دوگانه غلط «آموزشمحوری یا تربیتمحوری»۹
دانشآموز نباید فقط پاسخدهنده باشد
اگر تمام سالهای مدرسه، دانشآموز فقط به سؤالهای معلم پاسخ بدهد، ممکن است یک توانایی مهم را کمتر تمرین کند:
پیدا کردن و فهمیدن سؤال.
در زندگی واقعی، معمولاً کسی مسئله را دقیق و آماده جلوی ما نمیگذارد.
باید بفهمیم مسئله چیست.
باید سؤال درست را پیدا کنیم.
باید اطلاعات لازم را جمع کنیم.
باید راهحلهای مختلف را بررسی کنیم.
و در نهایت تصمیم بگیریم.
پس مدرسه باید علاوه بر پاسخ دادن، مسئله فهمیدن و سؤال ساختن را هم آموزش دهد.
دانشآموزی که فقط جواب درست را بلد است، برای آزمون آماده شده است.
اما دانشآموزی که میتواند مسئله را بشناسد و برای آن راهحل پیدا کند، برای زندگی آمادهتر شده است.
ادامه دارد...
دانشآموز نباید فقط پاسخدهنده باشد
اگر تمام سالهای مدرسه، دانشآموز فقط به سؤالهای معلم پاسخ بدهد، ممکن است یک توانایی مهم را کمتر تمرین کند:
پیدا کردن و فهمیدن سؤال.
در زندگی واقعی، معمولاً کسی مسئله را دقیق و آماده جلوی ما نمیگذارد.
باید بفهمیم مسئله چیست.
باید سؤال درست را پیدا کنیم.
باید اطلاعات لازم را جمع کنیم.
باید راهحلهای مختلف را بررسی کنیم.
و در نهایت تصمیم بگیریم.
پس مدرسه باید علاوه بر پاسخ دادن، مسئله فهمیدن و سؤال ساختن را هم آموزش دهد.
دانشآموزی که فقط جواب درست را بلد است، برای آزمون آماده شده است.
اما دانشآموزی که میتواند مسئله را بشناسد و برای آن راهحل پیدا کند، برای زندگی آمادهتر شده است.
ادامه دارد...
۴۰۴
۱۲:۳۶
دوگانه غلط «آموزشمحوری یا تربیتمحوری»۱۰
مدرسه تحولی چه چیزی را تغییر میدهد؟
مدرسه تحولی قرار نیست آموزش را کنار بگذارد و به جای آن فقط تربیت بگذارد.
قرار است خود آموزش را متحول کند.
در این نگاه:
دانش مهم است؛اما فقط حفظ دانش کافی نیست.
کتاب مهم است؛اما کتاب پایان یادگیری نیست.
معلم مهم است؛اما معلم فقط سخنران کلاس نیست.
ارزشیابی مهم است؛اما نمره ملاک اصلی یادگیری نیست.
تربیت مهم است؛اما تربیت از آموزش جدا نیست.
در نهایت، مدرسه باید کمک کند دانشآموز از:
دانستن - فهمیدن - تحلیل کردن - انتخاب کردن - عمل کردن
حرکت کند.
اینجاست که آموزش میتواند به تربیت منتهی شود.
و شاید مسئله اصلی مدرسه تحولی همین باشد:
ساختن انسانی که هم میداند، هم میفهمد و هم میتواند درست عمل کند.
ادامه دارد...
مدرسه تحولی چه چیزی را تغییر میدهد؟
مدرسه تحولی قرار نیست آموزش را کنار بگذارد و به جای آن فقط تربیت بگذارد.
قرار است خود آموزش را متحول کند.
در این نگاه:
دانش مهم است؛اما فقط حفظ دانش کافی نیست.
کتاب مهم است؛اما کتاب پایان یادگیری نیست.
معلم مهم است؛اما معلم فقط سخنران کلاس نیست.
ارزشیابی مهم است؛اما نمره ملاک اصلی یادگیری نیست.
تربیت مهم است؛اما تربیت از آموزش جدا نیست.
در نهایت، مدرسه باید کمک کند دانشآموز از:
دانستن - فهمیدن - تحلیل کردن - انتخاب کردن - عمل کردن
حرکت کند.
اینجاست که آموزش میتواند به تربیت منتهی شود.
و شاید مسئله اصلی مدرسه تحولی همین باشد:
ساختن انسانی که هم میداند، هم میفهمد و هم میتواند درست عمل کند.
ادامه دارد...
۳۲۵
۵:۱۱
۳۸۰
۱۱:۵۹
دوگانه غلط «آموزشمحوری یا تربیتمحوری» | جمعبندی
شاید بعد از این بحث، یک نکته روشنتر شده باشد:مسئله مدرسه، انتخاب بین آموزش و تربیت نیست.مسئله این است که آموزش را چگونه تعریف کنیم.اگر آموزش را به حفظ کردن، امتحان و نمره محدود کنیم، دانشآموز ممکن است مطالب زیادی بداند، اما نتواند از آنها برای فهم و حل مسائل زندگی استفاده کند.اگر هم برای فرار از این وضعیت، علم و آموزش را کمرنگ کنیم، به تربیت عمیقی نمیرسیم.پس راه درست، حذف آموزش نیست؛ عمیق کردن آموزش است.دانش باید وجود داشته باشد؛اما به فهم برسد.فهم باید به تحلیل برسد؛تحلیل باید به انتخاب کمک کند.و انتخاب باید در عمل و زندگی دیده شود.در این نگاه، ارزشیابی هم جایگاه خودش را پیدا میکند.نمره، هدف یادگیری نیست.ارزشیابی باید به ما نشان دهد دانشآموز چه چیزی را یاد گرفته، چه چیزی را نفهمیده و برای رشد به چه چیزی نیاز دارد.در نهایت، مدرسهای موفق است که دانشآموز را فقط برای امتحان بعدی آماده نکند؛بلکه برای زندگی بهتر، انتخاب درستتر و اثرگذاری بیشتر آماده کند.بنابراین شاید بهتر باشد به جای پرسیدن:«این مدرسه آموزشمحور است یا تربیتمحور؟»بپرسیم:«این مدرسه چگونه علم میآموزد و این علم چگونه به رشد انسان و زندگی او منتهی میشود؟»این سؤال، ما را از دوگانههای کاذب عبور میدهد و به مسئله اصلی تحول مدرسه میرساند.آموزش و تربیت دو رقیب نیستند؛آموزشِ درست، یکی از مهمترین مسیرهای تربیت است.
شاید بعد از این بحث، یک نکته روشنتر شده باشد:مسئله مدرسه، انتخاب بین آموزش و تربیت نیست.مسئله این است که آموزش را چگونه تعریف کنیم.اگر آموزش را به حفظ کردن، امتحان و نمره محدود کنیم، دانشآموز ممکن است مطالب زیادی بداند، اما نتواند از آنها برای فهم و حل مسائل زندگی استفاده کند.اگر هم برای فرار از این وضعیت، علم و آموزش را کمرنگ کنیم، به تربیت عمیقی نمیرسیم.پس راه درست، حذف آموزش نیست؛ عمیق کردن آموزش است.دانش باید وجود داشته باشد؛اما به فهم برسد.فهم باید به تحلیل برسد؛تحلیل باید به انتخاب کمک کند.و انتخاب باید در عمل و زندگی دیده شود.در این نگاه، ارزشیابی هم جایگاه خودش را پیدا میکند.نمره، هدف یادگیری نیست.ارزشیابی باید به ما نشان دهد دانشآموز چه چیزی را یاد گرفته، چه چیزی را نفهمیده و برای رشد به چه چیزی نیاز دارد.در نهایت، مدرسهای موفق است که دانشآموز را فقط برای امتحان بعدی آماده نکند؛بلکه برای زندگی بهتر، انتخاب درستتر و اثرگذاری بیشتر آماده کند.بنابراین شاید بهتر باشد به جای پرسیدن:«این مدرسه آموزشمحور است یا تربیتمحور؟»بپرسیم:«این مدرسه چگونه علم میآموزد و این علم چگونه به رشد انسان و زندگی او منتهی میشود؟»این سؤال، ما را از دوگانههای کاذب عبور میدهد و به مسئله اصلی تحول مدرسه میرساند.آموزش و تربیت دو رقیب نیستند؛آموزشِ درست، یکی از مهمترین مسیرهای تربیت است.
۱.۷K
۱۹:۳۹
شایستگیهایی که معلم باید بداند...
امروز یک دوره توانمندسازی معلمان داشتم و در بخشی از دوره درباره «شایستگیها» صحبت کردیم. خوبه شما هم در جریان باشید. وقتی میگوییم «دانشآموز باید توانمند شود»، باید بدانیم دقیقاً از چه نوع توانمندیای حرف میزنیم.
در ادبیات برنامه درسی دنیا، سه مفهوم به ما کمک میکنند این موضوع را بهتر تفکیک کنیم: شایستگیهای پایه، عمومی و تخصصی.
شایستگیهای پایه | Basic Skills / Basic Competencies
توانمندیهای ضروری و زیربنایی برای ادامه یادگیری و عمل؛ مثل خواندن و نوشتن، درک عدد، محاسبات پایه و سواد دیجیتال. اگر این پایهها شکل نگیرند، یادگیریهای بعدی دشوار میشوند.
پایه یعنی: حداقلهایی که برای یادگیری و عمل لازم دارم.
شایستگیهای عمومی | Generic / Transversal Competencies
توانمندیهایی که به یک درس یا رشته خاص محدود نیستند و در موقعیتهای مختلف زندگی، یادگیری و کار قابل استفادهاند؛ مثل حل مسئله، ارتباط، همکاری، تصمیمگیری، تفکر انتقادی، خلاقیت و خودمدیریتی.
عمومی یعنی: توانمندیهایی که میتوانم در موقعیتهای مختلف به کار ببرم.
شایستگیهای تخصصی | Specific / Field-specific Competencies
توانمندیهای موردنیاز برای عملکرد در یک حوزه مشخص؛ مثل برنامهنویسی، انجام یک آزمایش تخصصی یا مهارتهای حرفهای یک شغل.
تخصصی یعنی: توانمندی لازم برای عملکرد در یک حوزه مشخص.
حالا این تفکیک چه فایدهای برای معلم دارد؟
مثلاً دانشآموز جدول ضرب را یاد گرفته؛ این یک یادگیری پایه است. اما وقتی بتواند با استفاده از ضرب، هزینه چند وسیله را محاسبه کند، آموخته خود را در یک موقعیت واقعی به کار گرفته است. اگر همین توانایی در یک حوزه تخصصی پیچیدهتر به کار رود، وارد قلمرو شایستگی تخصصی میشویم.
پس هنگام طراحی فعالیت آموزشی فقط نپرسیم:
«دانشآموز چه چیزی باید بداند؟»
بپرسیم:
«قرار است چه کاری بتواند انجام دهد؟ این توانمندی پایه است، عمومی است یا تخصصی؟»
این سؤال ساده کمک میکند آموزش را از «انتقال مطلب» به سمت ایجاد توانمندی برای عمل ببریم.
امروز یک دوره توانمندسازی معلمان داشتم و در بخشی از دوره درباره «شایستگیها» صحبت کردیم. خوبه شما هم در جریان باشید. وقتی میگوییم «دانشآموز باید توانمند شود»، باید بدانیم دقیقاً از چه نوع توانمندیای حرف میزنیم.
در ادبیات برنامه درسی دنیا، سه مفهوم به ما کمک میکنند این موضوع را بهتر تفکیک کنیم: شایستگیهای پایه، عمومی و تخصصی.
توانمندیهای ضروری و زیربنایی برای ادامه یادگیری و عمل؛ مثل خواندن و نوشتن، درک عدد، محاسبات پایه و سواد دیجیتال. اگر این پایهها شکل نگیرند، یادگیریهای بعدی دشوار میشوند.
پایه یعنی: حداقلهایی که برای یادگیری و عمل لازم دارم.
توانمندیهایی که به یک درس یا رشته خاص محدود نیستند و در موقعیتهای مختلف زندگی، یادگیری و کار قابل استفادهاند؛ مثل حل مسئله، ارتباط، همکاری، تصمیمگیری، تفکر انتقادی، خلاقیت و خودمدیریتی.
عمومی یعنی: توانمندیهایی که میتوانم در موقعیتهای مختلف به کار ببرم.
توانمندیهای موردنیاز برای عملکرد در یک حوزه مشخص؛ مثل برنامهنویسی، انجام یک آزمایش تخصصی یا مهارتهای حرفهای یک شغل.
تخصصی یعنی: توانمندی لازم برای عملکرد در یک حوزه مشخص.
حالا این تفکیک چه فایدهای برای معلم دارد؟
مثلاً دانشآموز جدول ضرب را یاد گرفته؛ این یک یادگیری پایه است. اما وقتی بتواند با استفاده از ضرب، هزینه چند وسیله را محاسبه کند، آموخته خود را در یک موقعیت واقعی به کار گرفته است. اگر همین توانایی در یک حوزه تخصصی پیچیدهتر به کار رود، وارد قلمرو شایستگی تخصصی میشویم.
پس هنگام طراحی فعالیت آموزشی فقط نپرسیم:
«دانشآموز چه چیزی باید بداند؟»
بپرسیم:
«قرار است چه کاری بتواند انجام دهد؟ این توانمندی پایه است، عمومی است یا تخصصی؟»
این سؤال ساده کمک میکند آموزش را از «انتقال مطلب» به سمت ایجاد توانمندی برای عمل ببریم.
۹۳۲
۲۰:۱۱
تولد دوباره مصباح
بعضی تاریخها را باید از تقویم پاک کرد؛نه چون مهم نیستند،چون آنقدر مهماند که در یک مربع کوچک جا نمیشوند.
۲۵ شهریور برای من از همین روزهاست.
روزی که میگویند تو به دنیا آمدی؛اما راستش را بخواهی، من آن روز تو را نمیشناختم.
گاهی آدم سالها کنار کسی زندگی میکندو نمیفهمد چه گوهری کنار اوست؛تا روزی که نبودنش،همهی آنچه را ندیده بودی، به تو نشان میدهد.
برای من، آن روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود.
همان صبحی که رفتی و تازه فهمیدمآدمها را گاهی نه با بودنشان،که با نبودنشان میشناسیم.
تو آنقدر خودت را در راهت و عشق به آقا گم کرده بودیکه شاید کمتر دیده شدی؛اما حالا هر جا نشانی از آن راه هست،ردی از تو هم پیدا میشود.
حالا میفهمم بعضی آدمها وقتی میروند، تمام نمیشوند؛در دل آدمهایی که دوستشان دارند، ادامه پیدا میکنند.
استاد،امروز تولدت است؛اما برای ما، تو از ۹ اسفند هر روز دوباره متولد میشوی؛در خاطرهها، در دلها و در راهی که از تو مانده است.
تولدت مبارک استاد...
رحمت خدا بر تو؛که رفتنت، تازه به ما فهماندچه حضوری را در کنار خودمان داشتیم.
#شهیدمصباح_الهدی_باقری_کنی
بعضی تاریخها را باید از تقویم پاک کرد؛نه چون مهم نیستند،چون آنقدر مهماند که در یک مربع کوچک جا نمیشوند.
۲۵ شهریور برای من از همین روزهاست.
روزی که میگویند تو به دنیا آمدی؛اما راستش را بخواهی، من آن روز تو را نمیشناختم.
گاهی آدم سالها کنار کسی زندگی میکندو نمیفهمد چه گوهری کنار اوست؛تا روزی که نبودنش،همهی آنچه را ندیده بودی، به تو نشان میدهد.
برای من، آن روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود.
همان صبحی که رفتی و تازه فهمیدمآدمها را گاهی نه با بودنشان،که با نبودنشان میشناسیم.
تو آنقدر خودت را در راهت و عشق به آقا گم کرده بودیکه شاید کمتر دیده شدی؛اما حالا هر جا نشانی از آن راه هست،ردی از تو هم پیدا میشود.
حالا میفهمم بعضی آدمها وقتی میروند، تمام نمیشوند؛در دل آدمهایی که دوستشان دارند، ادامه پیدا میکنند.
استاد،امروز تولدت است؛اما برای ما، تو از ۹ اسفند هر روز دوباره متولد میشوی؛در خاطرهها، در دلها و در راهی که از تو مانده است.
تولدت مبارک استاد...
رحمت خدا بر تو؛که رفتنت، تازه به ما فهماندچه حضوری را در کنار خودمان داشتیم.
#شهیدمصباح_الهدی_باقری_کنی
۸۵۴
۲۱:۱۳
آیین تکریم و معارفه مدیر مجتمع تربیتی مهرستان برگزار شد.
آیین تکریم و معارفه مدیر مجتمع تربیتی مهرستان روز چهارشنبه در سالن امام علی (علیهالسلام) مرکز احیاءانديشه و سیره علوی برگزار شد.
این مراسم با حضور رئیس محترم هیأتمدیره، مدیرعامل، مدیران واحدهای مختلف مرکز احیاء اندیشه و سیره علوی و پرسنل ستادی و جمعی از مربیان و معلمان مجتمع تربیتی مهرستان برگزار گردید.
در این آیین، از تلاشها و خدمات ارزشمند جناب آقای رحمت الله ممیز در طول قریب به ۵ سال مدیریت مجتمع تربیتی تجلیل و قدردانی به عمل آمد و جناب آقای دکتر ابراهیم راستیان رسماً به عنوان مدیر جدید مجتمع تربیتی مهرستان معرفی شدند. از سوابق علمی و اجرایی دکتر راستیان میتوان به معاونت علمی و مسئولیت هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) اشاره نمود.
همچنین در پایان این مراسم، طی حکمی جناب آقای ممیز به عنوان مدیر توسعه منابع و ارتباطات مرکز احیاء اندیشه و سیره علوی منصوب شدند.
با آرزوی توفیق و سربلندی برای هر دو بزرگوار در سنگرهای جدید خدمت و تعالی اهداف تربیتی و فرهنگی مرکز.
آیین تکریم و معارفه مدیر مجتمع تربیتی مهرستان روز چهارشنبه در سالن امام علی (علیهالسلام) مرکز احیاءانديشه و سیره علوی برگزار شد.
این مراسم با حضور رئیس محترم هیأتمدیره، مدیرعامل، مدیران واحدهای مختلف مرکز احیاء اندیشه و سیره علوی و پرسنل ستادی و جمعی از مربیان و معلمان مجتمع تربیتی مهرستان برگزار گردید.
در این آیین، از تلاشها و خدمات ارزشمند جناب آقای رحمت الله ممیز در طول قریب به ۵ سال مدیریت مجتمع تربیتی تجلیل و قدردانی به عمل آمد و جناب آقای دکتر ابراهیم راستیان رسماً به عنوان مدیر جدید مجتمع تربیتی مهرستان معرفی شدند. از سوابق علمی و اجرایی دکتر راستیان میتوان به معاونت علمی و مسئولیت هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) اشاره نمود.
همچنین در پایان این مراسم، طی حکمی جناب آقای ممیز به عنوان مدیر توسعه منابع و ارتباطات مرکز احیاء اندیشه و سیره علوی منصوب شدند.
با آرزوی توفیق و سربلندی برای هر دو بزرگوار در سنگرهای جدید خدمت و تعالی اهداف تربیتی و فرهنگی مرکز.
۹۱۴
۱۷:۵۶
ببینید
آقایون و خانمایی که خودتون را پیرو رهبر شهید میدونید، این بیان ایشان را هر روز با خودتون تکرار کنید:
بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود.
بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود.
بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود.
آقایون و خانمایی که خودتون را پیرو رهبر شهید میدونید، این بیان ایشان را هر روز با خودتون تکرار کنید:
بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود.
بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود.
بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود.
۳۲۱
۱۹:۱۱
شما صدایشهید دکتر مصباحالهدی باقریکنیرا میشنوید.
رونمایی نشریه عین/ خون
رونمایی نشریه عین/ خون
۲۱۴
۴:۱۹
شروع سال تحصیلی با کلامی از شهیدمصباحالهدی باقری کنی:
در آن دوره که توفیق خدمت و مسئولیتی در دانشکده پیدا شد، عبارت قرآنی «حَرِیصٌ عَلَیْکُم» را به عنوان «ما مشتاق موفقیت یکدیگریم» ترجمه و به عنوان شعار دانشکده انتخاب کردیم که برای ما بسیار اساسی بود؛ برگرفته از آیه شریفه: «…عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ» (توبه/۱۲۸)این گزاره «حریصٌ علیکم» برای ما بسیار درسآموز و الهامبخش بود. در محضر بزرگی شنیدیم که این تعبیر، حتی «حریصٌ فیکم» نیست؛ یعنی فقط این نیست که کسی صرفاً مشتاق باشد تا دیگران به جایی برسند، بلکه «حریصٌ علیکم» یعنی انسان تمام توان، جان و تمام وجودش را به کار بگیرد تا دیگران رشد کنند، حرکت کنند و به جایی برسند؛ چیزی برای خودش نگه ندارد و از تمام وجودش مایه بگذارد تا همه را بالا بیاورد و این اتفاق مبارک رقم بخورد.
شکرانه امانت ۶ - ۱۴ آبانماه ۱۴۰۳
در آن دوره که توفیق خدمت و مسئولیتی در دانشکده پیدا شد، عبارت قرآنی «حَرِیصٌ عَلَیْکُم» را به عنوان «ما مشتاق موفقیت یکدیگریم» ترجمه و به عنوان شعار دانشکده انتخاب کردیم که برای ما بسیار اساسی بود؛ برگرفته از آیه شریفه: «…عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ» (توبه/۱۲۸)این گزاره «حریصٌ علیکم» برای ما بسیار درسآموز و الهامبخش بود. در محضر بزرگی شنیدیم که این تعبیر، حتی «حریصٌ فیکم» نیست؛ یعنی فقط این نیست که کسی صرفاً مشتاق باشد تا دیگران به جایی برسند، بلکه «حریصٌ علیکم» یعنی انسان تمام توان، جان و تمام وجودش را به کار بگیرد تا دیگران رشد کنند، حرکت کنند و به جایی برسند؛ چیزی برای خودش نگه ندارد و از تمام وجودش مایه بگذارد تا همه را بالا بیاورد و این اتفاق مبارک رقم بخورد.
شکرانه امانت ۶ - ۱۴ آبانماه ۱۴۰۳
۵۶۴
۱۶:۱۱