بازارسال شده از رسانه دوننایت
ساختار در سیستمهای دیجیتال، تجسم خالص محور افقی صلیب است، اما با حذف عامدانه محور عمودی - وقتی یک سیستم رایانهای رویدادی را ثبت میکند، آن را به یک عدد صحیح تبدیل میکند: تعداد ثانیهها، میلیثانیهها، یا نانوثانیههای سپریشده از یک مبدأ قراردادی که این عدد، نه ماهیت رویداد را میشناسد، نه مکان آن را در چرخه کیهانی، و نه طبع کیفی آن لحظه را بلکه تنها چیزی که میداند، «جایگاه نسبی» آن در یک توالی خطی است.
۱
۱۰:۵۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
زمان در عالم تجدد، نه یک «حضور»، بلکه یک «شاخص» و نه یک «آستانه»، که یک «کانتینر خالی» است... کد، زمان را «تخت» میکند تا بتواند آن را محاسبه، ذخیره، و پردازش کند. در دیتابیسها، پایگاههای داده، و الگوریتمهای زمانبندی، زمان به یک «پارامتر مرتبسازی» بدل شده که فاقد هرگونه بار وجودی است.
۱
۱۰:۵۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
ثمره این وضع واجد یک نکته هستیشناسی خاص است: جهان، مجموعهای از رویدادهای گسسته، قابل ثبت، و کنترل است - هیچ «حضور نامرئی متعالی» یا «نظم پنهان» در کار نیست. این توهم، قدرت سیستمهای نظارتی و الگوریتمی را مشروع میسازد... در جهان متجدد «اکنون» به یک لحظه پردازش داده صرف تقلیل مییابد. دیگر نقطه تقاطع افق و عمق در کار نیست، بلکه صرفا «لحظه اجرای دستور» در میان قرار گرفته - این گذار، ذهنیت جمعی را به سمت شتاب دائمی، اضطراب معنایی و زمانی، و گسست از تجربه حضور سوق میدهد بشر را بدا مرتبه خواهد رساند که باید گفت او دیگر در «زمان» زندگی نمیکند، بلکه در «توالی رویدادها» گیر افتاده.
۱
۱۰:۵۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
اشاره شد گنون با اتکا به تدبرش در متون هندی و سنتهای باستانی، زمان را بهعنوان یک ساختار چرخهای توصیف میکند. او از مفهوم «یوگاها» (دورههای کیهانی) سخن میگوید: ساتیا یوگا (عصر طلایی)، ترتا یوگا، دواپارا یوگا، و کالی یوگا (عصر تاریکی/آهنین) - به باور گنون ما در کالی یوگا زندگی میکنیم؛ دورانی که در آن، کیفیتهای معنوی به حداقل رسیده و کمیتهای مادی حاکم شدهاند...
۱
۱۱:۱۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
این چرخهها - مانند استعاره تدبرناک رابرت جردن در چرخ زمان، صرفا اسطوره نیستند؛ آنها مبین واقعیتی کیهانشناختیاند. هر دوره، طبع خاص خود را دارد و امکانهای معنوی متفاوتی ارائه میدهد. فلذا بدیهی خواهد بود که درک این چرخهها، به انسان معنا-مدار اجازه میداد تا بداند در چه «فصلی» از تاریخ کیهانی به سر میبرد و چه انتظاراتی میتواند داشته باشد. گنون تأکید میورزد که جهان متجدد، با انکار این چرخهها و تبلیغ «اسطوره پیشرفت خطی»، خود را در توهم یک «استثنای تاریخی» گرفتار ساخته است...
۱
۱۱:۱۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
دوگین نیز با دنبال کردن خط گنون بهشدت با نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما (که خود ادامهٔ فلسفهٔ تاریخِ هگل و مسیحیتِ سکولار است) مخالف ورزید - وی استدلال کرد که «پایان تاریخ»، توهمی است که غرب برای مشروعیتبخشی به هژمونی خویش ساخته و پرداخته است. در عالم واقع، تاریخ هرگز پایان نمییابد، بلکه وارد فازهای جدیدی میشود. دوگین در اینجا از مفهوم «بازگشت تاریخ» سخن میگوید: بیداری تمدنهای غیرغربی و بازگشت آنها به زمان-مکانهای اصیل خویش و این بازگشت، نه یک حرکت ارتجاعی به گذشته، بلکه یک «بازگشت غنیشده» است: استفاده از دستاوردهای فنی مدرن، اما در خدمت اهداف و نظامات سنتی...
۱
۱۱:۱۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
دوگین در رساله نظریه سیاسی چهارم، تمایز بنیادینی میان دو نوع نظم جهانی قائل میشود که هر کدام، زمان خاص خود را واجدند: ۱. تالاسوکراسی: نماینده تمدنهای دریایی، تجاری، و سیال (مانند اروپای غربی و آمریکای امروزین) - این تمدنها، زمانی خطی، پویا، و مبتنی بر «تغییر دائم» تولید میکنند چرا که زمان برای آنها، منبعی برای انباشت ثروت و گسترش نفوذ است. ۲. تلاسوکراسی: نماینده تمدنهای قارهای، کشاورزی، و مستقر (مانند روسیه، ایران و چین) - این تمدنها، زمانی چرخهای، فصلی، و مبتنی بر «بازگشت» تولید میکنند چرا که زمان برای آنها، بستر حفظ سنت و تداوم هویت اصیل و متعالی است. آنها «آینده» را امتداد گذشته میبینند... و بدین ترتیب مبرهن است که دوگین معتقد است در دوران ترکتازی تجدد، تالاسوکراسی توانسته است زمان خویش را به عنوان «زمان جهانی» تحمیل و تِلاسوکراسیها را مجبور سازد که در زمین زمانی آنها بازی کنند و از همین نقطه قابل فهم است که پروژه اوراسیاییسم، تلاش برای بازسازی یک زمان-مکان مستقل از عالم متجدد است.
۱
۱۱:۱۹
بازارسال شده از رسانه دوننایت
جهان، عرصه تجلیِ مراتب وجود است که از کثرت مادی به وحدت راستین و اصیل متعالی سیر میکند و هر چیزی که این سلسلهمراتب را وارون سازد، بیماری است...
۱
۱۱:۳۶
مرد کامل و شجاع آن کسی است که در درون خویش نفس عقلانی را به فرمانروایی بر دو نفس دیگر نفس غضبی و نفس شهوی برکشد تا وقتی خطر فرا میرسد خرد باشد که به غضب فرمان حرکت میدهد و غضب چون سگ آموزش دیده ای فرمانبر تنها به هنگام لازم و به اندازه لازم خروش میگیرد و نفس شهوی نیز از لذت جویی های نامشروع باز می ایستد...- افلاطون الاهی
۳۸
۱۷:۴۸
۲۷
۷:۰۰