{ شهید آیت الله العظمی خامنهای (رضواناللهعلیه)یاد امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نشاندهندۀ این است که خورشید طلوع خواهد کرد، روز خواهد آمد.
Channel | @khatemoqadam_ir
Channel | @khatemoqadam_ir
۱۶۷
۱۰:۰۷
Channel | @khatemoqadam_ir
۱۸۶
۱۲:۵۰
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران با شعار «بخوانیم برای ایران» آغاز شد. در روزهایی که بیش از هر زمان دیگری به تفکر، آگاهی و شناخت قهرمانان واقعیمان نیاز داریم، کتاب بهترین پناهگاه و صمیمیترین همسنگر ماست.
امتیازات ویژهی این نمایشگاه برای شما:
٪۲۵ تخفیف ویژه (۱۵٪ تخفیف ناشر + ۱۰٪ یارانه وزارت ارشاد) تا سقف ۲ میلیون تومان خرید.
(برای خریدهای بالای ۲ میلیون تومان، تخفیف ۱۵ درصدی ناشر همچنان پابرجاست!)
Channel | @khatemoqadam_ir
۱۲۶
۷:۱۹
{ گاهی که صدای پارک ماشینی را جلوی ساختمان میشنیدیم، بهشوخی به هم میگفتیم «استیشن آمد. بلند شو ساکات را ببند... کارهایت را بکن... نوبت توست... شوهرت را شکلاتپیچ آوردهاند....». خدا میداند چه غمی پشت این شوخی بود. در ایام عملیات، با صدای توقف هر ماشینی جلوی ساختمان، بند قلبمان پاره میشد.
ساختمان کیانپارس | زندگی در جنگ بهروایت همسران فرماندهان
زهرا حیدری
سفارش این کتاب در نمایشگاه مجازی کتاب تهران با ۲۵٪ تخفیف + ارسال رایگان
Channel | @khatemoqadam_ir
Channel | @khatemoqadam_ir
۹۰
۹:۰۱
{ چی شد؟ چرا اسیر شدم؟ آن دم غروبی توی شیخ مسکین، کاش نمیرفتم آنطرف که ببینم چه خبر است! کاش سر جایم میماندم! هر چی بیشتر کتک میخوردم و اذیت میشدم، بیشتر به آن روز لعنتی فکر میکردم؛ نهفقط آن روز، یاد روزهای دیگر هم میافتادم؛ روزهای قبل از اسارت.یاد روزهایی میافتادم که توی ملیحه کنار بچهها بودم؛ یاد ابوحامد و فاتح؛ یاد سیدابراهیم و سیدسراج و روزهایی که توی مدرسه با هم میگذراندیم. با خودم فکر میکردم الآن آنها کجا هستند و من کجا؟!یک موقعی توی کارخانۀ دمپاییسازی، شب تا صبح پای دستگاه میایستادم و کار میکردم. خسته و خوابآلود میرسیدم خانه و تا لنگ ظهر میخوابیدم. الآن کجا هستم؟ چی شد؟! چه جوری این بلا سرم آمد؟اصلاً فکرش را هم نمیکردم که یک روز اسیر بشوم. کاش به حرف سیدابراهیم که گفت نرو منطقه، گوش میکردم! علیمحمد بهم گفت «اگر میخواهی، ببرمت پیش خودمان.». کاش... کاش... کاش...هر چی بیشتر کتک میخوردم و تحقیر میشدم، بیشتر یاد گذشته میافتادم. فکر و خیال داشت دیوانهام میکرد: چرا آن دم غروبی سر جایم نماندم؟ چرا رفتم سرک بکشم؟ اصلاً به من چه مربوط بود؟
شبح | خاطرات سیدعلی جعفری؛ اسیر فراری از زندان تکفیریها
محمدرضا نصرت
سفارش این کتاب در نمایشگاه مجازی کتاب تهران با ۲۵٪ تخفیف + ارسال رایگان
Channel | @khatemoqadam_ir
Channel | @khatemoqadam_ir
۷۹
۲۱:۴۳
{ حجت الاسلام والمسلیمن شهید سید ابراهیم رئیسی
آنجا که قلم به دستان فرهیخته، دست به قلم بردهاند و بر اساس فرهنگ اسلامی و آموزههای اهل بیت علیهم السلام مطالبی را نگاشتهاند، آثار گران بهایی که انسان ساز و مجاهد ساز بوده، خلق شده است.
Channel | @khatemoqadam_ir
آنجا که قلم به دستان فرهیخته، دست به قلم بردهاند و بر اساس فرهنگ اسلامی و آموزههای اهل بیت علیهم السلام مطالبی را نگاشتهاند، آثار گران بهایی که انسان ساز و مجاهد ساز بوده، خلق شده است.
Channel | @khatemoqadam_ir
۸۷
۱۲:۲۸
{ امام شهید انقلاب:«اگر بنده شاعر بودم، یقیناً در مدح آقای سرهنگی قصیده میساختم؛ حقیقتاً جا دارد؛ چون کارِ بسیار بزرگ و بااهمیتی است...»
٢۵ درصد تخفیف خرید کتاب «قاسم» به روایت مرتضی سرهنگی؛ پرافتخارترین کتاب سال ١۴٠۴
برندۀ جایزۀ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
برندۀ جایزۀ جلال آلاحمد
تقدیرشدۀ جایزۀ کتاب سال دفاع مقدس
قاسم؛ زندگی و زمانۀ سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی از زبان خودهماکنون در نمایشگاه مجازی کتاب، با تخفیف و ارسال رایگان
لینک خرید (کلیک کنید)
Channel | @khatemoqadam_ir
قاسم؛ زندگی و زمانۀ سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی از زبان خودهماکنون در نمایشگاه مجازی کتاب، با تخفیف و ارسال رایگان
Channel | @khatemoqadam_ir
۳۹۵
۱۰:۰۶
{ وی [شهید سلیمانی] بشدت ولایتمدار بود. همواره با کلام و به ویژه رفتار خود تأکید میکرد که «من سرباز» نظام و آقا (اشاره به مقام معظم رهبری) هستم. نگاه اعتقادی وی بهابعاد اسلام ناب محمدی (ص) و تلاش برای مبارزه با ظلم و برقراری عدالت درخور تحسین بود. وی بارها در جلسات میگفت که امروز ما این توفیق را پیدا کردهایم که برای این نظام مقدس جمهوری اسالمی ایران کار کنیم. بدانید که این توفیق خیلی بزرگی است.
🧳 اسرار سلیمانی | مقالات جمعی دربارۀ سردار شهید حاج قاسم سلیمانی🪶 شهید حسین امیرعبداللهیان
️ سفارش این کتاب در نمایشگاه مجازی کتاب تهران با ۲۵٪ تخفیف + ارسال رایگان
Channel | @khatemoqadam_ir
🧳 اسرار سلیمانی | مقالات جمعی دربارۀ سردار شهید حاج قاسم سلیمانی🪶 شهید حسین امیرعبداللهیان
Channel | @khatemoqadam_ir
۵۶
۱۲:۱۳
{ گفت: «میدانستند که من با جِیش [ارتش سوریه] کار میکنم و حکومتی هستم، ریختند توی خانهمان. من فرار کردم، رفتم پشتبام. ساختمان پنج طبقه بود. از بالا دیدم که زن و بچه و مادرم را کشیدند و بردند پایین، و به زانو روی زمین نشاندند. گفتند بیا پایین، خودت را تسلیم کن. داشتم میرفتم خودم را تسلیم کنم که از طبقۀ سوم دیدم بنزین ریختند روی زن و مادرم، و آتششان زدند. دوباره رفتم پشـتبام، و از دستشان فرار کردم. از زنم همین حلقه مانده برایم و از مادرم هیچ چی.
🧳 میاندار | خاطرات شفاهی شهید حسن عبداللهزاده🪶 مسعود امیرخانی
️ سفارش این کتاب در نمایشگاه مجازی کتاب تهران با ۲۵٪ تخفیف + ارسال رایگان
Channel | @khatemoqadam_ir
🧳 میاندار | خاطرات شفاهی شهید حسن عبداللهزاده🪶 مسعود امیرخانی
Channel | @khatemoqadam_ir
۶۵
۱۹:۵۳
{ فردا صبح زود گفتند سریع خودت را برای جلسۀ فرماندهان به قرارگاه مرکزی برسان. من هم رفتم و به جلسه رسیدم. آنجا فرماندهان عملیات دور هم جمع شده بودند. گوشهای نشستم و به حرفهاشان گوش دادم. عملیات طولانی شده بود و همه خسته بودیم. نوبت هرکدام میرسید، میگفتند بهتر است عملیات را متوقف کنیم و نیروها را بفرستیم استراحت و بازسازی، دیگر کشش ندارند، میتوانیم بعداً آن را تکمیل کنیم. با آنکه من هم توی فشار بودم، دلم لرزید. حالا وقت پا پس کشیدن نبود. مانده بودم چه تصمیمی میگیرند. تقریباً به این نتیجه رسیده بودند که عملیات را تمام کنند. یکدفعه حسن باقری بلند شد و با یک فریاد بهموقع مسئله را حل کرد. گفت: «کجا...؟ کجا برویم...؟ ما به مردم قول دادهایم، ما هنوز نزدیک خرمشهر نشدهایم، در شهرها همه فکر میکنند خرمشهر محاصره است، الآن برگردیم برویم به مردم چه بگوییم؟»او یک جوان عادی نبود. استثنایی بود. شاهکلید فتح خرمشهر بود. حسن باقری به تعبیر صحیحش بهشتیِ جنگ بود. همان نقشی را که شهید بهشتی در انقلاب داشت، حسن در جنگ بازی میکرد.
🧳 قاسم به روایت مرتضی سرهنگی | زندگینامه شهید حاج قاسم سلیمانی🪶 مرتضی سرهنگی
️ سفارش این کتاب در نمایشگاه مجازی کتاب تهران با ۲۵٪ تخفیف + ارسال رایگان
Channel | @khatemoqadam_ir
🧳 قاسم به روایت مرتضی سرهنگی | زندگینامه شهید حاج قاسم سلیمانی🪶 مرتضی سرهنگی
Channel | @khatemoqadam_ir
۴۶
۲۰:۰۱