جهت اطلاع روزنامه تايمز اسرائيل پيشبيني کرد بعد از برگزاري انتخابات کنست در سرزمينهاي اشغالي، جنگ خياباني ميان طرفداران احزاب رقيب به راه خواهد افتاد. روزنامه تايمز چاپ انگليس هم با استناد به ارزيابيهاي محرمانه سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا) نوشت اسرائيل با شکافي عميق و بيسابقه در ساختار اجتماعي خود مواجه است که به دوقطبي شدن شديد منجر خواهد شد. در صورت نامشخص بودن نتيجه انتخابات، با اقدامات نتانياهو خطر جنگ داخلي محتمل است. ولوديمير زلنسکي رئيسجمهور اوکراين به گلايه از حاميان غربي خود روي آورده است. وي گفت در روزهاي نخست جنگ عليه ايران، کشورهاي منطقه طي 48 ساعت از حدود 2 هزار موشک استفاده کردند که از شرکاي خود دريافت کرده بودند ولي من طي 90 روز گذشته از شريک راهبردي اوکراين فقط 24 موشک دريافت کردم. پاکستان به منظور اجراي تحريمهاي ضدايراني آمريکا ورود کاميونهاي حامل کالا از خاک ايران را ممنوع کرد. ايران هم متقابلاً صادرات گاز LPG را به پاکستان متوقف کرده است. خبرها از داخل پاکستان حکايت از گران شدن يکباره گاز LPG در اين کشور دارند. گروه موسوم به جبهه پايداري با انتشار بيانيهاي خطاب به نمايندگان مجلس و شوراي عالي امنيت ملي خواستار خروج ايران از پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي (ان.پي.تي) شد. اين گروه سياسي با اذعان به پيامدهاي خروج ايران از "ان.پي.تي" آورده است که اگرچه خروج از اين پيمان ممکن است با فشارهاي سياسي و تحريمهاي تازه غرب همراه شود، اما منافعي همچون پايان نظارتهاي يکطرفه، جلوگيري از جاسوسي و بهانهتراشي براي تجاوز، تقويت بازدارندگي، حفاظت از تأسيسات و دانشمندان هستهاي و استقلال در بهرهبرداري از انرژي هستهاي، بيش از هزينههاي احتمالي آن خواهد بود. کاربران فضاي مجازي در واکنش به اين خواسته جبهه پايداري گفتند يک بار براي هميشه بايد روشن شود که چه هدف يا اهدافي در پشتِ اين جنگخواهي نهفته است و قرار است با شروع دوباره جنگ منافع چه کساني در کجاي دنيا تأمين شود. متأسفانه اين عده، مصالح و منافع و موجوديت کشوري با 90 ميليون جمعيت را بازيچه بازيهاي سياسي و ديدگاههاي خرافي خود قرار دادهاند و کشور را به سمت نيستي و مردم را به سمت فاجعه سوق ميدهند. وزير خارجه فرانسه با اشاره به پيامدهاي اقتصادي هرگونه درگيري جديد در خاورميانه، گفته تشديد بيشتر تنش ميان آمريکا و ايران هيچ برندهاي نخواهد داشت. "بارو" افزود: هرگونه تشديد تنش احتمالاً پيامدهاي بسيار جدي براي بهاي نفت به همراه خواهد داشت. بررسي تصاوير ماهوارهاي نشان ميدهد عربستان در حال گسترش يک مجتمع توليد موشکهاي بالستيک در نزديکي شهر "الدوادمي" است.به گزارش رويترز، اين اقدام به ارزيابي پژوهشگران آمريکايي ميتواند زمينه توليد موشکهايي با برد بيشتر و توان حمل محموله سنگينتر را فراهم کند. در گزارش رويترز ادعا شده احتمال ارتباط توسعه مجتمع الدوادمي با برنامه عربستان براي توليد موشکهاي بالستيک چيني يا سامانههايي با طراحي مشابه است. مقامهاي سعودي به درخواست رويترز براي اظهارنظر پاسخ ندادهاند و مقامهاي چيني نيز از پاسخ دادن به پرسشهاي اين خبرگزاري خودداري کردهاند.
۳
۱۲۸
۱۸:۴۱
طبابت يا تجارت؟ طبابت در جامعه ما از جايگاه ويژهاي برخوردار است. پزشک با جان و سلامت انسانها سروکار دارد و مردم در يکي از حساسترين و آسيبپذيرترين لحظات زندگي خود به او پناه ميبرند. بيمار گاه ناچار است خصوصيترين مسائل شخصي زندگي خود را با پزشک در ميان بگذارد و براي نجات جان يا بازيابي سلامتي خود، به تشخيص و تصميم او اعتماد کند. از همين روست که ميگويند: «طبيب محرم بيمار است.»اين جايگاه ويژه، صرفاً حاصل دانش و تخصص پزشکان نيست بلکه بيش از آن، ريشه در اعتماد عمومي و انتظارات اخلاقي جامعه از اين حرفه دارد. مردم از پزشک انتظار دارند که پيش از هر چيز، سلامت بيمار را در نظر بگيرد و منافع مادي را بر مسئوليت انساني و حرفهاي خود مقدم نداند.با اين مقدمه، ضمن احترام به جامعه فرهيخته پزشکي و پزشکان متعهدي که با وجدان و احساس مسئوليت به مردم خدمت ميکنند، بايد به اين واقعيت تلخ نيز اشاره کرد که گاهي کساني وارد حرفه پزشکي ميشوند که بهجاي طبابت، تجارت را هدف اصلي خود قرار دادهاند. تجارت با سلامت مردم، آن هم در بازاري که مشتريانش اغلب ناگزير از مراجعهاند.البته دريافت حقالزحمه در برابر خدمات پزشکي، نهتنها مذموم نيست، بلکه امري طبيعي و ضروري است. پزشک نيز مانند هر متخصص ديگري حق دارد از حاصل دانش، تجربه و تلاش خود بهرهمند شود. مسئله از جايي آغاز ميشود که کسب درآمد، از چارچوب متعارف و اخلاقي خارج شود و به هدفي تبديل گردد که سلامت بيمار و مسئوليت حرفهاي در حاشيه آن قرار گيرد.زيرميزي گرفتن، تحميل هزينههاي غيرضروري، سوق دادن بيمار به خدمات يا مراکز خاص با انگيزههاي مالي و شکلگيري روابط ناسالم و شبکههاي سودجويانه، از جمله رفتارهايي هستند که ميتوانند اعتماد مردم به جامعه پزشکي را خدشهدار کنند. وقتي پرداخت غيررسمي براي دريافت خدماتي که بايد در چارچوب ضوابط ارائه شوند، به امري رايج تبديل شود، گويي زيرميزي جاي خود را به رويميزي داده است، وضعيتي که هم کرامت بيمار را ناديده ميگيرد و هم اعتبار حرفه پزشکي را زير سؤال ميبرد.اگر در بخشي از نظام درمان، مناسبات مافيايي و شبکههاي ذينفع شکل گرفته باشد، مقابله با آن نيازمند شفافيت، نظارت مؤثر و برخورد قاطع با متخلفان است.در اين ميان، جامعه پزشکي و سازمان نظام پزشکي مسئوليتي مهم بر عهده دارند. انتظار ميرود اين نهادها با حفظ استقلال حرفهاي، سازوکارهاي نظارتي مؤثر را تقويت کنند، به شکايتهاي بيماران رسيدگي جدي داشته باشند،بازرسيهاي پنهان و آشکارخود را بيشتر کنند و اجازه ندهند رفتارهاي سودجويانه به نام يک صنف تمام شود. برخورد با متخلفان، دفاع از اعتبار پزشکان درستکار و حمايت از حقوق بيماران، دو روي يک مسئوليت مشترک هستند.نبايد فراموش کرد که سکوت در برابر تخلف، اگر به تداوم و گسترش آن بينجامد، ميتواند به اعتبار همه اعضاي يک صنف آسيب بزند. البته مسئوليت اصلي تخلف بر عهده مرتکب آن است، نه تمام همکاران او اما حفظ اعتبار حرفهاي نيز مستلزم آن است که اهل همان حرفه در برابر انحرافات بيتفاوت نباشند.در نهايت، مسئله اين است که طبابت، پيش از آنکه يک فعاليت اقتصادي باشد، حرفهاي انساني و مسئوليتي اخلاقي است. درآمد مشروع پزشک، محترم است اما تبديل درد و اضطرار بيمار به فرصتي براي سودجويي، با فلسفه وجودي اين حرفه سازگاري ندارد.جامعه به پزشکان خود نياز دارد و پزشکان نيز براي انجام رسالت حرفهاي خود به اعتماد مردم نيازمندند. حفظ اين اعتماد، بدون مبارزه با فساد و سودجويي ممکن نيست.پرسش پاياني اين است که آيا قرار است لباس سپيد پزشکي، نماد دانش، تعهد و التيام دردها باقي بماند يا در نگاه مردم، به پوششي براي تجارت با رنج بيماران تبديل شود؟پاسخ اين پرسش را نه با شعار، بلکه با عملکرد پزشکان، سازمان نظام پزشکي و نهادهاي ناظر بايد داد.والسلام.مسعود نادري@jepress
سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی دوشنبه 4 آبان 1405اين نقشه شيطاني را نقش بر آب کنيم بسمالله الرحمن الرحيم ايران، يکي از تاريخيترين مقاطع حيات خود را پشت سر ميگذارد. هزينهاي که ميپردازد، بهاي استقلال و تماميت ارضي است. از روزي که انقلاب اسلامي در ايران پيروز شد، دشمني آمريکا و قدرتهاي سلطهگر با ايران شروع شد. اين دشمني متوجه همان دو گوهر گرانبهائي است که مردم ايران در دوران رژيم شاهنشاهي به ويژه زمان حکومت خاندان فاسد پهلوي نداشتند و با پيروزي انقلاب اسلامي آنها را به دست آوردند. شاهان پهلوي، استقلال و تماميت ارضي ايران را به تاراج داده بودند. آنها مهرههائي بودند که با اراده انگليس و آمريکا به سلطنت رسيده بودند و خود را وامدار آنها ميدانستند. رضاشاه عليرغم آنهمه قلدري که عليه مردم ايران نشان ميداد وقتي مأموران انگليس به او دستور دادند سوار کشتي شود و به جزيره موريس برود بدون آنکه حتي يک کلمه اعتراضي به زبان بياورد سوار کشتي شد و ايران را ترک کرد و بعدها به ژوهانسبورگ منتقل شد و در همانجا جان داد. پسرش که به دستور دولت انگليس به جاي پدر بر تخت سلطنت نشسته بود علاوه بر اينکه استقلال کشور را فروخته بود بحرين را هم به دستور انگليس به نوکران دولت انگليس واگذار کرد و آمادگي داشت براي ماندن در سلطنت قسمتهاي ديگري از خاک ايران را هم به بيگانگان بدهد ولي انقلاب مردم ايران به او مهلت نداد و در حالي که ننگينترين سند بردگي و ملت ايران را تحت عنوان «کاپيتولاسيون» امضاء کرده بود از کشور فرار کرد و اراده پولادين مردم ايران به حکومت ننگين شاهنشاهي و سلطه خاندان فاسد، وابسته و منحط پهلوي يکجا پايان داد.تکاپوي حدود نيم قرن اخير آمريکا، انگليس و صهيونيستها براي سرکوب کردن مردم ايران با اين هدف است که استقلال را از اين مردم بگيرند و کشور را تجزيه کنند. تجربه تاريخي بهويژه وقوع انقلاب اسلامي به استعمارگران ثابت کرده است که ايران مستقل و بزرگ، مانع سلطهگري آنها در منطقه خاورميانه است و آنها براي جلب منافع نامشروع خود بايد ايران را تجزيه کنند و از استقلال محرومش نمايند. بقيه بهانهها همگي داستانسرائيهائي هستند که براي سرپوش گذاشتن بر آن دو هدف اصلي مستمسک قرار داده ميشوند.ما مردم ايران در همين نيم قرن اخير نشان دادهايم که ميتوانيم در برابر بزرگترين قدرتهاي استعماري بايستيم و از استقلال و تماميت ارضي کشورمان دفاع کنيم. آنچه در سه جنگ تحميلي 8 ساله، 12 روزه و 40 روزه جريان يافت، از يکطرف کينهتوزي قدرتهاي سلطهگر را نشان داد و از طرف ديگر قدرت ما مردم ايران براي حفاظت از استقلال و تماميت کشور را به اثبات رساند.اکنون دشمن به اين نتيجه رسيده که فقط يک راه براي رسيدن به اهداف شوم خود دارد و آن جدا کردن مردم از مسئولين است. دشمن در نظر دارد بعد از ايجاد تفرقه ميان بدنه جامعه و مسئولين، با ترور افراد مؤثر در اداره کشور، جامعه را دچار بلاتکليفي کند و در آن وضعيت بحراني به آنچه ميخواهد برسد. ما بايد اين توطئه را خنثي کنيم. با دميدن پياپي روحيه وحدت، اميد و خوشبيني به همديگر ميتوان دشمن را در اين نقشه شيطاني که براي ايران عزيز کشيده ناکام کنيم بطوري که در هر حالتي که دشمن به وجود بياورد، بدنه جامعه بتواند روي پاي خود بايستد و استقلال و تماميت ارضي ايران را حفظ کند.
۹۸
۱۸:۲۵
جهت اطلاع گذرگاه مرزي «گبد - ريمدان» در مرز پاکستان، بازگشائي شد. پاکستان اين گذرگاه را که در اجراي تحريمهاي ضدايراني آمريکا به روي کاميونهاي حامل کالاهاي ايراني بسته بود و ايران هم متقابلاً صدور گاز LPG به پاکستان را متوقف کرد و در نتيجه، اين گذرگاه مرزي بازگشائي شد. العربي الجديد گزارش داد يک هيأت قطري روز يکشنبه سوم آبان وارد تهران شد. براساس اين گزارش اين هيأت با هدف ميانجيگري ميان ايران و آمريکا و براي جلوگيري از تشديد تنش به تهران سفر کرده است. دولت فرانسه از اپراتورهاي مخابراتي خواست براي ايجاد محدوديتهاي رسانههاي اجتماعي آماده شوند. نخستوزير فرانسه در نامهاي به مديران چهار اپراتور بزرگ تيکتاک، اينستاگرام، اسنپچت و ايکس خواست آماده باشند تا در صورت وقوع خشونت شهري در عرض چند ساعت دسترسي به اين رسانهها را قطع کنند. سخنگوي وزارت کشور درباره ورود وزارت کشور به ماجراي عدهاي معدود براي محاکمه خياباني دکتر حسن روحاني که در يکي از تجمعات شبانه صورت گرفته گفت: وزارت کشور و شوراي امنيت کشور اين رفتارها را تأييد نميکنند و در اين زمينه مکاتباتي با دستگاههاي مربوطه انجام شده است. علي زينيوند افزود: ما بههيچوجه رفتارهاي تخريبي و توهينآميز را تأييد نميکنيم. کسي که نظري مطرح ميکند، بايد با استدلال و ارائه ديدگاه به آن پاسخ داده شود. حتماً در اين زمينه تذکرات لازم داده ميشود و بايد تلاش کنيم از تکرار چنين اتفاقاتي جلوگيري شود. 10 تشکل فعال در حوزه صنايع غذايي و تأمين نهادههاي دامي کشور با ارسال نامهاي به رئيس بانک مرکزي، از تعلل صورت گرفته در اجراي دستور تيرماه رئيسجمهور مبني بر پرداخت 50 درصد از مطالبات ارزي واردکنندگان کالاهاي اساسي به شدت انتقاد کردند. در اين نامه تصريح شده که متأسفانه اجرا نشدن دستور دکتر پزشکيان که بر پرداخت نيمي از مطالبات ارزي، فريز کردن تسهيلات ارزي، توقف دريافت سود و جريمه از بدهکاران ارزي به شبکه بانکي و ممانعت از انتقال نام آنها به سرفصل بدهکاران بدحساب تأکيد داشت، موجبات دلسردي و نارضايتي گسترده در بخش خصوصي را فراهم آورده است. اين تشکلها تأکيد کردهاند که چنين وضعيتي در شرايط حساس کنوني کشور، نگرانيهاي بسيار جدي و عميقي را درخصوص تأمين امنيت غذايي مردم ايجاد کرده است.
۱۱۷
۱۸:۲۵
تجزيه ملت در اوجِ جنگِ ترکيبي غلامرضا بني اسدي «بايد محبوبترين کارها نزد تو، کارهايي باشد که با ميانه روي سازگارتر است و با عدالت دم سازتر، کاري که خشنودي رعيت را در پي داشته باشد زيرا خشم تودههاي مردم، خشنودي نزديکان را زير پاي گيرد ولي خشم نزديکان اگر تودههاي مردم از تو خشنود باشند، ناچيز گردد».اين کلام راهنماي مولا امير المؤمنين(ع) است در نامه به مالک اشتر اما حرف ديروزهاي دور و نزديک نيست، خط راهبردي حکمراني به قاعده وحي و عقل است. به هر روز ميشود خواند و بر اين رسم ميتوان به درسي براي امروز رسيد. امروزي که بايد بيش از هميشه با تامل اين فرازها را چنان به عمل درآورد که تلاش دشمنان دور و نزديک براي به فرود کشاندن انقلاب و اسلام و هدم ايران، ناکام بماند. امام در ادامه ميفرمايند:« خواص و نزديکان کساني هستند که به هنگام فراخي و آسايش بر دوش والي باري گرانند و چون حادثهاي پيش آيد کمتر از هر کس به ياريش برخيزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اينان همه چيز را به اصرار از والي ميطلبند و اگر عطايي يابند، کمتر از همه سپاس ميگويند و اگر به آنان ندهند، ديرتر از ديگران پوزش ميپذيرند. در برابر سختيهاي روزگار، شکيبايي شان بس اندک است. اما ستون دين و انبوهي مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند. پس، بايد توجه تو به آنان بيشتر و ميل تو به ايشان افزونتر باشد».خواص در خوانش امروزي متعددند اما در يک چيز شريکند و اين همان« خودصاحب پنداري» براي ايران و انقلاب است. يک گونه شان تراستيها هستند که نفت را سرسفره خود و دوستان ميبرند. يک گونه شان هم اصحاب رانت و قدرت يافتگان به ويژه خواري هستند و ديگر گونه شان را هم بايد در هيئت کساني ديد که کشور را ملک اختصاصي خود و همفکران شان ميدانند و راه خروج از کشور را به ديگراني نشان ميدهند که با آنان ناهمسويند. اينان اگر چه کسري اندک از ملت 90 ميليوني ايران هستند اما خود را صاحب هه ايران ميپندارند. اينان ادامه همان جريان فکري هستند که در زمان دفاع مقدس 8 ساله، رهبران شان از شهرشان آن سوتر نرفتند. در جنگ 12 روزه و 40 روزه هم با توليد انبوه تفرقه و تنفر، کاري کردند که حضورشان در برخي جاها به غيبت اکثريت مردم بيانجامد. اينان در« روزِ مبادا»ي جنگ حتي اگر به راه پيشينيان خود نروند هم نميتوانند نقشي مؤثر داشته باشند. آنچه دشمن شکن ميشود حضور حداکثري مردم است. مردم با هر سليقه و نگاه و حتي دين و مذهب که پاي ايران ميايستند ميتوانند بلا را از سر ايران بگردانند. اين گروه اندک و خود خواص پندار که در اوج« جنگ ترکيبي» نيز به دنبال« تجزيه » ملت هستند. فکر ميکنند ديگران که نباشند، آنان صاحب همه چيز ميشوند. نميدانند که در نبود اکثريت ملت، اين دشمن است که - خداي نکرده - صاحب همه چيز ميشود. باري، نظام حکمراني بايد صداي امام علي را از دوردستهاي تاريخ بشنود و راه را براي نقش آفريني عامه مردم باز کند. به اقتضاي اين رهنمود، کساني را که با توليد تفرقه مانع سرراه مردم ايجاد ميکنند بايد به تدبيري مؤثر از چرخه تصميمگيري خارج ساخت....@jepress
سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی سهشنبه 5 آبان 1405براي موفقيت اجلاس چهارجانبه تهران بسمالله الرحمن الرحيم سفر خالد بن سلمان وزير دفاع عربستان، ژنرال عاصم منير فرمانده ارتش پاکستان و ابراهيم کالين رئيس سازمان اطلاعات ترکيه به تهران و تشکيل اجلاس مشترک چهار کشور ايران، پاکستان، عربستان و ترکيه براي تبادل نظر درباره پايان دادن به تنشها در منطقه، فرصت مناسبي است که ميتواند نهتنها براي اين چهار کشور بلکه براي کل منطقه آرامش به همراه داشته باشد.وضعيت نه جنگ نه صلح در ايران که بطور طبيعي شامل تمام کشورهاي حوزه خليج فارس ميشود، جنگ پرخسارت ميان عربستان و يمن، آتشافروزيهاي رژيم صهيونيستي در لبنان و غزه و کرانه باختري، تهديدهاي مکرري که از ناحيه صهيونيستها متوجه ترکيه است و شرايط حادي که به دليل انتخابات کنيسه در سرزمينهاي اشغالي و حضور نظامي ارتش تروريستي آمريکا در آبهاي منطقه بر کل خاورميانه سايه انداخته، ايجاب ميکند مسئولان ارشد امنيتي اين چهار کشور مطرح با همفکري و همانديشي درصدد پيدا کردن راهحلي براي پايان دادن به اين بحرانها برآيند. سه کشور پاکستان، عربستان و ترکيه، اعضاي پيمان معروف به «پيمان مکه» هستند و ايران نيز کشوري است که با قدرت دفاعي تجربهشدهاش در جنگهاي تحميلي 12 روزه و 40 روزه در يکسال اخير نشان داد ميتواند در معادلات منطقه تأثيرگذار باشد.گفتگوهاي چهارجانبه ايران، عربستان، ترکيه و پاکستان در تهران با حضور مسئولان امنيتي اين کشورها با ميزباني شوراي عالي امنيت ملي کشورمان برگزار ميشود که بطور طبيعي حائز اهميت زياد است. مسئولان ارشد امنيتي اين چهار کشور مطرح منطقه به خوبي با شرايط حادي که بر خاورميانه حاکم است واقفند و ميدانند اکنون ملتهاي اين منطقه به صلح و آرامش بشدت نيازمند هستند. آنان به دليل اِشراف اطلاعاتي که بر اوضاع دارند با اين واقعيت نيز کاملاً آشنا هستند که ريشه تمام ناامنيها و بحراني که اين بخش مهم از جهان را فرا گرفته، دخالت آمريکا و رژيم صهيونيستي است و بطور طبيعي براي پايان دادن به اين بحران بايد به دخالت اين دو عامل ناامني در منطقه و حضور نظامي بيگانگان در آبها و خاک کشورهاي خاورميانه پايان داده شود.اکنون آتش جنگ در حال بلعيدن ثروتها و جان انسانها در يمن و عربستان است، واقعهاي که به زيان امت اسلامي است و ملتهاي مسلمان به آن رضايت ندارند. فتنهاي که رئيسجمهور آمريکا و نخستوزير رژيم صهيونيستي با شعلهور ساختن آتش جنگ عليه ايران به وجود آوردند نيز به بلاي جان اکثر ملتهاي منطقه تبديل شده و اقتصاد و امنيت را از مردم چندين کشور سلب کرده است. گردهمائي مسئولان ارشد امنيتي 4 کشور مطرح منطقه اقدام مهم، لازم و مفيدي است که بايد از آن حداکثر بهرهبرداري براي پايان دادن به جنگ و ناامني به عمل آيد. اين، کاري است که اجلاس چهارجانبه تهران ميتواند از عهده آن برآيد و منطقه را از بحران کنوني نجات دهد. قطعاً موفقيت اين اجلاس خوشايند رژيم صهيونيستي و شخص نتانياهوي جنايتکار نخواهد بود و همين ناخشنودي او بايد انگيزهاي قوي براي مسئولان ارشد امنيتي چهار کشور مهم منطقه جهت افزودن بر تلاشهايشان براي رسيدن به نتيجهاي مثبت به نفع ملتهاي منطقه باشد.
۶۸
۱۸:۵۷
جهت اطلاع سفر مسئولان ارشد امنيتي عربستان، پاکستان و ترکيه به تهران براي گفتگو درباره اوضاع بحراني منطقه از اهميت زيادي برخوردار است. جنگ تحميلي آمريکا و رژيم صهيونيستي عليه ايران، جنگ عربستان و يمن و اوضاع بحراني لبنان و غزه موضوع بحث اجلاس 4جانبه تهران است. اطلاعات غيررسمي حکايت از تلاش اعضاي اين اجلاس براي رسيدن به يک توافق جهت جلوگيري از افزايش تنش در منطقه دارد. رايزن فرهنگي سابق ايران در فرانسه گفت: در اوج بحران هستهاي، علي لاريجاني قصد داشت براي ديدار با مقامات بلندپايه فرانسوي به پاريس سفر کند. حجتالله ايوبي افزود: با استفاده از ارتباطات شخصي خودم مقدمات سفر فراهم شده بود و قرار بود لاريجاني با ژاک شيراک، رئيسجمهور وقت فرانسه، ديدار کند. همه مقدمات فراهم شد اما در دقيقه نود، احمدينژاد جلوي سفر را گرفت و به جاي ايشان جليلي آمد فرانسه. اين تغيير باعث شد وزير خارجه فرانسه از ملاقات خودداري کند و ديدارهاي مهم برنامهريزي شده عملاً لغو شود و اتفاقاتي که قرار بود رخ دهد، محقق نشد. سيانان، به نقل از يک منبع اسرائيلي ادعا کرد نتانياهو بهشدت خواهان حمله مشترک به ايران پيش از انتخابات بود و تلاش کرد ترامپ را متقاعد کند اما رئيسجمهور آمريکا چراغ سبز نشان نداد. طبق ادعاي اين رسانه خبري، اسرائيل انجام حملات جديد عليه ايران را به تعويق انداخته و بخشي از دليل اين امر آن است که تلآويو به پشتيباني سامانههاي پدافند موشکي آمريکا نياز دارد چرا که ذخاير مهمات دفاعيش بر اثر جنگ تحت فشار قرار گرفتهاند. ترامپ و ديگر مقامات ارشد آمريکايي از اسرائيل خواستهاند صبر کند و اشاره کردهاند که با انجام عمليات مشترک در آيندهاي نزديک موافق خواهند بود. سخنگوي هيأت رئيسه مجلس گفت: تاکنون هيچگونه ارجاعي درباره استيضاح وزير امور خارجه به اين هيأت انجام نشده است. گودرزي افزود: هر استيضاحي که به هیأت رئيسه ارجاع شود، پس از ارجاع در دستور بررسي قرار ميگيرد، البته ممکن است پيش از ارجاع، درخواستهاي مختلف استيضاح در سامانه نمايندگان ثبت شود اما ملاک ورود هيئت رئيسه، ارجاع رسمي درخواست است. پيش از اين برخي نمايندگان مدعي استيضاح دکتر عباس عراقچي وزير امور خارجه شده بودند.
۷۲
۱۸:۵۷
ديپلماسي آب و خطاي محاسباتي دولت گفتوگوي اخير «شينا انصاري» رئيس سازمان حفاظت محيطزيست، با يک پادکست محلي پيرامون تالاب بينالمللي هامون، از دو منظر محل تأمل و نقد جدي است. نخست، جايگاه حقوقي و ساختاري سازمان حفاظت محيطزيست به عنوان يکي از ارکان کليدي ديپلماسي آب که رئيس آن در مواجهه با مطالبه حقابه هامون، براي نهاد متبوع خود شاني قائل نشده و موضوع را يکسره به وزارت خارجه ارجاع ميدهد و دوم، انتخاب پادکستي با سوابق سطحي و نامرتبط براي گفتوگو.از ديرباز در فرهنگ ايراني، ضربالمثل شده است که «حرمت امامزاده به متولي آن است»، مَثلي که گوياي وضعيت اين روزهاي سازمان حفاظت محيطزيست در صيانت از حقوق اکولوژيک کشور است. در گفتوگوي مذکور، ميزبان پادکست بدون درک سابقه تخصصي موضوع، مطالبهاي کلي از رئيس سازمان و هيئت دولت مطرح ميکند مبني بر اينکه دولت موضوع افغانستان را بر سر يک ميز حل کرده و اهرمهاي فشار اقتصادي را براي احقاق حقابه تالاب بينالمللي هامون به کار بندد. خانم انصاري نيز در پاسخ ميگويد: «اين موضوع را در قالب يک بسته منسجم ديدهايم. اگر سوابق تخصصي وزير خارجه را بررسي کنيد، متوجه خواهيد شد که در حوزه تالاب هامون کار کردهاند و به سوابق موضوع اشراف دارند. [اين موضوع] را در دولت به عنوان يک بسته کامل ميبينيم.» ناقض در ارزيابي عملکرد و ضعف درک هيدروپليتيکنگارنده در تاريخ ششم مهرماه، طي جلسهاي با فعالان محيطزيست و در حضور رئيس سازمان حفاظت محيطزيست، ابعاد هيدروپليتيک رويکرد افغانستان، ابزارهاي فشار ايران و فازهاي مختلف ديپلماسي آب را تشريح کرد. يکي از مطالبات صريح در آن جلسه اين بود که رئيس سازمان حفاظت محيطزيست، درک درستي از ابعاد اين بحران را به ارکان ديپلماسي آب کشور منتقل کند. با اين حال، گفتوگوي اخير ايشان نشان داد که بهرغم ارائه توضيحات کارشناسيشده که مورد تقدير برخي پژوهشگران ديپلماسي آب نيز قرار گرفت، نامبرده همچنان فاقد درک جامع و عملياتي از اين مسئله حياتي است.اوايل سال 1400، بند کمالخان بر روي حوضه آبريز هيرمند افتتاح شد. سامانه انحرافي اين بند، امکان کنترل جريان کل آب رودخانه را در اختيار حکام کابل قرار داد. با توجه به رويکرد مهندسي اجتماعي حاکم بر هيدروپليتيک افغانستان، سيلاب اين رودخانه (همچون سالهاي پس از افتتاح) برخلاف ماده 5 معاهده دلتا، به شورهزار «گودزره» منحرف شد. طرف افغانستاني هرگز زير بار اصلاح اين ساختار نرفت و بدين ترتيب، امنيت آبي و غذايي منطقه به مخاطره افتاده و مصائب سيستان مضاعف شد. سه فاز ديپلماسي آب و حلقه مفقودهديپلماسي آب بر سه فاز «حقوقي»، «سياسي» و «امنيتي» استوار است. ماداميکه بند کمالخان در سايه انفعال وزارتخانههاي نيرو و خارجه به بهرهبرداري رسيد و فازهاي حقوقي و سياسي در مهار سدسازيهاي غيرقانوني افغانستان و تعيين تکليف حقابه هيرمند ناکام ماندند، ناگزير بايد اين پرونده به فاز امنيتي و سطح شوراي عالي امنيت ملي منتقل ميشد، مطالبهاي که تاکنون جامهعمل نپوشيده است. وزارت نيرو (بهعنوان کميسار و متولي فاز حقوقي و فني) و وزارت خارجه (بهعنوان متولي فاز سياسي) نه تنها در پرونده بند کمالخان و سد «بخشآباد» توفيقي نداشتهاند، بلکه در حوزه ديپلماسي عمومي نيز کاملاً تهي از برنامه بودهاند. از اين رو، ارجاع مطلق پرونده حقابه هامون به وزارت خارجه ازسوي رئيس سازمان محيطزيست، گواهي آشکار بر ضعف درک تخصصي ايشان از ابعاد پيچيده ديپلماسي آب است بهويژه در شرايطي که دادههاي کليدي اين حوزه پيشتر به اختصار و صراحت در جلسه حضوري به ايشان منتقل شده بود.شوربختانه، رئيس سازمان حفاظت محيطزيست بهرغم وجود دو قطعنامه صريح سازمان ملل متحد مبني بر قرارگيري حقوق زيستمحيطي در زمره حقوق بشر، کمترين شاني براي سازمان متبوع خود در پيگيري حقابه هامون قائل نشده و بلافاصله توپ را به زمين وزارت خارجه انداخته است. راهکار مشخصجمهوري اسلامي ايران براي استيفاي حقابه رودخانه هيرمند و تالاب بينالمللي هامون، اهرمهاي قابل اتکا و متعددي در ابعاد مختلف در اختيار دارد اما استفاده از آنها بيش از هر چيز نيازمند اراده سياسي و ساختاري است. با توجه به بنبستهاي موجود در ساختارهاي فعلي، حل اين بحران راهبردي صرفاً از مسير شوراي عالي امنيت ملي ميگذرد.فرشيد عابدي - روزنامه نگار@jepress