به مناسبت ۱۵ مهر، روز ملی روستا و عشایر، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران از آغاز دوبارهٔ فعالیت دو بخش «مطالعات عشایری» و «مطالعات روستایی» خبر میدهد.
احیای این دو بخش، فرصتی برای تقویت پژوهش دربارهٔ تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوامع روستایی و عشایری و پیوند میان دانش دانشگاهی و مسائل زندگی مردم است.
روستاها و جوامع عشایری، بخشی زنده و پویا از جامعهٔ ایراناند؛ شناخت مسائل، ظرفیتها و مسیر تحولات آنها، نیازمند توجه مستمر پژوهشی است.
۵۲۶
۱۳:۲۹
یکی از پرسشهای تکرارشونده دربارهی ایران امروز این است که چرا بسیاری از مسائل کشور، با وجود گذشت چند دهه، همچنان حلنشده باقی ماندهاند. چرا بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی، آموزشی و حکمرانی، با وجود دانشگاههای متعدد، استادان، پژوهشگران، کارشناسان و اندیشکدهها، بارها با صورتهای تازه بازمیگردند؟برای این پرسش، طبیعتاً نمیتوان یک پاسخ واحد ارائه کرد. تحریمها و محدودیتهای بینالمللی، ساختار اقتصادی، شیوه حکمرانی، نحوهی سیاستگذاری، منازعات سیاسی، ضعف نهادهای اجرایی و دهها عامل دیگر، در شکلگیری و تداوم بحرانهای ایران نقش دارند. هیچ تحلیل جدی نمیتواند چنین مجموعهی پیچیدهای را به یک علت فروبکاهد. با این حال، در میان این عوامل، یک حلقهی کمتر دیدهشده وجود دارد: نظام تولید دانش و نحوه ارتباط آن با قدرت و تصمیمگیری. برای فهم این رابطه، باید سه سطح متفاوت اما بههمپیوسته را از یکدیگر تفکیک کرد. سطح نخست، نظام تولید دانش است؛ یعنی اینکه چه کسانی فرصت ورود به دانشگاه و ماندن در آن را پیدا میکنند، چه کسانی کنار گذاشته میشوند، چه موضوعاتی امکان پژوهش پیدا میکنند و چه دانشی اعتبار مییابد. سطح دوم، نظام کارشناسی و شکلگیری مرجعیت است؛ یعنی اینکه چه کسی کارشناس و صاحبنظر شناخته میشود، چه کسانی به ساختار تصمیمگیری دسترسی پیدا میکنند و چگونه یک متخصص به مرجع کارشناسی تبدیل میشود. سطح سوم نیز رابطه دانش با تصمیم سیاسی است؛ یعنی حتی اگر دانش معتبر تولید شود و به دست سیاستگذار برسد، تصمیمگیرنده چگونه آن را ارزیابی میکند و در نهایت با آن چه میکند. این سه سطح به یکدیگر مرتبطاند، اما یکی نیستند و اختلال در هرکدام میتواند به شکل متفاوتی رابطه میان دانش و تصمیمگیری را مختل کند.
۵۸۴
۱۴:۱۲
بخش مطالعات شهر تهران در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، با هدف توسعه پژوهشهای اجتماعی و جامعهشناختی درباره پایتخت و مسائل و تحولات آن، فعالیت خود را آغاز کرد.
در همین راستا، جلسهای با حضور دکتر حمیدرضا پارسی، استاد پیشکسوت دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران و مدیر بخش مطالعات شهر تهران، خانم دکتر برزگری، دانشآموخته جامعهشناسی توسعه و دبیر این بخش، و دکتر ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، برگزار شد. در این نشست، برنامهها، اولویتها و محورهای فعالیت بخش و زمینههای توسعه مطالعات اجتماعی درباره شهر تهران بهتفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، بهعنوان نخستین مرکز پژوهشی علوم اجتماعی در ایران، از سابقهای دیرینه در مطالعه مسائل اجتماعی و شهری برخوردار است. برگزاری نخستین سمینار بررسی مسائل اجتماعی شهر تهران در اردیبهشت ۱۳۴۱، از رویدادهای مهم در تاریخ مطالعات دانشگاهی شهر تهران به شمار میرود؛ رویدادی که در طرح علمی مسائل شهری و تقویت پیوند میان پژوهشهای اجتماعی و مسائل عینی شهر نقش داشت.
آغاز فعالیت بخش مطالعات شهر تهران، فرصتی برای احیای این میراث پژوهشی و گسترش مطالعات جامعهشناختی درباره تحولات پایتخت است. شناخت ساختارها و روابط اجتماعی در محلات، نابرابریهای اجتماعی و فضایی، مسائل مسکن و اجارهنشینی، تغییرات سبک زندگی، سرمایه اجتماعی، مشارکت شهروندان و تحولات فرهنگی و جمعیتی، از جمله زمینههایی هستند که مطالعه آنها میتواند به درک عمیقتر مسائل تهران و ارتقای کیفیت سیاستگذاری شهری کمک کند.
این بخش با اتکا به ظرفیتهای علمی مؤسسه و همکاری پژوهشگران و متخصصان حوزههای مرتبط، در پی آن است که با توسعه مطالعات میدانی، تحلیل مسائل اجتماعی شهر و تولید دانش پژوهشی معتبر، زمینه پیوند مؤثرتر میان پژوهشهای دانشگاهی، نیازهای مدیریت شهری و مسائل زندگی شهروندان را فراهم آورد.
۴۵۶
۶:۱۷
شصت و چهار سال پیش، در اردیبهشتماه ۱۳۴۱، جمعی از اصحاب وقت علوم اجتماعی به دعوت مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران دور هم جمع شدند تا -شاید برای اولین بار پس از شکلگیری تهران مدرن- دربارهی «مسائل اجتماعی شهر تهران» گفتوگو کنند.جمع به جامعهشناسان محدود نبود و عالمانی با گرایش جمعیتشناسی، اقتصاد، معماری و شهرسازی، و نیز افراد ذیمدخل در دولت و مدیریت شهری حضور داشتند. ماحصل آن نشست، دو سال بعد در مجموعه مفصلی با عنوان «سخنرانیها و گزارشها در نخستین سمینار بررسی مسائل اجتماعی شهر تهران» منتشر شد.جذابیت ورقزدن این مجموعه در زمانهی ما فقط از باب داشتن تصویری از تهران قدیم نیست؛ بلکه بیشتر در آن است که ببینیم پایهگذاران علوم اجتماعی در ایران در اوایل دههی ۱۳۴۰ تهران را چگونه میدیدند و با چه الگویی از مسالهمندی سراغ مقولههایی میرفتند که هنوز به بحرانهای مزمن شهر تبدیل نشده بودند، و بعدا شدند.
۵۴۷
۶:۳۸
در فضای آکادمیک ایران امروز، علوم اجتماعی غالباً با مسائل انتزاعی درگیر شده و با بحران «پشت میزنشینی» پژوهشگران روبهرو است؛ بحرانی که رابطه پژوهشگر را با زیستِ واقعی جامعه و «واقعیت اجتماعی» قطع میکند. با این حال، در تاریخ تکوین علوم اجتماعی ایران، پروژهشهایی ثبت شده که ارزش واقعی آنان، در بلند شدن از پشت میزهای اداری، پانهادن در مالروهای صعبالعبور و در همزیستی با محرومترین و اصیلترین لایههای اجتماعی جامعه است.نشست احیا و راهاندازی مجدد بخش مطالعات عشایری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵، بهانهای شد برای بازخوانی یکی از همین تجربههای اصیل علمی ایران. در این نشست، دکتر جلالالدین رفیعفر، استاد پیشکسوت مردمشناسی ایران، خاطرهای شنیدنی از مأموریت علمی خود در زمستان سال ۱۳۶۸ به منطقه کوهستانی و سختگذر منطقه «هوفل و پلنگی» روایت کرد. این روایت شفاهی، هنگامی که در کنار مونوگرافی (تکنگاری) منتشرشده از این سفر با عنوان «روستای هوفل» (عسکری خانقاه و رفیعفر، ۱۳۶۸) قرار بگیرد، میتواند فهم ما از فرهنگ عشایری و الگوهای توسعه آمرانه تغییر دهد.در ادامه تلاش میشود روایت شفاهی دکتر رفیعفر و یافتههای مکتوب مونوگرافی سال ۱۳۶۸، ابعاد مختلف این مطالعه میدانی کلاسیک و ساختار اجتماعی-فرهنگی جامعه هوفل در آن زمان و زمانه حاضر تلفیق شود تا ضمن آشنایی با این روستا، ببینم برای علوم اجتماعی امروز جه درسآموختههایی دارد.
۴۰۰
۶:۳۸
تدوین دقیق و روشمند ترمینولوژی علمی، نخستین گام در تثبیت، استقلال مفهومی و اعتباربخشی به هر شاخه از دانش بشری است. در عرصه علوم انسانی و اجتماعی، واژهشناسی نه یک بحث صرفاً لغوی یا تفنن ادبی، بلکه نشاندهنده مرزبندیهای مفهومی و پارادایمهای نظری حاکم بر یک رشته علمی است. در این میان، مردمشناسی بهعنوان یکی از دیرپاترین و بنیادینترین شاخههای معرفت بشری، بهواسطه مواجهه مستقیم با عنصر «فرهنگ»، در ساختار علمی ایران جایگاهی منحصربهفرد و مادرگونه دارد؛ دانشی که فهم نظاممند دیگر ابعاد جامعه بدون اتکا به دستاوردهای ژرفانگرانه آن ناممکن خواهد بود.مردمشناسی را باید علم مادر و شالوده اصلی در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی دانست؛ زیرا هسته مرکزی و موضوع محوری مطالعات این رشته، «فرهنگ» است. علوم اجتماعی و انسانی اساساً با فرهنگشناسی و مردمشناسی آغاز میشوند و در صورتی که مفاهیم و یافتههای مردمشناختی را از پیکره علوم اجتماعی خارج کنیم، مستندات و پایههای متقن چندانی برای تحلیلهای کلان باقی نمیماند. جامعیت این رشته به حدی است که اندیشمندان و جامعهشناسان متقدم، پیش از ورود به تحلیلهای ساختاری، کار خود را از پژوهشهای میدانی و عمیق مردمشناختی آغاز کردهاند.
۳۶۶
۱۷:۳۶
تأملی در اهمیت جامعهشناسی توسعهٔ اجتماعی-روستایی
در ساختار رشتهٔ جامعهشناسی در دانشگاه تهران، چهار گرایش در مقطع دکتری تعریف شده است: اقتصادی، بررسی مسائل اجتماعی، فرهنگی و توسعهٔ اجتماعی-روستایی. اما گویی این گرایش آخر، آنکه نام «روستا» را یدک میکشد، در سلسلهمراتب دانشگاهی و در نگاه عمومی، حتی در میان برخی دانشجویان و استادان این دانشکده، به حاشیه رانده شده است. در گرایشهای دیگر، بیشتر با نظریههای محض جامعهشناسی سروکار داریم؛ اما در این گرایش، کار میدانی جایگاه پررنگتری دارد. این حاشیهنشینی نه تصادفی است و نه صرفاً محصول بوروکراسی دانشکده؛ به نظر میرسد بخشی از آن ریشه در منطقی عمیقتر داشته باشد: منطقی که در آن «روستا» بهعنوان مصداق بیکلاسی، عقبماندگی و امری که باید از آن عبور کرد، تصویر میشود.در نظریهٔ اجتماعی مدرن، از پارسونز و نظریهٔ نوسازی تا روستو و نظریهٔ مراحل رشد اقتصادی، روستا اغلب بهعنوان «دیگریِ» توسعه و مدرنیته بازنمایی شده است؛ چیزی که باید تسلیم، بازسازی یا حل شود. روستا نه بهعنوان یک سوژهٔ تاریخی با منطق درونی خود، بلکه بهعنوان مرحلهای عقبمانده فهمیده میشد که باید به شهر و صنعت برسد. از این منظر، گرایشی که نام «روستا» را یدک میکشد، نه فقط یک گرایش فرعی، بلکه حامل نوعی نگاه انتقادی به همین سوگیری است؛ و شاید همین امر است که آن را در نگاه غالب، «بیکلاس» میسازد.برای فهم این وضعیت، میتوان از یک مثال ساده شروع کرد. در گفتار روزمره، ....
۳۱۹
۱۵:۴۷
برگزاری همایشها و نشستهای تخصصی در حوزه علوم انسانی، فرصتی مغتنم برای بازخوانی انتقادی، و تاریخی مسیر طیشده در عرصههای آموزشی و پژوهش علوم اجتماعی در کشور است. بررسی تاریخی سیر آموزش علوم اجتماعی از آنرو اهمیت دارد که تحلیل وضعیت کنونی، و آسیبشناسی وضعیت آموزشی و سیاستگذاری توسعه علمی در آینده، بدون فهم مسیر نهادینهشدن آکادمیک این علوم امکانپذیر نخواهد بود.نقطه آغازین برای فهم آموزش اجتماعی در ایران این است که میان «دانش یا تعلیمات اجتماعی» و «آموزش علم اجتماعی» تفکیک قایل شویم. زیستبوم فرهنگی ایران در تمام دورههای تاریخی خود - حتی پیش از تکوین رشتهها آکادمیک - واجد شکلی از «دانش اجتماعی» بوده که وظیفه جامعهپذیری اولیه و انتقال قواعد زیستجمعی را بر عهده داشته است. این دانش که در قالب حکمت و معرفت و حساب عرضه می شد از سیاست نامه ها و کتابهای اخلاق و دیوانهای شعرا و حکما گرفته می شد. اما «آموزش علم اجتماعی» صورتبندی معرفتی جدیدی است که با تأسیس نهاد دانشگاه، تدوین روششناسیهای دقیق پژوهشی، اتخاذ نظریههای علمی و مرزبندیهای تخصصی میان رشتههای جامعهشناسی، مردمشناسی و جمعیتشناسی و... محقق شده است.
* این متن خلاصه یک سخنرانی توسط هوش مصنوعی است.
۸۳
۱۳:۰۷
امروز دو نوع برداشت از ايل در كشور ما وجود دارد. يك رويكرد كه ميگويد زندگي پرامكانات و نوين شهري ديگر تاب كوچنشيني ندارند و زندگي ايلياتي از بين خواهد رفت و رويكرد ديگر كه ميخواهد از زندگي به سبك عشاير به عنوان يك ميراث تاريخي نگاه ميكند تا اين سنت حفظ شود. از نظر شما آيا در جامعه ايران امروز زندگي كوچنشيني همچنان ميتواند نقشآفرين باشد؟
از نادرشاه سوال كردند كه چرا عشاير را يكجانشين نميكني و پاسخ داد كه عشاير لشكر من را تشكيل ميدهند. واقعيت اين است كه تمام حكومتها در زمان جنگ يا مواقع ديگري كه نياز پيدا ميكنند ياد عشاير ميافتند. از سوي ديگر زندگي در كيان كوه و منطبق شدن با پستيها و بلنديهاي آن كار خردي نيست كه هركس از پسش بربيايد. از سوي ديگر اين گمان ما غلط است كه زندگي ايلياتي را در معنايي بسيار سنتي و مربوط به ساليان دور و دراز ميفهميم كه ديگر نسبتي با زندگي امروز ندارد. عشاير بسيار مدرن هستند و نيازهاي خود را در جامعه امروزي بهخوبي تشخيص دادند. امروز يك طايفه يا تيره ديگر دام را «هِي» نميكند تا از دامنهها و رودخانهها بگذرد بلكه با ماشين كوچ ميكند. آنها موبايل دارند، در چادرهايشان به كمك برق تراكتور تلويزيون ميبينند و كارهاي ديگري كه همه از پديدههاي زندگي جوامع نوين هستند. رسمي كه از قديم ميان عشاير لر وجود داشته اين بوده كه عشاير هر وقت در مسير كوچ توقف ميكردند، مردان طايفه به محض رسيدن چادر سپيدي برپا ميكردند تا آقاي معلم و بچهها مهياي كلاس شوند. اين رسم هنوز هم وجود دارد و نشانگر آن است كه فردي كه كوچ ميكند ضرورت آموزش را درك كرده است. آنقدر كه قبل از برپايي چادرسياه خودش چادر كلاس درس را برپا ميكند.
۳۱۳
۶:۴۳
به مناسبت روز «روستا»، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکند:
نشست علمی-تخصصی:
روستا و آینده توسعه و پیشرفت در ایران
مهمانان نشست:
دکتر جلالالدین رفیعفر ، استاد گروه مردمشناسی دانشگاه تهران و مدیر بخش مطالعات عشایری موسسه
دکتر موسی عنبری ، استاد گروه توسعه اجتماعی دانشگاه تهران و مدیر بخش مطالعات روستایی موسسه
دکتر حبیب جباری، مدیر کل دفتر آموزش و ترویج مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری
دکتر محسن ابراهیمپور، عضو هیأت علمی موسسه پژوهشهای اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی
دبیر نشست: دکتر مرجان خاکساری، دبیر بخش مطالعات روستایی موسسه
زمان: دوشنبه، ۲۷ مهر، ساعت ۱۰:۳۰
مکان: تالار کفتگوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
@ISR_UT | موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران
۱۲۲
۱۲:۵۳