این #قوی ترین یا #باهوش ترین گونه ها نیستندکه دوام می آورند؛بلکه موجودی باقی میماند که بیشتر از همه با تغییر سازگار باشد.
#داروین
#داروین
۱۹۳
۲۰:۲۱
به دنبال من تا پایین پلهها آمد تا نکتهای را یادآوری کند. وقتی به او گفتم: از حس مسئولیت و تعهدتان واقعاً لذت بردم، مکثی کرد و گفت:
اگر من کارم را در سازمان خوب انجام ندهم یا به اربابرجوع احترام نگذارم، او هم کارمند جای دیگریست؛ همین رفتار را یاد میگیرد و در نتیجه، اربابرجوعِ او هم ناراضی میشود. آن فرد هم در جای دیگری با دیگران همین رفتار را ادامه میدهد؛ جایی که شاید روزی خودِ من به آن مراجعه کنم.
ساختن جامعهای بهتر، از همان برخوردی آغاز میشود که امروز با یک انسان داریم؛کسی که شاید هرگز دوباره او را نبینیم.
فرزانه حساممدرس نورولیدرشیپ و مربی توسعه فردی









لینک کانال بلهhttps://ble.ir/kherad_afarin
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
اگر من کارم را در سازمان خوب انجام ندهم یا به اربابرجوع احترام نگذارم، او هم کارمند جای دیگریست؛ همین رفتار را یاد میگیرد و در نتیجه، اربابرجوعِ او هم ناراضی میشود. آن فرد هم در جای دیگری با دیگران همین رفتار را ادامه میدهد؛ جایی که شاید روزی خودِ من به آن مراجعه کنم.
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
۳۲۷
۲۲:۰۹
شاید بزرگترین مانعِ مسیر، روبهروی ما نباشد؛ درونِ ما باشد.
خیلی وقتها تصور میکنیم تنها راهِ رسیدن به نتیجه، تلاشِ بیشتر است.اما روانشناسی عملکرد نکتهی مهم دیگری را نشان میدهد:ترس از شکست، ترس از قضاوت، باورهای محدودکننده و تردید نسبت به خود...اینها مانند ترمزهای ذهن عمل میکنند. هرچه این ترمزها قویتر باشند، حتی با وجود تلاش زیاد، پیشرفت کندتر خواهد بود.
پس با امید حرکت کن با عشق تلاش کن و ترمزهای ذهنت رو یکییکی رها کن.

فرزانه حساممدرس نورولیدرشیپ و مربی توسعه فردی






سفر درون؛ کانالی برای خودشناسی، خردمندی و توانمندی
لینک کانال بلهhttps://ble.ir/kherad_afarin
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
۱۹۲
۸:۰۹
امروز دنیا جای بهتری برای زندگی بود...اگر بلد بودیم بدون در نظر گرفتن فقط منافع شخصی، زندگی کنیماگر بلد بودیم بدون قید و شرط عشق بورزیماگر بلد بودیم بدون ترس زندگی کنیماگر بلد بودیم تضاد را بدون خشونت برطرف کنیماگر بلد بودیم پیش از قضاوت ، دیگری را درک کنیم
شاید صلح، پیش از آنکه به دستِ سیاستمداران امضا شود، باید در قلبِ انسانها متولد شود.

۲۵۸
۱۹:۴۶
همه ما، جنگ را در زندگیمان تجربه کردهایم...نه فقط میان کشورها، بلکه در خانه، محل کار و حتی در گفتوگوهای روزمره.
بیشترِ این جنگها، از جایی آغاز میشوند که کسی دیگری را نمیفهمد.
از نگاه روانشناسی، وقتی انسان احساس کند دیده یا فهمیده نمیشود، مغزش وارد حالت دفاعی میشود. در این حالت، دیگر هدف، فهمیدن نیست؛ بلکه برنده شدن است. و درست از همین نقطه، گفتوگو جای خود را به جدال میدهد.
#شنود_موثر#همدلی#صلح
بیشترِ این جنگها، از جایی آغاز میشوند که کسی دیگری را نمیفهمد.
#شنود_موثر#همدلی#صلح
۲۳۹
۱۱:۰۸
شاید ریشهی بیشتر قضاوتهای ما همین باشد...دیروز کسی از من پرسید: «نظرت دربارهی شبکهسازی چیه؟»منم چون سالها در حوزههای مختلفِ شبکه مثل شبکههای کامپیوتری، شبکهسازی ارتباطی و... کار کرده بودم، به جای اینکه فوری جواب بدم، پرسیدم: «منظورت کدوم نوع شبکهسازیه؟»و گفتگومون ادامه پیدا کرد.
وقتی به خونه برگشتم ، مدام به این گفتوگو فکر میکردم که اگر سالها با این موضوع سروکار نداشتم، احتمالاً بدون مکث، از زاویهی ذهن خودم پاسخ میدادم؛ چون تصور میکردم منظورش رو میدونم. 
این گفتوگو دوباره برام یادآور نکتهای شد که بارها توی زندگی و کار تجربه کرده بودم و گفتم باهاتون به اشتراک بذارم
هرچه شناخت ما از یک موضوع محدودتر باشه، بیشتر گمان میکنیم پاسخ رو میدونیم. اما وقتی با ابعاد مختلف یک موضوع آشنا میشیم، میفهمیم که یک کلمه، میتونه معناهای متفاوتی داشته باشد و قبل از پاسخ، باید بیشتر پرسید.
و شاید به همین دلیله که قضاوت کردن خیلی سریع اتفاق میوفته؛ چون اغلب از پیچیدگیِ واقعیت خبر نداره.
بعبارتی هرچه دنیای ذهنی ما کوچکتر باشه، آدمها رو زودتر قضاوت میکنیم.و هرچه آگاهیمون گستردهتر بشه، بیشتر میفهمیم که برای فهمیدنِ یک انسان، یک اتفاق یا حتی یک کلمه... باید بیشتر پرسید و کمتر قضاوت کرد.
فرزانه حساممدرس نورولیدرشیپ و مربی توسعه فردی










سفر درون؛ کانالی برای خودشناسی، خردمندی و توانمندی
لینک کانال بلهhttps://ble.ir/kherad_afarin
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
این گفتوگو دوباره برام یادآور نکتهای شد که بارها توی زندگی و کار تجربه کرده بودم و گفتم باهاتون به اشتراک بذارم
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
۱۹۸
۱۲:۴۸
گفتم امروز این غزل از #حضرت_مولانا رو بذارم؛خودم خیلی دوستش دارم.امیدوارم برای شما هم شیرین و آرامش بخش باشه
هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه نداند


هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
۳۹۱
۶:۳۳
یا وارد بازی دیگران نشو؛یا اگر شدی،سبک خودتُ بازی کنچند روز پیش مادری با نگرانی بهم گفت:به فرزندم چیزهایی رو یاد میدم که گاهی در جامعه، پیامهای متناقضی در مورد اونها میبینه. از مسئولیتپذیری، انتخابهای درست،ارزشهای انسانی و ارزش آفرینی؛ اما او میبینه که گاهی دیده شدن، مهمتر از ارزشمند بودنِ؛ ظاهر، بیشتر از شخصیت تشویق میشه و رابطه، گاهی بیش از شایستگی تعیین کننده است...و این منو خسته و سردرگم کرده.
بهشون گفتم بله ما لازمه یاد بگیریمیا وارد بازی دیگران نشیم؛یا اگر شدیمبه سبک خودمون بازی کنیم
اما حرفش ذهن من رو درگیر کرد که شاید یکی از مهمترین وظایف #والدین و مربیان امروز این باشه که به فرزندان بیاموزن "هر بازیای ارزشِ بازی کردن نداره؛" و یکی از مهمترین مسئولیتهای خودِ ما هم این باشه که "شجاعتِ زندگی کردن بر پایهی ارزشهای خودمون رو داشته باشیم."
بدلیل اینکه جامعه هر روز، پیامهای گوناگون و گاهی متناقض به ما میده؛ دربارهی انتخاب شغل، سبک زندگی، انتخاب دوست، تعریف موفقیت، محل زندگی و حتی اینکه چه چیزی رو ارزش بدونیم؛که اگر #هوشیار نباشیم، ممکنِ تمام عمرمون رو صرف برنده شدن در بازیای کنیم که از همان ابتدا بازیِ ما نبوده و شاید یکی از مهمترین دلایل ناشاد زیستن هم همین باشه.
*پس بازیِ خودتُ بکن؛ متناسب با علایق، استعدادها، شرایط و مهمتر از همه، ارزشهات.و مراقب باش اگر روزی وارد بازیِ دیگران شدی، ارزشهات رو پشتِ درِ اون جا نگذاری.
️البته این به معنای نادیده گرفتن دیگران نیست؛ بلکه به معنای آگاهانه انتخاب کردن مسیر خودتِ
فرزانه حساممدرس نورولیدرشیپ و مربی توسعه فردی









سفر درون؛ کانالی برای خودشناسی، خردمندی و توانمندی
لینک کانال بلهhttps://ble.ir/kherad_afarin
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
#بیداری_درون#شادی_واقعی#آگاهی
بهشون گفتم بله ما لازمه یاد بگیریمیا وارد بازی دیگران نشیم؛یا اگر شدیمبه سبک خودمون بازی کنیم
کانال تلگرامhttps://t.me/kherad_afarin_ac
#بیداری_درون#شادی_واقعی#آگاهی
۳۴۵
۱۱:۰۰
آن که درون من زندگی میکنداز بچگی یادمان دادهاند خودت باش. اما هیچ وقت نگفتهاند این خودت دقیقا کدام «خود» است. آن که در آینه میبینی؟ آن که در جمع ادای محکم بودن درمیآورد؟ یا آن صدای ریز و سمجی که شبها، وقتی چراغها خاموش میشود، میآید کنار گوشت و بیرحمانهتر از هر دشمنی، بازخواستت میکند.
راستش من سالها فکر میکردم «خودت باش» یعنی همانی باش که بقیه او را راحتتر میپذیرند. یعنی نسخهای که کمتر دردسر دارد، کمتر سوال میپرسد، کمتر دل میبندد و کمتر به هم میریزد. اما هرچه جلوتر رفتم، حس کردم آن صدای ریز شبانه از همه واقعیتر است. همان که وقتی لبخند میزنی، میگوید واقعا خوبی؟
شاید هم من واقعی نه آن تصویر صیقلی در آینه است، نه آن صدای قاضی در تاریکی. شاید چیزی است بین این دو؛ یک موجود خاکستری، خسته، گاهی خودخواه، گاهی مهربان، که فقط می خواهد دیده شود بی آنکه مجبور باشد نقشی را ثابت کند.
انگار ما بیشتر از آنکه یک نفر باشیم، مجموعهای از نسخههای موقتی هستیم. یک من برای خانواده، یک من برای رفقا، یک من برای شبکههای اجتماعی، و یک من که حتی از خودش هم قایم می شود. اما من واقعی شاید همان کسی است که وقتی هیچ مخاطبی نیست، نه می خواهد تاثیر بگذارد، نه تایید بگیرد، نه نقش بازی کند. همان که از اعتراف به ضعفهایش خجالت نمیکشد و از میلهای تاریکش فرار نمیکند. من واقعی احتمالا آن نقطهای است که بین ترس و صداقت معلق مانده؛ جایی که اگر جرئت کنی چند ثانیه بیشتر بمانی، میفهمی چقدر از زندگیات را صرف قانع کردن دیگران کردهای که قویتر، بهتر و بی نقصتری.
شاید رشد کردن یعنی کمکم یاد بگیری این چند «من» را بشناسی. بدانی کدامشان زخمی است، کدامشان مغرور و کدامشان فقط دنبال محبت سادهای است که سالها آن را دریافت نکرده. شاید قرار نیست یکی حذف شود. شاید فقط باید یاد بگیریم پای یک میز بنشانیمشان و بگوییم بیایید با هم زندگی کنیم.
این نوشته از من نیست، اما حرفی دارد که شاید ارزش چند دقیقه تأمل را داشته باشد.
راستش من سالها فکر میکردم «خودت باش» یعنی همانی باش که بقیه او را راحتتر میپذیرند. یعنی نسخهای که کمتر دردسر دارد، کمتر سوال میپرسد، کمتر دل میبندد و کمتر به هم میریزد. اما هرچه جلوتر رفتم، حس کردم آن صدای ریز شبانه از همه واقعیتر است. همان که وقتی لبخند میزنی، میگوید واقعا خوبی؟
شاید هم من واقعی نه آن تصویر صیقلی در آینه است، نه آن صدای قاضی در تاریکی. شاید چیزی است بین این دو؛ یک موجود خاکستری، خسته، گاهی خودخواه، گاهی مهربان، که فقط می خواهد دیده شود بی آنکه مجبور باشد نقشی را ثابت کند.
انگار ما بیشتر از آنکه یک نفر باشیم، مجموعهای از نسخههای موقتی هستیم. یک من برای خانواده، یک من برای رفقا، یک من برای شبکههای اجتماعی، و یک من که حتی از خودش هم قایم می شود. اما من واقعی شاید همان کسی است که وقتی هیچ مخاطبی نیست، نه می خواهد تاثیر بگذارد، نه تایید بگیرد، نه نقش بازی کند. همان که از اعتراف به ضعفهایش خجالت نمیکشد و از میلهای تاریکش فرار نمیکند. من واقعی احتمالا آن نقطهای است که بین ترس و صداقت معلق مانده؛ جایی که اگر جرئت کنی چند ثانیه بیشتر بمانی، میفهمی چقدر از زندگیات را صرف قانع کردن دیگران کردهای که قویتر، بهتر و بی نقصتری.
۲۵۴
۲:۵۳
۷۸
۲۱:۳۳