۱_علامه مصباح در تحلیل نوع مواجهه رهبر انقلاب با فتنه بزرگ سال ۸۸ میگفت: تدابیر او نه فقط حکیمانه که بعضاً «الهامات الهی» بود. «اگر آن الهامات و فراست خدادادی نبود، زحمات صدها هزار شهید ما از بین رفته بود.» (۲۹/ ۱/ ۱۳۸۹)
۲_ «من بهعنوان یک طلبهای که شصت سال است با مسائل سیاسی آشنا هستم، ... به شما عرض میکنم که برهههایی از زمان در طول این سی سال، گذشت و خطرهایی از ناحیه مسئولین کشور متوجه اساس اسلام بود که خدا به برکت این رهبر ما را از آن خطرها نجات داد. ایکاش میشد هر چه را میدانم بگویم! نمیدانید چه وجود عزیزی است، خدا چه فراستی به این مرد داده، چه سعهصدری داده، چه صبری داده؛ ... آیا آدم میشود بیست سال یک شریک خائنی را بشناسد و به رویش نیاورد؟! صرفاً به خاطر حفظ مصلحت اسلام و مسلمین؟ خوندل بخورد و اظهار نکند که من میدانم تو چهکارهای. این چه قدرتی میخواهد؟! به خدا قسم شبیه اعجاز است. خدا یک چنین صبری به این مرد داده است، یک چنین سعه صدری.» (۳۱/ ۱/ ۱۳۸۹)
۳_«امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است.» (۲۱/ ۸/ ۱۳۹۰) «امروز نماد راه اهل بیت (ع) مقام معظم رهبری است.» «مقام معظم رهبری نماد اسلام و نظام اسلامی است.»
۴_ «من کسی را مانند جناب سید حسن نصرالله در اطاعت از رهبری ندیدهام؛ ایشان میگفت ما منتظر امر رهبری نیستیم، بلکه همین که فهمیدیم ایشان چه چیزی را مایل هستند، انجام میدهیم. وای به حال همچون منی که رهبری دستور بدهد که فلان کار را بکن و انجام ندهم، یا بگوید چنین کاری را نکن و من با پررویی انجام دهم!»
۵_«امروز بالاترین نعمتی که خداوند به جامعه ایرانی داده است، رهبری فرزانه است؛ ... که از حیث دوراندیشی، خیرخواهی، حسن تدبیر و صبر کم نظیر است، نه تنها خود بسیار ساده زندگی میکند، بلکه از همان روز اولی که بر سرکار میآید، فرزندان خود را از ورود به امور اقتصادی منع میکند»
۶_«من در طول تاریخ در بین رهبران مسلمان اعم از شیعه و سنی نمیشناسم کسی را که به این جامعیت باشد، از علم، از تقوا، از سیاست، از تدبیر، از سعه صدر، از صبر، از حلم، از دلسوزی، از خیرخواهی برای دوست و دشمن.» (۱۸/ ۱۲/ ۱۳۹۴) «بنده بیش از 70 سال است که با معارف قرآن، روایات اهلبیت علیهمالسلام، تاریخ اسلام و سیره علما آشنا هستم، و به جرأت میگویم، در طول تاریخ اسلام، بعد از ائمه اطهار علیهم السلام کسی به جامعیت رهبر معظم انقلاب سراغ ندارم، و امتیازات ایشان بسیار چشمگیر و اعجابآور است. حجم کار روزانه ایشان، بسیار زیاد است؛ به حدی كه انجام همه آنها توسط یك نفر در طول روز عجیب به نظر می رسد. ... از سوی دیگر تقید نسبت به انجام عبادات مستحبی، تعقیبات، و زیارتهایی كه هیچگاه از برنامه ایشان حذف نمیشود، و نشاط برآمده از این توسلات در سیمای ایشان متجلی است.»
۷_«اگر فضائل ایشان را در یك کفه ترازو، و فضائل همه رهبران عالم را در کفه دیگر ترازو قرار دهیم، باز هم به پای رهبری نمیرسند، اخلاص رهبری موجب میشود که خداوند توفیقات ویژهای را به ایشان عنایت کند.»
۸_ «تاریخ آینده ثابت خواهد کرد که یکی از مفاخر انسانیت در مسند حکومت، مقام معظم رهبری است. اینکه کسی 30 سال پست دشواری را بر عهده داشته باشد و هیچ کجا نتوان اشتباهی قطعی از وی نشان داد و حتی معاندینی که دنبال گرفتن یک نقطه ضعف از ایشان هستند، نتوانند چیزی پیدا کنند، چیزی شبیه معجزه است.» (۱۱/ ۱/ ۱۳۹۸)ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۸۰
۶:۱۴
۸۷
۶:۱۵
۸۴
۲۲:۴۲
گزارش | بدرود ای آقای شهید
هنوز آفتاب نزده بود که چهارطاقِ در را گشودند. دستهایشان خالی نبود؛ پرچمهای سرخی در دست داشتند که بر آنها نوشته شده بود: «یالثارات الحسین(ع)» و «یالثارات الخامنهای».
بچهها را مرتب کردند. کفشهایشان را پوشیدند و پاشنهها را بالا کشیدند؛ گویی عازم یک دیدار هستند . سر و وضعشان مرتب بود، اما در چهرههایشان میشد اندوه، بغض، خشم و امید را همزمان دید؛ احساسی که در سکوتشان بیش از هر فریادی دیده میشد.
لباسهای مشکیشان را مرتب کردند و آرام، قدمبهقدم راه افتادند. آفتاب نیز کمکم از افق سر برمیآورد و آنان در امتداد روشنایی صبح، آرامآرام محو شدند؛ رفتند تا به وعدهگاه برسند.
این، روایت مردمانی است که از بامداد پانزدهم تیرماه، راهی خیابان آزادی شدند؛ آمده بودند تا پدرشان را بدرقه کنند، اشک بریزند، فریاد خونخواهی سر دهند و با او پیمان ببندند که برای وحدت و سربلندی ایران، استوار بمانند.
اینجا، در بدرقه پدر، خانوادههای ایرانی بیش از هر زمان دیگری کنار هم ایستادند؛ گویی همه با یک صدا میگفتند: ما یک خانوادهایم، یک ریشه داریم، یک آب و خاک داریم و نام آن، ایران است.
امروز، خیابانها تنها مسیر تشییع نبودند؛ صحنه همدلی و همبستگی مردمی بودند که از کودک و نوجوان تا جوان و سالمند، شانهبهشانه آمده بودند تا در گرمای خورشید تابستان، با مردی وداع کنند که برای آنان تنها یک رهبر نبود؛ قامت پدری نیز داشت.
آری، پانزدهم تیرماه اگرچه به روز تشییع رهبر شهید ایران شناخته خواهد شد و از تلخی یتیمی سخن خواهد گفت، اما میتواند در حافظه این سرزمین، یادآور روز وحدت، انسجام و ایثار نیز باشد.
امروز، حضور پرشمار خانوادههای ایرانی در خیابانها، از پیوندی حکایت میکرد که تنها در شعار خلاصه نمیشود؛ پیوندی که در خاطره، باور و دلبستگی آنان ریشه دارد.
امروز آقای شهیدمان از تهران، از پایتخت ایران، رفت و در روزهای آینده در جوار هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت آرام میگیرد؛ اما یاد، نام و میراث او در حافظه این ملت باقی خواهد ماند.
بدرود ای آقای شهید.





هنوز آفتاب نزده بود که چهارطاقِ در را گشودند. دستهایشان خالی نبود؛ پرچمهای سرخی در دست داشتند که بر آنها نوشته شده بود: «یالثارات الحسین(ع)» و «یالثارات الخامنهای».
بچهها را مرتب کردند. کفشهایشان را پوشیدند و پاشنهها را بالا کشیدند؛ گویی عازم یک دیدار هستند . سر و وضعشان مرتب بود، اما در چهرههایشان میشد اندوه، بغض، خشم و امید را همزمان دید؛ احساسی که در سکوتشان بیش از هر فریادی دیده میشد.
لباسهای مشکیشان را مرتب کردند و آرام، قدمبهقدم راه افتادند. آفتاب نیز کمکم از افق سر برمیآورد و آنان در امتداد روشنایی صبح، آرامآرام محو شدند؛ رفتند تا به وعدهگاه برسند.
این، روایت مردمانی است که از بامداد پانزدهم تیرماه، راهی خیابان آزادی شدند؛ آمده بودند تا پدرشان را بدرقه کنند، اشک بریزند، فریاد خونخواهی سر دهند و با او پیمان ببندند که برای وحدت و سربلندی ایران، استوار بمانند.
اینجا، در بدرقه پدر، خانوادههای ایرانی بیش از هر زمان دیگری کنار هم ایستادند؛ گویی همه با یک صدا میگفتند: ما یک خانوادهایم، یک ریشه داریم، یک آب و خاک داریم و نام آن، ایران است.
امروز، خیابانها تنها مسیر تشییع نبودند؛ صحنه همدلی و همبستگی مردمی بودند که از کودک و نوجوان تا جوان و سالمند، شانهبهشانه آمده بودند تا در گرمای خورشید تابستان، با مردی وداع کنند که برای آنان تنها یک رهبر نبود؛ قامت پدری نیز داشت.
آری، پانزدهم تیرماه اگرچه به روز تشییع رهبر شهید ایران شناخته خواهد شد و از تلخی یتیمی سخن خواهد گفت، اما میتواند در حافظه این سرزمین، یادآور روز وحدت، انسجام و ایثار نیز باشد.
امروز، حضور پرشمار خانوادههای ایرانی در خیابانها، از پیوندی حکایت میکرد که تنها در شعار خلاصه نمیشود؛ پیوندی که در خاطره، باور و دلبستگی آنان ریشه دارد.
امروز آقای شهیدمان از تهران، از پایتخت ایران، رفت و در روزهای آینده در جوار هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت آرام میگیرد؛ اما یاد، نام و میراث او در حافظه این ملت باقی خواهد ماند.
بدرود ای آقای شهید.
۱۲۳
۲۲:۴۵
با سلام و عرض ارادت محضر هم کاروانی های عزیز و بزرگوار
در اربعین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش، در کربلای معلی، نایب الزیاره و دعاگوی همه شما سروران عزیز هستم.
ارادتمند: قاسمی
۱۰۴
۱۹:۵۴
چقدر آخر این ماه سخت و سنگین است
تمام آسمان و زمین بی قرار و غمگین است
بزرگتر زغم مجتبی و داغ رضا
فراق فاطمه با خاتم النبیین است
* فرا رسیدن ۲۸ صفر ایام عزاداری و سوگواری رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت جانسوز غریب مدینه حضرت امام حسن مجتبی (ع) و هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علی بن الموسی الرضا (ع) را محضر حضرت صاحب الزمان (عج) و نایب بر حقش و تمامی مردم شریف و کارگزاران زیارتی و زائرین معزز تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم. 
تمام آسمان و زمین بی قرار و غمگین است
بزرگتر زغم مجتبی و داغ رضا
فراق فاطمه با خاتم النبیین است
۸۰
۱۸:۱۴
سلام علیکم حلول ماه ربیع الاول بر شما و خانواده محترم مبارک
۷۱
۸:۵۴
۵۹
۱۲:۱۳
سالروز آغاز ولایت و امامت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر همه ارادتمندان حضرتش مبارک باد.
۷۴
۱۵:۲۷
۴۳
۱۵:۲۱