لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل جان و خردج
۵۰ عضو

جان و خرد

undefinedجان و خردundefined"پژوهش در فرهنگ و ادبیات کهن ایران"
یادداشت های «آرمان کوچکی پیرکوهی» با موضوع:- شاهنامۀ فردوسی- اساطیر و حماسه ها- زبانهای باستانی- تصحیح متن و...undefined @Armankp_10
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ اردیبهشت
undefined یادداشتی دربارۀ خیام و رباعیاتش (در روز بزرگداشت خیام)

undefinedاز مختصات زندگی و شعر حکیم عمر خیام (۴٣٢- ۵١٧؟ ق) بی شمار روایت هست که جز سه/چهار موردش بقیه افسانه اند و یا شدیداً مورد تردید! حدوداً ١۶٠٠ رباعی به او نسبت داده اند و کتابهایی هم به نام «رباعیات خیام» به اشکال مختلف و با تعداد اشعار متفاوت بارها و بارها منتشر شده است.حال باید ببینیم قضیه چیست؟ آیا این اشعار سرودۀ آن نابغۀ پرسشگر، خیامِ منجمِ ریاضیدانِ فیلسوفِ متفکر است یا نه؟ بدون مقدمه، چند مورد را نکته وار پی می گیریم:
١. خیام نیشابوری مانند بسیاری دیگر از شعرا در هنگام حیات، دیوان شعر نداشته و سروده هایش همراه با اشعار منسوب به او بعدها از طریق دیگر آثار به ما رسیده است.٢. از رباعیات فارسی خیام تا تقریبا یک قرن پس از مرگش اثری نیست اما از اشعار عربی او در هنگام حیاتش نشانه هایی داریم! ٣. قدیمی ترین کتابی که از شعر خیام یاد کرده «طرائف الطرف» نوشتۀ یکی از همعصران او به نام بارع بغدادی (وفات: ۵٢۴ ق) است که هفت بیت عربی از او نقل می کند.۴. در آثار و منابع قرون ۶ و ٧ کم کم اشاراتی به رباعیات خیام و منظومۀ فکری او می شود.۵. رساله التنبیه (تٵلیف پیش از ۶٠۶ ق) از امام فخر رازی کهن ترین مأخذی است که شعری فارسی به اسم خیام نقل کرده است. (این رباعی: دارنده چو ترکیب طبایع آراست...)۶. قدیمی ترین دستنویس تاریخ‌داری که با عنوان «رباعیات خیام» گردآوری شده (اما پر از اشعار منسوب و جعلی است) نسخه سال ٨۶۵ قمری کتابخانه بادلیان آکسفورد است.٧. اغلب رباعیاتی که به نام خیام شهرت یافته بعد از قرن ٨ سروده شده اند! (یعنی تقریبا دویست سال پس از مرگ شاعر!)٨. یکی از روش های ساده و منطقی تشخیص اشعار اصل این است که نسخه های کهنِ معتبر آن را ضبط کرده باشند.٩. در بازۀ زمانی سدۀ ۶ تا ٨ قمری، در ٣٢ متن نظم و نثر تعداد ١۵۶ رباعی به نام خیام مشاهده شده است. ١٠. بر اساس معیارهای علمی تحقیق از جمله: نسخه شناسی، طرز بیان، حوزۀ اندیشگانی، زبانشناسی، روش قافیه پردازی، سبک شناسی، جهانبینی و... این نتیجه حاصل شده:- رباعیات اصلی خیام: (٢٠ رباعی)- رباعیات محتمل: (۴٩ رباعی)- رباعیاتی که شاعر دیگری غیر از خیام سروده است: (٢۶ رباعی)- رباعیاتی که بر پایۀ معیارهای ذکر شده نمی تواند از خیام باشد: (بیش از ۶١ رباعی)
undefinedچنان که ملاحظه می گردد میزان سروده های اصلی خیام (٢٠ رباعی) نسبت به حجم اشعار منتشر شده به نام او، بسیار اندک است. (ضمناً در اصالت برخی از همین رباعیات اصل هم تردید وارد است!)تنها نکتۀ روشن در خصوص شعر خیام این است که او رباعی سرا بود. همین! سرانجام اینکه:دوستداران شعر فارسی در گذر زمان معمولا اغلب رباعیات نزدیک به حال و هوای شعر خیام را به نام و قلم او می دانند. این موضوع اگر در جهت خوانش و التذاذ ادبی- فکری باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه ستودنی و ارزشمند است. شاید در یادداشت هایی رباعیات اصلی را معرفی کنیم و چیزَکی هم دربارۀ نسخه ها و ضبط هایشان بنویسیم. به فرمودۀ ابوالفضل بیهقی: "تا خود چه پیدا آید!"
undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی****
undefined از منابع:- رباعیات خیام و خیامانه های پارسی، استاد میرافضلی- آثاری که در متن نام برده شد.
#خیام#رباعیات#نسخه_خطی
#جان‌و‌خرد @jaan_o_kherad
undefined۷

۲۱۷

۱۱:۰۲

۱ خرداد
undefined دو مَثل هم مفهوم از شاهنامه:

١. سیه مار چندان دَمد روز جنگکه از ژرف دریا برآید نهنگ!
undefined تا زمانی که نهنگ وارد میدان نشده، مار شهامتش را به رخ می کشد!
٢. درَفشیدن ماه چندان بُودکه خورشیدِ تابنده پنهان بود!
undefined درخشندگی ماه تا هنگامی است که خورشید در آسمان نباشد!

undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی ****undefinedمنبع:شاهنامه، تصحیح استاد خالقی مطلق
#شاهنامه #پندهای_شاهنامه#مَثل‌ها
#جان‌وخرد undefined @jaan_o_kherad
undefined۷
undefined۳
undefined۱

۱۸۸

۸:۱۱

undefined قطعۀ عاشقانه ای منسوب به رودکی

undefined سه بیت زیر که جزو زیباترین اشعار منسوب به رودکی است در نسخه ها و چاپهای مختلف با اندک اختلاف ضبط شده است. به دلایل سبک شناسی ادبی و نسخه شناختی همچنان باید در اغلب اشعار چاپ شده به نام رودکی تردید داشت. اگر چه شناخت یا عدم آگاهی از نام شاعران نباید در لذت بردن ادبی و هنری ما از دُردانه های شعر فارسی تٵثیر بگذارد!

undefinedنگارینا، شنیدستم که: "گاه محنت و راحتسه پیراهن سَلب* بوده‌ست یوسف را به عُمر اندر
یکی از کید* شد پر خون، دوُم شد چاک از تهمتسوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشمِ تر"
رُخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانینصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟!

- سَلب: جامه- کید: مکر

undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی****
#شعر#رودکی
#جان‌وخردundefined @jaan_o_kherad
undefined۷

۱۱۴

۱۵:۳۶

۲ خرداد
جان و خرد
undefined یادداشتی دربارۀ خیام و رباعیاتش (در روز بزرگداشت خیام) undefinedاز مختصات زندگی و شعر حکیم عمر خیام (۴٣٢- ۵١٧؟ ق) بی شمار روایت هست که جز سه/چهار موردش بقیه افسانه اند و یا شدیداً مورد تردید! حدوداً ١۶٠٠ رباعی به او نسبت داده اند و کتابهایی هم به نام «رباعیات خیام» به اشکال مختلف و با تعداد اشعار متفاوت بارها و بارها منتشر شده است. حال باید ببینیم قضیه چیست؟ آیا این اشعار سرودۀ آن نابغۀ پرسشگر، خیامِ منجمِ ریاضیدانِ فیلسوفِ متفکر است یا نه؟ بدون مقدمه، چند مورد را نکته وار پی می گیریم: ١. خیام نیشابوری مانند بسیاری دیگر از شعرا در هنگام حیات، دیوان شعر نداشته و سروده هایش همراه با اشعار منسوب به او بعدها از طریق دیگر آثار به ما رسیده است. ٢. از رباعیات فارسی خیام تا تقریبا یک قرن پس از مرگش اثری نیست اما از اشعار عربی او در هنگام حیاتش نشانه هایی داریم! ٣. قدیمی ترین کتابی که از شعر خیام یاد کرده «طرائف الطرف» نوشتۀ یکی از همعصران او به نام بارع بغدادی (وفات: ۵٢۴ ق) است که هفت بیت عربی از او نقل می کند. ۴. در آثار و منابع قرون ۶ و ٧ کم کم اشاراتی به رباعیات خیام و منظومۀ فکری او می شود. ۵. رساله التنبیه (تٵلیف پیش از ۶٠۶ ق) از امام فخر رازی کهن ترین مأخذی است که شعری فارسی به اسم خیام نقل کرده است. (این رباعی: دارنده چو ترکیب طبایع آراست...) ۶. قدیمی ترین دستنویس تاریخ‌داری که با عنوان «رباعیات خیام» گردآوری شده (اما پر از اشعار منسوب و جعلی است) نسخه سال ٨۶۵ قمری کتابخانه بادلیان آکسفورد است. ٧. اغلب رباعیاتی که به نام خیام شهرت یافته بعد از قرن ٨ سروده شده اند! (یعنی تقریبا دویست سال پس از مرگ شاعر!) ٨. یکی از روش های ساده و منطقی تشخیص اشعار اصل این است که نسخه های کهنِ معتبر آن را ضبط کرده باشند. ٩. در بازۀ زمانی سدۀ ۶ تا ٨ قمری، در ٣٢ متن نظم و نثر تعداد ١۵۶ رباعی به نام خیام مشاهده شده است. ١٠. بر اساس معیارهای علمی تحقیق از جمله: نسخه شناسی، طرز بیان، حوزۀ اندیشگانی، زبانشناسی، روش قافیه پردازی، سبک شناسی، جهانبینی و... این نتیجه حاصل شده: - رباعیات اصلی خیام: (٢٠ رباعی) - رباعیات محتمل: (۴٩ رباعی) - رباعیاتی که شاعر دیگری غیر از خیام سروده است: (٢۶ رباعی) - رباعیاتی که بر پایۀ معیارهای ذکر شده نمی تواند از خیام باشد: (بیش از ۶١ رباعی) undefinedچنان که ملاحظه می گردد میزان سروده های اصلی خیام (٢٠ رباعی) نسبت به حجم اشعار منتشر شده به نام او، بسیار اندک است. (ضمناً در اصالت برخی از همین رباعیات اصل هم تردید وارد است!) تنها نکتۀ روشن در خصوص شعر خیام این است که او رباعی سرا بود. همین! سرانجام اینکه: دوستداران شعر فارسی در گذر زمان معمولا اغلب رباعیات نزدیک به حال و هوای شعر خیام را به نام و قلم او می دانند. این موضوع اگر در جهت خوانش و التذاذ ادبی- فکری باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه ستودنی و ارزشمند است. شاید در یادداشت هایی رباعیات اصلی را معرفی کنیم و چیزَکی هم دربارۀ نسخه ها و ضبط هایشان بنویسیم. به فرمودۀ ابوالفضل بیهقی: "تا خود چه پیدا آید!" undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی **** undefined از منابع: - رباعیات خیام و خیامانه های پارسی، استاد میرافضلی - آثاری که در متن نام برده شد. #خیام #رباعیات #نسخه_خطی #جان‌و‌خرد @jaan_o_kherad
undefined رباعیات اصلیِ خیام

undefinedچنانکه می دانیم تاکنون چندین و چند کتاب به عنوان رباعیات خیام منتشر شده است. مجموعۀ این اشعار حدود هزار و ششصد رباعی است که برخی حکم زبانزد و امثال و حِکم نیز یافته اند. امروزه بر مبنای مطالعات سبک شناسی، نسخه پژوهی و تصحیح متن، تنها بیست رباعی را مُسلماً می توان سرودۀ حکیم عمر خیام دانست و مابقی رباعیات به او نسبت داده شده و در اصالتشان تردید است.این بیست رباعی را می خوانیم:
١. دارنده چو ترکیب طبایع آراستباز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست؟گر خوب نیامد این بنا، عیب کِراست؟ور خوب آمد، خرابی از بهر چِراست؟
٢. در دایره‌ای کآمدن و رفتن ماستاو را نه بدایت نه نهایت پیدا‌ستکس می‌نزند دمی در این معنی راستکاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست!؟
٣. ترکیبِ پیاله‌ای که در هم پیوستبشکستنِ آن روا نمی‌دارد مستچندین سر و پایِ نازنین از سرِ دستاز مِهر که پیوست‌ و به کین که شکست؟
۴. این کوزه که آبخوارۀ مزدوری‌ستاز دیدۀ شاهی و دل دستوری‌ستهر کاسۀ مِی که بر کف مخموری‌ستاز عارض مستی و لب مستوری‌ست!
۵. آن را که به صحرای علل تاخته‌اندبی او همه کارها بپرداخته‌اندامروز بهانه‌ای درانداخته‌اندفردا همه آن بُود که دی ساخته‌اند!
۶. در شش جهت آنچه گِردِ ما گستردنددر پنجْ حواس و چارْ طبع آوردندبس گُرْسِنه‌اند و عالمی را خَوردنداین هفت که در دوازده می‌گردند!
٧. آن‌ها که کهن بُوَند و آن‌ها که نُوَندهر یک به مرادِ خویش لَختی بدوَنداین سفلهْ‌جهان‌ به کس نمانَد باقیرفتند و رویم و دیگر آیند و روَند!
٨. آرند یکی و دیگری بربایندبر هیچکس این راز همی‌نگشایندما را ز قضا جز این قَدَر ننمایند:پیمانه تویی، باد به تو پیمایند!
٩. ز آوردنِ من، نبود گردون را سودوز برُدنِ من، جاه و جمالش نفزودوز هیچ‌کسی نیز دو گوشم نشنودکآوردن و برُدنِ من از بهرِ چه بود؟
١٠. از جملۀ رفتگانِ این راهِ درازباز آمده‌ای کو که به ما گوید رازپس بر سرِ این دو راهۀ آز و نیازتا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز!
١١. وقتِ سحر است، خیز ای مایۀ نازنرمکْ نرمکْ باده دِه و رود نوازکآن‌ها که به‌جایند، نپایند درازو آن‌ها که شدند، کس نمی‌آید باز!
١٢. در کارگهِ کوزه‌گری رفتم دوشدیدم دو هزار کوزه، گویا و خموشاز دستۀ هر کوزه، برآورده خروشصد کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش!
١٣. در جسُتنِ جام جم، جهان پیمودمروزی ننشستم و شبی نغنودمز استاد چو رازِ جام جم بشنودمآن جام جهان‌نمایِ جم، من بودم!
١۴. چون نیست مقام ما درین دهرْ مُقیمپس بی می و معشوق، خطایی‌ا‌ست عظیمتا کی ز قدیم و مُحدَث، اومیدم و بیمچون من رفتم، جهان چه مُحدَث، چه قدیم!
١۵. مشنو سخن از زمانه ساز آمدگانمَی خواه مُروّق، ز طراز آمدگانرفتند یکانْ یکانْ، فراز آمدگانکس می ندهد نشانِ باز آمدگان!
١۶. رفتم که در این منزل بیداد بُدَندر دست نخواهد به‌جز از باد بُدَنآن را باید به مرگِ من شاد بُدَنکز دستِ اجل، تواند آزاد بُدَن!
١٧. از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکنفردا که نیامده‌ست، فریاد مکنبر نامده و گذشته، بنیاد مکنحالی خوش باش و عمر بر باد مکن!
١٨. ای آنکه تو در زیرِ چهار و هفتیوز هفت و چهار، دایم اندر تفتیمَی خور دایم که در رهِ آگفتیاین مایه ندانی که چو رفتی، رفتی!
١٩. خوش باش که پخته‌اند سودایِ تو دیفارغ شده‌اند از تَمنّایِ تو دیقصّه چه کنم که بی تقاضایِ تو دیدادند قرارِ کارِ فردایِ تو دی!
٢٠. بردار پیاله و سبویْ ای دلجویفارغ بنشین تو بر لبِ سبزه و جویبس شخصِ عزیز را که چرخِ بدخویصد بار پیاله کرد و صد بار سبوی!

undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی ****
undefinedمنبع:- رباعیات خیام و خیّامانه های پارسی، استاد سیدعلی میرافضلی

#خیام#رباعیات
#جان‌وخرد undefined @jaan_o_kherad
undefined۷

۱۱۶

۱۹:۵۸

۳ خرداد
undefined اطلاع‌رسانی undefined
درود بر دوستداران فرهنگ ایران.جهت اطلاع از ثبت نام کلاسها و کارگاه های جدید (خرداد و تابستان ١۴٠۵) لطفا پیغام بگذارید.
١. شاهنامه فردوسی(خـوانش، شرح و تحلیل، زبانشناسی، اسطوره ها، نکات ادبی و دستوری و...)
٢. شناخت اساطیر ایران(آفرینش، ایزدان، دیوها، دوره های اسطوره ای، کهن الگوها، از زردشت تا پایان ساسانیان)
٣. اوِستا و متون پهلوی(خوانش، نقد و بررسی انتقادی، تاریخِ دین های ایرانی، مفاهیم، آموزه ها و باورها)
۴. زبانهای باستانی ایران(آموزش، تاریخچه، ریشه شناسی، تحول زبانها، تحقیق در متن)

undefined[ رشت]undefined[لاهیجان]undefined[لنگرود]undefined[آستانه اشرفیه]
#آرمان_کوچکی_پیرکوهی(مدرس و پژوهشگر شاهنامه و زبانهای باستانی ایران)undefined undefined @armankp_10
#جان‌وخرد@jaan_o_kherad
undefined۸

۱۲۰

۲۱:۱۲

۵ خرداد
undefined "رِخته" یا " رَخته"؟(با یادی دوباره و هزارباره از روانشاد استاد دکتر جلال خالقی مطلق)
undefinedواژۀ «رِخته» احتمالاً [1] سه بار و به معنی کوفته، خسته و بیمار در شاهنامه آمده است. واژه در نسخه ها علامت گذاری نشده اما مصحح دانشمند در جای دیگر دلایل و شواهدی برای ضبط آن با کسرۀ اول آورده است. از جمله اینکه «رِخته» کوتاه شدۀ «ریخته» است و احتمالا باید به همین صورت تلفظ شود. اگر چه با یادآوری کاربرد «رَخته» در میان تاجیکان، تردید خود را درباره ضبط متن اعلام داشته اند! (واج شناسی، 256-257)این یادداشت با رجوع به ریشۀ احتمالی کلمه و آنچه در فرهنگهای فارسی آمده، ضبط «رِخته» را نادرست می داند و به جای آن «رَخته» را صورت صحیح این واژه می پندارد.ابیات شاهنامه را مرور می کنیم:1) تبه گشته اسپان جنگی ز کار/ همه رِخته و خسته از کارزار (ج2/ص603/ ب2201) 2) ز کار بزرگان چو پردخته شد/ شهنشاه از آن رنج ها رِخته شد (ج2/ ص906/ ب 2916)2) تن از رنج رِخته، گریزان ز بد/ بیامد درِ باغبانی بزد (ج3/ ص431/ ب247)
undefinedدر ایرانی باستان raxti* به معنی «به هیجان آمدن» و «نگران شدن» است. (فرهنگ ریشه شناختی، ج3، ص1433) فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع «رَخ» و «رَخت» را به معنی «غم و غصه و اندوه» آورده اند. عبدالقادر بغدادی نیز این واژه را با فتحه اول به معنی بیمار و مریض نوشته و دو بیت (یکی اصلی و یکی مجعول) برایش ذکر کرده که قاقیۀ هر دو بیت «پردَخته - رَخته» است.ناظم الاطباء و دهخدا هم به صورت «رَخته» ضبط کرده اند. نوشین آن را علامتگذاری نکرده و در فرهنگ وُلف نیز به شکل «رَخته: raxte» به معنی بیمار ذکر شده است.رجوع به فرهنگ های کهن می تواند راهگشای برخی اشکالات و مسائل لغوی باشد. به ویژه اگر در ضبط و معنی کلمات تفاوتی نداشته و یا اختلاف کمی داشته باشند. نکتۀ شاید مهم تر اینکه لغاتی از این دست (مانند: رخته) را اگر بتوان در اشعار کهن -به ویژه در محل قافیه- جُست می توان حکم قوی تری دربارۀ درستی یا نادرستی ضبط آن در تصحیحات و چاپ های امروزی صادر کرد. (البته آن هم قواعدی دارد!)برای مثال، قافیه شدن «پردَخته» با «رَخته» چنان که در بیت دوم آمده است:چون در زبان فارسی مصدر «پردَختن» (به معنی خالی کردن، دور کردن و...) تنها به همین شکل تلفظ می شود و لاغیر! بنابراین قافیهٔ دیگر باید مشتق از «رَختن» باشد. البته مسائل دیگری هم در ضبط چنین کلمات/ ابیاتی دخیل است که در این مورد صدق نمی کند. با این شواهد و توضیحات مختصر شاید بتوان «رَخته» را از بند احتمال خارج کرد و به جای «رِخته» به متن حماسه ملی ایران فرستاد.
__undefined یادداشت:[1] اهل فن می دانند دلیل این احتمال ها را! اما توضیحی لازم است که شمه ای از دشواری پژوهش شاهنامه را هم می رساند: «رخته» در واژه نامه استاد خالقی دو بار آمده. وُلف آن را یک بار آورده! اما با بررسی اجمالی در تصحیح نهایی شاهنامه، آن را در سه بیت جُستیم! سایت های اینترنتی هم که در چنین مواردی جزو پژوهش ما نبوده و نخواهند بود! (لااقل تا پدید آمدن پایگاه داده ای تخصصی و درخور حماسه ملی!)

undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی****
undefinedچند منبع:- شاهنامه، تصحیح استاد خالقی مطلق، نشر سخن، ۴ جلد- واج شناسی شاهنامه، استاد خالقی مطلق- فرهنگ ریشه شناختی، دکتر حسن دوست- و فرهنگ هایی که در متن نام برده شد.

#شاهنامه‌#تصحیح_متن#نسخه‌های_شاهنامه

#جان‌وخردundefined @jaan_o_kherad

۱۱۵

۹:۱۸

thumbnail
undefined نمودار پادشاهان و داستانهای مهم شاهنامه
undefined از گیومرت تا یزدگرد شهریار

#پیشدادیان #کیانیان#اسکندر #اشکانیان#ساسانیان

undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی (الگو برگرفته از سایت eranshahr)

#جان‌و‌خرد undefined @jaan_o_kherad
undefined۱۰

۲۳۶

۱۶:۲۰

۶ خرداد
undefined نگاهی به چند بیت دل انگیز از گرشاسپ نامه(سرودۀ اسدی طوسی، قرن ۵):

undefined یکی از جلوه های مهم و جذاب حماسه های ایرانی، پرداختن به موضوعات جنبی به ویژه تصویرسازی های طبیعت است. غیر از #شاهنامه‌_فردوسی که در آفرینش تصویر و جان بخشیدن به زمان و مکان و عناصر دیگر یکه تاز شعر فارسی است، #گرشاسپ_نامه هم از این دست ابیات فراوان دارد. یکی از این بخش ها را می خوانیم:فریدون پادشاه ایران از جهان پهلوان گرشاسپ و برادرزاده اش نریمان می خواهد برای ستاندن خراج و احیاناً گسترش مرزها به چین و توران سفر کنند. آنها در مسیر رفتن به سرزمین های شرقی از دشت و مَرغزاری زیبا عبور می کنند. اینجاست که شاعر در ٩ بیت، ٣٩ نام از پرندگان، جانوران وحشی، گلها، درختان و دیگر مظاهر طبیعت را ذکر می کند:
"میان گل و سوسن و مَرغزارروان چشمۀ آب بیش از هزار
ز گل دشت طاووس رنگین شدهاز ابر آسمان پشتِ شاهین شده
به آواز بلبل گشاده دهندریده گل از بانگ او پیرهن
لب چشمه‌ها بر شَخِنشار و ماغزده صف سَمانه همه دشت و راغ
پر از مُرغ مَرغ و گل سرخ و زردز ناژ و ز بید و هم از روزگَرد
سراینده سار و چکاوک ز سروچمان بر چمن‌ها کُلنگ و تَذَرو
پراکنده با مُشکدُم سنگخوارخروشان به هم شارَک و لاله سار
ز هر سو رمِ آهو و رَنگ و غُرمز دل‌ها دَم کَل زداینده گُرم
همان جا به نخچیر با باز و یوزببُد هفته‌ای شاد و گیتی فروز"(ص٣٣٧. ابیات ٢٩-٣٧)
undefinedحال به انواع اسامی و تعداد کاربردشان در این شاهکار هنری- ادبی توجه کنید:
undefined نام مظاهر طبیعت: ٩ بارمَرغزار (سبزه زار)، چشمه، آب، دشت، ابر، آسمان، راغ (دامنه کوه، صحرا)، مَرغ (نام گیاهی است، چراگاه، سبزه زار)، چمن
undefined نام گل ها: ۵ بارگل، سوسن، گل سرخ، گل زرد، روزگَرد (گل آفتابگردان)
undefined نام پرندگان: ١٧ بارطاووس، شاهین، بلبل، شَخِنشار (پرنده ای آبی و تیره گون)، ماغ (پرنده ای سیاه که بیشتر در آبگیرها است)، سَمانه (بلدرچین)، مُرغ، سار، چکاوک، کُلنگ (دُرنا)، تَذرو (قرقاول)، مُشکدُم (پرنده ای با دُم سیاه)، سنگخوار (پرنده ای کوچک که سنگریزه می خورد)، شارَک (پرنده ای که مانند طوطی توانایی سخن گفتن دارد)، لاله سار (پرنده ای خوش آواز)
undefined نام جانوران وحشی: ۵ بارآهو، غُرم (میش کوهی)، رَنگ (بز کوهی)، کَل (بز کوهی نر)، یوز
undefined نام درختان: ٣ بارناژ (صنوبر)، بید، سرو
این چند بیت علاوه بر آنکه دیگر بار توجه ما را به جذابیت منظومه های پهلوانی جلب می کند، شاهدی است برای تعدد کلمات و نامهایی که در زبان فارسی امروز کاربرد ندارند. اغلب این واژه ها و مفهومشان دچار دگرگونی و تصحیف شده و برای برخی نیز جایگزین هایی از زبانها و گویش های دیگر در نظر گرفته ایم.
undefined #اسدی_طوسی شاعر، ادیب و لغت شناس بزرگی بود و نبوغ خود را در تسلط بر زبان بارها در آثار خود نشان داده است. قدیمی ترین لغتنامه موجود زبان فارسی (لغت فُرس) تٵلیف اوست. کهن ترین نسخۀ خطی تاریخ دار زبان فارسی یعنی کتاب "الٵبنیه عن الحقایق الٵدویه" تالیف ابومنصور موفق هِروی نیز به خط او در سال ۴۴٧ قمری کتابت شده است. "گرشاسپ نامه" که به زعم اغلب حماسه پژوهان مهم ترین حماسۀ منظوم پس از شاهنامه است نیز سرودۀ این شاعر توانا است.

undefined #آرمان_کوچکی_پیرکوهی****
undefinedمنبع:- گرشاسپ نامه: اسدی طوسی، تصحیح استاد حبیب یغمایی
#گرشاسپ_نامه#اسدی_طوسی#طبیعت
#جان‌و‌خرد undefined @jaan_o_kherad
undefined۶
undefined۱

۱۲۰

۸:۰۱

۸ خرداد

راز تداوم ایران در تاریخ. با محوریت شاهنامه-1.m4a

۲۷:۳۱-۴.۸۳ مگابایت
undefined راز ماندگاری ایران در تاریخ
(از دیدگاه شاهنامه)

ایران چگونه هزاران سال با وجود شکست های پیاپی همچنان ایران باقی مانده است؟
(آستانه اشرفیه، ٧ خرداد ١۴٠۵)
#آرمان_کوچکی_پیرکوهی
#ایران#شاهنامه
#جان‌وخردundefined @jaan_o_kherad
undefined۶
undefined۳

۲۶۴

۱۷:۳۱

۲۴ خرداد
thumbnail
undefined اداره کل کتابخانه های عمومی استان گیلان با مشارکت سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می کند:
مراسم نقد و بررسی کتاب "از عشق ..."
پژوهش و نگارش: آرمان کوچکی پیرکوهی
منتقد: استاد مسعود ربیعی فر
زمان: سه شنبه ۲۶ خرداد ١۴٠۵، ساعت ۱۰ صبحمکان: سالن جلسات کتابخانه مرکزی رشت
نشانی: رشت- بلوار حافظ- نبش خیابان ملت
حضور برای عموم علاقمندان آزاد است.
undefined www.gilanpl.ir
#جان‌وخرد undefined @jaan_o_kherad
undefined۲
undefined۱

۱۰۰

۲۱:۰۸