«لِشَهيدِنا لا نَقولُ وَداعًا، بَل نَقولُ: إِلَى اللِّقاء، إِلَى اللِّقاءِ مَعَ انتِصارِ الدَّمِ عَلَى السَّيف، إِلَى اللِّقاءِ فِي الشَّهادَة.» «به شهیدمان نمیگوییم خداحافظ؛ بلکه میگوییم به امید دیدار؛ به امید دیداری همراه با پیروزی خون بر شمشیر و به امید دیدار در مقام شهادت، به امید دیداری در جمع عزیزان و سلام و رحمت و برکت خداوند بر شما باد»
۸۳
۲۱:۰۶
بازارسال شده از کارگزاران شاخه جوانان
"برای انسان گرد آمدیم"
سیر مطالعاتی کتاب خانه فریب از علی صفایی حائری(عین صاد)
۱۴، ۲۱، ۲۸ مهرماه و ۵ آبانماه
سهشنبهها به مدت چهار جلسه از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹
به همراه اقامه نماز جماعت
تسهیلگر: حجتالاسلام والمسلمین سید جواد سید عطار دکتری حوزوی
رئیس نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
ویژه بانوان ۱۹ سال به بالا
مهلت ثبت نام: تا ۷ مهرماه ساعت ۲۲
ظرفیت محدود
هزینه شرکت در دورههمراه با کتاب: ۳۸۰ هزار تومانبدون کتاب: ۲۰۰ هزار تومان
مکان: کنار گذر خیام، کوچه باغ نو(۴۹)، واحد خواهران مرکز فرهنگی شهید مدرس(ره)
جهت ثبت نام به آیدی @Admin_ketabk در ایتا پیام دهید.
#شاخه_جوانان #مرکز_فرهنگی_شهید_آیت_الله_مدرس @markazmodaresw
رئیس نهاد رهبری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
مهلت ثبت نام: تا ۷ مهرماه ساعت ۲۲
جهت ثبت نام به آیدی @Admin_ketabk در ایتا پیام دهید.
#شاخه_جوانان #مرکز_فرهنگی_شهید_آیت_الله_مدرس @markazmodaresw
۲
۸:۵۷
تا ابد میتونیم درمورد این مدت و بلاهایی که سرمون آومد حرف بزنیم، حرف بزنیم و بازم حرف داشته باشیم و خالی نشیم، از شبی که معلوم نبود فرداش هممون میمیریم یا زندهایم، سحری که فهمیدیم رهبر رفت، شبی که حتی نمیتونستیم تلفن بهم بزنیم و بیخ گوشمون هموطنهامون سلاخی شدن، شبهایی که سنگرشکن چهارستون شهر و میلرزوند و ما زنده ازشون درآومدیم، از واضحترین بلاهایی که جنگ سرمون آورد تا ناپیداترین سوراخهایی که توی عمیقترین قسمتهای روحمون به وجود آومدن و همه رو دووم آوردیم و مقاومت کردیم، مقاومت کردیم و هیچچیز این دنیا سختتر از مقاوم موندن نیست، مقاومت میراث مردم این بخش از دنیاس و عزیزم ما چقدر زندگی تراژدی و پشت سر گذاشتیم.
۱۰۵
۰:۰۱
شهدا را یاد کنید حتی با ذکر یک میو بر مزارشان.
۱۰۲
۲۱:۱۹
از روزهایی که واقعا خوش میگذره هیچ عکس قابل انتشاری بیرون نمیاد.
۵۹
۱۵:۳۱
*
۹۹
۱۵:۳۱
امروز کانفیگها نمیکانفینگن.
۹۷
۱۹:۳۷
کاملا ناکانفیگ عمل میکنن.
۹۸
۱۹:۳۷
۱۲۸
۱۸:۳۹
در حالی که داشتم مشقای پسرخالم و کمکش میکردم دختر خواهرم آومد گفت خاله بهار برام نارنگی پوست بکن.و من قبل اینکه بچهدار بشم مامان چندتا بچه بودم که ریز ریز بزرگ شدنشون و دیدم.
۳۱
۱۴:۳۹