لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کتاب بازک
۵ هزار عضو

کتاب باز

undefinedکنج دنجی برای غافل شدن از آنچه نمی‌توان فراموش کرد....ارتباط: @Mrm9999.undefinedاگر شما مالک حقوقی کتابی هستید و یا به هر دلیل قانونی، خواهان حذف یک عنوان کتاب از کانال می‌باشید، لطفاً با ما ارتباط بگیرید.
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ مرداد
undefined برشی از یک کتاب _ شماره ۸۳
عزیز دلم! تو چرا باید اینقدر بدبختی بکشی، مگر چه چیزی از آن‌ها کم داری؟ تو خیلی مهربان و زیبا و فهمیده هستی پس چرا باید سهمی از زندگی نداشته باشی؟ چرا آدم‌های خوب باید در سختی و بدبختی زندگی را بگذرانند؟ گویی خوشبختی خود به خود سر راه عده دیگری ظاهر می‌شود.
عزیزم! می‌دانم با گفتن این حرف‌ها نباید ذهنم را درگیر کنم. ولی منصفانه بگوییم، چرا سرنوشت باید به روی یک نفر لبخند بزند و نسبت به کودکی که در خانه‌ای محقر متولد می‌شود چنین ظالم و ستمگر باشد؟
undefined بخشی از کتاب «بیچارگان» اثر فئودور داستایفسکی
#برشی_از_یک_کتاب
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۴۳۵

۲۱:۰۱

۷ مرداد
thumbnail
undefined پخته نخواهی شد، مگر بعد از آنکه احساس کردی سرشار از سخن هستی، لازم ندانی به کسی چیزی از آن بگویی.
undefined جبران‌ خلیل‌ جبران
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۸
undefined۲

۵۰۴

۲۰:۵۸

۱۱ مرداد
thumbnail
‌‌‌‍‌undefined کتاب شماره ۱۹۳:
undefined کتابخوان
undefined برنهارد شلینگ (مترجم: مهدی محمودی مقدم)
#رمان#داستان
undefined این رمان مسحورکننده، داستانی است از عشق، اسرار، ترس و شفقت که در دوران سخت و جان کاه آلمان پس از جنگ می گذرد. وقتی مایکل ۱۵ ساله، در راه بازگشت از مدرسه به خانه صدمه می بیند، توسط هانا، زنی که دوبرابر او سن دارد، نجات داده می شود. با گذشت زمان، رابطه ای عجیب بین این دو شخصیت شکل گرفته و هانا به تدریج، به معشوقه مایکل تبدیل می شود. اما یک روز، هانا به طور ناگهانی و بدون هیچ توضیحی ناپدید می شود. زمان می گذرد و دفعه بعد که این دو یکدیگر را ملاقات می کنند، مایکل، دانشجوی حقوق شده است و هانا را، به خاطر ارتکاب جنایتی مخوف، در دادگاه در حال محاکمه شدن می یابد. هانا به پیشنهاد مایکل برای دفاع از بی گناهی اش جواب رد می دهد و آن گاه مایکل درمی یابد که هانا ممکن است در حال پاسداری از رازی باشد که آن را حتی از قتل هم ننگین تر می داند. رمان کتابخوان، کاوشی بسیار مهیج و نفس گیر از مسائل روانشناختی است که با مهارتی مثال زدنی، اتفاقات را به سوی پایان بندی شوکه کننده خود پیش می برد...
در سال ۲۰۰۸ فیلمی بسیار تماشایی با اقتباس از این رمان و با همین عنوان، به کارگردانی استفن دالدری ساخته شد، که موفق به کسب جوایز متعددی، از جمله جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای کیت وینسلت گشت.
undefined جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز
undefinedبرنده جایزه هانس فالادا در سال ۱۹۹۸
undefinedنامزد دریافت جایزه‌ ادبی دوبلین در سال ۱۹۹۹
undefinedبرنده جایزه بوکه در سال ۱۹۹۹
undefined جزو کتاب‌های منتخب نشریه گاردین در فهرست ۱۰۰۰ رمانی که باید قبل از مرگ بخوانید
undefined انتخاب شده به عنوان یکی از ۱۰۰ رمان برتر آلمانی توسط بینندگان شبکه‌ی ZDF در سال ۲۰۰۴
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۳
undefined۱

۳۲۸

۷:۱۶

کتاب خوان.pdf

۱۰.۶۱ مگابایت

#کتابخوان#برنهارد_شلینگ
🟦 https://t.me/irrbooks
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbook
undefined۳

۳۳۸

۷:۱۶

۱۳ مرداد
undefined برشی از یک کتاب _ شماره ۸۴
حالت چطور است؟... بی‌مصرف‌ترین عبارت دوکلمه‌ای در دنیای ارتباطات. هیچ‌کدام از کسانی که این را می‌پرسند نمی‌خواهند جوابش را بدانند و هیچ‌کدام از کسانی که جوابش را می‌دهند حقیقت را نمی‌گویند.
undefined بخشی از کتاب «هرگز دروغ نگو» اثر فریدا مک فادن
#برشی_از_یک_کتاب
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۲۸۶

۷:۵۲

۱۵ مرداد
thumbnail
undefined اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمی‌کند که آن را به معرض نمایش بگذارد.
نعلی که صدا می‌کند حتما یک میخ کم دارد!
undefined آرتور شوپنهاور
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۲۵۲

۸:۰۳

۱۶ مرداد
thumbnail
undefined ده نکته از زندگی یک نویسنده undefined
undefined قسمت هجدهم: ویلیام شکسپیر
undefined ویلیام شکسپیر در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ در شهر استراتفورد در انگلستان غسل تعمید داده شد. برخی او را بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ می‌دانند. با این حال، بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است. پدرش از صاحب‌منصبان دیوانی بود که گویا بعدها با مشکلات مالی مواجه شد و مادرش فرزند یک زمین‌دار محلی نسبتاً ثروتمند بود.
undefined ویلیام شکسپیر به مدرسه رفت و در آنجا کمی زبان لاتین و یونانی آموخت، اما به علت مشکلات مالی خانواده، خیلی زود ناچار به ترک تحصیل و یافتن شغلی برای کمک به پدر شد.
undefined وی ابتدا شاگرد قصاب شهرشان شد، اما علاقه‌ی او به ادبیات تا حدی آشکار بود که هنگام کار در سلاخ‌خانه، شعر می‌خواند و خطابه می‌گفت.
undefined ویلیام در ۱۸ سالگی دلباخته ان هتوی، یکی از دختران دهکده مجاور شد و سپس با او که ۲۵ ساله و باردار بود، ازدواج کرد. سوزانا اولین فرزند از سه فرزند او بود که ۶ ماه پس از ازدواج آن‌ها به‌دنیا آمد و در ۲۶ مهٔ ۱۵۸۳ غسل تعمید داده شد. دو فرزند دیگر او یک دختر و پسر دوقلو به نام‌های جودث و همنت بودند که درست ۲۱ ماه بعد از تولد سوزانا به‌دنیا آمدند. (همنت، تنها پسر ویلیام، ۱۱ سال بعد درگذشت)
undefined در همین ایام بود که بخش پرحادثه و سرنوشت‌ساز زندگی ویلیام شکسپیر آغاز شد. او تحت تأثیر هنرنمایی هنرپیشگان سیار، به‌تنهایی به لندن رفت تا بتواند با بازیگری، زندگی مرفهی را برای خانواده‌‌‌ خود فراهم سازد.
undefined در ابتدا به او تنها نگهبانی از اسبهای افرادی که به نمایشخانه‌های می‌آمدند را سپردند اما با گذشت زمان به سبب علاقه شدید وی به نمایش او در سال‌های ۱۵۸۵ یا ۱۵۸۶ در گروه هنرپیشگان لرد لسستر که اندکی بعد به عنوان «بازیگران مخصوص ملکه» مفتخر شد مشغول به کار شد. در آنجا وظیفهٔ ویرایش نمایش‌نامه‌ها را به او سپردند. شکسپیر از این موقعیت استفاده کرد و خود چند نمایشنامه نوشت که با استقبال روبه‌رو شد.
undefined اشعار و قطعات منظومی که ویلیام شکسپیر می‌سرود نام وی را بر سر زبان‌ها انداخت. او در سال ۱۹۵۴، در نمایشنامه‌ای کمدی که در قصر گرینویچ، در حضور ملکه الیزابت اول، اجرا می‌شد بازی کرد. سه سال بعد، در سال ۱۵۷۹، شکسپیر نخستین کمدی خود را با عنوان «تلاش بیهوده‌ی عشق»، در حضور ملکه نمایش داد. ملکه، با مشاهده‌ی این کمدی، شیفته‌ی هنر ویلیام شکسپیر شد و پس از آن، از کارهای بعدی او حمایت کرد.
undefined ویلیام شکسپیر پس از کسب موفقیت مالی، توانست در مالکیت تماشاخانه‌‌ «کلوب» که اغلب نمایش‌هایش را در آن اجرا می‌کرد، سهیم شود. از بخت بد او، این تماشاخانه در سال ۱۶۱۳، در حین اجرای نمایشنامه‌ی «هنری هشتم» آتش گرفت. ویلیام شکسپیر پس از این رخداد تصمیم به استراحت گرفت و با سرمایه‌ی مالی هنگفتی که به دست آورده بود، به شهر خود بازگشت.
undefined ویلیام شکسپیر در آوریل سال ۱۶۱۶، در ۵۱ سالگی، چشم از جهان فرو بست. آرامگاه او در کلیسای شهر استراتفورد واقع شده است. او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر آن حک شده است:
تو را به مسیح از کندن خاکی که اینجا را دربرگرفته دست بدار!
خجسته باد آنکه این خاک را فروگذارد، و نفرین بر آنکه استخوان‌هایم بردارد!
undefinedundefined  او در حالی از دنیا رفت که هیچ نسخهٔ جمع‌آوری شده‌ای از آثارش وجود نداشت و بعضی از آن‌ها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت و ویرایش او بود. در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر، جان همینگز و هنری کاندل، نسخه جامع و ویراسته‌ای از نمایش نامه‌هایش را به چاپ رساندند که «فِرست فولیو» نام گرفت.
#ده_نکته_از_زندگی_یک_نویسنده#ویلیام_شکسپیر
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۲

۲۱۰

۱۸:۳۱

۱۸ مرداد
thumbnail
‌‌‌‍‌undefined کتاب شماره ۱۹۴:
undefined جایی که عاشق بودیم
undefined جنیفر نیوِن (مترجم: فرانک معنوی)
#رمان#داستان
undefined رمان جایی که عاشق بودیم، نخستین بار در سال ۲۰۱۵ به انتشار رسید. تئودور فینچ، شخصیت اصلی داستان، شیفته و مسحور مرگ است و مدام به روش هایی برای خودکشی می اندیشد. اما هر بار، اتفاقی خوب، هرقدر هم که کوچک باشد، او را از انجام این کار منصرف می کند. وایولت مارکی، به امید آینده زندگی می کند و به شدت منتظر تمام شدن درسش است تا بالاخره بتواند از شهرش و اندوه دردناک ناشی از مرگ اخیر خواهرش رهایی یابد. زمانی که فینچ و وایولت، یکدیگر را بر لبه ساختمانی ملاقات می کنند، معلوم نیست که کدام یک، ناجیِ آن دیگری خواهد شد. و زمانی که این دو برای انجام پروژه ای برای یافتن شگفتی های محل زندگی شان، تیمی را تشکیل می دهند، هم فینچ و هم وایولت، موفق به کشف چیزهای بسیار مهمتری می شوند: فینچ، تنها با وایولت است که می تواند خودش باشد؛ پسری عجیب، بامزه و پرانرژی که آنقدرها هم ناآشنا و غیرقابل ارتباط نیست و وایولت، تنها با فینچ است که می تواند شمارش روزها را کنار بگذارد و آن ها را واقعاً زندگی کند. اما در ادامه داستان و با بزرگتر شدن دنیای وایولت، جهان فینج، کوچک و کوچکتر می شود و ...
undefined جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز
undefinedبهترین رمان عاشقانه سال ۲۰۱۵ به انتخاب امازون
undefinedبهترین رمان عاشقانه سال ۲۰۱۵ به انتخاب تایم
undefinedجزو بهترین رمان های گودریدز
undefined برنده جایزه بهترین کتاب نوجوان سال
undefined نامزد مدال کارنگی
undefined نامزد بهترین کتاب داستانی گاردین
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۱

۱۳۹

۲۱:۳۳

جایی که عاشق بودیم.pdf

۱۱.۷۶ مگابایت

#جایی_که_عاشق_بودیم#جنیفر_نیون
🟦 https://t.me/irrbooks
🟩 https://ble.ir/irrbooks
🟧 https://rubika.ir/irrbook

۱۳۹

۲۱:۳۳

۲۱ مرداد
undefined برشی از یک کتاب _ شماره ۸۵
اما دردناک‌تر از تحمل این همه رنج این است که ببینی دنیا كوچک‌ترين اهمیتی هم به رنجی که می‌بری نمی‌دهد.
undefined بخشی از کتاب «یادداشت‌های بغداد» اثر نها الراضی
#برشی_از_یک_کتاب
undefined https://t.me/irrbooks
🟢🟢 https://ble.ir/irrbooks
🟠🟠🟠 https://rubika.ir/irrbooks
undefined۲
undefined۲
undefined۱

۶۱

۹:۰۶