𓂃سلام، دخترم ۱۸ سالمهپارسال یازدهم بودم و سر کلاس دینی بودیم معلم ازم پرسید چه ویژگی هایی انسان رو از حیوانات متمایز میکنه؟ و من خیلی ریلکس گفتم ما عقل داریم ولی انسان ها ندارن
همزمان هم خودمو تخریب کردم هم معلم و بچه هارو
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : عالی بود جدی خندیدم


• @Khaterate_nargili
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : عالی بود جدی خندیدم
۳۲۴
۱۷:۴۲
౾ خاطرات نارگیلی!🥥
𓂃 سلام، دخترم ۱۸ سالمه پارسال یازدهم بودم و سر کلاس دینی بودیم معلم ازم پرسید چه ویژگی هایی انسان رو از حیوانات متمایز میکنه؟ و من خیلی ریلکس گفتم ما عقل داریم ولی انسان ها ندارن
همزمان هم خودمو تخریب کردم هم معلم و بچه هارو . میو ᴀᴅᴍɪɴ : عالی بود جدی خندیدم

• @Khaterate_nargili
𓂃یه خاطره دیگه از این دوستمون
یبارم دوماه پیش که سرکار بودم تایم بعد ازظهر مشتری خیلی زیاد بود و دست تنها بودم یه نفر پرینت داشت گفت پرینت داشتم از کجا ارسال کنم؟ گفتم به فلان شماره توی ایتا بفرست بعد یهو مغازه پر شد و رفتم خرید چندنفر رو حساب کردم اومدم پشت سیستم نشستم بعد بجای اینکه بگم اسمتون؟( اسم اکانتشون رو میپرسیدم) با جدیت تمام گفتم رمزتون؟زنه گفت پرینت داشتم. بعد من همچنان با جدیت گفتم میدونم خب رمزتون چنده؟ بنده خدا کپ کرده بود منم دوباره گفتم خانم سرم شلوغه میشه رمزتونو بگید؟ بعد که خندید فهمیدم سوتی دادم
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : یاد اون افتادم که هی میگفت آخی بچه شیش ماهه دارین؟چندسالشه؟


• @Khaterate_nargili
یبارم دوماه پیش که سرکار بودم تایم بعد ازظهر مشتری خیلی زیاد بود و دست تنها بودم یه نفر پرینت داشت گفت پرینت داشتم از کجا ارسال کنم؟ گفتم به فلان شماره توی ایتا بفرست بعد یهو مغازه پر شد و رفتم خرید چندنفر رو حساب کردم اومدم پشت سیستم نشستم بعد بجای اینکه بگم اسمتون؟( اسم اکانتشون رو میپرسیدم) با جدیت تمام گفتم رمزتون؟زنه گفت پرینت داشتم. بعد من همچنان با جدیت گفتم میدونم خب رمزتون چنده؟ بنده خدا کپ کرده بود منم دوباره گفتم خانم سرم شلوغه میشه رمزتونو بگید؟ بعد که خندید فهمیدم سوتی دادم
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : یاد اون افتادم که هی میگفت آخی بچه شیش ماهه دارین؟چندسالشه؟
۳۲۶
۱۷:۴۲
𓂃درودآرمانم ۲۳ سالمهواسه داداش بزرگم رفته بودیم خواستگاری رو میزشون یه آناناس درشت برش نخورده گذاشته بودن بچه خواهرم گیر داده بود که آناناس میخوام
رفتن چاقو آوردن برش زدن دادیم خورد
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : وای وای از این بچها

• @Khaterate_nargili
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : وای وای از این بچها
۳۲۵
۱۷:۴۴
𓂃سلامنیلا ام 12 سالمه. یه روز رفته بودم عطاری میخواستم جوش شیرین بگیرم، بعد به فروشنده گفتم اندازه 50 تومن جوش شیرین بده. فروشنده جوش شیرینو ریخت تو پاکتو من نمیدونم چیشد که یه همچین چیزیو گفتم: چقد میشه آقا؟(منظورم پولش بود
) از خجالت آب شدمممم. به خودم گفتم بشر مگه خودت اول نگفتی اندازه 50 تومننن؟ 
خلاصه اینم از داستان مااا.میو ᴀᴅᴍɪɴ : پیش میاد


• @Khaterate_nargili
۳۳۶
۱۷:۴۴
𓂃سلام سلااام مهتامآقا ما چندروز پیش رفته بودیم عید دیدنی دخترشون یه سینی پر پیاله های آجیل و تخمه دستش بود اومد از جلوی من رد بشه که یکی یکی بزاره جلومون آقا من نشسته بودم روی زمین یهو دیدم یه پیاله با نخودچی هاش تو هوا داره میوفته تو سرم که خوشبختانه بهم نخورد افتاد یه میلیمتری پام و دنیام پر نخودچی شد
بعد اون بنده خدا اینجوری
گفت وای افتاد روت ببخشید وای منم گفتم نه و نتونستم خودمو کنترل کنم زدم زیر خنده اون و بقیه هم از خنده های من خندهشون گرفت انقدر ویبره رفت یه کاسه تخمه آفتابگردونم نزدیک بود بیوفته که خداروشکر گرفتش
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : اونجا که گفتی دنیام پر نخودچی شد مردم

• @Khaterate_nargili
بعد اون بنده خدا اینجوری
۳۴۳
۱۷:۴۴
𓂃سلام پریدختم ۱۲ سالمه من یه بار با اعتماد به نفس چای دم کردم و توش کلی گل محمدی و دارچین و همه چی ریخته بودم ،وقتی آوردم تعارف کردم، مهمونا کلی تعریف کردن که چاییت چه عطر خوبی داره.
آقا چشتون روز بد نبینه آقا سر قندون رو برداشت که قند برداره ،یهو زد زیر خنده..فهمیدیم که توی قندون، یه دونه قند هم نیست و قندونای خالی رو آوردم که مامانم توی سینی گذاشته بود تا من پُرشون کنم ...
.میو ᴀᴅᴍɪɴ : نه سیسی بوی عطر چایت نابیناشون کرده بود قندارو نمیدیدن


• @Khaterate_nargili
۳۸۶
۱۷:۴۴
جوین شو خوشگله پاکت داریم🥹
۴۰۱
۸:۱۷
౾ خاطرات نارگیلی!🥥
جوین شو خوشگله پاکت داریم🥹
۱۰ نفره
۳۵۶
۸:۲۸
۴۰ تا بشیم گذاشتم🤍
۳۶۲
۸:۴۳

پاکت هدیه
بمون جیگرطلا، آخریش نبود🪭