برین کنااااااااارببه ایی اوردم 

. - : ' ; - . ( _, ) , ' o"( )> ( __, - ' ) ( ) ` - ' . _. - - . _. - ' l l l l l l
میخوام اینو قوربونی کنم برا سلامتیه بچه های گروه که اینقدر فعالند..
. - : ' ; - . ( _, ) , ' o"( )> ( __, - ' ) ( ) ` - ' . _. - - . _. - ' l l l l l l
میخوام اینو قوربونی کنم برا سلامتیه بچه های گروه که اینقدر فعالند..
۱۶
۱۷:۴۵
اینا مهد کودک میرن ماهم مهد کودک میرفتیم 

۱۲
۱۷:۴۶
دوباره گذاشت سر جاش 

۱۳
۱۷:۴۸
سوال شرعی یه خانم:
دیروز یواشکی از جیب شوهرم پول برداشتم رفتم یه جفت جوراب شیک ، هدیه روز تولدش براش خریدم بعد دیدم یه مقدار از پولش هم اضافه اومده حيفم اومد بذارم سر جاش رفتم واسه خودم يه جفت النگو خريدم
ايا كار بدى كردم



دیروز یواشکی از جیب شوهرم پول برداشتم رفتم یه جفت جوراب شیک ، هدیه روز تولدش براش خریدم بعد دیدم یه مقدار از پولش هم اضافه اومده حيفم اومد بذارم سر جاش رفتم واسه خودم يه جفت النگو خريدم
ايا كار بدى كردم
۱۹
۱۷:۴۹
عالی بود
با کسایی که اینجوری میکنن باید همینکارو کرد
۲۱
۱۷:۵۳
ﭘﺴﺮ ﺁﺩﻡ ﮐﻪ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻮﺩﭘﺴﺮ ﻧﻮﺣﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﺑﻨﺸﺴﺖ
ﭘﺴﺮ ﺍﯾﻮﺑﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻘﯿﻪ ﺷﻮﻥ ﺷﺎﺭﻻﺗﺎﻥ11 ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﯾﻮﺳﻔﻢ ﮐﻪ ﺣﺴﻮﺩ ﺑﻮﺩﻥ!ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼﺩﺍﺭﯾﻦ؟ (ﺍﻧﺸﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻧﻘﺶ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ)



ﭘﺴﺮ ﺍﯾﻮﺑﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻘﯿﻪ ﺷﻮﻥ ﺷﺎﺭﻻﺗﺎﻥ11 ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﯾﻮﺳﻔﻢ ﮐﻪ ﺣﺴﻮﺩ ﺑﻮﺩﻥ!ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼﺩﺍﺭﯾﻦ؟ (ﺍﻧﺸﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻧﻘﺶ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ)
۱۷
۱۷:۵۴
امیدوارم که از کانالم خوشتون اومده باشه

۱۶
۱۷:۵۵
زنان در زمان بارش باران..
زن آمریکایی..درست کردن یک لیوان قهوه و تماشا کردن باران از پنجره
زن انگلیسی؛ روشن کردن شوفاژ و نشستن در کنار آن همراه با خواندن کتاب
واما زن ایرانیالهی بحقه این رحمتت حقه من از اونایی که در حقم ظلم کردن بگیریخدایا بحق این بارونت چشم حسودای منو کور کنیاونایی که چشم دیدن منو ندارن انتقاممو از اونا بگیریخدایا اگه شوهرم با زن دیگه ای به خاک سیاه بنشونیشواینگونه میشود که بارون بند و بجای آن خاک بر سرمان می باااارد


۱۹
۱۷:۵۷
پدری برای تولد دخترش فکر کرد بهترین کادو دنیا را بگیرد
یک مرسدس بنز
یک ویلا کنار دریا
یک ماه سفر دور دنیا
به دخترش گفت کدام را میخواهی؟
اشک درون چشمان دخترک جمع شد و دستان پدر را گرفت و با صدایی لرزان گفت:
شوهرررررررررررررررررر میخوام


یک مرسدس بنز
یک ویلا کنار دریا
یک ماه سفر دور دنیا
به دخترش گفت کدام را میخواهی؟
اشک درون چشمان دخترک جمع شد و دستان پدر را گرفت و با صدایی لرزان گفت:
شوهرررررررررررررررررر میخوام
۲۰
۱۷:۵۸
زندگی در یک نگاه......
۲۰
۱۸:۰۰