لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کتابیّاتک
۱۴۷ عضو

کتابیّات

آن‌چه که در کتاب‌ها می‌خوانم و برای‌م خواندنی می‌نماید، این‌جا یادداشت برمی‌دارم.
مشاهده در وب بله
۲۰ مهر
undefined کتابیّات | یادداشت ۰۰۱ | بخش دوم از سه بخش
وقتی دشمن طبقاتی، جای خود را به دشمن فرهنگی می‌دهد
در بخش نخست دیدیم که توماس فرانک چگونه معمای تحول سیاسی کانزاس را صورت‌بندی می‌کند: چگونه گروه‌هایی از مردم که روزگاری علیه قدرت سرمایه سازمان‌دهی می‌شدند، به حامیان محافظه‌کاری اقتصادی تبدیل شدند؟
اما پاسخ فرانک صرفاً این نیست که سیاستمداران با طرح مسائل مذهبی، مردم را از مشکلات اقتصادی غافل کرده‌اند. استدلال او ظریف‌تر است.
او از شکل‌گیری نوعی «پوپولیسم محافظه‌کارانه» سخن می‌گوید که توانست زبان اعتراض مردم عادی به صاحبان قدرت را از آنِ خود کند.
در پوپولیسم اقتصادی قرن نوزدهم، جامعه به دو گروه اصلی تقسیم می‌شد: اکثریت تولیدکننده، شامل کشاورزان و کارگران، در برابر اقلیت صاحب امتیاز، شامل بانکداران، انحصارگران و صاحبان سرمایه.
اما در صورت‌بندی محافظه‌کارانه جدید، تقسیم‌بندی تغییر می‌کند: مردم عادی و زحمتکش در یک سو قرار می‌گیرند و نخبگان فرهنگیِ تحصیل‌کرده و لیبرال در سوی دیگر.
نکته اینجاست که در این روایت تازه، یک میلیاردر محافظه‌کار می‌تواند نماینده مردم عادی معرفی شود، در حالی که یک استاد دانشگاه با درآمدی بسیار کمتر، نماد طبقه ممتاز و سلطه‌گر تلقی شود.
معیار تشخیص نخبه دیگر لزوماً ثروت نیست؛ فرهنگ، سبک زندگی و نوع نگاه به جهان است.
فرانک معتقد است این بازتعریف، امکان شکل‌گیری ائتلافی را فراهم کرد که در آن منافع اقتصادی ناهمگون، زیر چتر هویت فرهنگی مشترک قرار می‌گرفتند.
سیاستِ نارضایتی دائمی
در روایت فرانک، جنگ فرهنگی سازوکاری دارد که آن را به ابزاری نیرومند برای بسیج مستمر تبدیل می‌کند.
فعالان محافظه‌کار به هواداران خود وعده می‌دهند که با پیروزی انتخاباتی، ارزش‌های سنتی را از سلطه نخبگان لیبرال نجات خواهند داد.
اما پیروزی انتخاباتی لزوماً به پایان اختلافات فرهنگی نمی‌انجامد. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، صنعت سرگرمی و نهادهای اجتماعی همچنان محل منازعه باقی می‌مانند. از این رو، احساس تهدید می‌تواند حتی پس از پیروزی سیاسی نیز استمرار یابد.
در چنین وضعیتی، ناکامی در تحقق وعده‌های فرهنگی ممکن است به جای تضعیف جنبش، به تشدید اعتراض علیه همان نخبگان منجر شود.
این یکی از مشاهده‌های مهم فرانک است: جنبشی که از نارضایتی فرهنگی تغذیه می‌کند، الزاماً با پیروزی در انتخابات آرام نمی‌گیرد.
اما دموکرات‌ها کجای این داستان قرار دارند؟
فرانک فقط محافظه‌کاران را مسئول این تحول نمی‌داند.
او معتقد است حزب دموکرات نیز با فاصله‌گرفتن از سنت‌های قدیمیِ دفاع از کارگران و حرکت به سمت سیاست‌های اقتصادی بازارمحور، به تضعیف سیاست طبقاتی کمک کرد.
به باور او، هرچه دموکرات‌ها بیشتر به متخصصان، مدیران و اقشار تحصیل‌کرده نزدیک شدند، بخشی از زبان سنتی اعتراض اقتصادی را از دست دادند.
در نتیجه، هنگامی که هر دو حزب در بسیاری از مسائل اقتصادی به یکدیگر نزدیک شدند، اختلافات فرهنگی برجسته‌تر شد.
این بخش از استدلال فرانک اهمیت ویژه‌ای دارد: برای فهم موفقیت یک جریان سیاسی، نباید فقط عملکرد خودش را بررسی کرد؛ باید دید رقیب او چه مطالباتی را رها کرده است.
به این ترتیب، «کانزاس را چه شده است؟» از مطالعه یک ایالت فراتر می‌رود و به نقدی درباره دگرگونی ساختار رقابت سیاسی در آمریکا تبدیل می‌شود.
با این همه، پرسشی دشوار باقی می‌ماند: آیا فرانک واقعاً توانسته نشان دهد که مردم به دلیل جنگ فرهنگی برخلاف منافع اقتصادی خود رأی می‌دهند؟
این پرسش، آغاز یکی از مهم‌ترین مناقشات علمی پیرامون کتاب بود.
ادامه در بخش سوم...
ــــــــــــــــــــــــــکتابیّات | در حاشیهٔ کتاب‌هاble.ir/ketabiyat
#کتابیات #پوپولیسم #جنگ_فرهنگی

۲۲

۱۸:۵۷

undefined کتابیّات | یادداشت ۰۰۱ | بخش پایانی
آیا مردم واقعاً برخلاف منافع خود رأی می‌دهند؟
کتاب «کانزاس را چه شده است؟» در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و به یکی از آثار اثرگذار در گفت‌وگوهای عمومی درباره سیاست آمریکا تبدیل شد.
اما موفقیت کتاب به معنای پذیرفته‌شدن بی‌چون‌وچرای استدلال آن نبود.
در سال ۲۰۰۶، لری بارتلز، استاد علوم سیاسی دانشگاه پرینستون، مقاله‌ای با عنوان کنایه‌آمیز «کانزاس را چه شده است؟ را چه شده است؟» منتشر کرد و روایت فرانک را با داده‌های انتخاباتی به چالش کشید.
بارتلز نشان داد که در دوره تاریخی مورد بررسی او، کاهش حمایت سفیدپوستان فاقد مدرک دانشگاهی از دموکرات‌ها عمدتاً در ایالت‌های جنوبی آمریکا اتفاق افتاده بود. خارج از جنوب، میزان حمایت این گروه از نامزدهای ریاست‌جمهوری دموکرات طی حدود نیم‌قرن تنها یک واحد درصد کاهش یافته بود.
او همچنین استدلال کرد که برخلاف برداشت فرانک، مسائل اقتصادی همچنان اهمیت اساسی خود را نزد این رأی‌دهندگان حفظ کرده‌اند.
نتیجه جالب‌تر پژوهش بارتلز این بود که بسیاری از رأی‌دهندگان سفیدپوست طبقه کارگر، در مسائل اقتصادی خود را به جمهوری‌خواهان نزدیک‌تر و در برخی مسائل اجتماعی به دموکرات‌ها نزدیک‌تر می‌دانستند.
اگر چنین باشد، دیگر نمی‌توان به سادگی گفت محافظه‌کاران با برجسته‌کردن فرهنگ، مردم را از منافع اقتصادی‌شان منحرف کرده‌اند.
فرانک نیز در پاسخ تأکید کرد که موضوع کتابش مطالعه شکل مشخصی از محافظه‌کاری کارگری در کانزاس بوده است، نه ارائه قانونی آماری درباره تمامی رأی‌دهندگان آمریکایی.
این اختلاف، کتاب را وارد مناقشه‌ای عمیق‌تر کرد: آیا می‌توان رفتار سیاسی مردم را فقط بر پایه موقعیت اقتصادی و طبقاتی آنان توضیح داد؟
معمایی که با ترامپ دوباره مطرح شد
دوازده سال پس از انتشار کتاب، ظهور دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ بار دیگر پرسش فرانک را به مرکز توجه آورد.
حمایت بخش‌هایی از رأی‌دهندگان سفیدپوست فاقد تحصیلات دانشگاهی، نارضایتی از نخبگان سیاسی و فرهنگی و اهمیت‌یافتن احساس فراموش‌شدگی مناطق صنعتی، شباهت‌هایی با پدیده‌هایی داشت که فرانک توصیف کرده بود.
بااین‌حال، ترامپ صرفاً بر جنگ فرهنگی تکیه نداشت. او از تجارت آزاد، انتقال کارخانه‌ها به خارج و برخی سیاست‌های اقتصادی مورد حمایت جمهوری‌خواهان سنتی نیز انتقاد می‌کرد.
بنابراین تجربه ترامپ را نمی‌توان تأییدی ساده بر همه ادعاهای فرانک دانست. شاید این تجربه بیش از هر چیز نشان داد که نارضایتی اقتصادی و هویت فرهنگی همیشه دو نیروی جداگانه نیستند؛ گاهی یکدیگر را تقویت می‌کنند.
در حاشیه؛ چه کسی منافع مردم را تعریف می‌کند؟
به نظرم مهم‌ترین پرسشی که پس از خواندن این کتاب باقی می‌ماند، حتی عمیق‌تر از مسئله کانزاس است.
وقتی می‌گوییم مردم «برخلاف منافع خود» رأی می‌دهند، چه کسی این منافع را تعریف کرده است؟
آیا منافع انسان صرفاً به درآمد، مالیات، اشتغال و قدرت خرید محدود می‌شود؟
برای فردی که باور مذهبی یا ارزش اخلاقی خاصی را مهم‌تر از افزایش درآمدش می‌داند، آیا ترجیح یک سیاستمدار بر اساس آن باور، الزاماً تصمیمی غیرعقلانی است؟
در اینجا باید میان دو پدیده تمایز گذاشت.
یکی اینکه مردم آگاهانه به ارزش‌های فرهنگی، مذهبی یا هویتی خود بیش از منافع اقتصادی وزن بدهند.
دیگری اینکه بازیگران قدرتمند سیاسی و اقتصادی بتوانند با مدیریت دستور کار عمومی، بعضی مسائل را برجسته کنند و بعضی دیگر را از میدان توجه خارج سازند.
اولی به آزادی و تنوع ترجیحات انسان‌ها مربوط است؛ دومی به مناسبات قدرت.
شاید مهم‌ترین سهم فکری فرانک نه اثبات اینکه مردم از منافع واقعی خود بی‌خبرند، بلکه آشکارکردن امکان وقوع پدیده دوم باشد.
زیرا قدرت سیاسی فقط در توزیع منابع اقتصادی یا وضع قوانین خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از آن، قدرت تعیین این است که جامعه بر سر چه چیزهایی با یکدیگر اختلاف پیدا کند.
چرا باید این کتاب را خواند؟
«کانزاس را چه شده است؟» فقط درباره محافظه‌کاری آمریکا نیست. کتابی است درباره رابطه قدرت اقتصادی و فرهنگ، چگونگی ساخته‌شدن ائتلاف‌های سیاسی و شیوه تبدیل نارضایتی اجتماعی به نیروی انتخاباتی.
ممکن است در پایان با استدلال فرانک موافق نباشیم؛ اما پس از خواندن آن، احتمالاً به هر منازعه فرهنگی و سیاسی با پرسشی تازه نگاه خواهیم کرد:
چه کسانی از شکل‌گیری این منازعه سود می‌برند، و چه مسائلی در سایه آن از دید ما پنهان می‌مانند؟
این پرسشی است که اهمیت کتاب را از زمانه و جغرافیای خودش فراتر می‌برد.
undefined کتاب‌شناسی
عنوان: What's the Matter with Kansas? How Conservatives Won the Heart of America
نویسنده: Thomas Frank
انتشارات: Metropolitan Books
سال انتشار: ۲۰۰۴
ــــــــــــــــــــــــــکتابیّات | در حاشیهٔ کتاب‌هاble.ir/ketabiyat
#کتابیات #معرفی_کتاب

۴۵

۱۸:۵۷

۲۲ مهر
من یک روز در دفترم در دانشکده‌ی ادبیات نشسته بودم، رییس دانشکده‌ی ادبیات بودم، تلفن زنگ زد، گفتند شهبانو با شما کار دارد. گوشی را برداشتم، سلام و علیک و گفتند الان شهردار اینجا پیش من نشسته، من نمی‌خواهم این خیابان فرح به اسم من باشد، فرح شمالی و فرح جنوبی، شما یکی از بزرگان ایران را معرفی کنید که اسم او را بگذاریم روی آن خیابان. من گفتم تمام شعرای بزرگ ایران خیابان به اسم خودشان دارند، گویا هنوز هم تغییر نداده‌اند: ناصرخسرو، حافظ، سعدی، فردوسی و خیام، این‌ها خیابان‌های معتبری بودند و خیابان ابن‌سینا هم داشتیم. گفتم که بگذارید سهروردی. گفتند خیلی خوب فکری است و گوشی را گذاشتند. فردا تمام تابلوها را عوض کردند به خیابان سهروردی… سال ۴۸، ۴۹ بود که عوض شد، هشت سال قبل از انقلاب. یک سال بعد، شهر تهران گسترش پیدا کرد و در عباس‌آباد شروع کردند به خانه‌سازی و دوتا بلوار بزرگ درست کردند… ایشان باز به من تلفن کرد که فلانی دوتا خیابان خیلی مهم درست شده، آمده‌اند پیش من برای نام‌گذاری، شما بگویید چه اسمی بگذاریم؟ من دلم می‌خواهد از بزرگان ایران باشد. تا آن‌وقت دیگر واقعاً تمام آن‌هایی که افراد عادی می‌شناختند، خیابان به اسمشان بود. افراد عادی در ایران شعرا را می‌شناسند، بقیه را نمی‌شناسند، علما و فلاسفه و ریاضی‌دان‌ها. من فکر کردم و چون آن‌وقت هم داشتم روی فلسفه‌ی دوره‌ی صفویه کار می‌کردم، گفتم قربان یکی‌اش را بگذارید خیابان میرداماد، یکی دیگر را ملاصدرا. و همین کار را کردند.
حکمت و سیاست (مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر)خاطرات دکتر سید حسین نصربه کوشش حسین دهباشی

۱۷۱

۹:۲۴

۲۶ مهر
thumbnail
«ایمان چیست؟ ایمان، حالتِ دل‌مشغولیِ نهایی است؛ پویایی‌هایِ ایمان، پویایی‌هایِ دل‌مشغولیِ نهاییِ انسان‌اند.انسان، همچون هر موجودِ زنده‌یِ دیگری، به چیزهایِ بسیاری دل‌مشغول است؛ به‌ویژه به آن چیزهایی که وجودِ خودِ او به آن‌ها وابسته است، مانندِ غذا و سرپناه. اما انسان، برخلافِ دیگر موجوداتِ زنده، دل‌مشغولی‌هایِ روحانی نیز دارد؛ دل‌مشغولی‌هایی شناختی، زیبایی‌شناختی، اجتماعی و سیاسی.برخی از این دل‌مشغولی‌ها فوری و اضطراری‌اند، و گاه به‌شدت اضطراری؛ و هر یک از آن‌ها، درست مانندِ دل‌مشغولی‌هایِ حیاتی، می‌تواند برایِ زندگیِ یک انسان یا زندگی‌ِ یک گروهِ اجتماعی ادعایِ جایگاهِ نهایی و مطلق را کند.اگر چیزی چنین ادعایی داشته باشد، از کسی که این ادعا را پذیرفته، تسلیم بی‌قیدوشرط را می‌طلبد و در مقابل، وعده‌یِ تحقق و کامیابیِ کامل می‌دهد؛ حتی اگر لازم باشد همه‌یِ ادعاهایِ دیگر تابعِ آن شوند یا به نامِ آن، کنار گذاشته شوند.»
-پویایی‌هایِ ایمان، پل تیلیشاز کانال مشاهدات| حسین عارفیhttps://t.me/mes_observations

۳۰

۱۵:۳۳

۳۰ مهر
thumbnail
undefined"پرولتاریاهای فقیرشده کسانی نیستند که انقلاب‌های موفق را رهبری می‌کنند. انقلابیون واقعاً خطرناک، متقاضیان ناکام الیت‌شدن هستند که دارای امتیازات، آموزش و ارتباطاتی هستند که آن‌ها را قادر می‌سازد تا در مقیاسی گسترده تأثیر بگذارند. طیف وسیعی از دارندگان مدرک تحصیلی که در تلاش برای دستیابی به موقعیت‌های الیتی ناکام مانده‌اند، زمینه‌ساز رشد ضدالیت‌‌هایی هستند که رویای سرنگونی رژیم موجود را در سر می‌پرورانند. اکثر ثروتمندان حاضر نیستند هیچ گونه منفعت شخصی را برای حفظ وضع موجود فدا کنند. اصطلاح فنی برای این وضعیت، وضعیت انقلابی است. برای طبقه حاکم، دو راه برای خروج از یک وضعیت انقلابی وجود دارد. یکی به سرنگونی آن‌ها منجر می‌شود. راه‌حل دیگر، اتخاذ یک سری اصلاحات است که نظم اجتماعی را متعادل کرده و روندهای فقر توده‌ها و تولید بیش از حد الیت‌ها را معکوس کند."
آخرالزمان‌ها / پیتر تورچین
undefined @mohammadreza_dadgostar

۲۶

۲۰:۴۷

thumbnail
undefined"استراتژی جهانی چین شی جین‌پینگ" منتشر شد
انتشارات دانشگاه آکسفورد کتاب "استراتژی جهانی چین شی جین‌پینگ" را منتشر کرد. استیو تسانگ نویسنده این کتاب، استاد مطالعات چین سوآز است. تسانگ معتقد است راهبرد جهانی شی جین‌پینگ بر دو محور مکمل استوار است. محور نخست، گسترش نفوذ چین در جنوب جهانی و استفاده از حمایت اکثریت کشورهای جهان برای تغییر تدریجی نظم بین‌المللی و بازگرداندن سازمان ملل به مرکز سیاست جهانی است. چین این پروژه را "دموکراتیزه‌کردن روابط بین‌الملل" می‌نامد و می‌کوشد با ایجاد "جامعه‌ای با سرنوشت مشترک برای بشریت"، نظم لیبرال موجود را به نظمی چین‌محور تبدیل کند. محور دوم، تایوان است. از نگاه شی، کنترل تایوان بخشی از "رؤیای چین" تا سال ۲۰۵۰ است و تصرف آن می‌تواند قدرت چین را در اقیانوس آرام تثبیت، زنجیره نخست جزایر را در اختیار پکن قرار دهد و اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا در برابر متحدان آسیایی‌اش را تضعیف کند. مفهوم کلیدی این پروژه، تیان‌شیا یا "همه‌چیز زیر آسمان" است؛ تصوری تاریخی که در آن چین به‌دلیل برتری تمدنی و اقتصادی، مرکز نظم منطقه‌ای و جهانی محسوب می‌شود.
undefined @mohammadreza_dadgostar

۲۴

۲۰:۵۰

thumbnail
undefined"شهروندان می‌توانند رنج زیادی را تحمل کنند. آن‌ها ممکن است سال‌ها تبعیض و فقر را بپذیرند و سکوت کنند و درد افول تدریجی را به جان بخرند. اما چیزی که نمی‌توانند تحمل کنند، از دست دادن امید است. زمانی که یک گروه به آینده نگاه می‌کند و چیزی جز رنج بیشتر نمی‌بیند، آن‌گاه کم‌کم به این نتیجه می‌رسد که خشونت تنها مسیر پیشرفت است."
چگونه جنگ‌های داخلی شروع می‌شوند و چگونه می‌توان آن‌ها را متوقف کرد / باربارا والتر
undefined @mohammadreza_dadgostar

۲۲

۲۰:۵۱

thumbnail
undefined"برقراری نظم در دل هرج‌و‌مرج" منتشر شد
انتشارات دانشگاه ییل کتاب "برقراری نظم در دل هرج‌و‌مرج: حکمرانی بر جهان آینده" نوشته چارلز کوپچان را منتشر کرد. نظم بین‌المللی باثبات و بازی که در دوران رهبری آمریکا شکل گرفت، اکنون در حال فروپاشی است. عصر صلح پایدار و دائمی که در پایان جنگ سرد پیش‌بینی می‌شد، جای خود را به رقابت قدرت‌های بزرگ داده است. کوپچان در این کتاب ریشه‌های آشفتگی جهانی را تشخیص و نظمی تازه پیشنهاد می‌دهد. او با الهام از ایده کنسرت اروپا پیشنهاد می‌کند نظامی جهانی متشکل از مجموعه‌ای از کنسرت‌ها شکل بگیرد؛ یعنی گروه‌های راهبری در سطح عالی که از مرزهای ایدئولوژیک عبور می‌کنند و می‌توانند به تثبیت جهانی منطقه‌ای‌شده و چندمرکزی کمک کنند.
از نظر کوپچان، مأموریت برقراری نظم باید با احیای دموکراسی آمریکایی و تداوم رهبری باثبات این کشور در عرصه بین‌المللی آغاز شود. او معتقد است تنها زمانی که دموکراسی‌ها بتوانند در عملکرد، از بدیل‌های غیرلیبرال و خودکامه پیشی بگیرند، قادر خواهند بود جهان را از گذار پیش رو عبور دهند و در نهایت مسیر تاریخ را بار دیگر به سوی آزادی هدایت کنند.
undefined @mohammadreza_dadgostar

۲۳

۲۰:۵۳

thumbnail
undefinedکتاب جدید جرد دایموند منتشر شد
جرد دایموند که با کتاب‌های "اسلحه، میکروب و فولاد" و "فروپاشی" شناخته می‌شود، اکنون در "کارآفرینان، پیامبران، مربیان و پادشاهان"، رهبران دوره‌های مختلف تاریخ را بررسی می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد: آیا اقدامات افراد واقعاً بر مسیر تاریخ تأثیر می‌گذارند؟ یا اینکه بشر تحت تأثیر نیروهای بزرگ‌تر تاریخی، فناورانه، فرهنگی و جغرافیایی قرار دارد؛ نیروهایی که بسیار فراتر از توان تأثیرگذاری افراد، حتی قدرتمندترین آن‌ها هستند؟
آیا رهبرانی همچون هیتلر، مارگارت تاچر، چنگیزخان، مارک زاکربرگ، بیل بلیچیک یا مسیح واقعاً جهان ما را تغییر می‌دهند؟ اگر چنین است، چه ویژگی‌ها و شرایطی برای یک رهبر لازم است تا بتواند اثری ماندگار بر جهان بگذارد؟ دایموند با تکیه بر مطالعه عمیق زندگی و کارنامه طیف متنوعی از رهبران مشهور و گمنام ــ از رئیس‌جمهور بوتسوانا، سرتسه خاما، گرفته تا محیط‌زیست‌گرا، ریچل کارسون، و مربی افسانه‌ای بسکتبال، جان وودن ــ نشان می‌دهد که اثربخشی رهبری چگونه تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل پیچیده و به‌هم‌پیوسته قرار می‌گیرد.
undefined @mohammadreza_dadgostar

۲۳

۲۱:۲۶

Profits_Prophets_Coaches_and_Kings_-_Jared_Diamond.pdf

۲۹.۸ مگابایت

undefinedProfits, Prophets, Coaches, and Kings: (When) Do Leaders Matter?
undefinedJared Diamond
undefinedWilliam Morrow
undefined2026
undefined @mohammadreza_dadgostar

۱۳

۲۱:۲۸