فصل دوم
ورود به فرم
قسمت اول — نام حرکتهاصبحی خنک بود و مه نازکی در حیاط سنگی معبد نشسته بود.@irantaichiآرمان طبق عادت زودتر از استاد آمده بود و آرام تمرین میکرد؛ همان ایستادن ساده، همان نفسهای آهسته.
صدای قدمهای استاد روی سنگها آمد.
پیرمرد مدتی بدون حرف نگاهش کرد. بعد گفت:
«وقت آن رسیده که بدانی این حرکتها چه نامی دارند.»
آرمان لبخند زد. «پس بالاخره وارد فرم میشویم؟»
استاد با چوب باریکی روی خاک نوشت:
Beginning Buddha’s Warrior Attendant Pounds Mortar Lazily Tying Coat
بعد گفت:
«فرم مثل یک داستان است. اگر فقط حرکتها را حفظ کنی، مثل این است که شعر را بدون فهمیدن بخوانی.»
آرمان نزدیکتر آمد.
استاد ادامه داد:
«هر حرکت سه چیز دارد:
ریشه در پاها،
هدایت از دانتیان،
و خروج نیرو از دست.»
او به زمین اشاره کرد.
«اگر اینجا را فراموش کنی، بقیه فقط نمایش است.»
@irantaichi
فکر می کنی کی باید این پیام رو ببینه؟براش بفرست
فرصت آشنایی با برکات تایچی و چی کونگ به افراد بیشتری می رسه اگه گزینه پیشنهاد برای مجله رو هم بزنی (
این علامت کنار پست)
#تای_چی#چی_کونگ
ورود به فرم
قسمت اول — نام حرکتهاصبحی خنک بود و مه نازکی در حیاط سنگی معبد نشسته بود.@irantaichiآرمان طبق عادت زودتر از استاد آمده بود و آرام تمرین میکرد؛ همان ایستادن ساده، همان نفسهای آهسته.
صدای قدمهای استاد روی سنگها آمد.
پیرمرد مدتی بدون حرف نگاهش کرد. بعد گفت:
«وقت آن رسیده که بدانی این حرکتها چه نامی دارند.»
آرمان لبخند زد. «پس بالاخره وارد فرم میشویم؟»
استاد با چوب باریکی روی خاک نوشت:
Beginning Buddha’s Warrior Attendant Pounds Mortar Lazily Tying Coat
بعد گفت:
«فرم مثل یک داستان است. اگر فقط حرکتها را حفظ کنی، مثل این است که شعر را بدون فهمیدن بخوانی.»
آرمان نزدیکتر آمد.
استاد ادامه داد:
«هر حرکت سه چیز دارد:
ریشه در پاها،
هدایت از دانتیان،
و خروج نیرو از دست.»
او به زمین اشاره کرد.
«اگر اینجا را فراموش کنی، بقیه فقط نمایش است.»
@irantaichi
فکر می کنی کی باید این پیام رو ببینه؟براش بفرست
۴۲۲
۱۲:۱۹
لائوتسه در آخرین صفحات کتابش، ما را به حقیقتی تکاندهنده میرساند. او میگوید:
> "سخنان راستین، لزوماً زیبا و فریبنده نیستند؛ و سخنانِ زیبا، لزوماً راستین نیستند.> نیکوکار اهل جدل نیست، و اهل جدل نیکوکار نیست.> خردمند، دانشی انباشته ندارد؛ بلکه هرچه بیشتر برای دیگران انجام میدهد، خود بهرهمندتر میشود و هرچه بیشتر به دیگران میبخشد، خود غنیتر میگردد."
ما اغلب در دنیایی زندگی میکنیم که به «انباشتن» تشویقمان میکند: انباشتنِ دارایی، انباشتنِ توجه، و انباشتنِ اعتبار. اما تائو به ما یادآوری میکند که مسیرِ تعالی، در «جریان» است.
وقتی چیزی را برای خود نگه میداریم، آن را محدود میکنیم. اما وقتی آن را به جریان میاندازیم—عشق، دانش، کمک یا حتی انرژیِ مثبت—آن چیز در جهان تکثیر میشود و در نهایت، بیشترین سود نصیب خود ما خواهد شد.
تمرینِ امروز:*امروز سعی کن کاری انجام دهی که هیچ «بازگشتِ» مستقیمی برایت ندارد. بیهیچ چشمداشتی به کسی کمک کن، بدون آنکه بخواهی کسی از نیکیات باخبر شود، لبخندی بزن یا تغییری مثبت در اطرافت ایجاد کن.
حقیقت همینجاست: *هر چه بیشتر رها کنی، بیشتر خواهی داشت.
«به نظرت سختترین بخشِ "رها کردن" کجاست؟ در فکر، در دارایی، یا در توقعاتمان از دیگران؟»*
@irantaichi
۴۵۲
۵:۳۵
«هو شی با فا» (Hoù Xī Bā Fǎ – 护心八法) یعنی *هجده روش محافظت از قلب.
در تایچی چن، قلب فقط یک عضو فیزیکی نیست؛ مرکز آرامش، شِن (روح/آگاهی) و تعادل درونی است. این مفهوم پلی است میان هنر رزمی و سلامت درون
در سبک چن، ما فقط تکنیک مبارزه یاد نمیگیریم؛ یاد میگیریم چگونه در فشار بیرونی، آرام و متعادل بمانیم*. «هو شی با فا» به ما میآموزد چگونه از قلب و مرکز خود—چه در تمرین و چه در زندگی—محافظت کنیم.
- Xin (شین / قلب-ذهن): در طب چینی، قلب محل آرامش ذهن و احساسات است. - *Qi (چی): انرژی حیاتی؛ مانند آب که در رودخانه جریان دارد. اگر آرام باشد، شفاف است.
- حفاظت از قلب*: هم به معنای محافظت فیزیکی در برابر ضربه، هم حفظ آرامش درونی.
در تایچی چن میگوییم: > «وقتی دانتیان آرام است، قلب نیز آرام است.»
@irantaichi
در تایچی چن، قلب فقط یک عضو فیزیکی نیست؛ مرکز آرامش، شِن (روح/آگاهی) و تعادل درونی است. این مفهوم پلی است میان هنر رزمی و سلامت درون
در سبک چن، ما فقط تکنیک مبارزه یاد نمیگیریم؛ یاد میگیریم چگونه در فشار بیرونی، آرام و متعادل بمانیم*. «هو شی با فا» به ما میآموزد چگونه از قلب و مرکز خود—چه در تمرین و چه در زندگی—محافظت کنیم.
- Xin (شین / قلب-ذهن): در طب چینی، قلب محل آرامش ذهن و احساسات است. - *Qi (چی): انرژی حیاتی؛ مانند آب که در رودخانه جریان دارد. اگر آرام باشد، شفاف است.
- حفاظت از قلب*: هم به معنای محافظت فیزیکی در برابر ضربه، هم حفظ آرامش درونی.
در تایچی چن میگوییم: > «وقتی دانتیان آرام است، قلب نیز آرام است.»
@irantaichi
۳۵۶
۱۹:۲۶
پیام امروز از فصل ۴۵ تائو ت چینگ
«بزرگترین کمال، ناقص به نظر میرسد، اما کاراییاش پایانناپذیر است. بزرگترین پر بودن، خالی به نظر میرسد، اما تمامشدنی نیست. راستترین چیزها، کج به نظر میرسند؛ بزرگترین مهارت، ناشیانه مینماید؛ بزرگترین سخنوری، لکنتزده به نظر میرسد.»
تأمل امروز:ما در دنیایی زندگی میکنیم که وسواسِ «کمالگرایی» دارد. همه میخواهند کامل، بینقص، دقیق و مسلط به نظر برسند. لائوتسه در این فصل، آن «نقابِ کمال» را برمیدارد و به ما میگوید که *واقعیتِ قدرتمند، همیشه در ظاهرِ آن چیزی نیست که ما «خوب» یا «کامل» مینامیم.
اگر احساس میکنید «ناقص» هستید:** نگران نباشید. کمالی که در تکاپویِ بینقص بودن است، زود میشکند. کمالِ واقعی، آن چیزی است که اجازه میدهد کمی «خامی» و «نقص» در آن جاری باشد، چون این نقصها هستند که به آن اجازه رشد و تغییر میدهند.اگر در کاری احساس «ناشیگری» میکنید: بدانید که این فقط یک برداشت ذهنی است. لائوتسه میگوید بزرگترین مهارت، آن است که از خودنمایی خالی شده است. وقتی نخواهید چیزی را «ثابت کنید»، آنگاه به مهارتِ واقعی رسیدهاید.
تمرین امروز:*امروز از "بینقص بودن" دست بکشید. اگر اشتباهی کردید یا کاری را آنطور که دیگران انتظار دارند پیش نبردید، خودتان را سرزنش نکنید. اجازه دهید کارهایتان کمی «کج» یا «ناقص» پیش برود. این همان جایی است که جریانِ تائو (حقیقتِ جاریِ زندگی) شروع به عمل کردن میکند؛ در جایی که غرور و اصرارِ ما بر کامل بودن، کنار میرود.
آیا این نگاه به «کمال» با آن چیزی که در تجربه شخصی خود از زندگی دارید همخوانی دارد؟@irantaichi
«بزرگترین کمال، ناقص به نظر میرسد، اما کاراییاش پایانناپذیر است. بزرگترین پر بودن، خالی به نظر میرسد، اما تمامشدنی نیست. راستترین چیزها، کج به نظر میرسند؛ بزرگترین مهارت، ناشیانه مینماید؛ بزرگترین سخنوری، لکنتزده به نظر میرسد.»
تأمل امروز:ما در دنیایی زندگی میکنیم که وسواسِ «کمالگرایی» دارد. همه میخواهند کامل، بینقص، دقیق و مسلط به نظر برسند. لائوتسه در این فصل، آن «نقابِ کمال» را برمیدارد و به ما میگوید که *واقعیتِ قدرتمند، همیشه در ظاهرِ آن چیزی نیست که ما «خوب» یا «کامل» مینامیم.
اگر احساس میکنید «ناقص» هستید:** نگران نباشید. کمالی که در تکاپویِ بینقص بودن است، زود میشکند. کمالِ واقعی، آن چیزی است که اجازه میدهد کمی «خامی» و «نقص» در آن جاری باشد، چون این نقصها هستند که به آن اجازه رشد و تغییر میدهند.اگر در کاری احساس «ناشیگری» میکنید: بدانید که این فقط یک برداشت ذهنی است. لائوتسه میگوید بزرگترین مهارت، آن است که از خودنمایی خالی شده است. وقتی نخواهید چیزی را «ثابت کنید»، آنگاه به مهارتِ واقعی رسیدهاید.
تمرین امروز:*امروز از "بینقص بودن" دست بکشید. اگر اشتباهی کردید یا کاری را آنطور که دیگران انتظار دارند پیش نبردید، خودتان را سرزنش نکنید. اجازه دهید کارهایتان کمی «کج» یا «ناقص» پیش برود. این همان جایی است که جریانِ تائو (حقیقتِ جاریِ زندگی) شروع به عمل کردن میکند؛ در جایی که غرور و اصرارِ ما بر کامل بودن، کنار میرود.
آیا این نگاه به «کمال» با آن چیزی که در تجربه شخصی خود از زندگی دارید همخوانی دارد؟@irantaichi
۳۹۱
۵:۴۹
فصل دوم قسمت دوم — Beginning (Qi Shi)
استاد پاهایش را موازی گذاشت. بدنش آرام و بیتنش بود.
دستها کنار بدن.
چند لحظه هیچ اتفاقی نیفتاد.
بعد دستها آهسته بالا آمدند؛ نه با زور، نه با عجله.
مثل بالا آمدن مه از سطح رودخانه.
آرمان پرسید: «این اولین حرکت چه کاری انجام میدهد؟»
استاد گفت:
«این حرکت در ظاهر ساده است. اما اگر آن را درست انجام دهی، بدن تو را تنظیم میکند.»
او ادامه داد:
«وقتی دستها بالا میآیند، سینه باز میشود و نفس عمیقتر میشود. وقتی پایین میآیند، نیرو دوباره به پایین شکم برمیگردد.»
استاد دستش را روی شکم گذاشت.
«احساس کن نفس تا اینجا پایین میآید. اینجا مرکز حرکت است.»
آرمان چند بار حرکت را تکرار کرد.
در بار سوم چیزی تغییر کرد.
شانههایش شلتر شد. نفسش آرامتر شد.
استاد گفت:
«این حرکت بیشتر روی قفسه سینه و تنفس کار میکند. ریهها را نرم میکند و ذهن را آرام.»
بعد آرام افزود:
«اگر شروع فرم درست نباشد، بقیه حرکتها هم پراکنده خواهند بود.»
آرمان سر تکان داد.
او فهمید چرا استاد همیشه میگفت:
بزرگترین حرکتها گاهی از کوچکترین آغاز میشوند.
@irantaichi
فکر می کنی کی باید این پیام رو ببینه؟براش بفرست
فرصت آشنایی با برکات تایچی و چی کونگ به افراد بیشتری می رسه اگه گزینه پیشنهاد برای مجله رو هم بزنی (
این علامت کنار پست)
#تای_چی#چی_کونگ
استاد پاهایش را موازی گذاشت. بدنش آرام و بیتنش بود.
دستها کنار بدن.
چند لحظه هیچ اتفاقی نیفتاد.
بعد دستها آهسته بالا آمدند؛ نه با زور، نه با عجله.
مثل بالا آمدن مه از سطح رودخانه.
آرمان پرسید: «این اولین حرکت چه کاری انجام میدهد؟»
استاد گفت:
«این حرکت در ظاهر ساده است. اما اگر آن را درست انجام دهی، بدن تو را تنظیم میکند.»
او ادامه داد:
«وقتی دستها بالا میآیند، سینه باز میشود و نفس عمیقتر میشود. وقتی پایین میآیند، نیرو دوباره به پایین شکم برمیگردد.»
استاد دستش را روی شکم گذاشت.
«احساس کن نفس تا اینجا پایین میآید. اینجا مرکز حرکت است.»
آرمان چند بار حرکت را تکرار کرد.
در بار سوم چیزی تغییر کرد.
شانههایش شلتر شد. نفسش آرامتر شد.
استاد گفت:
«این حرکت بیشتر روی قفسه سینه و تنفس کار میکند. ریهها را نرم میکند و ذهن را آرام.»
بعد آرام افزود:
«اگر شروع فرم درست نباشد، بقیه حرکتها هم پراکنده خواهند بود.»
آرمان سر تکان داد.
او فهمید چرا استاد همیشه میگفت:
بزرگترین حرکتها گاهی از کوچکترین آغاز میشوند.
@irantaichi
فکر می کنی کی باید این پیام رو ببینه؟براش بفرست
۴۴۷
۶:۱۰
برای اطلاع از زمان و نحوه برگزاری کلاس های تای چی و چی کونگ با استاد سیگارودی تماس بگیرید
۲۴۷
۴:۱۱
تمرینات همگانی و رایگان
چی کونگ و
تای چی روزهای جمعه، ساعت ۷:۴۵ صبح پارک ملت، میدان ورزش
۱۸۷
۱۰:۰۰
بازارسال شده از تایچی نهایت برتر +چی کنگ(مهارت در انرژی درونی)
۲۴
۵:۴۲
قابل توجه علاقه مندان به چی کنگ و تایچی در شیراز 


۱۱۵
۵:۴۲