#پاسخ_به_سوالات
معنای برگشت به خدا که در قرآن آمده چیست؟
سوال :معنای «إنا لله و إنا إلیه راجعون» از منظر عرفانی چیست؟آیا ما همین الآن با خدا نیستیم؟ معنای رجعت در این آیه چیست؟ آیا رجعت تنها به بعد از مرگ اشاره دارد یا در این دنیا نیز رجعت وجود دارد؟
پاسخ:در معنای ظاهری آیه که میفرماید: «إنا لله»، یعنی ما از خدا هستیم، به این معنا که خالق ما اوست. و «إنا إلیه راجعون»، یعنی همه ما با مرگ به سوی او بازمیگردیم.
اما در دیدگاه عرفانی، همه اشیاء در ذات خود فقیرند؛ یعنی نهتنها مالک نعمتها، حیات، مرگ و دیگر امور نیستند، بلکه حتی مالک هستی خود نیز نمیباشند. در واقع، ما نبودیم و بود شدیم. وقتی به وجود آمدیم، این هستی از ابتدا از آنِ ما نبود؛ چراکه ما خود احساس میکنیم که نبودیم و سپس به وجود آمدیم. بنابراین، دیگری به ما هستی بخشید و ما وجود یافتیم؛ نه اینکه خودمان هستی را به خود بخشیده باشیم.
حال این پرسش مطرح میشود که آنکه به ما هستی بخشید، این هستی را از کجا به ما داده است؟ اگر به اشیاء عالم بنگریم، درمییابیم که هرآنچه از کمالات در عالم وجود دارد، از خود مخلوقات نیست؛ بلکه از جای دیگری به آنها عطا شده است. مثلاً علمی که در عالم وجود دارد، نشاندهنده آن است که خالق، خود دارای علم است و از علم خویش به مخلوقات عطا کرده است. به همین ترتیب، او دارای قدرت است و از قدرت خویش به مخلوقات بخشیده است؛ همچنین بصیرت، سمع، محبت و دیگر کمالات.
تمام این کمالات، بخشی از هستیاند؛ یعنی علم هست، قدرت هست، بصیرت هست و… پس او انواع گوناگونی از هستی را میبخشد و حتی در اصل وجود نیز اوست که هستی را عطا میکند. بنابراین، درمییابیم که او خود واجد هستی است و از هستی خویش به موجودات بخشیده است تا آنها به وجود آیند.
پس آنچه بهعنوان علم در عالم وجود دارد، از او سرچشمه گرفته است و علمی که به ما رسیده، ذرهای از علم اوست. قدرتی که در عالم وجود دارد نیز از او سرچشمه گرفته و قدرتی که ما داریم، ذرهای از قدرت اوست. به این ترتیب، ما در اصل هستی از او سرچشمه گرفتهایم و هستیای که داریم، ذرهای از هستی اوست. از اینجا روشن میشود که چرا در این آیه شریفه فرمود: «إنا لله»؛ یعنی ما متعلق به خداییم، زیرا هیچ نداریم، حتی اصل هستی ما از اوست. بنابراین، هستی ما متعلق به اوست و ما در واقع مِلک اوییم.
معنی این آیه شریفه نیز چنین آشکار میشود:«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»؛ای مردم، شما به خدا نیازمندید و خداوند است که بینیاز و ستوده است. (سوره فاطر، آیه ۱۵)
بنابراین، ما نهتنها از اوییم، بلکه مِلک او نیز هستیم.
ادامه در پست بعدی
@keflain
معنای برگشت به خدا که در قرآن آمده چیست؟
سوال :معنای «إنا لله و إنا إلیه راجعون» از منظر عرفانی چیست؟آیا ما همین الآن با خدا نیستیم؟ معنای رجعت در این آیه چیست؟ آیا رجعت تنها به بعد از مرگ اشاره دارد یا در این دنیا نیز رجعت وجود دارد؟
پاسخ:در معنای ظاهری آیه که میفرماید: «إنا لله»، یعنی ما از خدا هستیم، به این معنا که خالق ما اوست. و «إنا إلیه راجعون»، یعنی همه ما با مرگ به سوی او بازمیگردیم.
اما در دیدگاه عرفانی، همه اشیاء در ذات خود فقیرند؛ یعنی نهتنها مالک نعمتها، حیات، مرگ و دیگر امور نیستند، بلکه حتی مالک هستی خود نیز نمیباشند. در واقع، ما نبودیم و بود شدیم. وقتی به وجود آمدیم، این هستی از ابتدا از آنِ ما نبود؛ چراکه ما خود احساس میکنیم که نبودیم و سپس به وجود آمدیم. بنابراین، دیگری به ما هستی بخشید و ما وجود یافتیم؛ نه اینکه خودمان هستی را به خود بخشیده باشیم.
حال این پرسش مطرح میشود که آنکه به ما هستی بخشید، این هستی را از کجا به ما داده است؟ اگر به اشیاء عالم بنگریم، درمییابیم که هرآنچه از کمالات در عالم وجود دارد، از خود مخلوقات نیست؛ بلکه از جای دیگری به آنها عطا شده است. مثلاً علمی که در عالم وجود دارد، نشاندهنده آن است که خالق، خود دارای علم است و از علم خویش به مخلوقات عطا کرده است. به همین ترتیب، او دارای قدرت است و از قدرت خویش به مخلوقات بخشیده است؛ همچنین بصیرت، سمع، محبت و دیگر کمالات.
تمام این کمالات، بخشی از هستیاند؛ یعنی علم هست، قدرت هست، بصیرت هست و… پس او انواع گوناگونی از هستی را میبخشد و حتی در اصل وجود نیز اوست که هستی را عطا میکند. بنابراین، درمییابیم که او خود واجد هستی است و از هستی خویش به موجودات بخشیده است تا آنها به وجود آیند.
پس آنچه بهعنوان علم در عالم وجود دارد، از او سرچشمه گرفته است و علمی که به ما رسیده، ذرهای از علم اوست. قدرتی که در عالم وجود دارد نیز از او سرچشمه گرفته و قدرتی که ما داریم، ذرهای از قدرت اوست. به این ترتیب، ما در اصل هستی از او سرچشمه گرفتهایم و هستیای که داریم، ذرهای از هستی اوست. از اینجا روشن میشود که چرا در این آیه شریفه فرمود: «إنا لله»؛ یعنی ما متعلق به خداییم، زیرا هیچ نداریم، حتی اصل هستی ما از اوست. بنابراین، هستی ما متعلق به اوست و ما در واقع مِلک اوییم.
معنی این آیه شریفه نیز چنین آشکار میشود:«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»؛ای مردم، شما به خدا نیازمندید و خداوند است که بینیاز و ستوده است. (سوره فاطر، آیه ۱۵)
بنابراین، ما نهتنها از اوییم، بلکه مِلک او نیز هستیم.
ادامه در پست بعدی
@keflain
۱۰۷
۱۵:۱۴
ادامه پست قبل
اما تمام داستان هدف خلقت و سرّ شریعت و ارسال پیامبران در «إلیه راجعون» نهفته است؛ زیرا وقتی در ابتدای خلقت به وجود آمدیم، موجودی بودیم دارای سمع، بصر و درک قلبی. خالق این ابزارها را به ما عطا فرمود تا با آنها ابعاد مختلف هستی را کسب کنیم:«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید، و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزار باشید. (سوره نحل، آیه ۷۸)
هرچه بیشتر از انواع هستی را در خود ایجاد کنیم، در هستی نیرومندتر میشویم. مثلاً کسی که علم کسب میکند، چون علم بخشی از هستی است، هستی او بیشتر میشود. یا کسی که قدرت کسب میکند، هستی او نیز افزایش مییابد.
نکته مهم این است که آنچه انسان کسب میکند و در وجود خود ایجاد مینماید، به دو دسته تقسیم میشود:۱. کمالات رحمانی۲. کمالات غضبی
زیرا خداوند همانگونه که دارای جمال است، جلال نیز دارد و تمام کمالات خداوند تحت این دو اسم قرار میگیرند. به عبارت دیگر، تمام کمالات یا انسان را به سوی رحمت خداوند میبرند یا به سوی غضب او.
حال کمالاتی که انسان را به سوی رحمت یا غضب پیش میبرند، چگونه قابل شناختاند؟ چه کارهایی کمالات جمالی را در انسان ایجاد میکند و چه کارهایی کمالات جلالی را؟
تمام ارسال پیامبران برای همین است. خداوند انبیاء و اوصیاء را فرستاد تا به ما بیاموزند که به دنبال چه کمالاتی باشیم و چه اعمالی ما را به این کمالات میرساند. تمام شریعت، نصایح انبیاء، مرسلین، اوصیاء، اولیاء و علما برای این است که انسان به کمالات جمالیه دست یابد و مظهر تمام نعمتها شود.
در مقابل، کسی که از انبیاء و مرسلین پیروی نکند، مظهر کمالات غضبی میشود؛ یعنی در کمالاتی رشد میکند که خبری از رحمت در آنها نیست و هرچه هست، قهاریت و غضب است.
هر دو گروه نیز به سوی خدا پیش میروند؛ اما مومن به سمت رحمت او و غیرمومن به سمت غضب او.
بنابراین، «إنا لله و إنا إلیه راجعون» به این معناست که ما از خدا هستیم و به سوی او بازمیگردیم.
#سرچشمه_هستی#بازگشت_به_اصل#فقیر_الی_الله#کمال_الهی#سفر_الی_الله
@keflain
اما تمام داستان هدف خلقت و سرّ شریعت و ارسال پیامبران در «إلیه راجعون» نهفته است؛ زیرا وقتی در ابتدای خلقت به وجود آمدیم، موجودی بودیم دارای سمع، بصر و درک قلبی. خالق این ابزارها را به ما عطا فرمود تا با آنها ابعاد مختلف هستی را کسب کنیم:«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید، و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزار باشید. (سوره نحل، آیه ۷۸)
هرچه بیشتر از انواع هستی را در خود ایجاد کنیم، در هستی نیرومندتر میشویم. مثلاً کسی که علم کسب میکند، چون علم بخشی از هستی است، هستی او بیشتر میشود. یا کسی که قدرت کسب میکند، هستی او نیز افزایش مییابد.
نکته مهم این است که آنچه انسان کسب میکند و در وجود خود ایجاد مینماید، به دو دسته تقسیم میشود:۱. کمالات رحمانی۲. کمالات غضبی
زیرا خداوند همانگونه که دارای جمال است، جلال نیز دارد و تمام کمالات خداوند تحت این دو اسم قرار میگیرند. به عبارت دیگر، تمام کمالات یا انسان را به سوی رحمت خداوند میبرند یا به سوی غضب او.
حال کمالاتی که انسان را به سوی رحمت یا غضب پیش میبرند، چگونه قابل شناختاند؟ چه کارهایی کمالات جمالی را در انسان ایجاد میکند و چه کارهایی کمالات جلالی را؟
تمام ارسال پیامبران برای همین است. خداوند انبیاء و اوصیاء را فرستاد تا به ما بیاموزند که به دنبال چه کمالاتی باشیم و چه اعمالی ما را به این کمالات میرساند. تمام شریعت، نصایح انبیاء، مرسلین، اوصیاء، اولیاء و علما برای این است که انسان به کمالات جمالیه دست یابد و مظهر تمام نعمتها شود.
در مقابل، کسی که از انبیاء و مرسلین پیروی نکند، مظهر کمالات غضبی میشود؛ یعنی در کمالاتی رشد میکند که خبری از رحمت در آنها نیست و هرچه هست، قهاریت و غضب است.
هر دو گروه نیز به سوی خدا پیش میروند؛ اما مومن به سمت رحمت او و غیرمومن به سمت غضب او.
بنابراین، «إنا لله و إنا إلیه راجعون» به این معناست که ما از خدا هستیم و به سوی او بازمیگردیم.
#سرچشمه_هستی#بازگشت_به_اصل#فقیر_الی_الله#کمال_الهی#سفر_الی_الله
@keflain
۱۰۷
۱۵:۱۴
۱۰۷
۱۵:۲۲
۱۰۷
۱۵:۲۳
۱۰۸
۱۵:۲۳
#پاسخ_به_سوالات
عدالت خداوند در موضوع پاداش اعمال بندگان
سوال:آیا معرفت انسان نسبت به یک عمل موجب افزایش اجر و اثر ملکوتی آن عمل میشود؟ مثلاً دو فرد که یک عمل یکسان را انجام میدهند و یکی با معرفت بالاتر نسبت به دیگری آن فعل را انجام میدهد آیا میتوانیم بگوییم؛ اجر او بیشتر است؟
اگر معرفت بیشتر موجب اجر و اثرگذاری ملکوتی بیشتری برای آن فرد میشود، ناخواسته این پرسش به وجود میآید که؛ آیا شخصی که در یک محیطی رشد کرده که بهره کمتری از مسائل معرفتی و معنوی دارد اجرش کمتر است؟ (در حالی که او در انتخاب خانواده خود و محیطی که در آن رشد میکند اختیاری نداشته)
جواب:معرفت قطعاً تاثیر در ملکوت عمل دارد.
اما در پاسخ این سوال که عدالت خداوند در مورد کسانی که در خانوادههایی رشد کردهاند که از معرفت بی بهره اند چگونه خواهد بود؟ باید گفت که:خداوند در آیهی ۶۹ سوره عنکبوت میفرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» و کسانی که در راه ما کوشیدهاند، به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.خداوند در این آیه میفرماید: کسانیکه در راه ما تلاش نمودند … و نفرمود که مومن و یا عالم و یا با تقوا و … یعنی هر کسی که تلاش کند، پس فرقی نمیکند در کدام خانواده باشد و در کجای دنیا باشد؛ و اگر تلاشش در راه خدا باشد خداوند راه خود را به او مینمایاند. چه بسیار کسانیکه در خاندان اهل معرفت زندگی میکردند و از معرفت بی بهره بودند، انس بن مالک عمری در خانه پیامبر زندگی کرد و نوکر و خادم پیامبر اکرم (ص) بود، اما میانه خوبی با امیرالمومنین (ع) نداشت و به نفرین حضرت دچار شد. پسر امام سجاد (ع) منکر امامت امام صادق (ع) بود و بارها به امام صادق (ع) جسارت نموده بود در حالیکه در خانه امام سجاد (ع) بزرگ شده بود؛ و چه بسیار کسانیکه در خانوادههای بی معرفت زندگی کردند، اما به معارف حقهی الهیه رسیدند. چون خداوند مسبب الاسباب است.
حضرت سبیکه (س) که برای خدا تلاش میکند را، از منطقه نوبه آفریقا به عنوان کنیزی به سرزمین مسلمین میآورد تا او را وارد خانه امام رضا (ع) کند و او را مادر امام جواد (ع) قرار میدهد.همچنین نوه پادشاه روم یعنی حضرت نرجس (ع) را به خانه امام حسن عسکری (ع) وارد کرده و مادر امام زمان (عج) قرار میدهد.همچنین کنیز پادشاه مصر حضرت هاجر (ع) را به خانه ابراهیم خلیل الرحمن (ع) وارد کرده و مادر تمام اهل بیت (علیهمصواتالله) قرار میدهد.
پس ملاک رسیدن به معرفت تلاش برای خداست نه محیط خانواده.
#عدالت_خداوند#معرفت#تلاش_در_راه_خداوند
@keflain_ir
عدالت خداوند در موضوع پاداش اعمال بندگان
سوال:آیا معرفت انسان نسبت به یک عمل موجب افزایش اجر و اثر ملکوتی آن عمل میشود؟ مثلاً دو فرد که یک عمل یکسان را انجام میدهند و یکی با معرفت بالاتر نسبت به دیگری آن فعل را انجام میدهد آیا میتوانیم بگوییم؛ اجر او بیشتر است؟
اگر معرفت بیشتر موجب اجر و اثرگذاری ملکوتی بیشتری برای آن فرد میشود، ناخواسته این پرسش به وجود میآید که؛ آیا شخصی که در یک محیطی رشد کرده که بهره کمتری از مسائل معرفتی و معنوی دارد اجرش کمتر است؟ (در حالی که او در انتخاب خانواده خود و محیطی که در آن رشد میکند اختیاری نداشته)
جواب:معرفت قطعاً تاثیر در ملکوت عمل دارد.
اما در پاسخ این سوال که عدالت خداوند در مورد کسانی که در خانوادههایی رشد کردهاند که از معرفت بی بهره اند چگونه خواهد بود؟ باید گفت که:خداوند در آیهی ۶۹ سوره عنکبوت میفرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» و کسانی که در راه ما کوشیدهاند، به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.خداوند در این آیه میفرماید: کسانیکه در راه ما تلاش نمودند … و نفرمود که مومن و یا عالم و یا با تقوا و … یعنی هر کسی که تلاش کند، پس فرقی نمیکند در کدام خانواده باشد و در کجای دنیا باشد؛ و اگر تلاشش در راه خدا باشد خداوند راه خود را به او مینمایاند. چه بسیار کسانیکه در خاندان اهل معرفت زندگی میکردند و از معرفت بی بهره بودند، انس بن مالک عمری در خانه پیامبر زندگی کرد و نوکر و خادم پیامبر اکرم (ص) بود، اما میانه خوبی با امیرالمومنین (ع) نداشت و به نفرین حضرت دچار شد. پسر امام سجاد (ع) منکر امامت امام صادق (ع) بود و بارها به امام صادق (ع) جسارت نموده بود در حالیکه در خانه امام سجاد (ع) بزرگ شده بود؛ و چه بسیار کسانیکه در خانوادههای بی معرفت زندگی کردند، اما به معارف حقهی الهیه رسیدند. چون خداوند مسبب الاسباب است.
حضرت سبیکه (س) که برای خدا تلاش میکند را، از منطقه نوبه آفریقا به عنوان کنیزی به سرزمین مسلمین میآورد تا او را وارد خانه امام رضا (ع) کند و او را مادر امام جواد (ع) قرار میدهد.همچنین نوه پادشاه روم یعنی حضرت نرجس (ع) را به خانه امام حسن عسکری (ع) وارد کرده و مادر امام زمان (عج) قرار میدهد.همچنین کنیز پادشاه مصر حضرت هاجر (ع) را به خانه ابراهیم خلیل الرحمن (ع) وارد کرده و مادر تمام اهل بیت (علیهمصواتالله) قرار میدهد.
پس ملاک رسیدن به معرفت تلاش برای خداست نه محیط خانواده.
#عدالت_خداوند#معرفت#تلاش_در_راه_خداوند
@keflain_ir
۱۰۴
۱۰:۰۶
﷽
#حدیث
روایتی نورانی از امام حسن عسکری "علیه السلام"
الإمام حسن العسكريّ "عليه السلام" قال :
نحنُ كَهفٌ لِمَنِ التَجَأَ إلَينا ، ونورٌ لِمَنِ استَضاءَ بِنا ، وعِصمَةٌ لِمَنِ اعتَصَمَ بِنا، مَن أحَبَّنا كانَ مَعَنا فِي السَّنامِ الأَعلى ، ومَنِ انحَرَفَ عَنّا فَإِلَى النّارِ.
امام حسن عسكرى "عليه السلام" فرمودند :
ما پناهگاهى هستيم براى كسى كه به ما پناه آورَد و نورى هستيم براى آن كه از ما پرتو طلبد و موجب مصونيت كسى هستيم كه از ما پناه جويد. هر كه ما را دوست بدارد در مراتب بالا با ما خواهد بود و هر كه از راه ما كج گردد به سوى آتش ره خواهد برد.
#اهلبیت(ع)#حبّ_اهلبیت(ع)#ائمه_هدیٰ(ع)#راه_سعادت_و_شقاوت
@keflain_ir
روایتی نورانی از امام حسن عسکری "علیه السلام"
الإمام حسن العسكريّ "عليه السلام" قال :
نحنُ كَهفٌ لِمَنِ التَجَأَ إلَينا ، ونورٌ لِمَنِ استَضاءَ بِنا ، وعِصمَةٌ لِمَنِ اعتَصَمَ بِنا، مَن أحَبَّنا كانَ مَعَنا فِي السَّنامِ الأَعلى ، ومَنِ انحَرَفَ عَنّا فَإِلَى النّارِ.
امام حسن عسكرى "عليه السلام" فرمودند :
ما پناهگاهى هستيم براى كسى كه به ما پناه آورَد و نورى هستيم براى آن كه از ما پرتو طلبد و موجب مصونيت كسى هستيم كه از ما پناه جويد. هر كه ما را دوست بدارد در مراتب بالا با ما خواهد بود و هر كه از راه ما كج گردد به سوى آتش ره خواهد برد.
#اهلبیت(ع)#حبّ_اهلبیت(ع)#ائمه_هدیٰ(ع)#راه_سعادت_و_شقاوت
@keflain_ir
۱۰۳
۱۰:۰۷
#پاسخ_به_سوالات
آیا جناب زید بن علی به امامت امام باقر (ع) معتقد نبود؟!
سوال:چرا جناب زید بن علی، با وجود ارتباط مستمر با امام زین العابدین (ع)، به امامت امام باقر (ع) تن نداد؟ و با اذعان به روایات مبنی بر سلیم النفس بودن ایشان، چه دلیلی مانع از پذیرفتن امامت امام باقر (ع) توسط ایشان گردید؟ آیا حضرت امام سجاد (علیه السلام) این مسئله را برای ایشان تبیین نفرمودند؟
جواب:جناب زید بن علی، طبق روایاتی، معتقد به امامت امام باقر (ع) بود. از امام رضا (ع) روایت شده است که ایشان اساساً قیام کرده بود تا حکومت را بگیرد و به ما اهلبیت (علیهمالسلام) تحویل بدهد. علت اینکه اقرار به امامت امام باقر (ع) نمیکرد، به این خاطر بود که وقتی قیام نمود، حکومت نگوید چون امام او امام باقر (ع) است، پس از او دستور گرفته و قیام کرده است و بدین خاطر حکومت برای امام باقر (ع) اذیتی نداشته باشد.
#جناب_زید_بن_علی(ع)#امامت#امام_باقر(ع)
@keflain_ir
آیا جناب زید بن علی به امامت امام باقر (ع) معتقد نبود؟!
سوال:چرا جناب زید بن علی، با وجود ارتباط مستمر با امام زین العابدین (ع)، به امامت امام باقر (ع) تن نداد؟ و با اذعان به روایات مبنی بر سلیم النفس بودن ایشان، چه دلیلی مانع از پذیرفتن امامت امام باقر (ع) توسط ایشان گردید؟ آیا حضرت امام سجاد (علیه السلام) این مسئله را برای ایشان تبیین نفرمودند؟
جواب:جناب زید بن علی، طبق روایاتی، معتقد به امامت امام باقر (ع) بود. از امام رضا (ع) روایت شده است که ایشان اساساً قیام کرده بود تا حکومت را بگیرد و به ما اهلبیت (علیهمالسلام) تحویل بدهد. علت اینکه اقرار به امامت امام باقر (ع) نمیکرد، به این خاطر بود که وقتی قیام نمود، حکومت نگوید چون امام او امام باقر (ع) است، پس از او دستور گرفته و قیام کرده است و بدین خاطر حکومت برای امام باقر (ع) اذیتی نداشته باشد.
#جناب_زید_بن_علی(ع)#امامت#امام_باقر(ع)
@keflain_ir
۱۰۲
۱۰:۰۷
۱۰۳
۱۰:۰۹
#پاسخ_به_سوالات
نمازخوان کردن فرزند
سوال:چطور کودک خود را به نماز تشویق کنیم.؟
جواب:اولین مرحلهی اثر گذاری بر روی فرزندان عملکرد پدر و مادر است. یعنی اگر فرزند ببیند هر روز پدر و مادر با بلند شدن صدای اذان در خانه آمادهی نماز میشوند و یا به مسجد میروند و کودک خود را هم همراه میبرند نیمی از تربیت کودک در زمینهی اقامه نماز شکل میگیرد، اگر چه خودش هنوز در آن سنین نماز نمیخواند.
مرحله دوم، تربیت تا قبل از زمان ممیّزی است (یعنی هنوز بچه خوب و بد را درست نمیفهمد) در این دوران تشویق در هنگام انجام و بی تفاوتی در هنگام عدم انجام است. یعنی بچه تا سن ۹ سالگی اگر مُهری میگذارد و ادای نماز خواندن را از خود نشان میدهد او را تشویق کنیم و با محبت زیاد که به او بفهماند نماز خواندن بسیار دوست داشتنی است.
مرحله سوم بعد از سن ۹ سالگی تا دوازده سالگی است که در این دوران تذکر در کنار تشویق میآید و سخن و قصه گفتن در مورد خوبیهای نماز خواندن و بدیهای نخواندن نماز است؛
مرحله چهارم سن ۱۲ سال به بعد است که اگر فرزند تعمّد دارد که نماز نخواند و سرسختی میکند باید تنبیه شود مثلا فلان کار را برایت نمیکنم، چون امروز نماز را فراموش کردی و نماز نخواندی و البته بازهم وقتی میخواند باید تشویق باشد؛ و سخت گیری هم برای یک بار فراموش کردن یا سهل انگاری نباید به حدی باشد که باعث شود فرزند با پُر رویی علیه پدر و مادر قیام کند و بگوید نمیخواهم بخوانم. اما در موردی که بچه کلاً سر سختی میکند و به هیچ نوعی از روشها واکنش نشان نمیدهد و اصلا حاضر نیست نماز بخواند امام صادق ع فرمودند: فرزندی که از نه سالگی به بعد نماز نمیخواند او را بزن تا بخواند. البته واضح است که این زدن بعد از سلسه مراتب تذکر است و زدن هم نباید به طوری باشد که فرزند بدنش مجروح یا کبود شود بلکه بیشتر ارعاب و تحقیر آن باید اثر گذار باشد.
#نماز_فرزندان#والدین_و_فرزند#پدرانه_مادرانه#فرزند_اهل_نماز#سبک_تربیت_اسلامی
@keflain_ir
نمازخوان کردن فرزند
سوال:چطور کودک خود را به نماز تشویق کنیم.؟
جواب:اولین مرحلهی اثر گذاری بر روی فرزندان عملکرد پدر و مادر است. یعنی اگر فرزند ببیند هر روز پدر و مادر با بلند شدن صدای اذان در خانه آمادهی نماز میشوند و یا به مسجد میروند و کودک خود را هم همراه میبرند نیمی از تربیت کودک در زمینهی اقامه نماز شکل میگیرد، اگر چه خودش هنوز در آن سنین نماز نمیخواند.
مرحله دوم، تربیت تا قبل از زمان ممیّزی است (یعنی هنوز بچه خوب و بد را درست نمیفهمد) در این دوران تشویق در هنگام انجام و بی تفاوتی در هنگام عدم انجام است. یعنی بچه تا سن ۹ سالگی اگر مُهری میگذارد و ادای نماز خواندن را از خود نشان میدهد او را تشویق کنیم و با محبت زیاد که به او بفهماند نماز خواندن بسیار دوست داشتنی است.
مرحله سوم بعد از سن ۹ سالگی تا دوازده سالگی است که در این دوران تذکر در کنار تشویق میآید و سخن و قصه گفتن در مورد خوبیهای نماز خواندن و بدیهای نخواندن نماز است؛
مرحله چهارم سن ۱۲ سال به بعد است که اگر فرزند تعمّد دارد که نماز نخواند و سرسختی میکند باید تنبیه شود مثلا فلان کار را برایت نمیکنم، چون امروز نماز را فراموش کردی و نماز نخواندی و البته بازهم وقتی میخواند باید تشویق باشد؛ و سخت گیری هم برای یک بار فراموش کردن یا سهل انگاری نباید به حدی باشد که باعث شود فرزند با پُر رویی علیه پدر و مادر قیام کند و بگوید نمیخواهم بخوانم. اما در موردی که بچه کلاً سر سختی میکند و به هیچ نوعی از روشها واکنش نشان نمیدهد و اصلا حاضر نیست نماز بخواند امام صادق ع فرمودند: فرزندی که از نه سالگی به بعد نماز نمیخواند او را بزن تا بخواند. البته واضح است که این زدن بعد از سلسه مراتب تذکر است و زدن هم نباید به طوری باشد که فرزند بدنش مجروح یا کبود شود بلکه بیشتر ارعاب و تحقیر آن باید اثر گذار باشد.
#نماز_فرزندان#والدین_و_فرزند#پدرانه_مادرانه#فرزند_اهل_نماز#سبک_تربیت_اسلامی
@keflain_ir
۱۰۹
۱۳:۳۷