عکس پروفایل ♪♫   BTS♡ Black Pink  ♫♪

♪♫ BTS♡ Black Pink ♫♪

۵۸ عضو
های روالین:) #مدیر_جینهو

۴۶

۱۵:۳۱

thumbnail
بل بل جیمین میخواد سربازی رو بخرهundefined#مدیر_جینهو

۸۷

۱۵:۳۳

thumbnail
های روالین چهار شنبه همه مبارک انشالله مثل من ایسکاتون کنن با ترقه به چخ برین#مدیر_جینهو

۸۹

۱۷:۰۱

thumbnail
ادمین میخوامم@jinho_jk#مدیر_جینهو

۹۴

۱۹:۲۹

هلو بریم یه سه پارتی؟ ؛) #مدیر_جیهو

۸۰

۸:۰۸

پارت1undefinedبیبی بوی منundefinedundefinedجونگ کوک : تهیونگ بنظر خیلی خسته میومد چون سه روزع فقد دو ساعته خوابیدع دلم نمیاد بیدارش کنم( وارد اتاق شد )ویو کوک : وقتی وارد اتاق شدم تهیونگ شبیه فرشته ها روی تخت خوابیدع بود لباس سفید موهای طلایی کم رنگ لبای قرمز و ارایشش که روپوش تختو رنگی کرده بودجونگ کوک: یااع تهیونگگگگ( تهیونگ پرید )جونگ کوک : چرا ارایشتو پاک نکردی ؟تهیونگ : او ببخشید بعدا پاک میکنم فعلا بزار بخوابم .جونگ کوک : او او او یه دیقهتهیونگ : چیشدع بیب ؟جونگ کوک : شام امادس نمیخوری ؟تهیونگ : نه بعدا میخورمجونگ کوک : اوم باشه از اتاق بیرون رفت و برقو خاموش کرد جونگ کوک واقعا گشنش بود چون بخاتر رژیمش نمیتونست هر سه وعده رو بخورع فقد یه وعده میخورد و نهار و صبحانه نخوردع بود جونگ کوک گوشیشو روشن کرد متوجه شد جین هیونگش بهش پیام دادع جونگ کوک : او جین هیونگ چیکار دارع ؟( پیام جین : کوکییییییییییی پسر کجاااییییی؟؟؟؟؟!!!!!! )پیام جونگ کوک : چیشدع هیونگ ؟جین : خوبه سالمیجین : امشب پیش تهیونگی نخوابی باشه ؟جونگ کوک : چرا هیونگ ؟جین : چن ساعت پیش اومدم استودیو تهیونگ و بهم گف چن روز باهات رابطه نداشع و دلش برای بدنت تنگ شدعهجین : گفت ( هیونگ میخوام ۸ شات بخورم و مست کنم و بعدش جونگ کوکو * بکنم ارع عاشق اون بدن سکسیشم ) اینو گف)جونگ کوک :هیونگ اگ اینجور باشه امشب قرارع به ف*ک برمجونگ کوک : من میام پیش تو هیونگجین : باشه منتظرتم فقد مواظب باش تهیونگ متوجه نشهجونگ کوک : اوکیجونگ کوک : من میرم اماده شمجین : بعدا میبینمتاز زبان جونگ کوک : اروم در اتاقو باز کردم و رفتم سمت کمد لباسم کمد هی صدا میداد اما خوشبختانه تهیونگ بیدار نشد ، بدون اینک نگا کنم چی بردشم ی دس لباس و شلوار برداشم و ماسک و کلاهم که روی میز بود رو خیلی اروم برداشم و بدون اینک تهیونگ متوجه بشه رفتم توی اتاق پروفو لباسامو پوشیدم وقتی از اتاق اومدم بیرون و رفتم سمت در اتاق متوجه شدم ‌که تهیونگ : آهه بیبی بانی هات و سکسیه من کجا داره میرع ؟ میدونه ددی بهش نیاز دارع ن ؟
جونگ کوک: مم من تهیونگ: نه من ((پوز خند میزنه)) کوک دویید سمت در، در قفل بود تا با کیلید درو باز کنه حلقه ی دستایه تهیونگ رو دور کمرش حس کر. تهیونگ بوسه عمیقی به گردن جونگ کوک زد. جونگ کوک: اححتهیونگ بوسه دیگه ای روی لب هاش کاشت. که با عث شد کوک دستو پاش شل بشه و نتونه خودشو نگه داره. تهیونگ بلندش کرد و سمت اوطاق بردش و رو تخت پینش کرد. لب هاشرو گاز میگرفت و میبوسید جونگ کوک ناله میکرد که با عث می شد تهیونگ هشری تر از قبل بشه تهیونگ: خب بیبی بوی چند راند میخوای؟ تهیونگ یک دفه حواسش رفت پی دستای جونگکوک که داشتن دکمه های لباس کوک رو باز میکردن. لبخند بزرگی روی لباش اومد. عروسک کوچولوشو بالا کشیدو نشوندش روی پاهاشجونگ کوک با دیدن بدن سیکسیه تهیونک اب دهنش رو قورت دادتهیونگ لباس جونگ کوک رو در ا.ورد بعد هم شلوار و باکسرخودشو جفتشون کاملا لخت بودن. جونگ کوک به چشمای تهیونگ خیره ه بود که یک دفه با حس چیز سردی روی سوراخ نبض دارش از جا پرید. تهیونگ فقط سعی داشت اروم جونگکوک رو با انگشت اماده کنه.جونگ کوک: تهیونگ لطفاتهیونگ: تهیونگ؟ :/ نه تا نگی ددی شوروع نمی کنم. جونگ کوک: لطفا همین الا به فاکم بده. ددیییی تهیونگ: الا شوروع میکنمتهیونگ نیش خندی زدو انگشتش رو در اورد. سمت کمد رفت و لوب از داخل کمد اورد
((امید وارم بدونین کاندم و لوب چیه هر کی ندونه خره کی خره دشمن...))
لوب رو روی عضوش کشید و بایه ضربه وارد کرد. صدای نالع عمیق جونگکوک کل مجتمع بزرگ کیم رو گرفت و بعد پِقی زد زیر گریه. تهیونگ: تو خودت گفی... تهیونگ با کاشتن بوسه های اروم روی لب های بیبی بویش ارومش کرد. وبعد شوروع به ضربه زدن کرد. با بوسه هاش جونگ کوک رو اروم می کرد. جونگ کوک: اههه اههه هوم اه ددی محکمتر. تهیونگ به ضربه هاش شدت داد بعد چند مین جفتشون باهم ارضاع شدن و تهیونگ جونگکوک رو تو بغلش داشت. تهیونگ : ببخشید اگه اذیت شدی بیبیجونگ کوک: فوقالعاده بود. تهیونگ: پس چیزی برایه ناراحتی نیست مگه نه؟ جونگ کوک: اوهومتهیونگ: بریم حموم؟ جونگ کوک: خستم ولی باشه.
•••••••بعد از حموم••••••••••••••••••••••••••••••••
جونگ کوک خودش رو رویه تخت پرت کرد دستاشو رویه چشماش گذاشت. جونگ کوک: هوفففتهیونگ داشت موهاشو خشک میکردجونگ کوک گوشیشو روشن کرد که دید کلی پیام از جین داره. جونگ کوک: وای


((پیام جین))
••••••••••••••••••••• هیونگ کجایی؟ ••••••••••••••••••••• ••••••••••••••••••••••• جواب بدع کجایی ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• دارم نگران میش مکم کم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• هیونگگ ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

۷۶

۸:۰۹

• نکنه نتونسی فرار کنیundefined••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• حالا که جوابمو نمیدی همون بهتر به گا بری •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••نیومدی دیگه نیاع ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••undefinedundefinedundefinedundefinedundefined•••••••••••••••••••••
((جواب کوک))

•••••••••••••••••••••• • هیونگ ببخشید • • نقشه جواب نداد • •البته بدم نشد ببخش• •جواب ندادم فعلا بای• ••••••••••••••••••••••• ((جین)) ••••••••••••••••••••••ذلیل شی الاحیundefined•••••••••••••••••••••ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتهیونگ: کی بود عزیزمجونگ کوک گوشیشو خواموش کرد پرت کرد اون ورجونگ کوک: جین هیونگ بود. تهیونگ: چیزی شده؟ جونگ کوک: نه، مهم نیست. تهیونگ: مطمئنی؟ جونگ کوک: اوهومتهیونگ یه لبخند مستطیلی زد و کوک هم با یه لبخند خرگوشی جوابشو داد. تهیونگ اومدو کنار کوک دراز کشید. بغل کرد. پیشونیشون رو بهم تکیه دادن. تا صبح تو بغل هم خوابیدن. ـــــــــــــ صبح ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــویو کوک...
چشمام رو باز کردم تهیونگ محکم بغلم کرده بود به زور از تو بغلش بیرون اومدم نشستم رو تخت. بخاطر نور خورشید و تیری که سرم کشید. چشمام رو محکم رویه هم بستم. باید میرفتم صبحانه آماده کنم. همینکه از رو تخت بلند شدم کهیدفه سرم گیج رفت اوفتادم زمین
بیو تهیونگ.........
با صدایه گوروپ و ناله ی بلندی از خاب پریدم کوک رو دیدم که رو زمین چاهار دستو پا بود و داشت بالا میا ورد از نگرانی مردم بعد از اینکه کمکش کردم بلند شه بعد از تمیز کردنش خوابوندمش رو تخت. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتهیونگ: الا بهتری بیبجونگ کوک: اوهوم فقط گرممهتهیونگ تب سنج رو زیر بازو هایه کوک گذاشت و بد از چند سانیه چماش قد دو تا پرتقال گرد شدتهیونگ: کک ککوکجونگ کوک: چیهتهیونگ: فک کنم قراره بابا شیم. جونگ کوک: چیییییییتهیونگ: پاشو بریم سونوگرافی. جونگ کوک: با...باشه•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••تهیونگ: یعنی تا نه ماهه دیگه اقایه دکتر؟ دکتر: بله ولی چون بچه حاصل گِی هست ممکنه یه مقدار بیشتر طول بکشه البته زیادم فرق نمی کنه. جونگ کوک: چقد بیشتر؟ دکتر: احتمالا یکی دوهفته بیشتر طول بکشه. تهیونگ، جونگ کوک: عاهادکتر: فقط چیزای موفید زیاد بوخورین و چهار ماه دیگه برای تشخیس جنست فرزندتون بیاین تو وان نرین و اگه دمای بدنتون بالا رفت نگران نشین رویه شکمم هم نخوابین اها ارتفاعات هم نرین. جونگ کوک: چشم، خیلی ممنونم. تهیونگ: ممنون. از اتاق دکتر بیرون اومدن که جونگ کوک پق زیرگریه زد. تهیونگ با وحشت نگاش کرد.. تهیونگ: چی شده؟ (با وحشت) جونگ کوک: من من امادگیشو ندارم خیلی یهویی شد اگه شکمم بزرگ شه جواب کمپانی رو چی بدمم... تهیونگ وسط حرفش پرید و محکم بغلش کردو لباش رو به لبایه پسر کوچیک تر کوبیدتهیونگ: عزیزم خودتو نگران نکن نگرانی نه واسه تو خوبه نه بچمون تو فقط خوب بخور و استراحت کنباشه؟ جونگ کوک: اخه.. تهیونگ: هیشششش هیچی نگو بیا بریم فوروشگاه خرید کنیم بعد بریم خونه. بعد از یک خرید چهار ساعته....................................... توماشین نشسته بودن و تهیونگ رانندگی میکرد جونگ کوک یه شیر موز دستش بود و داشت میخورد تقریبا کل صندق و صندلی عقب پر انواع خوراکی و مواد غذایی بود. تهیونگ: بیبیجونگ کوک: هومتهیونگ: بریم رستوران؟ جونگ کوک: اوهومتهیونگ: خوبه پس بریم تهیونگ ماشین رو پارک کرد و پیاده شدن. دست جونگ کوک رو محکم گرفت و به داخل رستوران کشید. سمت یه میز دو نفره گوشه ی رستوران رفتنو نشستن. گارسون سمت میز اومد نگاه هیزش رو به کوک داد و خیره شد و با چشم قره ای از طرف تهیونگ چشماش رو تو حدقه چرخوند. گارسون: چی میل دارین. (با لحن بی حوصله گی) جونگ کوک تصمیم گرفت قبل از تهیونگ حرف بزنه تا رستوران رو روسر خودشون و گارسونه خراب نکنه. جونگ کوک: یه کاسه جاجانگمیون لطفا. گارسون سر تکون داد و تو تبلت تیک زد. جونگکوک: ته چی میخوری؟ تهیونگ: یه ظرف کیمباپ. جونگ کوک به گارسون نگاه کرد گار سون برای بار دوم سر تکون داد. گارسون: چیز دیگه ای هم هست؟ نوشیدنی یا مخلفات، دسر چی میل دارین؟ تهیونگ: لطفا دوتا الکل. گارسون: بله قر... جونگکوک وسط حرفش پرید و گف: نه نه ما الکل نمی خوریم.

۸۰

۸:۰۹

تهیونگ سوالی نگاهش کرد. گارسون: لغف کنم؟ جونگکوک: بله گارسون رفت تا سفارش هارو بیاره. تهیونگ: چرا الکل نه؟ جونگکوک: به دو دلیل قانه کننده یک واسه بچمون ضرر داره، دو اگه مست کنی احتمالا که نه قطعا امشب میخوای به فاکم بدی که اونم تو دوران بارداری. فهمیدی؟ تهیونگ: شت، آره راس میگی. جونگکوک: اوهوم. تهیونگ اروم جلو اومدو لب هایه مشوقش رو بوسید جونگکوک لبخند زد. گارسون: اههم جونگکوک وتهیونگ بهش نگاه کردن. گارسون بفرمایید. و بعد غذا هارو رویه میز گذاشتبعد از این که خوردن تهیونگ حساب کرد. از رستوران بیرون رفتن و سوار ماشین شدن. تهیونگ: بیبیجونگکوک: هومتهیونگ: عاشقتم جونگکوک: من بیشترتهیونگ: نظرت چیه فردا بریم یکم خوش بگزرونیم قبل از اینکه تمام وقتمون رو برای اون کیوت فسقلی بزاریم. جونگکوک: موافقمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... امارت ی تهیونگ ساعت ۷و۱دقیقه ی صبح.....تهیونگ همون طور که کوک رو تو بغلش داشت نشست کوک رو که خواب بود اروم بوسید جونگ کوک چشماشو باز کرد. جونگکوک: ساعت؟ تهیونگ: ۷و۱ دیقهجونگکوک: چرا انقد زود بیدارم کردی؟ تهیونگ: برای این که پاشو بورو واسه خودم و خودت دو دست لباس خواب و لباس بیرون بردار بریم بیرون. منم برم ماشینو اماده کنم یکمم خورده ریزه بخرم. باشه؟ جونگکوک: باشه....... بعد از اماده شدن و برگشتن تهیونگ.................ساعت ۹و ۳۰دقیقه ی صبح ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتهیونگ با کت چرم مشکی و موهای قهوایه حالت دارش وارد سالن شد کوک با چشمای کیوتش بهش زول زده بود تهیونگ لبخند زد و جلو تر رفت و لب های کوک رو بوسید تهیونگ: بیبی لیباس سفیدت خیلی به اون موهای قهوایه خوشرنگت میاد. جونگکوک: از رنگ جدید موهات خشم میاد رنگ موهای خودته. تهیونگ لبخند ارومی زدو چمدونو از دست کوک گرف ت و با دست ازدش دست جونگکوک رو محکم گرفت و سمت اسانسور رفتن. وقتی به پارکینگ رسیدن کوک چشماش برق زد چون تاحالا اون ماشین های تهیونگ رو ندیده بود تهیونگ به سمت یه پورشه مشکی رنگ رفت و در صندوق رو باز کرد وچمدون رو توش انداخت و بعد درش رو بست. جلو اومد و در رو برای جونگکوک باز کرد. تهیونگ: بفر مایید پرنسِ کیوت من (اعدا درمیاره و لبخند شیطونی میزنه) جونگکوک با خنده وارد ماشین میش. و بعدتهیونگ پشت فرمون نشستو راه افتادن .
جونگکوک: کجا میریم؟ تهیونگ: مسافرت. جونگکوک: اونو که خدمم میدونم. کجا؟ تهیونگ: جنگل. جونگکوک: باوشجونگکوک خوابش برد... چشماشو باز میکنه. تهیونگ: به بیدار شدی بیبجونگکوک: رسیدیم؟ تهیونگ: ارهجونگکوک: پس چرا بیدارم نکردی. تهیونگ: هرکی دلش میومد فرشته ایم مثل تو رو بیدار کنه قطعا دیوونه بود. (اروم میخنده:) جونگکوک: هوم تهیونگ: بیا... دست جونگ کوک رو کشید و از ماشین پیادش کردرفتن سمت خونه. جونگکوک: تهیونگتهیونگ: هوم؟ جونگکوک: اینجا همون خونه ای نیست که کمپانی برای فیلم برداری اینده سوپ اورده بودمونننن. تهیونگ: دقیقا همون جاس. جونگکوک: من عاشق این جام. تهیونگ: میدونستم. رفتن تو بعد از یکم مرتب کردن و جابجایی وسایل روی مبل جلویه تلویزیون نشستن. تهیونگ جونگکوک رو تو بغلش کشید. تهیونگ: راستی بیبی قضیه کمپانی. جونگکوک: خب؟ تهیونگ: قبول کردن باهم باشیم. جونگکوک: چیییی خبر به این مهمی رو تازه الا داری بهم میگی. تهیونگ: ببخشید انقد سرگرم بودم که پاک فراموش کردم بهت بگم. جونگکوک: تهیونگ:/تهیونگ بلند بلند به اصبانیت کیوت دوست پسرش میخندید اخه بجای این که ترسناک بنظر برسه کیوت هم شده بود. خم شد و اروم لب های ورچیده ی کیوت دوست پسرش رو بوسید. تهیونگ: راستیادامه دارد#مدیر_جینهو

۸۰

۸:۰۹

بازارسال شده از 태형
thumbnail
های دوص‍‌ت عزیز امید وارم از چنلمون خوش‍‌تون بیاد 🥺undefined🩹...https://ble.ir/darkworld0این لینک چنلمون هست حتما جوین شین ممنون عزیزملینک چنلمون رو پخش کنید خوشحال میشم ما تو این چنل کلی پروف دپ و تکست داریم و گاهی اوقات چالش میزاریمundefinedundefined
undefined۱

۱

۱۳:۰۰

بازارسال شده از ‌نازنین
thumbnail
undefinedلطفا این پیام رو فور کنید..سعی کنید بین همه پخش کنیدundefinedاین دختر اسمش جانگ وون یونگ هست.طبق آخرین خبر جانگ وون یونگ بر اثر 5 تیر که به بدنش خورده در بیمارستان بستریه و هنوز خبری از بهبودی حالش ندادن...جیمین،جنی،یونجون،هیونجین،تهیونگ و جانگ کوک هم تحدید به مرگ شدن و پیام هایی بهشون ارسال میشه (نفر بعدی شمایین).قضیه رو جدی نگاه کنین...نباید اجازه بدیم آیدل ها یکی یکی قربانی بشن،اونا به حمایت احتیاج دارن.
#نفر‌_بعدی‌_در‌کار_نیست

۱

۱۶:۵۱