آخر هفتهها و «بازیِ نانوشتهیِ جمع»
هر خانواده یا هر گروهِ دوستانهای، یک «ریتمِ پنهان» دارد. جمعه شبها که میشود، همه انگار میدانند که چه اتفاقی باید بیفتد: «باید دور هم جمع شویم»، «باید حتماً به آن مهمانی برویم»، «باید همانجوری که همیشه بوده، رفتار کنیم».
ما معمولاً فکر میکنیم رفتن یا نرفتن به این جمعها، یک «انتخابِ فردی» است. اما در واقعیت، ما داریم یک «نقش» را در یک بازیِ بزرگتر ایفا میکنیم.
*نکتهیِ ظریف اینجاست:
در هر جمعی، اگر یک نفر تصمیم بگیرد «ریتمِ همیشگی» را کمی تغییر دهد—مثلاً بگوید: «امروز دلم میخواهد زودتر برگردم» یا «امروز ترجیح میدهم در این بحث نباشم» یا «این جمعه میخواهم جای دیگری باشم»—در ابتدا ممکن است مقاومت ایجاد شود.
چرا؟ چون سیستم (آن جمع یا خانواده) دوست ندارد تعادلِ همیشگیاش به هم بخورد.
اما قدرتِ اصلیِ شما اینجاست:
شما مجبور نیستید همانی باشید که همیشه بودید تا «آنها» آرام بمانند.
وقتی شما الگویِ خودتان را در تعاملات تغییر میدهید، کلِ سیستمِ اطرافتان هم مجبور میشود خودش را با شما تنظیم کند.*
برای مطالعه بیشتر در مو رد تفکر سیستمیکانال زیر را دنبال کنید
@esmaielmousavi#آدینه_سیستمی #خانه_سیستمی #تعاملات #الگوهای_ارتباطی #رفت_وآمد #تغییر_ریتم #مرزبندی #خانواده #دوستان #شخصیت_مستقل #تاثیر_مثبت@khane_systemi
هر خانواده یا هر گروهِ دوستانهای، یک «ریتمِ پنهان» دارد. جمعه شبها که میشود، همه انگار میدانند که چه اتفاقی باید بیفتد: «باید دور هم جمع شویم»، «باید حتماً به آن مهمانی برویم»، «باید همانجوری که همیشه بوده، رفتار کنیم».
ما معمولاً فکر میکنیم رفتن یا نرفتن به این جمعها، یک «انتخابِ فردی» است. اما در واقعیت، ما داریم یک «نقش» را در یک بازیِ بزرگتر ایفا میکنیم.
*نکتهیِ ظریف اینجاست:
در هر جمعی، اگر یک نفر تصمیم بگیرد «ریتمِ همیشگی» را کمی تغییر دهد—مثلاً بگوید: «امروز دلم میخواهد زودتر برگردم» یا «امروز ترجیح میدهم در این بحث نباشم» یا «این جمعه میخواهم جای دیگری باشم»—در ابتدا ممکن است مقاومت ایجاد شود.
چرا؟ چون سیستم (آن جمع یا خانواده) دوست ندارد تعادلِ همیشگیاش به هم بخورد.
اما قدرتِ اصلیِ شما اینجاست:
شما مجبور نیستید همانی باشید که همیشه بودید تا «آنها» آرام بمانند.
وقتی شما الگویِ خودتان را در تعاملات تغییر میدهید، کلِ سیستمِ اطرافتان هم مجبور میشود خودش را با شما تنظیم کند.*
برای مطالعه بیشتر در مو رد تفکر سیستمیکانال زیر را دنبال کنید
@esmaielmousavi#آدینه_سیستمی #خانه_سیستمی #تعاملات #الگوهای_ارتباطی #رفت_وآمد #تغییر_ریتم #مرزبندی #خانواده #دوستان #شخصیت_مستقل #تاثیر_مثبت@khane_systemi
۵۹۶
۱۶:۴۲
محتوای این دوره به گونهای تدوین شده که بدون نیاز به پیشزمینه، میتوانید از مباحث کاربردی آن لذت ببرید. (امکان خرید پکیج دوره اول وجود دارد)
۳۹۸
۲۰:۳۱
خانه سیستمی فقط جایی برای مشاوره و آموزش نیست؛گاهی هم فرصتی است برای کنار هم بودن، تجربه کردن و ساختن لحظههای خوب. 
دیشب در کنار تماشای فینال لیگ قهرمانان اروپا، چند ساعت را در فضایی دوستانه و صمیمی کنار هم گذراندیم.
از حضور همه دوستان عزیز سپاس گزاریم.
دیشب در کنار تماشای فینال لیگ قهرمانان اروپا، چند ساعت را در فضایی دوستانه و صمیمی کنار هم گذراندیم.
از حضور همه دوستان عزیز سپاس گزاریم.
۴۵۴
۴:۱۰
۴۵۴
۴:۱۰
گاهی فقط باید زمین خورد تا آسمان را دید
بعضی کتابها را که میخوانی، انگار یک دست نامرئی میخورد روی شانهات و میگوید: «صبر کن.» کتابهایی که مثل یک ترمز، سرعتِ بیرحمانهی ذهنت را میگیرند و تو را به خودت برمیگردانند.
تولستوی در جنگ و صلح، ما را میبرد وسطِ میدان نبرد؛ جایی که همهچیز پر از هیاهو است: فریاد، فرمان، شتاب، ترس، غرور. پرنس آندره، که تا همین چند دقیقه قبل رویای افتخار و پیروزی در سر داشت، ناگهان زخمی روی زمین میافتد. دیگر نمیتواند بدود، نمیتواند ثابت کند، نمیتواند رهبری کند. او در اوج ناتوانی، در همان لحظهای که «توانمندی » از دستش خارج شده، چشمش به آسمان میافتد.
آسمانِ بزرگ و آرامی که انگار هیچکاری به این همه غوغا ندارد.
در آن نگاه، چیزی درون آدم جابهجا میشود. آنجا میفهمی چقدر از چیزهایی که ما برایشان میدویم—آن دلهرههای مدام برای برنده شدن، آن ترسِ همیشگی از عقب ماندن، آن نیازِ سیریناپذیر به ثابت کردنِ خودمان—وقتی از دور نگاهشان کنی، چقدر کوچکاند.
نه اینکه بیارزش باشند، نه؛ اما ما در تبِ روزمره، اندازه واقعیشان را گم کردهایم. ما همیشه درگیرِ «جنگ» هستیم؛ جنگِ با کار، جنگِ با رابطه، جنگِ با خودمان.
شاید این صحنه را باید جایی بنویسیم و به خودمان یادآوری کنیم: گاهی باید دست از دویدن بکشی، روی زمین بیفتی و فقط به آسمان نگاه کنی. ببینی این چیزی که دارد تو را میبلعد، واقعاً ارزشِ جان کندن دارد؟ یا فقط تو زیادی به هیاهوی اطرافت نزدیک ایستادهای؟
*
#کتاب_خوانی #جنگ_و_صلح #تولستوی #تأمل #آرامش #رشد_فردی #خانه_سیستمی
*خانه سیستمی؛ مکث کن، واضحتر ببین.*@khane_systemi
بعضی کتابها را که میخوانی، انگار یک دست نامرئی میخورد روی شانهات و میگوید: «صبر کن.» کتابهایی که مثل یک ترمز، سرعتِ بیرحمانهی ذهنت را میگیرند و تو را به خودت برمیگردانند.
تولستوی در جنگ و صلح، ما را میبرد وسطِ میدان نبرد؛ جایی که همهچیز پر از هیاهو است: فریاد، فرمان، شتاب، ترس، غرور. پرنس آندره، که تا همین چند دقیقه قبل رویای افتخار و پیروزی در سر داشت، ناگهان زخمی روی زمین میافتد. دیگر نمیتواند بدود، نمیتواند ثابت کند، نمیتواند رهبری کند. او در اوج ناتوانی، در همان لحظهای که «توانمندی » از دستش خارج شده، چشمش به آسمان میافتد.
آسمانِ بزرگ و آرامی که انگار هیچکاری به این همه غوغا ندارد.
در آن نگاه، چیزی درون آدم جابهجا میشود. آنجا میفهمی چقدر از چیزهایی که ما برایشان میدویم—آن دلهرههای مدام برای برنده شدن، آن ترسِ همیشگی از عقب ماندن، آن نیازِ سیریناپذیر به ثابت کردنِ خودمان—وقتی از دور نگاهشان کنی، چقدر کوچکاند.
نه اینکه بیارزش باشند، نه؛ اما ما در تبِ روزمره، اندازه واقعیشان را گم کردهایم. ما همیشه درگیرِ «جنگ» هستیم؛ جنگِ با کار، جنگِ با رابطه، جنگِ با خودمان.
شاید این صحنه را باید جایی بنویسیم و به خودمان یادآوری کنیم: گاهی باید دست از دویدن بکشی، روی زمین بیفتی و فقط به آسمان نگاه کنی. ببینی این چیزی که دارد تو را میبلعد، واقعاً ارزشِ جان کندن دارد؟ یا فقط تو زیادی به هیاهوی اطرافت نزدیک ایستادهای؟
*
#کتاب_خوانی #جنگ_و_صلح #تولستوی #تأمل #آرامش #رشد_فردی #خانه_سیستمی
*خانه سیستمی؛ مکث کن، واضحتر ببین.*@khane_systemi
۴۶۷
۲۰:۴۲
کارگاه تخصصیوقتی هیجان درمانگر وارد رابطه درمانی میشود
با تدریس:دکتر اسماعیل موسوی
با تدریس:دکتر اسماعیل موسوی
۳۶۸
۱۰:۳۰
ماه، مهمانِ همیشگیِ حوضِ ماست؛ اینجا در خانه سیستمی، شب هم بوی آرامش میدهد
۴۴۳
۱۷:۳۸
تلهای که نامش را «فداکاری» میگذاریم.
گاهی در رابطه، ما «خوب بودن» را با «مطیع بودن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم اگر همیشه موافق باشیم، اگر هرگز «نه» نگوییم و اگر همیشه نیازهای طرف مقابل را بر نیازهای خودمان مقدم بدانیم، رابطهمان ایمن میماند.
اما حقیقت تلخ اینجاست: وقتی از ترسِ طرد شدن، خودمان را نادیده میگیریم، در واقع داریم طرحواره **«اطاعت»** را در جانِ رابطهمان میکاریم.
*این یعنی چه؟
یعنی ما اجازه میدهیم دیگران کنترلِ نیازها، احساسات و تصمیماتِ ما را به دست بگیرند. در این حالت، ما نه از روی عشق، که از روی «ترس» عمل میکنیم؛ ترس از اینکه اگر «خودِ واقعیمان» باشیم، دوستداشتنی نباشیم.
رابطهی سالم، رابطه دو آدمِ متمایز است، نه رابطه یک «فرمانبردار» و یک «فرمانروا».
پرسشِ امروز برای تأمل:*در آخرین باری که «بله» گفتی، قلبت چقدر «نه» میخواست؟آن «نه» واقعی، همان جایی است که باید دوباره «خودت» را پیدا کنی.
#خانه_سیستمی #طرحواره_درمانی #تله_اطاعت #خودشناسی #مرزهای_سالم #روانشناسی_رابطه
@khane_sistemy
گاهی در رابطه، ما «خوب بودن» را با «مطیع بودن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم اگر همیشه موافق باشیم، اگر هرگز «نه» نگوییم و اگر همیشه نیازهای طرف مقابل را بر نیازهای خودمان مقدم بدانیم، رابطهمان ایمن میماند.
اما حقیقت تلخ اینجاست: وقتی از ترسِ طرد شدن، خودمان را نادیده میگیریم، در واقع داریم طرحواره **«اطاعت»** را در جانِ رابطهمان میکاریم.
*این یعنی چه؟
یعنی ما اجازه میدهیم دیگران کنترلِ نیازها، احساسات و تصمیماتِ ما را به دست بگیرند. در این حالت، ما نه از روی عشق، که از روی «ترس» عمل میکنیم؛ ترس از اینکه اگر «خودِ واقعیمان» باشیم، دوستداشتنی نباشیم.
رابطهی سالم، رابطه دو آدمِ متمایز است، نه رابطه یک «فرمانبردار» و یک «فرمانروا».
پرسشِ امروز برای تأمل:*در آخرین باری که «بله» گفتی، قلبت چقدر «نه» میخواست؟آن «نه» واقعی، همان جایی است که باید دوباره «خودت» را پیدا کنی.
#خانه_سیستمی #طرحواره_درمانی #تله_اطاعت #خودشناسی #مرزهای_سالم #روانشناسی_رابطه
@khane_sistemy
۳۴۸
۲۰:۴۰
پاتوق فرهیختگان
شیرین بر سر دوراهی
«تیشه یا تاج»
به روایت: دکتر اسماعیل موسوی
یکشنبه، هفدهم خرداد ماه، ساعت ۱۹:۳۰
لینک تهیه بلیت:
https://pay.daroonnegar.ir/link/771354
خانه سیستمی
0913339717503131306290
@khanesystemi
شیرین بر سر دوراهی
«تیشه یا تاج»
به روایت: دکتر اسماعیل موسوی
https://pay.daroonnegar.ir/link/771354
@khanesystemi
۳۲۱
۱۲:۱۰
به بهانهی پاتوق فرهیختگان این هفته، دمی صفا کنیم.
۲۳۷
۲۰:۳۱