2_5276065721942564649.mp3
۰۸:۲۰-۷.۶۴ مگابایت
هر بار که از زندگی خسته بودم مثل همین حالا ... صدای استاد که انگار از بهشت بلند میشه میشینه رو گوشام و منو نجات میده ....
رنگ این شبهای وحشت راتواند شُست آیا از دل یاران؟
آهْ باران! ای امیدِ جانِ بیدارانبر پلیدیها که ما عمریست در گردابِ آن غرقیمآیا چیره خواهی شد؟
فریدون مشیری


رنگ این شبهای وحشت راتواند شُست آیا از دل یاران؟
آهْ باران! ای امیدِ جانِ بیدارانبر پلیدیها که ما عمریست در گردابِ آن غرقیمآیا چیره خواهی شد؟
فریدون مشیری
۳۱۰
۱۲:۰۹
reza_sadeghi_boghze_taraneh (1).mp3
۰۳:۵۱-۳.۵۶ مگابایت
به من میگفتند: چرا اینقدر آرامی؟حال آن که از سر تا به پا سوخته بودم. شب در کوچهها میدویدم، نعره میکشیدم، روز به آرامی کار میکردم
کلا من اینجوری ام که این ساعت های شبمخصوصا توی این فصل یه حالی میشم که نمیدونم چجوری باید کوتاه بگمش
باز هم همیشه تو دلم گفتم این ساعت ها باید زیر آسمون شب جایی که هیچکس نباشه جز خلوتیدراز بکشم و اینجور اهنگ ها رو گوش بدم و زار زار برای محسن گریه کنم
برای آرزوهاش برای جوونیشبرای ...امشب میخوام برای غمهای توی دلش گریه کنم چون با لبخند میگفت ما نمیدونستیم چقد غمش عمیقه
دلم برات تنگ شده
عزیزم کدوم آینه به تو میرسم
دلم برات تنگ شدهخیلی زیاد
خیلی....
کلا من اینجوری ام که این ساعت های شبمخصوصا توی این فصل یه حالی میشم که نمیدونم چجوری باید کوتاه بگمش
باز هم همیشه تو دلم گفتم این ساعت ها باید زیر آسمون شب جایی که هیچکس نباشه جز خلوتیدراز بکشم و اینجور اهنگ ها رو گوش بدم و زار زار برای محسن گریه کنم
دلم برات تنگ شده
۶۰۱
۲۳:۲۳
بانو پریسا
۷۳۶
۹:۴۷
4_6041953936661809697.mp3
۰۷:۱۲-۴.۷۶ مگابایت
۷۴۸
۹:۵۰
راستش را بخواهید،مطمئن نیستم که اگر در این روز ها شما،گربه های رنگارنگ حیاط و کوچه و یا کریم های بامزه پشت پنجره اتاقم نبودید،از هجوم غم در این روزگار کارم به مرگ می رسید یا نه…@joreaiazkhiyal
۶۷۲
۹:۵۴
دارم فکر میکنم اگه دخترم پارسال این موقع زنده به دنیا می اومد چه شکلی بود رنگ زندگیم چه رنگی بود
@joreaiazkhiyal
۶۴۷
۱۳:۵۷
سینه را دردِ دیر پیوندیست راز دیرین نگفتهام چندیست
بُغضی از دیر در گلو دارمگفتن رازی آرزو دارم
های آزادی!!ای دروغه بزرگ ….@joreaiazkhiyal
بُغضی از دیر در گلو دارمگفتن رازی آرزو دارم
های آزادی!!ای دروغه بزرگ ….@joreaiazkhiyal
۶۸۱
۱۴:۰۵
4_5897810844183430495.mp3
۰۴:۵۸-۴.۵۵ مگابایت
تو دنیای موسیقی هر خواننده محبوب زندگیم برای من یک کاراکترهمثلا داریوش برای من مثل پدرِو دلکش رو مادر صدا میکنم@joreaiazkhiyal
۶۵۲
۴:۴۶
4_388117399762633056.mp3
۰۴:۲۵-۱۰.۱۳ مگابایت
داستان ارتباط گرفتن من با این موسیقی









از بچگی عاشق موسیقی بودم من همیشه متفاوت تر از همسن و سالهایم بودم دنیای زیبایی داشتم که هر کسی نمیفهمید دنیایی متفاوت تر از بقیه در اون دوران دختر را چه به موسیقی دختر را چه به لباس کوتاهدختر و موی پریشاناما من بی تفاوت بودمو من اما این تفاوت را دوست داشتم
راستش من دنیای زیبایی داشتم دنیای من پر بود از شعر داستان موسیقیبرای کسانی که دختر را فقط برای تولید مثل میدیدند و برده ی مردی شدن من آن زمان تابو شکن بودم
تابو شکنی لازمش شجاعت زیاد بود و من این شجاعت را داشتمبلند میخندیدم بازی های پسرانه میکردم تازه یاد گرفته بودم با تمام انگشتهایم صوت بزنم
مادربزرگم هر بار میگفت تو دختر نیستی پسری چرا سنگین رفتار نمیکنی من از هیچکاری پشیمان نبودم مسیر خونمون تا مغازه رو آهنگهای شبکه طنین و با صدای بلند میخوندم لیلا شهره امید معین اوه ! چه دنیایی داشتم 
راستش همین دلیلی شد تا بعضی آدمها مرا قضاوت کنند
فکر میکنم ۱۱سالم بود شاید ۱۲سال اولین بار که فیلم <حکومت نظامی> را دیدم این موسیقی نظر منو تو اون سن به خودش جلب کرد حال منو خیلی دگرگون کرد به نظرم میومد خیلی موسیقی زیبا فوق العاده و پر از داستان باشد اون موقع دستگاه ویدئو داشتیم من دلم میخواست این قطعه رو تبدیل به کاست کنم
یه روز به یکی از معلمها گفتم از این موسیقی خوشم اومد اما نمیدونم چطور تبدیلش کنمگفت باشه برات انجامش میدم
ولی کسی از دانش آموزها متوجه نشه وگرنه تنبیه میشی
وای
گفتم باشه به خدا نمیگم و تا امروزهم نگفتم و این کار کرد و بعد داستان پائولا رو برام تعریف کرد و این باعث شد که هیچوقت این موسیقی رو فراموش نکنم
آه که چقد زمان زود میگذره
هیجده سالم که بود از خونه زدم بیرون رفتم تا سر کوچه دنبال درس و کار و زندگی ، برگشتم خونه دیدم ۳۰سالم شده! نشستم شمردم دیدم خیلی ساله...گفتم آقا اشتباه شده بذار یه بار دیگه برم سر کوچه و برگردم شاید درست شد ، ولی نشد.نشستم سر کوچه یه نفر رد شد گفتم: یه دوازده سال این طرفا گم کردم شما ندیدیش؟خندید و گفت: من دارم دنبال ۴۰سال خودم میگردم . بنظرم پاشو برو تا بقیشو گم نکردی . دوتایی خندیدیم..
عبور کن زن عابر...از خطوط روی پیشانی سالها عبور کن..از دلهره ی هر چیز کوچک ناتمام در اسفند ماه!و از دلشوره ی هر شروع کوچک دیگر در فروردین .عبور کن ...@joreaiazkhiyal
راستش همین دلیلی شد تا بعضی آدمها مرا قضاوت کنند
فکر میکنم ۱۱سالم بود شاید ۱۲سال اولین بار که فیلم <حکومت نظامی> را دیدم این موسیقی نظر منو تو اون سن به خودش جلب کرد حال منو خیلی دگرگون کرد به نظرم میومد خیلی موسیقی زیبا فوق العاده و پر از داستان باشد اون موقع دستگاه ویدئو داشتیم من دلم میخواست این قطعه رو تبدیل به کاست کنم
آه که چقد زمان زود میگذره
هیجده سالم که بود از خونه زدم بیرون رفتم تا سر کوچه دنبال درس و کار و زندگی ، برگشتم خونه دیدم ۳۰سالم شده! نشستم شمردم دیدم خیلی ساله...گفتم آقا اشتباه شده بذار یه بار دیگه برم سر کوچه و برگردم شاید درست شد ، ولی نشد.نشستم سر کوچه یه نفر رد شد گفتم: یه دوازده سال این طرفا گم کردم شما ندیدیش؟خندید و گفت: من دارم دنبال ۴۰سال خودم میگردم . بنظرم پاشو برو تا بقیشو گم نکردی . دوتایی خندیدیم..
عبور کن زن عابر...از خطوط روی پیشانی سالها عبور کن..از دلهره ی هر چیز کوچک ناتمام در اسفند ماه!و از دلشوره ی هر شروع کوچک دیگر در فروردین .عبور کن ...@joreaiazkhiyal
۶۳۲
۱:۵۱
اما داستان زیبای پائولا بزرگتر که شدم هر زمان علاقه ی بیشتری به این موسیقی پیدا میکردم و هر بار که گوش میکردم در هر نت ِ این موسیقی قصه ای یافتم 

پائولا؛ نام داستان غمانگیز موسیقی متن فیلم حکومت نظامی: “میکیس تئودوراکیس” آهنگساز برجستهی شیلی که این قطعه را ساخته و نواخته میگوید: هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ کشور شیلی ” اگوستو پینوشه”؛ با دختری به نام “پائولا ” آشنا شدم پائولا اصلا خوشگل نبود حتی سبزه بود و لهجه داشت، ولی هنگام حرف زدن تمام احساسات وعواطفش درحرکات وخطوط چهره اش جوری به نمایش درمیآمد که حتی اگر حرف هم نمی زد متوجه مقصود و منظورش میشدم مملو ازعواطف واحساسات انسانی بود که این آشنایی به عشقی عمیق وسوزان بین من و او انجامید. یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت؛ تا روز ۱۱سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد؛ زیرا پائولا به همراه ” ویکتور خارا ” و چندصد نفر دیگر از انقلابیون توسط مزدوران پینوشه دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند. بعد ازمرگ پائولا احساس کردم که همه زندگی من مرده و به یغما رفته است باتلاش فراوان و به کمک افسری که برخی از آهنگهایم را گوش میکرد جسد پائولا را درسردخانه یافتم. در خطوط چهره اش خداحافظی و نگرانی برای من موج میزد. جسد سردش را مدتها در بغل گرفتم و بوسیدم تا سربازها به زور مرا ازپائولا جدا کردند و من زندگیم را درسردخانه سرد تنها گذاشتم. پیاده و باحال خراب به خانه رسیدم و درحالیکه ازخود بیخود بودم قطعه ای بیاد پائولا ساختم که این قطعه با شکوه بعدها موسیقی متن فیلم (حکومت نظامی) شد. بعد ازپائولا دهها دختر زیبا وفوق العاده درزندگیم پیدا شدن ولی هیچکدوم نتوانستند جای خالی پائولا را برایم پرکنند ومن همچنان تنها ودرحاشیه زندگی هستم وقتی که غمگین وتنها میشوم بیاد پائولا میافتم و در پهنای صورتم اشکهایم سرازیر میشوند قطعه پائولا را گوش میدهم و شب پائولا به خوابم میآیدحرف نمیزند، اما من از خطوط چهره اش میفهمم که میگوید “تئودور عزیزم درسته که زندگی کوتاه بود ولی چند ماه با تو بودن زندگی کوتاهم را بسیار طولانی کرد وحتی هنگامی جسم سوزان تو در سردخانه جسم سردم را درآغوش گرفت من زنده شدم و همواره درکنار تو هستم ولی این را بدان وقتی که ناراحت و غمگین میشوی من هم ناراحت وغمگینم و زمانی که تو شادی من باتمام وجودم شادم”!@joreaiazkhiyal
۶۳۶
۲:۰۵