عکس پروفایل ایرانُنا 🇮🇷ا

ایرانُنا 🇮🇷

۴۷ عضو
هدفی که از ابتدا در جنگ دنبال کردیم آن بود که دشمن را تا سر حد پشیمانی و استیصال برده و آنها را وادار به پذیرش شروط خود در توافق کنیم؛
اکنون مطابق تشخیص شورای امنیت ملی "تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده است"؛ لذا اگر ۱۰ ماده ایران در مذاکرات پیش رو به دشمن تحمیل گردد پیروزی رقم خورده است
undefined @iranona

۲۰۰

۲:۰۹

در پیش گرفتن سیاست رفع تنش از سوی ما در برابر نقض های آشکار آتش بس، هم هزینه نظامی در بردارد و هم قدرت چانه زنی و تحمیل شروط به طرف مقابل در مذاکره را از ما خواهد ستاند؛ قدرتی که در این مدت با نمایش اقتدار به دست آمده است...
undefined @iranona

۱۹۸

۲۱:۴۴

دو رفتار غلط از سوی دو گروه حزب اللهی موافق و مخالف مذاکره داره انجام میشه :
۱- یکی اون گروهی که بعد از اعلام تصمیم مذاکره توسط رهبری مدام به دیگران برچسب میزنه که شما دیگه حق ندارید مخالف مذاکره باشید چون رهبری خواسته و تأیید کرده؛ درحالی که اساسا به این توجه ندارن که رهبری در خلاء تصمیم نمی‌گیره و اراده های گوناگون و بعضا متعارضی که در بدنه دستگاه های تصمیم گیر حاکمیتی وجود دارن در طراحی نهایی تصمیم نقش دارن فلذا گاها امکان اینکه تصمیمی گرفته بشه و نظر شخصی و قلبی رهبری نباشه وجود داره؛ پس مدام نباید این خط گفتمانی رو ترویج داد که رهبری پای هر تصمیم رو امضا کرد پس شخصا اونو قبول داشته؛ از قضا شاید چون دستش خالی بوده و اراده مخالفینش در بدنه تصمیم گیری غلبه پیدا کرده مجبور به پذیرش چنین تصمیمی شده لذا هر حزب اللهی به عنوان کسی که دغدغه اجرای منویات رهبری رو داره تلاش میکنه تا با مطالبه گری و اقناع افکار عمومی دست رهبر رو در تصمیم گیری که به منویات ایشون نزدیک باشه رو باز کنه و اراده جریانات دیگه رو به حاشیه ببره. منتها اون خط گفتمانی حرفش اینه کلا بنشین سکوت کن تحلیل نکن منتظر بمون هر تصمیمی گرفته شد بگو تبعیت می‌کنم؛ نه! قبل از تصمیم ما میتونیم دست رهبری رو باز کنیم؛ منفعل نشستن جریان حزب اللهی موجب فعال شدن جریانات دیگر حول دستگاه تصمیم گیر خواهد شد.
۲- اون گروهی که دغدغه اجرای منویات رهبری رو داره و معتقده برخی تصمیم ها به رهبری تحمیل میشه متاسفانه شیوه رفتاری مناسبی در مطالبه گری و اقناع افکار عمومی نداره؛ بلکه بعضا با برچسب های تند نظیر خیانت، وادادگی، غرب زدگی و امثالهم سعی میکنه مسئولین تصمیم گیر رو مورد خطاب قرار بده. گویی که هنوز در فضای انتخاباتی و سیاسی باقی مونده و از طریق برچسب زنی هاش به دنبال تضعیف نیروهای حاکم هست تا در انتخابات بعدی بتونه نیروهای خودش رو به قدرت برسونه؛ درحالی که اگر نگاهش این باشه که نیروهای حاکم با هزار عیب و ایراد بالاخره انتخاب مردم هستن و تضعیف و شکست اونها در عرصه های مختلف موجب تضعیف و شکست نظام هم خواهد شد انقدر با آتش تند و تیز نسبت به اونا رفتار نمیکنه. بلکه تلاش میکنه دلسوزانه نسبت به کاستی های موجود انتقاد کنه تا کمک حال اونها باشه. مشکل عمده این جریان اینه که انتقاد نمیکنه، تخریب میکنه و این تخریب موجبات نگرانی عده ای رو فراهم میکنه که وحدت براشون اولویت داره. اولویت بیجایی هم نیست؛ چون در میانه جنگ اگر هرکس حرف خودش رو بزنه ما هیچ گاه به یک تصمیم مقتدرانه نخواهیم رسید و این چیزی جز پالس ضعف رو به دشمن مخابره نمیکنه. پس طبیعیه که با برچسب وحدت شکن با اینها برخورد میکنن در صورتی که امکان انتقاد از عملکرد مسئولین بدون آنکه وحدت از بین برود وجود داره.
نتیجه اینکه :هیچ گاه امکان توافق میان اونها وجود نداره و چند دستگی به بار میاره : یکی‌شون از یه طرف گارد میگیره که شما به اسم رهبری میخواید تصمیمات خودتون رو رنگ بزنید و فریب بدید؛ اون یکی از اون طرف گارد میگیره میگه شما با انگ و برچسب های تند میخواید وحدت رو بشکنید
کوتاه تر حرف اینکه :تا قبل از اینکه در خصوص امر مهمی بخواد در کشور تصمیمی اتخاذ بشه همه جریانات باید تلاش بکنن افکار عمومی رو با زبان درست به سمت نظر خودشون سوق بدن نه اینکه منفعل بشینن منتظر تصمیم نظام باشن! حالا که تلاش خودشون رو کردن و تصمیم گرفته شد اگر به هر دلیلی اون تصمیم به مذاق‌شون خوش نیومد باید تبعیت کنن چون حفظ وحدت اولویت داره. باز در حین اجرای تصمیمی که اتخاذ شده میشه نسبت به کاستی های اون انتقاد کرد تا تصمیمات بعدی اصلاح بشه اما با زبان درست و منطقی نه با انگ و برچسب زنی و به قصد تضعیف که باب دعواهای سیاسی رو باز کرده و موجب شکستن اتحاد میان مردم بشه.
درباره مذاکرات فعلی هم :اگر مخالف هم باشیم باید بدونیم این تصمیم به هرصورت گرفته شده و الان دست به تضعیف و تخریب عاملان اون نفعی نمیرسونه چون این تصمیم که تغییر نمیکنه؛ بلکه فقط فضای بی اعتمادی و التهاب میان جامعه رو بیشتر میکنه که ضد وحدته و یه جور پالس ضعف به دشمن (خصوصا اگه تو کم شدن جمعیت تجمع شبانه نقش داشته باشه!) کاری که میشه کرد اینه که ضمن اعلام حمایت و پذیرش تصمیم اتخاذ شده، انتقاداتی که نسبت به اون و همچنین فرآیند اجرای اون که در ادامه باهاش مواجه خواهیم بود رو با زبان درست و نه تخریب ابراز کنیم. تو این شرایط اگر فک می‌کنیم مذاکره مضره وظیفه ما اینه کاری کنیم کمترین ضرر در اجرای این تصمیم به ما وارد بشه وگرنه به هم ریختن فضا و وحدت شکنی ضرر به مراتب بالاتری رو نصیب ما میکنه.به نقل از رهبر انقلاب فریاد های ما در نتیجه مذاکرات موثره؛ بدین معنا که مطالبه عمومی شروط ده گانه ایران، اهرمی است که دست مذاکره کننده ما رو در برابر طرف مقابل برای گرفتن امتیاز پر میکنه.
undefined @iranona

۲۹۷

۱۶:۰۵

کنترل ایران بر تنگه هرمز به عنوان یکی از شروط ۱۰ گانه ایران برای آتش بس امری بود که به واسطه تعیین مسیر عبور و دریافت عوارض باید محقق می‌شد. ترتیبات فراهم شده بود که اسرائیل با حمله به لبنان یکی از شروط را نقض کرد. ایران در پاسخ تنگه را دوباره می‌بندد.
حال با اهرم تنگه و در فرآیند دیپلماتیک، اسرائیل هم وادار به پذیرش آتش بس و شروط ایران می‌شود. ایران باری دیگر ترتیبات کنترل بر تنگه را آنطور که در توافق آتش بس آمده بود فراهم می‌کند؛ بدین معنا که راه را باز می‌کند اما مسیر عبور را خودش تعیین و به واسطه تامین امنیت آن، عوارض نیز دریافت می‌دارد.
در مجموع باید گفت آتش بس در لبنان به جای جنگ از طریق دیپلماسی محقق شده است، در عین حال ترامپ و یارانش با سر و صدای رسانه ای سعی در واژگونه کردن قضیه دارند تا خود را پیروز جلوه دهند و ما هم در داخل روی عقب نشینی و شکست خودمان مانور می‌دهیم! اینجاست که اعتماد ما به حرف دشمن و بی اعتمادی به حرف مسئولین، عملا به نفع عملیات رسانه ای دشمن هم عمل می‌کند‌. منتها منشا این بی اعتمادی ها بیش از سوء ظن ها، در امثال مواضع عراقچی هاست که دیروز در تکمیل پازل رسانه ای ترامپ عمل کرد. صدای اعتراض اینجا در می‌آید.
هم صحنه باید درست برای مردم ترسیم شود و هم اینکه مسئولین در مواضع خود دقت داشته باشند (البته اگر بپذیریم که در ورای این مواضع، افکاری نهفته نیست و فردی در سطح وزیر امور خارجه صرفا دچار خطا شده است!)
undefined @iranona

۳۹۸

۱۶:۱۴

رسیدن به اهداف عالیه مبارزاتی نظیر بیرون کردن آمریکا از منطقه، محو اسرائیل و... در یک فرایند تدریجی رقم می‌خورد. ضعف ما حزب اللهی ها این است که یک طرح کلی که در آن، مراحل رسیدن به این اهداف به صورت گام به گام تعریف شده باشد را نمی‌دانیم. طرح کلی که بتوان ابزارهای مختلف مبارزاتی نظیر جنگ یا مذاکره یا... را در وقت مناسب در آن گنجاند.
این کمبود مدام موجب سرگردانی ما نسبت به تحولات و تصمیمات مختلف است که حاصلش بدبینی، غر زدن و نهایتا انفعال و گوشه نشینی است. با داشتن یک طرح کلی است که می‌فهمیم متناسب با شرایط و ظرفیت های موجود از چه ابزاری باید برای پیشبرد هدف استفاده کرد. بیش از هرکس، وظیفه شرح و بسط این طرح کلی برای ما، بر عهده نخبگان و خواص فکری فرهنگی جامعه است.
undefined @iranona
undefined۳

۴۲۱

۲۳:۰۹

thumbnail
او با گفتار و کردار و شهادتش یاد داد زندگی همه‌ش "مبارزه" است؛
مبارزه ای درونی با شیطان، نفس اماره و ایادی‌اش و مبارزه ای بیرونی با آمریکا، اسرائیل و ایادی‌اش...
و زندگی ما هیچگاه در کنار این طغیانگران "نرمال" نخواهد شد؛ سرانجام طی فرایندی زمان‌بر یکی به نفع دیگری حذف خواهد شد...
#روز_معلم
undefined @iranona
undefined۲

۳۷۱

۱۱:۵۲

thumbnail
مکشّفه هایی که امروز به واسطه عیان شدن دشمنی آمریکا و اسرائیل با این آب و خاک در تجمعات خیابانی حضور یافته و دفاع از حقیقت را برگزیده اند، اگر دست دشمن در پروژه کشف حجاب را ببینند خود از آن کار صرف نظر خواهند نمود؛ تبیین وظیفه ماست...
undefined @iranona

۲۹۳

۱۹:۵۸

thumbnail
جاهل تر از آن است تا حقیقت آنچه با ما کرده است را بفهمد!
قدرتی را که او متکی به وجود شخصی خاص می‌فهمد با حذف آن شخص رو به تیرگی گذارده آرام آرام از میان خواهد رفت.
حال آنکه تفکر ما با مفهومی به نام شهادت، معادله جدیدی در خلق قدرت ایجاد کرده و محاسبات دشمن را بر هم می‌زند؛ معادله ای بر پایه اراده جمعی که از حیات معنوی شهید الهام می‌گیرد.
در حقیقت این وجود معنوی سلیمانی است که پس از فقدان وجود فیزیکی‌اش، هزاران سلیمانی می‌زاید که دغدغه هر روز و شب‌شان این است تا ایده او را پیش ببرند.
شاید رسیدن به قدرتی که ترامپ از آن سخن گفته به تاخیر افتاده و زمان‌بر شده باشد اما قدرت مردم محور آینده بقایی به مراتب تضمین شده تر از قدرت شخص محور دارد.
هدف خدا تربیت یکایک انسان هاست و در این راستا صبرش زیاد! هزینه هایی که امثال ترامپ به ما تحمیل می‌کنند تحقق هدف الهی را تسریع کرده است
undefined @iranona

۳۰۴

۲۰:۱۴

undefined هر جا ما میگوییم تفکّر ایرانى، هیچ‌وقت منفکّ از تفکّر اسلامى نیست. حتّى مثلاً در شاهنامه که مال حکیم ابوالقاسم فردوسى است ــ حالا نمیدانم شما آقایان چقدر با شاهنامه مأنوسید؛ من خودم مأنوسم با شاهنامه ــ این حکیم، حکمتش حکمت اَوستایى نیست؛ حکمت قرآنى است.
undefined اگر کسى دقّت کند در شاهنامه، خواهد دید که فردوسى ایران را سروده امّا با دید یک مسلمان سروده؛ آن‌ هم یک مسلمان شیعه. توجّه میکنید؟ یعنى حکمت فردوسى حکمت قرآنى است. آن کارهایى را که شما مثلاً در زندگى قهرمانها و پهلوانها و آن شخصیّت‌هاى مثبت در شاهنامه‌ى فردوسى مى‌بینید مثل رستم، مثل اسفندیار، مثل آن شخصیّت‌هایى که مثبت هستند، همه‌ى اینها آن چیزهایى است که در اندیشه‌هاى اسلامى ریشه و ظهور و بُروز دارد. و بعکس، آن شخصیّت‌هاى منفى مثل تورانى‌ها و همانهایى که هستند که غالباً منفى هستند، یا بعضى از خود سلاطین، مثلاً فرض کنید که کیکاووس در موارد متعدّدى که منفى است از نظر فردوسى، همه‌ى اینها آن نکاتى است که در تفکّر اسلامى به ‌طور وضوح کوبیده شده.
undefined امّا در تفکّر اَوستایى [چنین چیزى نیست]. اصلاً تفکّر اَوستایى چیست؟ کجا است؟ آن ‌که میتواند حکمت اَوستایى را به ما نشان بدهد کجا است؟ زمان فردوسى هم بیش از حالا نبوده؛ این را هم به شما عرض بکنم. این‌جور نیست که ما خیال کنیم زمان فردوسى تفکّر اَوستایى آشکارتر بود؛ نخیر، آن ‌وقت هم به قدرى که حالا ما در اختیار داریم [بوده]؛ بیش از اینها نبوده.
undefined این حکمت قرآنى همان حکمت ملّى ما است؛ همان حکمت بومى و ایرانى ما است. این مفاهیم میتواند بیاید در این نقشها و تابلوها و وسیله‌اى بشود براى گسترش عالى‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم.
undefined رهبر شهید انقلاب | ۷۲/۶/۱۰
undefined @iranona
undefined۳

۲۵۹

۷:۲۳

thumbnail
undefined از خرمشهرِ قاجار تا خرمشهرِ جمهوری اسلامی
undefined سال ۱۲۳۵، اوایل دوران ناصری است؛ انگلستان نگران مستعمره خود (هند) است و سلطه ایران بر افغانستان که در مجاورت هند بود را خطری جدی برای منافع خود می‌بیند. چند سالی است با شوراندن نیروهایی از داخل قندهار تلاش می‌کند تا بر هرات تسلط یابد اما موفق نمی‌شود. بار دیگر خودش اعلان جنگ کرده وسط می‌آید. ابتدا خارک و بوشهر را تصرف می‌کند. سپس به سوی خرمشهر روانه شده و با پیروزی بر نیروهای ایرانی آنجا را نیز تصاحب می‌کند. این شکست، ناصرالدین شاه را مجاب می‌کند تا به درخواست صدراعظم (میرزا آقاخان نوری) تن در داده و مذاکره با انگلستان را برای رفع مشکل پیش رو بپذیرد. هیئت مذاکره کننده به شاه قول داده بود که مالکیت ایران بر افغانستان را تثبیت خواهد کرد. اما فضا به گونه دیگری پیش رفت و سرانجام با انعقاد معاهده پاریس، افغانستان از ایران جدا شده و انگلستان نیز متعهد می‌شود تا نیروهای نظامی خود را از مناطق تصرف شده بازگرداند.
undefined در آن سال ها خرمشهر به واسطه مذاکره با دشمن و به قیمت از دست دادن بخشی از خاک ایران آزاد شد؛ در این دست امتیازاتی که قاجار گاه و بیگاه نصیب و روزی بیگانه می‌کرد مدام هستند کسانی که می‌گویند اقتضای شرایط چنین بوده و با دست های خالی که داشته ایم چاره ای جز اعطای امتیاز برای یک هدف والاتر که حفظ ایران بوده نداشته ایم.
undefined اما همین افراد حادثه یک قرن بعد را در تحلیل خود نادیده می‌گیرند؛ آنجا که صدام با پشتیبانی ابرقدرت های دنیا به جان ایران افتاده و خرمشهر را باری دیگر تصرف کرد. در برابر این تهاجم، آنچه جمهوری اسلامی با دست های خالی در پیش گرفت نه مذاکره و اعطای امتیاز برای حفظ ایران، که جنگ و اتکا به ایمان و اراده های مردم بود. اتفاقی که موجب شد خرمشهر باری دیگر آزاد شود.
undefined خرمشهر عزیز ما در طول یک قرن، دو تجربه متفاوت از عملکرد ایرانی‌ها در برابر بیگانه پشت سر گذاشت؛ یکی با اتکا بر مقاومت و دیگری با اتکا بر مذاکره با دو عاقبتی متفاوت... اکنون این ما هستیم که مسیر پیش روی خود را به ویژه در جنگ کنونی بر مدار کدامیک تنظیم می‌کنیم.
undefined @iranona

۱۱۴

۱۴:۵۷