فهرست سوگ.pdf
۱.۶۱ مگابایت
#جنگ_رمضان#گروه_جهادی_شجره_طیبه#بسته_کتاب_سوگ#معرفی_کتاب_خوب
این بسته شامل تعدادی کتاب کودک و نوجوان است که داستان فردی را روایت میکند که عزیزی را از دست داده و در حال دست و پنجه نرم کردن با سوگ است. خواندن این کتابها میتواند با ایجاد حس همذاتپنداری در مخاطب به او کمک کند بر سوگ خود غلبه کند و آرام گردد.
این بسته شامل تعدادی کتاب کودک و نوجوان است که داستان فردی را روایت میکند که عزیزی را از دست داده و در حال دست و پنجه نرم کردن با سوگ است. خواندن این کتابها میتواند با ایجاد حس همذاتپنداری در مخاطب به او کمک کند بر سوگ خود غلبه کند و آرام گردد.
۲.۴K
۲۱:۲۳
هو النور
نمیدانم اسم این کتاب را شنیدهاید یا خیر. قاف اقیانوس جدیدترین رمان نوجوان آقای شرفی خبوشان است که چند ماهی از انتشار آن میگذرد. بعد از سه چهار تا کتابی که از ایشان خواندم بسیار علاقه مند بودم تا این یکی را هم بخوانم. اما قبل از جنگ توفیق نشد. بعد از شروع جنگ رمضان و حملهی آمریکای جنایتکار به ناوشکن دنا و اینکه متوجه شدم موضوع این کتاب هم سفر دریایی این ناوشکن دور دنیاست در اولین فرصت شروعش کردم.
خواندن این داستان در روزهای بعد از شهادت اعضای ناوگروه ۸۶ دنا حس عجیبی داشت. داستان کتاب از زبان پسری به نام امیرو، ساکن جزیرهی هرمز روایت میشود؛ باز هم نامی آشنا که این روزها به واسطهی تنگهی هرمز زیاد می شنویم. این پسر در جریان یک حادثهی پیشبینی نشده، سوار قایقی میشود که به لاک پشتی غولپیکر وصل است و لاکپشت حرکت میکند و قایق را از ساحل دور میکند و هیچ کس از این اتفاق خبر ندارد. امیرو که هیچ راهی برای نجات خود ندارد، در حین این حرکت بی مقصد روی آب، و در جریان دست و پا زدن برای زنده ماندن، گفتههای معلم خود را که اسم جالبی هم دارد (اسمش را لو نمیدهم!) دربارهی ناوشکن دنا و ناوبندر مکران که در کنار هم سفری دور دنیا را شروع کردهاند مرور میکند.
واقعیت این است که با وجود اینکه از خواندن این کتاب در این برههی زمانی راضی هستم و اطلاعات خوبی به دست آوردم که از ندانستنشان تا به امروز افسوس میخورم و در حین خواندن توضیحاتی که دربارهی ناوشکن دنا در کتاب آمده، هر لحظه غمی عمیق به جانم مینشست، اما به نظرم این کتاب از تمام کتابهایی که از آقای خبوشان خوانده ام ضعیف تر بود. بخشهای زیادی که نویسنده تلاش میکرد در بین داستان امیرو بگنجاند و دربارهی ناوشکن دنا برایمان بگوید بسیار نچسب بود. داستان اولش خوب شروع میشود اما هرچه جلوتر میرود ناامیدتر میشوی از اینکه عملا داستانی در کار باشد. داستان امیرو از التهاب میافتد و هیجانش را از دست میدهد و در وسطهای کتاب خستهکننده میشود. پایان بندی کتاب هم خیلی عجلهای و نچسب است.
ایراد دیگری که کتاب دارد تصاویر بسیار بچگانهی آن است. تصاویر هیچ سنخیتی با سن مخاطب ندارد و انگار به زور در کتاب چپانده شده محض خالی نبودن عریضه. اصلا چه نیازی بود این رمان تصویر داشته باشد. به نظرم با حذف تصاویر کتاب و حتی اضافه کردن تصاویری واقعی از ناوشکن دنا به انتهای کتاب، حداقل میتوان آن را برای آشنایی نوجوانان با ناوشکن دنا معرفی کرد.
پ.ن.۱: راستی شما اسم ناوبندر مکران را شنیده بودید؟ در این کتاب با این پدیده هم آشنا میشوید...
پ.ن.۲: کتاب دیگری که قبل از جنگ از نویسندهی نوجواننویس دیده بودم ولی متاسفانه توجهی به آن نکردم و حالا بعد از جنگ علاقهمند شدم بخوانم کتاب موج بلند از آقای علی اصغر عزتی پاک است. البته که این کتاب رمان و برای نوجوان نیست. روایت است. روایتی از ناوشکن دنا و سفر دریایاش دور دنیا. شاید از این جهت که رمان نیست دیگر ضعفهایی که در این کتاب برشمردم را نداشته باشد. باید دید. به زودی سراغش میروم...
#قاف_اقیانوس#محمدرضا_شرفی_خبوشان#نشر_معارف#ناوشکن_دنا#جنگ_رمضان#رمان_نوجوان
نمیدانم اسم این کتاب را شنیدهاید یا خیر. قاف اقیانوس جدیدترین رمان نوجوان آقای شرفی خبوشان است که چند ماهی از انتشار آن میگذرد. بعد از سه چهار تا کتابی که از ایشان خواندم بسیار علاقه مند بودم تا این یکی را هم بخوانم. اما قبل از جنگ توفیق نشد. بعد از شروع جنگ رمضان و حملهی آمریکای جنایتکار به ناوشکن دنا و اینکه متوجه شدم موضوع این کتاب هم سفر دریایی این ناوشکن دور دنیاست در اولین فرصت شروعش کردم.
خواندن این داستان در روزهای بعد از شهادت اعضای ناوگروه ۸۶ دنا حس عجیبی داشت. داستان کتاب از زبان پسری به نام امیرو، ساکن جزیرهی هرمز روایت میشود؛ باز هم نامی آشنا که این روزها به واسطهی تنگهی هرمز زیاد می شنویم. این پسر در جریان یک حادثهی پیشبینی نشده، سوار قایقی میشود که به لاک پشتی غولپیکر وصل است و لاکپشت حرکت میکند و قایق را از ساحل دور میکند و هیچ کس از این اتفاق خبر ندارد. امیرو که هیچ راهی برای نجات خود ندارد، در حین این حرکت بی مقصد روی آب، و در جریان دست و پا زدن برای زنده ماندن، گفتههای معلم خود را که اسم جالبی هم دارد (اسمش را لو نمیدهم!) دربارهی ناوشکن دنا و ناوبندر مکران که در کنار هم سفری دور دنیا را شروع کردهاند مرور میکند.
واقعیت این است که با وجود اینکه از خواندن این کتاب در این برههی زمانی راضی هستم و اطلاعات خوبی به دست آوردم که از ندانستنشان تا به امروز افسوس میخورم و در حین خواندن توضیحاتی که دربارهی ناوشکن دنا در کتاب آمده، هر لحظه غمی عمیق به جانم مینشست، اما به نظرم این کتاب از تمام کتابهایی که از آقای خبوشان خوانده ام ضعیف تر بود. بخشهای زیادی که نویسنده تلاش میکرد در بین داستان امیرو بگنجاند و دربارهی ناوشکن دنا برایمان بگوید بسیار نچسب بود. داستان اولش خوب شروع میشود اما هرچه جلوتر میرود ناامیدتر میشوی از اینکه عملا داستانی در کار باشد. داستان امیرو از التهاب میافتد و هیجانش را از دست میدهد و در وسطهای کتاب خستهکننده میشود. پایان بندی کتاب هم خیلی عجلهای و نچسب است.
ایراد دیگری که کتاب دارد تصاویر بسیار بچگانهی آن است. تصاویر هیچ سنخیتی با سن مخاطب ندارد و انگار به زور در کتاب چپانده شده محض خالی نبودن عریضه. اصلا چه نیازی بود این رمان تصویر داشته باشد. به نظرم با حذف تصاویر کتاب و حتی اضافه کردن تصاویری واقعی از ناوشکن دنا به انتهای کتاب، حداقل میتوان آن را برای آشنایی نوجوانان با ناوشکن دنا معرفی کرد.
پ.ن.۱: راستی شما اسم ناوبندر مکران را شنیده بودید؟ در این کتاب با این پدیده هم آشنا میشوید...
پ.ن.۲: کتاب دیگری که قبل از جنگ از نویسندهی نوجواننویس دیده بودم ولی متاسفانه توجهی به آن نکردم و حالا بعد از جنگ علاقهمند شدم بخوانم کتاب موج بلند از آقای علی اصغر عزتی پاک است. البته که این کتاب رمان و برای نوجوان نیست. روایت است. روایتی از ناوشکن دنا و سفر دریایاش دور دنیا. شاید از این جهت که رمان نیست دیگر ضعفهایی که در این کتاب برشمردم را نداشته باشد. باید دید. به زودی سراغش میروم...
#قاف_اقیانوس#محمدرضا_شرفی_خبوشان#نشر_معارف#ناوشکن_دنا#جنگ_رمضان#رمان_نوجوان
۹۱۴
۲۱:۰۷
۹۱۴
۲۱:۰۷
۹۱۴
۲۱:۰۷
۹۱۴
۲۱:۰۷
۹۱۴
۲۱:۰۷
۹۱۵
۲۱:۰۷
بازارسال شده از کتابهای کودک و نوجوان شجره طیبه
هو النور
ما تعدادی از مروجان و دغدغهمندان حوزهی کتاب کودک و نوجوان از همان هفتههای اول جنگ رمضان دور هم جمع شدیم تا به سهم خودمان قدمی برای فرزندان سرزمین عزیزمان ایران برداریم.
تصمیم گرفتیم موضوعات مهم و مورد نیاز روز را بررسی و جمع آوری نماییم و کتابهایی مناسب رده سنیهای مختلف کودک و نوجوان ذیل هر موضوع را آماده و برای عموم منتشر کنیم.
باشد که اقتدایی کنیم به رهبر شهیدمان که در کتابخوانی نظیر نداشت و ادای دینی کنیم به دانشآموزان شهید مدرسهی شجرهی طیبهی میناب .
به احترام این کودکان مظلوم، اسم گروهمان را نیز این گونه انتخاب کردیم:
گروه فرهنگی-جهادی شجرهی طیبه@shajarehbooks
ما تعدادی از مروجان و دغدغهمندان حوزهی کتاب کودک و نوجوان از همان هفتههای اول جنگ رمضان دور هم جمع شدیم تا به سهم خودمان قدمی برای فرزندان سرزمین عزیزمان ایران برداریم.
تصمیم گرفتیم موضوعات مهم و مورد نیاز روز را بررسی و جمع آوری نماییم و کتابهایی مناسب رده سنیهای مختلف کودک و نوجوان ذیل هر موضوع را آماده و برای عموم منتشر کنیم.
باشد که اقتدایی کنیم به رهبر شهیدمان که در کتابخوانی نظیر نداشت و ادای دینی کنیم به دانشآموزان شهید مدرسهی شجرهی طیبهی میناب .
به احترام این کودکان مظلوم، اسم گروهمان را نیز این گونه انتخاب کردیم:
گروه فرهنگی-جهادی شجرهی طیبه@shajarehbooks
۱
۲۲:۱۱
🍭📚 کتابخوار 📚🍭
هو النور ما تعدادی از مروجان و دغدغهمندان حوزهی کتاب کودک و نوجوان از همان هفتههای اول جنگ رمضان دور هم جمع شدیم تا به سهم خودمان قدمی برای فرزندان سرزمین عزیزمان ایران برداریم. تصمیم گرفتیم موضوعات مهم و مورد نیاز روز را بررسی و جمع آوری نماییم و کتابهایی مناسب رده سنیهای مختلف کودک و نوجوان ذیل هر موضوع را آماده و برای عموم منتشر کنیم. باشد که اقتدایی کنیم به رهبر شهیدمان که در کتابخوانی نظیر نداشت و ادای دینی کنیم به دانشآموزان شهید مدرسهی شجرهی طیبهی میناب . به احترام این کودکان مظلوم، اسم گروهمان را نیز این گونه انتخاب کردیم: گروه فرهنگی-جهادی شجرهی طیبه @shajarehbooks
کاری که قبلتر پست گذاشته بودم و توضیح داده بودم کانالش راه اندازی شد...
۱۸۳
۲۲:۱۲
🍭📚 کتابخوار 📚🍭
هو النور چه حس عجیبیست که کتاب یک دوست را قبل از چاپ بخوانی و هی بخواهی بخشهای زیبایش را با دیگران به اشتراک بگذاری اما نتوانی. شاید بعضیها که در کار نشر هستند زیاد برایشان اتفاق بیفتد و برایشان این مساله امری عادی باشد اما برای من نیست! جالب اینجاست که این بار دومیست که آن را میخوانم. بار اول به خواهش خودش برای اینکه نظر کلی بدهم و بگویم چه کم و کاستیهایی دارد و چه کار کند بهتر شود. و این بار به خواهش خودم برای اینکه لازمش دارم. این بار دارم تک تک صفحاتش را با ولع و عطش میخوانم و یادداشتبرداری میکنم چون به قول خودش مثل یک جزوه میماند که نکات و تجربیاتش خیلی به کارم خواهد آمد. اما نپرسید موضوعش چیست. چون نمیتوانم بیشتر از این چیزی بگویم. فقط دعا کنید زودتر این کتاب چاپ شود تا خودم اولین نفری باشم که آن را در کانالم معرفی کنم. #خواندن_کتاب_قبل_از_چاپ
هو النور
از آن به دیر مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد، همیشه در دل ماست...
الوعده وفا! حدود یک سال قبل، یعنی قبل از سفر حج، مشغول خواندن کتابی بودم که هنوز چاپ نشده بود. همینجا دربارهی آن نوشتم و قول دادم وقتی منتشر شد اولین کسی باشم که آن را معرفی کنم. آن موقع داشتم این کتاب را برای بار دوم می خواندم. من که همان اولین بار هم از خواندن کتاب مشعوف شده بودم و پر از حس معنویت بودم، حالا که با نگاهی دیگر سراغش رفته بودم داشتم با تک تک جملاتش عشق میکردم. اما سختی ماجرا این بود که نمیتوانستم این شعف و لذت را با کسی در میان بگذارم. حالا اما دوست دارم تمام آن حسهای انباشته شده را فریاد بزنم و بگویم:
اگر به موضوع حج علاقهمندید...اگر قصد مشرّف شدن به این سفر معنوی را دارید...و حتی اگر این تجربهی ناب را از سر گذراندهاید و دلتنگ خانهی دوست هستید...مطالعهی این کتاب را از دست ندهید!
خانم فاطمی در این کتاب از تجربهی دو بار سفر حج خود مینویسند. ایشان یک بار در سال ۹۴ و بار دوم به نیابت از پدرشوهر شهیدشان در سال ۹۸ به حج تمتع مشرّف شدهاند. دوست عزیز شیرازی من در این سفرنامه با همان زبان دلنشین و طنزی که از او سراغ دارم و همان لهجهی زیبای شیرازی، ترکیبی از خاطرات این دو سال سفرش را روایت میکند و گاه در مقام مقایسه توضیح میدهد که در هر کدام از سفرها چه اتفاقی افتاد و چه کسی چه گفت و چه کسی چه کار کرد.
معنویت و حال و هوای شهدایی (به واسطهی حضور یک شهید در کتاب) و تبعیت از حدیث معروف شبلی از امام سجاد(ع) دربارهی حج، در این کتاب موج میزند. من که توفیق داشتم قبل از سفر حج این کتاب را بخوانم هنوز طعم شیرین یادآوری خاطرات کتاب و نکات آموزندهای که در جای جای سرزمین وحی به کارم آمد را یادم هست. مثلا وقتی از ترافیک آسانسورهای هتل مکه به پلهها پناه میبردم، یاد این میافتادم که راوی کتاب بعضا پیش میآمد که ۱۴ طبقه را با پله بالا میرفت تا از جدل و بحث در هنگام سوار شدن به آسانسور دوری کند. و یا شب عید قربان با وجود تمام خستگی و حالت تهوعی که داشت از بیخوابی بهم دست میداد به زور چشمهایم را باز نگه داشتم تا نماز صبح عید قربانم مثل خیلی از کسانی که در چادر منا خوابیده بودند قضا نشود...
شاید اصلا به خاطر تأثیر خواندن همین کتاب بود که اصرار داشتم در سفر حج خودم هم، اتفاقات و حس و حالم را با تمام جزئیات و موبهمو بنویسم تا بعدها هرموقع دلم تنگ شد و برای بودن در هوای مسجدالحرام پر کشید، دفتر را ورق بزنم و خاطراتم را مرور کنم. به هرحال امیدوارم با این معرفی، شما هم این کتاب ارزشمند را در سبد خرید خود قرار دهید و اگر چه قیمت کتاب، این روزها سر به فلک کشیده است، ولی حداقل در مورد این کتاب عجالتا این نکته را نادیده بگیرید. چرا که ارزش معنوی این کتاب بسیار بیشتر از ارزش مادی آن است...
#آتشی_که_نمی_میرد#فرزانه_سادات_فاطمی#سوره_مهر#سفرنامه#حج_تمتع#خاطرات#روایت
از آن به دیر مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد، همیشه در دل ماست...
الوعده وفا! حدود یک سال قبل، یعنی قبل از سفر حج، مشغول خواندن کتابی بودم که هنوز چاپ نشده بود. همینجا دربارهی آن نوشتم و قول دادم وقتی منتشر شد اولین کسی باشم که آن را معرفی کنم. آن موقع داشتم این کتاب را برای بار دوم می خواندم. من که همان اولین بار هم از خواندن کتاب مشعوف شده بودم و پر از حس معنویت بودم، حالا که با نگاهی دیگر سراغش رفته بودم داشتم با تک تک جملاتش عشق میکردم. اما سختی ماجرا این بود که نمیتوانستم این شعف و لذت را با کسی در میان بگذارم. حالا اما دوست دارم تمام آن حسهای انباشته شده را فریاد بزنم و بگویم:
اگر به موضوع حج علاقهمندید...اگر قصد مشرّف شدن به این سفر معنوی را دارید...و حتی اگر این تجربهی ناب را از سر گذراندهاید و دلتنگ خانهی دوست هستید...مطالعهی این کتاب را از دست ندهید!
خانم فاطمی در این کتاب از تجربهی دو بار سفر حج خود مینویسند. ایشان یک بار در سال ۹۴ و بار دوم به نیابت از پدرشوهر شهیدشان در سال ۹۸ به حج تمتع مشرّف شدهاند. دوست عزیز شیرازی من در این سفرنامه با همان زبان دلنشین و طنزی که از او سراغ دارم و همان لهجهی زیبای شیرازی، ترکیبی از خاطرات این دو سال سفرش را روایت میکند و گاه در مقام مقایسه توضیح میدهد که در هر کدام از سفرها چه اتفاقی افتاد و چه کسی چه گفت و چه کسی چه کار کرد.
معنویت و حال و هوای شهدایی (به واسطهی حضور یک شهید در کتاب) و تبعیت از حدیث معروف شبلی از امام سجاد(ع) دربارهی حج، در این کتاب موج میزند. من که توفیق داشتم قبل از سفر حج این کتاب را بخوانم هنوز طعم شیرین یادآوری خاطرات کتاب و نکات آموزندهای که در جای جای سرزمین وحی به کارم آمد را یادم هست. مثلا وقتی از ترافیک آسانسورهای هتل مکه به پلهها پناه میبردم، یاد این میافتادم که راوی کتاب بعضا پیش میآمد که ۱۴ طبقه را با پله بالا میرفت تا از جدل و بحث در هنگام سوار شدن به آسانسور دوری کند. و یا شب عید قربان با وجود تمام خستگی و حالت تهوعی که داشت از بیخوابی بهم دست میداد به زور چشمهایم را باز نگه داشتم تا نماز صبح عید قربانم مثل خیلی از کسانی که در چادر منا خوابیده بودند قضا نشود...
شاید اصلا به خاطر تأثیر خواندن همین کتاب بود که اصرار داشتم در سفر حج خودم هم، اتفاقات و حس و حالم را با تمام جزئیات و موبهمو بنویسم تا بعدها هرموقع دلم تنگ شد و برای بودن در هوای مسجدالحرام پر کشید، دفتر را ورق بزنم و خاطراتم را مرور کنم. به هرحال امیدوارم با این معرفی، شما هم این کتاب ارزشمند را در سبد خرید خود قرار دهید و اگر چه قیمت کتاب، این روزها سر به فلک کشیده است، ولی حداقل در مورد این کتاب عجالتا این نکته را نادیده بگیرید. چرا که ارزش معنوی این کتاب بسیار بیشتر از ارزش مادی آن است...
#آتشی_که_نمی_میرد#فرزانه_سادات_فاطمی#سوره_مهر#سفرنامه#حج_تمتع#خاطرات#روایت
۱.۸K
۱۱:۰۵