لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل جوانه‌های مهدوی‌ج
۲۹۴ عضو

جوانه‌های مهدوی‌

برای آن که چراغ دل‌های کوچک و ایمان جوانه‌ها، همیشه با عطر زیبای معنویت روشن بماند.undefinedارتباط با مدیر:@javanehayemahdavi
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۶ مرداد
اسم گل دخترمون و اسم کلاس هایی که عزیزانمون دوست دارن ثبت نام کنند رو برای این آیدی بفرستید .@javanehayemahdavi

۷۷

۱۵:۳۹

۷ مرداد
thumbnail
سلام به همه خانمی بزرگوار که تمام عمرش رو وقف مدح امیرالمؤمنین امام علی (ع) و اهلبیت کرد و همیشه اهل دعا و زیارت بود، دیشب دچار سکته مغزی شدن.
از همه شما، چه آشنا و چه غریب، خواهش می‌کنم یک ختم حمد شفا (سوره حمد با نیت شفا) برای سلامتی عاجلشون بخونید.
خدایا! به حق مدح‌هایش بر آل‌طاها، سلامتی را زودتر به پیکر خسته‌اش برگردان.
یا علی(ع).التماس دعا.
#حمد شفا #دعا
[با #جوانه‌های_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۶
undefined۳

۲۶۱

۵:۴۰

thumbnail
من و بچه‌ها رفتیم کتابخانه‌ی فرهنگسرای آیه از همون لحظه‌ای که نشستیم، حس خوبی فضا رو پر کرده بود. بچه‌هایی که کتاب خونده بودن، با ذوق و اشتیاقی که تو چشمهاشون می‌درخشید، از کتاب‌هایی گفتن که عاشقش بودن. هر کلمه‌شون پر از حس بود و من لذت بردم از دیدنشون.
بعدش نوبت به اقای کتابدار رسید که سال‌ها توی کتابخونه‌های مختلف کار کرده بود. نشست و از تجربه‌هاش گفت، اما نه با کلمات خشک و رسمی با زبونی ساده، گرم و پرکشش که بچه‌ها رو حسابی جذب خودش کرد. اوجش وقتی بود که داستان سردار ایرانی «سورنا» رو تعریف کرد. چنان شیرین و هوشمندانه تاریخ رو روایت کرد که انگار داشتیم فیلم می‌دیدیم. اطلاعات تاریخیمون رو یه‌جور بالابرد که هم موندگار بشه، هم دل‌نشین.
خلاصه که روزی پر از هیجان و یادگیری بود. نه فقط بچه‌ها که خودم هم حسابی حظ کردم. واقعاً ارزش داشت که این جمع گرم رو تجربه کنیم.

اگر شما هم دوست دارید دفعه بعد کنارمون باشید یه undefinedبفرست .
@javanehayemahdavi
[با #جوانه‌های_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۱۶

۷۶۱

۹:۲۵

۸ مرداد
thumbnail
حرم باصفای عزیز آسمان و زمین، مشکل گشای دو عالم، حضرت علی علیه السلامundefinedمنزل پدری امت اسلامundefinedمن و علی. پدران امت هستیم. قال رسول اللهزیارت همگی شما قبول اذان صبح نجف
[با #جوانه‌های_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۵

۴۴۲

۱۰:۴۹

thumbnail
ای ماه بیکران،که بر فراز این آسمان کهنه نشسته‌ای،و نور سردت را به کوچه‌های ما در شب‌های تابستان فرستاده‌ای...
گواهی بده به این مردم مبعوث‌شده،که هر شب، در کف خیابان و زیر گرمای نفس‌گیر،
قد علم می‌کنند و پرچم‌ها را با شوق به دست می‌گیرند.
ماه‌هاست نام‌های ما را از بَر کرده‌ای،می‌دانی در این شب‌های سوزان،گام‌هایمان از پا نمی‌افتد.
شهادت بده که ما برای تولد دوباره،بر همین خاک داغ، ایستاده‌ایم.
[با #جوانه‌های_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1

۶۴

۲۰:۱۱

۹ مرداد
thumbnail
undefined#کالای_ایرانی#طنز[با #جوانه‌های_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۵

۱۰۴

۹:۴۶

۱۱ مرداد
thumbnail
چراغی روشن، میزی کوچک، چند مادر با دلی پر از نگرانی و امید.
شبِ شنبه،در کنار کتاب استاد حائزی نشستیم و از تربیت گفتیم. از اینکه چطور کودکمان را ببینیم، بشنویم و درک کنیم. نه برای کامل بودن، که برای بهتر فهمیدن.
ساعتی کنار هم بودیم و از دل‌گرمیِ هم‌راهی، حالِ خوبی گرفتیم. از آن شب‌ها که آدم را به خودش نزدیک‌تر می‌کند.
به امید اینکه نسلمان... با عشق رشد کند، با آرامش نفس بکشد، و بداند‌ همیشه کسی هست که می‌فهمدش.
#شنبه‌های_مادری#تربیت_با_دل[با #جوانه‌های_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۳

۸۶

۸:۲۵

thumbnail
آهنگ چهل روز محسن چاوشی
حسینم حسین به معراج رفتم حسینم غریب به تاراج رفتم
چجوری برم قلبمو جا بذارم عزیز سه روز و سه شب بی مزارم
هنوزم غماتو برادر نگفتی از اون جسم در خون شناور نگفتی
چهل روز رفت و صدامم نکردی چهل روز رفت و یه خواهر نگفتی
چهل روزه که خواب راحت ندارم چهل روزه که استراحت ندارم
چهل روزه که هیچ کاری به غیر از تماشای گیسوی بچت ندارم
چهل روزه یک پلک رو هم نذاشتم چهل روزه روز پام مرهم نذاشتم
نشد که سپر شم برات توی گودال برای رقیه ات ولی کم نذاشتمundefined
چهل روزو قد چهل سال رفتم چهل مرتبه سمت گودال رفتم
نبودی ببینی بهم چی گذشته نمیدونی چند بار از حال رفتم
با چشمای پر خون با این قلب پاره رسیدم به خاک عزیزت دوباره
بلند شو ببین زینبت چی کشیده بلند شو حسینم که مهمون رسیده

آهنگ جدید محسن چاوشی چهل #چهلروز#اربعین#محسن_چاوشی#یازینب
[با #جوانههای_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۱

۱۱۸

۱۲:۵۳

۱۲ مرداد
thumbnail
امروز تو مسجد امام رضا کلی حال و هوای قشنگ داشتیم! 🥰 بچه‌ها ماسک‌های پاپیه‌ماشه‌ای که هفته پیش درست کرده بودن رو رنگ‌آمیزی کردن. هر کدوم یه طرح خلاقانه و خاص داشت که واقعاً سلیقه‌شون رو نشون می‌داد. دورهمی گرم بچه‌ها کنار مامانا پر از خنده و لحظات ناب بود. جالب‌تر اینکه این همه ذوق و شادی رو زیر سایه‌ی فهم قرآن (سوره‌ی مسد) تجربه کردیم. روزی پر از رنگ، خلاقیت و حس خوب! undefined#فهم_قرآن#سوره_مسد
[با #جوانههای_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۲

۲۱

۲۲:۰۰

thumbnail
بی‌کوله‌پشتی، بی‌پادرد، بی‌دغدغه‌ی مسیر. بدون پاسپورت، بدون اسم توی لیست کاروان. فقط دلی که توی سینه می‌تپید و غربتی که تا استخوان نفوذ کرده بود.
نمیدونم چی شد، ولی پاهام خودشون منو کشوندن به میدان آزادی. وارد که شدم، میدان دیگر میدان نبود؛ بین‌الحرمین شده بود. ناگهان پرده‌ای کنار رفت و من میان دو حرم ایستادم.
و آن لحظه که چشمم به کشتی نجات افتاد، سدی شکست. اشک بی‌اجازه جاری شد؛ نه از غم جا ماندن، نه از حسرت نرسیدن، از شوق دیده شدن. حس کردم نگاه گرمی روی شانه‌هایم نشسته. امام حسین از دورترین نقطه، دارد به قلب من که توی یک میدان معمولی ایستاده، نگاه می‌کند و لبخند می‌زند.
آری، من جا ماندم. من جزو کاروان نبودم. من جزو «خوب‌ها» نبودم. اما در آن نفس گرم، فهمیدم لیست محبتش همیشه باز است.undefined
جا ماندن، گاهی خودش بزرگترین رسیدن است.undefined رسیدن به این درک که دوست داشتن، به کاروان و پاسپورت وابسته نیست. دوست داشتن، نوری است که اگر عاشق باشی، در هر جای این زمین می‌تابد.
امشب، من جا‌مانده‌ترینِ عاشقان، رسیده‌ترینِ آنها بودم.undefinedundefined
#در_حسرت#بین_الحرمین#حسین#جا_مانده
[با #جوانههای_مهدوی همراه باشین!]https://ble.ir/javanemahdavi1
undefined۲

۱۹

۲۲:۰۸