لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل زیر سایه کتاب ز
۱۹۳ عضو

زیر سایه کتاب

undefined زیر سایه کتاب پناهگاهی برای دوستداران کتاب و کتاب‌خوانی
مشاهده در وب بله
۳ آبان

4_5893110427679721061.mp3

۰۶:۲۶-۳.۰۳ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_سیزدهمخوانش: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانیتنظیم و میکس: ##باران @ketabkhanijamei
undefined نوزده ساله بودم و باید به جای نوشتن، شغل ثابتی پیدا می کردم. هر روز به ادارات مختلف می رفتم و همیشه با یک چمله مواجه می شدم: - اقلیت هستید؟- نه ، از ساداتم.- پس این اسم کافری؟- کجایش کافری است؟ چیستادر ایران باستان، یعنی دانش و دانایی. یک اسم فارسی قدیمی است.پدرم با خودش عهد کرده بود اسم دخترش را چیستا بگذارد. معنایش را دوست داشت. ...
.

۳۷

۱۷:۳۶

۴ آبان

4_5929121911685514435.mp3

۰۵:۴۵-۲.۷۲ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_چهاردهمخوانش: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانیتنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined عصر آن روز حراست جلویم را گرفت:- ورود ممنوعه !گفتم: پس یا ماشه رو بکش یا منو کتک بزن، نمیزنی؟! دستای تو غیرت ندارن!حاجی ترسیده بود! انگار می خواست به جای من، تمام دشمنانش را دمِ در ببیند ، با دو محافظ آمد. خنده ام گرفت ، یعنی آنقدر می ترسید که در برابر دخترکی با دست خالی، به محافظ احتیاج داشت؟!به او خیره شدم و گفتم : شما فرستادینش، ویزا میخوام یا آدرس دقیق، مگه من با شما حرف نمی زنم، چرا زمین رو نگاه می کنید؟گفت: اگر محرم علی نبودی میدونی کجا می فرستادمت؟گفتم: بفرست ولی اول آدرس و تلفن! شما زن عاشق ندیدی، نه؟ ...
.
undefined۱

۳۳۵

۵:۵۸

4_5935967359410898130.mp3

۰۶:۰۳-۲.۸۶ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_پانزدهمخوانش: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانیتنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined "پدر نگاه سریعی به نامه انداخت و گفت:- همین؟گفتم:- این چند خط، سند خوشبختی منه، پدر! با من میای، نه؟جواب نداد. تندتر برف ها را از روی ماشین کنار زد..."
.

۲۷

۱۴:۳۶

4_5956314414788379656.mp3

۰۶:۵۲-۳.۲۳ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_شانزدهمخوانش: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانیتنظیم ومیکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined "وقتی به اتاق برگشتیم، حس کردم پدرم سریع صورتش را پاک کرد چشمانش قرمز بود ، یعنی گریه کرده بود؟من نمی خواستم خطبه ی عقد من زیر نم نم باران اشک پدر خوانده شود ، چه چیزی عذابش می داد که به من نمی گفت؟مگر دیشب نگفت : دلم می خواهد تو خوشبخت باشی؟!علی خوشبختی من بود، هر حس خوبی که به زندگی داشتم در علی خلاصه می شد، پس چرا اشک؟ پدر جان !...
.

۲۸

۱۴:۳۸

۵ آبان

4_5978983161982354779.mp3

۰۶:۵۳-۳.۲۴ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_هفدهمخوانش: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانیتنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined هیچ جاده ای در زندگی بن‌بست نیست، اگر باور نمی کنی، چند قدم جلوتر برو، جاده دیگری باز می شود. تا وقتی نشسته باشیبم ، همه جا بن بست است! من عادت به نشستن نداشتم ، از روز دفترخانه سه روز گذشته بود و خبری از علی نبود، مادرش هم به سردی جوابم را داد..

۱۸

۷:۲۶

4_5988039512842831242.mp3

۰۵:۲۸-۲.۵۹ مگابایت
undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_هجدهمخوانش: #زهره_حائریتنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined مدام اخبار سارایوو را دنبال می کردم ، چند پرنده ناچیز ، شاهینی را به دام انداخته بودند. حیف بود که او را به راحتی بکشند! اینطوری به خودم دلداری می دادم، همان طور که تمام این دو سال به خودم گفته بودم فقط چند روز است ....

۱۸

۷:۲۸

4_5988039512842831240.mp3

۰۶:۱۸-۲.۹۸ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_نوزدهمخوانش: #مهشیدتنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined پس علی رفت ! پیک الهی من با یک زن کماندوی صرب مسیحی رفت؟صدای حاجی مثل پتک بر سرم کوبیده می شد : « پس اگه صداتو ضبط نمی کنی ، همه چی تمومه هااا ! نه تماس، نه پرس و جو و نه تلاش برای این که بری اونجا، هر کاری کنی جونشو به خطر انداختی !و هم چنین عملیاتو ... مجبورم نکن ، پدرتو به عنوان سرپرستت دستگیر کنم ! فراموشش کن دختر !!! .

۲۱

۱۰:۳۶

4_6014574327603660191.mp3

۰۶:۳۵-۳.۱۱ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_بیستمبا صدای: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانی تنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined سه سال گذشت، سه سال کار، سه سال خواب، سه سال خواب دیدن!تا این که یک روز، آن سوی خیابان چهره‌ی آشنایی دیدم، مردی با خانمش و یک بچه کوچک!!نزدیک بود اتوبوس لِهَم کند، سریع به آن سوی خیابان دويدم، بله، خودش بود!!
.

۲۰

۱۵:۱۱

۶ آبان

4_6048499900612609181.mp3

۰۶:۰۵-۲.۸۸ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_21خوانش: #فاطیماتنظیم و میکس: #باران@ketabkhanijamei
undefined بعضی وقت ها هزاران حرف در سینه داری .هزاران بغض در گلو ، تمام رگ های تنت تیر می کِشند که فریاد کنی اما هیچ کلامی پیدا نمی کنی ...

۳

۴:۳۴

4_5764773124088268263.mp3

۰۸:۱۲-۳.۸۴ مگابایت
.undefined #پستچیاثر : #چیستا_یثربی#قسمت_22خوانش: #فاطمه_ابراهیم_شمیرانیتنظیم و میکس : #باران@ketabkhanijamei
undefined گفتم : گذشته رو ول کن علی جان! یه عمر وقت داریم راجع بش حرف بزنیم. الان دیگه هیچی و هیچکس تو دنیا نمیتونه ما رو از هم جدا کنه ، خودم کنیزی مادرت رو می کنم مثل مادر خودم ...

۳

۴:۳۶