compressed_C407.pdf.pdf
۱۳.۰۶ مگابایت
۲.۷K
۲۰:۵۸
بازارسال شده از سجاد باغبانی
ستارخان در خاطراتش می گوید: من هیچوقت گریه نکردم، چون اگر گریه میکردم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران شکست میخورد.اما یک بار گریستم و آن زمانی بود که 9 ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا، از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را با خاک ریشه میخورد. با خودم گفتم الان مادر کودک مرا ناسزا میدهد و میگوید لعنت به ستارخان! اما مادر، فرزند را در آغوش گرفت و گفت: "اشکالی ندارد فرزندم، خاک میخوریم، اما خاک نمیدهیم." آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد!
۳۲
۵:۱۸
بازارسال شده از سجاد باغبانی
#دوشنبه_های_شهداییما سینه زدیم بی صدا باریدنداز هرچه که دم زدیم ، آنها دیدند ما مدعیان صف اول بودیماز آخر مجلس ، شهدا را چیدند...
۲۷
۱۹:۳۷
مستند مکث.pdf
۳.۹ مگابایت
۱.۶K
۱۴:۴۲
مستند مکث.pptx
۵.۸۷ مگابایت
۱.۷K
۱۴:۴۳
مستند دزدان چهره.pptx
۹.۵۴ مگابایت
۱.۸K
۱۴:۴۵
مستند دزدان چهره.pdf
۱.۹۳ مگابایت
۱.۸K
۱۴:۴۷
روانشناسی رشد کودک.pdf
۷۶۷.۴۵ کیلوبایت
۲K
۷:۱۷
چهار ضمن خدمت جدید در سایت ضمن خدمت فعال شده است.ظرفیت ها دوباره شارژ شده اند و می توانید ثبت نام کنید همکاران عزیز
__کتاب و جزوه دانشگاه فرهنگیان @jozveee52
۱.۹K
۶:۲۶