#جهان_معاصر |
فروپاشی خاموش؛ چگونه دانشگاه آمریکایی در دام تناقضهای ساختاری گرفتار شد؟
ایان بوگوست در تحلیلی که در نشریه آتلانتیک منتشر شده، تصویری از بحران عمیق و چندلایه دانشگاههای آمریکا ترسیم کرده است. این نهادها که زمانی مجموعهای از اهداف بهظاهر یکپارچه بودند، اکنون دچار گسست ساختاری شدهاند. آموزش عالی بهطور همزمان وظیفه «اعتباربخشی مدرک» و «شکلدهی به بلوغ فکری و اجتماعی» دانشجویان را بر عهده دارد، در حالی که این دو مأموریت دیگر همسویی ندارند. هوش مصنوعی، با امکان انجام خودکار تکالیف، پیوند میان تلاش فکری و کسب دانش را مخدوش کرده و فرآیند یادگیری را از خروجیهای آن جدا ساخته است.
تناقض پژوهش و تدریس؛ تدریس در حاشیهتناقض بنیادین میان «پژوهشمحوری» (که منابع مالی و پرستیژ دانشگاه را تأمین میکند) و «تدریس» (که مأموریت اصلی آموزشی است) موجب شده تا تدریس به حاشیه رانده شود. دانشگاهها بیش از آنکه محیطی یکپارچه برای رشد و تربیت باشند، به مجموعهای از پروژههای متضاد تبدیل شدهاند که در ظاهر و کالبد سنتی خود باقی ماندهاند، اما روح اصلی آنها در حال فرسایش است.
هوش مصنوعی؛ مخدوشکننده پیوند تلاش و دانشهوش مصنوعی با امکان انجام خودکار تکالیف، فرآیند یادگیری را از خروجیهای آن جدا کرده است. این تحول، نه تنها ارزش مدرک را زیر سؤال برده، بلکه به بحران مشروعیت دانشگاه بهعنوان نهاد تربیتی دامن زده است. بحرانهای اخیر نظیر همهگیری کووید-۱۹ و تغییرات بودجهای، تنها سرپوشی بر این ناسازگاریهای عمیق بودهاند.
آینده مبهم؛ ظاهر پایدار، روح فرسودهبعید به نظر میرسد که دانشگاههای آمریکا قادر به حل این شکافهای ساختاری باشند. در نتیجه، احتمال میرود که مدارک تحصیلی همچنان اهمیت خود را حفظ کنند و ظاهر دانشگاهها پابرجا بماند، اما پیوند میان آموزش، پژوهش و تجربه دوران بلوغ به تدریج از هم گسسته شود.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
ایان بوگوست در تحلیلی که در نشریه آتلانتیک منتشر شده، تصویری از بحران عمیق و چندلایه دانشگاههای آمریکا ترسیم کرده است. این نهادها که زمانی مجموعهای از اهداف بهظاهر یکپارچه بودند، اکنون دچار گسست ساختاری شدهاند. آموزش عالی بهطور همزمان وظیفه «اعتباربخشی مدرک» و «شکلدهی به بلوغ فکری و اجتماعی» دانشجویان را بر عهده دارد، در حالی که این دو مأموریت دیگر همسویی ندارند. هوش مصنوعی، با امکان انجام خودکار تکالیف، پیوند میان تلاش فکری و کسب دانش را مخدوش کرده و فرآیند یادگیری را از خروجیهای آن جدا ساخته است.
۴۱
۱۴:۳۵
#جهان_معاصر |
توقف صادرات نفت عربستان به اروپا؛ ضربه دوم به شریان انرژی غرب
بر اساس گزارش بلومبرگ در ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، شرکت آرامکوی عربستان به دستکم دو پالایشگاه اروپایی اعلام کرده است که ماه آینده هیچ سهمیه نفت خامی دریافت نخواهند کرد. این تصمیم پس از حمله پهپادی از خاک عراق به خط لوله «شرق-غرب» عربستان در ۲۰ شهریور اتخاذ شده که منجر به توقف کامل این خط لوله حیاتی شد. به گفته منابع مطلع، فعالیت این خط لوله قرار است ظرف چند روز بهصورت جزئی از سر گرفته شود و طی ۵ تا ۶ هفته به وضعیت عملیاتی کامل بازگردد. شرکت لهستانی «اورلن» از روز جمعه تاکنون بیش از ۱۰ مناقصه برای تأمین نفت جایگزین برگزار کرده است. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری که نفت میادین شرقی عربستان را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، ظرفیت انتقال ۷ میلیون بشکه در روز را داراست.
حمله از عراق؛ گشایش جبهه جدید در محاصره انرژی ریاضاین نخستین بار در ماههای اخیر است که حملات پهپادی از خاک عراق مستقیماً زیرساخت انرژی عربستان را هدف قرار میدهد. وزارت خارجه عربستان با محکوم کردن این حمله اعلام کرد که پهپادها از خاک عراق به خط لوله در مناطق ریاض و مدینه اصابت کرده و منجر به تلفات و خسارات شده است. بغداد در واکنش، فرمانده منطقه میسان را برکنار کرد و اعلام نمود که حملات از موقعیتی در این استان انجام شده است. همزمانی این حمله با تسلط انصارالله بر بابالمندب، عربستان را در «محاصره انرژی دوگانه» قرار داده است: هرمز از جنوب، و بابالمندب از غرب.
فروپاشی معماری امنیت انرژی؛ توقف کامل صادرات از ینبعبر اساس دادههای شرکت ورتکسا، از ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ هیچ محموله نفتی از بندر ینبع خارج نشده است. این توقف، عملاً مسیر صادرات نفت عربستان از دریای سرخ را فلج کرده و ریاض را به وابستگی مجدد به تنگه هرمز — که تحت کنترل عملیاتی ایران قرار دارد — سوق داده است. این وضعیت، تمام سرمایهگذاریهای دهههای اخیر ریاض برای تنوعبخشی به مسیرهای صادرات انرژی را بیاثر ساخته و نشان داده که «چتر امنیتی» آمریکا و بریتانیا قادر به حفاظت از زیرساختهای حیاتی عربستان در برابر حملات کمهزینه پهپادی نیست.
پیامدهای فراآتلانتیک؛ اروپا در تیررس بحران انرژیتوقف صادرات نفت عربستان به اروپا، در شرایطی رخ میدهد که این قاره از قبل با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین و اختلال در تنگه هرمز دستوپنجه نرم میکند. تصمیم آرامکو که «شامل همه خریداران اروپایی میشود»، ضمن تشدید کمبود سوخت در کشورهای اروپایی، قیمت نفت خام را در ماه جاری حدود ۲۰ درصد افزایش داده است. اروپا که پس از قطع گاز روسیه به واردات نفت خاورمیانه وابسته شده، اکنون با یک بحران تأمین مواجه است که میتواند به رکود صنعتی و افزایش تورم منجر شود.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
بر اساس گزارش بلومبرگ در ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، شرکت آرامکوی عربستان به دستکم دو پالایشگاه اروپایی اعلام کرده است که ماه آینده هیچ سهمیه نفت خامی دریافت نخواهند کرد. این تصمیم پس از حمله پهپادی از خاک عراق به خط لوله «شرق-غرب» عربستان در ۲۰ شهریور اتخاذ شده که منجر به توقف کامل این خط لوله حیاتی شد. به گفته منابع مطلع، فعالیت این خط لوله قرار است ظرف چند روز بهصورت جزئی از سر گرفته شود و طی ۵ تا ۶ هفته به وضعیت عملیاتی کامل بازگردد. شرکت لهستانی «اورلن» از روز جمعه تاکنون بیش از ۱۰ مناقصه برای تأمین نفت جایگزین برگزار کرده است. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری که نفت میادین شرقی عربستان را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، ظرفیت انتقال ۷ میلیون بشکه در روز را داراست.
۴۰
۱۴:۵۰
#جهان_معاصر | 
«نه به پایگاه، نه به تهدید»؛ پاشینیان و پوتین در بازی خطرناک قفقاز
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که حضور پایگاه نظامی ۱۰۲ روسیه در گیومری برای امنیت ارمنستان «حیاتی» نیست و اگر مسکو بخواهد آن را خارج کند، ایروان مخالفتی نخواهد داشت. این اظهارات، در واکنش به پیشنهاد ولادیمیر پوتین مطرح شد که گفته بود اگر ارمنستان به این پایگاه نیازی ندارد، روسیه «حتی فردا» آماده خروج است. همزمان، پاشینیان در پاسخ به پیشنهاد پوتین برای برگزاری همهپرسی درباره پیوستن به اتحادیه اروپا، تأکید کرد: «هیچکس نمیتواند ارمنستان را مجبور به برگزاری همهپرسی کند.»
پایگاه گیومری؛ نماد نفوذ روسیه در قفقاز جنوبیپایگاه ۱۰۲ که حدود ۳۰۰۰ نظامی روسی را در خود جای داده، بر اساس توافق ۲۰۱۰ تا سال ۲۰۴۴ در ارمنستان مستقر است. پاشینیان با استناد به رویدادهای سپتامبر ۲۰۲۲ (جنگ با آذربایجان)، تأکید کرده که این پایگاه «هیچ چیزی به امنیت ارمنستان اضافه نکرده است». این موضعگیری، بازتابی از سرخوردگی عمیق ایروان از عدم حمایت مسکو در مناقشه قرهباغ است.
«خروج از اوراسیا»؛ پیامد پیوستن به اروپاپوتین در دیدار با پاشینیان هشدار داده که تصویب قانون آغاز روند پیوستن به اتحادیه اروپا، عملاً بهمعنای اعلام خروج از اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) است. ارمنستان در سال ۲۰۲۵ قانونی را تصویب کرده که روند الحاق به اتحادیه اروپا را کلید زده، اما پاشینیان میگوید این اقدام با عضویت در EAEU در تناقض نیست.
فشار مضاعف؛ از تهدید اقتصادی تا انزوای سیاسیروسیه در واکنش به این چرخش، سفیر خود را فراخوانده و واردات محصولات کشاورزی ارمنی را ممنوع کرده است. همزمان، مقامات روسی، ایروان را به تلاش برای «گسستن پیوندها با مسکو و تقویت همکاری با ناتو» متهم کردهاند.
دورنما
برآیند این تحولات نشان میدهد که ارمنستان در آستانه یک «انتخاب تاریخی» میان روسیه و غرب قرار گرفته است. در سناریوی محتمل (احتمال ۵۰٪)، ایروان با «سیاست موازنهسازی» تلاش خواهد کرد هم عضویت در EAEU را حفظ کند و هم روند الحاق به اتحادیه اروپا را پیش ببرد، اما فشارهای مسکو این مسیر را دشوار خواهد ساخت. سناریوی بدبینانه (۳۰٪) تشدید تنشها و خروج پایگاه ۱۰۲ است که خلأ امنیتی خطرناکی در قفقاز ایجاد میکند. سناریوی خوشبینانه (۲۰٪) توافق بر سر «عضویت اقتصادی در EAEU و همکاری سیاسی با اروپا» است. آنچه مسلم است، ارمنستان با اتکا بر «حق تعیین سرنوشت»، در حال فاصلهگیری تدریجی از مدار مسکو است؛ روندی که میتواند معادلات قفقاز جنوبی را برای همیشه تغییر دهد.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که حضور پایگاه نظامی ۱۰۲ روسیه در گیومری برای امنیت ارمنستان «حیاتی» نیست و اگر مسکو بخواهد آن را خارج کند، ایروان مخالفتی نخواهد داشت. این اظهارات، در واکنش به پیشنهاد ولادیمیر پوتین مطرح شد که گفته بود اگر ارمنستان به این پایگاه نیازی ندارد، روسیه «حتی فردا» آماده خروج است. همزمان، پاشینیان در پاسخ به پیشنهاد پوتین برای برگزاری همهپرسی درباره پیوستن به اتحادیه اروپا، تأکید کرد: «هیچکس نمیتواند ارمنستان را مجبور به برگزاری همهپرسی کند.»
۳۶
۱۸:۱۷
# رصدگاه |
آیا یمن به ویتنام عربستان تبدیل خواهد شد؟
منبع: نیوزویک (Newsweek) – تام اوکانور – ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
---
تسلط انصارالله بر بابالمندب و چالش امنیتی برای ریاض
گروه انصارالله یمن با تسلط بر تنگه حیاتی بابالمندب و افزایش حملات به عربستان سعودی، چالشهای امنیتی و اقتصادی بیسابقهای برای ریاض و شرکای غربی ایجاد کرده است.
دوراهی دشوار محمد بنسلمان
این وضعیت، ولیعهد سعودی را در دوراهی دشواری قرار داده است؛ از یک سو، ناتوانی در مقابله با انصارالله به منافع اقتصادی و چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان ضربه میزند و از سوی دیگر، هرگونه دخالت نظامی تمامعیار، خطر تکرار سناریوی شکستبار قدرتهای خارجی در ویتنام یا افغانستان را به همراه دارد.
ناکارآمدی قدرت هوایی و بنبست فرسایشی
کارشناسان معتقدند تکیه صرف بر قدرت هوایی در جغرافیای ناهموار یمن راهگشا نیست و حضور نظامی مستقیم میتواند به یک بنبست فرسایشی طولانیمدت منجر شود.
تردید واشنگتن و گزینه دیپلماتیک
تردید واشنگتن برای ورود به یک درگیری زمینی جدید و رویکرد محتاطانه دونالد ترامپ، ریاض را در موقعیت پیچیدهای قرار داده است. برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند مسیر دیپلماتیک و کاهش محاصره، سریعترین راه برای تأمین امنیت مسیرهای کشتیرانی است.
---
جمعبندی
انصارالله یمن با تسلط بر بابالمندب، عربستان را در دوراهی دشواری میان دخالت نظامی پرهزینه و پذیرش امتیازات سیاسی قرار داده است. تجربه ویتنام و افغانستان نشان میدهد که قدرت هوایی بهتنهایی نمیتواند در جغرافیای ناهموار یمن پیروزی به ارمغان آورد و حضور زمینی میتواند به باتلاقی فرسایشی تبدیل شود. سه ماه آینده، سرنوشت این تقابل و تأثیر آن بر تجارت انرژی جهانی را مشخص خواهد کرد.
---
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
منبع: نیوزویک (Newsweek) – تام اوکانور – ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
---
گروه انصارالله یمن با تسلط بر تنگه حیاتی بابالمندب و افزایش حملات به عربستان سعودی، چالشهای امنیتی و اقتصادی بیسابقهای برای ریاض و شرکای غربی ایجاد کرده است.
این وضعیت، ولیعهد سعودی را در دوراهی دشواری قرار داده است؛ از یک سو، ناتوانی در مقابله با انصارالله به منافع اقتصادی و چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان ضربه میزند و از سوی دیگر، هرگونه دخالت نظامی تمامعیار، خطر تکرار سناریوی شکستبار قدرتهای خارجی در ویتنام یا افغانستان را به همراه دارد.
کارشناسان معتقدند تکیه صرف بر قدرت هوایی در جغرافیای ناهموار یمن راهگشا نیست و حضور نظامی مستقیم میتواند به یک بنبست فرسایشی طولانیمدت منجر شود.
تردید واشنگتن برای ورود به یک درگیری زمینی جدید و رویکرد محتاطانه دونالد ترامپ، ریاض را در موقعیت پیچیدهای قرار داده است. برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند مسیر دیپلماتیک و کاهش محاصره، سریعترین راه برای تأمین امنیت مسیرهای کشتیرانی است.
---
انصارالله یمن با تسلط بر بابالمندب، عربستان را در دوراهی دشواری میان دخالت نظامی پرهزینه و پذیرش امتیازات سیاسی قرار داده است. تجربه ویتنام و افغانستان نشان میدهد که قدرت هوایی بهتنهایی نمیتواند در جغرافیای ناهموار یمن پیروزی به ارمغان آورد و حضور زمینی میتواند به باتلاقی فرسایشی تبدیل شود. سه ماه آینده، سرنوشت این تقابل و تأثیر آن بر تجارت انرژی جهانی را مشخص خواهد کرد.
---
۳۳
۲۰:۰۳
#رصدگاه |
تأخیر پنجساله در تحویل تسلیحات آمریکا؛ پیامد جهانی جنگ با ایران
منبع: بلومبرگ (Bloomberg) – ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶
هشدار واشنگتن به متحدان درباره تأخیر تا پنج سالایالات متحده به متحدان خود هشدار داده است که انتظار تأخیر تا پنج سال در تحویل تسلیحات کلیدی را داشته باشند، زیرا واشنگتن در حال بازسازی ذخایر مهماتی است که در جریان جنگ با ایران به شدت کاهش یافته است. کشورهای متعدد اروپایی انتظار دارند تحویل موشکها و قابلیتهای کلیدی پدافند هوایی به عقب بیفتد.
آلمان و درخواست تسریع تحویل تاماهاوک و تایفونآلمان خواستار تسریع در تحویل موشکهای کروز تاماهاوک و پرتابگرهای تایفون شده است، اما کاهش ذخایر آمریکا به این معناست که ریتون بعید است بتواند این سفارش را طی پنج سال آینده تکمیل کند. بر اساس اسناد داخلی دولت آلمان، نخستین تحویلها اکنون در خوشبینانهترین حالت در سال ۲۰۳۱ انتظار میرود؛ در حالی که برلین امیدوار بود در سال ۲۰۲۹ به ترکیب عملیاتی تاماهاوک و تایفون دست یابد. هزینه این بسته نیز ممکن است حدود دو برابر ۲۰۰ میلیون یوروی برآورد شده شود.
تأثیر بر تلاشهای اوکراین برای دریافت پاتریوتاین کمبودها بر تلاشهای اوکراین برای دریافت رهگیرهای پدافند هوایی پاتریوت بیشتر پیش از زمستان تأثیر گذاشته است. ترامپ گفته است که آمریکا در حال بررسی این موضوع است که یا نسخهای «بسیار کمپیچیدهتر» از پاتریوت را در اختیار اوکراین قرار دهد یا به کشورهای اروپایی اجازه دهد مجوزهای تولید این تسلیحات را دریافت کنند.
آمار مصرف مهمات آمریکا در جنگ ایرانتخمین زده میشود که آمریکا بیش از نیمی از پیشرفتهترین انواع موشکهای پاتریوت، یکسوم موشکهای تاماهاوک و تقریباً نیمی از موشکهای حمله دقیق و رهگیرهای تاد خود را در ایران استفاده کرده است. شرکتهای دفاعی در حال افزایش تولید هستند، در حالی که انتظار میرود رهبران اروپایی هفته آینده ترامپ را برای دریافت پاتریوتهای بیشتر برای اوکراین و مجوزهایی که به اروپا اجازه تولید این سامانهها را بدهد، تحت فشار قرار دهند.
جمعبندیجنگ با ایران، ذخایر راهبردی آمریکا را در بخشهای حیاتی موشکی و پدافندی به شدت تحلیل برده و واشنگتن را ناچار به اولویتبندی میان نیازهای خود و تعهداتش به متحدان کرده است. آلمان با تأخیر پنجساله و افزایش دوبرابری هزینهها مواجه شده و اوکراین نیز برای دومین زمستان متوالی با کمبود شدید رهگیرهای پاتریوت دستوپنجه نرم میکند. این وضعیت، شکاف عمیقی در توانایی آمریکا برای ایفای نقش «زرادخانه دموکراسی» ایجاد کرده است.
تحلیل راهبردیکاهش شدید ذخایر مهمات راهبردی آمریکا در جریان جنگ با ایران، شکاف عمیقی در توانایی واشنگتن برای مدیریت همزمان بحرانهای جهانی ایجاد کرده است. واشنگتن که خود را در «تله استراتژیک» جنگ فرسایشی با ایران گرفتار میبیند، اکنون ناچار به اولویتبندی میان حمایت از اوکراین، تعهدات به متحدان اروپایی و آمادگی برای رویارویی با چین در تایوان شده است. این وضعیت، فرصتی راهبردی برای ایران فراهم میآورد تا با تثبیت اهرمهای فشار خود، معادلات منطقهای را به نفع خود بازتعریف کند؛ زیرا کاهش توان نظامی آمریکا در سایر جبههها، هزینههای هرگونه ماجراجویی جدید علیه ایران را به شدت افزایش میدهد.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir (https://jahanemoaser.ir/)
منبع: بلومبرگ (Bloomberg) – ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶
۳۵
۲۰:۰۶
#جهان_معاصر |
«عقبنشینی تاکتیکی» یا «پیروزی پنهان»؛ واکاوی توافق گرینلند
پس از ماهها تهدید دونالد ترامپ به الحاق گرینلند، واشنگتن و کپنهاگ به توافقی امنیتی دست یافتند که به گفته ترامپ، «کنترل دائمی بر امنیت و تمامی نیازهای دیگر» این جزیره را بدون هیچ هزینهای به آمریکا میدهد. متته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، ضمن تأیید امضای این سند در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، بر حفظ «حاکمیت و تمامیت ارضی» دانمارک و «حق تعیین سرنوشت» مردم گرینلند تأکید کرد. اما نبود متن رسمی توافق و تناقض روایتها، پرسشهای بنیادینی را درباره ماهیت واقعی این «پیروزی» برانگیخته است.
عقبنشینی از الحاق یا تغییر تاکتیک؟آمریکا در این توافق از هدف اعلامی «خرید یا الحاق» گرینلند دست کشیده و حاکمیت دانمارک را به رسمیت شناخته است. با این حال، حق «دسترسی، استقرار و پرواز دائمی» و اختیار ساخت تأسیسات نظامی «بدون نیاز به تأیید» کپنهاگ یا نوک، در عمل کنترل عملیاتی جزیره را به واشنگتن منتقل میکند. به بیان دیگر، واشنگتن از «مالکیت رسمی» عبور کرده اما به «کنترل عملیاتی» دست یافته است.
شکاف در ناتو؛ اعتماد فرسودهمارکو روبیو با اعلام اینکه دانمارک به دلیل «عدم توانایی مالی در تأمین امنیت گرینلند» تن به این توافق داده، عملاً یک متحد ناتو را تحقیر کرده است. این اعتراف، ضربهای سنگین به اصل «حاکمیت برابر» در اتحاد فراآتلانتیک وارد کرده و به سایر اعضای اروپایی این پیام را مخابره میکند که واشنگتن در تأمین منافع خود، از هیچ خط قرمزی عبور نمیکند.
نظامیسازی قطب شمال؛ آغاز رقابت جدیدآمریکا قصد دارد سه پایگاه نظامی جدید در جنوب گرینلند، علاوه بر پایگاه موجود «پیتوفیک» در شمال، ایجاد کند. این اقدام در کنار طرح ترامپ برای استقرار سامانه دفاع موشکی «گنبد طلایی»، گرینلند را به یکی از محورهای اصلی رقابت قدرتهای بزرگ در قطب شمال تبدیل میکند.
دورنما
توافق گرینلند، سرآغاز عصری است که در آن «حاکمیت» به مفهومی سیال و «توافقهای امنیتی نامتقارن» به ابزار اصلی قدرتهای بزرگ برای تسلط بر سرزمینهای راهبردی تبدیل شدهاند. آمریکا با تثبیت کنترل عملیاتی خود بر گرینلند، برتری ژئواستراتژیک خود در قطب شمال را تحکیم میکند، اما این دستاورد، به بهای فرسایش اعتماد متحدان اروپایی و تشدید رقابت با روسیه و چین به دست آمده است. در افق میانمدت، قطب شمال به یکی از محورهای اصلی تقابل قدرتهای بزرگ تبدیل خواهد شد و «کنترل دائمی» گرینلند، نه پایان یک ماجرا، که آغازی بر یک دوره جدید از نظامیسازی و رقابتهای ژئوپلیتیکی در شمال دور خواهد بود.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir (https://jahanemoaser.ir/)
پس از ماهها تهدید دونالد ترامپ به الحاق گرینلند، واشنگتن و کپنهاگ به توافقی امنیتی دست یافتند که به گفته ترامپ، «کنترل دائمی بر امنیت و تمامی نیازهای دیگر» این جزیره را بدون هیچ هزینهای به آمریکا میدهد. متته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، ضمن تأیید امضای این سند در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، بر حفظ «حاکمیت و تمامیت ارضی» دانمارک و «حق تعیین سرنوشت» مردم گرینلند تأکید کرد. اما نبود متن رسمی توافق و تناقض روایتها، پرسشهای بنیادینی را درباره ماهیت واقعی این «پیروزی» برانگیخته است.
۲۸
۷:۱۰
#جهان_معاصر |
لوکاشنکو و «معمای پارس»؛ چرا آمریکا در برابر جانشینان پارسها زانو میزند؟
الکساندر لوکاشنکو، رئیسجمهور بلاروس، در اظهاراتی که در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ در مصاحبه با شبکه RT بیان شد، به واکاوی ریشههای تاریخی و انگیزههای واقعی جنگ آمریکا علیه ایران پرداخت. او با اشاره به اینکه «آمریکاییها هرگز از خود نمیپرسند چرا باید با جانشینان پارسها بجنگند؛ چراکه آنها هرگز در برابر هیچکس زانو نزدهاند»، این پرسش را مطرح کرد که آیا واشنگتن از تاریخ ایران آگاه است یا خیر. لوکاشنکو با یادآوری حادثه تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹، آن را پاسخی مستقیم به این پرسش دانست و تأکید کرد که دشمنی واشنگتن با تهران، ریشهای تاریخی و هویتی دارد، نه صرفاً سیاسی.
این مقام بلاروسی در بخش دیگری از اظهارات خود، با اشاره به تلفات سنگین شوروی در جنگ جهانی دوم، این پرسش را مطرح کرد که چرا باید دشمنیهای تاریخی به درگیریهای جدید منجر شود. او با تأکید بر اینکه دلیل اصلی این جنگ، «ثروتهای ایران» است، اعلام کرد که امروز نبردی در جریان است که ماهیت آن، نه دفاع از ارزشها، بلکه تصاحب منابع و بازتوزیع قدرت جهانی است.
ریشههای تاریخی و هویتی؛ پارادوکس تسلیمناپذیریتحلیل لوکاشنکو بر یک واقعیت بنیادین استوار است: ایران، برخلاف بسیاری از کشورهایی که در قرن بیستم تحت سلطه قدرتهای بزرگ قرار گرفتند، هرگز بهطور کامل تسلیم نشد. این «پارادوکس تسلیمناپذیری» که ریشه در هویت تاریخی و تمدنی ایران دارد، به دشمنی دیرینه واشنگتن با تهران دامن زده است. لوکاشنکو با اشاره به تسخیر سفارت آمریکا در ۱۹۷۹، آن را نمونای از این روحیه مقاومت دانست که واشنگتن هرگز آن را نبخشیده است.
انگیزههای اقتصادی و ژئواستراتژیک؛ جنگ بر سر منابعلوکاشنکو با صراحت اعلام کرد که دلیل اصلی این جنگ، «ثروتهای ایران» است. او با اشاره به اینکه آمریکا به دنبال کنترل جزیره خارک و منابع نفتی ایران است، تأکید کرد که این جزیره در فاصله صدها کیلومتری تنگه هرمز قرار دارد و تصرف آن، هیچ تأثیری بر عبور کشتیها از این آبراه ندارد. این تحلیل، نشاندهنده این واقعیت است که جنگ آمریکا علیه ایران، نه یک درگیری ژئوپلیتیک بر سر کنترل آبراهها، بلکه تلاشی برای تسلط بر منابع انرژی و بازتعریف نظم اقتصادی جهان است.
اهداف چندلایه و شکست راهبردی واشنگتنلوکاشنکو با اشاره به اینکه آمریکا در ایران «آسیبپذیری خود را نشان داد»، تأکید کرد که واشنگتن نهتنها نتوانست به اهداف اعلامی خود دست یابد، بلکه با ترور رهبری ایران، جانشینی رادیکالتر را روی کار آورد. او با اشاره به اینکه دشمن اصلی آمریکا همواره چین بوده، افزود که امروز واشنگتن دریافته است که هرگز نمیتواند از پس چین برآید و این ناتوانی در ایران نیز به نمایش گذاشته شد.
بحران مشروعیت بینالمللی و افول حقوق بینالملللوکاشنکو این حمله را «تجلی نابودی کامل حقوق بینالملل» توصیف کرد و تأکید کرد که آمریکا پس از ونزوئلا، بار دیگر چهره واقعی خود را به نمایش گذاشت. او با اشاره به اینکه «امروز بازتوزیع جهان در برابر چشمان شما در حال وقوع است»، این جنگ را نمونای از تلاش قدرتهای بزرگ برای تحمیل نظم جدید خود از طریق زور دانست.
دورنما
اظهارات لوکاشنکو، بازتابدهنده یک تغییر بنیادین در درک جهانی از ماهیت جنگ آمریکا علیه ایران است. آنچه واشنگتن آن را «مقابله با تروریسم» یا «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای» مینامد، در تحلیل رهبر بلاروس، نه یک اقدام امنیتی، بلکه تلاشی برای تسلط بر منابع انرژی و بازتعریف نظم جهانی است. این جنگ، ضمن افشای آسیبپذیری آمریکا در برابر کشوری با تمدن چند هزار ساله، به تشدید رقابتهای قدرتهای بزرگ و تعمیق بحران مشروعیت نظام بینالملل منجر شده است. در افق میانمدت، تداوم این رویکرد، ضمن تضعیف بیشتر اعتبار واشنگتن در صحنه جهانی، به تقویت گفتمان مقاومت و شکلگیری نظمی چندقطبی منجر خواهد شد که در آن، قدرتهای نوظهور و کشورهای مستقل، نقش تعیینکنندهای در معادلات جهانی ایفا خواهند کرد.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
الکساندر لوکاشنکو، رئیسجمهور بلاروس، در اظهاراتی که در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ در مصاحبه با شبکه RT بیان شد، به واکاوی ریشههای تاریخی و انگیزههای واقعی جنگ آمریکا علیه ایران پرداخت. او با اشاره به اینکه «آمریکاییها هرگز از خود نمیپرسند چرا باید با جانشینان پارسها بجنگند؛ چراکه آنها هرگز در برابر هیچکس زانو نزدهاند»، این پرسش را مطرح کرد که آیا واشنگتن از تاریخ ایران آگاه است یا خیر. لوکاشنکو با یادآوری حادثه تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹، آن را پاسخی مستقیم به این پرسش دانست و تأکید کرد که دشمنی واشنگتن با تهران، ریشهای تاریخی و هویتی دارد، نه صرفاً سیاسی.
این مقام بلاروسی در بخش دیگری از اظهارات خود، با اشاره به تلفات سنگین شوروی در جنگ جهانی دوم، این پرسش را مطرح کرد که چرا باید دشمنیهای تاریخی به درگیریهای جدید منجر شود. او با تأکید بر اینکه دلیل اصلی این جنگ، «ثروتهای ایران» است، اعلام کرد که امروز نبردی در جریان است که ماهیت آن، نه دفاع از ارزشها، بلکه تصاحب منابع و بازتوزیع قدرت جهانی است.
۲۹
۷:۱۱
#جهان_معاصر |
بیسوادی مدنی در آمریکا؛ بحران مشروعیت در نظام سیاسی
نظرسنجی سالانه روز قانون اساسی آننبرگ در سال ۲۰۲۶ که بر روی ۱۰۳۴ بزرگسال آمریکایی انجام شد، نشان میدهد که ۳۵ درصد از آمریکاییها قادر به نامبردن هر سه قوه حکومت (مجریه، مقننه و قضاییه) نیستند. بر اساس این نظرسنجی، ۱۶ درصد از پاسخدهندگان هیچیک از سه قوه را نام نبردند، ۸ درصد تنها یک قوه و ۱۱ درصد دو قوه را شناسایی کردند. در حوزه آزادیهای متمم اول نیز تنها ۹ درصد توانستند هر پنج حق حمایتشده را نام ببرند، در حالی که ۲۴ درصد هیچکدام را نام نبردند و یکچهارم پاسخدهندگان به اشتباه «حق حمل سلاح» را که در متمم دوم تضمین شده، در زمره حقوق متمم اول ذکر کردند.
شکاف دانش مدنی؛ تهدیدی برای نظارت عمومیاین یافتهها در حالی منتشر میشود که کاتلین هال جیمیسون، مدیر افتخاری مرکز آننبرگ، هشدار میدهد: «جهل هزینهبر است. شما نمیتوانید از حقوقی که نمیدانید دارید، محافظت کنید.» ناآگاهی از ساختار حکومت و حقوق اساسی، توانایی شهروندان برای نظارت بر عملکرد قوا و مطالبه پاسخگویی از مقامات را تضعیف میکند. تنها ۶۰ درصد از پاسخدهندگان میدانستند که دیوان عالی آخرین مرجع تفسیر قانون اساسی است و ۱۷ درصد به اشتباه تصور میکردند که کنگره این نقش را ایفا میکند.
قطبیشدگی سیاسی و فرسایش اعتمادنظرسنجی نشان میدهد که تنها نیمی از آمریکاییها اصل بنیادین فدرالیسم را درک میکنند — یعنی اینکه اختیارات واگذارنشده به دولت فدرال، از آنِ ایالتها یا مردم است. این شکاف دانش، در بستر قطبیشدگی فزاینده سیاسی، میتواند به تعمیق شکافهای اجتماعی و تضعیف اعتماد به نهادهای دموکراتیک منجر شود. مرکز آننبرگ خاطرنشان میکند که دادههای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ با استفاده از پنلهای متفاوت جمعآوری شدهاند و مقایسه مستقیم سالانه محدودیت دارد، اما روند کلی نگرانکننده است.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
نظرسنجی سالانه روز قانون اساسی آننبرگ در سال ۲۰۲۶ که بر روی ۱۰۳۴ بزرگسال آمریکایی انجام شد، نشان میدهد که ۳۵ درصد از آمریکاییها قادر به نامبردن هر سه قوه حکومت (مجریه، مقننه و قضاییه) نیستند. بر اساس این نظرسنجی، ۱۶ درصد از پاسخدهندگان هیچیک از سه قوه را نام نبردند، ۸ درصد تنها یک قوه و ۱۱ درصد دو قوه را شناسایی کردند. در حوزه آزادیهای متمم اول نیز تنها ۹ درصد توانستند هر پنج حق حمایتشده را نام ببرند، در حالی که ۲۴ درصد هیچکدام را نام نبردند و یکچهارم پاسخدهندگان به اشتباه «حق حمل سلاح» را که در متمم دوم تضمین شده، در زمره حقوق متمم اول ذکر کردند.
۵۱
۷:۱۴
#جهان_معاصر |
️ بحران سوخت در دو سوی آتلانتیک؛ از پاریس تا کالیفرنیا
بر اساس گزارشهای منتشرشده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ۱۱ درصد از جایگاههای سوخت فرانسه کمبود گازوئیل را گزارش کردهاند و قیمت این فرآورده به ۲.۴۱ یورو در لیتر رسیده است. همزمان، قیمت گازوئیل در آمریکا به رکورد بیسابقه ۶.۴۹ دلار در هر گالن رسید و رکورد پیشین ۵.۸۲ دلاری ژوئن ۲۰۲۲ را شکست. کالیفرنیا با ۸.۰۴ دلار بدترین وضعیت را دارد. دولت فرانسه کمبود را «لجستیکی» و نه «تأمینی» خوانده، اما تداوم بحران انرژی ناشی از تنشهای خاورمیانه، عمق شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی را آشکار میسازد.
شوک انرژی؛ از خاورمیانه تا اروپا و آمریکاافزایش قیمت نفت ناشی از اختلال در تنگه هرمز، بهطور مستقیم بر قیمت فرآوردههای نفتی در دو سوی آتلانتیک تأثیر گذاشته است. فرانسه که پس از قطع گاز روسیه به واردات فرآوردههای نفتی وابسته شده، با کمبود در جایگاههای سوخت مواجه است. آمریکا نیز با وجود تولید داخلی بالا، به دلیل نیاز پالایشگاهها به نفت خام سنگین وارداتی، از این بحران مصون نمانده و قیمت گازوئیل در آن دو برابر سال گذشته شده است.
شکاف روایت و واقعیت؛ مدیریت بحران یا انکار آن؟دولت فرانسه کمبود را «لجستیکی» میداند و بر کفایت ذخایر راهبردی تأکید دارد. اما تداوم کمبود در ۱۱ درصد جایگاهها، نشان از ناکارآمدی زنجیره توزیع و فشار بر زیرساختهای فرسوده دارد. در آمریکا نیز رکوردشکنی قیمت گازوئیل، ناتوانی دولت در مهار تورم انرژی را آشکار ساخته و فشار سیاسی بر کاخ سفید را در آستانه انتخابات میاندورهای تشدید کرده است.
پیامدهای راهبردی؛ بحران انرژی به مثابه بحران مشروعیتناتوانی در تأمین سوخت، نه فقط یک مشکل اقتصادی، بلکه به بحرانی برای مشروعیت دولتها تبدیل شده است. در فرانسه، این وضعیت میتواند به اعتراضات اجتماعی دامن بزند و در آمریکا، به یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی بدل شود. همزمان، اروپا با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین و اختلال هرمز، به سمت رکود صنعتی و کاهش رقابتپذیری سوق داده میشود.
دورنما
چشمانداز پیشرو، ترسیمکننده عصری است که در آن «امنیت انرژی» به مفهومی شکننده و «بحران سوخت» به ابزاری برای فشار ژئوپلیتیک تبدیل شده است. تداوم اختلال در تنگه هرمز و تشدید تحریمها، ضمن افزایش قیمتها و کاهش رشد اقتصادی در غرب، به بازتعریف موازنه قدرت به نفع بازیگرانی منجر میشود که کنترل شریانهای انرژی را در دست دارند. در افق میانمدت، ناتوانی دولتها در مدیریت بحران سوخت، به فرسایش اعتماد عمومی و افزایش فشار بر ساختارهای سیاسی غرب منجر خواهد شد؛ روندی که در آن، «تابآوری انرژی» به معیار اصلی سنجش قدرت ملی تبدیل میشود.
@JahaneMoaser
JahaneMoaser.ir
بر اساس گزارشهای منتشرشده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ۱۱ درصد از جایگاههای سوخت فرانسه کمبود گازوئیل را گزارش کردهاند و قیمت این فرآورده به ۲.۴۱ یورو در لیتر رسیده است. همزمان، قیمت گازوئیل در آمریکا به رکورد بیسابقه ۶.۴۹ دلار در هر گالن رسید و رکورد پیشین ۵.۸۲ دلاری ژوئن ۲۰۲۲ را شکست. کالیفرنیا با ۸.۰۴ دلار بدترین وضعیت را دارد. دولت فرانسه کمبود را «لجستیکی» و نه «تأمینی» خوانده، اما تداوم بحران انرژی ناشی از تنشهای خاورمیانه، عمق شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی را آشکار میسازد.
۳۲
۲۰:۳۵
---
در شرایطی که جنوب لبنان به کانون تقابل مستقیم حزبالله و رژیم صهیونیستی تبدیل شده و تحولات میدانی، معادلات امنیتی غرب آسیا را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است، موسسه مطالعات جهان معاصر برگزار میکند:
---
دکتر محمد شمص استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل استراتژیک
---
---
---
۳۷۴
۵:۵۶