عکس پروفایل کاغذ پاره| هدی محمدیک

کاغذ پاره| هدی محمدی

۱.۳ هزار عضو
سر کلاس عربی باید درباره یک «مونث» حرف می‌زدیم! زهرا (استادمون) ازم پرسید: دوست داری درباره کی حرف بزنی؟ یه نگاه به اونور مانیتور کردم و گفتم: ریحانه!
از هفته اول آشناییمون گفتم. از اینکه با یه دختری دوست بود و من چون از اون خوشم نمیومد تا یکسال از ریحانه هم خوشم نمیومد! از یک شبی که شاکی از وضعیت سیاسی کشور زنگ زدم بهش و گفت: باید اعتراض کنیم!‌ گفتم: می‌گیرنمون!‌گفت خب بگیرنمون برو آژانس شیشه‌ای ببین!از اینکه با هم سفر رفتیم، عروسیش رفتم، خونه‌ش خونه امیدم بوده وقتایی که خسته تو میدون انقلاب بودم و تا جلسه و کار بعدیم چند ساعتی وقت داشتم!گفتم دوستمه!‌ دوست نزدیک و این نزدیکی تحت تاثیر زیاد حرف زدن، سفر رفتن، دیدن هم دیگه و اینا نیست! تحت تاثیر یازده سالیه که ازش می‌گذره!بعد نوبت ریحانه بود. استاد هنوز بهش نگفته بود درباره یه مونث حرف بزنه! گفت چیزهایی که هدی تعریف کرد عجیب بود.چون الان هدی دوستمه ولی اونی که هفته اول باهاش دوست بودم دیگه دوستم نیست! هدی فیلمی که من بهش گفتم ببینه رو دوست داره و من فیلمی که هدی بهم معرفی کرد یعنی «باشو غریبه کوچک». الان هدی چادر می‌پوشه و من نمی‌پوشم. یه بغضی وسط زمان‌هایی که ریحانه سعی می‌کرد فعل‌ها رو تو زمان و صیغه درستش ببره چنگ زد به گلوم! از پسش بر اومدم و ریختمش پایین. زهرا نتش قطع و وصل شد و از کلاس رفت بیرون. من موندم و ریحانه نگاهش کردم! دوست داشتنم تو مانیتور لپ تاپ جا نشد! با خودم گفتم: می‌نویسمش!حالا نوشتمش این بی مناسبت‌ترین کلمه‌هاییه که تا حالا در رثای یک دوست نوشتم. به چه بهانه‌ای؟ به بهانه یازده سالگی؟ به بهانه ایستادن در آستانه سی سالگی؟ نه! به بهانه رفاقت...
undefined۹۶
undefined۵
undefined۲

۱.۱K

۱۹:۱۸

یک نارسایی عجیب، بسیاری از نوزادان دارند لال متولد می‌شوند. احتمالا اینطوری برای‌شان بهتر است: فرصتی نخواهند داشت که علیه چیزی حرف بزنند.

undefinedنها الراضیundefinedیادداشت‌های بغداد
undefined۵۱
undefined۵

۹۸۱

۶:۴۷

بریم بمیریم به پای کلمه‌های لطیفِ اباعبدالله...

#عرفه
undefined۷۱
undefined۲۳

۹۱۹

۱۲:۱۳

کاغذ پاره| هدی محمدی
سلام🤍 کارگاه روایت بی‌واعظ رو یادتونه؟ undefined جلسه آخر بچه‌ها پیشنهاد دادن که باز کارگاه «با هم بنویسیم!» داشته باشیم! حالا با هم بنویسیم چیه؟undefined ایده این کارگاه از بخش «مشق»های کلاس اومده! تو دوره‌های مبانی نوشتن و روایت و... ما بخش زیادی از کلاس رو صرف مشق خوندن و نکته گفتن در دل مشق‌ها می‌کنیم! حالا تو با هم بنویسیم چه اتفاقی می‌افته؟undefined با سوژه‌های مختلف مشق می‌نویسیم مشقمون رو می‌خونیم اشکالات متنمون رو می‌شنویم🫠 کتاب بهمون معرفی می‌شه!undefined مناسب چه کساییه؟ کسایی که به هر دلیلی از نوشتن فاصله گرفتن، اگر زور بالا سرشون نباشه نمی‌نویسن! خوندن متن بقیه، خوندن متن پیش بقیه و... بهشون انگیزه نوشتن بیشتری می‌ده. می‌خوان سطح قلمشون رو در نسبت با بقیه بسنجن و... ما این کارگاه رو پنجشنبه صبح‌ها ساعت ۱۰ برگزار می‌کنیم.🥰 اولین جلسه‌ش هم پنجشنبه هفت خرداد برگزار می‌شهundefined هزینه کارگاه ۶۴۰ هزار تومن هست و برای ثبت نام کافیه به شماره ۰۹۹۱۶۳۰۱۶۷۲ در ایتا، تلگرام، یا پیامک، پیام بدید.
از پس فردا شروع می‌شهundefined
undefined۳
undefined۳

۸۴۴

۱۹:۴۱

thumbnail
جماعتی که تجمعاتشون رو یکشنبه برگزار می‌کنن که حتی اندازه یک ساعت مرخصی ضرر مالی نبینن از انسان ایرانی انتظار دارن براشون اعتصاب کنه :))
undefined۶۰
undefined۳۸

۹۷۶

۱۹:۴۷

کاغذ پاره| هدی محمدی
undefined جماعتی که تجمعاتشون رو یکشنبه برگزار می‌کنن که حتی اندازه یک ساعت مرخصی ضرر مالی نبینن از انسان ایرانی انتظار دارن براشون اعتصاب کنه :))
حتی برای اعتراض هم دنبال نایب الزیاره می‌گردن. کنشگران بی‌مسئولیت...
undefined۵۷

۱.۱K

۱۹:۴۸

بازارسال شده از شطحیات|محمدمهدی‌آقاجانی
thumbnail
عیدی دادین؟۵۸۹۲۱۰۱۵۰۶۹۰۹۳۶۱بنام کانون صرخه

۴۷

۷:۰۳

وضعیت یه جوریه انگار داره جنگ می‌شه ولی از من مخفیش می‌کنید
undefined۴۵
undefined۷
undefined۲
undefined۱

۷۹۹

۲۱:۳۵

یکی از کتاب‌خون‌ترین آدم‌های زندگیم چند روز قبل بهم گفت:«تو بهتر از من کتاب می‌خونی، عمیق‌تر، دریافتت هم از کتاب عمیق‌تره!»ذوق کردم! انگار که معلم اول راهنماییم گفته باشه من بهترین انشا امروز رو نوشتم. مثل وقتی که درصد عربیم تو آزمون‌های آزمایشی بالای نود می‌شد.
امروز دو ساعتی پای یه کتاب راحت و روان بودم! چقدر خوندم؟ پونزده صفحه، شاید هم کمتر! جنگ با ما چه کرد؟ آثار عینی زیادی هست که می‌شه به هم نشون بدیم. مثلا اون ساختمان چند خیابون بالاتر، بابای فلان رفیق، پسر فلانی، برادر فلانی که دو تا بچه داره و دیگه نیست.ولی چیزهایی که نمی‌شه به هم نشون بدیم از اونم بیشتره...نفر به نفر هم فرق داره، انقدر که به ازای هر کدوممون تو هر روز از جنگ بشه یه آسیب شناسایی کرد و روش اسم گذاشت...
undefined۶۶
undefined۱۰
undefined۳
undefined۱

۸۰۹

۱۱:۰۵

امروز صبح رفتم تو گروه‌هایی که روز اول جنگ حرف زده بودم، تاریخچه چت‌ها رو خوندمو انگار از اول جنگ شد، دوباره پایین فلسطین رو زدن، دوباره خبر میناب اومد، اونجا که گفتن تا الان «۴۸ شهید» اونجا که گفتن مرد ساکن کشور دوست سالمه، اونجا که گفتن کمی دیگه پیام تصویری می‌ده، اونجا که دبی و بحرین رو زدیم، از اول جنگ شد، هنوزم جنگه...
undefined۴۵
undefined۷

۲۳۷

۲۱:۲۹