موجودی ها خیلی محدوده عزیزان اولویت با اولین واریزی 🫶

🫶۲
۲۰
۱۵:۳۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
شب بخیر به دلهای قشنگتون 
امشب سهم دلتون از دنیا، فقط آرامش و یک خواب شیرین باشه 🤍شبتون پر از حس خوب 
@jili_pili
@jili_pili
🥹۱
۱۷
۲۰:۲۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
سلام عزیزان در تعجبم چطور هنوز یک عده متوجه نشدند که عکسهای تنخور که میزارم ، عکس هوش مصنوعیه
.( مدل ها وجود خارجی ندارند و فقط و فقط برای اینکه تنخور لباس ها رو ببینید این مدلی عکس میزارم ) ولی حالا که زحمت کشیدید و امر به معروف کردید، لطفاً مرحله بعدش یعنی «حمایت و معرفی به دیگران» رو هم انجام بدید 
ما کسبوکارای کوچیک بیشتر از تذکر، به حمایت نیاز داریم 
🥳۱
۱۳
۵:۵۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
آقای امام رضا، روز آخر مالِ تو شد. قرار بوده حزنها همه، برسند به تو
حزنهای دو ماه مشکیتنکردهٔ ابروشکسته، قرار بوده توی این منزل، لبخند بشوند. توی این دو ماه، هر سینهای که سوخت، گفتی ممنونیم
هر یَقِهای که پاره شد، هر صدایی که گرفت، هر عمودی که طی شد، هر پایی که تاول زد، گفتی ممنونیم. دو ماه، غمِ شفّاف جمع کردیم برای روز آخر.
خودمان میدانستیم ماجرا به تو ختم میشود. صبح، میآییم به سلامتی، که خودت پیراهنهای سیاه را عوض کنی.
این دو ماه فقط سوختیم، صبح میآییم خودت دست و صورتمان را آب بزنی. میآییم دیدهبوسی. برای روز آخر، کی بهتر از تو؟ کی پذیراییاش بهتر از تو؟ کی مهربانتر از تو؟ چه انتخابِ درستی، کی دستِدلباز تر از تو؟ختمِ به خیرترین منزل!چندتا کبوترمان کن که تا محرم سال بعد، همین جاها بگردیم. چندتا پرِ کاهِمان کن برویم توی همین هوا چرخ بزنیم
••
۵
۵:۱۰
برای من، امام رضا 
شبیه همان بابای مهربونیه که یک دختر، وقتی دلش میگیره، فقط دلش میخواد خودش رو به آغوشش برسونه و بگه : «بابا… خستهام.»همان بابایی که با دیدن دخترش، تو دلش قند آب میشه.،مییشینه پای حرفاش ، حتی حرفهای نگفته رو میفهمه
از گوشهی چشمش میخونه که دلش گرفته…و آنقدر با محبت دورش میچرخه که دختر یادش میره اصلاً برای چی غصهدار بوده. 🥹
همون بابایی که وقتی میری خونهاش،انگار تمام دلش میشه «خوش اومدی دخترم»…
هرچی که داره برات میاره...بهترینهاش را برای تو کنار میزاره
دلش نمیاد دست خالی راهیت کنه.یک مشت محبت، یک عالمه آرامش، کلی امید و هزار دعای خیر میزاره توی کولهی دلت،که توشهی راهت باشه تا رسیدن دوبارهات… 🫶
بعد هم با یک کاسه آب و قرآنی در دست، میاد بدرقهات؛انگار میخواد بگه:«دخترم… برو به سلامت.
اما یادت نره، هر وقت دلت گرفت، هر جا که بودی، هر اتفاقی که افتاد،فقط صدام کن…بابا همیشه اینجاست؛درِ خونه م به روت بازه و من همیشه منتظر برگشتنت هستم.»
🤍
🥹۱
۵
۵:۳۹