تهِ کلاس😁(خاطرات طنز مدرسه)
وضعیت اعصابم وقتی از مدرسه میام خونه : 𝑱𝒐𝒊𝒏 :
@khateratemadresse
بره مجله برسه به دست اعصاب خوردای بعد مدرسه
۱.۴K
۱۰:۴۴
روزی که جنگ شد ما سر زنگ زبان بودیم یکدفعه صدا انفجار اومد ما سرمون رو آوردیم بالا دیدیم معلم زبانمون نیستیعنی به محض اینکه صدا رو شنید از کلاس رفت بیرون 
وقتی اومدم بگم کلاسا رو تخلیه کنید و جنگ شده و اینا ما معلممون سر کلاس نبوداونروز که هول شده بودیم هیچ بعدش این شد یه خاطره هر سری با دوستامون دور هم جمع میشیم یه ساعت داریم میخندیم

𝑱𝒐𝒊𝒏 :
@khateratemadresse
𝑱𝒐𝒊𝒏 :
۷۶۶
۱۳:۳۵
سلام خوبین؟ من نهمم امروز دفاعی داشتم دبیر یه سوال پرسید جوابش میشد تهدید فرهنگیگفت چی میشه خواستم بگم تهدید فرهنگی گفتم تهدید فرنگی










خدا رحم کرد کسی نشنید

𝑱𝒐𝒊𝒏 :
@khateratemadresse
۷۶۲
۱۳:۳۵
سلام خوبین همگیچند روز پیش زنگ قرآن، معلم قرآن داشت حضور غیاب می کردبعد می خواست بگه اسما اعظمی گفت اسماعیل اعظمی
ما هم چند ثانیه تو شوک بودیم و جالبه که معلمه عادی بود و خودش نفهمیده بود که اشتباه گفتهبعد ما بهش گفتیم و کلاس ترکید

بیچاره معلمه کلی از دختره(اسما اعظمی) معذرت خواهی کرد و گفت ببخشید ذهنم درگیر بود




𝑱𝒐𝒊𝒏 :
@khateratemadresse
𝑱𝒐𝒊𝒏 :
۷۶۲
۱۳:۳۵
دخترم کلاس اولی هست، برای اولینبار اون روز پول برده مدرسه تنها خرید کرده، چهارتا پنجاهی بهش داده بودم، داده به خانمِفروشنده دوتا بستنی برای خودش و دوستش خریده، اون یکی پنجاهی که اضافه بوده رو خانومِ داده بهش و گفته این دیگه بستنی نمیشه، اینم انداخته سطل آشغال



𝑱𝒐𝒊𝒏 :
@khateratemadresse
𝑱𝒐𝒊𝒏 :
۷۶۹
۱۳:۴۱
سلام وقت بخیرمن دهه شصتی هستممن راهنمایی که بودم به شدت درسخون بودم و اهل آهنگ و این چیزا نبودم و خواننده ها رو نمیشناختم اول سال تحصیلی یه پسر قد بلند ( دو سال مردود شده بود) بود ته کلاس می نشست میگفت من جواد یساری هستم با گچ هم رو دیوار نوشته بود... من تا یه هفته فکر میکردم اسمش جواد یساریه... یک روز معلم صداش کرد حمید جوراب بافاناون پسره هم گفت: بلهمن گفتم آقا این اسمش جواد یساریه
معلم و کل بچه ها ترکیدن از خنده

𝑱𝒐𝒊𝒏 :
@khateratemadresse
𝑱𝒐𝒊𝒏 :
۶۹۲
۱۶:۱۲