لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل روانشناسی یونگ ر
۷۸ عضو

روانشناسی یونگ

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۲ فروردین
انسان همیشه فراموش می‌کند چیزیکه یکبار خوب بوده همواره خوب نیست و نخواهد بود. او به ادامه ی راه‌های قدیمی که در گذشته خوب بودند می‌پردازد، حتی زمانی دراز پس از آنکه این راه‌ها بد شدندو فقط به قیمت فداکاری‌های بزرگ و تحمل رنج‌های بی‌سابقه است که وی می‌تواند خود را از این پندار رها کند و بفهمد آنچه که پیش‌تر خوب بود می‌تواند کهنه شود و دیگر خوب نباشد. این موضوع در مورد مسائل کوچک هم، مانند مسائل بزرگ صدق می‌کند
undefinedکارل گوستاو یونگ
undefined۴

۲۵۳

۱۸:۲۱

یکی از تعاریف ناب از "تنهایی" رو یونگ ارائه میده، که میگه؛ "تنهایی ناشی از نبودن مردم‌ نیست، بلکه ناشی از ناتوانی در گفتن چیزایی‌ست که برایت مهم‌اند."
undefined۵

۲۴۴

۱۸:۲۳

‌‌زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ، هر دو از پیشگامان روانکاوی بودند، اما با گذر زمان و توسعه دیدگاه‌هایشان، تفاوت‌های اساسی بین نظریات آن‌ها پدید آمد. این تفاوت‌ها در زمینه‌های مختلفی از جمله مفهوم ناخودآگاه، لیبیدو، اهمیت رویاها و مراحل رشد شخصیت قابل مشاهده است.
۱. ناخودآگاه:
فروید: معتقد بود که ناخودآگاه عمدتاً شامل تجربیات سرکوب‌شده و امیال و غرایز جنسی و پرخاشگرانه است که در دوران کودکی شکل گرفته‌اند. ناخودآگاه فروید، شخصی و حاصل تجربیات فردی است. او معتقد بود که ناخودآگاه می‌تواند شامل افکار منفی از گذشته و آرزوهای عمیق فرد باشد.
یونگ: مفهوم "ناخودآگاه جمعی" را مطرح کرد. او معتقد بود که علاوه بر ناخودآگاه شخصی (شامل تجربیات فردی)، یک لایه عمیق‌تر و مشترک بین تمام انسان‌ها وجود دارد که از طریق وراثت ژنتیکی منتقل می‌شود. این ناخودآگاه جمعی شامل "کهن‌الگوها" (آرکی‌تایپ‌ها) است که الگوهای رفتاری و نمادهای مشترک انسانی را در بر می‌گیرد (مانند کهن‌الگوی مادر، قهرمان، سایه و ...). یونگ معتقد بود که محتویات ناخودآگاه چیزی بیش از سرکوب‌های شخصی است.
۲. لیبیدو (نیروی زندگی):
فروید: لیبیدو را عمدتاً به معنای انرژی روانی-جنسی می‌دانست که نیروی محرکه اصلی رفتار انسان است و در نهاد (Id) قرار دارد. به نظر او، لیبیدو با غرایز زندگی مرتبط است و تمایل به بقا و فاعلیت دارد و شامل مراحل رشد روانی-جنسی (دهانی، مقعدی، آلتی، نهفتگی، تناسلی) است.
یونگ: تعریف گسترده‌تری از لیبیدو داشت. او آن را به عنوان یک انرژی روانی کلی می‌دید که نه تنها شامل غرایز جنسی، بلکه شامل هرگونه فعالیت روانی مانند تفکر، احساس، درک و تلاش برای خودشکوفایی است. به عقیده یونگ، لیبیدو یک نیروی زندگی عمومی است که می‌تواند به سوی اهداف مختلفی هدایت شود.
undefined۴
undefined۱

۲۹۲

۱۸:۲۷

۳۱ فروردین
undefinedلینک‌یاب فایل‌های شرح کتاب نیروی حال undefined
undefined جلسه اول (مشاهده گری)
undefined جلسه دوم (جداسازی روح از ذهن)
undefined جلسه سوم (فن حضور)
undefined جلسه چهارم (تجسم نور)
undefined جلسه پنجم (حضور در لحظه حال)

undefined جلسه ششم (اکنون)
undefined جلسه هفتم (معنویت در قاعدگی)
undefined جلسه هشتم (تسلیم و شکرگزاری)
undefined جلسه نهم (ما بدنمان نیستیم)
undefined جلسه دهم (سال نو مبارک)
undefinedundefinedجلسه پرسش‌وپاسخ از شرح نیروی حال

۲۲۳

۶:۱۲

@spiritual_mind1

۲۲۰

۶:۱۵

بازارسال شده از شهد و شکر و علم النور (استاد علی مقدم)

نیروی حال، جلسه یک.m4a

۴۸:۴۰-۸.۶ مگابایت
undefined شرح کتاب نیروی حال اکهارت تلهundefined استاد مقدمundefined جلسه اول: مشاهده‌گریundefined آپارات
undefinedروشن شدگی به معنی اشراق هست و اگر به اشراق دست پیدا کنید نور به افکار شما راه پیدا می کند و مسیرها برای شما روشن خواهد شد
undefinedتعریف ذهن، تن، نفس،روحundefinedنفس و جوهره ی انسان، اندیشیدن هستundefinedمراتب نفس:نفس اماره، نفس لوامه، نفس راضیه و مرضیه،نفس کاملهundefinedکارکرد نفس یا انرژی حرکت نفس، ذهن استundefinedتمرین مشاهده گری درد و افکارباید بین خود الهی و من یا نفس تفکیک قائل بشیم.
undefined لینک‌یاب شرح نیروی حال

۱

۶:۱۷

۲ خرداد
«در بنیادِ نهایی، روان صرفاً همان “جهان” است.»
«من بر این باورم که روان سهمگین‌ترین و عظیم‌ترین واقعیتِ زندگیِ انسانی است. در حقیقت، مادرِ همهٔ واقعیت‌های انسانی است؛ هم سازنده تمدن، و هم ویرانگرِ آن، یعنی جنگ.»
«ما همچنین از “جهان عینی” سخن می‌گوییم، اما منظورمان این نیست که این جهانِ عینی همان جهانی است که ما به آن آگاهیم. هیچ شیئی وجود ندارد که ما به‌طور کامل نسبت به آن آگاه باشیم.
از همین‌رو، ناخودآگاهِ جمعی نیز تا حدی می‌تواند آگاه شود و به همان میزان به یک موضوعِ آگاهانه بدل می‌گردد. اما فراتر از آن، همچنان به‌طور ناخودآگاه حضور دارد، هرچند قابلِ کشف است.
رفتار آن دقیقاً مانند جهانِ اشیاست: تا حدی شناخته‌شده و تا حدی ناشناخته؛ و ناشناخته به همان اندازه عینی و واقعی است که آنچه برای من شناخته‌شده است.
روان اساساً از تصاویر تشکیل شده است. روان زنجیره‌ای از تصاویر است، به معنای دقیق کلمه، نه صرفاً کنارهم‌نشینی یا توالی‌ای تصادفی، بلکه ساختاری که سراسر آکنده از معنا و هدف است؛ نوعی “تصویرسازی” از فعالیت‌های حیاتی.
و همان‌گونه که بدن، به روان نیاز دارد تا بتواند زندگی کند، روان نیز به بدنِ زنده نیاز دارد تا تصاویرش بتوانند بقا پیدا کنند.
کارل گوستاو یونگ
undefined۲

۱۰۶

۱۳:۱۱

می‌توانیم به پیروی از گوته بگوییم: «هر آنچه در بیرون است، در درون نیز وجود دارد»، اما این درون، که عقل‌گرایی مدرن با چنین اشتیاقی می‌کوشد آن را صرفا از «بیرون» استخراج کند، خود دارای ساختاری پیشینی (ذاتی) است که بر هر تجربه آگاهانه‌ای تقدم دارد.
تصور آنکه «تجربه» به معنای وسیع کلمه، یا هر پدیده روانشناختی دیگر، بتواند صرفاً از جهان بیرون سرچشمه گرفته باشد، به کلی ناممکن است. روان، بخشی از بزرگ‌ترین راز حیات است و همچون هر موجود زنده دیگری، ساختار و شکل منحصربفرد خود را دارد.
اینکه آیا این ساختار روانشناختی و عناصر آن، یعنی کهن‌الگوها، اصلاً «ریشه‌ای» در جایی داشته‌اند یا نه، پرسشی فراطبیعی و از این رو پاسخ‌ناپذیر است.
ساختار روان قالبی¬است که از قبل وجود داشته، و وجود این ساختار شرط اولیه است؛ یعنی قبل از هر تجربه‌ای باید وجود داشته باشد تا ایجاد یک تجربه ممکن شود. و این همان کهن¬الگوی مادر است، یا به تعبیر دیگر ماتریکس، قالب و ظرف اصلی که همه تجربه‌ها در آن ریخته می‌شود و شکل می‌گیرد.
«جنبه‌های روانشناختی کهن‌الگوی مادر»
کارل گوستاو یونگ
undefined۴
undefined۱

۱۳۰

۱۳:۱۲

یونگ میگه؛ وقتی در خواب عمیق وابستگی‌هات فرو رفته باشی، تنها رنج‌هاست که می‌تونن بیدارت کنند.
undefined۵
undefined۱

۱۴۵

۱۳:۱۸

۲۲ خرداد
thumbnail
undefined۸

۹۸

۲۱:۵۲