#مرور_تاریخ ۱
مخمصه ای به نام حرّان - نبردی که دنیای باستان را تغییر داد
شکست کراسوس 50 هزار نفری مقابل سورنای 7 هزار نفری، فقط یک شکست غیر قابل پیش بینی و باورنکردنی نبود. یک فاجعه برای روم بود. نه تنها افسانه شکست ناپذیری 200 ساله روم از میان رفت، بلکه ساختار جمهوری در روم نیاز برای همیشه به پایان رسید و دوران بی ثبات و ناپایدار امپراطور ها در روم آغاز شد. بعد از این شکست در ۶ می سال 53 قبل از میلاد، درست است که با کودتای ژولیوس سزار روم شکل امپراطوری گرفت. اما خیلی طول نکشید که با قتل سزار در مجلس سنا توسط سناتورهای روم، همه فهمیدند که تکیه زدن به جایگاه امپراطور در روم به قیمت ریختن خون میسر میشود. چه ریختن خون دیگران و چه ریخته شدن خون خود.
روم برای رهایی از خفت این شکست برای 7 قرن با ایران جنگید، بلکه به یک فرجامی برسد. اما تاریخ راوی نبردهای پایاپای این دو امپراطوری قدرتمند دنیای باستان شد
@khoniras
مخمصه ای به نام حرّان - نبردی که دنیای باستان را تغییر داد
شکست کراسوس 50 هزار نفری مقابل سورنای 7 هزار نفری، فقط یک شکست غیر قابل پیش بینی و باورنکردنی نبود. یک فاجعه برای روم بود. نه تنها افسانه شکست ناپذیری 200 ساله روم از میان رفت، بلکه ساختار جمهوری در روم نیاز برای همیشه به پایان رسید و دوران بی ثبات و ناپایدار امپراطور ها در روم آغاز شد. بعد از این شکست در ۶ می سال 53 قبل از میلاد، درست است که با کودتای ژولیوس سزار روم شکل امپراطوری گرفت. اما خیلی طول نکشید که با قتل سزار در مجلس سنا توسط سناتورهای روم، همه فهمیدند که تکیه زدن به جایگاه امپراطور در روم به قیمت ریختن خون میسر میشود. چه ریختن خون دیگران و چه ریخته شدن خون خود.
روم برای رهایی از خفت این شکست برای 7 قرن با ایران جنگید، بلکه به یک فرجامی برسد. اما تاریخ راوی نبردهای پایاپای این دو امپراطوری قدرتمند دنیای باستان شد
@khoniras
۹۵۸
۱۹:۱۲
#شاه_نامه_ها 1
پایان خوش،آغاز اندیشههر داستانی که میخوانیم و هر ماجرایی که میشنویم، در پسپرده خود اتفاقاتی دارد که شاید هرگز از آنها آگاهی پیدا نکنیم اما باعث خلق چیزهایی میشوند که به آنها تاریخ میگوییم. درباره هر اتفاق، صحبتهای زیادی میشود اما کمتر درباره ماجراهای پیرامونی آن حرفی به میان میآید.
هر پدیدهای را باید در ظرف مکانی و زمانیاش بررسی کرد. پدیدههایی که امروزه از آنها اطلاع داریم، همگی از آبشخور زمانی خود بهره گرفتهاند تا توانستهاند از آن زمانه فراتر رفته و بر زمانهها تأثیر بگذارند: یک اختراع، یک عمل، یک کتاب، یک مرد.
ابوالقاسم فردوسی یک نفر بود از میان تمام مردمانی که در روزگار خود زندگی میکرد. او هم عصر عنصری بود، هم عصر دقیقی و مخصوصا هم عصر بیهقی. اما چطور میشود کسی از زمانه خود فراتر برود و روی آینده تاثیر بگذارد؟ همه اگر هنر کنند میتوانند حال جامعه خویش را درست دریابند و آن را بپذیرند و شاهکار کنند برای آیندگان روایتش کنند. اما فردوسی زمانه خود را درک کرد و برای آن چاره جست، نسخه پیچید و نسخه اش ماندگار شد.
@khoniras
پایان خوش،آغاز اندیشههر داستانی که میخوانیم و هر ماجرایی که میشنویم، در پسپرده خود اتفاقاتی دارد که شاید هرگز از آنها آگاهی پیدا نکنیم اما باعث خلق چیزهایی میشوند که به آنها تاریخ میگوییم. درباره هر اتفاق، صحبتهای زیادی میشود اما کمتر درباره ماجراهای پیرامونی آن حرفی به میان میآید.
هر پدیدهای را باید در ظرف مکانی و زمانیاش بررسی کرد. پدیدههایی که امروزه از آنها اطلاع داریم، همگی از آبشخور زمانی خود بهره گرفتهاند تا توانستهاند از آن زمانه فراتر رفته و بر زمانهها تأثیر بگذارند: یک اختراع، یک عمل، یک کتاب، یک مرد.
ابوالقاسم فردوسی یک نفر بود از میان تمام مردمانی که در روزگار خود زندگی میکرد. او هم عصر عنصری بود، هم عصر دقیقی و مخصوصا هم عصر بیهقی. اما چطور میشود کسی از زمانه خود فراتر برود و روی آینده تاثیر بگذارد؟ همه اگر هنر کنند میتوانند حال جامعه خویش را درست دریابند و آن را بپذیرند و شاهکار کنند برای آیندگان روایتش کنند. اما فردوسی زمانه خود را درک کرد و برای آن چاره جست، نسخه پیچید و نسخه اش ماندگار شد.
@khoniras
۸۷۶
۲:۰۶
#شاه_نامه_ها 2
بازنگری در شاهنامه؛ فراتر از شعر شاهنامه را باید در ظرف زمانی و مکانیاش بررسی کرد؛ در این بررسی میتوان به فهم بهتری رسید. شاهنامه فردوسی دو بخش کلی دارد: یکی شاهنامه و دیگری فردوسی. ابتدا باید با این پرسش شروع کنیم که آیا فردوسی شاعر است؟ آیا شاهنامه محصول سرایش فردوسی است؟ در همین ابتدا باید گفت شاهنامه توسط فردوسی به نظم یا شعر درآمده اما شاهنامه محصول سرایش و ذهن فردوسی نیست. داستانهای شاهنامه بسیار قدیمیتر از آنچیزی است که بتوان تصور کرد.
@khoniras
بازنگری در شاهنامه؛ فراتر از شعر شاهنامه را باید در ظرف زمانی و مکانیاش بررسی کرد؛ در این بررسی میتوان به فهم بهتری رسید. شاهنامه فردوسی دو بخش کلی دارد: یکی شاهنامه و دیگری فردوسی. ابتدا باید با این پرسش شروع کنیم که آیا فردوسی شاعر است؟ آیا شاهنامه محصول سرایش فردوسی است؟ در همین ابتدا باید گفت شاهنامه توسط فردوسی به نظم یا شعر درآمده اما شاهنامه محصول سرایش و ذهن فردوسی نیست. داستانهای شاهنامه بسیار قدیمیتر از آنچیزی است که بتوان تصور کرد.
@khoniras
۸۸۸
۲:۱۶
#مرور_تاریخ ۲
آلفونسو دو آلبو کرکی، دریانورد پرتغالی در سال ۱۵۰۷ با ناوگانش وارد خلیج فارس شد و شروع به اشغال هرمز، جزایر و سواحل اطراف تنگه کرد. دلیلش را هم اول کار گفته بود و اصلا به همین خاطر به این سمت دنیا آمد. او آن روزها گفت:"هر کس بر آبراهه هرمز مسلط شود، میتواند دنیا را به بازی بگیرد"
پ.ن: شاید ما خیلی از ظرفیت داشته هایمان مطلع نباشیم، ولی دیگران بهتر از ما میدانند ما چه داریم و چه هستیم.
@khoniras
آلفونسو دو آلبو کرکی، دریانورد پرتغالی در سال ۱۵۰۷ با ناوگانش وارد خلیج فارس شد و شروع به اشغال هرمز، جزایر و سواحل اطراف تنگه کرد. دلیلش را هم اول کار گفته بود و اصلا به همین خاطر به این سمت دنیا آمد. او آن روزها گفت:"هر کس بر آبراهه هرمز مسلط شود، میتواند دنیا را به بازی بگیرد"
پ.ن: شاید ما خیلی از ظرفیت داشته هایمان مطلع نباشیم، ولی دیگران بهتر از ما میدانند ما چه داریم و چه هستیم.
@khoniras
۹۷۴
۱۰:۲۲
#شاه_نامه_ها 3
جدال اسطورهها؛ تأثیرگذار یا تأثیرپذیر؟میان اسطورهپژوهان و کسانی که در زمینه تطبیق تاریخ و اساطیر فعالیت میکنند، جدالی دائمی در کار است؛ جدال بر سر اینکه آیا داستانهای شاهنامه از سایر داستانهای اساطیری تأثیر پذیرفته یا داستانهای اساطیری دیگر از قصههای شاهنامه تأثیر گرفتهاند؟ درهمین ابتدا بایدگفت که به دورازجانبداری میتوان گزینه دوم رابه واقعیت نزدیکتر دانست؛یعنی تأثیرگرفتن سایر داستانهای اساطیری ملل از اساطیر ایرانی. درمهابهاراتا، هندیها بهوضوح از پادشاهی به نام «یمه» یا «جمه» حرف میزنند که شاه شاهان است. در تورات، گیلگمش، ایلیاد و حتی قرآن نیز از روایات و مطالبی صحبت میشود که ریشهشان در اساطیر ایرانی است. از این رو، بسیاری از تاریخپژوهان، شاهنامه را حماسه یا تاریخ حماسی ایرانیها میدانند.
@khoniras
جدال اسطورهها؛ تأثیرگذار یا تأثیرپذیر؟میان اسطورهپژوهان و کسانی که در زمینه تطبیق تاریخ و اساطیر فعالیت میکنند، جدالی دائمی در کار است؛ جدال بر سر اینکه آیا داستانهای شاهنامه از سایر داستانهای اساطیری تأثیر پذیرفته یا داستانهای اساطیری دیگر از قصههای شاهنامه تأثیر گرفتهاند؟ درهمین ابتدا بایدگفت که به دورازجانبداری میتوان گزینه دوم رابه واقعیت نزدیکتر دانست؛یعنی تأثیرگرفتن سایر داستانهای اساطیری ملل از اساطیر ایرانی. درمهابهاراتا، هندیها بهوضوح از پادشاهی به نام «یمه» یا «جمه» حرف میزنند که شاه شاهان است. در تورات، گیلگمش، ایلیاد و حتی قرآن نیز از روایات و مطالبی صحبت میشود که ریشهشان در اساطیر ایرانی است. از این رو، بسیاری از تاریخپژوهان، شاهنامه را حماسه یا تاریخ حماسی ایرانیها میدانند.
@khoniras
۹۶۰
۱۰:۵۰
#ما_هنوز_همینجا_هستیم 1تلاش کم نشده است. دشمن کم نداشتیم و نخواهیم داشتچون همین بودن ما برای خیلی ها غیرقابل باور استطوفان روزگار سرزمین های زیادی را در نوردید و تمدن های بسیاری را از جا کنداما این سرزمین ریشه در خاک داردهنوز هست و خواهد بود تا هر چه خدا بخواهداین اینفوگرافی ساده فقط گوشه ای از تاریخ ایران است تا بتوانیم درک بهتری از مفهوم "بودن" داشته باشیم. که برای همین "بودن" چه جان هایی رفته است
@khoniras
@khoniras
۲۲۸.۳K
۹:۲۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#بیشتر_بدانیم
درباره پیل بغداد چه میدانید؟آیا چیزی شنیده اید؟پیل بغداد یا پیل اشکانی یا باطری اشکانیکشفی که شاید از بسیاری از کشفیات دنیا که دنیا با آنها به افسانه پردازی و دستمایه ای برای خیال پردازی ها قرار میدهد مهم تر باشد.اما چرا آنقدر که واقعا باید به آن پرداخته میشد کسی نپرداخت؟چرایی اش را باید از منظر صاحبان آن دانستایرانیان اشکانی در پیش از میلاد مسیح نه تنها توانسته بودند به علم الکتریسیته دست پیدا کنن بلکه توایی تولید و قطعا کاربری آن را نیز میدانستند.کاربری هایی که امروزه بیشتر حدس و گمان اندولی سوالی که مطرح میشود این است که اگر به الکتریسیته دست یافته بودند و توانایی تولید محصول مولد آن را داشتند، دیگر به چه چیزهایی رسیده بودند؟چه کارهایی با آنها انجام میدادند؟
#khoniras
درباره پیل بغداد چه میدانید؟آیا چیزی شنیده اید؟پیل بغداد یا پیل اشکانی یا باطری اشکانیکشفی که شاید از بسیاری از کشفیات دنیا که دنیا با آنها به افسانه پردازی و دستمایه ای برای خیال پردازی ها قرار میدهد مهم تر باشد.اما چرا آنقدر که واقعا باید به آن پرداخته میشد کسی نپرداخت؟چرایی اش را باید از منظر صاحبان آن دانستایرانیان اشکانی در پیش از میلاد مسیح نه تنها توانسته بودند به علم الکتریسیته دست پیدا کنن بلکه توایی تولید و قطعا کاربری آن را نیز میدانستند.کاربری هایی که امروزه بیشتر حدس و گمان اندولی سوالی که مطرح میشود این است که اگر به الکتریسیته دست یافته بودند و توانایی تولید محصول مولد آن را داشتند، دیگر به چه چیزهایی رسیده بودند؟چه کارهایی با آنها انجام میدادند؟
#khoniras
۳۶۴
۹:۴۷
خونیراث
#بیشتر_بدانیم درباره پیل بغداد چه میدانید؟ آیا چیزی شنیده اید؟ پیل بغداد یا پیل اشکانی یا باطری اشکانی کشفی که شاید از بسیاری از کشفیات دنیا که دنیا با آنها به افسانه پردازی و دستمایه ای برای خیال پردازی ها قرار میدهد مهم تر باشد. اما چرا آنقدر که واقعا باید به آن پرداخته میشد کسی نپرداخت؟ چرایی اش را باید از منظر صاحبان آن دانست ایرانیان اشکانی در پیش از میلاد مسیح نه تنها توانسته بودند به علم الکتریسیته دست پیدا کنن بلکه توایی تولید و قطعا کاربری آن را نیز میدانستند. کاربری هایی که امروزه بیشتر حدس و گمان اند ولی سوالی که مطرح میشود این است که اگر به الکتریسیته دست یافته بودند و توانایی تولید محصول مولد آن را داشتند، دیگر به چه چیزهایی رسیده بودند؟ چه کارهایی با آنها انجام میدادند؟ #khoniras
#بیشتر_بدانیمپیل اشکانی
برای کسانی که علاقه به مطالعه دارنداین کتاب شرح این اکتشاف و بررسی ها و مطالعات حول باتری اشکانی است
چند سال پیش نسخه ای از این کتاب را در کتابخانه یک پژوهشکده پیدا کردم. کتاب جالبیست و توضیحات خوبی از اقتضای زمانی و این دستاورد علمی-فناورانه داده استاما خیلی حیف که این کتاب چاپ زیادی نشده و فراگیر نیست.
باتری بغداد یا باتری اشکانی را میتوان چیزی در حد سفر به سیارات یا شکافت هسته اتم دانست. کما اینکه زمانی که الکتریسیته در اواخر قرن ۱۸ کشف شد، انقلابی در علم و زندگی پدید آورداما اینکه ایرانی ها در پیش از میلاد مسیح توانسته بودند به این علم برسند، چیزیست که برای خیلی ها غیر قابل تحمل و پذیرش است.
مساله مهم در اینجا، نه فقط باطری که خود علم الکتریسیته و جریان است و طبیعتا در ادامه علم مغناطیس یا مغنتیک یا مگنوتین. فرصتی باشد بیشتر توضیح خواهم داد درباره این کلمات انتهایی
@khoniras
برای کسانی که علاقه به مطالعه دارنداین کتاب شرح این اکتشاف و بررسی ها و مطالعات حول باتری اشکانی است
چند سال پیش نسخه ای از این کتاب را در کتابخانه یک پژوهشکده پیدا کردم. کتاب جالبیست و توضیحات خوبی از اقتضای زمانی و این دستاورد علمی-فناورانه داده استاما خیلی حیف که این کتاب چاپ زیادی نشده و فراگیر نیست.
باتری بغداد یا باتری اشکانی را میتوان چیزی در حد سفر به سیارات یا شکافت هسته اتم دانست. کما اینکه زمانی که الکتریسیته در اواخر قرن ۱۸ کشف شد، انقلابی در علم و زندگی پدید آورداما اینکه ایرانی ها در پیش از میلاد مسیح توانسته بودند به این علم برسند، چیزیست که برای خیلی ها غیر قابل تحمل و پذیرش است.
مساله مهم در اینجا، نه فقط باطری که خود علم الکتریسیته و جریان است و طبیعتا در ادامه علم مغناطیس یا مغنتیک یا مگنوتین. فرصتی باشد بیشتر توضیح خواهم داد درباره این کلمات انتهایی
@khoniras
۱۱۵.۱K
۱۰:۰۵
#شاه_نامه_ها 4
در متون یهودیان، بعد از آزادی در بابل آمده که خشایارشا، شاه هخامنشی، شبی از فشارهای زیاد کاری و مسائل حکومتی خوابش نبرد و از مشاوران خود خواست برایش نامه شاهان را بخوانند. کتابی که در متون عبری به نام «نامه شاهان» آمده، کتابی است که روایت قصههای کهن ایرانی را در دل خود دارد.
برخی پژوهشگران، ریشه شاهنامه فردوسی را خداینامهها یا خداینامکهای عصر ساسانی میدانند، اما ریشه خداینامکها هم بسیار قدیمیتر از اینهاستآن چیزی؛ نکتهای است که برخی نمیخواهند آن را بپذیرند. آنچه ریشه مشترک خداینامکهای ساسانی، قصههای اشکانی و نامه شاهان هخامنشی است، «زریرنامه» است. زریرنامه یا یادگار زریران یک متن مذهبی حماسیست که بیشتر یک اثر نمایشیست که ترکیبی از شعر و نثر پارتی یا پارسیگ. این اثر توسط گوسان ها روایت میشده. این متن که در دوره اشکانی تدوین شده، نزدیک ترین اثر بجا مانده قبل از خدای نامه های دوره ساسانیست که از مراجع شاهنامه در کنار اوستا محسوب میشوند.
@khoniras
در متون یهودیان، بعد از آزادی در بابل آمده که خشایارشا، شاه هخامنشی، شبی از فشارهای زیاد کاری و مسائل حکومتی خوابش نبرد و از مشاوران خود خواست برایش نامه شاهان را بخوانند. کتابی که در متون عبری به نام «نامه شاهان» آمده، کتابی است که روایت قصههای کهن ایرانی را در دل خود دارد.
برخی پژوهشگران، ریشه شاهنامه فردوسی را خداینامهها یا خداینامکهای عصر ساسانی میدانند، اما ریشه خداینامکها هم بسیار قدیمیتر از اینهاستآن چیزی؛ نکتهای است که برخی نمیخواهند آن را بپذیرند. آنچه ریشه مشترک خداینامکهای ساسانی، قصههای اشکانی و نامه شاهان هخامنشی است، «زریرنامه» است. زریرنامه یا یادگار زریران یک متن مذهبی حماسیست که بیشتر یک اثر نمایشیست که ترکیبی از شعر و نثر پارتی یا پارسیگ. این اثر توسط گوسان ها روایت میشده. این متن که در دوره اشکانی تدوین شده، نزدیک ترین اثر بجا مانده قبل از خدای نامه های دوره ساسانیست که از مراجع شاهنامه در کنار اوستا محسوب میشوند.
@khoniras
۲۹۸
۱۳:۳۶