنده با دقت فراوان آنها را در کنار یکدیگر و در بستر گِل قرار داده است. دسترسی به سنگ چخماق در این منطقه نسبتاً آسان بوده است؛ زیرا این نوع سنگ به مقدار فراوان در دشت شرقی شهداد، بهویژه در داخل مسیلها و مسیرهای آبرفتی، یافت میشود.نمونههایی از نقوش موزاییکی، که با کنار هم قرار دادن قطعات کوچک سنگی برای ایجاد اشکال و تصاویر پدید آمدهاند، بر روی برخی ظروف مکشوف از میانرودان، شوش و چغازنبیل نیز دیده شده است. این نمونهها که به حدود ۱۵۰۰ پ.م. تاریخگذاری شدهاند، از نظر شیوه اجرا و برخی طرحهای تزئینی با اثر حاضر قابل مقایسهاند.این اثر در جریان کاوشهای باستانشناختی مرکز باستانشناسی، به سرپرستی علی حاکمی، در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، از گور شماره ۳۵۶ در گورستان A شهداد کشف شد.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۲.۴K
۶:۳۰
شی سفالیدورۀ فرهنگی: دوره آهن دو قدمت: ۸۰۰-۹۰۰ پیشاز میلادمحل کشف: سگزآباد، شهرستان بوئین زهرا، استان قزویناندازه: ۲۴.۱ (درازا)، ۱۳.۲ (بلندا)شمارۀ اثر در موزه ملی ایران: ۸۶۳۰
این شی به شکل ارابهای نمادین و چهارگوش از سفال نخودیرنگ است. بر روی هر یک از دو گوشۀ جلوی ارابه، ظرفی کوچک و خمرهمانند قرار گرفته است. این دو ظرف از نظر ابعاد با یکدیگر تفاوت دارند. در جلوی هر ظرف نیز حلقهای سفالی بر روی بدنۀ ارابه نصب شده که حلقۀ سمت راست شکسته و مفقود است.در مرکز ضلع جلویی شی، پیکرک سر و گردن اسب با چهرهای دو سو بصورت مسطح دیده میشود. چشمها به شکل صفحهای افزوده و گوشها نوکتیز ساخته شدهاند. گوش سمت چپ شکسته است و یال اسب به شکل شانهای ایستاده اجرا شده است. در دو سوی سر و گردن اسب، سر و گردن حیوانی کوچک، احتمالاً سگ، دیده میشود که نمونۀ سمت راست مفقود شده است.صفحۀ روی ارابه ۱۵.۵ × ۱۷ سانتیمتر است و لبههای سه ضلع آن با دندانههای مثلثیشکل تزئین شده است. در قسمت عقب ارابه نیز حلقهای وجود داشته که اکنون شکسته است. در زیر صفحه، چهار چرخ به شکل دستههای مدور با ارتفاع تقریبی ۳.۵ تا ۴.۵ سانتیمتر قرار دارد. سطح زیرین این شیء نیز با تزئینات کندهکاریشده به شکل خطوط پوشانده شده است که یک نقش ضربدر بزرگ، سطح آن را به چهار قسمت تقسیم میکند.با توجه به ساختار و تزئینات این شیء، احتمال دارد که برای کارکردی نمادین یا آیینی ساخته شده باشد؛ از جمله به شکل یک شیء نذری با طرح صفحۀ قربانی، یا بازنمایی نمادین ارابه یا گاوآهن.این اثر در جریان کاوشهای آموزشی-پژوهشی دانشگاه تهران در دشت قزوین در سال ۱۳۵۳ به سرپرستی دکتر عزتالله نگهبان کشف شده است.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
این شی به شکل ارابهای نمادین و چهارگوش از سفال نخودیرنگ است. بر روی هر یک از دو گوشۀ جلوی ارابه، ظرفی کوچک و خمرهمانند قرار گرفته است. این دو ظرف از نظر ابعاد با یکدیگر تفاوت دارند. در جلوی هر ظرف نیز حلقهای سفالی بر روی بدنۀ ارابه نصب شده که حلقۀ سمت راست شکسته و مفقود است.در مرکز ضلع جلویی شی، پیکرک سر و گردن اسب با چهرهای دو سو بصورت مسطح دیده میشود. چشمها به شکل صفحهای افزوده و گوشها نوکتیز ساخته شدهاند. گوش سمت چپ شکسته است و یال اسب به شکل شانهای ایستاده اجرا شده است. در دو سوی سر و گردن اسب، سر و گردن حیوانی کوچک، احتمالاً سگ، دیده میشود که نمونۀ سمت راست مفقود شده است.صفحۀ روی ارابه ۱۵.۵ × ۱۷ سانتیمتر است و لبههای سه ضلع آن با دندانههای مثلثیشکل تزئین شده است. در قسمت عقب ارابه نیز حلقهای وجود داشته که اکنون شکسته است. در زیر صفحه، چهار چرخ به شکل دستههای مدور با ارتفاع تقریبی ۳.۵ تا ۴.۵ سانتیمتر قرار دارد. سطح زیرین این شیء نیز با تزئینات کندهکاریشده به شکل خطوط پوشانده شده است که یک نقش ضربدر بزرگ، سطح آن را به چهار قسمت تقسیم میکند.با توجه به ساختار و تزئینات این شیء، احتمال دارد که برای کارکردی نمادین یا آیینی ساخته شده باشد؛ از جمله به شکل یک شیء نذری با طرح صفحۀ قربانی، یا بازنمایی نمادین ارابه یا گاوآهن.این اثر در جریان کاوشهای آموزشی-پژوهشی دانشگاه تهران در دشت قزوین در سال ۱۳۵۳ به سرپرستی دکتر عزتالله نگهبان کشف شده است.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۲.۴K
۶:۳۰
تنگ شیشهای دستهداردورۀ فرهنگی: سامانیانقدمت: سدۀ ۴ هجریقمری محل کشف: گنبد کاووس، استان گلستاناندازه: ۲۴.۵ (بلندا)، ۸.۱ (قطر دهانه) سانتیمتر شمارۀ اثر در موزۀ ملّی ایران: ۲۱۵۰۵
تنگ شیشهای زیتونی رنگ نیمه شفاف، با ساختار فرمی؛ دهانه ناودانی، لبه به شکل برگ شبدر جمع شده، که دستهای با محل قرار دادن انگشت شست به آن متصل شده، گردن تنگ که به طرف بالا کشیده شده، بدنه گلابی شکل، پایه حلقوی و کوتاه به شکل یک مخروطی ناقص با گودیهای مدور، به شیوۀ دمیده آزاد ساخته شدهاست. تزئینات شامل؛ ردیفی از نوار پیچی شکل به گونهای که بالاترین حلقه برجستهتر است، به روش افزوده، بر روی گردن تنگ دیدهمیشود.هنر شیشهگری ایران در این دوره، بسترهای مناسبی برای ایجاد تحول و نوآوری داشته، بهطوری که این تحولات، در رنگ، مواد اولیه، شیوههای ساخت، تزئینات و کاربرد آثار شیشهای بهجای مانده از این دوره مشهود است.در بررسی فرمی تنگهای شیشهای این دوره، پژوهشگران معتقدند؛ تنگهای شیشهای به اَشکال گوناگون با بدنۀ مدور، شَلْجَمی، گلابی شکل، مکعب و ... با گردن کوتاه، بلند، باریک یا قطور با لبههایی به اشکال گوناگون، همچنین تنگهایی با دسته یا بیدسته، پایهدار یا بیپایه و نظایر آن. ساخته شده است. این تنوع، سبب شباهت و همانندی تنگها با بعضی ظروف دیگر شده و گاه تشخیص تنگ از غیر آن را مشکل کرده است. تنگهای سدههای سوم و چهارم و حتی پنجم فقط محدود به نوع گلابی شکل آن نیست بلکه نمونههای دسته دار با بدنه سبو شکل و گردن و دهانه گشاد از الگوهای رایج دیگر است. کاوشهای انجام شده در شهر کهن گرگان (جرجان)، نشان میدهد، هنر ـ صنعت شيشه سازي در این شهر همپای ساير شهرهاي ايران از جمله ری، نیشابور، شوش و... رونق داشته و آثار شيشهاي به دست آمده از جرجان نشانگر آن است كه در اين منطقه نيز روش عمدة ساخت، بيشتر به دو طريق دميدن در قالب و دميدن آزاد یا حبابی بوده است. تزيين روي شيشه به چند طريق انجام میگرفت كه مهمترین آنها نقش افزوده و تراش روى شيشه است
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
تنگ شیشهای زیتونی رنگ نیمه شفاف، با ساختار فرمی؛ دهانه ناودانی، لبه به شکل برگ شبدر جمع شده، که دستهای با محل قرار دادن انگشت شست به آن متصل شده، گردن تنگ که به طرف بالا کشیده شده، بدنه گلابی شکل، پایه حلقوی و کوتاه به شکل یک مخروطی ناقص با گودیهای مدور، به شیوۀ دمیده آزاد ساخته شدهاست. تزئینات شامل؛ ردیفی از نوار پیچی شکل به گونهای که بالاترین حلقه برجستهتر است، به روش افزوده، بر روی گردن تنگ دیدهمیشود.هنر شیشهگری ایران در این دوره، بسترهای مناسبی برای ایجاد تحول و نوآوری داشته، بهطوری که این تحولات، در رنگ، مواد اولیه، شیوههای ساخت، تزئینات و کاربرد آثار شیشهای بهجای مانده از این دوره مشهود است.در بررسی فرمی تنگهای شیشهای این دوره، پژوهشگران معتقدند؛ تنگهای شیشهای به اَشکال گوناگون با بدنۀ مدور، شَلْجَمی، گلابی شکل، مکعب و ... با گردن کوتاه، بلند، باریک یا قطور با لبههایی به اشکال گوناگون، همچنین تنگهایی با دسته یا بیدسته، پایهدار یا بیپایه و نظایر آن. ساخته شده است. این تنوع، سبب شباهت و همانندی تنگها با بعضی ظروف دیگر شده و گاه تشخیص تنگ از غیر آن را مشکل کرده است. تنگهای سدههای سوم و چهارم و حتی پنجم فقط محدود به نوع گلابی شکل آن نیست بلکه نمونههای دسته دار با بدنه سبو شکل و گردن و دهانه گشاد از الگوهای رایج دیگر است. کاوشهای انجام شده در شهر کهن گرگان (جرجان)، نشان میدهد، هنر ـ صنعت شيشه سازي در این شهر همپای ساير شهرهاي ايران از جمله ری، نیشابور، شوش و... رونق داشته و آثار شيشهاي به دست آمده از جرجان نشانگر آن است كه در اين منطقه نيز روش عمدة ساخت، بيشتر به دو طريق دميدن در قالب و دميدن آزاد یا حبابی بوده است. تزيين روي شيشه به چند طريق انجام میگرفت كه مهمترین آنها نقش افزوده و تراش روى شيشه است
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۲.۲K
۶:۳۰
ساز سفالی دوره فرهنگی: دوره آهن یکقدمت: حدود ۱۲۰۰- ۱۵۰۰ پیشاز میلادمحل کشف: لرستاناندازه: ۲۶.۳ (بلندا) سانتیمترشماره اثر در موزه ملی ایران: ۲۶۸۹
این اثر پیکرهای مخروطیشکل و توخالی است که تمامی سطح بدنه با شیارهای افقی و موازیِ کندهکاریشدۀ متعددی پوشیده شده است و در قسمت فوقانی به سر قوچ با شاخهای پیچیدۀ حلزونیشکل ختم میشود. شکافی عمودی از زیر گردن قوچ تا کف مسطح شیء امتداد دارد و حفرهای نیز در قسمت بالای این شکاف ایجاد شده است. به نظر میرسد این اثر از نوع سازهای «اصطکاکی یا خراشی» است که با حرکت دادن، تماس یا اصطکاک میله یا قطعهای دیگر بر روی شیارهای بدنه، ارتعاش و صدا ایجاد میشده است. در پشت شی و در مقابل شکاف عمودی، دستهای حلقوی و عمودی قرار دارد. در قسمت بالا و پایین دسته، دو سوراخ و در کف شیء نیز چهار سوراخ ایجاد شده است. احتمال دارد این دسته برای نگهداری شی یا نگهداری زنگوله یا قطعهای مشابه، که در ایجاد صدا نقش داشته، تعبیه شده باشد؛ مگر آنکه چنین قطعهای در داخل بدنه شیء قرار داشته و امروزه از بین رفته باشد.نمونههایی مشابه از این نوع آلات موسیقایی از گورستانهای منطقۀ لرستان به دست آمده است که به جای سر قوچ، دارای سر انسان هستند. نمونههای مشابه دیگری نیز از گورستانهای مختلف ایران، از جمله املش، شناخته شدهاند.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
این اثر پیکرهای مخروطیشکل و توخالی است که تمامی سطح بدنه با شیارهای افقی و موازیِ کندهکاریشدۀ متعددی پوشیده شده است و در قسمت فوقانی به سر قوچ با شاخهای پیچیدۀ حلزونیشکل ختم میشود. شکافی عمودی از زیر گردن قوچ تا کف مسطح شیء امتداد دارد و حفرهای نیز در قسمت بالای این شکاف ایجاد شده است. به نظر میرسد این اثر از نوع سازهای «اصطکاکی یا خراشی» است که با حرکت دادن، تماس یا اصطکاک میله یا قطعهای دیگر بر روی شیارهای بدنه، ارتعاش و صدا ایجاد میشده است. در پشت شی و در مقابل شکاف عمودی، دستهای حلقوی و عمودی قرار دارد. در قسمت بالا و پایین دسته، دو سوراخ و در کف شیء نیز چهار سوراخ ایجاد شده است. احتمال دارد این دسته برای نگهداری شی یا نگهداری زنگوله یا قطعهای مشابه، که در ایجاد صدا نقش داشته، تعبیه شده باشد؛ مگر آنکه چنین قطعهای در داخل بدنه شیء قرار داشته و امروزه از بین رفته باشد.نمونههایی مشابه از این نوع آلات موسیقایی از گورستانهای منطقۀ لرستان به دست آمده است که به جای سر قوچ، دارای سر انسان هستند. نمونههای مشابه دیگری نیز از گورستانهای مختلف ایران، از جمله املش، شناخته شدهاند.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۱.۵K
۶:۳۰
پیام تسلیت رئیسکل موزه ملی ایران به مناسبت درگذشت استاد دکتر سیدمحمد میرشکرایی، رئیس پیشین پژوهشکده مردمشناسی
استاد دکتر میرشکرایی، فرهیخته و پژوهشگر برجسته مردمشناسی ایران، از چهرههای درخشان فرهنگ این سرزمین بود؛ پژوهشگری که چون چشمهای جوشان، از دانش و تجربه خود کام تشنگان معرفت را سیراب کرد و یادگارهایی گرانبها از خویش بر جای گذاشت.
او نسلهای بسیاری از شاگردان را در مکتب مردمشناسی ایران پرورش داد، دست آنان را گرفت و در مسیر شناخت و پاسداری از میراث فرهنگی راهنمایشان شد تا بیاموزند چگونه حافظان شایسته میراث ملموس و ناملموس این سرزمین باشند.
استاد میرشکرایی با پژوهشگران حوزه میراث فرهنگی پیوندی گرم و نزدیک داشت و با چهرهای خندان و روحیهای گشاده، همواره درِ دفتر ریاست پژوهشکده مردمشناسی را به روی پژوهشگران و علاقهمندان میگشود. او ایرانپژوهی راستین بود که در گستره فرهنگهای ایرانی، با نگاهی عمیق و میدانی به جستوجو و پژوهش میپرداخت.
یکی از درخشانترین یادگارهای علمی و فرهنگی او، پژوهش و تلاش در مسیر ثبت نوروز در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت بود؛ میراثی گرانقدر که با کوشش او و دیگر پژوهشگران، بیش از پیش به جهانیان معرفی شد تا نوروز، بهعنوان پیامآور صلح، دوستی و همزیستی، در میان ملتهای جهان گرامی داشته شود.
درگذشت این استاد فرهیخته و بیبدیل را به خانواده محترم ایشان، جامعه علمی و پژوهشی کشور و همه فرهنگدوستان و دوستداران فرهنگ و هنر ایران تسلیت میگویم و از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
بیشک نام و یاد استاد دکتر میرشکرایی، چون نوروز، در ژرفای حافظه تاریخی ایران جاودان خواهد ماند.
جبرئیل نوکندهرئیسکل موزه ملی ایران
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
استاد دکتر میرشکرایی، فرهیخته و پژوهشگر برجسته مردمشناسی ایران، از چهرههای درخشان فرهنگ این سرزمین بود؛ پژوهشگری که چون چشمهای جوشان، از دانش و تجربه خود کام تشنگان معرفت را سیراب کرد و یادگارهایی گرانبها از خویش بر جای گذاشت.
او نسلهای بسیاری از شاگردان را در مکتب مردمشناسی ایران پرورش داد، دست آنان را گرفت و در مسیر شناخت و پاسداری از میراث فرهنگی راهنمایشان شد تا بیاموزند چگونه حافظان شایسته میراث ملموس و ناملموس این سرزمین باشند.
استاد میرشکرایی با پژوهشگران حوزه میراث فرهنگی پیوندی گرم و نزدیک داشت و با چهرهای خندان و روحیهای گشاده، همواره درِ دفتر ریاست پژوهشکده مردمشناسی را به روی پژوهشگران و علاقهمندان میگشود. او ایرانپژوهی راستین بود که در گستره فرهنگهای ایرانی، با نگاهی عمیق و میدانی به جستوجو و پژوهش میپرداخت.
یکی از درخشانترین یادگارهای علمی و فرهنگی او، پژوهش و تلاش در مسیر ثبت نوروز در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت بود؛ میراثی گرانقدر که با کوشش او و دیگر پژوهشگران، بیش از پیش به جهانیان معرفی شد تا نوروز، بهعنوان پیامآور صلح، دوستی و همزیستی، در میان ملتهای جهان گرامی داشته شود.
درگذشت این استاد فرهیخته و بیبدیل را به خانواده محترم ایشان، جامعه علمی و پژوهشی کشور و همه فرهنگدوستان و دوستداران فرهنگ و هنر ایران تسلیت میگویم و از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
بیشک نام و یاد استاد دکتر میرشکرایی، چون نوروز، در ژرفای حافظه تاریخی ایران جاودان خواهد ماند.
جبرئیل نوکندهرئیسکل موزه ملی ایران
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۱.۸K
۱۱:۱۲
پیه سوز سفالی مشبک با لعاب یکرنگ فیروزهایدورۀ فرهنگی: سلجوقی قدمت سدههای ۵ و ۶ هجریقمریمحل کشف: کاشاناندازه: ۲۷.۵ (بلندا)، ۱۶.۵ (قطردهانه) سانتیمترشمارۀ اثر در موزۀ ملّی ایران: ۴۸۰۱
پیه سوز سفالی، تک شعله، خمیره نخودی، لعاب یکرنگ فیروزهای، بدنه محدب، پایه مدور مقعر. بر روی بدنه و در نزدیکی لبه، دهانه(آبریز)کوچکی بیرون زده، در زیر لبه بیرونی کاسه تزئیناتی بهصورت نقاط برجسته دکمهای دایرهای شکل، در فواصل معین دیده میشود.مخزن مدور کاسه مانند، که در وسط آن سازهای مشبکِ با میلهای که در مقطع پهن و به تدریج باریک شده همراه با زواید شاخهگون دیده میشود، در چهار طرف این میله دستههایی وجود دارد که از یک طرف به ستون میانی و از طرف دیگر به لبه کاسه متصل است، این ساختار سلسلهمراتبی بر واحد مرکزی قرار گرفته و نظم محوری را ایجاد کرده است که باعث میشود، پیهسوز، با وجود پیچیدگی شبکه تزئینی، دارای تعادل و پایداری بصری باشد.هنرمند سفالگر دورۀ سلجوقی با پیوند کاربرد شیء روشنایی و ساختار معماریگونه چند بُعدی و مشبک، به بیان تازهای در زیباییشناختی دست یافته، به گونهای که با به کارگیری فضای خالی و استفاده از شاخهها و قوسهای شعلهسان بالا رونده در ساقه مرکزی، چشم را به حرکت بصری در محور عمودی از پایین به بالا و در نهایت به عنصر مخروطی و شاخهمانند در رأس وادار میکند.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
پیه سوز سفالی، تک شعله، خمیره نخودی، لعاب یکرنگ فیروزهای، بدنه محدب، پایه مدور مقعر. بر روی بدنه و در نزدیکی لبه، دهانه(آبریز)کوچکی بیرون زده، در زیر لبه بیرونی کاسه تزئیناتی بهصورت نقاط برجسته دکمهای دایرهای شکل، در فواصل معین دیده میشود.مخزن مدور کاسه مانند، که در وسط آن سازهای مشبکِ با میلهای که در مقطع پهن و به تدریج باریک شده همراه با زواید شاخهگون دیده میشود، در چهار طرف این میله دستههایی وجود دارد که از یک طرف به ستون میانی و از طرف دیگر به لبه کاسه متصل است، این ساختار سلسلهمراتبی بر واحد مرکزی قرار گرفته و نظم محوری را ایجاد کرده است که باعث میشود، پیهسوز، با وجود پیچیدگی شبکه تزئینی، دارای تعادل و پایداری بصری باشد.هنرمند سفالگر دورۀ سلجوقی با پیوند کاربرد شیء روشنایی و ساختار معماریگونه چند بُعدی و مشبک، به بیان تازهای در زیباییشناختی دست یافته، به گونهای که با به کارگیری فضای خالی و استفاده از شاخهها و قوسهای شعلهسان بالا رونده در ساقه مرکزی، چشم را به حرکت بصری در محور عمودی از پایین به بالا و در نهایت به عنصر مخروطی و شاخهمانند در رأس وادار میکند.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۲K
۶:۳۰
ظرف از خمیرشیشه به شکل سر یک زن دوره فرهنگی: عیلام/ایلام میانهقدمت: هزارۀ دوم پپشازمیلاد (حدود ۱۳۰۰ پیشازمیلاد )محل کشف: معبد پینیکیر، چغازنبیل، شهرستان شوش، استان خوزستان اندازه: ۸.۵ (بلندا) سانتیمترشماره اثر در موزه ملی ایران: ۳۷۹۹
ظرفی کاسهمانند از خمیرشیشه به شکل سر یک زن. این ظرف چهرۀ بانویی را به تصویر میکشد با موهایی که در پیرامون بخش استوانهای شکل ظرف تا نیمه پیشانی کشیده شده و از روی گوشها عبور کرده و در پشت سر بصورت گره خوره آرایش یافته است. ابروها بهصورت پیوسته تمام عرض پیشانی را پوشاندهاند. چشمها بادامیشکل و خیره به روبهرو هستند و بخش داخلی آنها سفید رنگ است که با مردمکی با رنگ متفاوت تکمیل میشده است. بینی بزرگ و کشیده، دهان متوسط و چهره تقریباً گرد و گوشتآلود است. گوشها زیر آرایش موها پوشانده شدهاند و گردن هم به صورت پایه ظرف طراحی شده است.معبد پینیکیر، واقع در نزدیکی دروازۀ سلطنتی، به ایزدبانوی پینیکیر اختصاص داشته است. پینیکیر از ایزدان مهم و کهن عیلام به شمار میرفت؛ بااینحال، در دورههای بعد، با گسترش پرستش ایزدانی چون کیریریشا، ناپیریشا و اینشوشیناک، جایگاه او در نظام مذهبی عیلام تا حدودی کاهش یافت. اونتاشناپیریشا با قرار دادن معبد این ایزدبانو در ابتدای مسیر ورود به حصار میانی، بار دیگر بر اهمیت و جایگاه ویژه او تأکید کرده است. پینیکیر یا پینیگیر، که از ایزدبانوان کهن و پرستیدهشده عیلام محسوب میشود، در سنت دینی عیلام با حوزههای عشق و جنگ نیز ارتباط داشته است.شهر اَلاونتاشناپیریشا، که معبد پینیکیر در آن قرار داشت، مجموعهای مذهبی بود که برای پرستش ۱۸ ایزد طراحی شده بود. در جریان کاوشهای باستانشناختی سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲ میلادی به سرپرستی رومن گیرشمن، زیگورات یا برج معبد مرکزی و بناهای متعدد دیگری در این محوطه کشف شد. چغازنبیل تا حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد همچنان بهعنوان مرکز مذهبی و زیارتگاه مورد استفاده بود و در سال ۱۹۷۹ میلادی، بهعنوان نخستین اثر تاریخی ایران، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg== 
ظرفی کاسهمانند از خمیرشیشه به شکل سر یک زن. این ظرف چهرۀ بانویی را به تصویر میکشد با موهایی که در پیرامون بخش استوانهای شکل ظرف تا نیمه پیشانی کشیده شده و از روی گوشها عبور کرده و در پشت سر بصورت گره خوره آرایش یافته است. ابروها بهصورت پیوسته تمام عرض پیشانی را پوشاندهاند. چشمها بادامیشکل و خیره به روبهرو هستند و بخش داخلی آنها سفید رنگ است که با مردمکی با رنگ متفاوت تکمیل میشده است. بینی بزرگ و کشیده، دهان متوسط و چهره تقریباً گرد و گوشتآلود است. گوشها زیر آرایش موها پوشانده شدهاند و گردن هم به صورت پایه ظرف طراحی شده است.معبد پینیکیر، واقع در نزدیکی دروازۀ سلطنتی، به ایزدبانوی پینیکیر اختصاص داشته است. پینیکیر از ایزدان مهم و کهن عیلام به شمار میرفت؛ بااینحال، در دورههای بعد، با گسترش پرستش ایزدانی چون کیریریشا، ناپیریشا و اینشوشیناک، جایگاه او در نظام مذهبی عیلام تا حدودی کاهش یافت. اونتاشناپیریشا با قرار دادن معبد این ایزدبانو در ابتدای مسیر ورود به حصار میانی، بار دیگر بر اهمیت و جایگاه ویژه او تأکید کرده است. پینیکیر یا پینیگیر، که از ایزدبانوان کهن و پرستیدهشده عیلام محسوب میشود، در سنت دینی عیلام با حوزههای عشق و جنگ نیز ارتباط داشته است.شهر اَلاونتاشناپیریشا، که معبد پینیکیر در آن قرار داشت، مجموعهای مذهبی بود که برای پرستش ۱۸ ایزد طراحی شده بود. در جریان کاوشهای باستانشناختی سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲ میلادی به سرپرستی رومن گیرشمن، زیگورات یا برج معبد مرکزی و بناهای متعدد دیگری در این محوطه کشف شد. چغازنبیل تا حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد همچنان بهعنوان مرکز مذهبی و زیارتگاه مورد استفاده بود و در سال ۱۹۷۹ میلادی، بهعنوان نخستین اثر تاریخی ایران، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
۱.۸K
۶:۲۸
نسخۀ خطی مثنوي معنويدورۀ فرهنگی: تیموریقدمت: سال ۸۹۱ ه. ق.بقعۀ شیخ صفیالدین اردبیلیاندازه: ۱۹.۴×۲۶.۴ سانتیمترشمارۀ اثر در موزۀ ملّی ایران: ۳۷۲۵
هشتم مهر ماه در گاهشماری ایرانی، روز بزرگداشت مولوی شاعر پارسی گو و عارف ایرانی سدۀ ششم هجری، نامگذاری شده است. کتاب مثنوی معنوی، شاهکار ادبی و عرفانی وی است، نسخۀ خطی مثنوی معنوی، سروده جلالالدین محمد مولوی، از جمله نسخههای ارزشمند ادبی و هنری محفوظ در موزۀ ملّی ایران به شمار میآید. نسخه شامل شش دفتر مثنوی بر روی کاغذ خانبالغ در ۵۸۱ صفحه، با ۴۰ سطر در هر صفحه، بهصورت چهار ستونی، تحریر شده، برخی صفحات حاشیهنویسی دارد. متن اصلی بهخط نستعلیق معمولی و مقدمه بیشتر مجلدات بهخط نسخ و به عربی کتابت شده است. صفحات با جدولبندی و ستونبندی به شنگرف و عناوین و سرِ بابها نیز با شنگرف و شمارۀ هر مجلد به قلم زرآب و تحریر مشکی نوشته شده است.از ویژگیهای هنری این نسخه، سرلوح مُذهّب و مُرصّعِ مجلد چهارم و نیز تزئینات مُذهّب در حاشیه برخی مجلدات است که در کنار نظم دقیق صفحهآرایی، نشاندهنده توجه به جنبههای زیباییشناختی و کتابآرایی در دورۀ تیموری است. جلد نسخه از مقوا و زرکوب و رویه بیرونی آن با تیماج قرمز ساده و اندرون آن با رنگ قهوهای است. وجود وقفنامه شاهعباس صفوی در آغاز نسخه و مُهرهای متعدد «وقف آستانه صفیه» در صفحات، از دیگر ویژگیهای این نسخۀ با ارزش است.کتابت این نسخه طبق کتیبه پایانی کتاب در «چهارشنبه ماه محرم سال ۸۹۱ هجری قمری، توسط احمد بن محمود در قریه هراز» به پایان رسیده است.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg== 
هشتم مهر ماه در گاهشماری ایرانی، روز بزرگداشت مولوی شاعر پارسی گو و عارف ایرانی سدۀ ششم هجری، نامگذاری شده است. کتاب مثنوی معنوی، شاهکار ادبی و عرفانی وی است، نسخۀ خطی مثنوی معنوی، سروده جلالالدین محمد مولوی، از جمله نسخههای ارزشمند ادبی و هنری محفوظ در موزۀ ملّی ایران به شمار میآید. نسخه شامل شش دفتر مثنوی بر روی کاغذ خانبالغ در ۵۸۱ صفحه، با ۴۰ سطر در هر صفحه، بهصورت چهار ستونی، تحریر شده، برخی صفحات حاشیهنویسی دارد. متن اصلی بهخط نستعلیق معمولی و مقدمه بیشتر مجلدات بهخط نسخ و به عربی کتابت شده است. صفحات با جدولبندی و ستونبندی به شنگرف و عناوین و سرِ بابها نیز با شنگرف و شمارۀ هر مجلد به قلم زرآب و تحریر مشکی نوشته شده است.از ویژگیهای هنری این نسخه، سرلوح مُذهّب و مُرصّعِ مجلد چهارم و نیز تزئینات مُذهّب در حاشیه برخی مجلدات است که در کنار نظم دقیق صفحهآرایی، نشاندهنده توجه به جنبههای زیباییشناختی و کتابآرایی در دورۀ تیموری است. جلد نسخه از مقوا و زرکوب و رویه بیرونی آن با تیماج قرمز ساده و اندرون آن با رنگ قهوهای است. وجود وقفنامه شاهعباس صفوی در آغاز نسخه و مُهرهای متعدد «وقف آستانه صفیه» در صفحات، از دیگر ویژگیهای این نسخۀ با ارزش است.کتابت این نسخه طبق کتیبه پایانی کتاب در «چهارشنبه ماه محرم سال ۸۹۱ هجری قمری، توسط احمد بن محمود در قریه هراز» به پایان رسیده است.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
۱.۸K
۶:۳۰
متن تمرین مدرسه(پنج سطر از نامه مشهور پوزور-شولگی به ایببی-سین)دوره فرهنگی: دوره عیلام/ایلام قدیم قدمت: حدود اواسط هزارۀ دوم پیشاز میلاداندازه: ۷.۴ (قطر) سانتیمترمحل کشف: محوطه شوش، شهرستان شوش، استان خوزستانشماره اثر در موزه ملی ایران: ۱۱۴۰۳
uru-bi-e-nediĝir-be₂-ne ugnim(kuš.lu-ub₂)-bi-e-nema-da.ki ha-ma-zi₂-˹ta˺x? a ma₂-gan-an-na.ki-taigi d.nin-i-si-na.ki tu-tu-ta[اِنلیل مرا فرمان داد] که شهرهای آنان، خدایانشان و سپاهیانشان را از سرزمین خمازی و [از] آبهای (؟) مَگن به حضور نین-ایسینَ بیاورم.
این اثر یک متن تمرینی مدرسه است که به زبان سومری بر روی لوح گِلی نوشته شده است. این خط میخی پیچیده در مدارس میانرودان تدریس میشده و افزون بر کتابها و متون آموزشی متعدد، تکالیف درسی زیادی نیز به جای مانده که شی مذکور یکی از آنهاست. لوحهای آموزشی مدرسهای اغلب عدسیمانند و حاوی بخشهای مختلفی از مواد درسی آن زمان هستند. دانشآموزان با رونویسی از متون آموزشی بر روی لوحهای گلی و حفظ کردن آنها، مهارتهای خود را فرا میگرفتند و سپس آموختههای خود را برای مدیر مدرسه، که از او با عنوان «پدر مدرسه» یاد میشد، یا دیگر معلمان، ناظمان و مراقبان مدرسه از حفظ بازگو میکردند.آموزش در مدارس از مراحل ابتدایی آغاز میشد و دانشآموزان ابتدا چگونگی ترسیم دقیق علائم گوهایشکل خط میخی بر روی لوحهای گلی را میآموختند. سپس به متون و تمرینهای دشوارتری میپرداختند که در مراحل مختلف آموزشی با عناوینی مانند «تتراد» (مجموعههای چهارگانه) و «دکاد» (مجموعههای دهگانه) شناخته میشدند و در نهایت به پیچیدهترین متون آموزشی میرسیدند.در مدارس کاتبان سومری، آموزش از سنین پایین، گاه از حدود هشتسالگی، آغاز میشد و دانشآموزان علاوه بر تسلط بر خط میخی، با حوزههای گوناگون دانش نیز آشنا میشدند. این آموزشها طیف گستردهای از موضوعات، از ریاضیات و حسابداری گرفته تا گیاهشناسی، سوابق کشاورزی و مالیاتی، ادبیات و متون دینی را دربر میگرفت.هدف اولیه مدارس سومری ماهیتی عمدتاً «حرفهای» داشت. این مدارس در وهله نخست برای تربیت کاتبان مورد نیاز ساختارهای اقتصادی و اداری جامعه، بهویژه برای تأمین نیازهای معابد و کاخها، شکل گرفته بودند.
هدف اولیۀ مدارس سومری، ماهیتی «حرفهای» داشت؛ بدین معنا که نخست با هدف تربیت کاتبان مورد نیاز برای برآوردنِ الزامات اقتصادی و اداری سرزمین، بهویژه نیازهای معبد و کاخ، تأسیس شده بودند.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg== 
uru-bi-e-nediĝir-be₂-ne ugnim(kuš.lu-ub₂)-bi-e-nema-da.ki ha-ma-zi₂-˹ta˺x? a ma₂-gan-an-na.ki-taigi d.nin-i-si-na.ki tu-tu-ta[اِنلیل مرا فرمان داد] که شهرهای آنان، خدایانشان و سپاهیانشان را از سرزمین خمازی و [از] آبهای (؟) مَگن به حضور نین-ایسینَ بیاورم.
این اثر یک متن تمرینی مدرسه است که به زبان سومری بر روی لوح گِلی نوشته شده است. این خط میخی پیچیده در مدارس میانرودان تدریس میشده و افزون بر کتابها و متون آموزشی متعدد، تکالیف درسی زیادی نیز به جای مانده که شی مذکور یکی از آنهاست. لوحهای آموزشی مدرسهای اغلب عدسیمانند و حاوی بخشهای مختلفی از مواد درسی آن زمان هستند. دانشآموزان با رونویسی از متون آموزشی بر روی لوحهای گلی و حفظ کردن آنها، مهارتهای خود را فرا میگرفتند و سپس آموختههای خود را برای مدیر مدرسه، که از او با عنوان «پدر مدرسه» یاد میشد، یا دیگر معلمان، ناظمان و مراقبان مدرسه از حفظ بازگو میکردند.آموزش در مدارس از مراحل ابتدایی آغاز میشد و دانشآموزان ابتدا چگونگی ترسیم دقیق علائم گوهایشکل خط میخی بر روی لوحهای گلی را میآموختند. سپس به متون و تمرینهای دشوارتری میپرداختند که در مراحل مختلف آموزشی با عناوینی مانند «تتراد» (مجموعههای چهارگانه) و «دکاد» (مجموعههای دهگانه) شناخته میشدند و در نهایت به پیچیدهترین متون آموزشی میرسیدند.در مدارس کاتبان سومری، آموزش از سنین پایین، گاه از حدود هشتسالگی، آغاز میشد و دانشآموزان علاوه بر تسلط بر خط میخی، با حوزههای گوناگون دانش نیز آشنا میشدند. این آموزشها طیف گستردهای از موضوعات، از ریاضیات و حسابداری گرفته تا گیاهشناسی، سوابق کشاورزی و مالیاتی، ادبیات و متون دینی را دربر میگرفت.هدف اولیه مدارس سومری ماهیتی عمدتاً «حرفهای» داشت. این مدارس در وهله نخست برای تربیت کاتبان مورد نیاز ساختارهای اقتصادی و اداری جامعه، بهویژه برای تأمین نیازهای معابد و کاخها، شکل گرفته بودند.
هدف اولیۀ مدارس سومری، ماهیتی «حرفهای» داشت؛ بدین معنا که نخست با هدف تربیت کاتبان مورد نیاز برای برآوردنِ الزامات اقتصادی و اداری سرزمین، بهویژه نیازهای معبد و کاخ، تأسیس شده بودند.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
۱.۹K
۶:۳۰
قاب گچبری با نقش بهرام گور و آزادهدورۀ فرهنگی: اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامیقدمت: سدههای ۷ و ۸ میلادیمحل کشف: چال ترخان (عشقآباد)، شهرستان ری، استان تهراناندازه: ۵۳× ۳۷ سانتیمترشمارۀ اثر در موزه ملی ایران: ۷۹۷۶
دلاوریهای بهرام پنجم یا بهرام گور در شرق، نام او را جاودانه ساخت و منش وی پس از سقوط ساسانیان همچنان دستمایۀ شاعران و حماسهسرایان مسلمان قرار گرفت. یکی از این روایتها، روایت بهرام گور و کنیزش در شکارگاه است. به روایت فردوسی، بهرام کنیزی رومی و چنگنواز به نام آزاده داشت که وی را در شکار همراهی میکرد. روزی در شکار، آزاده از بهرام میخواهد که آهوی ماده را نر و نر را ماده گرداند و هنگام گریز با تیری سم و گوش آهو را به هم بدوزد. بهرام بیدرنگ چنین میکند و پس از آن، آزاده برای آهوی بختبرگشته اظهار دلسوزی میکند. بهرام بر آزاده خشم میگیرد و آزاده را بر زمین افکنده، او را در زیر دست و پای شتران له میکند. این قاب گچبری نیز تصویر از دو شخص سوار بر شتر، شخص نخست با هیبتی شاهانه، کمان در دست و پشت سرش زنی چنگنواز با موهای بافته را به تصویر میکشد. در مقابل شتر بهرام سه غزال در حال فرارند. غزالی که شاخ ندارد نمادی از غزال ماده، غزالی که شاخ دارد نمادی از غزال نر و غزالی که سعی شده در آن با نشان دادن سر برگشته غزال سم و گوش آن در کنار هم قرار گیرد. این اثر در کاخ اصلی یا c این محوطه در جریان کاوشهای باستانشناختی هیئت مشترک موزۀ هنرهای زیبای بوستون و موزۀ دانشگاه فیلادلفیا به سرپرستی اریش اشمیت در فاصلۀ سالهای ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۶ یافت شده است.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
دلاوریهای بهرام پنجم یا بهرام گور در شرق، نام او را جاودانه ساخت و منش وی پس از سقوط ساسانیان همچنان دستمایۀ شاعران و حماسهسرایان مسلمان قرار گرفت. یکی از این روایتها، روایت بهرام گور و کنیزش در شکارگاه است. به روایت فردوسی، بهرام کنیزی رومی و چنگنواز به نام آزاده داشت که وی را در شکار همراهی میکرد. روزی در شکار، آزاده از بهرام میخواهد که آهوی ماده را نر و نر را ماده گرداند و هنگام گریز با تیری سم و گوش آهو را به هم بدوزد. بهرام بیدرنگ چنین میکند و پس از آن، آزاده برای آهوی بختبرگشته اظهار دلسوزی میکند. بهرام بر آزاده خشم میگیرد و آزاده را بر زمین افکنده، او را در زیر دست و پای شتران له میکند. این قاب گچبری نیز تصویر از دو شخص سوار بر شتر، شخص نخست با هیبتی شاهانه، کمان در دست و پشت سرش زنی چنگنواز با موهای بافته را به تصویر میکشد. در مقابل شتر بهرام سه غزال در حال فرارند. غزالی که شاخ ندارد نمادی از غزال ماده، غزالی که شاخ دارد نمادی از غزال نر و غزالی که سعی شده در آن با نشان دادن سر برگشته غزال سم و گوش آن در کنار هم قرار گیرد. این اثر در کاخ اصلی یا c این محوطه در جریان کاوشهای باستانشناختی هیئت مشترک موزۀ هنرهای زیبای بوستون و موزۀ دانشگاه فیلادلفیا به سرپرستی اریش اشمیت در فاصلۀ سالهای ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۶ یافت شده است.
🟢با درود، دوستداران گرامی موزه ملی ایران لطفاً از صفحه های رسمی موزه ملی ایران حمایت کنید.🟢 موزه ملی ایران مایل است در هر خانواده ایرانی حداقل یک عضو فعال داشته باشد.🟩 " موزه ملی ایران؛ موزه ای برای همه" 🟩🟢 لطفاً برای عضویت در صفحه های رسمی موزه ملی ایران روی نشانیهای زیر کلیک کرده و آن را برای دوستان خود بازفرست فرمایید.
بلهhttps://ble.ir/irannationalmuseum_fa
وبگاهhttps://irannationalmuseum.ir/fa/
آپاراتhttps://www.aparat.com/shorts/user/irannationalmuseum/shorts
اینستاگرامhttps://www.instagram.com/irannationalmuseum_fa?igsh=MW91MTQ1MXVxbTdtcg==
۷۲۷
۶:۳۰