در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
@jadooyehketabچند روز پیش وقتی برای بچههای دورهی جدید کتابخوانی گروه تشکیل دادم تا کمکم هماهنگیهای دوره را با هم شروع کنیم، اسم گروه را که نوشتم «دورهی بیستم کتابخوانی»، چند لحظه فقط به صفحه نگاه کردم… 🥹🥹🥹
بیستمین دوره!
عدد کوچکی نیست برای کاری که روزی فقط یک ایده بود؛ ایدهای که شاید آن روزها خودم هم نمیدانستم قرار است مرا تا کجا با خودش ببرد.
از آن روز تا امروز، راه سادهای نبوده. در این سالها دو بار جنگ را از سر گذراندیم، رهبر عزیزتر از جانم را از دست دادیم، کشورمان زخمهای زیادی برداشت و مردممان روزهای سختی را پشت سر گذاشتند. خیلی چیزها تغییر کرد، خیلیها خسته شدند، خیلیها دلشان گرفت… اما در میان همهی اینها، هنوز آدمهایی بودند که ایستادند و ادامه دادند. من هم یکی از همانها بودم.
حالا که کمی از این مسیر فاصله میگیرم و به عقب نگاه میکنم، میبینم این بیست دوره، یک اتفاق ناگهانی و یک تصمیمِ مربوط به امروز و دیروز نبوده است. انگار سالها، تکهتکه، مرا به اینجا رساندهاند؛ سالهای انس با کتاب، بودن کنار بچهها، نوشتن و آموختن، دورههای مختلف نویسندگی، حضور در جمعهای فرهنگی و تمام آدمها و تجربههایی که هر کدام چیزی به این مسیر اضافه کردند.
و حالا اینجا ایستادهام؛ جایی که آن ایدهی کوچک، به بیستمین دوره رسیده است. راستش را بخواهید، دیدن این عدد بیشتر از آنکه خوشحالم کند، دلم را گرم میکند. برای تمام آدمهایی که در این مسیر بودند، برای بچههایی که آمدند و کتاب خواندند، برای روزهایی که با هم خندیدیم و حرف زدیم و برای تمام روزهای سختی که با این حال، نگذاشتیم چراغ کتابخوانی خاموش شود. 🤍
امیدوارم این راه همچنان ادامه داشته باشد؛ کنار بچهها، با کتابها، با گفتوگوها و با اتفاقهای کوچک و بزرگی که شاید امروز نمیدانیم قرار است کجا ما را ببرند.
به امید اینکه هر روز، بچههای بیشتری با کتاب رفیق شوند و این دوستی، آرامآرام بخشی از زندگیشان شود.
🤍
و به امید روزهای روشنتر…
@motlagh840
بیستمین دوره!
عدد کوچکی نیست برای کاری که روزی فقط یک ایده بود؛ ایدهای که شاید آن روزها خودم هم نمیدانستم قرار است مرا تا کجا با خودش ببرد.
از آن روز تا امروز، راه سادهای نبوده. در این سالها دو بار جنگ را از سر گذراندیم، رهبر عزیزتر از جانم را از دست دادیم، کشورمان زخمهای زیادی برداشت و مردممان روزهای سختی را پشت سر گذاشتند. خیلی چیزها تغییر کرد، خیلیها خسته شدند، خیلیها دلشان گرفت… اما در میان همهی اینها، هنوز آدمهایی بودند که ایستادند و ادامه دادند. من هم یکی از همانها بودم.
حالا که کمی از این مسیر فاصله میگیرم و به عقب نگاه میکنم، میبینم این بیست دوره، یک اتفاق ناگهانی و یک تصمیمِ مربوط به امروز و دیروز نبوده است. انگار سالها، تکهتکه، مرا به اینجا رساندهاند؛ سالهای انس با کتاب، بودن کنار بچهها، نوشتن و آموختن، دورههای مختلف نویسندگی، حضور در جمعهای فرهنگی و تمام آدمها و تجربههایی که هر کدام چیزی به این مسیر اضافه کردند.
و حالا اینجا ایستادهام؛ جایی که آن ایدهی کوچک، به بیستمین دوره رسیده است. راستش را بخواهید، دیدن این عدد بیشتر از آنکه خوشحالم کند، دلم را گرم میکند. برای تمام آدمهایی که در این مسیر بودند، برای بچههایی که آمدند و کتاب خواندند، برای روزهایی که با هم خندیدیم و حرف زدیم و برای تمام روزهای سختی که با این حال، نگذاشتیم چراغ کتابخوانی خاموش شود. 🤍
امیدوارم این راه همچنان ادامه داشته باشد؛ کنار بچهها، با کتابها، با گفتوگوها و با اتفاقهای کوچک و بزرگی که شاید امروز نمیدانیم قرار است کجا ما را ببرند.
به امید اینکه هر روز، بچههای بیشتری با کتاب رفیق شوند و این دوستی، آرامآرام بخشی از زندگیشان شود.
و به امید روزهای روشنتر…
@motlagh840
۱۵.۹K
۱۶:۱۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
دختر خانم های عزیز امروز یه خبر خوب براتون دارم. حواستون به کانال باشه تا بیام مفصل براتون بگم.
@jadooyehketab
هر سوالی داشتید من اینجام.
@motlagh840
یا در قسمت نوشتن دیدگاه برام بنویسید.
@jadooyehketab
هر سوالی داشتید من اینجام.
@motlagh840
یا در قسمت نوشتن دیدگاه برام بنویسید.
۲۱
۴:۲۲