لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل جافکری 🎒ج
۱۳۴ عضو

جافکری 🎒

.: در دوران نت ملی، بله هم پلتفرم خوبی‌ست.

.: اولین بار به امیرعلی گفتم، قبل از اینکه پادکستت رو راه بندازی اسم کانال تلگرامم رو گذاشتم جافکری، گفت موردی نداره.
| عکاس | طراح | معلم | مستند ساز |@PeymanKamyar
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ اردیبهشت
۳۱ اردیبهشت؛ من به بیست‌وچهار سالگی رسیدم.
عجیب است؛ در کودکی خیال می‌کنی بزرگ شدن شبیه باز شدن یک پنجره است. گمان می‌بری آن‌طرفش اتفاق‌های بزرگی منتظرت ایستاده‌اند؛ شهرهایی که هنوز ندیده‌ای، آدم‌هایی که هنوز نمی‌شناسی و رؤیاهایی که قرار است روزی به آن‌ها برسی. اما هرچه جلوتر می‌روی، می‌فهمی زندگی بیشتر به راه رفتن در خیابانی طولانی شبیه است؛ آن‌قدر آرام از کنارت عبور می‌کند که متوجه نمی‌شوی چه وقت بعضی مغازه‌ها تغییر کردند، چند نفر رفتند و تعدادی آرزو دیگر در جای همیشگی‌شان نیستند.
من هنوز دل‌بسته‌ی چیزهای ساده‌ام؛مثلا ابرها، لحظه‌هایی که می‌شود چند دقیقه به آسمان خیره ماند و عجله را فراموش کرد.سفر؛ نه فقط برای رسیدن، برای حسِ راه. گل‌ها، خیابان‌ها و خودِ زندگی با تمام شلوغی و خستگی‌اش. آدم‌ها، «مراقب خودت باش»، «دوستت دارم»، «سردت نشود» و «گرسنه نمانی»؛ همین جمله‌های کوتاه که گاهی بیشتر از هر حرف بلندی آرامت می‌کنند.
در گوشه‌ای دیگر از دلم، ایران هم جایی برای خودش دارد؛ با همه‌ی چیزهایی که همیشه نمی‌شود توضیحشان داد. بعضی دلبستگی‌ها دلیل مشخصی ندارند، اما درباره‌ی ایران ماجرا فرق می‌کند. شبیه آرامشی که از نگاه به چهره‌ی مادرت می‌گیری، شبیه لذتی که با خنده‌ی پدرت از راه می‌رسد، شبیه چشم‌های مادربزرگ و دست‌های پدربزرگ که بی‌آنکه چیزی بگویند، دلت را قرص می‌کنند.
کاش زمان تا ابد ادامه داشت.
این روزها بیشتر از همیشه به عبور زمان فکر می‌کنم؛ به اینکه سال‌ها چقدر بی‌صدا از کنار آدم می‌گذرند. هیچ‌کس صبحی از خواب بیدار نمی‌شود و نمی‌گوید: «امروز بزرگ شدم.» همه‌چیز آرام رخ می‌دهد؛ آن‌قدر آرام که ناگهان به خودت می‌آیی و می‌بینی از نسخه‌ی چند سال قبلت کمی فاصله گرفته‌ای.
این سال هم مثل سال‌های دیگر سهم خودش را از تلخی و شیرینی داشت. عده‌ای ماندند، چیزهایی نماندند. چند آرزو نزدیک شدند و چندتای دیگر آرام از کنارم عبور کردند؛ بی‌دعوا، بی‌خداحافظی، با لبخندی کم‌رنگ.
امسال هم شمع‌ها را فوت کردم. مثل همیشه صدای دست زدن پدر و مادر را شنیدم و لبخند زدم. نخواستم در این غمِ ذاتی شریک باشند.
دیگر آرزویی نکردم؛ نه برای اینکه چیزی نمی‌خواستم، شاید فقط چون بعضی خواستن‌ها دیگر شکل دعا ندارند؛ بیشتر به سکوت می‌مانند.
و هنوز چیزی در من هست که کوتاه نیامده؛ نه امیدی بزرگ، فقط نوری کوچک. شبیه چراغ خانه‌ای دور در دلِ شب؛ خانه‌ای که از دودکش آن بوی غذا بلند است. همان‌قدر که آدم بتواند با خودش بگوید:
هنوز زندگی تمام نشده است.

.: پیمان کامیار@JaFekrii
undefined۳

۱۲۳

۲۱:۲۸

۲ خرداد
بخوابیم، وقتی زدن، خوابمون خراب نشه.پاینده ایران undefined
#خیبر_خیبر_یاصهیون !
undefined۲

۸۳

۲۲:۲۷

۳ خرداد
thumbnail
اگه دست من بود، مشاهده‌ی این انیمیشنو توی ایران اجباری می‌کردم. دلیل؟ تجربه!
@JaFekrii
undefined۴

۸۱

۱۵:۳۱

خوش چشم undefinedنابینا undefined
undefined۵

۸۷

۲۰:۴۹

۴ خرداد
۹۵ درصد مذاکرات انجام شدهفقط ۵ درصدش موندهکه اونم بازگشایی تنگه هرمز و اورانیوم غنی شده و پول های بلوکه شده هستundefinedگویا ۹۵ درصدش مقدمه بودهسوالها رو کی بارم بندی کرده؟!@JaFekrii
undefined۴

۷۱

۱۵:۲۱

ترامپ: نیروی دریایی ایران را طوری از بین بردیم که دیگر هیچ ناوی در دریاچه چیتگر وجود ندارد.@JaFekrii
undefined۲

۷۴

۲۰:۵۶

خو اومد زد، اینترنتا بسته شد!ما میریم باز میکنیمدوباره میاد میزنه اینترنتا رو میبندن ...
@Jafekrii
undefined۴

۹۲

۲۲:۰۱

نوشته صدای توافق شدید داره از بندرعباس میاد..
undefined۳

۹۵

۲۲:۱۴

۵ خرداد
حتی دیشب دیگه اربیل عراق رو هم نزدیم ...
میخوام بگم که به قول مرحوم کیارستمی آدم چجوری ذره ذره به بی آبرویی عادت می‌کنه!
@JaFekrii
undefined۲
undefined۱

۸۵

۲۰:۳۶

۱۲ خرداد
طبق فرموده آقای شهیدمان، این یک جنگ وجودی است. در این نوع جنگ، مفاهیمی نظیر مذاکره، توافق و آتش‌بس وجود ندارند.
تصاویر شلیک هارا دیدیم.تا دیر نشده اون کار درست رو انجام بده آقای جمهوری اسلامی undefined
undefined۴

۵۵

۲۳:۴۰