شهادت ۲ دانشآموز در حملات آمریکا به بندر خمیر
در جریان حملات آمریکا به پل شهرستان خمیر در استان هرمزگان، ۷ شهروند از جمله ۲ دانشآموز به نامهای سوگند دردمند و فاطمهزهرا اکبری به شهادت رسیدند 
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانونهای دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoon_noora_atu
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانونهای دانشگاه علامه طباطبائی
۱۶۲
۱۹:۳۷
«سوخت دلِ کوچکِ تو، ای خردسال کربلا...»«امشب، آسمان برای کودکی گریست که در خرابه، پیکرِ سوختهی پدر را در آغوش گرفت.»«با هر نوایِ "یا پدر"، دلِ عالم میسوزد. روحت شاد، ای مونسِ غربتِ حسین (ع).»شهادت مظلومانه حضرت رقیه تسلیت باد
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانون های دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoon_noora_atu
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانون های دانشگاه علامه طباطبائی
۷۹۲
۲۰:۵۲
چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد قامت خم گشته ای بهر جواب آورده ام
《 اربعین حسینی تسلیت باد 》
راهپیمایی کاروان دانشجویی اربعین ۱۴۰۵ | دانشگاه علامه طباطبایی
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانون های دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoon_noora_atu
《 اربعین حسینی تسلیت باد 》
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانون های دانشگاه علامه طباطبائی
۱۰۰
۱۵:۴۹
"اربعین پارسال بود"قبل از رسیدن به مرز عراق پیامک اومد_داریم اسم میدیم برای دیدار با آقا اگر میای مشخصات بفرست؟ با ناراحتی مشخصات را فرستادم، چون دوبار قبلی به خاطر سهل انگاری مسئول مربوطه از دیدار جا موندم!حتی روز دانشجو سال قبل تا گیت سوم رفتم و به خاطر اشتباه اعلام کردن ساعت به حسینیه نرسیدم و از داخل زینبیه و چند قدمی مراسم، از تلویزیون تماشاگر برنامه بودم!از مرز خارج شدم و این بار تمام نگرانی ام آمدن کارت ورود و نبودن خودم در تهران بودهر جا میشد لحظاتی به گوشی وصل میشدم تا ببینم خبری شد یا نه؟اما هیچ خبری نبودیادم هست وقتی رسیدیم کربلا رفقا داشتند به همدیگر التماس دعا میگفتند، اینبار نمیخواستم به کسی چیزی بگویم، نگران بودم با متوجه شدن بقیه این بار هم جور نشود...از طرفی حوصله انتقال ترس و نگرانی بقیه را به خاطر شرایط پسا جنگی و عدم حضور رهبر در برخی از مراسمات نداشتم!
اولین کاری که کردم به محض رسیدن به مرز ایران این بود که پیام دادم پس کارت ها چی شد؟ جواب آمد: نمیدونممطمئن شدم این بار هم مسئول مربوطه سرکارمان گذاشته...!
دم مرز توصیه کردند در این شرایط نمیخواهد تنها تهران بری خصوصا که مریض احوال هم هستی، اما نگران بودم در لحظه آخر هماهنگیها بشود و من نباشمخسته از مرز مستقیم رسیدم تهران،پیامک دادم کارت ها نیومد؟ گفتن نه!مطمئن شدم اینبار هم قسمت نیست.
نصف شب بود مریم زنگ زد؛_ساعت ۶ بیا خیابان فلسطین، قرارمون سر کشوردوست، کارتت دست منهاینکه خودم رو چطور تا اونجا رسوندم را یادم نیست، فقط یادمه با مریم تو خیابان کشور دوست عکس یادگاری را گرفتیم و بعد از گیت همدیگه را گم کردیم!تمام مسیر داشتم دنبال مریم میگشتم، تو صف پشت گیت داشت از اینکه قبلا چادری بوده و در دوران دانش آموزی از کرمانشاه برای دیدار آقا آمده بود و حوادثی که باعث شد این سالها از مدل قبلیش فاصله بگیره برام حرف میزد...وقتی داخل حسینیه شدم سالن تقریبا پر بود، خادم بیت نفر جلویی که رفت گفت شما برید از در جلو وارد بشیدمن شدم اولین نفر و در اون سالن شلوغ از در جلو وارد شدم.به شماره شاید حدود ۴ نفر با صندلی آقا فاصله داشتمجو این دیدار فرق داشت، هنوز مسائل بعد از جنگ ۱۲ روزه پابرجا بود، صبح روز اربعین، جمع هیئتهای دانشجویی کشور، اکثرا کسانی که تا روز قبل در کربلا مسئول کاروان بودند.
هنوز همخوانی جمعی را به خاطر شعر زیبایش یادم هست:[رسیده امروز محضر جانانلشکر دانشجویی کشور ایرانهمیشه خواندیم درس رشادتواحد پایانی ما شده شهادتز نسل دین و دانش ایمنگاه ما به قله هاستسلاح هسته ای ماجوانی و جهاد ماست]
صندلی آقا سمت راست سالن بودهر بار در سمت راستی باز میشد نگاه همه دانشجوها به آن سمت هدایت میشد. همه منتظر آمدن آقا بودند...چشمهای منتظر در فیلم کاملا مشخص است. 🥹
دانشجویان شعارها را با هم تکرار میکردند'ای پسر فاطمه منتظر شماییم'فکر کنم آن روز کسی حواسش خیلی ب برنامه نبود و منتظر آمدن آقا بودند چشم ها به در بودوسطای برنامه در باز شداز پشت سر یک نفر مشخص بودبا دختری ک کنارم نشسته بود رفیق شدیم و صحبت کردیم، زدم بهش و گفتم آقا اومد!بلند شدیم و همهمه شد...میان قاب در سمت راست فردی پشت به ما ایستاده بود، از نظر ظاهری و هیکلی خیلی شبیه آقا بودبهم گفت نمیتونم درست تشخیص بدمگفتم آخه خیلی شبیهه از پشت سرگفت آره ولی ایشون مو و محاسن مشکی داره!راست میگفت دقایقی بعد فردی شبیه رهبر آمدند داخل...لحظاتی در مراسم نشستند و بعد رفتندما که نمیشناختیماما انگار اسممان جزو نفراتی ثبت شده که آقاسیدمجتبیخامنهای عزیز را در آخرین دیدار دانشجویی حسینیه دیدهایم 🤍



کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانون های دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoon_noora_atu
اولین کاری که کردم به محض رسیدن به مرز ایران این بود که پیام دادم پس کارت ها چی شد؟ جواب آمد: نمیدونممطمئن شدم این بار هم مسئول مربوطه سرکارمان گذاشته...!
دم مرز توصیه کردند در این شرایط نمیخواهد تنها تهران بری خصوصا که مریض احوال هم هستی، اما نگران بودم در لحظه آخر هماهنگیها بشود و من نباشمخسته از مرز مستقیم رسیدم تهران،پیامک دادم کارت ها نیومد؟ گفتن نه!مطمئن شدم اینبار هم قسمت نیست.
نصف شب بود مریم زنگ زد؛_ساعت ۶ بیا خیابان فلسطین، قرارمون سر کشوردوست، کارتت دست منهاینکه خودم رو چطور تا اونجا رسوندم را یادم نیست، فقط یادمه با مریم تو خیابان کشور دوست عکس یادگاری را گرفتیم و بعد از گیت همدیگه را گم کردیم!تمام مسیر داشتم دنبال مریم میگشتم، تو صف پشت گیت داشت از اینکه قبلا چادری بوده و در دوران دانش آموزی از کرمانشاه برای دیدار آقا آمده بود و حوادثی که باعث شد این سالها از مدل قبلیش فاصله بگیره برام حرف میزد...وقتی داخل حسینیه شدم سالن تقریبا پر بود، خادم بیت نفر جلویی که رفت گفت شما برید از در جلو وارد بشیدمن شدم اولین نفر و در اون سالن شلوغ از در جلو وارد شدم.به شماره شاید حدود ۴ نفر با صندلی آقا فاصله داشتمجو این دیدار فرق داشت، هنوز مسائل بعد از جنگ ۱۲ روزه پابرجا بود، صبح روز اربعین، جمع هیئتهای دانشجویی کشور، اکثرا کسانی که تا روز قبل در کربلا مسئول کاروان بودند.
هنوز همخوانی جمعی را به خاطر شعر زیبایش یادم هست:[رسیده امروز محضر جانانلشکر دانشجویی کشور ایرانهمیشه خواندیم درس رشادتواحد پایانی ما شده شهادتز نسل دین و دانش ایمنگاه ما به قله هاستسلاح هسته ای ماجوانی و جهاد ماست]
صندلی آقا سمت راست سالن بودهر بار در سمت راستی باز میشد نگاه همه دانشجوها به آن سمت هدایت میشد. همه منتظر آمدن آقا بودند...چشمهای منتظر در فیلم کاملا مشخص است. 🥹
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانون های دانشگاه علامه طباطبائی
۱۱۷
۷:۲۳
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانونهای دانشگاه علامه طباطبائی
۱۱۷
۲۱:۲۹
اگر از ایران، فرهنگ و هویت ایرانی ـ اسلامی حرفی برای گفتن دارید،این بار آن را با زبان هنر و رسانه روایت کنید.
یادداشت و روایت | عکس و پوستر | پادکست | کلیپ و تولیدات ویدئویی
«ایران را آنگونه که میبینی، روایت کن...»
دانشگاه علامه طباطبائی
۲
۱۳:۴۱
در مراسم گرامیداشت شهدای جنگ تحمیلی و تکریم ایثارگران دانشگاه، که روز یکشنبه پنجم مهرماه ۱۴۰۵ به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد، از کانون فرهنگی دخترانه نورا به پاس فعالیتهای مؤثر رسانهای در جریان جنگ تحمیلی سوم تقدیر شد.
نورا در آن روزها، با تمرکز بر زنان و تجربه زیسته آنان در جنگ، تلاش کرد بخشی از روایت اجتماعی این روزها را از دریچه علوم انسانی و با تکیه بر ظرفیت رسانه بازتاب دهد.
این تقدیر، بهانهای است برای قدردانی از تمام اعضای نورا که در مسیر روایت، آگاهی و شنیدهشدن صدای زنان همراه بودند. 🤍
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانونهای دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoon_noora_atu
نورا در آن روزها، با تمرکز بر زنان و تجربه زیسته آنان در جنگ، تلاش کرد بخشی از روایت اجتماعی این روزها را از دریچه علوم انسانی و با تکیه بر ظرفیت رسانه بازتاب دهد.
این تقدیر، بهانهای است برای قدردانی از تمام اعضای نورا که در مسیر روایت، آگاهی و شنیدهشدن صدای زنان همراه بودند. 🤍
کانون فرهنگی دخترانه نوراواحد کانونهای دانشگاه علامه طباطبائی
۴۳
۱۹:۰۷
دانشجویانی که قصد دارید برای عضویت در شورای مرکزی کانونهای فرهنگی، هنری، ادبی، اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی کاندیدا شوید، لازم است درخواست خود را از طریق سامانه نگارستان ثبت کنید.
۱ ـ وارد سامانه نگارستان شوید:
۲- از قسمت «ورود به سامانه» در بالای صفحه، وارد حساب کاربری خود شوید.
۴ ـ پس از ورود، قسمت بالا سمت چپ سامانه روی منو کلیک کنید۵ ـ گزینه «کانونهای فرهنگی» را انتخاب کنید.۶ ـ کانون موردنظر خود را که در آن عضویت دارید، انتخاب کنید و عضو شوید.۷ ـ پس از عضویت درخواست کاندیداتوری فعال می شود، روی گزینه درخواست کاندیداتوری کلیک کنید.۸ ـ شرایط و تعهدات را بپذیرید.۹ ـ رزومه کامل و شعار انتخاباتی خود را وارد نمایید.۱۰- گزینه ثبت را بزنید و درخواست کاندیداتوری شما با موفقیت ثبت می شود.
اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی
۱
۱۸:۲۲
عضویت در شورای مرکزی یک کانون، فقط داشتن یک «عنوان» یا ثبت نام در انتخابات نیست؛ پذیرفتن مسئولیتی است که برای یک سال تحصیلی به زمان، تعهد و پیگیری واقعی نیاز دارد.اگر قصد دارید برای شورای مرکزی کانون مورد علاقهتان کاندیدا شوید، بهتر است پیش از ثبت درخواست از خودتان بپرسید:
پس اگر علاقه دارید، ایده دارید و مهمتر از همه برای مسئولیتی که میپذیرید وقت و تعهد دارید، کاندیداتوری شورای مرکزی میتواند آغاز یک تجربه ارزشمند دانشجویی باشد.
اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی
۱
۱۸:۲۲
سال تحصیلی ۰۶-۱۴۰۵
اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی
۱
۱۸:۲۲