قسمت دومهلو خوابید صبح شد میخاست بره پیش رفیق هم مدرسه ایش که سال ها بود که ندیدش یعنی پیازاماده شد تا بره تولدشو جشن بگیره و خیلی خوشحال بود پیاز نمیدونست که و با پرتقال رفتن شیرینی فروشی نلا تا کیک برای تولد پاز بخرنو هلو هم به همون شیرینی فروشی رفته بود و منتظر سوارشش بود
که پیاز و پرتقال وارد شدن تا هلو پرتقال رو دید شوکه شد نمیدونست چیکار پیاز هلو به پیاز گفت پیاز تویی
خیانت کار 




هلو با گریه سوارشش رو لغو کرد و بیرون رفت نشست جلوی شیرنی پزی و یه مرد خوشتیپ پول دار داشت رد میشد که به هلو چشمش خورد گفت همین هلویی ککه میخاستماون مرد اناناس بود که دنبال هلو بود و پیداش کرد اناناس بدو بدو دوید سمت هلو گفت هلو خواهرم
هلو شوکه شد گفت د،د،داداششش منی ت.تو
اناناس گفت اره دنبالت بودیم ما هردو گریه کردن و همو بغل کردن پیاز و پرتقال 🧅
گفتن ا.ا.اناناس .........




🟩




🥭

🫐


🫛
🥬
🫑🧅🧄🫒

۲۸۱
۱۹:۳۳
جزیره میوه ها
۹۰
۱۲:۵۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
قسمت ۳ ا.ا.اناناس تو اینجا چیکار میکنی هلو به آناناس گفت بیا بریم 
باهم رفتن خونه و هلو به خانواده جدیدش عادت نداشت بقیه داستان رو ویس میفرستم
۸۸
۱۳:۳۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.